استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به اثرات انتشار فیلم اعدام صدام در جهان عرب گفت: فیلم غیررسمی اعدام صدام با موبایل به سفارش شبكه تلویزیونی الجزیره گرفته شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، حسامالدین آشنا بعد از ظهر امروز سه شنبه در كنفرانسی خبری در موسسه ایران در خصوص «بازتاب اعدام صدام در رسانههای بینالمللی» خاطرنشان كرد: در خصوص مواجهه با اعدام صدام، چه «خیابانهای جهان عرب» و چه «كاخهای جهان عرب» رویكردهای متعارضی به اعدام صدام نشان دادند كه این خود ناشی از عملكرد دو جنبهای صدام بوده است.
وی با بیان اینكه صدام در میان جهان عرب دو چهره داشته، تصریح كرد: برای عربها صدام به عنوان اولین حاكم عربی است كه در سالیان اخیر شهامت مقابله با اسرائیل و آمریكا را داشته است.
به گفته وی، به خصوص در جریان انتفاضه فلسطین صدام كمكهای مشخصی را به انتفاضه فلسطین انجام داده بود و در واقع همین كارهای نمایشی صدام در دهههای اخیر، زمانی كه همه حكام عربی ساكت بودند و تلاشی در این جهت نمیكردند، چهرهای متمایز از او ساخته است.
استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به چهره دیگر رئیسجمهور مخلوع عراق اظهار داشت: اگر عربها حمله صدام به ایران را خیلی با اهمیت تلقی نكردند، اما حمله صدام به كویت در ساختن یك چهره پلید و اهریمنی از صدام بیاثر نبود و در واقع، صدام به عنوان یكی از نمادهای بارز دیكتاتوری در جهان عرب است.
آشنا با بیان اینكه پاسخ جهان عرب به سقوط بغداد، محاكمه و اعدام صدام بحثی قابل فهم است و ساختاری منطقی دارد، یادآور شد: مردم كشورهای عربی از یك طرف از سقوط دیكتاتوری صدام خوشحال شدند، اما از طرف دیگر چون شاهد بودند یك نیروی بیگانه و خارجی این استبداد را سرنگون كرده است، ناخشنود بودند.
وی با اشاره به زمان در نظر گرفته شده برای اعدام صدام یادآور شد:در جهان اسلام و عرب این گونه در اذهان تداعی شد كه اعدام در روز عید قربان امری است كه در طول تاریخ، فقط یكبار آنهم در زمان حكومت اموی اتفاق افتاده است. در آن زمان حاكم بنیامیه گفت هر كس قربانی میآورد و من هم برای قربانی رئیس سلسله جهمیه را قربانی میكنم؛ بنابراین امروز هم صدام در جهان عرب به عنوان یك قربانی در راه خدا تلقی شده است.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینكه تصویر بزرگ جنایات صدام در حق بشریت بواسطه تصویر كوچك اعدام این دیكتاتور تحت تاثیر قرار گرفته، با اشاره به نحوه اجرای حكم اعدام خاطرنشان كرد: مسئله اعدام صدام توسط حامیان مقتدی صدر و نیز فیلمبرداری مخفیانه واقعه اعدام، كه با زیر نویس دقیقی هم در شبكه الجزیره پخش شد، در اذهان جهان سنی تداعی كرد كه این اعدام نه به خاطر یك دادگاه عادلانه بلكه به خاطر انتقام گیری شیعیان بوده است.
وی در پاسخ به این سؤال كه نحوه انتشار خبر اعدام به چه صورت بوده و چرا تصاویری كه فلشهای آنها را در فیلم مشخص است منتشر نمیشود، یادآور شد: در خصوص اعدام صدام باید دو مسئله را از هم تفكیك كنیم. یكی آن مسائلی است كه مربوط به دولت عراق میشود و دیگری مسائلی است كه در دست دولت عراق نیست. محاكمه صدام حسین توسط یك دادگاه عراقی و خارج از چارچوبهای ICC انجام شده است. البته یك هیئت از قضات آمریكایی با دقت مسئله را پیگیری میكردند كه گزارش خود را هم دادند و خود ICC هم گزارش خود را داد. یعنی این دادگاه از كیفیت حقوقی و حقوق بشری بالایی برخوردار بوده است.
آشنا با بیان این كه بایستی مسئله شرایط داخلی عراق را در خصوص اعدام صدام در نظر گرفت افزود: معلوم نیست كه آمریكا اصراری در اعدام صدام داشته است، بلكه شواهد نشان میدهد مالكی و حكیم بر اعدام وی اصرار كردهاند. آمریكا در قبال اعدام صدام در موضعگیری خود اعلام كرد اگر چه با این اعدام موافق نیستیم اما مداخلهای هم نمیكنیم؛ بنابراین از این طریق خود را از اتهام مبری كرد.
