|
رجانيوز: جمعه 25/3/85، رئيس جمهور پس از آنكه از ملاقات با آيت الله مصباح يزدي و سخنراني در چهاردهمين نشست فارغ التحصيلان مؤسسه امام خميني (ره)، به زيارت حضرت معصومه (س) مشرف شد، به مدرسه فيضيه قدم گذاشت. مدرسه اي كه به گفته حجت الاسلام حسيني بوشهري (كه دقايقي قبل از رئيس جمهور، به ايراد سخنراني پرداخت)، هنوز ناله ي طلاب مظلومي كه از بام مدرسه توسط ساواك به حياط پرتاب شدند، از آن شنيده مي شود.
رئيس جمهور در ساعت10:30 در ميان شعارهاي حمايت آميز هزاران تن از طلابي كه براي شنيدن سخنان وي اجتماع كرده بودند، وارد مدرسه فيضيه شد و اين شعارها تا لحظه آخر سخنراني احمدي نژاد بارها به نشانه تأييد تكرار شد. احمدي نژاد پا به جمعي گذاشته بود كه اكثر آن را طلاب جوان و نسل جديد حوزه هاي علميه تشكيل مي داند. نسل جديدي كه از ويژگيهاي بارز آن، عدالتخواهي است و شايد همين ويژگي و همذات پنداري ميان گوينده و مستمعين امروز بود كه سبب شد بسياري از طلاب به سياق سفرهاي تبليغي در ايام ماه مبارك رمضان، محرم و صفر، در آستانه انتخابات رياست جمهوري نهم نيز راهي شهرها و روستاهاي دور نزديك شوند و اين بار حتي بي مزد و منت تر.
احمدي نژاد نيز البته قدردان اين محبت همراهان طلبه خود هست كه اساسي ترين مسائل مملكت در حوزه داخلي و خارجي را در ميان آنان تشريح كرد. آناني كه با حلقه زدن به دور احمدي نژاد پس از سخنراني وي، آنچنان استواري خود را در سنگري كه 2 سال از برپا كردن آن مي گذرد، به نمايش گذاشتند كه مجري جلسه بارها مجبور شد كه اين جملات را تكرار كند: "طلاب و فضلاي عزيز، چنانچه آقاي رئيس جمهور را دوست دارند، ابراز علاقه خود را با هجوم و ازدحام نشان ندهند!"
سخنراني رئيس جمهور در مدرسه فيضيه البته از مؤسسه امام خميني (ره) طولاني تر گرديد و وي طي سخناني به تشريح مسائل مهم داخلي و خارجي از جمله جايگاه جهاني حوزه علميه قم، پشت پرده حوادث سامرا، ضرورت ساختن زيربناهاي كشور، ضرورت كاهش نرخ سود بانكي و انگيزه يابي مخالفين آن، علت ايجاد تغييرات در سازمان مديريت و برنامه ريزي، مسائل پيش آمده در بيمه ايران و سرانجام مسئله هسته اي، رد پيشنهادهايي نظير قناعت به 3 هزار سانتريفيوژ و ضرورت ايستادگي تا آخر پرداخت. مشروح سخنان مهم رئيس جمهور در زير آمده است:
خدای بزرگ را سپاسگزارم یک بار دیگر توفیق حضور در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و زیارت حرم شریف ایشان و همینطور حضور در اقیانوس انسانهای مؤمن، آرمانی، متعهد و پایبند به میراث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و ائمه طاهرین (ع) را نصیبم کرد. عزیزمان حاج آقای بوشهری همه را به فیض رساندند و حرفهای دل همه را زدند. قبل از اینکه وارد به جزء مسائل و طرح موضوعات شوم، اشاره ای به صحبتهای ایشان داشته باشم. گفتند: «امروز قم و شما عزیزان نقطه امید شیعیان عالم هستید» من زیاد سفر می کنم و ارتباطاتم با ملتها، شخصیتها و علمای گوناگون زیاد است. می خواهم قدری جمله ایشان را جابجا کنم. عزیزانم بدانید امروز قم، اندیشه قم و آرمان قم، همان چیزی که امام بزرگوار ما فریادگر آن بودند و خیل عظیم طلاب، فرماندهان مخلص لشگر آن آرمان هستند، نه تنها نقطه امید شیعیان و مسلمانان بلکه نقطه امید بشریت است. امروز در دنیا هیچ نقطه اتکایی وجود ندارد.
