تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

 

جنگ يهود با اسلام

 

اقتضاي حكمت خداوند متعال بر درگيري دائمي و جنگ هميشگي بين حق و باطل قرار گرفته است، تا آن هنگام كه خداوند زمين و اهل آن را به [صالحان] واگذار نمايد؛ تا [بدين وسيله] پاكان را از ناپاكان متمايز سازد. اين جنگ از زمان [حضور] آدم (ع) در بهشت، كه در آن از هر چه اراده مي‌نمود به همراه همسرش «حوا» ميل مي‌كرد، آغاز گرديد. [خداوند مي‌فرمايد:]

پس شيطان، هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند، ايشان را به در آورد.1

اين معركه پس از آن به زمين انتقال يافت و دشمني بين آدم و شيطان قوت گرفت. [خداوند مي‌فرمايد:] و فرموديم، فرود آييد، شما دشمن همديگريد و براي شما در زمين قرارگاه و برخورداري خواهد بود.2

و مي‌فرمايد: فرموديم، جملگي از آن فرود آييد. پس اگر از جانب من براي شما هدايتي رسد، آنان كه هدايتم را پيروي كنند برايشان بيمي نيست و غمگين نخواهند شد و[لي] كساني كه كفر ورزيدند و نشانه‌هاي ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.3

و خداوند متعال پس از ذكر داستان آدم (ع) به بيان موضع يهود در برابر پيامبر اكرم(ص) و دين اسلام پرداخته است، تا نشان دهد كه جنگ يهود با پيامبر (ص) جنگ ميان حق و باطل مي‌باشد، جنگي ميان كساني كه به پذيرش دين درآمده‌اند؛ و آنان مسلمان هستند با كساني كه ايمان به خدا و به روز جزا نياورده‌اند و آنچه را خدا و رسولش تحريم نموده‌اند، حرام نمي‌شمارند. پس خداي متعال فرمود:

اي فرزندان اسرائيل، نعمت‌هايم را كه بر شما ارزاني داشتم به ياد آوريد و به پيمانم وفا كنيد تا به پيمانتان وفا كنم و تنها از من بترسيد. و بدانچه نازل كرده‌ام [قرآن] كه مؤيد همان چيزي است كه با شماست [تورات حقيقي] ايمان آوريد و اولين انكاركنندة آن نباشيد و آيات مرا به بهايي ناچيز نفروشيد و تنها از من پروا كنيد. و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را ـ با آنكه خود مي‌دانيد ـ كتمان نكنيد.4

 

جنگ يهود با پيامبر اسلام (ص)

 

جنگ يهود با مسلمين از هنگامي آغاز مي‌شود كه خداوند پيامبر گرامي‌اش حضرت محمد (ص) را به عنوان وسيلة هدايت و نور حقيقت ارسال فرمود تا آن را بر تمام اديان [و عقايد] حاكم و غالب گرداند.

در مكه مكرمه، يهود به سمت مشركان رفتند و آنان را به بيان سؤالات دشواري كه جواب آن در كتاب‌هاي آسماني پيشين و پسين موجود نبود وادار مي‌ساختند. و آن به سبب عمق كينه ميان آنان و پيامبر اكرم (ص) بود. و از جملة اين مسائل «پرسش از روح» بود.

و در مدينه منوره پيامبر (ص) پيمان صلحي را با يهود برقرار نمود، اما آنان آن پيمان را بيش از يكبار نقض كردند، و [طايفة يهودي] «بني قين قاع» به زن مسلمان محجبه‌اي تجاوز كردند و [طايفه يهودي ديگر] «بني نظير» نقشة قتل پيامبر (ص) را كشيدند و [طايفة] «بني قريظه» در جنگ «احزاب» با پيوستن به گروه‌ها عليه پيامبر (ص) به جنگ پرداختند. در نتيجه پيامبر اكرم (ص) پس از اين هجوم و مواجهة رويارو و برتري‌طلبي و آشوب و خدعه و دسيسه، [راهي] جز مبارزه يهود و تبعيدشان از مدينه منوره نيافت تا بدين وسيله مسلمانان از دست آنان آرامش يابند.