به گفته استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) مسائلی از این قبیل كه این حكم در روز عید قربان اجرا شد، تصویربرداری با چه كیفیتی انجام شد و اینكه چه كسانی در اعدام صدام حضور داشتهاند و چه چیزهایی گفتهاند، یك تصمیم عراقی است و تا این مرحله از قضیه، ما باید در خصوص این مسائل با دولت عراق گفتوگو كنیم.
وی یادآور شد: مسئله دوم این است كه تصاویر گرفته شده از اعدام صدام تصاویر كاملاً مدیریت شدهای است. روشن است كه سیاست دولت عراق این نبوده كه لحظه حلقآویز شدن صدام تصویربرداری شود و یا این هم نبوده كه صدای حاشیهای در این فیلم پخش شود. موفقالربیعی مشاور امنیتی دولت عراق میگوید صدام از لحظهای كه فهمید دوربین در صحنه اعدام وجود دارد رفتارش مقتدرانهتر شد. واقعیت این است كه همه در مقابل دوربین به گونهای و در غیاب دوربین به گونهای دیگر عمل میكنند، صدام هم دو انتخاب داشت، این كه التماس كند كه فایدهای برای وی در تغییر تصمیم اعدامكنندگان نداشت و یا این كه طی این ثانیههای آخر تصویری مقتدر از خود نشان دهد.
آشنا با بیان اینكه صدام یك فرصت چند دقیقهای داشت كه از 30 سال حكومت خود تصویری مناسب نشان دهد، تصریح كرد: در جریان اجرای این حكم، دو دوربین وجود داشت. یك دوربین رسمی كاملاً مدیریت شده از سوی دولت عراق ضبط و پخش این جریان را بر عهده داشت. اما در میان كسانی كه در جریان اعدام صدام حضور داشتند، از چهرههای حامی مقتدی صدر و از میان آنها افرادی با انگیزههای گوناگون نیز حضور داشتند. الجزیره توانست توافقاتی با یكی از این افراد انجام دهد و در قبال مبلغی پول، فیلمی را كه وی با موبایل گرفته بود، بدست آورد.
به گفته آشنا، مداركی وجود دارد كه نشان میدهد الجزیره برای تصویربرداری با موبایل اقداماتی مذاكراتی انجام داده است. تصویر دوربین دوم كه با موبایل گرفته شده، تصویری است كه از بابت عدم رسمیت خود معتبر شده است. در واقع نارسمی بودن و منتسب نبودن فیلمبرداری این تصاویر به یك دولت یا گروه خاص، باعث كسب اعتبار برای این فیلم میشود.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به نظر میشل فوكو در رابطه با «مجازات» اظهار داشت: فوكو میگوید به محض این كه مجازات بر روی جانی انجام میشود، او به یك قربانی تبدیل میشود. تا وقتی زندگی میكند، مجرم است اما وقتی دچار مجازاتی مثل اعدام میشود، چون در نهایت بینندگان یك فرد بیدفاع را در حال حلقآویز شدن میبینند احساس رافت انسانیشان برانگیخته میشود. بنابراین فیلمبرداری و انتشار این فیلم، چنین موضوعی را در ذهن جهان عرب تداعی كرده است.
وی ادامه داد: تصویربرداران رسمی متعلق به دولت عراق، هوشمندانه تصویر را تا مرحله حلقآویز شدن صدام قطع كردند تا حس ترحمی ایجاد نشود و كسانی هم كه مخفیانه فیلمبرداری كردند، هوشمندانه این كار را انجام دادند تا این حس را برانگیزند.
آشنا در پاسخ به سؤالی در خصوص شبكه تلویزیونی الجزیره، در این خصوص كه آیا این شبكه در اقدامی هماهنگ با رسانههای آمریكا این فیلم را با زیرنویس منتشر كرده، تصریح كرد: تحلیل الجزیره كار سادهای نیست. موسس شبكه الجزیره و اولین رئیس این شبكه، تقریباً بعد از سقوط صدام كنار گذاشته شد. در میان اسناد اداره استخبارات عراق، نوار ویدئویی دیدار رئیس اول شبكه الجزیره با عدی پسر صدام كشف شد كه این فیلم هماكنون در اینترنت موجود است. در واقع الجزیره متهم به این است كه از عراق پول كلانی گرفته تا هوای صدام را داشته باشد. لذا بیش از اینكه الجزیره متهم به ارتباط با آمریكا باشد، فعلاً طبق اسنادی كه وجود دارد باید بگوئیم كه روابط بسیار نزدیكی با دولت عراق داشته است.