اندیشه لیبرالیسم می خواهد بشر را نجات دهد؟ سوسیالیسم؟ ناسیونالیسم و ملی گرایی؟ انحرافاتی که به نام مسیحیت و یهودیت عده ای با دلارهای میلیاردی ترویج می کنند، می خواهد بشریت را نجات د هد؟ تصورش هم تصور غلطی است. امروز به سرعت ملتها به این نتیجه می رسند که راه نجات، راه سعادت، راه رسیدن به قله های کمال و آن آرامش و امنیت یک راه بیشتر نیست و آن همان راهی است که ملت ایران به پرچمداری امام عزیز، علما و طلاب دنبال می کند.
اگر مرکزی در قم باشد که تحولات دنیا را رصد کند رسانه ها، مقالات، حرفهایی که مردم در درون خود می گویند، 2 ویژگی دارد. بسیاری از آنها را با گوش خود شنیده ام. بسیاری ديگر را در گزارشها خوانده ام. تعدادي را در پیام ها و نامه هایی که از اقصی نقاط دنیا و از پیروان مذاهب گوناگون می آید، مطالعه کرده ام اما در مجموع دوويژگي بارز و مطلب کلیدی در آنها وجوددارد: اول، اظهار نارضایتی و اظهار یأس از روند موجود دنیا و دوم، مطالبه همان چیزهایی که شما به دنبال تحققش هستید.
عده زیادی ندانسته یا نمی فهمند که بگویند خواسته ما پیامبر گرامی اسلام یا امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین و فرزند برومندشان بقیة الله الاعظم امام عصر(عج) است اما مفاهیمی که مطرح می کنند همین ها است. می گوییم چه می خواهی؟ می گویند پاکی، عدالت، صداقت، برادری در مقابل ریاکاری و دروغ، تجاوز و خودخواهی هایی که وجود دارد و مأموریت بزرگ امروز ما پاسخ به این تقاضاست و کانونش نیز در قم است و حوزه های علمیه ای که پیرو اسلام ناب محمدی (ص) هستند. این یک مأموریت الهی و تاریخی است و به فضل الهی هر روز زمینه ها و شرایط برای تحقق آرمانهای بلند فراهم تر از گذشته است كه آثارش را می بینیم.
نگاه ها به مسئولیت و مأموریتمان باید در مقیاس جهانی باشد. اسلام فقط برای ایران یا شیعه و مسلمانها و اهل کتاب نیست. اسلام دین جهانی و برای همه بشریت و تنها راه نجات است. راه دیگری وجود ندارد. هرکسی در دنیا ادعا می کند راه دیگری بلد است بیاید با همین طلاب سال 5 و 6 ما صحبت کند (نه حتي علمای طراز اول) تا بفهمد تنها راه نجات اسلام است اما نه آن اسلامی که 300-200 سال تلاش کردند، معرفی کنند و برخی گروههایی را ایجاد کردند. آن اسلامی که امام عزیز (ره) مبلغ آن بود و حوزه معرف آن است.
