تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

 


رسانه های خارجی وابسته به کمپانیهای صهیونیستی، این روزها به خاطر تبلیغات شدیدی که در داخل کشور علیه احمدی نژاد صورت می گیرد، آب از لب و لوچه شان راه افتاده است. این مقدمه کوتاه را گفتم تا مبادا این سئوال در ذهن برخی به وجود بیاید که مطلب زیر چه ربطی به موضوع وبلاگ دارد.
***
نگارنده این وبلاگ به جد معتقد است که بیشتر گروههای سیاسی در تحلیل انتخابات 24 آذر، دچار کج فهمی شده اند. این کج فهمی در خط مشی سیاسی آنها اثر گذاشته و آنها را در حمله به دولت جری تر کرده است.
 برنامه ریزی های آینده این گروهها نیز بر مبنای همین کج فهمی خواهد بود و از آنجا که این برنامه ریزیها بر تحلیلی غلط بنا می شوند، به نتیجه نخواهند رسید و به احتمال قوی، همچون انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، گروههای سیاسی یک بار دیگر با شوکی بزرگ مواجه خواهند شد. البته این مسئله به توانایی دولت در حل و مهار مشکلات مردم و عمل به وعده ها نیز بستگی دارد.

 اما اینکه چرا معقتدم در تحلیل انتخابات اشتباه صورت گرفته است، به علت در نظر گرفتن داده های زیر است:

1- آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در استان تهران و در رقابت با احمدی نژاد(با سه میلیون و سیصدهزار رأی)، حدود دو میلیون رأی کسب کرد. ایشان امسال در انتخابات خبرگان با یک و نیم میلیون رأی اول شد. بنابراین رأی یک و نیم میلیونی اخیر ایشان نه تنها عجیب نیست، بلکه از آرای ایشان نسبت به سال گذشته حدود 500 هزار رأی کم شده است.(توجه به این نکته را مدیون نویسنده وبلاگ بیداری هستم.)

2- رتبه آقای مصباح یزدی در انتخابات خبرگان امسال نسبت به دوره قبل، سه رتبه ترقی کرده است.

3- آقای مهدی چمران، رئیس شورای شهری بود که احمدی نژاد را شهردار تهران کرد و او را به مردم ایران شناساند.
 4- در انتخابات سال گذشته، تنها شخصیت شناخته شده سیاسی که سفت و سخت از احمدی نژاد حمایت کرد چمران بود.

5- آقای چمران، سرلیست فهرست موسوم به "اصولگرایان" در انتخابات شورای شهر تهران بود. لیستی که در تهران اکثریت را به دست آورد.

6- عموم مردم احمدی نژاد را با عنوان "اصولگرایی" می شناسند.(این بند را در اتباط با بند قبلی در نظر بگیرید.)

7- نگارنده در میان دوستان و اقوام خود افراد زیادی را می شناسد که طرفدار سفت و سخت احمدی نژاد هستند اما در انتخابات شوراها، به لیست "رایحه خوش خدمت" که میزان رأی آن، ملاک محبوبیت احمدی نژاد تلقی شده است رأی نداده اند.

8- عموم مردم از دعوای برخی طرفداران احمدی نژاد با برخی طرفداران قالیباف بی خبرند و احمدی نژاد و قالیباف را نه حریف یکدیگر، بلکه در یک طیف سیاسی و در کنار هم به شمار می آورند.                   منبع:یهودشناخت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 8:30  توسط سینا  | 

دوستی حرف دلم را برایم پیغام گذاشته بود که عین آن را می آورم:

سلام برادر خوبم
دلم خیلی گرفته و اعصابم حسابی خورده. احمدی نژاد خیلی خیلی تنهاست. هجمه تبلیغاتی علیه او بسیار شدید است و انگار جز آقا همه حضرات با او دشمنی دارند. حالم دارد به هم می خورد.
می ترسم احمدی نژاد در برابر این تبلیغات شدید، در برابر این بی مهری ها و حسادتها و کینه ورزیها و برابر دست رد زدنها و اینهمه کارشکنی نتواند کمر راست کند. ماههای آینده قرار است چگونه پیش برود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 5:3  توسط سینا  | 

حاشیه‌های ایرنا از سفر احمدی‌نژاد به نیکاراگوا

"محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي ايران شنبه شب به وقت محلي نيكاراگوئه وارد ماناگوا پايتخت اين كشور شد و ضمن ديدار و گفت وگو با "دانيل اورتگا" رييس جمهوري اين كشور در اجتماع باشكوه مردم اين كشور براي آنان سخنراني كرد. رييس جمهوري و هيات همراه همچنين با حضور در مركز فرهنگي مسلمانان نيكاراگوئه نماز ظهر و عصر را به امامت و با مردم مسلمان حاضر در اين مسجد اقامه كرد و در پايان نيز به ابراز احساسات مردم در مسجد پاسخ داد.

به‌گزارش خبرنگاراعزامي ايرنا به ماناگوا پايتخت نيكاراگوئه مردم اين منطقه فقيرنشين در حالي كه پرچم كشورشان را همراه باعكس رييس جمهوري ايران و نيكاراگوئه در دست داشتند در حمايت از اورتگا شعار دانيل دانيل مي دادند. مردم علاوه بر اين با نشان دادن علامت پيروزي و با دستان مشت كرده حمايت خود را از سياستهاي دولت اين كشور ابراز داشته و ابراز شادماني آنان نيز با حضور هيات ايران مضاعف شده بود. برخي از اعضاي هيات همراه رييس جمهوري كه در سفرهاي استاني همراه ايشان هستند با خنده از اين ديدار نيز به عنوان يكي از سفرهاي استاني نام مي بردند و در پي اين بودند تا بدانند اين چندمين سفر استاني است. جمع آوري نامه‌هاي مردم منطقه لبيردوشيك نيز مانند مردم شهرهاي ايران بر اين احساس افزوده بود.

شمار زيادي از افراد طرفدار ساندينست‌ها در حالي كه كلاه صورتي بر سر داشتند مامور نظم و ترتيب جمعيت حاضر بودند. مردم اين منطقه تلاش داشتند تا نام احمدي نژاد را تكراركنند و براي همين امر نيز از افراد ايراني حاضر درخواست مي‌كردند تا نام ايشان را براي يادگيري تكراركنند. اورتگا رييس جمهوري نيكاراگوئه خود چندين بار نام احمدي نزاد را براي مردم تكراركرد و مردم با هم اقدام به تكرارنام رييس جمهوري اسلامي ايران كردند. سرود ملي دو كشور ايران ونيكاراگوئه قبل از آغاز مراسم پخش شد و علاوه بر اين، سرود ساندنيست‌ها نيز پخش شد.

مردم نيكارگوئه در يك آواي جمعي شعار مي‌دادند كه ملت واحد هيچ وقت شكست نخواهد خورد و احمدي نزاد و اورتگا نيز با تكان دادن يكي از دو دست خود و در حالي كه دست همديگررا گرفته بودند با مردم همرامي مي‌كردند. اين اولين گردهمايي اورتگا پس از پيروزي در بين طرفداران خود بود. اعضاي هيات ايراني و مردم اين منطقه اقدام به گرفتن عكس باهم مي‌كردند. مراسم ديدار روساي جمهوري ايران و نيكاراگوئه را بيش از شصت خبرنگار داخلي و خارحي پوشش خبري مي‌دادند. روزنامه‌هاي امروز نيكاراگوئه نيز اقدام به انتشار خبر سفر رييس جمهوري اسلامي ايران به اين كشور كردند و دراين ميان استقبال روزنامه‌هاي چپي از راستي بيشتر بود. خبرنگاران اعزامي از ايران به خاطر سيستم مخابراتي نيكاراگوئه موفق نشدند تا از تلفن‌هاي همراه خود استفاده كنند و به همين خاطر نيز در اين ارتباط با مشكلاتي مواجه بودند.

اورتگا قبل از حضور رييس جمهوري اسلامي ايران با خبرنگاران اعزامي از ايران عكس يادگاري و دو نفره گرفت. اورتگا در حالي كه پيراهن سفيد با آسيتن‌هاي بالا زده بر تن داشت از هيات ايراني در محل كاخ رياست جمهوري كه دفتر مركزي ساندنيست‌ها نيز در آن قرار دارد، ديدار كرد. محل ديدار روساي جمهوري دو كشور با انواع رنگهاي شاد نقاشي شده بود و اطراف آن را نيز درختان منطقه گرمسير نيكاراگوئه پوشانده بود و فضاي روح بخشي به حاضران مي‌داد. خبرنگاران ايراني و نيكاراگوئه پيش از شروع ديدار روساي جمهور دو كشور سرگرم صحبت با يكديگر و تبادل نظر بودند.

حاشیه‌های جالب استقبال چاوز از احمدی‌نژاد

سفر یك روزه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور كشورمان به ونزوئلا دارای حاشیه‌های جالب و خواندنی بود.به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، در بدو ورود محمود احمدی‌نژاد و هیات همراه به فرودگاه كاراكاس معاون رئیس‌جمهور و تنی چند از مقامات عالیرتبه ونزوئلا به استقبال احمدی‌نژاد آمدند و زمانی كه علت عدم حضور چاوز را از مسئولان جویا شدیم علت آن را سخنرانی و گزارش عملكرد وی به مردم در مجلس این كشور عنوان كردند.
* این سخنرانی و گزارش كه به طور مستقیم از تلویزیون ملی ونزوئلا پخش شد،نزدیك به 4 ساعت به طول انجامید كه البته این نوع سخنرانی‌های طولانی از سوی او و فیدل‌كاسترو متداول و قابل پیش‌بینی است.
*هوگو چاوز هنگام ورود به كاخ ریاست جمهوری و مهیاشدن برای انجام استقبال رسمی از احمدی‌نژاد؛ تك تك خبرنگاران، عكاسان و تصویربرداران و هیات ایرانی حاضر در كاخ ریاست جمهوری را فراخواند و ضمن دست دادن با آنان و گفتن لفظ سلام علیكم با آنان احوالپرسی كرد و گفت: هر جا كه مایلید مستقر شوید و كار خود را انجام دهید.
*رئیس جمهور ونزوئلا در ادامه به شوخی گفت: البته عكسِ‌های خوبی از ما بگیرید.
*وی شخصاً شرح وظایف اعضای گروه تشریفات را به یكایك آنان گوشزد كرد.
* مراسم استقبال رسمی زیر بارش شدید باران انجام شد.
* پس از مذاكرات و مراسم امضای اسناد همكاری و تفاهم نامه‌ها ارتباط تصویری مستقیم با كارخانه تولید سمند در ونزوئلا به درخواست هوگو چاوز با پیام احمدی‌نژاد برای مدیران ایرانی و ونزوئلایی برقرار شد،یكی از مدیران ایرانی این كارخانه راه‌اندازی كارخانه تولید سمند در طول 4 ماه را یك ركورد بی سابقه دانست كه شاید حتی در ایران نیز امكان انجام این ركورد كمتر باشد.
*رئیس جمهور ونزوئلا همچنین با اشاره به اهدای كتاب سیمون بولیوار از سوی احمدی‌نژاد به خود كه به زبان فارسی نوشته شده است، گفت: من باید فارسی یاد بگیرم و كتاب را مطالعه كنم.
*چاوز با اشاره به احداث كارخانه تراكتورسازی مشترك ایران و ونزوئلا، اظهار داشت: پیرزنی ونزوئلایی گفت: 40 سال است كشاورزی می‌كند، اما نمی‌دانسته تراكتور چه كارایی‌هایی دارد، اما امروز ونزوئلا به برخی كشورها تراكتور صادر می‌كند.
* چاوز در مقایسه این خودرو با خودروهای متداول در كشور ونزوئلا گفت:‌قیمت این خودروها در مقایسه با برخی خودروهایی كه در ونزوئلا وجود دارد نزدیك به 2 و نیم برابر ارزان‌تر است و یقیناً با استقبال كم‌نظیر مواجه خواهد شد و امید است بتوانیم در امریكای جنوبی و لاتین این خودرو را به خوبی عرضه كنیم.
* چاوز كه به سخنان خود در دیدار با «اوومورالس»رئیس‌جمهور بولیوی اشاره می‌كرد و گفت: اوو سخنان مرا بااین جمله تكمیل كرد و فریاد زد: «مرگ‌بر امریكا»
* او همچنین با اشاره به بیداری ملت‌ها در مقابل امپریالیسم جهانی و با مزاح اظهار داشت: هر روز تعداد ما بیشتر و بیشتر می‌شود و حتی می‌توانیم یك گروه موسیقی تشكیل دهیم و من نوازنده تنبور خواهم شد و اوو رئیس‌جمهور سرخ‌پوست بولیوی هم كه سخنرانی خود را با آواز به پایان رساند می‌تواند خواننده گروه باشد.
* سخنان ضداستكباری احمدی‌نژاد و چاوز بارها با كف‌زدن حضار و تایید آنان به طور مكرر قطع می‌شد.
* وقتی چاوز گفت به تازگی برای كنفرانسی به هند دعوت شده است و ممكن است در مسیر نیز در ایران فرود بیاید، ایرانیان حاضر در نشست دقایق طولانی برای استقبال از این گفته كف زدند.
* در ابتدای جلسه سرود ملی دو كشور نواخته و مقامات و مسولان هر كشور با صدای بلند سرود ملی خود را خواندند.
* چاوز قرار است بعد از این مراسم به سمت اكوادر و برای حضور در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید این كشور»كوره‌آ» حركت كند.
* در پایان این سفر یكروزه معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا بدرقه رسمی از احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور اسلامی ایران را به عمل آورد.

 

بازتاب گسترده سفر رييس‌ جمهور به امريكاي لاتين در رسانه‌های جهان

 

        

Imageرسانه‌هاي جهان، سفر"دکتر محمود احمدي‌نژاد" رييس‌جمهوري اسلامي ايران به سه كشور ونزوئلا، نيكاراگوا و اكوادور در آمريكاي لاتين را "بسيار مهم" توصيف كرده و آن را به صورت گسترده بازتاب داده‌اند.