وی با اشاره به روایت رسمی ایجاد شبكه الجزیره خاطرنشان كرد: گفته میشود كه مجموعهای از روزنامهنگاران كشورهای عربی كه دیگر در چارچوب نظامهای دیكتاتوری جهان عرب نمیتوانستند كار و زندگی كنند، دور هم جمع شدند. پیشنهاد ایجاد BBC عربی آرمان بزرگی برای روزنامهنگاران جهان عرب بود، اما به دلایلی BBC عربی نتوانست به كار ادامه دهد.
این استاد دانشگاه افزود: با تعطیلی BBC عربی، 200 عنصر رسانهای كه آموزشهای حرفهای دیده بودند، از بالاترین سطوح رسانهای تا تكنیسینهای BBC عربی سابق، بیكار شدند. آنها به جای اینكه متفرق شوند به وسیله سران اصلی خود شروع به بازاریابی كردند و به جاهای مختلفی رفتند و پاسخهای «نه» شنیدند. به قطر كه رسیدند دولت قطر فرصت خواست تا پروژه را به امیر قطر معرفی كنند و سرانجام قرارداد یكسالهای با قطر بسته شد با این فرض كه قرارداد بعد از یكسال قابل تغییر است. بعد از یكسال كار به جایی رسید كه شهرت الجزیره از شهرت قطر بیشتر شد و دولت قطر هم از این مسئله راضی بود.
آشنا اظهار داشت: در دیداری كه با آقای وضاح خنفر رئیس فعلی الجزیره داشتم، از ایشان پرسیدم كه در قبال این فعالیت، دولت قطر از شما چه درخواستی داشته، كه خنفر جواب داد از ما قول گرفتند كه با دولت قطر كاری نداشته باشیم، از نظر رئیس شبكه الجزیره جالب بود كه چنین خواستهای مطرح كردهاند، چرا كه به نظر آقای خنفر دولت قطر اصلاً چیزی نداشت كه بتواند برای این شبكه جالب باشد.
وی با بیان اینكه در الجزیره از عنصر كاملاً طرفدار ایران تا عنصر كاملاً لائیك و طرفدار آمریكا وجود دارد، تصریح كرد: در الجزیره كسی بوده كه با یك واسطه میتوانسته با بن لادن ارتباط داشته باشد و از طرف دیگر كسی هم وجود داشته كه میتوانسته مقامات آمریكایی را به شبكه دعوت كند.
آشنا با بیان اینكه اگر الجزیره را پروژهای امریكایی در نظر بگیریم، بحث دموكراتیزه كردن خاورمیانه توسط آمریكا توسط این شبكه انجام میگیرد، اظهار داشت: الجزیره در سنتشكنی و اسطوره شكنی در جهان عرب با سرعت زیادی عمل میكند و بخشی از محبوبیت خود را از این طریق به دست میآورد و در واقع الجزیره اولین شبكهای بود كه تابوی حضور اسرائیلیها در رسانههای عربی را شكسته است. منبع:شریف نیوز سه شنبه، 19 دي 1385 و فارس
سومالي، هديه رسانههاي عربي به آمريکا
محمد عجم
در حالي که رسانههاي گروهي عربي، مشغول سرگرم کردن افکار عمومي مردم بودند و با اخبار پر آب و تاب و رنگارنگ اعدام صدام سرگرمي و برنامهسازي ميکردند و به ويژه تلويزيون الجزيره، روز اعدام صدام و يک روز بعد برنامههاي عادي خود را قطع کرده و مرتب دوربين تلويزيون را از اين سوي عالم به آن سو ميچرخاند تا از اشک و ماتم براي صدام خبر دهد و غيرت عروبت زدهها و قومچيها از يک سو و تکفيريها از سوي ديگر را به غليان درآورد. در همان روز ارتش نه چندان قدرتمند اتيوپي به نيابت از آمريکا و اسرائيل به سرعت خاک سومالي را درمينورديد و موگاديشو، جوهر و کيسمايو را برقآسا و با کمترين هزينه تصرف کرد و از قتل صدها جنگجوي اسلامگراي عرب هم در رسانههاي عربي چيزي گفته نشد، گويي اين اشغالگري نه به عروبت و نه اسلاميت هيچ لطمه وارد نخواهد کرد.

رسانههاي عربي در اغراقگويي نسبت اعدام يک ديکتاتور آن قدر مبالغه کردند که يک بار ديگر جهالت و تعصب، طايفهگري و عشيرهگرايي قرون وسطي را در اذهان زنده کردند.
او را لقب قهرمان امت دادند و گفتند: قهرمان زيست و شهيد مرد. پر رويي و جهالت را تا بدان جا بردند که حتي او را با نلسون ماندلا و چگوارا مقايسه کردند.