اینکه به حرم عسکریین علیها السلام حمله می کنند، اینچنين نیست که یک اتفاق ساده ای باشد بلکه درحال انتقام كشي هستند. ممکن است بخواهند تفرقه بیاندازند که می خواهند اما چیز دیگری هم کنار آن وجود دارد که اهمیتش بالاست. آنها انتقام می کشند. سرانشان فهمیده اند که کارشان تمام است و دورانشان به پایان رسیده و فهمیده اند بعد از دوران اینها، چه دورانی آغاز می شود؟ فهمیده اند دلهای بشریت به کدام سوی کانون متوجه می شود؟ دلها وقتی طالب باشند و بگردند، عدالت گستر حقیقی را پیدا می کند. از امام عسکری (ع) انتقام می گیرند که چرا چنین فرزندی را به بشریت تحول دادی؟ گلدسته ای که می زنند آن را نماد عدالت محوری می دانند. می دانند قرار است از این گلدسته پرچم عدالت برخیزد و ریشه اینها را برکند. خواستند تفرقه بیاندازند، رهبر عزیزمان پیام دادند، خنثی کردند. در طي این 6 ماه كه اشغالگران طرح جدید داده اند كه محورش ایجاد تفرقه بین مسلمانان بود کاملاً نتیجه عکس گرفتند. تفرقه و دعوا بین نوکرهای خودشان افتاد. در بین ملتهای منطقه عشق و حب به اهل بیت (ع) روزافزون است.
یک عزیزی تحصیلکرده، هوشمند، متعهد 5-4 سال است در یکی از کشورهای اطراف ما که کانون اندیشه های انحرافی است مأموریت دارد و در یکی از شهرهای معروف آنجا زندگی می کند. آن کشور معروف به ضدیت به اهل بیت است. 2 ماه پیش آمده بود، گزارشی از حوزه ی مأموریتي خود داد. گفت: اتفاق عجیبی در حال وقوع است. جاييکه من کار می کنم مشخص است که حاکمانش دنبال چه هستند و چقدر دلارهای نفتی برای تخریب خرج می کنند؟ با این حال مسجدی هست که ما می رویم با برادران اهل سنت نماز می خوانیم. بعد از گذشت چند سال با مسئولین مسجد مراوده پیدا کردیم و دوست شدیم. مدتی است امام جماعت اين مسجد که منصوب حکومت است و از آنجا حقوق می گیرد، در هر صحبتی که می کند گریزی به اهل بیت (ع) می زند و مردم را تشویق می کند. یکی از مسئولین اين مسجد ما را برای يك مجلس عروسی دعوت کرد. مسئولین حکومتی آن شهر بزرگ، علما و... از مدعوین بودند. در حين مراسم، 12-10 جوان رشید، خوش سيما، لباس سفید، شال سبز انداختند، و آماده خواندن سرود شدند. تمام اين سرود در مدح اهل بیت(ع) بود. از اميرالمؤمنين (ع) شروع کردند تا به امام عصر (عج) رسيدند. در تاکسی، مغازه و ... هم هرجا فرصتی پیدا می شود بلافاصله مردم به اهل بیت (ع) اظهار ارادت می کنند و حرفشان این است که تنها راه نجات تمسک به اهل بیت (ع) است. راه دیگر خداوند قرار نداده است، آیا کسی بیرون از اراده خدا می خواهد برای مردم، راه هدایت تعریف کند؟ تا کسی چنین ادعایی کند خودش و پیروانش از حمقا هستند.
گرایش عظیمی ایجاد شده که به لطف خدا و برکت مجاهدتهای اهل بیت (ع) و يارانشان و هدایتهای ویژه امام عصر(عج) است. اینجا باید خود را برای پاسخگویی به این نیاز آماده کنید. به سرعت هم باید آماده شويد. فکر نکنیم وقت زیاد است. مثل دانشجوها و طلبه هایی که اول نیمسال به آنها می گویی درس بخوان، می گویند حالا وقت هست! اينطور نيست، وقتي نیست. همین الآن از وظایف عقب هستیم.
