تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

 ***صهیون پژوه: برخی مخاطبان وبلاگ، با در نظر نگرفتن واقعیات جهان معاصر و ندیدن و نشناختن الیگارشی آهنین و دیکتاتوری بورژوازی در کشورهای غربی، بدون دلیل واضح و مشخصی، ادعا می کنند در ایران آزادی نیست و ما هنوز خیلی مانده که به دموکراسی غرب برسیم. تعجب می کنم از اینکه دوستان واقعیت ها را در نظر نمی گیرند، در حالی که در ایران، جلوی رهبری با آزادی هر چه تمام تر از ایشان انتقادهای نابجا می شود و ایشان هم با بزرگواری برخورد می کنند و عکس رئیس جمهور را آتش می زنند و رئیس جمهور هم با بزرگواری رفتار می کند. همچنین، بیشترین فحاشی ها و حرف های نابجا در سایت ها و روزنامه ها به رئیس جمهور خدوم و شجاع می شود و باز هم دم می زنند که ازادی نیست...! این مقاله را کار می کنم تا شایدبرخی از خواب تحمیلی این رسانه های فریبکار وسایتهای بی انصاف برخیزند. 

***نويسنده اين مقاله را می شناسم. وی، در حال توسعه اين نوشته است. اسامي اين قربانيان نقد صهيونسم جنايتكار را تا حدود صد انديشمند جلو برده است. در صورتي كه بتوانم و نویسنده اجازه دهد، اين اسامي را به زودي در همين وبلاگ مي اورم... البته كه مي دانم تعداد انديشمندانی كه زير تيغ صهيونيسم و ليبرال دموكراسي در حال له شدن هستند، بسيار بيش از صد نفر مي باشد... و اين مطلب مشتي از خروار مي باشد.... از تمام دوستان وبلگ نویس هم می خواهم که کمک کنند این لیست کامل شود. شواهد خود را از کشورهای غربی و برخوردهای لابی قدرتمند صهیونیستی و لابی های سرمایه داری بیان بفرمائید تا به نام خودتان در این وبلاگ بازتاب داده شود. با تشکر از شما که در مقاله تامل می کنید...

**درهمین رابطه این لینکهاخواندنی هستند:دوسایت تجدیدنظرطلبان تاریخی: www.revisionists.comو www.vho.org

**محاکمه کمدین فرانسوی،به جرم واهی یهودیستیزی: به نقل ازوبلاگ:http://4palestine.blogfa.com/post-57.aspx 

** لیست نسبتا جامعی از دانشمندان تجدیدنظر طلب در تاریخ که توسط صهیونیست ها بارها  اذیت و آزار شده اند و اکنون برخی از آنها در کشورهای مدعی آزادی در غرب در زندان یا تبعید به سر می برند یا تحت تعقیب دستگاه های امنیتی جهان آزاد غرب هستند!! البته این مطلب به زبان انگلیسی است:  http://cinemazion.blogfa.com/cat-23.aspx

**برای مطالعه بیشتر راجع به هولوکاست ومخالفین ومنتقدین هولوکاست:http://www.zionism.blogfa.com/cat-27.aspx 

غرب؛ قتلگاه انديشه

افشاي اسامي حدود پنجاه  اندیشمند منتقد هولوکاست که در کشورهای مدعی آزادی غربی، مورد تهديد و آزار و شکنجه و محاکمه صهيونيسم و سیاست مدارن تابع صهیون قرار گرفته اند!!

بسم الله الرحمن الرحيم

- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (سوره شریف بقره/ مبارکه120): یهود و مسحیت، هرگز از تو راضی نمی شوند مگر اینکه تابع آیین و روش انها  شوی...

-لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (سوره مبارکه مائده، آیه82) به تحقیق و حتما یهودیان و مشرکین را بدترین دشمنان مومنین خواهی یافت.

 مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد عاقلانه و مدبرانه ایشان مبنی بر انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84  و سالنامه سال ۱۳۸۴ (صفحه سرانجام- سياست) به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.

انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي

- سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه » و«شيادي قرن بيستم» افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است. وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع  ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و ممنوع التدريس شده و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1]

 -او در تنهايي اش تنها نيست؛  بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند. پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]

 -دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا و مدير موسسه آدلايد در استراليا ، به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و ردّ علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد  گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3]  در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند.

 -پروفسور «ياووس اوسوس» يكي از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبيركل «اتحاديه راه اسلامي» در اروپا، که وادار به استعفا و كناره گيري از دانشگاه شد.«اوسوس» 46 ساله، متخصصcrystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فني «روش هاي صنعتي» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدريس و فعاليت علمي در اين دانشگاه بود. وي از چهار سال پيش به دليل ترويج ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطين تحت شديدترين حملات تبليغاتي رسانه ها و عناصر صهيونيستي در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پايمال شده مسلمانان در اروپا، آمريكا و خاورميانه سكوت كند ودر مقابل صهيونيست ها پخش «شبنامه»ها در دانشگاه و تماس هاي تلفني و انواع تهديدها عليه او و خانواده اش را با شدت دنبال کردند.[4]

 -ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نمي كند.[5] 

-وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[6]

 -پاستور روژه پارمنتيرنيزبه دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[7]

 -ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[8]

 -كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگينِ دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند[9] ...اين است حقيقت آزادي در يک نظام دموکرات و ليبرال خيلي غربي!

-گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه درهولوكاست ازسوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[10]

 -گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[11]

 -روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي صهيونيستی معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[12]

 -ارنست زوندل  و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[13] و پس از چهل سال زندگي در كانادا از اين كشور اخراج و در حال حاضر نيز در آلمان زنداني است و در انتظار محاكمه به سر مي برد.[14]

 -پروفسور ديويد ايروينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند، به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و  به 20 سال زندان محكوم شده است[15]، اما با توبه خود از تحقيقاتش مقدار سال هاي زندانش تخفيف پيدا کرد!