يهود شكست خورده در «خيبر» گرد آمدند و حقد و كينه و حسد در دل‌هاي ساكنان آن منطقه انباشته شد و به تحريك اعراب عليه مسلمين و تقويت حركت نفاق پرداختند، آنچنان كه زني يهودي به مسموم نمودن پيامبر اكرم (ص) از طريق گوشت گوسفند كباب شده كه در آن سم وارد شده بود، دست زد.

 

دلايل عداوت يهود با مسلمانان، به ويژه با پيامبر اكرم (ص)

 

دلايل دشمني يهود با مسلمانان و پيامبر اكرم (ص) به مسائل متعددي برمي‌گردد كه از آن ميان به موارد زير اشاره مي‌كنيم:

1. حسادت‌جويي و برتري طلبي: يهود، خود را قوم (ملت) برگزيدة خدا پنداشته و نسبت به حق سروري، رهبري و پيامبري، خود را از ديگران (غير يهود) سزاوارتر مي‌داند. آنان به آمدن پيامبري جديد وعده داده شده بودند و هنگامي كه مشركان با آنان به مبارزه پرداختند، [يهود] به آنان وعدة بعثت [او را] مي‌دادند، كه پيامبري برانگيخته خواهد شد كه همراه او با شما خواهيم جنگيد [و شما را خواهيم كشت] مانند كشتار اقوام «عاد» و «ارم»؛ اما چون پيامبر جديد آشكار شد ولي از غير نسل داوود (ع) بود، سينه‌هايشان تنگ شد و كينه در جان‌هايشان به حركت درآمد و آغاز به مكر عليه پيامبر اكرم (ص) كردند. خداوند متعال مي‌فرمايد:

و هنگامي كه از جانب خداوند كتابي كه مؤيد آنچه نزد آنان است، برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظار آن] بر كساني كه كافر شده بودند، پيروزي مي‌جستند؛ ولي همين كه آنچه [كه وصفش] را مي‌شناختند برايشان آمد، آن را انكار كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد.5

و آنچه بر كينة آنان عليه اسلام و مسلمانان افزود، سرعت انتشار اين دين، و گرد آمدن مردم حول رسول خدا (ص) بود. آنان درك كردند كه اين دين رقيب خطرناكي براي يهوديت و محوري براي رهبري معنوي جزيرةالعرب خواهد بود.

2. سرشت ناپاك: يهود، همواره تظاهر به مهرباني و شفقت و امانتداري مي‌نمايند در صورتي كه آنان به محض آنكه فرصتي به دست آورند به وحشياني درنده تبديل مي‌شوند. [دليل] اين ويژگي رواني نزد مردمان بسياري ناشناخته بود، تا اينكه قرآن (حكيم) نزول يافت و از ريشه‌هاي اين [صفت] پرده برداشت و آن خصلت را تبيين نمود، تا مسلمانان، جزم و احتياط خود را در برخورد با آنان به كار گيرند.

تعدادي از آيات قرآني كه از درون يهود پرده برداشته است، عبارتند از اين آيات:

و [عده‌اي از اهل كتاب] بر خدا دروغ مي‌بندند، با اينكه خودشان هم مي‌دانند.6

پذيرا و شنواي دروغ هستند [و] بسيار مال حرام مي‌خورند.7

و [آنان] پيامبران را بناحق مي‌كشتند.8

و هرگز نه اين بود كه [يهود] هرگاه پيماني بستند، گروهي از ايشان آن را دور افكندند؟9

هر بار كه آتشي براي پيكار افروختند، خدا آن را خاموش ساخت. و در زمين براي فساد مي‌كوشند، و خدا مفسدان را دوست نمي‌دارد.10

[آنان گفتند:] در مورد كساني كه كتاب آسماني دارند، راهي عليه ما نيست.11

و [به سبب] ربا گرفتنشان ـ با آنكه از آن نهي شده بودند ـ و به ناروا مال مردم خوردنشان.12

بنابراين جنگ خود را با قرآن كريم و با جبرئيل (ع) كه اين آيات را بر پيامبر اكرم (ص) فرو آورده بود، علني ساختند.