تقويت همبستگي ميان ايران و كشورهاي مخالف سلطه امپرياليسم در آمريكاي لاتين، اعلام آمادگي ايران براي كمك به كشورهاي فقير منطقه و تاكيد ايران و ونزوئلا دو كشور قدرتمند عضو سازمان كشورهاي صادركننده نفت (اوپك) براي كنترل بازار و جلوگيري از افت قيمت‌ها، مهمترين نكاتي است كه رسانه‌هاي?جهان به آن توجه نشان داده‌اند.

 


به گزارش "خدمت"؛ شبكه‌هاي مختلف راديويي و تلويزيوني اسپانيا در بخش‌هاي مختلف خبري خود مي‌كوشند تا تازه‌ترين رويدادهاي ديدار رييس‌جمهوري ايران از آمريكاي لاتين را به اطلاع مخاطبان خويش برسانند و مطبوعات اين كشور نيز هر يك از زوايه‌اي، اين سفر را مورد توجه قرار داده‌اند.

"ال‌پاييس"، پرشمارگان‌ترين روزنامه چاپ اسپانيا در ميان خبرهاي خود از حضور احمدي‌نژاد در آمريكاي لاتين، "آماده‌شدن ايران و ونزوئلا براي كاهش توليد در اوپك يا خارج از آن به منظور جلوگيري از وخامت شديد قيمت‌ها"، "ايجاد يك صندوق دو ميليارد دلاري براي سرمايه‌گذاري دو و چندجانبه ميان تهران - كاراكاس" و "اعلام آمادگي ايران براي كمك به نيكاراگوا" را به صورت برجسته‌تري به چاپ رسانده است.

اين روزنامه در مطلبي با عنوان "ايران به نيكاراگوا پيشنهاد كمك در برابر "دشمنان مشترك" را مي‌دهد"، نوشت: "محمود احمدي نژاد" رييس‌جمهوري ايران در ديدار با "دانيل اورتگا" همتاي نيكاراگوئه‌اي خود اظهارداشت: "ما هر چه بتوانيم به نيكاراگوا كمك خواهيم كرد چون دو كشور منافع، چالش‌ها و دشمنان مشترك دارند."

Image
-----------------------------------------

ال‌پاييس همچنين با اشاره به وضعيت همكاري‌هاي اقتصادي ميان ايران و نيكاراگوا، سخنان اورتگا را درباره انقلاب دو كشور در سال ۱۹۷۹ميلادي به چاپ رساند و به‌نقل از وي نوشت: "امروز دو رييس‌جمهوري همديگر را ملاقات مي‌كنند كه در مبارزه براي استقرار صلح و عدالت، تلاش در جهت فراهم كردن يك زندگي خوب براي مردم و دفاع از استقلال و آرمان‌ها، خود را مشترك مي‌بينند." روزنامه "ال‌موندو" نيز خبر سفر احمدي نژاد به آمريكاي جنوبي را مورد توجه قرار داده و به نقل از رييس‌جمهوري نوشته است: "ايران، نيكاراگوا، ونزوئلا و ساير كشورهاي انقلابي با هم متحد هستند."

اين روزنامه همچنين به توافقات ميان ايران و نيكاراگوا براي بازگشايي سفارتخانه‌هاي خود در تهران و ماناگوا اشاره كرد و نوشت:نيكاراگوا اميدوار است ايران در مبارزه با فقري كه ۸۰درصد جمعيت اين كشور آمريكاي مركزي را در بر مي‌گيرد، او را كمك كند.

روزنامه راستگراي "آب‌ث" نيز در مطلبي با عنوان "نيكاراگوا با تحركات چاوز متحد ايران مي‌شود"، نوشت: احمدي نژاد و چاوز صندوقي با دو ميليارد دلار براي حمايت از سرمايه‌گذاريهاي دوجانبه يا در كشورهاي ثالث ايجاد مي‌كنند.

آب‌ث به نقل از احمدي‌نژاد افزود: با اين سرمايه، امكان كمك به توسعه سازنده در كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقا فراهم خواهد شد.

ديگر رسانه‌هاي اسپانيايي نيز مطالب مشابهي منتشر كرده‌اند.

به گزارش "خدمت"؛ روزنامه فيگارو چاپ پاريس هم در شماره روز گذشته اش به سفر احمدي نژادبه آمريكاي لاتين پرداخت و با اشاره به سفر كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا به خاورميانه و سفر رييس جمهوري اسلامي ايران به آمريكاي لاتين نوشت: نبرد ديپلماتيك بين آمريكا و ايران از طريق كشورهايي كه اين دومسوول ديدار مي كنند آغاز شده است. در حالي كه رايس سفر خاورميانه خود را آغاز كرد ،احمدي نژاد رييس جمهوري ايران به كاراكاس وارد شد تا سفر ضد آمريكايي خود را ادامه دهد.

Image
استقبال بی نظیر از احمدی نژاد در امریکای جنوبی

به نوشته اين روزنامه فرانسوي، احمدي نژاد، «برادر هوگو چاوز» را بعد از ديدار ماه سپتامبرش دوباره ملاقات مي كند و با سفر به نيكاراگوئه با يكي ديگر از مخالفان آمريكا ملاقات، و بعد از ديدار با رييس جمهوري اكوادور در مراسم به قدرت رسيدن رسمي وي شركت خواهد كرد.فيگارو مي افزايد: احمدي نژاد در پايان سفر خود با رييس جمهور بوليوي منتقد ديگر آمريكا ديدار خواهد كرد.به نوشته اين روزنامه، مهمترين بخش سفر احمدي نژاد ديدار با چاوز خواهد بود ،تنها رييس جمهوري اين منطقه كه از فعاليتهاي هسته اي ايران در مقابل غرب حمايت مي كند، مي باشد.فيگارو مي افزايد: اين دو كشور كه به عنوان چهارمين و پنجمين كشور توليد كننده نفت دراوپك به شمار مي روند تاكنون برنامه همكاري زيادي را بين شركت هاي نفتي اعلام كرده اند.به نوشته اين روزنامه، دو رييس جمهور كه هنر ايجاد سرو صدا در صحنه بين المللي را دارند در صدد مخفي كردن مشكلات داخلي خود به ويژه در حوزه اجتماعي هستند.

فيگارو در پايان مي نويسد: قيمت52 دلار نفت براي هر بشكه كه در طول 19 ماه گذشته به پايين ترين حد خود رسيده است و اين براي تعادل مالي اين دو كشور كاملا خطرناك است.به گزارش "خدمت"؛ شبكه تلوزيوني العربيه هم به انعكاس سفر احمدي نژاد به آمريكاي لاتين پرداخت. خبرنگار شبكه العربيه در كاراكاس گفت: سفر احمدي نژاد به سه كشور ضد آمريكائي در آمريكاي جنوبي در واقع ترويج مفاهيم انقلابي ايران است.

محمد نون خبرنگار اين شبكه افزود: احمدي نژاد در اين سفر كشورهاي بزرگ را به علت ايجاد فقر و نژادپرستي آن ها نكوهش كرد و خواستار نهادينه سازي مفاهيم صلح به دور از بحران سازي شد.بخشي از اظهارات احمدي نژاد در يك سخنراني در ونزوئلا اين گونه ترجمه شد كه وجود فقر و نژاد پرستي ناشي از سياستهاي كشورهاي بزرگ است كه به كرامت انساني احترامي نمي گذارند و تنها به دنبال منافع اقتصادي خود هستند و ما خواستار فرهنگ صلح و عدالت هستيم و براي حمايت از ملتهاي مظلوم آماده ايم و در كنار يكديگر باقي خواهيم ماند.

محمد نون درادامه اين گزارش گفت: بدين شكل نشانه هاي همكاريهايي گسترده در عرصه هاي مختلف سياسي و اقتصادي به ويژه نفت اغاز شد.به گزارش "خدمت"؛ در ادامه اين گزارش اظهارات هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا پخش شد كه گفت: ما با كشورهاي مرتبط با اوپك براي حفظ بهاي نفت و جلوگيري از سقوط آن توافق كرده ايم و از فعاليت اين سازمان حمايت خواهيم كرد، زيرا امپرياليسم خواستار تضعيف آن است.

خبرنگار العربيه گفت: در سفر احمدي نژاد به ونزوئلا يازده توافقنامه امضا شد كه شامل اموري مهم از جمله نفت و اموري ديگر مثل كشاورزي و صنعت و آاموزش و مسكن مي شود و صندوق سرمايه گذاري مشتركي باسرمايه دو ميليارد دلار تشكيل دادند و يكصد و بيست توافقنامه نيزقبل ازاين امضا شده بود كه تعدادي از انها در دروره رياست جمهوري احمدي نژاد و چاوز منعقد شدند.خبرنگار العربيه در ادامه گفت: تهران مي خواهد با گسترش روابط خود با كشورهاي مخالف جرج بوش رئيس جمهور امريكا در فضاي حياتي آمريكا نقشي ايفا كند و تلاش جديدي را براي مقابله با فشارهاي فزاينده آمريكا در سطوح مختلف اغاز كرده است.

منبع:1 و 2 و  3

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 4:57  توسط سینا  | 

 

آنچه درسودان درحال وقوع است جنایت صهیونیسم جهانیست

نظیر اتفاقی که هم اکنون در سومالی در حال رخ داد است در کشور سودان نیز مدتهاست که درحال وقوع است با این تفاوت که در سومالی دولت دست نشانده آمریکا و تنها ائتلاف ضد آمریکایی همان گروههای اسلام گرا هستند اما در سودان دولت ضد آمریکایی و مسلمان و شورشیان به کمکها و تحریکات آمریکا دست به جنایت میزنند .
اما نکته ای که در مورد سودان وجود دارد و هیچ گاه به آن پرداخته نشده است وجود و رخنه صهیونیسم در افکارسر کردگان آشوبگران ضد دولتی است آنچه در سودان و در حال وقوع است جنایت صهیونیسم جهانیست .
جالب است بدانیم که شورشیان سودان از خارج از این کشور و از کشوری چون اوگاندا به سودان صادر میشوند که جمعیت مسلمان اندکی نسبت به سودان دارد .
اما سیاه لشکر این شورشیان چه کسانی هستند ؟
کودکان ربوده شده از اوگاندا که تحت فشار های شدید روانی و جسمی آنچنان آنها را تحت فشار قرار میدهند که بین کشتن چندین انسان بیگناه و کشته شدن خود باید یکی را انتخاب کنند .
کودکان روستا نشین اوگاندایی چندین سال است که وضعیت عجیب و نا بهنجار ی دارند حتی از ترس حملات شبانه شورشیان به روستاهاشان و ترس از ربوده شدن توسط آنا ن شبها را در گوشه خیابانها و پلها و بدور از خانواده سر میکنند .
اما نحوه رفتار و حملات شورشیان به این روستاها بسیار جالب و آشناست .
شب هنگام به طور ناگهانی از جنگل گروهی مسلح به خانه های روستا نشینان میریزند با قتل و کشتار کودکانشان را میربایند در جنگل اسکان می یابند و چندین گروگان را که از روستاها با خود به جنگل آورده اند به دست این کودکان میسپارند و دستور میدهند به فجیع ترین وضعی گروگانها بدست کودکان کشته شوند . برای مجازات متخلفان را در جلوی چشم کودکان به دست دوستانشان تکه تکه میکنند .
از دیگر مجازاتها بریدن همزمان گوش ، لبها و بینی متخلفان است . بعد از آنکه کودکان بی گناه یک دوره آدمکشی خشونت آمیز را با موفقیت طی کردند زما ن آن میرسد که برای آدمکشی بیشتر به سودان صادر شوند .

اما چرا کودکان ؟
سرکردگان این جانیان اجیر شده توسط آمریکا به خوبی میدانند که اگر خوی توحش و آدمکشی از دوران کودکی در وجود انسان تقویت شود هرگز راه باز گشتی برای این آنان باقی نمیماند .
همچنانکه شماری از کودکان گریخته از چنگال شورشیان پس از بازگشت به خانه خود تحت تاثیر افکار شیطانی و جنون آمیزی که به آنها دیکته شده خانواده های خود را به قتل رسانده اند .
به خوبی پیداست که سرکردگان شورشیان در سودان و ارتش اتیوپی از طرف چه کسانی برای ضربه زدن به دولت سودان و مردم مسلمان سومالی اجیر میشوند کافیست به تحرکات آمریکا در این منطقه و واکنشهای این دولت در مقابل این دو کشور نگاهی بیاندازیم تا پاسخ خود را به خوبی و روشنی در یافت کنیم .                         با تشکر فراوان از شیدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 4:49  توسط سینا  | 

پریماكوف، از دوستان نزدیك صدام فاش كرد: توافق بزرگ صدام و بوش

نخست وزیر سابق روسیه كه روابطی بسیار نزدیك با صدام داشت، فاش كرد صدام پیش از حمله سال 2003 آمریكا و متحدانش به عراق، با واشنگتن توافق كرده بود، عراق بدون مقاومت به اشغال آمریكایی‌ها‌ درآید.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از خبرگزاری فرانسه، «یووگنی پریماكف» گفت به این دلیل در اعدام صدام تعجیل شد، تا از افشای حقایقی كه می‌توانست آمریكا و شخص بوش را به خطر بیندازد، جلوگیری شود. پریماكوف گفت صدام به صورتی غیرمنتظره اعدام شد تا نتواند آخرین كلمات را بگوید و اطلاعات مخاطره‌آمیزی را درباره روابطش با آمریكا فاش كند. وی كه یكی از كارشناسان خاورمیانه بوده و روابط خوبی با صدام داشت، گفت: «اگر صدام همه چیز را می‌گفت، رئیس جمهوری كنونی آمریكا به شدت برمی‌آشفت.» نخست وزیر سابق روسیه به همكاری نظامی بین واشنگتن و بغداد در دهه 1980 در جنگ با ایران اشاره كرد. وی همچنین گفت صدام پیش از حمله سال 2003 آمریكا و متحدانش به عراق، با واشنگتن توافق كرده بود كه به آمریكا اجازه اشغال این كشور را بدون هیچ مخالفتی بدهد. پریماكف پیش از حمله آمریكا به عراق دو دیدار محرمانه را به درخواست ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه به بغداد انجام داده بود.  منبع:شریف نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 4:40  توسط سینا  | 

    دکتر حسام الدین آشنا: فیلم غیررسمی اعدام صدام به سفارش «الجزیره» گرفته شد!

استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق‌(ع) با اشاره به اثرات انتشار فیلم اعدام صدام در جهان عرب گفت: فیلم غیررسمی اعدام صدام با موبایل به سفارش شبكه تلویزیونی الجزیره گرفته شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، حسام‌الدین آشنا بعد از ظهر امروز سه شنبه در كنفرانسی خبری در موسسه ایران در خصوص «بازتاب اعدام صدام در رسانه‌های بین‌المللی» خاطرنشان كرد: در خصوص مواجهه با اعدام صدام، چه «خیابان‌های جهان عرب» و چه «كاخ‌های جهان عرب» رویكردهای متعارضی به اعدام صدام نشان دادند كه این خود ناشی از عملكرد دو جنبه‌ای صدام بوده است.
وی با بیان این‌كه صدام در میان جهان عرب دو چهره داشته، تصریح كرد: برای عرب‌ها صدام به عنوان اولین حاكم عربی است كه در سالیان اخیر شهامت مقابله با اسرائیل و آمریكا را داشته است.
به گفته وی، به خصوص در جریان انتفاضه فلسطین صدام كمك‌های مشخصی را به انتفاضه فلسطین انجام داده بود و در واقع همین كارهای نمایشی صدام در دهه‌های اخیر، زمانی كه همه حكام عربی ساكت بودند و تلاشی در این جهت نمی‌كردند، چهره‌ای متمایز از او ساخته است.
استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به چهره دیگر رئیس‌جمهور مخلوع عراق اظهار داشت: اگر عرب‌ها حمله صدام به ایران را خیلی با اهمیت تلقی نكردند، اما حمله صدام به كویت در ساختن یك چهره پلید و اهریمنی از صدام بی‌اثر نبود و در واقع، صدام به عنوان یكی از نمادهای بارز دیكتاتوری در جهان عرب است.
آشنا با بیان این‌كه پاسخ جهان عرب به سقوط بغداد، محاكمه و اعدام صدام بحثی قابل فهم است و ساختاری منطقی دارد، یادآور شد: مردم كشورهای عربی از یك طرف از سقوط دیكتاتوری صدام خوشحال شدند، اما از طرف دیگر چون شاهد بودند یك نیروی بیگانه و خارجی این استبداد را سرنگون كرده است، ناخشنود بودند.
وی با اشاره به زمان در نظر گرفته شده برای اعدام صدام یادآور شد:در جهان اسلام و عرب این گونه در اذهان تداعی شد كه اعدام در روز عید قربان امری است كه در طول تاریخ، فقط یكبار آن‌هم در زمان حكومت اموی اتفاق افتاده است. در آن زمان حاكم بنی‌امیه گفت هر كس قربانی می‌آورد و من هم برای قربانی رئیس سلسله جهمیه را قربانی می‌كنم؛ بنابراین امروز هم صدام در جهان عرب به عنوان یك قربانی در راه خدا تلقی شده است.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با بیان این‌كه تصویر بزرگ جنایات صدام در حق بشریت بواسطه تصویر كوچك اعدام این دیكتاتور تحت تاثیر قرار گرفته،‌ با اشاره به نحوه اجرای حكم اعدام خاطرنشان كرد: مسئله اعدام صدام توسط حامیان مقتدی صدر و نیز فیلمبرداری مخفیانه واقعه اعدام، كه با زیر نویس دقیقی هم در شبكه الجزیره پخش شد، در اذهان جهان سنی تداعی كرد كه این اعدام نه به خاطر یك دادگاه عادلانه بلكه به خاطر انتقام گیری شیعیان بوده است.
وی در پاسخ به این سؤال كه نحوه انتشار خبر اعدام به چه صورت بوده و چرا تصاویری كه فلش‌های آن‌ها را در فیلم مشخص است منتشر نمی‌شود،‌ یادآور شد: در خصوص اعدام صدام باید دو مسئله را از هم تفكیك كنیم. یكی آن مسائلی است كه مربوط به دولت عراق می‌شود و دیگری مسائلی است كه در دست دولت عراق نیست. محاكمه صدام حسین توسط یك دادگاه عراقی و خارج از چارچوب‌های ICC انجام شده است. البته یك هیئت از قضات آمریكایی با دقت مسئله را پیگیری می‌كردند كه گزارش خود را هم دادند و خود ICC هم گزارش خود را داد. یعنی این دادگاه از كیفیت حقوقی و حقوق بشری بالایی برخوردار بوده است.
آشنا با بیان این كه بایستی مسئله شرایط داخلی عراق را در خصوص اعدام صدام در نظر گرفت افزود: معلوم نیست كه آمریكا اصراری در اعدام صدام داشته است، بلكه شواهد نشان می‌دهد مالكی و حكیم بر اعدام وی اصرار كرده‌اند. آمریكا در قبال اعدام صدام در موضع‌گیری خود اعلام كرد اگر چه با این اعدام موافق نیستیم اما مداخله‌ای هم نمی‌كنیم؛ بنابراین از این طریق خود را از اتهام مبری كرد.
به گفته استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق‌(ع) مسائلی از این قبیل كه این حكم در روز عید قربان اجرا شد، تصویربرداری با چه كیفیتی انجام شد و این‌كه چه كسانی در اعدام صدام حضور داشته‌اند و چه چیزهایی گفته‌اند،‌ یك تصمیم عراقی است و تا این مرحله از قضیه، ما باید در خصوص این مسائل با دولت عراق گفت‌وگو كنیم.
وی یادآور شد: مسئله دوم این است كه تصاویر گرفته شده از اعدام صدام تصاویر كاملاً مدیریت شده‌ای است. روشن است كه سیاست دولت عراق این نبوده كه لحظه حلق‌آویز شدن صدام تصویربرداری شود و یا این هم نبوده كه صدای حاشیه‌ای در این فیلم پخش شود. موفق‌الربیعی مشاور امنیتی دولت عراق می‌گوید صدام از لحظه‌ای كه فهمید دوربین در صحنه اعدام وجود دارد رفتارش مقتدرانه‌تر شد. واقعیت این است كه همه در مقابل دوربین به گونه‌ای و در غیاب دوربین به گونه‌ای دیگر عمل می‌كنند، صدام هم دو انتخاب داشت، این كه التماس كند كه فایده‌ای برای وی در تغییر تصمیم اعدام‌كنندگان نداشت و یا این كه طی این ثانیه‌های آخر تصویری مقتدر از خود نشان دهد.
آشنا با بیان این‌كه صدام یك فرصت چند دقیقه‌ای داشت كه از 30 سال حكومت خود تصویری مناسب نشان دهد، تصریح كرد: در جریان اجرای این حكم،‌ دو دوربین وجود داشت. یك دوربین رسمی كاملاً مدیریت شده از سوی دولت عراق ضبط و پخش این جریان را بر عهده داشت. اما در میان كسانی كه در جریان اعدام صدام حضور داشتند، از چهره‌های حامی مقتدی صدر و از میان آن‌ها افرادی با انگیزه‌های گوناگون نیز حضور داشتند. الجزیره توانست توافقاتی با یكی از این افراد انجام دهد و در قبال مبلغی پول، فیلمی را كه وی با موبایل گرفته بود،‌ بدست آورد.
به گفته آشنا،‌ مداركی وجود دارد كه نشان می‌دهد الجزیره برای تصویربرداری با موبایل اقداماتی مذاكراتی انجام داده است. تصویر دوربین دوم كه با موبایل گرفته شده، تصویری است كه از بابت عدم رسمیت خود معتبر شده است. در واقع نارسمی بودن و منتسب نبودن فیلمبرداری این تصاویر به یك دولت یا گروه خاص، باعث كسب اعتبار برای این فیلم می‌شود.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به نظر میشل فوكو در رابطه با «مجازات» اظهار داشت: فوكو می‌گوید به محض این كه مجازات بر روی جانی انجام می‌شود، او به یك قربانی تبدیل می‌شود. تا وقتی زندگی می‌كند، مجرم است اما وقتی دچار مجازاتی مثل اعدام می‌شود، چون در نهایت بینندگان یك فرد بی‌دفاع را در حال حلق‌آویز شدن می‌بینند احساس رافت انسانی‌شان برانگیخته می‌شود. بنابراین فیلمبرداری و انتشار این فیلم،‌ چنین موضوعی را در ذهن جهان عرب تداعی كرده است.
وی ادامه داد: تصویربرداران رسمی متعلق به دولت عراق، هوشمندانه تصویر را تا مرحله حلق‌آویز شدن صدام قطع كردند تا حس ترحمی ایجاد نشود و كسانی هم كه مخفیانه فیلمبرداری كردند، هوشمندانه این كار را انجام دادند تا این حس را برانگیزند.
آشنا در پاسخ به سؤالی در خصوص شبكه تلویزیونی الجزیره، در این خصوص كه آیا این شبكه در اقدامی هماهنگ با رسانه‌های آمریكا این فیلم را با زیرنویس منتشر كرده،‌ تصریح كرد: تحلیل الجزیره كار ساده‌ای نیست. موسس شبكه الجزیره و اولین رئیس این شبكه،‌ تقریباً بعد از سقوط صدام كنار گذاشته شد. در میان اسناد اداره استخبارات عراق، نوار ویدئویی دیدار رئیس اول شبكه الجزیره با عدی پسر صدام كشف شد كه این فیلم هم‌اكنون در اینترنت موجود است. در واقع الجزیره متهم به این است كه از عراق پول كلانی گرفته تا هوای صدام را داشته باشد. لذا بیش از این‌كه الجزیره متهم به ارتباط با آمریكا باشد، فعلاً طبق اسنادی كه وجود دارد باید بگوئیم كه روابط بسیار نزدیكی با دولت عراق داشته است.
وی با اشاره به روایت رسمی ایجاد شبكه الجزیره خاطرنشان كرد: گفته می‌شود كه مجموعه‌ای از روزنامه‌نگاران كشورهای عربی كه دیگر در چارچوب نظام‌های دیكتاتوری جهان عرب نمی‌توانستند كار و زندگی كنند، دور هم جمع شدند. پیشنهاد ایجاد BBC عربی آرمان بزرگی برای روزنامه‌نگاران جهان عرب بود، اما به دلایلی BBC عربی نتوانست به كار ادامه دهد.
این استاد دانشگاه افزود: با تعطیلی BBC عربی، 200 عنصر رسانه‌ای كه آموزش‌های حرفه‌ای دیده بودند، از بالاترین سطوح رسانه‌ای تا تكنیسین‌های BBC عربی سابق، بیكار شدند. آن‌ها به جای این‌كه متفرق شوند به وسیله سران اصلی خود شروع به بازاریابی كردند و به جا‌های مختلفی رفتند و پاسخ‌های «نه» شنیدند. به قطر كه رسیدند دولت قطر فرصت خواست تا پروژه را به امیر قطر معرفی كنند و سرانجام قرارداد یكساله‌ای با قطر بسته شد با این فرض كه قرارداد بعد از یكسال قابل تغییر است. بعد از یكسال كار به جایی رسید كه شهرت الجزیره از شهرت قطر بیشتر شد و دولت قطر هم از این مسئله راضی بود.
آشنا اظهار داشت: در دیداری كه با آقای وضاح خنفر رئیس فعلی الجزیره داشتم، از ایشان پرسیدم كه در قبال این فعالیت،‌ دولت قطر از شما چه درخواستی داشته، كه خنفر جواب داد از ما قول گرفتند كه با دولت قطر كاری نداشته باشیم، از نظر رئیس شبكه الجزیره جالب بود كه چنین خواسته‌ای مطرح كرده‌اند، چرا كه به نظر آقای خنفر دولت قطر اصلاً چیزی نداشت كه بتواند برای این شبكه جالب باشد.
وی با بیان این‌كه در الجزیره از عنصر كاملاً طرفدار ایران تا عنصر كاملاً لائیك و طرفدار آمریكا وجود دارد، تصریح كرد: در الجزیره كسی بوده كه با یك واسطه می‌توانسته با بن لادن ارتباط داشته باشد و از طرف دیگر كسی هم وجود داشته كه می‌توانسته مقامات آمریكایی را به شبكه دعوت كند.
آشنا با بیان این‌كه اگر الجزیره را پروژه‌ای امریكایی در نظر بگیریم، بحث دموكراتیزه كردن خاورمیانه توسط آمریكا توسط این شبكه انجام می‌گیرد،‌ اظهار داشت: الجزیره در سنت‌شكنی و اسطوره شكنی در جهان عرب با سرعت زیادی عمل می‌كند و بخشی از محبوبیت خود را از این طریق به دست می‌آورد و در واقع الجزیره اولین شبكه‌ای بود كه تابوی حضور اسرائیلی‌ها در رسانه‌های عربی را شكسته است.  منبع:شریف نیوز سه شنبه، 19 دي 1385   و فارس

سومالي، هديه رسانه‌هاي عربي به آمريکا

محمد عجم

در حالي که رسانه‌هاي گروهي عربي، مشغول سرگرم کردن افکار عمومي مردم بودند و با اخبار پر آب و تاب و رنگارنگ اعدام صدام سرگرمي و برنامه‌سازي مي‌کردند و به ويژه تلويزيون الجزيره، روز اعدام صدام و يک روز بعد برنامه‌هاي عادي خود را قطع کرده و مرتب دوربين تلويزيون را از اين سوي عالم به آن سو ‌مي‌چرخاند تا از اشک و ماتم براي صدام خبر دهد و غيرت عروبت زده‌ها و قومچي‌ها از يک سو و تکفيري‌ها از سوي ديگر را به غليان درآورد. در همان روز ارتش نه چندان قدرتمند اتيوپي به نيابت از آمريکا و اسرائيل به سرعت خاک سومالي را درمي‌نورديد و موگاديشو، جوهر و کيسمايو را برق‌آسا و با کمترين هزينه تصرف کرد و از قتل صدها جنگجوي اسلام‌گراي عرب هم در رسانه‌هاي عربي چيزي گفته نشد، گويي اين اشغالگري نه به عروبت و نه اسلاميت هيچ لطمه وارد نخواهد کرد.