 -احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[16]

 -آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[17]

كشيش لولون، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[18]

 -گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[19]

اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش  غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:

  --گرمار رودولف شيميدان آلماني و فراري كه در آمريكا زندگي مي كند[20]،

-زيفريد وربك كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است،

-گانتركگل از محققين تجديدنظرطلب[21]،

-ولفگانگ فروليچ كه در گذشته از وي خواسته شده بود شهادت دروغ عليه تجديدنظرطلبان بدهد و وي با پناه بردن به سفارت ايران در وين اين مساله را عنوان كرد كه صهيونيستها وي را تهديد كرده اند،

-مانفرد رودر مدافع تجديدنظرطلبان،

-ابراهيم علوش از نويسندگان بنام اردن و رئيس صداي آزاد عربي،

-يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[22]،

-رابرت فيسك در امريكا[23]،

-روز ترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[24]،

-مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[25]،

-ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد[26]،   

-مايكل هافمن كه زماني خبرنگار آسوشيتد‌پرس بود[27]،

-مارك وبر مورخ امريكايي[28]،

-آرمان امادروس[29]،

-دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[30]،

-آرتور رابرت بوتر (امريكايي)،

-فيليپ كازين[31]،

-بتاريس بوكارد[32]،

-كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[33]،

-ويلهم استاگليچ،

-ارهارد كمپر،

-دكتر جني تانگ انگليسي[34]

احمد رامي از سوئيس(مسئول شجاع راديو اسلام - www.RAMI.TV)

 -در شهريور 1385 مسابقه بين المللي کاريکاتور هولوکاست در ايران اجرا شد که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان از تهديدي و بازجويي در کشورشان و حتي از خارج مرزهاي کشورشان، در امان نبودند مثل: سيد مسعود شجاعي طباطبايي مسئول شجاع سايت ايران کارتون (IRANCARTOON.IR –IRANCARTOON.COM)  و مسابقه جهاني افشاي دروغ هولوکاست و ميشل لوئينگ کاريکاتوريست  استراليايي و رنه بوشه کاريکاتوريست معروف فرانسوي و ديويد بالدينگر کاريکاتوريست آمريکايي  و ... .

 جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[35] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[36] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[37] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.

افسانه هولوكاست و يهود ستيزي

يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها  واسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[38]  اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.

ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان

هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند.[39] شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:

1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[40]

2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[41]

3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[42]

4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[43]

5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[44]

مقام معظم رهبري  مي فرمايند: «دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.»[45]

اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند. پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[46] پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جهاني قابل اعتنا نيست؛ گرچه کشته شدن يک انسان هم، بدون گناه محکوم است. اما مسئله اين است که جنگ اول و دوم يک رقابت کثيف درون تمدني غرب بر سر مسائل دنيوي بين خودشان بود که حدود صد ميليون کشته از بشر گرفت؛ اين است چهره واقعي دنياطلبي و دوري از خدا.

قوانين بي رحمانه جهاني در مورد افسانه هاي صهيونيستي

اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها!  را ندارد. قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو در ژاپن و آمريکا و اروپاي مثلا آزاد، حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[47] در فرانسه قانون فابيوس – گسو هم به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب مي كند.[48] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[49]

هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...

به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت مي كند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور، بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[50] چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000  (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم به رهبري جناب کوفي عنان نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند. اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.

در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را  اشغال كرده است، بيش از ششصد هزار عراقي اکثراً شيعه كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند و فاجعه قانا و صبرا و شتيلا و رفح و غزه هنوز هم ادامه دارد. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون هاي متمدن! حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[51] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[52] ظاهراً فقط يهوديان و نوكران آن ها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.[53]

به نقل از نشريه پرتو سخن و وبلاگ:masiheyahoodi.parsiblog.com/Archive31511.htm

 پي نوشت ها:

[1] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري از سايت علمي پژوهشي yahood.net       /   [2] . همان.  /  [3] . همان. 

[4] . روزنامه کيهان 15/ 8/ 1384.

[5] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، نوشته پروفسور روبر فوريسون، ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالديني؛ نشر مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ چاپ اول؛1381 . ص52 .

[6] .همان.  /  [7] .همان.   /  [8] .همان.  /  [9] .همان. / 10] .همان.  / [11] .همان. /  [12] .همان.  / [13] .همان.

[14] . مراجعه کنيد به خبر «مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند.» در وبلاگ صهيون پژوه ، آذر 1384 : www.zionism.blogfa.com

[15] . بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات هفته دوم آذر ماه 84 و نيز كتاب پژوهش صهيونيت، ج2، به كوشش محمد احمدي، نشر مركز مطالعات فلسطين، چ اول، پاييز 81، ص227 .

[16] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري    /     [17] . همان.

[18] . كتاب محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، پروفسور روژه گارودي، با مقدمه دكتر علي اكبر ولايتي، مترجمين: مجيد خليل زاده و احمد نخستين و جعفر ياره، نشر موسسه فرهنگي انديشه معاصر، چ اول پاييز 77، ص24 .

[19] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[20] . مراجعه کنيد به خبر: مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند، همان منبع.

[21] . آدرس سايت تجديد نظر طلبان تاريخي در اينترنت:  www.REVISIONISTS.com   و www.zundelsite.org

[22] . كيهان، 21 آبان1382 .             / [23] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري      / [24] . همان.

[25] . كيهان، 21 آبان 1382 .            /        [26] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[27] . از خبرگزاري حوزه هاي علميه:  www.rasanews.com  وي که نويسنده كتاب «جوامع محرمانه، جنگ‌هاي رواني و دادگاه بزرگ هولوكاست» است در نامه حمايت آميز خود خطاب به احمدي نژاد نوشته است: «تاكنون دوستان زيادي از ما به زندان‌هاي ضد هولوكاست افتاده‌اند و البته چند نفري از ما در بيرون زندان هستيم. ما را به ايران بياوريد و اجازه بدهيد تا در يك نشست مطبوعاتي كه در سطح بين‌الملل قابل پخش باشد مطالب خود را بيان كنيم و در دفاع از شما و طرحتان سخن بگوييم.»

[28] . پژوهه صهيونيت، مقاله واقعيت يهود ستيزي، ص227           /  [29] . همان.       /     [30] . همان.

[31] . كتاب اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص42.       /        [32] . همان.

[33] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، مترجم: سوسن سليم زاده، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، تهران، ص82 .

[34] . روزنامه قدس، 5 بهمن 1382، با عنوان: نماينده پارلمان انگليس به خاطر بيان حقيقت بر کنار شد.

[35] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 192 .          /   [36] . همان، ص 191 .     /   [37] . همان.

[38] . تاريخ يهود - مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، اسراييل شاهاك، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، چ اول، 1376، ص 19 .

[39] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225         /      [40] . همان.            /         [41] . همان.

[42] . محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، ص 17      /   [43] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225         /    [44] . همان.

[45] . سخنراني در تاريخ 11 بهمن 1380   /   [46] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين.

[47] . در مقدمه كتاب محاكمه آزادي پروفسور روژه گارودي نقدهاي خوبي به قوانين اين دادگاه ها دارد.   /  [48] . همان.

[49] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص54 .

[50] . در اين زمينه به سايت www.shahbazi.org مراجعه كنيد.

[51] . كتاب زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران، ج 1، عبد الله شهبازي، موسسه مطالعات سياسي، فصل تجارت ماوراء بحار و استعمار غرب، راز شکل گيري تمدن جديد غرب.