خداوند متعال مي‌فرمايد:

بگو: كسي كه دشمن جبرئيل است [در واقع دشمن خداست] چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل كرده است، در حالي كه مؤيد [كتاب‌هاي آسماني] پيش از آن و هدايت و بشارتي براي مؤمنان است.13

و طبري مي‌گويد: «اهل علم، جملگي بر تأويل اين آيه اتفاق نظر دارند كه اين آيه در جواب يهود بني‌اسرائيل نازل گرديد زيرا جبرئيل را دشمن خود و ميكائيل را دوست خود مي‌پنداشتند. » و دليل دشمني آنها با جبرئيل، آن بود كه او پيامبر (ص) را از اسرارشان آگاه مي‌ساخت و او در بر دارندة‌ هر عذابي بود.

 

پي‌نوشت‌ها:

1. فأزلّهما الشيطان عنها فأخرجهما ممّا كانا فيه. سورة بقره (2)، آية 36.

2. و قلنا اهبوطوا بعضكم لبعضِ عدوٌّ و لكم في الأرض مستقرٌّ و متاعٌ إلي حين. همان.

3. قلنا اهبطوا جميعاً فإمّا يأتينّكم منّي هديً فمن تبع هداي فلا خوفٌ عليهم و لا هم يحزنون * والذين كفروا و كذّبوا بآياتنا اولئك إصحب النّارهم فيها خلدون. سورة بقره (2)، آية 38 و 39.

4. يبني إسرائيل اذكروا نعمتي الّتي أنعمت عليكم و أوفوا بعهدي أوف بعهدكم و إيّي فارهبون* و ءآمنوا بما أنزلت مصدّقاً لما معكم و لا تكونوا أوّل كافرٍ به و لا تشتروا بآيتي ثمناً قليلاً و إيّي فاتّقون * و لا تلبسوا الحقّ بالبطل و تكتموا الحقّ و أنتم تعلمون. سورة بقره (2)، آية 40 و 41 و 42.

5. و لمّا جاءهم كتبٌ من عندالله مصدّقٌ لما معهم و كانوا من قبل يستفتحون علي الّذين كفروا فلّما جاءهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله علي الكفرين. سورة بقره (2)، آية 89.

6. و يقولون علي الله الكذب و هم يعلمون. سورة آل عمران (3)، آية 75.

7. سمّعون للكذب أكّلون للسّحت. سورة مائده (5)، آية 42.

8. و يقتلون النّبيين بغير الحقّ. سورة بقره (2)، آية 61.

9. أو كلّما عهدوا عهداً نبذه فريقٌ منهم. سورة بقره (2)، آية 100.

10. كلّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها الله و يسعون في الأرض فساداً و الله لايحبّ المفسدين. سورة مائده (5)، آية 64.

11. ليس علينا في الأمّيين سبيلٌ. سورة آل عمران (3)، آية 75.

12. و أخذهم الرّبوا و قد نهوا عنه و أكلهم أموال النّاس بالبطل. سورة نساء (4)، آية 161.

13. قل من كان عدوّاً لجبريل فإنّه نزّله علي قبلك بإذن الله مصدّقاً لما بين يديه هديً و بشري للمؤمنين. سورة بقره (2)، آية 97.

14. ابن كثير، تفسيرالقرآن‌العظيم، ج 1، ص 129.

منبع :سایت باشگاه اندیشه از   mouood.org 17/11/84

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/23ساعت 2:48  توسط سینا  | 

در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع  مي‌گردد.  فراماسون‌ها احياكننده جادوگري و شيطان‌پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي مي‌باشند. در دهه 1960 م شيطان ‌پرستي توسط سرمايه‌داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‌پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه معروف‌ترين آنها تشكيل «كليساي شيطان» در شهر سان‌فرانسيسكو مي‌باشد.[آنتوان لوی که خود را پیامبر شیطان پرستان می دانست یک یهودی بود!]


امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، 666، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.
عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.شيطان پرست ها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.
استفاده از موسيقي مهمترين ابزار اين فرقه در جهت تحت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تاثير قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان مي باشد.گاه اين گروه ها خود اذعان مي كنندكه شيطان پرست هستند و گاه برخي از آنان اين ادعا را نكرده ولي در راستاي تضعيف بنيان هاي ارزشي و ديني و تبليغ افعال شيطاني مي پردازند
با توجه به وفور موسيقي هاي مبلغ اين گروه ها در ايران و رويكرد برخي جوانان بي اطلاع به اين نوع موسيقي و حتي چاپ كتاب حاوي متن اين موسيقي ها و سرمايه گذاري زياد دشمن در اين باره بررسي و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع رساني و آگاهي افكار عمومي امري ضروري به نظر مي رسد.
به عنوان مثال خبر گزاري فارس طي خبري در 20مورخ /10/1383پرده از اين فعاليتها برداشت .

خبر گزاري فارس در اين باره گزارش داد :
"امين" دانشجوي يكي از رشته‌هاي گروه پزشكي دانشگاه كه از افراد موثر گروه شيطان پرست هوي متال در ايران است، مدتي پيش به صورت اتفاقي و بر اساس درخواست يكي از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهه‌هاي جنوب كشور در كاروانهاي راهيان نور داشت به همراه جمعي از دانشجويان عازم اين مناطق شد كه تاثيرات روحي اين سفر، زمينه‌ساز رويگرداني وي از فعاليت‌ در گروههاي فعال شيطان پرست و بيان حقايقي قابل توجه درباره آنها شده است.
وي افزود: به گفته اين فرد، عناصري از رژيم صهيونيستي كه دركشور امارات حضور دارند شبكه اصلي هدايت گروه‌هاي هوي متال را در ايران در دست دارند.
به گفته اين منبع آگاه بر اساس اسناد ارائه شده توسط "امين" در حساب‌هاي ارزي اين گروه در شبكه بانكي كشور كه از طريق شبكه اينترنت هدايت مي‌شود، در سال گذشته حدود "هشت ميليون دلار آمريكا" واريز شده است كه بين گروههاي شيطان پرست در شهرهاي مختلف ايران توزيع مي‌گردد.

وي با بيان اينكه تعداد اعضاي اين گروه در برخي شهرهاي كشور به دو هزار نفر بالغ مي‌شود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان مي‌دهد كه برخي فعاليت‌هاي ضد امنيتي نيز توسط برخي عناصر خاص در اين گروهها براي رژيم صهيونيستي انجام مي‌شود.
اين منبع آگاه با يادآوري اينكه مجوزهاي ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي چاپ گسترده كتابهاي گروه‌هاي هوي‌متال در كشور زمينه ارتباط نزديك فكري اعضاي اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سالهاي اخير به دليل عدم وجود هرگونه نظارت و كنترل واقعي در كشور، گروههاي اجتماعي معارض كاركرد سياسي و ضد امنيتي پيدا كرده و زمينه سوء استفاده‌ههاي ضد ملي بيگانگان از آنها فراهم شده است…در حال حاضر گروه متال با قديمي‌ شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشتري را به خود جذب نموده است.
سعي مي شود در اين مقاله به بررسي برخي از اين موسيقي هاي شيطاني و شيطان پرستي پرداخت.

موسيقي رپ

تاريخچه:
RAP، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است موسيقي RAP از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند.

اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بوددر شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود . گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.

در اينجا قسمتي از نخستين ترانه RAP اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را ميخوانيم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان طبقه هاي فقير نشين جامعه است. دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم، چرا كه قصد جانم را كرده اند مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده مي كوشم به سيم آخر نزنم اينجا درست مثل يك جنگل است و بعضي وقتها تعجب ميكنم كه چگونه مي توان جان سالم بدر برد

در همان سالهاي نخستين شكل گيري رپ با دخالت قدرتمندان ، هدفهاي سياسي و اجتماعي گروه هاي سياهپوست ، دستخوش نوعي تحريف گرديده و در نتيجه به ابزاري در دست سياستمداران و صيهيونيسم تبديل شدند .
در طول مدتيكه رپ شكل مي گرفت ، عناوين مختلفي از اين نوع موسيقي توسط موزيسين ها بوجود آمد كه با پيوستن خوانندگان معروفي به اين گروه موسيقي رپ طرفداران زيادي را به خود جلب و جذب نمود .