اعطاي اين واژهها به فردي که با خطاهاي پياپي و با ساديسم قدرتطلبي و قهرمان بازي عامل سه جنگ خانمانسوز شد و لشکر جرار آمريکا را به منطقه کشاند، نشانگر جهل و تعصب قومي و قبيلهاي و توهين آشکار به مردم ستمديده عراق و به ويژه 75 درصد کرد و شيعيان عراق بود. هرچند آمريکا با اشغال عراق صفحه سياه ديگري در پرونده پر از جنايتش دارد، اما بايد دانست که اعدام صدام، نخستين اعدام يک رهبر خاورميانهاي است که از ابتدا تا انتها با صوت و تصوير همراه بوده و مردم نسبت به آن آگاهي دارند، خود صدام چنين فرصتي را به هيچ يک از هزاران انساني را که در دوره او به قتل رسيدهاند، هرگز نداد.
تاريخ عراق پر است از اعدام رهبران آن از خلفاي بغداد تا ملک فيصل، نوري سعيد و عبدالکريم قاسم و حتي رهبران مذهبي مانند آيتالله صدر و... اعدام صدام هرگز خشنتر از اعدام لويي شانزدهم و چارلز اول به دست انقلابيون فرانسه و انگليس نبوده است.
صدام در جنايت عادل بود جنايات صدام نسبت به هموطنانش، کمتر از جنايات او نسبت به همسايگانش نبود شيعه، سني، کمونيست، قومي، ليبرال و... همه طعم جنايات او را چشيدند. يک ميليون عراقي کشته و پنج ميليون آواره از دستاوردهاي ديکتاتوري او بود؛ فردي که سفاح در داخل کشورش و ماجراجو در خارج از عراق بود، چگونه ميتواند مستحق لقب قهرماني است؟
بيشتر رسانههاي گروهي عربي و در رأس آن، الجزيره نشان دادند که به جاي واقعبيني و تعقل بيشتر به دنبال اغواگري و غوغاسالاري و عوامفريبي هستند و با کار حرفهاي محض فاصله زيادي دارند.
اگر به وجود فرضيه توطئه درباره اعدام صدام و رسالت رسانههاي عربي براي گمراه کردن افکار عمومي از رويداد سومالي اعتقاد نداشته باشيم، دستكم اين است که اين رسانهها بر طبل جهالت و تعصب و حب و بغض کوبيدند و شايد عمدا قصد داشتند به جنگ شيعه و سني دامن بزنند و اختلافات کهنه را زنده کنند، ولي خوشبختانه عامه مردم، بسيار فهيمتر از آن بودند که در دام رسانههايي از اين قبيل بيفتند. غوغاسالاران و الجزيره با همه ماتم سرايي نتوانستند اشک مردم را درآورند، حداکثر جمعيتي را که جمع کردند در اردن بود و آن هم از دو هزار نفر تجاوز نکرد.
کانال الجزيره نتوانست با ژست و اطوارهاي ضدامپرياليستي، ضداشغالگري، شعارهاي انقلابي و دلسوزي براي عروبت عراق ناني بپزد، چون دم خروس از زير عباي رهبران اين شبکه بيرون زده، رسواشدگاني که از يک سو با محافل استکباري دم خور هستند و از سوي ديگر، همدم القاعده و تکفيريها و به هر دو باج ميدهند تا دوحه در امنيت باشد. آنان در دروغي آشکار، چنين وانمود کردند که گويي، تنها ايرانيان و شيعيان عراق از اعدام صدام شاد شدند. در حالي که در ايران کمتر کسي در انتظار اعدام صدام بود، صدام سالها بود که در واقع مرده بود و انصاف نيست بر مرده شادي کردن. صدام بايد سرنوشتي مانند ميلوسويچ پيدا ميکرد و در زندان ميمرد، اما گويي، هزاران نفر از قربانيان صدام در داخل عراق نميتوانستند شاهد زنده باشند و ريشخند ديکتاتور و حاميانش و يا معامله اشغالگران با او باشند.
شبکههاي تلويزيوني ميآيند و ميروند، اما اين ملتهاي همسايه هستند که بايد با مسالمت با هم زندگي کنند. اختلاف افکني بر پايه مذهب و قوميت و رنگ و نژاد، خطراتي در بردارد که دود آن به چشم همگان خواهد رفت. پس بهتر است رسانههاي گروهي مانند الجزيره، رسالت سنگين رسانهاي خود را به صورت حرفهاي و به دور از جنجال و حب و بغض انجام دهند.