[52] . همان.    /   [53] . کتاب تلمود پراست از اين احکام نژادپرستانه. براي مطالعه بيشتر ر.ک: نقد و نگرشي بر تلمود، نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت 20:48  توسط سینا  | 

***اولا: دهه کرامت ومیلادحضرت علی بن موسی وخواهرایشان(علیهما السلام)برتمام آزاد اندیشان مبارک باد.

*** ثانیا: سخنان دیروز رهبر زمان شناس و مدبرمان، در جمع نخبگان واقعا خواندنی بود. در وب تشکل سیرت گوشه ای از آن راببینید. ایشان جرم برخی مدعیان نخبگی را به صراحت در حوادث بعد از انتخابات بیان داشتند. این سخنان در تنافی با بسیاری از ادعاهای اخیر برخی مدعیان میرحسین، چون عبدالله شهبازی است. (گرچه هنوز برخی از آثار ایشان چون "زرسالاران" را کاملا قابل استفاده علمی و منتقدانه می دانم.) در دنیای سیاست هم از اساتید روش شناسی و تحلیل، یاد گرفته ایم که بر محکمات بیش از متشابهات تکیه کنیم که امثال آقای شهبازی، متاسفانه این روزها، متشابهات را بیشتر خواستارند! برای بنده هم قطعا تحلیل های موشکافانه و علمی رهبری بر تحلیل های مبهم و ناقص آقای شهبازی ارجحیت عقلی و علمی و تاریخی دارد. البته از ایشان که آینده نیوز را جذاب تر و پرمطلب تر از سایر سایت های خبری و خبرگزاری ها می دانند، تحلیل های چنان هم عجیب نیست! ( اینجا، مطلب 5 آبان شهبازی را ببینید) همان سایت مدعی و غیر حرفه ای که گاف های زیادی تا کنون داده است. ( اینجا برخی از گاف های سنگین آینده نیوز را ببینید) البته درباره برخی ادعاهای نابه جا و گزافه آقای شهبازی، حرف های زیادی برای زدن هست که شاید در آینده بدان بپردازم. دوستی در وبلاگش، برخی ادعاهای آقای شهبازی را نقد اجمالی کرده که قابل تامل است: اینجا و اینجا نیزدرباره نظرات شهیدآیت و نظریه فراماسون بودن میر حسین موسوی خیانت کار و پررو بخوانید: اینجا 

***ثالثا: قال المعصوم(علیه السلام):من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم. این عکس ها گوشه ای از جنایات باور نکردنی نوکران صهیونیسم و آمریکا در منطقه ای است که فلسطین و لبنان و عراق  وافغانستان هم در کنار آن است... این خانم، دختر یکی از بزرگترین نوکران حلقه به گوش سازمان های صهیونیستی روچیلدی فراماسونری جهان یعنی شاه حسین اردنی ملعون است که مدت هاست در جهنم با ...است. ان شاء الله به زودی داماد و دخترش هم همراه سران صهیون به انها بپیوندندوممالک مسلمین ازدست این دزدان نابکار آزاد شود.به امید ان روز و به امید تداوم حاکمیت ولایت در ایران اسلامی تا ظهور حجت حق بر بشر.

عكس هدیه حاكم دبی به همسر جدیدش!

هدیه ناقابل شیخ محمد بن راشد ال مكتوم حاكم دبى به همسر جدیدش،یك جزیره كامل است. جهان‌نیوز نوشت: پیش از این منابع خبری از قول یكی از خویشاوندان شیخ محمد اعلام كرده بودند كه وی در پی وارد آمدن خسارات هنگفت مالی به شركت ها و دارایی هایش به خاطر بروز بحران شدید مالی در امارات متحده عربی، سكته كرده و اكنون در بستر بیماری است. گفته می شود كه علت اعلام نشدن خبر سكته شیخ محمد، وحشت از پدیده ی فرار گسترده و نابود كننده ی سرمایه های خارجی از امارات و خصوصا دبی است. اعلام خبر سكته شیخ محمد، بی ثباتی اقتصادی و ترس از نابود شدن دارایی ها را در سرمایه گذاران خارجی به حد اكثر می رساند و موجب شكسته شدن قصر شیشه ای و حباب سست بنیاد دبی خواهد شد. اگر عکس ها باز نشد در این آدرس ببینید

..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 4:45  توسط سینا  | 

***بحران اخير موسسات مالي امريكا از نظر ابعاد، بزرگترين بحران مالي تاريخ بشريت است. ممكن است نتايج اين بحران به بدي بحران سال 1929 امريكا نباشد، اما به احتمال بسيار امريكا را به ركود اقتصادي خواهد كشاند.

براي درك ابعاد اين بحران كافي است كه فقط به ابعاد دارايي هاي شركت هايي كه دچار مشكلند توجه كنيد. شركت لمن برادرز بيش از 600 ميليارد دلار بدهي در تراز حساب خود دارد و براي ممانعت از گسترش بحران اين شركت به بقيه بازار (و حتي بعد اعلام ورشكستگي اين شركت در روز دوشنبه)، اين شركت (با پشتيباني فدرال رزرو) به ميزان 138 ميليارد دلار از شركت جي پي مرگان قرض گرفته است. شركت ديگري كه تنها چند ساعت تا ورشكستگي فاصله دارشت تا آنكه دولت امريكا 85 ميليارد دلار به آن شركت قرض داد AIG است كه به مراتب بزرگتر از لمن برادرز است و در حقيقت بزرگترين شركت بيمه امريكاست. يا دو شركتي فني مي و فردي مك سرمايه اي بالغ بر 5000 ميليارد دلار در تراز خود دارند كه به مشكل برخورده اند و دولت فدرال به كمك آنها رفته است.
گمان بر اين است كه خرج نجات موسسات مالي امريكا بالغ بر يك تريليون دلار شود كه در مقايسه كل مخارج دولت مركزي آمريكا در سال گذشته حدود 2700 ميليارد دلار بوده است. حدس من اين است كه كسي هزينه واقعي نجات موسسات مالي امريكا رانمي داند.دليلش اين است كه بقیه را در ادامه بخوانید:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 3:35  توسط سینا  | 

**صهیون پژوه: این مقاله که از یکی از استراتژیست های تاثیرگذار آمریکاست، قابل تامل دیدم. گاهی اوقات، امثال هانتینگتون را جدی تر و دقیق تر ازبرخی غربزدگان روشنفکرنمای مشمئز کننده می یابم.

 سقوط "شرکت آمریکا"  اثر فرانسیس فوکویاما

انفجار دروني بزرگترین بانکهاي سرمايه گذاري آمريکا، ناپديد شدن بيشتر از يک تريليون دلار از دارائي بازار سهام در عرض يک روز، صورتحساب 700 ميليارد دلاري براي ماليات دهندگان ايالات متحده آمريکا و... مقياس فروپاشي وال استريت ميتوانست ابعادي عظيم تر از اين داشته باشد. حتي هنوز هم در عين حاليکه آمريکائيها سوال مي‏کنند که چرا بايد چنين مبالغ سرسام‏آوري را براي جلوگيري از فروپاشي اقتصاد بپردازند. تعدادی بر سر هزینه‏های نامحسوس‏تری که بطور بالقوه اي پرهزينه تر هستند به بحث مي پردازند؛ آسيبی که این نابساماني مالي به برند "آمريکا" وارد ساخته است.