آن رپ نسبت به گروههاي ديگر طرفداران بيشتري دارد و جوانان علاقمند به موسيقي آن گوش ميدهند و براساس مدلهايي كه آنها به آنها القاء ميشود ، لباس مي پوشند و آرايشهاي ظاهري رپ را برميگزينند .
شلوارهايي كه پاچه گشاد آن بر روي زمين كشيده مشود ، مانتوهايي با آستين هاي بلند ، موهاي روغن زده و چسبيده بر سر ، عينك هاي دودي با قالب فلزي ، خط ريش پايين تر از گوش پسران و روسريهاي كوچك و معمولا سفيد رنگ دختران ، ويژگي ظاهري گروه رپ است .

برخي از گروههاي زير مجموعه رپ عبارتند از :
1- ASE OF BASE :كه در سبك موسيقي پاپ از سال 1988 در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مي كنند كه اعضاي اين گروه چهار خواننده سياهپوست هستند كه عموما محور اشعارشان پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقي ميباشد .

2- NEW KIDS OF THE BLACK :كه از سال 1987 برنامه اجرا ميكنند ، آهنگهاي آنها بسيار تند و با مضاميني درباره عشق و زندگي اجرا مي شوند .خوانندگاني بنامهاي كوئين و جيمي به همراه دو سياه پوست ديگر كه همگي هم جنس باز هستند عضو اين گروه مي باشند.

موسيقي متال

موسيقي متال داراي زير مجموعه هاي زيادي است كه برخي از آنان جز مهمترين گروههاي شيطان پرست محسوب مشوند مانند هوي متال و بلك متال و….
Black Metal
بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه و وسيله اي براي نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهايت نواختند تاشايد خداي تاريك ها باز گردد .
موسيقي كه سخن از دنياي تاريك سرد و بيروح را بيان ميكند سبكي مملو از خوشونت مرگ و كشتار

(DEATH METAL)
مرگ ، يگانه حقيقتي است كه راه فراري از آن نيست . ايده مرگ در نزد شيطان پرستان به دو دسته بسيار عمده تقسيم مي شوند . دسته اول كساني كه خودآگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مي دهند . دسته دوم كساني كه منكر مرگ مي شوند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان كفايت مي كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهائي بخشد و عمري جاودان نصب آنان گرداند . از اين مكان دسته اول خطرناكترند زيرا آگاهانه به جنگي نامقدس در برابر خداوند روي مي آورند . جنگي كه مي دانند در آخر به شعله هاي آتش ختم مي شود . آنان گناه را زينت دروني انسان تصور مي كنند . به مرحله اي مي رسند كه ديگر گناه براي زندگي آنان از آب و نان نيز ضروري تر مي شود تا درجه اي كه ديگر چيزي به جز گناه نمي بينند . گناه ، گناه ، گناه . به هر گناهي دست مي زنند . ربا ، قتل ، دروغ ، تهمت ، دزدي ، شرب خمر ، هتاكي به مقدسات و مومنين ، اعمال منافي عفت

تعداد زياد ديگر سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراي خصوصيات خاص خود هستند اما وجه اشتراك بسياري از آنان عبارت است از رواج خشونت و فحشا
با توجه بدانچه ذكر شدكه بيانگر بخشي از فرهنگ غرب و در راس آن امريكا است آيا اين سخن پرزيدنت بوش كه:ارزشهاي و موضوعات مورد علاقه آمريكا براي هر كسي و در هر جامعه اي درست و مفيد است…!

و آيا اين سخن ديگر معنايي دارد كه:
اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است! ولي معني اين سخن توماس فردمن تحليلگر سياسي آمريكا كه مي گويد:
جنگ با اين دشمن(اسلام)با ارتش ممكن نيست بلكه بايد در مدارس ،مساجد،و كليسا ها و معابد به رويارويي با آن پرداخت و اين راه جز با همكاري روحانيون ،كشيشان و راهبان نمي توان به پيروزي دست يافت.