رسانه‌هاي عربي در اغراق‌گويي نسبت اعدام يک ديکتاتور آن قدر مبالغه کردند که يک بار ديگر جهالت و تعصب، طايفه‌گري و عشيره‌گرايي قرون وسطي را در اذهان زنده کردند.
او را لقب قهرمان امت دادند و گفتند: قهرمان زيست و شهيد مرد. پر رويي و جهالت را تا بدان جا بردند که حتي او را با نلسون ماندلا و چگوارا مقايسه کردند.

اعطاي اين واژه‌ها به فردي که با خطاهاي پياپي و با ساديسم قدرت‌طلبي و قهرمان بازي عامل سه جنگ خانمانسوز شد و لشکر جرار آمريکا را به منطقه کشاند، نشانگر جهل و تعصب قومي و قبيله‌اي و توهين آشکار به مردم ستمديده عراق و به ويژه 75 درصد کرد و شيعيان عراق بود. هرچند آمريکا با اشغال عراق صفحه سياه ديگري در پرونده پر از جنايتش دارد، اما بايد دانست که اعدام صدام، نخستين اعدام يک رهبر خاورميانه‌اي است که از ابتدا تا انتها با صوت و تصوير همراه بوده و مردم نسبت به آن آگاهي دارند، خود صدام چنين فرصتي را به هيچ يک از هزاران انساني را که در دوره او به قتل رسيده‌اند، هرگز نداد.

تاريخ عراق پر است از اعدام رهبران آن از خلفاي بغداد تا ملک فيصل، نوري سعيد و عبدالکريم قاسم و حتي رهبران مذهبي مانند آيت‌الله صدر و... اعدام صدام هرگز خشن‌تر از اعدام لويي شانزدهم و چارلز اول به دست انقلابيون فرانسه و انگليس نبوده است.
صدام در جنايت عادل بود جنايات صدام نسبت به هم‌وطنانش، کمتر از جنايات او نسبت به همسايگانش نبود شيعه، سني، کمونيست، قومي، ليبرال و... همه طعم جنايات او را چشيدند. يک ميليون عراقي کشته و پنج ميليون آواره از دستاوردهاي ديکتاتوري او بود؛ فردي که سفاح در داخل کشورش و ماجراجو در خارج از عراق بود، چگونه ‌مي‌تواند مستحق لقب قهرماني است؟

بيشتر رسانه‌هاي گروهي عربي و در رأس آن، الجزيره نشان دادند که به جاي واقع‌بيني و تعقل بيشتر به دنبال اغواگري و غوغا‌سالاري و عوام‌فريبي هستند و با کار حرفه‌اي محض فاصله زيادي دارند.
اگر به وجود فرضيه توطئه درباره اعدام صدام و رسالت رسانه‌هاي عربي براي گمراه کردن افکار عمومي از رويداد سومالي اعتقاد نداشته باشيم، دست‌كم اين است که‌ اين رسانه‌ها بر طبل جهالت و تعصب و حب و بغض کوبيدند و شايد عمدا قصد داشتند به جنگ شيعه و سني دامن بزنند و اختلافات کهنه را زنده کنند، ولي خوشبختانه عامه مردم، بسيار فهيم‌تر از آن بودند که در دام رسانه‌هايي از اين قبيل بيفتند. غوغاسالاران و الجزيره با همه ماتم سرايي نتوانستند اشک مردم را درآورند، حداکثر جمعيتي را که جمع کردند در اردن بود و آن هم از دو هزار نفر تجاوز نکرد.

کانال الجزيره نتوانست با ژست و اطوارهاي ضدامپرياليستي، ضداشغالگري، شعارهاي انقلابي و دلسوزي براي عروبت عراق ناني بپزد، چون دم خروس از زير عباي رهبران اين شبکه بيرون زده، رسواشدگاني که از يک سو با محافل استکباري دم خور هستند و از سوي ديگر، همدم القاعده و تکفيري‌ها و به هر دو باج ‌مي‌دهند تا دوحه در امنيت باشد. آنان در دروغي آشکار، چنين وانمود کردند که گويي، تنها ايرانيان و شيعيان عراق از اعدام صدام شاد شدند. در حالي که در ايران کمتر کسي در انتظار اعدام صدام بود، صدام سالها بود که در واقع مرده بود و انصاف نيست بر مرده شادي کردن. صدام بايد سرنوشتي مانند ميلوسويچ پيدا ‌مي‌کرد و در زندان ‌مي‌مرد، اما گويي، هزاران نفر از قربانيان صدام در داخل عراق نمي‌توانستند شاهد زنده باشند و ريشخند ديکتاتور و حاميانش و يا معامله اشغالگران با او باشند.

شبکه‌هاي تلويزيوني ‌مي‌آيند و‌ مي‌روند، اما اين ملت‌هاي همسايه هستند که بايد با مسالمت با هم زندگي کنند. اختلاف افکني بر پايه مذهب و قوميت و رنگ و نژاد، خطراتي در بردارد که دود آن به چشم همگان خواهد رفت. پس بهتر است رسانه‌هاي گروهي مانند الجزيره، رسالت سنگين رسانه‌اي خود را به صورت حرفه‌اي و به دور از جنجال و حب و بغض انجام دهند.
در چنين فضايي، بايد گفت در باره سومالي، شعارهاي ضدامپرياليستي و اشک ريختن براي عروبت امت عربي و اسلامي الجزيره کجا رفته است؟ آيا سومالي سرزميني عربي و اسلامي نيست؟

عجز و ناتواني جامعه عربي از پيدا کردن راه‌حلي براي سومالي از يک سو و سرگرمي افکار عمومي به بحران ديگر جهاني، موجب شد که آمريکا با استفاده از تجارب تلخ 1991 و جنگ افغانستان و اشغال عراق، بتواند با هزينه‌اي ناچيز سومالي را در جرگه کشورهاي همسو قرار دهد.
براي همگان روشن بود که آمريکا اجازه نخواهد داد حکومت محاکم اسلامي در سومالي ريشه بگيرد، اما باور کردني نبود که نيروهاي محاکم با چنين سرعت متلاشي شوند، هرچند ‌ايمن الظواهري و چند ماه پيش نيز بن‌لادن، مسلمانان را به جهاد عليه صليبي‌هاي اتيوپي فراخواندند و نسبت به اعزام نيروي چندمليتي از سوي آمريکا، سازمان ملل و يا اتحاديه آفريقا به سرزمين سومالي، هشدار داده و تأکيد کرده‌اند که ‌اين نيرو از هر کشوري که باشد، در خدمت اهداف کفار صليبي است.

به دنبال سقوط آخرين مقرهاي محاکم به دست ائتلاف اتيوپي، تنظيم قاعده در عراق نيز از مسلمانان خواسته است که به حمايت محاکم اسلامي بشتابند. سايت‌هاي اينترنتي نزديک به اخوان المسلمين نيز مسلمانان را به جهاد عليه اتيوپي فراخوانده‌اند. فراخوان‌هايي از اين قبيل، ‌مي‌تواند سومالي را مرکزي براي حضور جهادي‌هاي سلفي نمايد؛ نيروهايي که از تجربه سال‌هاي جهاد در افغانستان نيز برخوردارند، اما به نظر ‌مي‌رسد کار محاکم تمام شده و آمريکا سومالي را به سنگري مستحکم براي اهداف آينده خود تبديل خواهد کرد. هم‌اکنون وظيفه گشت دريايي در همه سواحل سومالي، برعهده گشتي‌هاي آمريکايي است و نيروهاي اسلام گرا از دريا، خشکي و هوا تحت تعقيب هستند. بوش که سال 2006 برايش سالي پر از شکست بود، نخستين روزهاي سال 2007 را با اخبار خوشحال کننده پيروزي در سومالي آغاز کرده است. آيا اين اخبار خوش، هزينه‌هاي سنگين بعدي را براي کاخ سفيد به همراه خواهد داشت؟ آمريکايي‌ها خوشبين هستند اما بايد صبر کرد و ديد.

دولت آمريکا، «شيخ حسن ظهير آويس»، يکي از رهبران محاکم اسلامي را از سال 2001 در فهرست اعضاي تحت تعقيب القاعده قرار داه است. بوش پيشتر، ضمن هشدار به رهبران اتحاد محاکم اسلامي، يادآوري کرده بود که هرگز اجازه نخواهد داد سومالي به افغانستان طالبان (طالب استان) تبديل شود.
در جريان جنگ داخلي در سومالي كه از سال 1991 آغاز شده است، تا‌کنون بيشتر از 300 تا 500 هزار نفر كشته شده‌اند. درگيري در سومالي از پانزده سال پيش؛ يعني زماني كه جنگ سالاران اين كشور «محمد زيادباره»، ديكتاتور سومالي را سرنگون ساختند، آغاز شد. در آن زمان، عرب‌هاي برگشته از افغانستان، نقش بارزي در خروج نيروهاي آمريکايي از سومالي داشتند. از آن زمان تاکنون نظام سياسي حاكم بر سومالي دولت موقت انتقالي بود که از ائتلاف چند گروه از جنگ‌سالاران تشکيل شده بود. در سال 1993 تقريبا همه اعضا و کارکنان سفارت‌خانه‌هاي خارجي از جمله سفارت جمهوري اسلامي ايران، موگاديشو را ترک كرده‌اند و آمريکا با اختصاص نخستين کمک خود به مبلغ 16 ميليون دلار به دولت مگاديشو، قصد دارد جزو نخستين کشورهايي باشد که سفارتخانه خود را بازگشايي نمايد.

تاريخ تأسيس «المحاكم الشرعية» در سومالي به سال‌هاي 1991 و1997 برمي‌گردد که در اثر سقوط نظام زياد باره، هرج و مرج در همه جا حاکم شده بود. در آن زمان، روحاني (ازهري) الشيخ محمد معلم حسن با همکاري شيوخ قبايل، دادگاه اسلامي در منطقه (طوطيجلي) جنوب موگاديشو، برپا كرد، اما اين دادگاه به دليل مخالفت جنرال محمد فرح عيديد، که بر جنوب مگاديشو تسلط داشت، نتوانست کاري از پيش ببرد.

در اوايل سال 1994 نخستين دادگاه اسلامي عشايري شمال مگاديشو برپا شد و شيخ (علي محمود طيري) رياست آن را برعهده گرفت. اين دادگاه، ميليشا‌هاي مسلحي را نيز به عنوان بازوي اجرايي خود به کار گرفت که نام «الخيالة» داشتند و همچنين موفق شد امنيت را در منطقه شمالي برقرار كرده و دايره نفوذ خود را گسترش دهد.
در سال 1997 تعداد اين گونه دادگاه‌ها گسترش يافت. شيخ حسن طاهر أويس، عضو مؤسس محكمه «إفك حلني» ‌مي‌گويد: استقبال مردم از محاکم عامل پيشرفت آن بود. در هر منطقه دادگاه اسلامي تشکيل شد و رهبري آن را عالمي ديني بر عهده گرفت.

در سال 2005 «المجلس الأعلى لاتحاد المحاكم الإسلامية»، شوراي عالي اتحاد دادگاه‌هاي اسلامي به رياست شيخ شريف احمد (متولد 1964 شهر جوهر) تأسيس شد و شيخ شريف شيخ أحمد، پس از سقوط حكومت صلاد حسن، نقش بارزي در استقرار امنيت بازي کرد. دادگاه‌هاي اسلامي در مورد جنايتکاران احکام سنگسار و اعدام و شلاق را در ديدگان همگاني اجرا نمود و اين در دل اشرار ترس ايجاد کرد.
از ماه فوريه 2006 جنگ بين شبه نظاميان دادگاه‌ها و جنگ‌سالاران درگرفت که در پايان به پيروزي دادگاه‌هاي اسلامي منجر شد.
شيخ شريف پيشتر در در ماه جولاي گذشته، در واکنش به اظهارات آمريکا، بوش را بزرگ‌ترين تروريست جهان ناميد و وعده داد که در صورت حمله اتيوپي يا آمريکا پوزه آنها را به حاک بمالد.
آمريکا همچنين ضمن مخالفت با قطعنامه‌اي که نماينده قطر در شوراي امنيت براي خروج فوري نيروهاي اتيوپي ارايه نموده بود، حمايت تلويحي خود را از اتيوپي اظهار داشت.

تاريخچه پيکار بين سومالي و اتيوپي
در سال 1960 سومالي از تعيين مرزهاي مشترک با اتيوپي که 160 کيلومتر مربع را در برمي‌گيرد، خودداري كرد 1964 و نبردي بين دو کشور بر سر منطقه اوگادن که عموما سوماليايي هستند، درگرفت.
در سال‌هاي 1977ـ 78 در نبرد ميان دو کشور بر سر همان منطقه، اتيوپي برخوردار از کمک شوروي سومالي را شديدا شکست دا؛ 1988 قرارداد صلح و برقراري روابط ديپلماتيک ميان دو کشور.

ـ1991 آغاز جنگ داخلي سومالي.
ـ 1996 نخستين نبرد ارتش اتيوپي و اسلام‌گرايان سومالي.
ـ جولاي 2006 محاکم اسلامي مگاديشو را تصرف کردند.
ـ 12 دسامبر محاکم اسلامي به اتيوپي اولتيمام يک هفته‌اي دادند تا ارتش خود را از مناطق سومالي خارج کند.

ـ 24 دسامبر نخست‌وزير اتيوپي به محاکم اسلامي اعلان جنگ داد.
ـ 26 دسامبر ارتش اتيوپي، شش شهر سومالي را تصرف كرد.
ـ 27 دسامبر با تصرف مگاديشو، دولت موقت اعلان نموده است که ارتش اتيوپي به دعوت آن دولت وارد مگاديشو شده و ديگر چيزي به نام محاکم اسلامي وجود ندارد.
ـ اول ژانويه 2007 سقوط آخرين شهر تحت تصرف محاكم.