Image

ايده ها يکي از مهمترين صادرات ما هستند و در اين ميان دو ايده اصولي آمريکائي از اوايل دهه 1980 يعني بهنگام انتخاب رونالد ريگان بعنوان رئيس جمهور آمريکا، بر افکار جهاني تسلط يافته است. اولين ايده بينش بخصوصي از سرمايه داري را به بحث مي گذارد که پرداخت ماليات کم و اعمال قوانين و مقررات حکومتي آسان را در حکم موتوري براي رشد اقتصادي مي داند. نظام مبتني بر افکار و عقايد ريگان در مقابل تمايل يکصدساله براي تشکيل يک حکومت فراگير قرار گرفت. قانون زدائي نه تنها در ايالات متحده و بلکه در سراسر دنيا باب روز شد.  
دومين ايده بزرگ، آمريکا را بعنوان مروج دموکراسي ليبرال در سراسر دنيا و بعنوان بهترين مسير براي رسيدن به يک نظام بين المللي ازاد و شکوفا در نظر مي گيرد. نفوذ و قدرت آمريکا نه تنها بر روي دلارها و ذخاير نفتي ما سايه انداخته است که بلکه گوياي اين واقعيت است که بسياري از مردم دنيا آمريکا را بعنوان کشوري با حکومت خودمختار مي شناسند و مي خواهند جوامع خود را در امتداد با همان مسير قرار دهند. مسيري که دانشمند وارد به مسائل سياسي ژوزف ناي از آن بعنوان "قدرت ملايم" ما نام برده است.  شايد بسختي بتوان دريافت که تا چه حد علائم مشخصه نشان آمريکا از اعتبار ساقط شده اند... با هم متن کامل را در ادامه اهمین مطلب ببینیم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 3:28  توسط سینا  | 

بیانات بسیار مهم رهبر فرزانه در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی

از همین سخنرانی:دستگاه استكبار فقط ايالات متحده‏ى آمريكا نيست، يا فلان رئيس جمهور و فلان دولت آمريكا يا فلان كشور اروپائى نيست؛ دستگاه استكبار يك شبكه‏ى عظيم‏ترى است كه شامل اينهاست؛ شبكه‏ى صهيونيستى هست، شبكه‏ى تجار اساسىِ بين‏المللى هست، مراكز پولىِ عظيم دنيا هست؛ اينها هستند كه مسائل سياسى دنيا را دارند طراحى ميكنند؛ دولتها را اينها مى‏آورند، اينها ميبرند. اين مجموعه كه تويش دولت ايالات متحده هست، دولتهاى اروپائى هستند، خيلى از اين نفتخوارهاى ثروتمند منطقه‏ى خودمان هستند، با يك چنين قدرتِ رو به رشدِ رو به اعتلاى در حال قدكشى بشدت مخالفند؛ بنابراين هرچه بتوانند، در مقابله‏ى او كار ميكنند. توى اين سى سال هم بيكار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بيكار نميمانند؛ مگر آن وقتى كه شماها همت كنيد؛ شما جوانها كشور را از لحاظ علمى، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ امنيتى به نقطه‏اى برسانيد كه امكان آسيب پذيرى‏اش نزديك به صفر باشد؛ آن وقت كنار ميكشند و توطئه‏ها تمام خواهد شد. اينى كه من توى اين چند سال به دانشگاه‏ها مرتب راجع به مسائل علم و تحقيق و پژوهش و نوآورى و جنبش نرم‏افزارى و ارتباط صنعت و دانشگاه و اينها اين همه تأكيد كردم، براى خاطر اين است كه يك ركن امنيت بلندمدت كشور و ملتتان علم است.
 متن کامل این سخنرانی مهم را  حتما در این آدرس ببینید:
 
 
 
 
 
 

بیانات مهم رهبر فرزانه در دیدار اساتید دانشگاه‌ها

جنبش نرم افزاری،سکولاریسم علمی،رشته های علوم انسانی،جنگ نرم،انقلاب مخملین، تقسيم توان در برنامه‏ريزى رشته‏هاى گوناگون علمى، عدم ملاک پیشرفت بودن تعداد مقالات درآی.اس.آی و...

***نکته بسیار مهم و حیاتی و صحیحی از این سخنرانی که دشمنان و صهیونیست ها زا آن براشفتند: در همين زمينه من اين را عرض بكنم كه طبق آنچه كه به ما گزارش دادند، در بين اين مجموعه‏ى عظيم دانشجوئى كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پيام نور و بقيه‏ى دانشگاه‏هاى كشور داريم، حدود دو ميليون اينها دانشجويان علوم انسانى‏اند! اين به يك صورت، انسان را نگران ميكند. ما در زمينه‏ى علوم انسانى، كار بومى، تحقيقات اسلامى چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى يا روانشناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته‏ها ميگيريم؟ اين نگران كننده است. بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هائى هستند كه مبنايش ماديگرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انسانى را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربى‏ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بى‏اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلى مطلوبى نيست. اين از جمله‏ى چيزهائى است كه بايستى مورد توجه قرار بگيرد؛ هم در مجموعه‏هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مركز تصميم‏گيرى كه در اينجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بيرون دانشگاه‏ها. به هر حال نكته‏ى بسيار مهمى است. اين حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه....
 
***اگر در زمينه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى، مسائل كشور، آن چيزهائى كه به چشم باز، به بصيرت كافى احتياج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما كه استاد او هستيد، رتبه‏ى بالاترِ افسر جوانيد؛ شما فرمانده‏اى هستيد كه بايد مسائل كلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسائى بكنيد؛ هدفهاى دشمن را كشف بكنيد؛ احياناً به قرارگاه‏هاى دشمن، آنچنانى كه خود او نداند، سر بكشيد و بر اساس او، طراحى كلان بكنيد و در اين طراحى كلان، حركت كنيد. در رتبه‏هاى مختلف، فرماندهانِ بالا اين نقشها را ايفا ميكنند...
 