به هر ترتيب، اینها دنبال انتقام گیری هستند. حالا اطلاعاتی داریم که در دنیا چه می کنند برای آنکه از آن اتفاق بزرگ مانع شوند که ارائه آن را بعد موکول می کنم. اما دو موضوع می خواهم عرض کنماگر مأموریتهایمان را به داخل کشور و حوزه جهانی تقسیم کنیم، یک سری وظایف داخل کشور داریم و یک سری خارج (به عنوان کانون ترویج اسلام ناب). برخی می گویند دنیا را رها کن، کشور را درست کن. امکان ندارد بدون حرکت بیرونی، کشور را بتواني درست کنی. امکان ندارد بدون روحیه آرمانی کشور را بسازی. اینها با هم و لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی خواهم وضعیتی که این دولت تحویل گرفت را تشریح کنم، شما می دانید اما کارهایی که باید انجام شود را عرض می کنم:
یکی از مهمترین کارها ایجاد زیر بناهاست. اگر کشور پیشرفته می خواهیم نیازمند آب، برق، انرژی، راه، حوزه علمیه و ... است. در سال 85، 4/2 برابر سال 83 از این کارها (عمرانی) انجام دادیم و هنوز فکر می کنیم کم است. یک نمونه اش را اشاره کردند (آب قم) باید زود به نتيجه برسانيم. چند نسل باید بیایند و بروند در آرزوی آب باشند؟! یک وقت امکانات و توانش نیست تکلیف ساقط است، اما وقتي كه هست، باید انجام دهیم. حالا 4/2 برابر شده به راحتی می توانیم به 3 برابر برسانیم. تا کی مردم اسیر راه روستايی باشند؟ برخي می گویند کارهای عمرانی که شما می کنید برای کشور مشکل درست می کند، تورم زاست. آيا اگر راه بکشیم و برای مردم آب بیاوریم، تورم زاست؟ عرض خواهم کرد که کجا تورم زاست؟! اگر پولها را بذل و بخشش کنیم تورم زا نیست اما اگر برای مردم کار کنیم می شود تورم زا! اینکه در عرض یک و نیم سال 420 هزار سکه بهار آزادی در دست و بال عده ای پخش کنیم تورم زا نیست اما اگر یک سد بسازیم که مردم برای یک دبه آب به زحمت نیفتند، تورم زا می شود! ما باید زیرساختها را درست کنیم.
دومین چیزی که باید درست کنیم، وضعیت اقتصادی کشور است. چگونه؟ بر مبنای چه الگویی؟ آیا بر مبناي همان چیزهایی که دیگران برای ما پست می کنند، می فرستند؟ اگر اینها همان چیزهایی باشد که برای کشور خودشان می نویسند که که نیست چون کار استعمار این است که خط و رهنمود بدهد، تخریب کند، سودش را ببرد. یکی از مأمورین بانک جهانی، بازنشسته شده، خاطراتش را نوشته است. ظاهراً متنبه شده و جنایات مؤسسات جهانی علیه ملتهای دیگر را باز کرده است. چقدر آموزش دیده براي اينكه یک حرف غلط را برای مدیران دیگر کشورها جا بیندازند و آن كشور در یک ریل غلط قرار بگيرد. در بخشي از اين كتاب كه در ايران هم ترجمه شده، می گوید خیلی متأثر شدم که به خاطر راهنمایی های غلط من مردم فلان کشور آفریقایی به فقر و فلاکت افتادند. آنها که در دارو، مواد نابود کننده می گذارند و روی مردم آزمایش می کنند، دلشان براي ما نسوخته است. استفاده از تجربیات بد نیست اما نسخه ها خیر. حتی اگر نسخه ها را خودشان اجرا کنند، خودشان به کجا رسیده اند؟ حالا اگر کسی بگوید نسخه ها به کنار، خودمان براساس مشکلات و نیاز کشور می خواهیم نسخه بنویسیم فریادها بلند می شود كه "غیرکارشناسی" است، "غیر علمی" است!