مهندس مهدي حق وردي طاقانكي/سایت موعود


منابع:

-خبر گزاري فارس
-كتاب دشمن خود را بشناس –نوشته سيد مسعود جزايري
-سايت هنر موسيقي
-سايت ضيافت
-وبلاگ بام ايران
وبلاگها پيرامون شيطان پرستي و موسيقي شيطاني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 10:10  توسط سینا  | 

براي آناني که با تعاليم اسلام آشنا هستند، روشن است که مسلمانان، تورات و انجيلي را که بر پيامبران بزرگي چون حضرت موسي(ع) و عيسي(ع) نازل شده است، سراسر نور و هدايت و مايه رحمت براي جهانيان مي‌دانند و از اين رو است که خداوند در اولين آيات سوره‌اي که قرآن با آن آغاز مي‌شود، ايمان داشتن به کتاب‌هاي مقدس انبيايي که قبل ازحضرت محمد(ص) نازل شده‌اند را شرط لازم براي اهل تقوا و ايمان دانسته است.
اما با توجه به تمامي احترامي که اسلام و مسلمانان به پيروان راستين اديان الهي گذاشته است، چرا طايفه‌اي از يهود به اسلام‌ستيزي رو آورده و هر از چند گاهي با توسل به حربه‌هاي متعدد تبليغاتي، سياسي، فرهنگي و رسانه‌اي، به اسلام و مسلمانان حمله کرده و به دنبال تلاش براي همراه کردن تمامي يهوديان مي‌باشند؟

اگرچه اين امر تاکنون توسط يهوديان واقع‌بين و مسيحيان پاک‌دل که قلوبشان از محبت لبريز است، با بي‌اعتنايي و عدم استقبال و در بسياري از موارد، با تقبيح روبه‌رو شده است، اما همواره اين خطر وجود دارد که اين گروه اندک، بتوانند جهان را در آتش جنگي ويرانگر و خانمانسوز درگير کنند. اينان با پايان يافتن جنگ سرد، به دنبال تحميل آرا و افکار خود در جهان هستند، در تلاشي هماهنگ و پيوسته، اسلام را دين تروريست‌ها و مسلمانان را تروريست مي‌نامند در حالي که اگر به تورات و انجيل مراجعه کنند، خواهند ديد که خودشان تروريست بوده و مرام و مسلکشان، جنايت و آدم‌کشي بوده است. حضرت عيسي(ع) در حق اين طايفه فرموده است:

«واي به حالتان اي علماي ديني و اي فريسيان رياکار!شما براي پدرانتان... مي‌گوييد اگر ما به جاي آنان بوديم، پيامبران را نمي‌کشتيم و با اين گفته، به زبان خود اعلام مي‌کنيد که فرزندان قاتلان انبيا هستند، شما قدم به قدم از آنان پيروي مي‌کنيد، شما در اعمال بد از ايشان پيشي گرفته‌ايد». 1

بد نيست بدانيم که حتي در تورات فعلي خداوند بارها از دست اين طايفه شکايت کرده و گاه به زبان حضرت موسي(ع) و هارون(ع) و حتي حضرت داوود پيامبر(ع) به تقبيح اين گروه پرداخته و با تعابير گوناگوني آنان را لعنت کرده است، آنجا كه مي‌خوانيم:

«خداوند به موسي فرمود: بشتاب و از کوه پايين برو، چون قوم تو که آنان را از مصر بيرون آوردي، فاسد شده‌اند».2
يا در جاي ديگر، ‌هارون در پاسخ سؤال حضرت موسي(ع) که از او مي‌خواهد توضيح دهد، چرا در غياب او برخي از يهوديان، گوساله‌پرست و منحرف شده‌اند،‌ مي‌گويد: «بر من خشم مگير، تو خود اين قوم را خوب مي‌شناسي که چقدر فاسدند».3

شايد از همه جالب‌تر، سخني باشد که حضرت موسي(ع) با توجه به قدرت وحي و شناختي که از نافرمانان قوم خود داشته است، به پيش‌بيني آينده وضع ايشان پرداخته و مي‌فرمايد: «اگر امروز که در ميان شما هستم، نسبت به خداوند اينچنين ياغي شده‌ايد، پس از مرگ من چه خواهيد کرد؟»4