در چنين فضايي، بايد گفت در باره سومالي، شعارهاي ضدامپرياليستي و اشک ريختن براي عروبت امت عربي و اسلامي الجزيره کجا رفته است؟ آيا سومالي سرزميني عربي و اسلامي نيست؟

عجز و ناتواني جامعه عربي از پيدا کردن راهحلي براي سومالي از يک سو و سرگرمي افکار عمومي به بحران ديگر جهاني، موجب شد که آمريکا با استفاده از تجارب تلخ 1991 و جنگ افغانستان و اشغال عراق، بتواند با هزينهاي ناچيز سومالي را در جرگه کشورهاي همسو قرار دهد.
براي همگان روشن بود که آمريکا اجازه نخواهد داد حکومت محاکم اسلامي در سومالي ريشه بگيرد، اما باور کردني نبود که نيروهاي محاکم با چنين سرعت متلاشي شوند، هرچند ايمن الظواهري و چند ماه پيش نيز بنلادن، مسلمانان را به جهاد عليه صليبيهاي اتيوپي فراخواندند و نسبت به اعزام نيروي چندمليتي از سوي آمريکا، سازمان ملل و يا اتحاديه آفريقا به سرزمين سومالي، هشدار داده و تأکيد کردهاند که اين نيرو از هر کشوري که باشد، در خدمت اهداف کفار صليبي است.
به دنبال سقوط آخرين مقرهاي محاکم به دست ائتلاف اتيوپي، تنظيم قاعده در عراق نيز از مسلمانان خواسته است که به حمايت محاکم اسلامي بشتابند. سايتهاي اينترنتي نزديک به اخوان المسلمين نيز مسلمانان را به جهاد عليه اتيوپي فراخواندهاند. فراخوانهايي از اين قبيل، ميتواند سومالي را مرکزي براي حضور جهاديهاي سلفي نمايد؛ نيروهايي که از تجربه سالهاي جهاد در افغانستان نيز برخوردارند، اما به نظر ميرسد کار محاکم تمام شده و آمريکا سومالي را به سنگري مستحکم براي اهداف آينده خود تبديل خواهد کرد. هماکنون وظيفه گشت دريايي در همه سواحل سومالي، برعهده گشتيهاي آمريکايي است و نيروهاي اسلام گرا از دريا، خشکي و هوا تحت تعقيب هستند. بوش که سال 2006 برايش سالي پر از شکست بود، نخستين روزهاي سال 2007 را با اخبار خوشحال کننده پيروزي در سومالي آغاز کرده است. آيا اين اخبار خوش، هزينههاي سنگين بعدي را براي کاخ سفيد به همراه خواهد داشت؟ آمريکاييها خوشبين هستند اما بايد صبر کرد و ديد.

دولت آمريکا، «شيخ حسن ظهير آويس»، يکي از رهبران محاکم اسلامي را از سال 2001 در فهرست اعضاي تحت تعقيب القاعده قرار داه است. بوش پيشتر، ضمن هشدار به رهبران اتحاد محاکم اسلامي، يادآوري کرده بود که هرگز اجازه نخواهد داد سومالي به افغانستان طالبان (طالب استان) تبديل شود.
در جريان جنگ داخلي در سومالي كه از سال 1991 آغاز شده است، تاکنون بيشتر از 300 تا 500 هزار نفر كشته شدهاند. درگيري در سومالي از پانزده سال پيش؛ يعني زماني كه جنگ سالاران اين كشور «محمد زيادباره»، ديكتاتور سومالي را سرنگون ساختند، آغاز شد. در آن زمان، عربهاي برگشته از افغانستان، نقش بارزي در خروج نيروهاي آمريکايي از سومالي داشتند. از آن زمان تاکنون نظام سياسي حاكم بر سومالي دولت موقت انتقالي بود که از ائتلاف چند گروه از جنگسالاران تشکيل شده بود. در سال 1993 تقريبا همه اعضا و کارکنان سفارتخانههاي خارجي از جمله سفارت جمهوري اسلامي ايران، موگاديشو را ترک كردهاند و آمريکا با اختصاص نخستين کمک خود به مبلغ 16 ميليون دلار به دولت مگاديشو، قصد دارد جزو نخستين کشورهايي باشد که سفارتخانه خود را بازگشايي نمايد.
تاريخ تأسيس «المحاكم الشرعية» در سومالي به سالهاي 1991 و1997 برميگردد که در اثر سقوط نظام زياد باره، هرج و مرج در همه جا حاکم شده بود. در آن زمان، روحاني (ازهري) الشيخ محمد معلم حسن با همکاري شيوخ قبايل، دادگاه اسلامي در منطقه (طوطيجلي) جنوب موگاديشو، برپا كرد، اما اين دادگاه به دليل مخالفت جنرال محمد فرح عيديد، که بر جنوب مگاديشو تسلط داشت، نتوانست کاري از پيش ببرد.