در همان غرب روی یک موضوع اقتصادی صدها نظر متفاوت وجود دارد، حالا کدام کتاب و مقاله دست اینها افتاده است و خوانده اند كه می گویند غیرعلمي است؟ ما نفهمیدیم علم چیست که هر حرف خلافی را تحت این عنوان توجیه می کنند؟ ما باید كشور را براساس الگوهای خودی بسازیم. مبنای اصلی عدالت است. نمی شود صدها میلیارد دلار هزینه کرد و دید حاصلش در جیب عده ای خاص رفت و اکثر نقاط کشور در مشکل هستند. من تنها کسی هستم که به فضل الهی همه نقاط کشور را دیده ام. وضع، امکانات، استعدادها، نیازها را مطالعه کردیم، دیدیم، بحث کردیم، گفتگو کردیم، اکثر نقاط کشور مردم نیازمندند. بعد آیا ما باید طوری برنامه ریزی کنیم که اقتصاد کشور دست یک عده خاص قرار بگيرد و بعد بگوییم فقط اینها میتوانند برنامه ریزی کنند؟
ما نمی گوییم کسی پولدار نباشد در جمهوری اسلامی حدی گذاشته نشده است. افراد می توانند بسيار پولدار و سرمایه دار باشند و در عین حال کارهای بزرگی هم بکنند اما، ما به مشاغل خردتر مانند نجار و بقال و... هم نیاز داریم. همه را با هم باید دید نه اینکه همه ثروت کشور را يك جا پیاده کنیم و بعد آنچنان اینها را مقدس کنیم که کسی نتواند بگوید بالای چشمت ابروست! باید كشور را بر پایه عدالت بسازیم.
دو وجه عدالت را عرض می کنم که بهتر ازمن می دانید: یکی اینکه امکانات عادلانه توزیع شود و دیگر اینکه جلوی سوء استفاده ها گرفته شود. ما با همه فشاری که آوردیم باز هم خیلی جاها 4 تا جوان که می خواهند 20-10 میلیون وام بگیرند و کاری راه بیاندازند، مشکل دارند. فرماندار و استاندار و رئیس جمهور باید سفارش کنند اما بعضی ها هزار میلیادر تومان را با صورت جلسه دستگردان می برند، در عوض هیچ کاری هم برای مردم ایجاد نمی شود. برخی ده ها میلیارد تومان گرفته اند، نمی آورند پس بدهند. مأمور که سراغشان می رود، صداها در می آید، بعد مأمور دلسوز می آید می گوید به اینها دیگر وام ندهید. لااقل بیآورند پس بدهند و بگیرند. تا اینگونه برخورد می شود، صداها بلند می شود ای وای ناامنی اقتصادی است. ما از خدا می خواهیم برای سوءاستفاده کنندگان ناامنی ایجاد شود تا مردم نفس راحتی بکشند.
ما باید ساختارها و پشتیبانهای اقتصادی را درست کنیم تا مسیر درست جلو رود. در تمام سازمانها 3 جا نقش بسیار مهمي دارند. سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سیستم بانکی و سیستم بیمه ای كه اینها باید اصلاح شود. نمی شود هرچه پول و منابع کشور را جمع کنیم در سیستم می آوریم، راهی باز شود و از جاده منحرف شود. این سیستم به نفع عده ای خاص است که تا درست کنی صدایشان بلند می شود. اصلاً امور برنامه و بودجه و امور استخدامی مستقیماً به عهده رئیس جمهور است. براساس قانون اساسی، رئیس جمهور از اختیار خود می خواهد آنجا را اصلاح کند. فریاد فریاد که اینها می خواهند کار غیرعملی کنند. آیا صحیح است بعد 28 سال سازمانی باشد که ولو آدمهای خوب آنجا رفته باشند اما چرخش کار براسا 30 سال پیش باشد؟ به اندازه 100 واحد انرژی می گذاریم 10 واحد نتیجه می گیریم.