اما بايد ديد اين گروه با اين ويژگي در عصر ما چه کساني هستند؟
بي‌شک بايد مردمي باشند که به نام قوم يهود در پي دست يافتن به منافع ديگران، به نام دين و وعده الهي رسيدن به سرزمين موعود به هر جنايت و قتل و ظلم و ستمي دست زده و عدالت و احکام الهي را زير پا گذاشته‌اند همان‌گونه که برخي از مردان پاک الهي که در تورات از آنان نام برده مي‌شود، در توصيف نافرمايان قوم يهود از اجداد خود فرمودند:

«خداوندا، اجداد ما متکبر و خودسر بودند و نخواستند از دستورات تو اطاعت کنند». 5
و يا در قسمت ديگر اعتراف کردند که: «قوم نافرمان نسبت به خداوند ياغي شدند، به دستورات تو اي خدا، توجه نکردند و انبياي تو را که سعي داشتند ايشان را به سوي تو بازگردانند، کشتند و با اين کارها به تو اهانت کردند». 6

مگر به راستي فرامين حضرت موسي(ع) و انبياي ديگر و مردان حکيم الهي که مروج شريعت او بودند، چه بود؟ آيا غير از اين بود که مي‌فرمودند: قتل نکنيد، دروغ نگوييد، جنايت نکنيد، سرزمين ديگران را غصب نکنيد و به وضوح فرموده است: « مال کسي را غصب نکنيد وبه کسي ظلم ننماييد و...» 7

آيا مگر امروزه جهانيان شاهد نيستند که گروه نافرماني از قوم يهود، سرزمين يک ملت مظلوم را با تباني آمريکا و هم‌پيمانانش ناجوانمردانه غصب کرده و هر روز به شکار زن و مرد و پير و جوان از مردم فلسطين مشغولند، آيا اين‌ها همان‌هايي نيستند که وعده عذاب و نابودي‌شان توسط خود تورات، پيش‌بيني شده است؟

خداوند در قسمت‌هاي مختلف تورات وعده عذاب اين طايفه از قوم ناسپاس و نافرمان يهود را به کرات تکرار نموده و چون اين طايفه در صدد اصلاح خود اقدام نکردند، عذاب‌هاي مختلف و متعددي را براي آنان پيش‌بيني كرده که برخي از آن به شرح ذيل است:

«من بر ضد شما برخواهم خاست و شما در برابر دشمنانتان پا به فرار خواهيد گذاشت».
«قدرت شما را که به آن فخر مي‌کنيد، در هم خواهم کوبيد».
«از شما انتقام مي‌کشم و عليه شما جنگ بر پا مي‌کنم».

«خداوند هرگونه بيماري و بلايي را که وجود دارد، حتي آنهايي که در اين کتاب اسمي از آنها برده نشده، به سراغ شما خواهد فرستاد تا نابود شويد». 8

اما پيش‌بيني نابودي اين طايفه از قوم يهود که نافرماني خدا را کرده‌اند، نه تنها در تورات که در انجيل‌هاي موجود از زبان حضرت عيسي(ع)، اين پيامبر بزرگ الهي که بار‌ها مورد آزار و اذيت بسياري از همين طايفه قرار گرفت نيز بيان شده است که به بيان برخي موارد آن مي‌پردازيم:

«اي مار‌هاي خوش خط‌ و خال، فکر کرديد مي‌توانيد بدون توبه واقعي، از عذاب بگريزيد؟ رفتارتان نشان مي‌دهد که واقعا توبه کرده‌ايد يا نه . اين فکر را از سرتان بيرون کنيد که چون جدتان ابراهيم است، از غضب خدا در امان خواهيد ماند زيرا خدا مي‌تواند از اين سنگهاي بيابان براي ابراهيم فرزندان به وجود آورد». 9