در اوايل سال 1994 نخستين دادگاه اسلامي عشايري شمال مگاديشو برپا شد و شيخ (علي محمود طيري) رياست آن را برعهده گرفت. اين دادگاه، ميليشاهاي مسلحي را نيز به عنوان بازوي اجرايي خود به کار گرفت که نام «الخيالة» داشتند و همچنين موفق شد امنيت را در منطقه شمالي برقرار كرده و دايره نفوذ خود را گسترش دهد.
در سال 1997 تعداد اين گونه دادگاهها گسترش يافت. شيخ حسن طاهر أويس، عضو مؤسس محكمه «إفك حلني» ميگويد: استقبال مردم از محاکم عامل پيشرفت آن بود. در هر منطقه دادگاه اسلامي تشکيل شد و رهبري آن را عالمي ديني بر عهده گرفت.

در سال 2005 «المجلس الأعلى لاتحاد المحاكم الإسلامية»، شوراي عالي اتحاد دادگاههاي اسلامي به رياست شيخ شريف احمد (متولد 1964 شهر جوهر) تأسيس شد و شيخ شريف شيخ أحمد، پس از سقوط حكومت صلاد حسن، نقش بارزي در استقرار امنيت بازي کرد. دادگاههاي اسلامي در مورد جنايتکاران احکام سنگسار و اعدام و شلاق را در ديدگان همگاني اجرا نمود و اين در دل اشرار ترس ايجاد کرد.
از ماه فوريه 2006 جنگ بين شبه نظاميان دادگاهها و جنگسالاران درگرفت که در پايان به پيروزي دادگاههاي اسلامي منجر شد.
شيخ شريف پيشتر در در ماه جولاي گذشته، در واکنش به اظهارات آمريکا، بوش را بزرگترين تروريست جهان ناميد و وعده داد که در صورت حمله اتيوپي يا آمريکا پوزه آنها را به حاک بمالد.
آمريکا همچنين ضمن مخالفت با قطعنامهاي که نماينده قطر در شوراي امنيت براي خروج فوري نيروهاي اتيوپي ارايه نموده بود، حمايت تلويحي خود را از اتيوپي اظهار داشت.
تاريخچه پيکار بين سومالي و اتيوپي
در سال 1960 سومالي از تعيين مرزهاي مشترک با اتيوپي که 160 کيلومتر مربع را در برميگيرد، خودداري كرد 1964 و نبردي بين دو کشور بر سر منطقه اوگادن که عموما سوماليايي هستند، درگرفت.
در سالهاي 1977ـ 78 در نبرد ميان دو کشور بر سر همان منطقه، اتيوپي برخوردار از کمک شوروي سومالي را شديدا شکست دا؛ 1988 قرارداد صلح و برقراري روابط ديپلماتيک ميان دو کشور.
ـ1991 آغاز جنگ داخلي سومالي.
ـ 1996 نخستين نبرد ارتش اتيوپي و اسلامگرايان سومالي.
ـ جولاي 2006 محاکم اسلامي مگاديشو را تصرف کردند.
ـ 12 دسامبر محاکم اسلامي به اتيوپي اولتيمام يک هفتهاي دادند تا ارتش خود را از مناطق سومالي خارج کند.

ـ 24 دسامبر نخستوزير اتيوپي به محاکم اسلامي اعلان جنگ داد.
ـ 26 دسامبر ارتش اتيوپي، شش شهر سومالي را تصرف كرد.
ـ 27 دسامبر با تصرف مگاديشو، دولت موقت اعلان نموده است که ارتش اتيوپي به دعوت آن دولت وارد مگاديشو شده و ديگر چيزي به نام محاکم اسلامي وجود ندارد.
ـ اول ژانويه 2007 سقوط آخرين شهر تحت تصرف محاكم.
در اين نبردها عليه محاکم اسلامي هشتهزار نفر از ارتش اتيوپي و شش هزار نفر از ميليشياي موسوم به «پونتلند»، وابسته به يوسف احمد و دولت انتقالي سومالي شرکت داشتند. ارتش آمريكا خدمات اطلاعرساني هماهنگي و تداركات را انجام داده است. تاکنون سه هزار نفر از طرفين کشته شدهاند. آمريكاييها هيچ گونه تلفاتي نداشتهاند و به نظر ميرسد كه اين شيرينترين پيروزي آمريكاييها تاكنون بوده است. منبع:بازتاب 20 دی 1385
اسرائيل، آمريكا، ايران، طالبان و حزب الله بزرگترين خطر براي منطقه!