 
 
 
 
 
 
 
«اينها تودهنى خوردند، سيلى خوردند، ولى هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاى عزيز! اينها نااميد نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودى هم زمين نمي گذارند. اينها صحنه‏گردانهائى دارند، صحنه‏گردانهائى هم پيدا خواهند كرد...»  مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی)

*مقدمه: دیدار دانشجویان که این بار زودتر از همیشه در دهه اول ماه مبارک رمضان با رهبر انقلاب برگزار می شد و نیز دیدار اساتید و فرهیختگان با ایشان فرصتی بود تا کلیدواژه هایی جدید همه نگاه ها و تحلیل ها را به سمت و سوی خود سوق دهد. کلیدواژه هایی حکیمانه که طرحشان با تعمّد، دقت و ظرافت خاصی صورت پذیرفته بود و خبر از مختصات میدان جدیدی می داد که فراروی نخبگان کشور قرار گرفته است و آنان باید نسبت به آن هوشیار و آگاه باشند. رهبر انقلاب مفهومی به نام "جنگ نرم" را مورد توجه قرار دادند و از ضرورت نقش آفرینی "دانشجویان" به عنوان "افسران" و "اساتید" به عنوان "فرماندهان" مقابله با جنگ نرم سخن گفتند. ایشان حتی بین سرباز و افسر تفکیک کردند و فرمودند:«نگفتيم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است كه به او بگويند پيش، برود جلو؛ عقب بيا، بيايد عقب. يعنى سرباز هيچگونه از خودش تصميم‏گيرى و اراده ندارد و بايد هر چه فرمانده مي گويد، عمل كند. نگفتيم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‏ها و يگان هاى بزرگ، چون آنها طراحى‏هاى كلان را مي كنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل ميكند، هم صحنه را درست مى‏بينيد؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‏آزمايد. لذا اينها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش اين است.»

یقین کلید‌واژه های رهبر انقلاب بار معنایی مشخصی دارد و هدفی خاص را نیز دنبال می کند. پیش از این نیز کلیدواژه هایی نظیر خواص و عوام، استعمار فرانو، شبیخون فرهنگی و... از ناحیه ایشان طرح شده بود و سرفصلی جدید را مقابل کسانی که درصدد تبیین شرایط و وظایف روز جامعه هستند، گشوده بود.  بقیه متن تحلیل را در  این آدرس بخوانید...

ضرورت ها و راهبردهاي تحول در علوم انسانی

(بیانیه تحلیلی دفترفرهنگستان علوم اسلامی قم)

در ابتدای سال تحصیلی حوزه های علمیه و دانشگاههای سراسر کشور و پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون علوم انسانی، بیانیه تحلیلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی بدین شرح منتشر شد.به گزارش پایگاه فرهنگستان علوم اسلامی قم  و همچنین وب مسئله روش وهمچنین پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز، متن کامل این بیانیه با عنوان "ضرورت ها و راهبردهاي تحول در علوم انساني" به شرح زیر است:

بحران هاي جهاني، وقایع اجتماعي سياسي ايران اسلامي و سخنان حکيمانه رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) پيرامون خطرات علوم انساني و اجتماعي غربي، از سويي هشداري جدي نسبت به عواقب نفوذ علوم انساني و اجتماعي غربي در اذهان نخبگان و روشنفکران جامعه اسلامي و از سويي ديگر، نويد بخش دوره‌اي نو و چشم اندازي اميدآفرين در زمينه حرکت جمعي به سمت توليد علم بومي و اسلامي است.دفتر فرهنگستان علوم اسلامي قم که در طي سه دهه گذشته با محوريت انديشه‌هاي متفکر فرزانه استاد حجت الاسلام و المسلمين سيد منيرالدين حسيني(ره) تلاش هايي را در اين زمينه انجام داده است، برخود وظيفه مي‌داند که اشاره‌وار به تحليل فرهنگي اين مسئله مهم بپردازد و راهکارهايي نيز براي پيشبرد موضوع ارائه نمايد.... بقیه متن در ادامه همین مطلب بخوانبد.  **همچنین: این مطلب نیزاز موسس فرهنگستان قم خواندنی است: مروری برلزوم وچگونگی فلسفه شدن /**بيانات رهبری در ديدار خبرگان: لزوم دشمن شناسی و بصیرت و عمل نخبگان سیاسی و دینی این را هم حتما بخولانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 23:48  توسط سینا  | 

پیوندهای مرتبط عکس عکس فیلم فيلم صوت صوت
24/6/1388نسخه قابل چاپ

 

*این سخنان هم خواندنی است:دریافت نسخهPDFدیدار شعرا/جنگ نرم،شعر انقلاب، وظایف شعرا باحجم:101کیلوبایت

بیانات رهبر حکیم و زمان شناس انقلاب در دیدار فعالان عرصه هنر دفاع مقدس

بسم‏اللَّه‌‏الرّحمن‏الرّحيم‏

بسيار جلسه شيرين و جذابى است براى من و پرمعنا. همه كسانى كه درباره‏ى دفاع مقدس كار ادبى يا هنرى كردند، قطعاً در اينجا جمع نيستند، اما در جمع موجود شما برادران و خواهران عزيز، تنوع چشم‏نوازى انسان مشاهده ميكند؛ هم از لحاظ تكثر هنرها و رشته‏‌ها و بخشهاى مختلف، هم از لحاظ تنوع ديدگاه‏هاى گوناگون اجتماعى و سياسى و هنرى و مديريتى و غيره. نشد همه‏ى كسانى كه مايل بودند مطالبى را بيان كنند، مطالب خودشان را بيان كنند و اين ناشى از كمبود وقت است. متأسفانه ما از ساعت پنج در اينجا هستيم و دو ساعت و سه ساعت براى شنيدن و گفتن اين همه حرفى كه در دلها هست و در ذهنها هست، كفاف نمي دهد، ولى همين مقدار هم براى من مغتنم بود. البته اين نظراتى كه دوستان بيان كردند، نظرات كارسازى است در بخشهاى مختلف و من يادداشت كردم. ان‏شاءاللَّه بايستى تفاصيل اين بحثها هم استخراج بشود. نبايد تصور كرد كه آنچه ميگوئيم، بيان مي كنيم، انتقاد مي كنيم، پيشنهاد مي دهيم، اين تأثيرى نمى‏بخشد و جائى مورد توجه و مورد عمل قرار نمي گيرد؛ اينجور نيست. تا حالا هم ما در زمينه‏ى ادبيات دفاع مقدس، هم هنر دفاع مقدس پيشرفت داشتيم؛ بنده هم دارم صحنه را مى‏بينم. اينى كه ما بگوئيم ما عقب‏رفت داشتيم، عقب‏گرد داشتيم، ريزشمان بيشتر از رويش بوده، نه، اينها را من قبول ندارم؛ ما پيشرفت داشتيم، تكامل داشتيم؛ ممكن است آنچه كه بوده، از انتظار ما كمتر بوده؛ اين خوب است. اينكه ما انتظار بيشترى داشته باشيم از آنچه كه اتفاق افتاده، از واقعيت راضى نباشيم و به واقعيتها قانع نباشيم، اين خيلى چيز خوبى است، ليكن اينكه تصور كنيم اين همه تلاش كه شده در طول اين سالها، پا زديم و جلو نرفتيم، اين درست نيست. نخير، درست پيش رفتيم، جلو رفتيم، كار انجام گرفته؛ در بخشهاى مختلف همين جور است. خوب، حالا اين مقوله‏ى مهمى نيست كه درباره‏اش زياد بحث كنيم؛ در اين باره حرف زياد هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 23:40  توسط سینا  | 

تبیین دقیق یک ابداع برای تحلیل جامع و دقیق بخشی از سینما:

سینمای استراتژیک

خلاصه گفتگوبا استاد حسن عباسی درنشریه داخلی هیات اسلامی هنرمندان،آیینه هنر

حدود 60 سال پیش به دانش نظامی می گفتند فن ژنرالی. واژه استراتژی اصولا به مسائل نظامی گفته می شود ولی اخیرا در هنر و فرهنگ هم از این واژه استفاده می شود. استراتژی یک واژه یونانی است و امروزه به علم بقا تعبیر می شود. هر کشوری آن را تبیین کند در راه بقای کشورش قدم برداشته است. وقتی دو نفر با هم دشمنی می کنند. نفر اول لیستی از ضعف های نفر دوم تهیه می کند  و بعد تهدیدات را بر مبنای نقاط ضعف اعمال می کند.