قسمت دوم، سیستم بانکی است. آدمهای خوب و مؤمن آنجا بسیارند اما چرخش سیستم و کار به نحوی است که به سرعت حرکت نمی کند. ترمز می زند. باید درستش کنیم. یک موردش این است که سود بانکی پایین بیاید. کجای دنیا 18، 16، 14 درصد سود می گیرند؟ کجا گفتند بانک خصوصی بیاید وام بدهد، آهن بخرند، انبار کنند؟ می گویی این اثر تورمی خواهد داشت، این روند مردم را از پای در می آورد، می گویند کار غیرعملی و غیرکارشناسی است. خودشان در برنامه چهارم (که الآن سال سومش است) نوشتند سود بانکی تا پايان برنامه، یک رقمی شود. من هم به این مسئله اعتقاد داشتم. من با یک تحلیل آنها شاید با تحلیل دیگر؛ داریم اجرا می کنیم فریاد می زنند که کارغیر کارشناسی است، ای داد تورم ایجاد می شود! اگر قانون را نوشتید و غیرعلمی نوشتید که حق حرف زدن ندارید اگر هم اينطور نيست چطور نوشتن شما علمی است، اما ما همان قانون را بخواهیم اجرا کنیم می شود غیرعلمی؟ در جلسه ای گفتم همه آنها که ادعای اقتصاددانی دارند بیایند بنویسند سودبانکی بالا به نفع اقتصاد ماست. آیا حاضرند همین را بنویسند؟ چه برسد به اینکه شبهه ربوی در آن باشد که دودمان ما را به باد خواهد داد.
شما می دانید پشت صحنه چه کسانی سود می برند؟ سود بانکی را باید پایین بیاوریم. می خواهیم کار عمرانی کنیم. طرحی را از قبل بررسي كرده بوديم که باید بنگاههای کوچک را تقویت کنیم. نمی شود 3 میلیون بیکار را در بنگاههای بزرگ برد. این بنگاهها فقط 10 سال طول می کشد تا راه بیفتند. ساعتها برای این حلقه وصل وقت گذاشتیم، سازماندهی کردیم، می گویند تورم زاست. آيا اگر چند میلیون به چند جوان بدهی در روستا، گاوداری و دام پروری راه بیاندازند تورم زاست اما اگر یک میلیارد به یک نفر در بنگاه بزرگ دادی تورم زا نیست؟!
می گویند دولت پول خرج می کند، تورم زاست. بله اگر پول اضافه در دست عده ای بیفتد که فقط خرید و فروش کنند، تورم زا می شود. از کل بودجه سال 85 (که البته میراث گذشته است و ما داریم كاهش مي دهيم) 4 میلیارد تومان ما به التفاوت خرید و فروش ارز از سوی بانک مركزی است که اثر تورمی، می تواند داشته باشد. اما اصل تورم جای دیگری است. مجموع بانکهای ما سال گذشته 200 هزار میلیارد تومان وام دادند. اگر این پول در تولید برود ضد تورم می شود اما اگر در بازرگانی برود تورم ایجاد می کند.
می گوييم منابع بانکی باید در مسیر تولید کشور قرار بگیرند، می گویند فلانی حرف غیرکارشناسی می زند! منظورشان این است که در یک اداره 5 نفر کارمند محترم حاکم باشند. اصلاً می گویند چرا رئیس جمهور دستور می دهد؟ شأن رئیس جمهور این است که به تصمیم که رسید دستور دهد و اجرا شود. برتری به تقواست.ولی وظیفه رئیس جمهور این است که در سازمان اداری به تصمیم برسد. آیا رئیس جمهور گذاشتیم که حرف پایین دستی را گوش کند و اجرا کند و اگر به او گفت حرفت غلط است "غیرکارشناسی" می شود؟! سیستم بانکی باید اصلاح شود.
بنده کوچک که از پای منبرها درس گرفته ام به عنوان خادم ملت پای اصلاحات بنیادین ایستاده ام و ذره ای عقب نشینی نخواهم کرد.