در اين نبردها عليه محاکم اسلامي هشت‌هزار نفر از ارتش اتيوپي و شش هزار نفر از ميليشياي موسوم به «پونتلند»، وابسته به يوسف احمد و دولت انتقالي سومالي شرکت داشتند. ارتش آمريكا خدمات اطلاع‌رساني هماهنگي و تداركات را انجام داده است. تاکنون سه هزار نفر از طرفين کشته شده‌اند. آمريكايي‌ها هيچ گونه تلفاتي نداشته‌اند و به نظر مي‌رسد كه‌ اين شيرين‌ترين پيروزي آمريكايي‌ها تاكنون بوده است.                منبع:بازتاب 20 دی 1385

اسرائيل، آمريكا، ايران، ‌طالبان و حزب الله بزرگترين خطر براي منطقه!

خبرنگار رجانيوز گزارش داد،‌ شبكه تلوزيوني العربيه وابسته به سعودي ها اخيرا در يك نظرسنجي گسترده اعلام كرده اسرائيل بزرگترين خطر براي خاورميانه است و هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند.شبكه تلويزيوني العربيه نظرات شهروندان كشورهاي عربي را درباره مسائل مختلف از جمله اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي حاشيه خليج فارس و همچنين برنامه هسته اي ايران در قالب يك نظرسنجي جويا شد.در اين نظر سنجي به «كاهش محبوبيت حزب الله در لبنان و جهان عرب» ، «حمايت اعراب از دولت حماس»، «ديد اعراب به ايران به عنوان بزرگترين خطر براي منطقه پس از اسرائيل و امريكا و القاعده» اشاره شده است.بر اساس اين نظرسنجي تنها سي و دو درصد اعراب دولت سنيوره را تاييد مي كنند.شبكه العربيه اعلام كرد، برخي نتايج غافلگير كننده بود. در حالي كه نتايج ديگر با پيش بيني ها هماهنگ بود. اين نظرسنجي در ماه دسامبر گذشته از ميان سه هزار و يكصد و سه نفر از كشورهاي مختلف عربي درباره اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي خليج فارس گرفته شده است.نكته جالب اي ن نظرسنجي تلاش جهت دار براي كم نشان دادن محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب است. در حالي كه تمامي نظرسنجي هاي غربي محبوبيت نصرالله را در ميان عرب زبانان بيش از هشتاد درصد ارزيابي مي كند،‌نظرسنجي العربيه نشان مي دهد كه محبوبيت نصرالله از پايان جنگ 33 روزه تاكنون از 74 درصد به 24 درصد رسيده است!

محورهاي اين نظرسنجي به اين شرح است:

مسئول جنگ اخير در لبنان از نگاه شهروندان عرب

هفتاد و يك درصد اسرائيل را مسئول جنگ دانستند. پنجاه و پنج درصد آمريكا را مسئول جنگ، بيست و چهار درصد حزب الله، هجده درصد ايران و يازده درصد سوريه را مسئول اين جنگ دانستند.

مسئول بروز جنگ33 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان از نگاه لبناني ها

لبناني ها در اين زمينه اختلاف نظر داشتند. شصت درصد لبناني ها اسرائيل را مسئول جنگ و پنجاه و شش درصد از آن ها حزب الله را و پنجاه و يك درصد ايران و چهل و پنج درصد از انها آمريكا را مسئول جنگ اخير دانستند.

 محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب

محبوبيت نصرالله از هفتاد و چهار درصد در زمان جنگ به بيست و شش درصد كنوني رسيده است!

حمايت از نصرالله پس از تظاهرات بر ضد دولت فواد سنيوره در ميان شهروندان عرب

پنجاه و چهار درصد از عربها از نصرالله حمايت مي كنند.

حمايت لبناني ها از نصرالله در جريان جنگ

پنجاه و پنج درصد لبناني ها از نصرالله حمايت كردند و پس از تظاهرات بر ضد دولت ميزان حمايت از نصرالله در لبنان به بيست و هشت درصد رسيد و هفتاد و دو درصد از تاييد يا اظهار نظر خودداري كردند.

ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات مخالفان بر ضد دولت لبنان

پنجاه و يك درصد معتقد بودند كه اين تظاهرات مسائل طائفه اي را افزايش مي دهد و سي و نه درصد با اين ايده مخالف بودند.

ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات حزب الله

پنجاه و پنج درصد اعراب اعلام كردند كه تظاهرات حزب الله در لبنان با هدف متوقف كردن دادگاه بين المللي بررسي ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان نبود و بيست و پنج درصد با اين نظر مخالف بودند.

ديدگاه عربها درباره عملكرد حزب الله

چهل و چهار درصد معتقد بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه هاي داخلي لبنان حركت مي كند و چهل و سه درصد معتقد به اين بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه ها و اهداف ايران فعاليت مي كند.

نگاه اعراب درباره عملكرد دولت سنيوره

چهل و هفت درصد شهروندان عرب معتقد بودند كه دولت فواد سنيوره در جهت اهداف و برنامه هاي آمريكا عمل مي كند و سي و يك درصد اعتقاد داشتند كه اين دولت در جهت اهداف لبناني فعاليت مي كند.

فلسطين

تنها يازده درصد اعراب فتح را براي رهبري فلسطيني ها مناسب مي دانند، در حالي كه سي و نه درصد حماس را براي اين كار مناسب مي دانند.
شصت درصد عربها وقوع جنگ داخلي ميان طرفداران حماس و فتح را احتمال مي دهند. چهل درصد عربها برگزاري انتخابات زود هنگام در مناطق فلسطيني را تاييد و چهل و سه درصد آن را رد مي كنند.

شبكه العربيه همچنين در اين نظرسنجي به بيان ديدگاه عرب ها درباره اين كه آيا كشورهاي عربي حق داشتن برنامه هسته اي را دارند؟ آيا ايران حق دستيابي به انرژي هسته اي را دارد؟ عربها كدام طرف را بزرگترين خطر براي منطقه مي دانند؟ پرداخته است.

ديدگاه شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي عربي و ايران

هشتاد و هفت درصد شهروندان عرب از برخوردار شدن كشورهاي حاشيه خليج فارس از توانمندي هسته اي حمايت مي كنند و سيزده درصد مخالفت مي كنند.

هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند و چهارده درصد مخالف آن هستند.

العربيه اعلام كرد موضع شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي حاشيه خليج فارس به نظر مي رسد با دستيابي ايران به توانمندي هاي هسته اي ارتباط مستقيم ندارد. چهل و شش درصد معتقدند كه ايران بايد با آزادي به توسعه برنامه هسته اي خود ادامه دهد و سي و پنج درصد اعتقاد دارند اين امر بايد تحت نظارت باشد.

بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه از نگاه اعراب

هشتاد و هشت درصد شهروندان عرب رژيم صهيونيستي را بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه مي دانند و در رده هاي بعدي بزرگترين خطرات براي منطقه خاورميانه از نگاه عربها هشتاد درصد آمريكا و سي و يك درصد ايران را و بيست و دو درصد گروه طالبان و هجده درصد حزب الله را خطر بزرگ براي خاورميانه قلمداد مي كنند.                       منبع:رجانیوز

پرده برداری یک روزنامه از عامل اصلی مشکلات جهان!

  روزنامه الاتحاد چاپ امارات در مقاله اي ايران را مسئول مشكلات در منطقه خاورميانه و حتي همه جهان دانست. به گزارش رجانيوز، اين روزنامه اماراتي در مقاله اي كه به قلم حازم صاغيه با عنوان «آيا 2007، سال انفجارهاي بزرگ خواهد بود؟» نوشت: سال 2007 درحالي آغاز مي شود كه بحران هاي بسياري جهان را فرا گرفته است كه با بررسي آنها متوجه ارتباط گسترده آنها با هم خواهيم شد.اين روزنامه عرب زبان در ادامه مدعي شده است: ايران مهم ترين و اولين كانون بحران در جهان است، چرا كه با تاكيد بر برنامه غني سازي اورانيوم و همچنين بلند پروازي براي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ منطقه اي، توازن قدرت در كل جهان و منطقه خاورميانه را بر هم زده است. 

روزنامه الاتحاد به زعم خود با اشاره به نمونه هايي از دخالت ايران در بحران هاي بين المللي از جمله عراق، سوريه ، لبنان، افغانستان و حتي دارفور سودان و همچنين بحران اتيوپي، در همه موارد ايران را به نحوي علت تامه  يا يكي از علل اصلي وقوع و يا تداوم اين بحران ها در سطح بين المللي معرفي كرده است.  اين روزنامه در ادامه با اشاره تلاش روسيه براي بازيابي قدرت شوروي سابق و همچنين شكست آمريكا در عراق و افغانستان از يك سو و معامله آمريكا و روسيه بر سر حضور آمريكا در آسياي ميانه و جمهوري هاي تازه استقلال يافته از طرف ديگر مي افزايد: به نظر مي رسد با معاملات صورت گرفته بين روسيه و آمريكا، دست آمريكا در كل منطقه خاورميانه، از ايران تا اسرائيل، باز است.روزنامه الاتحاد در ادامه تاكيد مي كند: برخي اين تحولات را ناشي از عقب نشيني نسبي واشنگتن از ايدئولوژي و دكترين خود در خصوص برقراري فوري و سريع دمكراسي كه در قالب طرح هايي مثل خاورميانه بزرگ و نقشه راه براي كمك به حل و فصل مناقشات بين المللي به اجرا در مي آمد، مي دانند.اين روزنامه اماراتي در ادامه تاكيد مي كند: با توجه به شرايط بين المللي و منطقه اي و همچنين نقش ايران در ايجاد بحران در منطقه، به نظر مي رسد در واقع سناريوي بحران در خاورميانه علل بسياري براي اجرا و تداوم يافته است و اميدي به حل اين بحران ها نيست.الاتحاد در پايان در اظهار نظري عجيب تاكيد مي كند: احتمالا به علت حضور ايران در متن اصلي مناقشات منطقه اي و جهاني، و همچنين پيوند عميق مسايل منطقه خاورميانه با مسايل فرهنگي و جمعيتي، سال 2007 را بايد سال مناقشات ديني و مذهبي به ويژه در منطقه خاورميانه دانست.                             منبع:رجانیوز


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 3:57  توسط سینا  | 

                                                به نام خدا

غدیر خم تنها یک حادثه فرقه ای و شیعی نیست .
غدیر یک حادثه بشریست.
غدیر یک دید انسانیست .
خداوند غدیر را برای بندگان خود خواست تا به ما بیاموزد چگونه میتوان زاهد و متوکل و اهل پرهیز بود و در عین حال در تمام صحنه های اجتماعی و روزمره بدون تکلف حضور داشت.
خداوند غدیر را برای ما خواست تا به علی بنگریم 
و بیاموزیم که چگونه ممکن است که یک زاهد و قدیس شمشیر بزند و یک حاکم با دست خود کفشش را وصله کند  و  چگونه یک پادشاه برای احقاق حقوقش در دادگاه در کنار یک یهودی بنشیند و منتظر حکم قاضی باشد .
در فرهنگ غدیر از کسی صحبت به میان میاید که در مقام قضاوت خشک و بی احساس و در مقام خطابه مانند یک ادیب با فصاحت و زیبایی تمام صحبت می کند .
خداوند غدیر را برای ما خواست تا بیاموزیم چگونه میشود دنیا را آباد کرد بدون آنکه حیوان بود .
خداوند غدیر را برای بندگانش خواست تا به ما بیاموزد که تنها برای خود و اهل خود و خویشاوند خود و قوم خود خیر خواه نباشیم بلکه یکدیگر را دوست بداریم و خیر خواه هم باشیم بدون آنکه در قومیت و مذهبمان تعصب به خرج دهیم .
علی کسی بود که مهرش و خیر خواهیش و غیرتش تنها به اهل و خویش و قوم و قبیله اش وحتی به مسلمانان تعلق نداشت .بلکه او برای همه انسانها و همه اقوام و همه مذاهب خیر خواه بود .
علی کسی است که از فقر یک مسیحی که در گوشه شهر گدایی میکند به خشم میاید و یاران خود را از رسیدگی نکردن به حال او سخت مواخذه میکند .
علی کسی است از بی حرمت شدن زن یهودی در آن سوی مرزهای اسلامی آرزوی مرگ میکند .
خداوند غدیر را برای ما خواست تا به علی بنگریم و بیاموزیم که یکدیگر را ورای مذهب و فرقه قومیت دوست بداریم و خیر خواه یکدیگر باشیم و از تعصبهای خشک و کور و تفرقه انداز فرقه ای و قومی دوری کنیم .
عید سعید غدیر خم و ولایت مولا علی بر همه مبارک .   

                                                                                                      شیدا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/18ساعت 2:39  توسط سینا  | 

 

 

 

حماس: ما با اعدام صدام مخالف نيستيم؛  ما فقط به زمان اعدام صدام اعتراض كرديم، نه به اصل مجازات وي

 

 

با انتشار اعتراض حماس به اعدام صدام، وزير اطلاع رساني اين دولت توضيحاتي را براي رفع شبهات موجود ارائه كرد. به گزارش بازتاب به نقل از خبرگزاري قدس پرس، يوسف رزقه گفت؛ روز عيد بايد روز همبستگي ميان مسلمين باشد ولي اعدام صدام در چنين روزي، احساسات آنان را جريحه دار كرد. وزير اطلاع رساني فلسطين كه در حال حاضر در مكه مكرمه به سر مي‌برد، با اشاره به شايعات مطرح شده درباره اعتراض حماس به اعدام صدام گفت: برخي رسانه‌ها‌ و مطبوعات سعي دارند كه حماس را وارد ماجرا كرده و با ديگر كشورها درگير كنند. در حالي كه ما فقط به زمان اعدام صدام اعتراض كرديم، نه به اصل مجازات وي.زرقه هم چنين ادامه داد: موضع ما در قبال اقدامات و جنايات صدام، خصوصا در مسائلي مانند حمله اين كشور به كويت معلوم و آشكار است. گفتني است كه در روزهاي اخير، برخي رسانه‌ها‌ و گروه‌ها‌ي مختلف، سعي در انعكاس مخالفت حماس با اعدام و به تبع، تخريب روابط آن با ساير كشورهاي مسلمان، علي الخصوص كشورهاي حاشيه خليج فارس داشتند.                                     منبع: http://sharifnews.com/?22074

 

 

 

حال و هواى عجيب و مخوف مراسم دفن جسد صدام

 

يک خبرنگار عراقى که درمراسم دفن جسد صدام رئيس جمهور معدوم عراق حضور داشت، حال و هواى عجيب و مخوف اين مراسم را تشريح کرد. به گزارش سرويس رسانه آريا به نقل از سايت اينترنتى صوت العراق، صدام در کنار پسرانش عدى و قصى در روستاى العوجه در تکريت در شمال بغداد به خاک سپرده شد.به گفته اين خبرنگار عراقى، جسد صدام به محض انتقال به گورستان پسرهايش عدى و قصى، توسط برى از اهالى روستاى العوجه و برخى از افسران اطلاعاتى ارتش آمريکا در داخل گور نهاده شد.وى افزود نزديکان صدام مى خواستند که قبل از گذاشته شدن جسد در گور، جسد اورا ببينند تا مطمئن شوند که آيا جسد متعلق به خود صدام است.  