در داستانهای اساطیری یونان فردی به نام آشیل وجود دارد که نقطه ضعفش زرد پی بالای پاشنه اش بود که این زرد پی را هم اکنون آشیل می خوانند. جز این نقطه از هیچ نقطه از بدنش آسیب نبود و دشمنش پاریس از همین نقطه به او آسیب رساند. در شاهنامه ما هم آدمی هست به نام اسفندیار که در حین رویین تن شدن تمام بدنش را داخل آب رویین تنی کرد و برای نسوختن چشمش پلکش را بست و در نتیجه چشمش رویین تن نشد و از همین نقطه آسیب دید. رستم در مواجهه با اسفندیار تیر دو زبانه به چشم او پرتاب می کند چون نقطه ضعف دشمن را می دانست. یهودیان هم در اسطوره های خود فردی دارند به نام سامسون که قدرت مافوق اش در موهایش بود. وقتی با دلیله روبرو می شود و عاشق او می شود مشخص می شود که در صورت نداشتن مو سامسون هیچ قدرتی نخواهد داشت و پس بنا به درخواست عشقش که واقف به این قضیه بود موهایش را می تراشد  و از همین زاویه نیز آسیب می بیند.

در فرهنگ وایکینگ ها و اسکاندیناوی فردی هست به نام زیگفرید که با برگی چسبیده به کمرش معروف است. وی در حین رویین تن شدن روی زمین مایع رویین تنی غلت خورد و در نقطه ای برگی به کمرش چسبیده و در نتیجه مایع به آن قسمت نمی رسد و همین نقطه می شود نقطه ضعفش و از همین ناحیه خنجر می خورد  . اینها همه داستانهایی اند که به صورت نمادین به ما نشان می دهد که هر فردی نقطه ضعفی دارد و در مقیاس بزرگتر کشورها هم دارای نقایصی هستند که رقبا و دشمنان از آنها استفاده بهینه می کنند.

نقطه مشترکی که در همه قهرمانان اسطوره ای بالا دیده می شود این است که حرص و طمع دارند. ضعف اساسی بشر از ابتدا طمع و حسد و کبر بوده است . هر کشوری که به این ضعف ها رسید و طغیان کرد شکست سهمگینی خواهد خورد . آمریکا نیز به استکبار رسیده و از همین نقطه ضعف شکست خواهد خورد. ما سه نوع تهدید داریم که دشمنان مستکبر بر سر ما و امثال ما پیاده می کنند.

1 – تهدید سخت: جنگ و تهدیدات نظامی را می گویند.

2 – تهدید نیمه سخت: سیاسی اقتصادی است و گماشتن حکومت دست نشانده و وارد کردن مواد مخدر و ... و ضعیف کردن کشور ها از داخل

3-تهدید نرم:تصرف مغزهاوقلبهاست که به تسخیرمغزها خلاصه شده است:HEART’S & MIND’S BATTLE FIELD

راه تصرف قلب ایجاد عشق و نفرت است و راه تصرف مغز ایجاد شبهه و شک و یقین است که از دومی بیشتر استفاده می کنند. در سینمای استراتژیک تهدید نرم و راه تصرف مغز پیگیری می شود. قبل از سینما، ادبیات استراتژیک انگلستان این مقوله را دنبال می کرد.

داستان رابینسون کوروزوئه را تقریبا همه شنیده اید که از روی آن چندین فیلم هم ساخته شده است . داستان مردی است که در جزیره ای گیر می افتد و با آدم خواران آنجا رابطه برقرار می کند و بعد از آن از جزیره فرار می کند. ابتدا رابینسون را کافر می پندارند ولی به مرور این رابینسون است که آنها را تربیت می کند. این داستان زمانی نوشته شد که آفریقا و استرالیا و هندوستان و آمریکا دست انگلیس بود. محاسبه کنید این داستان چقدر در توجیه صاحبان اصلی سرزمین های اشغال شده مورد نیاز و مفید بوده است. معروفترین داستان استراتژیک سفرهای گالیور است. در این داستان هم دنیای اطراف یک سفید پوست لی لی پوتی و کوچک و کف دستی دیده می شود که نجات می یابند. در داستان اصلی صحنه ای هست که شاه لی لی پوت در حال سوختن است . گالیور وسیله ای برای خاموش کردن او نمی یابد پس بر روی شاه ادرار می کند. همسر شاه خطاب به گالیور می گوید که چرا این جسارت را کردی ؟ گالیور در جواب می گوید اگه این کار رو نمی کردم شاه می سوخت. پدر معنوی نئو کانسرواتیست ها یا نئو محافظه کاران لوی اشتراوس بود که ریشه این قشر را تربیت کرد. وی علاقه خاصی به داستان گالیور داشت. سال 1382 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه زمان کلینتون در خطابی به جمهوری خواهان گفت:"چرا شما به دنیا نگاه لی لی پوتی و گالیوری دارید؟"

(قلعه حیوانات جرج اوروول هم جزو این نوع ادبیات است.)

تارزان قصه ادگار باروز است در 1912 خلق شد . 22 مجموعه کتاب به 56 زبان در 15 میلیون کپی انتشار یافت. نگاه نژاد پرستانه و توجیه برتری سفید پوستان در یان داستان دیده می شود.

فیلم پوکوهانتس انیمیشنی است که دختر و پسر سرخپوستی را در شمال آمریکا نشان می دهد  که قرار است با هم ازدواج کنند . ولی وقتی انگلیسی ها به این سرزمین می آیند پسر موبلوند چشم آبی دل دختر را می برد. زن اصولا نماد سرزمین است (مام میهن و نماد عقیده. عقیده نیز مونث است )

در اکثر فیلمهای استراتژیک در کنار یک مرد آمریکایی دختری غیر آمریکایی تسخیر می شود و با این کار گویی تسخیر سرزمین دختر را القا می کنند. سری فیلمهای جنگ عراق و ویتنام و ... همه نشان دهنده این مقوله هستند. رمبو یک دزد است. از جنگ ویتنام برگشته. او یک افسر نیروهای ویژه هوابرد است. انسانی ناراحت و ناراضی که جامعه آمریکا را به هم می زند. می خواهند آن سرکوب و ذلالت و تحقیر به وجود آمده را با دادن این قدرت و ابهت به سربازان جبران کنند که یک تنه ارتشی را حریف اند. در سری فیلمهای رمبو وی به ماموریت های مختلف فرستاده می شود تا غرور از دست رفته را بازگرداند.