خبرنگار رجانيوز گزارش داد، شبكه تلوزيوني العربيه وابسته به سعودي ها اخيرا در يك نظرسنجي گسترده اعلام كرده اسرائيل بزرگترين خطر براي خاورميانه است و هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند.شبكه تلويزيوني العربيه نظرات شهروندان كشورهاي عربي را درباره مسائل مختلف از جمله اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي حاشيه خليج فارس و همچنين برنامه هسته اي ايران در قالب يك نظرسنجي جويا شد.در اين نظر سنجي به «كاهش محبوبيت حزب الله در لبنان و جهان عرب» ، «حمايت اعراب از دولت حماس»، «ديد اعراب به ايران به عنوان بزرگترين خطر براي منطقه پس از اسرائيل و امريكا و القاعده» اشاره شده است.بر اساس اين نظرسنجي تنها سي و دو درصد اعراب دولت سنيوره را تاييد مي كنند.شبكه العربيه اعلام كرد، برخي نتايج غافلگير كننده بود. در حالي كه نتايج ديگر با پيش بيني ها هماهنگ بود. اين نظرسنجي در ماه دسامبر گذشته از ميان سه هزار و يكصد و سه نفر از كشورهاي مختلف عربي درباره اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي خليج فارس گرفته شده است.نكته جالب اي ن نظرسنجي تلاش جهت دار براي كم نشان دادن محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب است. در حالي كه تمامي نظرسنجي هاي غربي محبوبيت نصرالله را در ميان عرب زبانان بيش از هشتاد درصد ارزيابي مي كند،نظرسنجي العربيه نشان مي دهد كه محبوبيت نصرالله از پايان جنگ 33 روزه تاكنون از 74 درصد به 24 درصد رسيده است!
محورهاي اين نظرسنجي به اين شرح است:
مسئول جنگ اخير در لبنان از نگاه شهروندان عرب
هفتاد و يك درصد اسرائيل را مسئول جنگ دانستند. پنجاه و پنج درصد آمريكا را مسئول جنگ، بيست و چهار درصد حزب الله، هجده درصد ايران و يازده درصد سوريه را مسئول اين جنگ دانستند.
مسئول بروز جنگ33 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان از نگاه لبناني ها
لبناني ها در اين زمينه اختلاف نظر داشتند. شصت درصد لبناني ها اسرائيل را مسئول جنگ و پنجاه و شش درصد از آن ها حزب الله را و پنجاه و يك درصد ايران و چهل و پنج درصد از انها آمريكا را مسئول جنگ اخير دانستند.
محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب
محبوبيت نصرالله از هفتاد و چهار درصد در زمان جنگ به بيست و شش درصد كنوني رسيده است!
حمايت از نصرالله پس از تظاهرات بر ضد دولت فواد سنيوره در ميان شهروندان عرب
پنجاه و چهار درصد از عربها از نصرالله حمايت مي كنند.
حمايت لبناني ها از نصرالله در جريان جنگ
پنجاه و پنج درصد لبناني ها از نصرالله حمايت كردند و پس از تظاهرات بر ضد دولت ميزان حمايت از نصرالله در لبنان به بيست و هشت درصد رسيد و هفتاد و دو درصد از تاييد يا اظهار نظر خودداري كردند.
ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات مخالفان بر ضد دولت لبنان
پنجاه و يك درصد معتقد بودند كه اين تظاهرات مسائل طائفه اي را افزايش مي دهد و سي و نه درصد با اين ايده مخالف بودند.
ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات حزب الله
پنجاه و پنج درصد اعراب اعلام كردند كه تظاهرات حزب الله در لبنان با هدف متوقف كردن دادگاه بين المللي بررسي ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان نبود و بيست و پنج درصد با اين نظر مخالف بودند.
ديدگاه عربها درباره عملكرد حزب الله
چهل و چهار درصد معتقد بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه هاي داخلي لبنان حركت مي كند و چهل و سه درصد معتقد به اين بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه ها و اهداف ايران فعاليت مي كند.
نگاه اعراب درباره عملكرد دولت سنيوره
چهل و هفت درصد شهروندان عرب معتقد بودند كه دولت فواد سنيوره در جهت اهداف و برنامه هاي آمريكا عمل مي كند و سي و يك درصد اعتقاد داشتند كه اين دولت در جهت اهداف لبناني فعاليت مي كند.
فلسطين
تنها يازده درصد اعراب فتح را براي رهبري فلسطيني ها مناسب مي دانند، در حالي كه سي و نه درصد حماس را براي اين كار مناسب مي دانند.
شصت درصد عربها وقوع جنگ داخلي ميان طرفداران حماس و فتح را احتمال مي دهند. چهل درصد عربها برگزاري انتخابات زود هنگام در مناطق فلسطيني را تاييد و چهل و سه درصد آن را رد مي كنند.