وى افزود يکى از نزديکان صدام کفن را از روى چهره او به کنار زد تا مطمئن شود که جسد متعلق به خود صدام است يا نه، و با کنار رفتن پارچه کفن از روى صورت او همه حاضران دچارخوف و ترس شدند چرا که صورت صدام مانند چهره يک حيوان وحشى چون خوک صحرايى بود. وى گفت به چشم خود ديدم که چهره صدام شبيه خوک صحرايى شده بود! (قابل ذکر است که اين حيوان وحشى درروستاى العوجه زياد است واهالى اين روستا ازاين حيوان وحشت دارند.)

به گفته اين خبرنگار عراقى، شخصى که کفن را کنار زده بود، از شدت وحشت و خوف گوشه کفن را به کنارى پرت کرد و با صدايى مملو از وحشت گفت او را دفن کنيد... او را دفن کنيد... و آنجا بود که همه حاضران متوجه شدند که وى چهره اى عجيب يا ترسناک از صدام ديده است براى همين خواستند که صدام هرچه سريعتر دفن شود تا اينکه چشم ساير حاضران به چهره مخوف صدام نيافتد.به گزارش اين خبرنگار عراقى که براى نيروهاى ائتلافى کار مى کند، بعداز دفن صدام، بوى بدى از داخل گور متصاعد شد و طولى نکشيد که اين بوى بد همه محوطه را فرا گرفت و به دنبال آن برخى از حاضران شروع به ريختن خاک بر روى جسد کردند تا بوى بد به مناطق ديگرسرايت نکند.

به گفته اين خبرنگار، ‌بعد ازاينکه تمام قبر را با خاک پوشاندند، بوى بد کمترى از قبرصدام متصاعد مى شد ولى اين بوى بد کاملا از بين نرفته بود و به همين دليل نزديکان او بازهم مقدار ديگرى خاک بر روى قبر صدام ريختند به طورى که سطح قبرصدام به اندازه نيم متر از قبرهاى ديگر بالاترآمد و قبر او به طبقه اى از گل تبديل شد سپس اطراف قبر را با سنگهاى مرمرپهن پوشاندند تا حتى الامکان از تصاعد بوى بد به خارج از قبر جلوگيرى شود. اين خبرنگار درادامه افزود بعد از پايان دفن صدام و گذاشتن چند سنگ مرمر در اطراف قبراو به سرعت عود و اسفند در محل دود شد و آياتى از قران کريم پخش شد.  اين خبرنگار در پايان صحبتهاى خود گفت وى يک ساعت بعد ازپايان مراسم تدفين گورستان صدام راترک کرد ولى بوى بدوتعفن همچنان درمنطقه پخش بود البته نه به شدت زمان دفن صدام.منبع: شريف نيوز

 

 

از نظر خبرگزاري صهيونيستي FOXNEWS:

  احمدي نژاد جزو خطرناكترين مردان جهان

 

شبكه تلويزيوني فاكس نيوز آمريكا كه به گروههاي تندرو در اين كشور وابسته است، در ادامه سياستهاي ضد ايراني اش امروز در بخشهاي مختلف خبري خود در گزارشهايي با استفاده از تصاويري از رئيس جمهور ايران وي را به عنوان يكي از خطرناكترين مردان جهان معرفي كرد. به گزارش رجانيوز، در اين نماهنگ جديد كه فاكس نيوز از آن به صورت تيزر تبليغاتي براي برنامه هايش استفاده مي كند، تصوير محمود احمدي نژاد در كنار تصوير «كيم جونگ ايل» رهبر كره شمالي، «سيد حسن نصرالله» رهبر حزب الله لبنان، «اسامه بن لادن» رهبر شبكه تروريستي القاعده و «هوگو چاوز» رئيس جمهور ونزوئلا قرار داده شده است.

همزمان با پخش اين تصاوير فاكس نيوز از عبارت هايي درباره اين پنج نفر استفاده مي كند كه عبارتند از: «اينها تصاوير افراد شيطاني هستند!» «اين ها تصاوير افرادي است كه تهديدهاي مرگبار براي امريكا هستند!» فاكس نيوز در ادامه مي گويد: بايد اين پرسش را مطرح كرد كه چه عاملي سبب اين نفرت آن ها از امريكاست؟ بايد به اين مساله پرداخت كه چه عواملي سبب مي شود اين افراد به اقداماتشان مبادرت كنند؟  فاكس نيوز اين تصاوير را در قالب نماهنگ گزارش گونه اي با عنوان «خطرناكترين مردان جهان» پخش مي كند. قرار است فاكس نيوز در روزهاي آتي در گزارشهاي ويژه اش برنامه هاي اختصاصي درباره اين افراد پخش كند.

 

 

                   

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 2:52  توسط سینا  | 

دیکتاتورها می میرند

صدام غلام حلقه به گوش آمریکا به درک واصل شد . اما هرگز اعدام صدام نخواهد توانست تسکینی برای قلب هزاران هزار خانواده فرزند از دست داده ایرانی و عراقی باشد . کشتار و زنده به گور کردن مردم به خصوص شیعیان عراق بمباران شیمیایی ایران و شهرهای عراق ، پنج هزار زن و مردو کودک روستایی حلبچه با بمبهای شیمیایی اهدایی آمریکا و آلمان و اروپا که بر سر مردم بیگناه سرازیر شد .
صدام اعدام شد اما اعدام یک مهره بی ارزش و نوکر دست پرورده آمریکا هرگز برای ما آرامش بخش نخواهد بود تا زمانیکه سرکرده و اربابان صدام و امثال او را بر سر چوبه دار در حال ملق خوردن نبینیم .
اعدام صدام و صدها نوکر چون او ما را راضی نخواهد کرد مگر آنکه کسانیکه نوکران خود را برعلیه مردم بیگناه تجهیز کردند و آنانکه با دست و دلبازی سلاح و تجهیزات در اختیار او گذاشتند و آن کشورهای دو رو و مزور اروپایی چون آلمان که منابع بمبهای شیمیایی و گازهای خردل عراق را تهیه کردند و فرانسه که چندین دستگاه جنگنده حتی به همراه خلبان در اختیار صدام گذاشت و دیگر کشورهای اروپایی که به ارتش صدام آموزش دادند و همچنین رزیم وحشی و جعلی که با فریب و طی یک طرح برنامه ریزی شده با صدام نقشه حمله کذایی و صد درصد دروغین صدام به پایگاههای رزیم در خاک فلسطین اشغالی را کشیدند ، همه گی چون صدام نوکر صفت به دست جوخه های مرگ سپرده شوند .

صدام در نظر دولت بی آبروی آمریکا سدی بود در مقابل ایران تا مبادا انقلاب ایران و روحیه عدالتخواهی مردمانش به سایر ملتهای عربی و اسلامی منطقه نفوذ کند و پس از آنکه نوکرشان بعد از آنهمه پشتیبانی جهانی نتوانست در نظام اسلامی کشورمان خللی وارد کند حال وقت آن بود که خود آمریکا دست به کار شود و خود به جای صدام نقش این سد ضد اسلامی را برای کشورهای اسلامی همسایه بازی کند و از این همجواری برای بیشتر ضربه زدن به ایران و اسلام استفاده کند .
ما از مرگ صدام هرگز آرام نخواهیم شد مرگ نوکر بی ارزشی چون او ذره ای از کینه ما به دولتهای مکار و فریبکار ی چون آمریکا و اروپا نخواهد کاست بلکه به ما انگیزه بیشتری برای رسیدن به دنیایی بدون ظلم و ظالم خواهد داد .
صدام ملعون همبستر خاک شد و تنها خدا میداند که همینک روح خبیث و دل سنگش در چه عذابی است .صدام اعدام شد و اعدام او به ما نوید دهنده آن است که روزی جانیان بین المللی چون جورج بوش، اولمرت و بلر و بخصوص در مورد کشورمان همه خائنین به خاک وطنمان و عمال آنان  چه در خارج و چه در داخل  را  بر  سر  چوبه دار ببینیم تنها در آن صورت است که آرام خواهیم گرفت.      شیدا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/15ساعت 6:33  توسط سینا  | 


«مجمع تشخيص مصلحت آمريکا و اسرائيل جعلي» يا همان «شوراي امنيت بين الملل» سرانجام قطعنامه خود را عليه ايران صادر کرد ؛ اما چه قطعنامه اي ؟
قطعنامه اي که مفاد آن بيشتر از بيست و هفت سال است که در حال اجراست . ايران 27 سال پيش در زمينه فناوري و سوخت هسته اي از سوي آمريکا و غرب تحريم شد و حال بنگريم قدرت و عظمت ايران را که پس از بيست و هفت سال آمريکا هنوز همانجايي هست که بوده . به بياني صادقتر و روشن تر آمريکا در مقابله با ايران نه تنها بعد از گذشت ساليان دراز و پس از صرف هزينه ها کلان به پيشرفت و پيروزي نرسيده با تصويب قطعنامه اخير روشن شد که حتي در اين مورد دچار پس رفت و شکست بزرگي شده.
تصويب اين قطعنامه تنها صورت رسمي بخشيدن به تحريمات ايران از سوي جامعه بين الملل است . اما چرا آمريکا و رژيم صهيون و رفقاي اروپايشان پس از چانه زنيهاي بسيار و صرف مبالغ سنگين از تصويب آن راضي و خرسند هستند ؟
دليل آن تنها ايجاد وحشت و جنگ رواني و بوجود آمدن جو مايوس کننده در ايران است تا بدين وسيله با تضعيف روحيه مردم و نارضايتي آنان از دولتمردان راه را براي ايجاد فشار و حتي برآوردن خواستهاي آمريکا در ايران هموار کنند .و همچنين ايران با تصويب اين قانون تحريک شده و نسبت به غرب و اروپا دست به اقدامات شديد تلافي جويانه زده و به اين ترتيب ايران را در سطح بين الملل منزوي کنند .
- اما واکنش مردم در اين باره چه بود ؟
به نقل از خبرگزاريهاي غرب مردم ايران هيچگونه حساسيتي نسبت به قطعنامه اخير از خود نشان ندادند و در جو و فضاي مردمي ايران پس از صدور قطعنامه هيچگونه اثر وحشت و حساسيت ديده نشد.

 

- اما واکنش دولت ايران ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
نيروگاهها ي ايرا ن تا قبل از تصويب قطعنامه داراي 120 تا 160 دستگاه سانتريفوز بود که در طي يک برنامه زمان بندي شده که قرار بود زير نظر و به اطلاع بازرسان آزانس انجام شود قرار بود حدود 3000 دستگاه ديگر سانتريفوز به نيروگاههاي هسته اي ايران اضافه شود و پس از تصويب قطعنامه ضد ايراني طي يک طرح ضربتي قرار شد ظرف مدت کوتاهي نيروگاهها 3000 دستگاه ياد شده را به سايت خود اضافه کنند . اقدام اخير ايران دقيقا در خلاف جهت تصور آمريکا از واکنش دولت ايران به قطعنامه بود و ديگر اينکه اروپا در اين ميان فرصتي که ايران براي مذاکره در اختيار غرب قرار داده بود را از دست داد چرا که يکي از دلايل اروپا و آمريکا از تصويب قطعنامه اخير به تعويق قرار دادن و معلق گذاشتن و حتي منتفي شدن نصب سانتريفوزهاي جديد بود .بنابر اين در اين مود هم تير آمريکا به سنگ خورد .
حتي تحريمات ياد شده در اين قطعنامه شامل همه موارد و همه نيروگاههاي ايران نميشود تنها ضرري که اين تحريم ميتوانست متوجه ايران کند تحريم نيروگاههايي بود که روسيه و چين طبق قرار داد با ايران موظف به تاميين سوخت و برخي قطعات آن بودند و جالب است بدانيم روسيه شرط پذيرش تحريم ايران در زمينه هسته اي را در اين قرار داد که نيروگاه بوشهر از مفاد قطع نامه خارج شود و شامل تحريمها نباشد .
حتي اگر آمريکا و و رفقاي غربيش دامنه تحريمها عليه ايران را وسيعتر از سوخت و فناوري هسته اي کنند باز هم نخواهند توانست در نظام ايران خللي ايجاد کنند گذشته از اهرمهاي فشاري چون نفت و ساير منابع که ايران ميتواند از آنها استفاده کند ايران سالهاست تبديل به يک قدرت منطقه اي و حتي فرا منطقه اي در جهان شده و در طي اين سالها آنقدر جاي پاهاي محکم و ماندگاري از خود در کشورهاي همسايه و غير همسايه به جا گذاشته است که دنيا هرگز زير بار سياستهاي ضد ايراني صهيونيسم جهاني نخواهد رفت .