در سری فیلمهای راکی هم رینگ بوکس محل رقابت های بین المللی بود که راکی از آمریکا همه را شکست می دهد و در راکی 3 هم که دولف لانگرن از روسیه رقیبش بود . راکی تمرین کرده در طبیعت با دولف لانگرن دوپینگ کرده و تمرین کرده با تکنولوژی در گیر می شود و راکی پیروز می شود.

مجموعه های دیگر سری فیلمهای دلتا فورس با بازی چاک نوریس بودند. نیروی دلتا فورس همان نیرویی است که در طبس زمین گیر شدند. چارلی بکویت فرمانده این عملیات بود. تا زمان مرگش غم شکست عجیب  این ماموریت رهایش نمی کرد. این فیلمها برای برقراری اعتبار دلتا فورس ساخته می شدند. چاک نوریس هم خودش افسر سابق نیروی هوایی امریکا بود. در جنگ با کره 1953 شرکت داشت. در این سرزمین ورزش تانگ سودو را از پیرمردی کره ای یاد گرفت و در آمریکا آن را بسط داد. وی زمان جمهوری خواهان و رونالد ریگان هنرپیشه بود. در این فیلمها نیز آمریکا هر وقت با کشوری مشکل داشت به آن می پرداخت و نیروهای شر فیلمش را تامین می کرد. در شماره 2 این سری فیلمها با باند موادمخدر پانامایی روبرو می شوند . آن سالها با پاناما مشکل داشتند و با این فیلم چهرهای کریه از پاناما نشان دادند تا گیر دادن به این کشور را توجیه کنند . چند ماه بعد پاناما واقعا اشغال شد.

کارتون هایی مثل خانواده دکتر ارنست و مهاجران و .. که در راستای مهاجرت انگلیسی ها به استرالیا ساخته شد در جهت نشان دادن چهره مهربانی از مهاجرین متمدن بودند . اینکه ساکنان اولیه استرالیا رئوف بودند و با صلح و آرامش در آنجا سکونت کرده اند. در حالی که در تاریخ ثبت است که پوست قوم تاسمانی را کندند و بعد استرالیا اشغال شد. ( از قدیم گفته اند تاریخ را قوم غالب می نویسند.)

البته سینمای استراتژیک تا حدودی می تواند پیشتاز باشد. بعدها به علت وجود نقطه ضعف های فراوان در پشتوانه ایدئولوژی اش به ضد خود تبدیل می شود. مثلا همین رمبوها زمانی دنیا را تسخیر کرد و ارتش و سرباز آمریکایی را به عرش برد ولی وقتی دنیا می بیند که همین ارتش پیشرفته تر از پس یک شیره ای لاغر مردنی به نام بن لادن بر نمی آید تمام دودمان آنها به باد می رود. در نتیجه موج نفرت روز به روز نسبت به سیاست های خصمانه آمریکا را فرا می گیرد.

آمریکا از سیستم گوبلز استفاده می کند. ژنرال گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر بود. یک استراتژی داشت. او می گفت:"دروغ بزرگ بگویید. دروغ هرچه بزرگتر باشد باور پذیر تر است." البته این محل تامل است. 

آمریکا، چهار چیز را دنبال می کند: ۱-دموکراسی۲- تحقق لیبرالیزم (که در ایران اشتباها آزادی تلفظ می شود) ۳-هیومن رایتز(که در ایران به غلط حقوق بشر ترجمه می شود) ۴-جامعه مدنی. سینمای استراتژیک تحقق این چهارعنصر را دنبال می کندو کار دیگر و مهمتر ترویج سبک زندگی آمریکایی است. AMERICAN LIFE STYLE   آمریکا این چند راه را دنبال می کند ولی می بینید که با قطر و عربستان و بحرین و کویت و امارات و اردن و مصر  و مغرب و مراکش و تونس که همگی دیکتاتورند دوست تر است. پس آمریکا دروغ می گوید. اگر آمریکا خواهان استقلال و آزادی کشور هاست باید سریع با اینان قطع رابطه کند . چرا نمی کند و دخالت می کند  ؟ آمریکا کاری ندارد که در این کشورها زن حق رای دارد یا نه. حقوق بشر رعایت می شود یا نه . ولی در ایران همکلام دختری است که خواهان رفتن به استادیوم است و از موضع فلان دانشجو که حرفی زده و خود نیز نمی داند چه گفته حمایت می کند  . اگر آمریکا به مردم عراق می گفت قصد داریم به کشورتان حمله کنیم و صدام را برداریم ولی از هر 27 نفرتان 1 نفر را خواهیم کشت آیا مردم عراق قبول می کردند؟

در زمینه مواد مخدر منابع را به سه دسته تقسیم کرده اند: تامین مواد مخدر برای دو میلیارد نفر از کلمبیا. دو میلیارد نفر از افغانستان و دو میلیارد نفر از لائوس و کامبوج. این سه منبع را برای سست کردن اراده جوانان نباید از دست دهند پس زیر زمینی با آنها هماهنگ هستند. این برنامه در پی منازعات کم شدت تعریف می شود که برایش برنامه ریزی های کلان کرده اند. هدف مدیریت بر مردمان جاهل و ضعیف است و بس. در حوزه سبک زندگی آمریکایی 22برابر تولیدات سالیانه هالیوود فیلم پورنو (سکسی شدید)  است. اف بی ای حامی این آثار است و معاونت اجتماعی این نهاد همه این آثار را می بیند و تایید می کند. آرم رعایت کپی رایت را می زنند و با رقبای غیر خود هم می جنگند. با این وجود خود را نجات دهنده بشر معرفی می کنند و از اخلاق گرایی دم می زنند. تبلیغ می کنند که آمریکا کشور فرصت هاست و بی قید و آزاد است و نوع زندگی متعالی در آن جریان دارد.

از این سو مردم دنیا را از اسلام رهایی بخش انسانها می ترسانند و واژه ISLAM FOBIA (اسلام هراسی) را تولید می کنند ولی وقتی به یهود می رسند از واژه ANTI SEMITISM ضد یهود گرایی صحبت می کنند. اسلام می شود ظالم و یهود می شود مظلوم. فیلم های مروج هولوکاست و مظلومیت نمایی یهودیان وصهیونیست ها در همین راستا ساخته می شود.