باید بیمه را هم به فضل الهی اصلاح کنیم. یک سال و نیم دنبال کردم. بیش از 40 بار تذکر دادم. بارها نوشتم که آنجا وضع خراب است. نمی خواهم خرابی ها را بشمارم مکدر می شوید، از پول بیت المال، شبکه هایی درست شده از سیستم بیمه ای، پول مردم را می کشد، می برد. تذکر، یادداشت؛ دیدیم اصلاً یک نوع کوتاهی دارد اتفاق می افتد. من نمی توانم بنشینم نگاه کنم. گفتيم باید کنار برود. یک فضایی در کشور درست شد كه احمدی نژاد تصمیمات غیرکارشناسی می گیرد، باید با خبره ها مشورت کند. یک سال و نیم تذکر دادیم. مگر یک دولت چقدر عمر دارد؟ تازه احساس کوتاهی می کنیم. عوض اینکه بروند یقه متخلفان رابگیرند، آمدند یقه کسی که گزارش داده را گرفتند! جوری صغری کبری می چینند که انگار عقل و برنامه ای در کار نبوده است. اگر سریع تصمیم بگیری یک جور فضاسازي مي كنند، اگر تصميم نگيري نوع دیگر.
شأن قوه مجریه این است که برنامه داشته باشد بیاید اجرا کند نه اینکه وقتی انتخاب شد تازه بگوید من باید فکر کنم. می گویند شتابزده است. شما قدری خود را تکان دهید و سرعت خود را زیاد کنید. مجموعه ای از برنامه ها را از اول اعلام کردیم و داریم جلو می بریم. جلسات مختلفي با گروههای کارشناسی داریم. یک بحثی هم هست که دائم برخي می گویند، فلانی آمده حلقه را تنگ کرده و دایره را بسته است. اتفاقاً ما آمدیم دایره بسته را باز کردیم. چون باز کردیم و افراد بیشتری را مورد بررسی قرار دادیم، به شما اولویت نرسیده است. اینهمه نیروی جدید در سیستم آمده، پس حلقه باز شده است. انتظار دارند عده ای که همیشه بوده اند تا آخر باشند. دستشان درد نکند از تجربه هایشان هم استفاده می کنیم. ولی بگذارند 4 تا آدم دیگر هم در دور بیایند.
در سال 60 تا 64 رشد جمعیت خیلی بالا بود. البته نبايد از این مسئله نگران بود و ترسيد. مي فرمايد: لاتقتلوا اولادکم من املاق. از ترس فقر. او روزی می دهد. در فضای معنوی، روزی دهنده اوست. نحن نرزقکم و اياهم. این حرفها چون مخالف نظر فلان نهاد جهانی است فردا تيتر مي زنند كه احمدي نژاد غيرعلمي حرف مي زند. بهرحال، سال 60 تا 64 رشد جمعیت زیاد بود و اين، سرمایه امروز کشور ماست. اين جمعيت، امروز در حال ورود به بازار کار و مسکن هستند. از سال گذشته هر سال یک میلیون و 588 هزار نفر به جمع متقاضيان مسکن اضافه می شود. برنامه ریزی کردیم ضمن اینکه 23 درصد هم بنا به آمارهايي كه خودشان دادن از قبل عقب ماندگی هم وجود داشت. از این آمارها عده ای خبردار شدند. به دلیل فشار تقاضا، مسکن یک رشد طبیعی داشت. اینها هم وارد شدند، یک قیمت جهشی پیدا کرد. لایحه دادیم مجلس محترم هم تصویب کرد. در همه استانها ستاد تشکیل شده و به فضل الهی امسال 2 میلیون مسکن تحویل خواهیم داد.
همان کسی که تیتر می زد مسکن گران، آهن گران، دولت که آمده برنامه ریزی کرده، فولاد را از دست یک باند 11 نفره انحصارگر بیرون آورده، حالا همان گروه می گویند سیاستهای دولت در عرصه مسکن باعث گرانی مسکن خواهد شد! متوجه باشند که ملت ایران راهش را برای سازندگي در مسیر درست، با الگوهای خودی هدف گرفته و با هیاهوها مسیرش را عوض نخواهد کرد. ريشه برخی از این گرانیها، شناسایی شده و داریم درست می کنیم. به فضل الهی باید تسلیم ملت شوند.