نمونه کوچک آن نقش روسيه و چين در قطعنامه اخير بود . تصور اينکه روسها و چينيها از سر عدالتخواهي مدتهاست که در مقابل سياستهاي آمريکا سنگ اندازي ميکنند تصور خام و ساده لوحانه ايست بلکه اين دوکشور تنها بدليل مناسبات عظيم تجاري که با ايران داشته و دارند و سرمايه هاي کلاني که در بخشهاي مختلف به خصوص در زمينه سوخت در ايران صرف کرده اند براي آمريکا و اروپا مانع تراشي ميکنند .
ايران هم اکنون از چنان قدرتي برخوردار است که حتي آمريکا و اروپا در مورد عراق و مسائل خاورميانه دست به دامان ايران ميشوند و بارها و بارها مقامات آنان اذعان ميکنند که نميتوانند از قدرت و نفوذ ايران در کشورهاي همسايه و تحولات داخلي آنان چشم پوشي کرد و البته بايد بدانيم قدرت سياسي ايران در منطقه فراتر از آن چيزي است که خود ما ايرانيها تصورش را بکنيم.
سياست خصمانه آمريکا عليه ايران تنها به دليل مهار قدرت و دستيابي به معادن و مخازن کشورمان نيست چرا که هدف غايي آمريکا ، ايران نيست بلکه هدف اصلي اسلام و براندازي آن از تمامي کشورها و ممالک اسلامي است چرا که همينک و با همه تبليغات ضد اسلامي که در غرب صورت ميگيرد تمايل به اسلام در بين مردم اروپا و آمريکا سير صعودي پيدا کرده حتي دانشکاههاي اروپا اخيرا اعلام کرده اند اگر وضعيت پذيرش و اقبال به اسلام از سوي مردم اروپا به همين صورت ادامه يابد تا سي سال آينده اسلام همه کشورهاي اروپايي را در بر خواهد گرفت . در اين ميان ايران قدرتمند ترين کشور اسلامي است و حذف نظام اسلامي آن مساوي با حذف آيين اسلام از تمامي دنيا است .
براي دستيابي به هدف خود ، ايران را متهم به تلاش براي ساخت سلاحهاي هسته اي ميکنند و از آنطرف براي آنکه سياست ضد اسلامي خود را پنهان کنند انواع و اقسام دوزو کلکها را بکار ميبرند . ايران و سوريه را که دو کشور قدرتمند اسلامي هستند در کنار کره شمالي که نظامي کاملا لائيک و بي دين دارد بعنوان محور شرارت به دنيا معرفي ميکنند .

اما نکته اينجاست در حاليکه تمامي فعاليتهاي هسته اي ايران زير نظر بازرسان و زير دوربينهاي آزانس صورت ميگيرد ، بر عليه ايران قطعنامه صادر ميکنند با اين بهانه که شايد ايران درآينده بخواهد سلاحهاي هسته اي توليد کند و از آنطرف به قول خودشان " محور شرارت سوم" يعني کره شمالي حتي موشک حامل کلاهک هسته اي خود را بارها و بارها آزمايش ميکند و تنها چند مذاکره و پشت ميز نشستن بي ثمر در مورد آن با سر کردگي آمريکا صورت ميگيرد .
موضوع کره شمالي تنها و تنها يک ترفند سياسيست براي فريب دادن دنيا به خصوص مسلمانان تا به آنها القا شود ما با کشورهاي مسلمان دشمني نداريم بلکه با توليد سلاحهاي هسته اي و کشتار جمعي مخالفيم . و کره شمالي در اين ميان يک مترسک است چرا که اگر آمريکا تنها ايران و سوريه را به عنوان محور شرارت معرفي ميکرد احساسات ديني مسلمانان جهان به شدت برانگيخته ميشد و مردم دنيا پي به سياستها اسلام ستيزي آمريکا ميبردند در آن صورت روحيه ضد آمريکايي در بين مسلمان جهان به شدت افزايش ميافت که اين به نفع آمريکا و رفقايش نبود .

نمونه ديگر پنهان کاري و مظلوم نمايي دولتمردان آمريکا در مورد اسلام کاريکاتور هاي اخير دانمارک بود. براي همگان روشن است که اهانت در اين کاريکاتورها از آمريکا و صهيونيسم جهاني که پايگاه اصلي آن ايالات متحده آمريکاست نشات گرفته پس چرا کاريکاتورهاي اهانت آميز براي اولين بار در نشريات آمريکا که معروف به آزادي بيان هستند به چاپ نرسيد چرا در يک کشور کوچک بي اهميت اروپايي و پس از آن بصورت سريالي درچندين کشور اروپايي ديگر . پاسخ اين سوال هم همان پنهان کاري و ترس از افشا شدن سياستهاي ضد اسلامي آمريکاست .

 

امام خميني که خداوند روح پاکش را قرين رحمت کند ۱۷ سال است که از ميان ما رفته اما گويي امام اين سخن را براي همين امروز و در دوران کنوني ما آورده گويي اما م پيش از رحلتشان اين روزها را ديده اند که در وصيت خود به مردم ايران و مسلمانان جهان آورده اند :
« ما و همه ملتهاي مظلوم دنيا مفتخريم که رسانه هاي گروهي و دستگاههاي تبليغاتي جهاني ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي که ابر قدرتهاي جنايتکار دستور ميدهند متهم ميکنند . کدام افتخار بالاتر و والاتر از اينکه آمريکا با همه ادعاهايش و همه سازو برگ هاي جنگيش و آنهمه دولتهاي سر سپرده اش و به دست داشتن ثروتهاي بي پايان ملتهاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاي گروهي در مقابل ملت غيور ايران و کشور حضرت بقيـة الله ارواحنا لمقدمه الفداء آنچنان وامانده و رسوا شده که نميداند به که متوسل شود و رو به هر کس ميکند جواب رد ميشنود . واين نيست جز به مدد هاي غيبي حضرت باري تعالي جلت عظمته که ملتها را بويزه ملت ايران اسلامي را بيدار نموده و از ظلمات ستم شاهي به نور اسلام هدايت نمود .»

اما در مورد ترفندها و سياستهاي آمريکا و صهيونيسم جهاني نبايد تنها به دولتمردان و سياستهاي خارجي کشورمان دلخوش کرد . صهيونيسم هم اينک آنقدر در تو در توي کشورها و سرزمينها و شهرها و دهاتها و خانه ها لانه کرده که اکثر اوقات شناسايي آن و تفکيک دوست از دشمن بسيار دشوار خواهد بود . توطئه هاي دشمن حقيقي بشريت امروز يعني صهيونيسم موزيانه تر و زيرکانه تر از حد تصور است که اگر تنها به اقدامات دولتي و امنيتي داخل بسنده شود راههاي بسياري براي دشمن باقي ميماند که بسيار پيچيده تر و تاثير گذار تر و پنهاني تر است چون ترويج فساد از هر نوع ، سست کردن نظام خانواده ، از بين بردن قداسات اسلامي و ديني ، وارد کردن اساتيد و صاحب نظراني کاملا ضد اسلامي با نقاب مذهبي در دانشکاهها و محافل علمي و تاثير گذار کشوري ،انواع و اقسام سرگرميهاي پوچ و بي حاصل که نتيجه اي چون تلف کردن عمر و انرزي جواني و از بين بردن اهميت و توجه به امور داخلي و خارجي دنياي امروز.                                          با تشکر فراوان از شيدا
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 1:39  توسط سینا  | 

 زنجيره نفوذ رواني صهيونيسم

يکي از مهمترين مسائلي که بتازگي مورد کنکاش اصحاب علم و سياست است ، بحث از چگونگي ايجاد جنگ رواني از سوي اسرائيل براي تسخير تمام عالم است.
جنگ رواني امروزه بخش مهمي از فعاليت هاي سياسي ، نظامي ، اقتصادي ، اجتماعي و تبليغاتي کشورهاي استعماري و استکباري را تشکيل مي دهد.
اين فعاليت تحت پوشش سازمان هاي اطلاعاتي اسرائيل در سطح بين المللي کارکردهاي گوناگوني دارد و هدف مهم آن تخريب و تضعيف روحيه حريف يا دشمن و تغيير در نگرش و تصميم آنهاست که با شيوه ها، روشها، ابزارها و سياست هاي مختلف اعمال مي شود. ما نيز در اين نوشتار برآنيم تا برخي از اين روشها و سياست ها را که اسرائيل براي ايجاد جنگ رواني عليه جهان به کار مي برد، بررسي کنيم.از آنجا که «صهيونيسم» واژه اي برگرفته از تپه اي به نام «صهيون» در فلسطين اشغالي است ؛ اما نگاه ايدئولوژيکي و دکترينالي به آن ، برمي گردد به آنچه معروف است به پروتکل هاي دانشوران صهيون.
پروتکل داراي معاني گوناگوني است از جمله پيش نويس قرارداد، معاهده يا سند رسمي که ميان دول امضا مي شود.

در اين معنا منظور ما از پروتکل يهود، بخش محدودي از تفکر قشر معدود از افرادي است که يهود ناميده مي شوند، اين افراد با نام کانسرواتيزم ، نگاه ويژه اي دارند و گزاره هاي مختلفي را برمي تابانند. معناي ديگر پروتکل يهود، تصميمات و فرمول هايي است که از سوي جمعي استراتژيست ها و خاخام هاي يهودي به منظور تسخير جهان طراحي شده است. به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطيني عجاج نويهض ، پروتکل اين گونه است که پروتکل هاي صهيونيسم ، برنامه هايي است که اقتصاددانان و سرمايه داران يهود براي بناي مسيحيت ، قلمرو پاپ و در نهايت اسلام ، آنان را تنظيم کرده اند. درباره پيدايش پروتکل ها بايد گفت که براي نخستين بار در روسيه تزاري ، يک نسخه از برنامه هاي صهيونيست با عنوان پروتکل هاي جلسات علماي صهيونيسم به دست نويسنده روسي سوگئي نيلوس افتاد.
وي با اين که چندين بار اقدام به چاپ و نشر آن کرد؛ اما اين که چه کسي اين سند را به علماي صهيونيست نسبت داده ، مشخص نيست. با نظر به نفوذ همه جانبه اين پروتکل ها در جاي جاي سياست و فرهنگ رو به رشد جنگ رواني کوشش شده در اين نوشتار به برخي از اين پروتکل ها که مويد مفهوم جنگ رواني هستند اشاره کنيم.
براي مثال در پروتکل پنجم بيان مي شود: «هدف اصلي مديران ما تضعيف قدرت فکر مردم است تا افکار آنها از پرداختن به مسائل اساسي منحرف شود» که اين موضوع در عصر حاضر به طور کامل مشهود است. چنانچه هنري فورد، دعوي خود را عليه پروتکل هاي صهيون چنين بيان کرد: «تنها نکته اي که علاقه مندم درباره پروتکل ها بگويم اين است که آنها با آنچه در حال وقوع است ، تطبيق مي کند.»

زبان ؛ ابزار متقاعدکننده جنگ رواني

نقش زبان به عنوان يکي از مهمترين شاکله هاي جنگ رواني صهيونيسم ، کاربرد ويژه اي دارد. نگرش زباني ، قابليت هجومي و دفاعي زيادي دارد و علت آن منطقي است که در زبان نهفته است ، يعني مضامين و مفاهيم عميقي که قابليت ايجاد چالش و برقراري ارتباط و تاثير بر روح و فکر مخاطبان دارند.به اعتقاد گوبلز در جبهه جنگ رواني ، هميشه موفقيت از آن کسي است که نخستين کلمه را به گوش مردم برساند.گذشته از اين قالبهاي فضاسازي رواني و بيان جمله درباره جنگ رواني مي تواند اهميت آن را دو چندان کند. براي مثال زماني که مزدوران صهيونيست از اقدامات خود سخن مي گويند جنايت در قالب الفاظ و القاب تحسين آميز به وظيفه شناسي شرافتمندانه تغيير مي کند يا اين که تروريست ها خود را مبارزان آزادي مي نامند و عمليات بمبگذاري را چاقوي تيز جراحي تعبير مي کنند که براي معالجه بيمار بايد قسمتي از بدن او را شکافت.
بنابراين هر گونه القاي زباني ، حاوي داده هايي است که مستقيم يا غيرمستقيم بر نگرشها و نتيجه گيري انسان ها تاثير مي گذارد.آنچه در پروتکل صهيونيسم درباره شعارهايي مانند آزادي ، ليبراليسم و... آمده ، نمونه اي از کارکرد زباني در ايجاد جنگ رواني است.

صنعت سينماي جهاني

سينما از ديگر کانال هاي ايجاد جنگ رواني اسرائيل در جهان است ، چنانچه مي دانيم فيلمهاي سينمايي و تصاوير متحرک ، محبوبيت بالايي در ميان مخاطبان دارند. سخن درباره سلطه اختاپوس صهيونيسم بر هنر هفتم بسيار است.
استراتژي صهيونيستم بين الملل تنها به توليد فيلمهاي صهيونيستي محدود نمي شود؛ بلکه به گونه اي است که امکان سيطره اقتصادي بر روند توليد فيلم را در نقاط گوناگون جهان بر اين حرکت شوم فراهم کند براي مثال برنامه هاي شبکه MTV که بسيار زننده و ضداخلاق و ارزش است ، متعلق به صهيونيست هاست. نمونه روشن و منبع تغذيه اين گونه شبکه ها و فيلمها، «هاليوود» است که خود از چند شرکت فيلمسازي تشکيل شده است.
در قاموس هاليوود، تعقيب ، گريز و معنويت و ماوراي مصنوعي ، بخش جدانشدني فيلم است. تعبيري که از فيلمهاي افسانه اي هاليوود مي توان در ذهن داشت ، مانند فيلم «ارباب حلقه ها»ست که لبريز از اين گونه مسائل است.
اساسا قسمتي از هجمه هاي رواني و فرهنگي که در جهان بويژه جهان اسلام شاهد آن هستيم برگرفته از اين صنعت و هنر است که رهاورد آن جنگ رواني در پي مقاصد صهيونيستي است و اين يک واقعيت است. آنچه مسلم است ما در عصر تصوير و سينما که عصاره عصر اطلاعات است زندگي مي کنيم و اين اصل ماندگارترين ابزار انتقال اطلاعات و القائات رواني در عصر کنوني است که صهيونيسم به اهميت قدرت تاکتيکي آن پي برده و بر اين موضوع احاطه يافته و نياز سياسي خود را با محتوا و جذابيت هاي دروغين به ورطه عمل کشانيده است که اساس جنگ رواني را فراهم مي کند.