آمریکا را با همه ندانم کاری هایش مدینه فاضله معرفی کردند و لیبرالیزم را آخر دنیا و معنویت و همه چی جار زدند. می گویند همه به سوی لیبرالیزم باز می گردند و هرجاباشید به آن خواهید رسید. طبق نظریه مارکس که می گفت دین افیون توده هاست اعتقاد دارند که دین اراده را از جامعه می گیرد. اتوپیا را منتفی کرده اند و همه را به لیبرالیزم محدود کرده اند. می گویند حقیقتی وجود ندارد. تلاش نکنید که به آن برسید. اگر هم برسید مطلق گرا و انحصار گرا خواهید شد. پس می شوید فاشیست.

در فریاد مورچگان مخملباف چنین دیالوگی آمده است که می گوید: من با هرکس که به حقیقت رسیده مشکل دارم. چون کسی که به حقیقت می رسد فاشیست می شود.

جامعه آرمانی را به راحتی با جامعه هیتلری که برگرفته از افکار هگل و نیچه بود مقایسه می کنند. در حالی که نمی بینند این آمریکاست که خودش انحصار گر و فاشیست و متوهم شده است. به این دلیل آمریکا پیشروی ندارد و درجا می زند و به پوچی رسیده است. دائما هم اسلام و ایران را مزاحم معرفی می کنند و به بن بست رسدن خود را این چنین توجیه می کنند.

انسان ابتدا خدا گرا بود (تئوئیسم) و بعد انسان گرا شد (اومانیسم) ولی چون مصداق انسان گرایی 6 میلیارد انسان بود و باید به این 6 میلیارد انسان احترام گذاشته می شد این مرحله را نیز گذر کردند و به خود گرایی ( اگوییسم ) رسیدند و حالا از این مرحله نیز گذر کرده و به شیطان گرایی (سیطانیسم) و استکبار رسیده اند. همین شیطان گرایی را لعاب دینی می دهند و می شود کابالیسم یا عرفان یهودی

تمام موعود گرایی شان این است که بگویند دنبال هیچ منجی نباشید. نابودی و پوچی که در فیلمها از ان دم می زنند  نتیجه احساس نابودی و پوچی خودشان است که به آخرالزمان نسبت می دهند. خودشان به آخر الزمان حکمرانی خود رسیده اند و در حال گرفتن ختم آن هستند.

***تلخیص از دوست بزرگوارم حمید در وبلاگ سینمای ایران و جهان با حمید خان با عنوان: مقدمه ای بر سینمای استراتژیک(منجی سلطه گر 1+12) 

***پیشنهادمی کنم متن کامل رادر ۲۷صفحه بخوانید: فایل پی.دی.اف را از این آدرس میتوان ذخیره کرد: http://andishkadeh.ir/documents/download.aspx?id=2083&fn=sc.pdf و http://www.andishkadeh.ir/news/content/?n=17 

***درباره سینمای استراتژیک، سایت راسخون نیز مقالات متعددی را گردآوری کرده است که در این آدرس ها ببینید: http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-1.aspx  و  http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-2.aspx  و http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-3.aspx  و http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-4.aspx 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 20:22  توسط سینا  | 

جهان ما به فوتبال چه نيازي دارد؟

رضا داوري اردکاني - استاد فلسفه دانشگاه تهران - رييس فرهنگستان علوم

با هيچ نيرويي نمي توان فوتبال را از جهان مدرن حذف کرد. اما براي اثبات تعلق ذاتي فوتبال به جهان تجدد بايد در باره شأن و نقش و جايگاه و اثر فوتبال در اين عالم تأمل کرد. فوتبال نه فقط در بازار سرمايه نفوذ کرده بلکه در خانه و زندگي و در زبان و درک مردمان وارد شده و با آن درآميخته است تا جايي که مي توان گفت در جهان ما از  ميان شئون تجدد کمتر چيزي به اندازه فوتبال در سراسر جهان فراگير شده و به پستوي زندگي مردمان راه يافته است.

در عالم کنوني هر چند که سياست و اقتصاد و علم و ادب شئون ظاهراً جدا و مستقل از يکديگرند، همه در حقيقت در زمره مظاهر تجددند. هيچکس علم يا سياست و ادبيات جديد را عين تجدد نميداند و اگر اينها را متجدد بخوانند، مي پندارند که تجدد بر آنها عارض شده است نه اينکه در جوهر خود متجدد باشند. براي هيچکس آسان نيست که سياست و علم و حتي اقتصاد را چنان درک کند که تجدد در ذات آن مأخود و ملحوظ باشد معمولاً مي پذيرند که علم و سياست متجدد شده است. اما اين نکته به آساني درک نميشود که علم و سياست جديد، صورت متجدد شده علم و سياست قديم نيست بلکه علم و سياستي از سنخ و نوع ديگر است. اينها در زمان تجدد يا درست بگوييم با زمان جديد به وجود آمده و با بسط آن قوام يافته اند تا آنجا که متجدد بودن، ضامن پيوستگي و اتصال سياست و اقتصاد و علم و ادب جديد به يکديگر است. اينها از بيرون و طبق يک برنامه با هم هماهنگ نشده اند، بلکه از يک سرچشمه آب مي خورند و اصول مشترکي آنها را راه مي برد. اگر در جايي اين تعادل وجود ندارد بايد وجه بي تعادلي را يافت. اين بي تعادلي در جهان توسعه نيافته و در حال توسعه که تجدد را اقتباس کرده است و مي کند، يک امر قهري و طبيعي است. زيرا در جهان توسعه نيافته تجدد را به عنوان عرض و امر عرضي اقتباس مي کنند و اجزاء آن را کنار هم مي گذارند. در پايان تاريخ تجدد هم بعيد نيست که در جهان توسعه يافته بحرانهائي ظهور کند و پيوندها سست شود و تعاضد و هماهنگي ميان شئون سستي گيرد و اين سستي در درک و فهم نيز اثر بگذارد. در اين وضع چه بسا قدرت سياست نيز وسوسه مي شود که دامنه قهر و غلبه خود را توسعه دهد و نظم جامعه و فرهنگ را دستکاري کند. در اين مرحله اصول از ياد ميرود يا مورد چون و چرا قرار مي گيرد. معهذا اکنون در اروپاي غربي و آمريکاي شمالي و در همه جهان توسعه يافته علم و سياست و اقتصاد و فرهنگ هنوز همبستگي آشکار دارند.... متن کامل این مقاله را در ادامه بخوانید:

منبع: جهان ما به فوتبال چه نيازي دارد؟رضاداوري اردکاني-استادفلسفه دانشگاه تهران-رييس فرهنگستان علوم،مجله اطلاعات حکمت و معرفت، شماره مرداد1388ویژه نامه فلسفه فوتبال،در آدرس: http://www.ettelaathekmatvamarefat.com/view.asp?newsid=710


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 5:44  توسط سینا  |