البته در اين نوشتار، فرصت پرداختن به جناياتي که اين طايفه از يهوديان نافرمان در حق حضرت عيسي(ع) و ياران پاک و باوفايش مرتکب شدند نيست ولي آنچه بر اساس آيات انجيل موجود که در دسترس همگان نيز قرار دارد شاهديم، راه نجات يهود در اطاعت از فرامين الهي و هلاکت سرنوشت محتوم آناني است که به ظلم و جنايت و ناسپاسي و کشتن انبيا و اوليا دست زده و به نام دين، ترور و وحشت را در هر دوره‌اي بر پا داشته و در زمين فساد کرده و مي‌کنند که يک نمونه آن، جنايات روزمره صهيونيست‌هاي اشغالگر فلسطين مي‌باشد و چون سخنان هدايتگر انبيا(ع) مختص يک دوره خاص نيست و سرلوحه برنامه‌هاي هدايت بشر است، اين سنت الهي يعني، نزول برکات بر مؤمنين و مجازات سرکشان در هر زماني قابل تکرار و اتفاق افتادن است و مجازات و در نتيجه نابودي جنايتکاران صهيونيست در سطح جهان وبه ويژه در سرزمين‌هاي اشغال شده هم امري حتمي و غير قابل اجتناب است، همچنان که يک بار پيش از اين توسط سپاه «بخت النصر» مجازات شدند و قرآن هم مي‌فرمايد که بخش ستمگر و نافرمان، از يهوديان دو بار در زمين فساد کردند و دو بار مجازات شده و خواهند شد، اين مطلب در قرآن مجيد چنين آمده است:

«در کتاب تورات به فرزندان اسرائيل گفتيم، شما دوبار در زمين فساد و سرکشي و طغيان خواهيد کرد و چون زمان اولين وعده مجازات، فرا رسد، مرداني جنگجو را مي‌گماريم که بر شما شورش کنند، اين وعده‌اي است که تحقق آن حتمي و مسلم است. اگر نيکي کنيد آن نيکي به خودتان بر مي‌گردد و اگر بدي کنيد، به خودتان بدي کرده‌ايد و چون وعده کيفر دوم فرا رسد (دشمنان بر شما غالب مي‌شوند و آنچنان در تنگنا قرار مي‌گيريد که آثار ذلت و غم و اندوه در چهره‌هاتان پديدار مي‌شود. چه بسا که خداوند رحم خود را شامل حال شما فرمايد، اما اگر شما به فساد وتباهي باز گرديد ما نيز شما را کيفر خواهيم کرد وما جهنم را براي کافران، زندان هميشگي قرار داده‌ايم». 10

با اين توضيح به نظر مي‌رسد که صهيونيسم ـ که مصداق واقعي اين طايفه از قوم يهود هستند ـ وعده مجازات آنان در کتاب‌هاي مقدس به خاطر ماهيت تروريستي‌شان که از نياکانشان به ارث برده‌اند، حتمي و لايتغير است، به جاي ستيز با اسلام و مسلمين مي‌بايست توبه كرده و به احكام الهي گردن نهند.

«و ما در زبور داود که بعد از تورات آمد نوشتيم: بندگان صالح من وارث حکومت بر زمين خواهند شد».11

در پايان ذکر اين نکته مجددا ضروري است که آنچه مورد بحث ما واقع شده است، به هيچ وجه يهوديان مؤمن به آئين و دستورات و فرامين حضرت موسي (ع) نبوده و نيست، بلکه منظور، آن بخش از قوم يهود هستند که نسبت به شريعت انبياي الهي، نافرمان و کافر شده‌اند و در زمان حاضر، از آنان به نام صهيونيست‌هاي غاصب سرزمين مقدس فلسطين نام برده مي‌شود و سلطه پنهان و آشکار خود را در صحنه‌هاي مختلف جهاني گسترانده‌اند.

دكتر مجيد گودرزي/ سایت موعود

منابع :

1 – انجيل متي فصل 23 آيات 29 به بعد
2- تورات، قسمت خروج، فصل 32 آيه 7
3 – تورات، قسمت خروج، فصل 32 آيه 22
4– تورات، قسمت تثنيه، فصل 31 آيه 27
5 – تورات، قسمت نحميا، فصل 9 آيه 16
6 - تورات، قسمت نحميا، فصل 9 آيه 26
7 – تورات، قسمت لاويان، فصل 19،آيه 13
8– تورات، قسمت تثنيه، فصل 28 آيه 61
9 – انجيل لوقا، فصل سوم، آيه 7 تا 9
10– قرآن کريم، سوره اسراء، آيات 4 تا 9
11ـ قرآن كريم، سوره انبياء، آيه 50

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 10:4  توسط سینا  |