شبکه هاي تلويزيوني جهان

تلويزيون به عنوان يک شاخص محوري در جنگ رواني حائز اهميت است ؛ زيرا قدرت متقاعدسازي آن در همه نقاط جهان به اثبات رسيده است ، رسانه اي که به فرموده امام خميني (ره) «از همه رسانه ها حساس تر، هم گوش دارد هم چشم.»
تلويزيون هاي جهاني در مهار صهيونيسم است و درخصوص عمل به فرضيات و سياست هاي نوين وظيفه گمراه کننده خود را انجام مي دهد. ناگفته نماند آنچه در اين موضوع منعکس شده برتافته از پروتکل هاست. «ما جوانان غيريهود را با آموزش ، اصول و فرضياتي که از نظر ما کذب محض است ، ولي خود آن را القا کرده ايم ، گيج و گمراه ساخته و روحيه آنان را تضعيف کرده ايم.»
صهيونيسم براي رسيدن به اين هدف شوم خود استوديوهاي فراواني را در خدمت اهداف خود گرفته است. از جمله مي توان به «استوديو پارامونت»، «استوديو يونيورسال»، «استوديو ام.جي.ام»، «والت ديزني» و «استوديو سيتي» اشاره کرد که مديران عامل و سردمداران آن بيشتر صهيونيسم هستند. حتي شبکه تلويزيوني A.B.C به طور کامل درخصوص اهداف صهيونيسم عمل مي کند و مديرعامل آن لئونارد گلدن سان يک يهودي متنفذ صهيونيسم است.
صهيونيسم چه از لحاظ سياسي و چه از نظر فرهنگي و آموزشي در اشاعه اهداف خود از کوچکترين گزينه استفاده مي کند و موارد زيادي دارد که مي توان گفت پر و بال دادن به مارکسيسم ، داروينيسم و هژموني جهاني نتيجه عملکرد اين رسانه بوده است. در اين مسير از تخريب ، اهانت ، توهين به مقدسات ، استحاله آموزشي ، فرهنگي و... به شکل شايان بهره برداري کرده است و شبکه هاي جهان را به تسخير خود درآورده است.

اينترنت ؛ الگوي نوين جنگ رواني

همان گونه که مي دانيم مغز اينترنت در امريکاست و امريکا اينترنت را براي همه جهانيان ، مجاني ايجاد کرده است و اين شبکه جهاني دقيق مانند سلول هاي عصبي ما هستند که حسگرها، پيامها را به مغز منتقل مي کنند. اگر شما از هر نقطه دنيا به دوست خود ايميل کنيد، همين ايميل نخست در جورجياي امريکا مي رود و پس از بازگشت دوست شما آن را دريافت مي کند. اينترنت با وجود شبکه اي مرکب از رايانه شخصي ، امکان داده است که براي هر مخاطب ، پيام خاص او ارسال شود و اين قابليت اينترنت ، طليعه هاي تبديل «عمليات رواني مقياس انبوه» به «عمليات رواني خاص يا اختصاصي» را به همراه آورده است.اينترنت در عصر کنوني اين امکان را فراهم آورده که با ايجاد صفحات وب ، وبلاگ و سايت وارد عرصه ارتباط سياسي شده و اهداف جنگ رواني از جمله ساختار سلسله مراتبي ارتباطات بين المللي را بشکند.
در اين ميان ، تضاد برخي سايتها و فتنه انگيزي باعث ايجاد اغتشاشات فکري و دوگانگي هاي فرهنگي مي گردد و اين شايد نقطه شروع جنگ رواني باشد.براي مثال در سناريوي اشغال عراق از سوي امريکا، از اينترنت به عنوان رساننده پيامهاي رواني براي تخريب و تنزل روحي فرماندهان ارتش عراق ، استفاده مي شد.

جرايد، مطبوعات و خبرگزاري ها

يکي ديگر از بسترهايي که مي تواند ايجاد جنگ رواني کند، مطبوعات و خبرگزاري هاست. چيرگي صهيونيسيم بر خبرگزاري ها مفهومي آشنا و مشهود است. چنانچه در برخي از پروتکل هاي صهيونيستي به اين موضوع اشاره شده: «ما مطبوعات را اداره خواهيم کرد»، «آن را مهار کرده و بشدت کنترل خواهيم کرد»، «هيچ خبري بدون نظارت ما به اطلاع مردم نخواهيد رسيد»، «ادبيات و روزنامه نگاري مهمترين نيروهاي فرهنگي اند، بنابراين حکومت ما، مالک اغلب جرايد خواهد بود.»از اين منظر خبرگزاري هايي مانند رويترز، آسوشيتدپرس و هافاس را مي توان به عنوان نمونه ياد کرد که تحت نفوذ صهيونيست و در راه سلطه صهيونيسم وظيفه خود را انجام مي دهند. همچنين روزنامه ها و مقالات زيادي چون واشنگتن پست ، نيويورک تايمز، سايمن شوستر و... تحت سلطه صهيونيست هاست. از نظر حجم وسعت و عمق تاثيرگذاري ، خبرگزاري ها، روزنامه ها و مقالات ياد شده در موازات جنگ رواني ، کافي است بگوييم که بيشتر نقاط جهان را علاوه بر جنبه خبر و تحليل از لحاظ گستره و تعدد فرستنده هاي راديويي و تلويزيوني سيراب کرده اند و فراتر از اين ، تهيه ادبيات و فيلمهاي ويژه براي جوانان را سرفصل برنامه هاي استعماري خود قرار داده اند.
درباره فعاليت هاي بين المللي صهيونيسم در سطح مطبوعات و روزنامه هاي بزرگ و کوچک منطقه اي مي توان روزنامه تايمز که يکي از صهيونيستي ترين روزنامه هاي انگلستان است را نام برد. درايران نيز در زمان سلطنت پهلوي ، روزنامه هايي تحت سيطره صهيونيسم بوده اند، حتي نماينده غيررسمي اسرائيل در تهران در گنجاندن موضوعاتي در طرفداري از اسرائيل در مطبوعات محلي بسيار فعال بوده اند.
تماسهاي او از طريق عباس شاهنده ، ناشر مجله فرمان و مهندس عبدالله ولي ، ناشر و مالک تهران مصور صورت مي گرفت که نماينده اسرائيل در خلال هفته اول نوامبر، 100هزار ريال به روزنامه نگاران پول داده است.
به طور کلي مي توان گفت استحاله خبري که جنگ رواني را ترسيم مي کند از برنامه هاي موکد، پياپي و اجتناب ناپذير اين روزنامه ها و خبرگزاري هاست.

تئاتر، موسيقي و ورزش

صهيونيسم در راه کسب وجهه بين المللي و تخريب و تحريف فرهنگ هاي گوناگون به ابزارهاي ديگري نظير تئاتر و موسيقي متوسل شده است. در زمينه ورزش و مسابقات ورزشي نيز مطابق با آنچه در پروتکل هاي صهيون ذکر شده که «جهان را به ورزش سرگرم خواهيم کرد» عمل مي کنند که در عصر حاضر شاهد آن هستيم. لحظه اي نيست که سوژه اي ورزشي و اخبار يا مسابقات ورزشي در جهان نباشد. براي نمونه ، جام ملتهاي آسيا به پايان مي رسد، سپس جام ملتهاي اروپا و پس از آن ورزش هاي جام جهاني فوتبال ، واليبال و...اينها همگي حاکي از سلطه يهوديان صهيونيسم بر ورزش جهاني است. درباره نفوذ يهود بر تئاتر نيز بايد گفت که در اصل سلطه شکي نيست ، آنچه مورد تحليل و بررسي است ، استفاده ابزاري و رواني و همچنين فساد نمايش در راه تخريب فرهنگ هاست. از اين رو براي آنان مضمون هنري مطرح نيست ؛ بلکه محتواي ضد اخلاقي و ضد فرهنگي مهم است.
شايد بتوان گفت «از زماني که يهود، کنترل آهنگ هاي مورد توجه مردم را به دست گرفته ، جنبه معنوي و اخلاقي اين گونه آهنگ ها رو به انحطاط گذاشت.» بازيهاي رايانه اي با نگاهي دقيق به محصولات بصري و تفريحي بخوبي روشن مي شود که آنها ابزاري براي تبليغات و عمليات جنگ رواني هستند. بازيهاي رايانه اي رسانه اي براي بيان هستند که رمزها و ماخذ آن براي عموم ناشناخته باقي مانده است. فراتر از اين نوع بازيها، سخن از بازيهايي است که از نظر سياسي هدايت شده هستند که «طوفان صحرا» نماد آنهاست. در اين بازي نقش يک سرباز امريکايي يا انگليسي جلوه گر است که براي آزادسازي عراق در مقابل يک سرباز عراقي به عنوان دشمن قرار دارد.
صهيونيسم ماهرترين برنامه نويس ها و سازنده بازيهاي رايانه را در عرصه جنگ رواني جذب کرده و تواناترين موتورهاي بازي را خريداري و حتي در اين خصوص نيروهاي خود را از طريق بازيهاي رايانه اي آموزش داده است. از اين رو تهاجم رواني و تربيتي ناشي از اين بازيها نه تنها با مخالفت چنداني روبه رو نشده است ؛ بلکه روندي آرام دارد.

جنگ رواني ، معنا و مفهوم

جنگ رواني در عرصه ادبيات فارسي ، فرهنگي و... مفاهيم و معاني گسترده اي دارد. آنچه در فرهنگ استراتژي ، جنگ رواني ناميده مي شود «استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن است که هدف اساسي آن ، تاثيرگذاري بر اين عقايد، احساسات ، تمايلات ، رفتار دشمن و گروه بي طرف يا گروههاي دوست است تا موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي شود.»
به بيان مارتين ليبکي ، جنگ رواني همانا بهره گرفتن از اطلاعات عليه ذهن آدمي است. چنانچه اکنون در جنگ عراق و امريکا شاهد کاربرد اين معنا از جنگ رواني بوديم. عراق در جنگ رواني خود از چند فن قديمي همچون دروغ بزرگ ، فريب ، انکار و... بهره برد. در کل بايد گفت ، سيطره معنايي و مضموني جنگ رواني ، مسائل بسياري را پوشش مي دهد و کاربردهاي وسيعي دارد.
 
سميه صفاکيش/ جام جم. چهارشنبه 22 آذر ماه 1385 /به نقل از موعود
 

 یک اسرائیلی بزرگترین قاچاقچی اکستازی جهان

یك تبعه اسرائیلی به عنوان بزرگترین قاچاقچی قرص‌های روانگردان، اكستازی جهان در برزیل دستگیر شد. به گزارش فارس به نقل از آژانس «پرنسا لاتینا»، ال آل یورام شهروند اسرائیلی كه از سوی پلیس بین‌الملل تحت تعقیب قرار داشت روز گذشته در ایپانما برزیل توسط پلیس فدرال این كشور دستگیر شد. یورام 35 ساله در سال 2004 در اروگوئه به دام افتاده بود اما یك سال بعد موفق به فرار شد و فعالیت خود را در جنوب برزیل آغاز كرد. این شهروند اسرائیلی كه در نقاط مختلف جهان و به اتهام قاچاق مواد مخدر، پول‌شویی، توطئه چینی، اختلاس و زورگیری پرونده قضایی دارد از دو سال قبل از سوی اینترپل نیز تحت تعقیب قرار گرفت. آژانس ضد مواد مخدر آمریكا كه محموله‌ای شامل یك میلیون و 400 هزار قرص اكستازی متعلق به ال آل یورام را توقیف كرده است پس از اعلام بازداشت او در برزیل خواستار استرداد بلافاصله این شخص شد. اروگوئه نیز با فراری اعلام كردن این قاچاقچی اسرائیلی، تقاضای استرداد او را مطرح كرده است. پلیس فدرال برزیل خاطرنشان كرد: در این كشور تعداد زیادی از فروشندگان اكستازی دستگیر شده بودند اما تا كنون تهیه كننده این قرص‌ها به دام نیفتاده بود. / منبع: شریف نیوز 3/10/1385

احمدی‌نژاد: شما آبروی شورای امنیت را بردید 

رئیس‌جمهور در واکنش به قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت و خطاب به غربی‌ها گفت: به زودی شما از این اقدام ناچیز و سطحی خود به شدت پشیمان خواهید شد، شما که آبرویی برای سازمان ملل و شورای امنیت نگذاشته‌اید، این چه شورایی است که دربست نوکر آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است، این شورا مشروعیت ندارد. به گزارش مهر، دکتر محمود احمدی‌نژاد صبح امروز در مراسم افتتاحیه جشنواره ملی و دوسالانه کارآفرینان برتر شاهد و ایثارگر سراسر کشور، با رد قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت گفت: مشکل این قدرت‌ها این است که می‌خواستند با قلدری و خشم، فناوری هسته‌ای را از دست ملت ایران بگیرند اما به یک ستون مستحکم به نام ملت ایران خورده اند و چنان گیج می‌خورند که نمی‌دانند چه کار کنند. وی خطاب به کشورهای غربی افزود: شما به جز یک مشت کالای مصرفی اسباب بازی چه چیزی به ایران داده‌اید که حالا می‌خواهید آن را بگیرید، شما قطعنامه صادر کرده‌اید و فکر می‌کنید ملت ایران از این قطعنامه ناراحت می‌شود، ملت ایران نه تنها ناراحت نمی‏شود بلکه خوشحال هم می‌شود. رئیس‌جمهور با بیان این‌که نخواهد آمد روزی که ملت ایران بر جنایات شما صحه بگذارد، گفت: به زودی شما از این اقدام ناچیز و سطحی خود به شدت پشیمان خواهید شد و شما آبرویی برای سازمان ملل و شورای امنیت نگذاشته‌اید، این چه شورایی است که دربست نوکر آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است، این شورا مشروعیت ندارد. احمدی‌نژاد تاکید کرد: شما باید بپذیرید که ایران فناوری تولید سوخت هسته ای را دارد و پای آن خواهد ایستاد و دهه فجر جشن هسته‌ای ملت ایران است. منبع:شریف نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 3:22  توسط سینا  |