شبكه العربيه همچنين در اين نظرسنجي به بيان ديدگاه عرب ها درباره اين كه آيا كشورهاي عربي حق داشتن برنامه هسته اي را دارند؟ آيا ايران حق دستيابي به انرژي هسته اي را دارد؟ عربها كدام طرف را بزرگترين خطر براي منطقه مي دانند؟ پرداخته است.
ديدگاه شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي عربي و ايران
هشتاد و هفت درصد شهروندان عرب از برخوردار شدن كشورهاي حاشيه خليج فارس از توانمندي هسته اي حمايت مي كنند و سيزده درصد مخالفت مي كنند.
هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند و چهارده درصد مخالف آن هستند.
العربيه اعلام كرد موضع شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي حاشيه خليج فارس به نظر مي رسد با دستيابي ايران به توانمندي هاي هسته اي ارتباط مستقيم ندارد. چهل و شش درصد معتقدند كه ايران بايد با آزادي به توسعه برنامه هسته اي خود ادامه دهد و سي و پنج درصد اعتقاد دارند اين امر بايد تحت نظارت باشد.
بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه از نگاه اعراب
هشتاد و هشت درصد شهروندان عرب رژيم صهيونيستي را بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه مي دانند و در رده هاي بعدي بزرگترين خطرات براي منطقه خاورميانه از نگاه عربها هشتاد درصد آمريكا و سي و يك درصد ايران را و بيست و دو درصد گروه طالبان و هجده درصد حزب الله را خطر بزرگ براي خاورميانه قلمداد مي كنند. منبع:رجانیوز
پرده برداری یک روزنامه از عامل اصلی مشکلات جهان!
روزنامه الاتحاد چاپ امارات در مقاله اي ايران را مسئول مشكلات در منطقه خاورميانه و حتي همه جهان دانست. به گزارش رجانيوز، اين روزنامه اماراتي در مقاله اي كه به قلم حازم صاغيه با عنوان «آيا 2007، سال انفجارهاي بزرگ خواهد بود؟» نوشت: سال 2007 درحالي آغاز مي شود كه بحران هاي بسياري جهان را فرا گرفته است كه با بررسي آنها متوجه ارتباط گسترده آنها با هم خواهيم شد.اين روزنامه عرب زبان در ادامه مدعي شده است: ايران مهم ترين و اولين كانون بحران در جهان است، چرا كه با تاكيد بر برنامه غني سازي اورانيوم و همچنين بلند پروازي براي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ منطقه اي، توازن قدرت در كل جهان و منطقه خاورميانه را بر هم زده است.
روزنامه الاتحاد به زعم خود با اشاره به نمونه هايي از دخالت ايران در بحران هاي بين المللي از جمله عراق، سوريه ، لبنان، افغانستان و حتي دارفور سودان و همچنين بحران اتيوپي، در همه موارد ايران را به نحوي علت تامه يا يكي از علل اصلي وقوع و يا تداوم اين بحران ها در سطح بين المللي معرفي كرده است. اين روزنامه در ادامه با اشاره تلاش روسيه براي بازيابي قدرت شوروي سابق و همچنين شكست آمريكا در عراق و افغانستان از يك سو و معامله آمريكا و روسيه بر سر حضور آمريكا در آسياي ميانه و جمهوري هاي تازه استقلال يافته از طرف ديگر مي افزايد: به نظر مي رسد با معاملات صورت گرفته بين روسيه و آمريكا، دست آمريكا در كل منطقه خاورميانه، از ايران تا اسرائيل، باز است.روزنامه الاتحاد در ادامه تاكيد مي كند: برخي اين تحولات را ناشي از عقب نشيني نسبي واشنگتن از ايدئولوژي و دكترين خود در خصوص برقراري فوري و سريع دمكراسي كه در قالب طرح هايي مثل خاورميانه بزرگ و نقشه راه براي كمك به حل و فصل مناقشات بين المللي به اجرا در مي آمد، مي دانند.اين روزنامه اماراتي در ادامه تاكيد مي كند: با توجه به شرايط بين المللي و منطقه اي و همچنين نقش ايران در ايجاد بحران در منطقه، به نظر مي رسد در واقع سناريوي بحران در خاورميانه علل بسياري براي اجرا و تداوم يافته است و اميدي به حل اين بحران ها نيست.الاتحاد در پايان در اظهار نظري عجيب تاكيد مي كند: احتمالا به علت حضور ايران در متن اصلي مناقشات منطقه اي و جهاني، و همچنين پيوند عميق مسايل منطقه خاورميانه با مسايل فرهنگي و جمعيتي، سال 2007 را بايد سال مناقشات ديني و مذهبي به ويژه در منطقه خاورميانه دانست. منبع:رجانیوز