چند جمله هم راجع به مسائل جهانی بگویم. پیام اسلام پیامی جهانی است. مسئولیت مسلمان جهانی است و اصلاً تابع جغرافیا و قوم و قبیله نیست. مگر می شود مسلمانی گوشه ای از دنیا زندگی کند گوشه دیگر ظلمی شود و بگوید به من مربوط نیست؟ تا وقتی استکبار حاکم است، مسلمان روی آرامش نمی بیند و اساساً جامعه اسلامی برپا نمی شود. مبارزه با استکبار و ظلم روی دیگر ساختن جامعه اسلامی است. لازم و ملزوم یکدیگرند. هیچ جایی برای کوتاه آمدن در مقابل مستکبرین در اسلام وجود ندارد. امام عزیز فرمودند: تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. این عین اسلام و خلاصه پیام جهانی اسلام است. برخی خیال می کنند با نظام سلطه می توان کنار آمد. جوری دلش را نرم می کنیم بگوییم این مقدار مال تو، این قدر هم مال من...! می شود این کار را کرد اما دیگر اسلام ناب نیست و مهم نیست كه چیست؟
در سیر تاریخی مبارزه با استکبار خدا انقلاب اسلامی را قرار داد و خدای متعال موضوع هسته ای را به عنوان بهانه تضعیف و اضمحلال نظام سلطه و اعتلای جبهه توحید قرار داده است. خیال نکنند، نظام سلطه نگران ساختن بمب ماست. ما که موضع مان را اعلام کردیم. مأمورینشان هم دارند می بینند. آیا نگران این هستند؟ از بمب می ترسند؟ اينگونه نيست بلكه وجهه سیاسی و فرهنگی مسئله هسته ای ما صد ها برابر وجهه فناوری و علمی است. خدا شرایط جهان را جوری به هم گره زده که موضوع هسته ای ایران موضوع ملتهای عالم شده است. احساس اقتدار و خودباوری و عزت می کنند. با آنها که مصاحبه می شود انگار آنها اين پيشرفت را بدست آورده اند. پیشرفت ملت ایران را یپشرفت خود، گامی به سوی آزادی و عدالت می دانند. جبهه استکبار این مسئله را می داند و به همین دلیل مخالف است. اگر ما از این مرحله عبور کنیم آنها در سرازیری تند اضمحلال اند. اگر موضع ما قطعی بشود، ده ها پله بالاتر می رود و معادلات سیاسی و فرهنگی و اعتقادی دنیا عوض می شود.
یکی از خبرنگاران اروپایی با من مصاحبه می کرد و زنده پخش مي شد. گفت: از مدیران اروپایی چه می خواهید؟ گفتم: قانون! بیایند و نظر مردم خود را اجرا کنند. مردم دنیا طرفدار انرژی هسته ای هستند. بروید نظرسنجی کنید، نتیجه را اعلام کنید.
در این هماورد سیاسی پیروزی ملت ایران، پیروزی کل مستضعفین عالم است. برای همین هم تمام توان تبلیغاتی و سیاسی خود را به جبهه آورده اند. در مرداد 84 که شروع کار این دولت بود و اصفهان باز شد، اصفهان جزء چرخه نیست اما قفل کرده بودند. می خواستند دانشگاهها را هم محدود کنند. روحیه شان مثل کلب است اگر فرار کنی دنبالت مي كند، اگر بايستي آرام آرام جلو مي آيد، اگر حمله كني، فرار مي كند. تاکتیک و روش همین است. در برهه اي كه اين دولت روي كار آمد، فرمان، فرمان ایستادگی بود. در این یک سال و 8-7 ماه چه اتفاقاتي افتاده است؟ هرچه داد زدند و تهدید کردند خودشان عقب رفتند. چندبار رسانه ها را بسیج کردند که ملت ایران را جنگ طلب معرفی کنند. در یک مقاله 13 اتهام علیه خود من نوشتند.
در حال حاضر تیغشان کند شده است. بسیج می شوند، اثری ندارد و به لطف خدا شرایط به نفع انقلاب پيش می رود. نقطه حساس اینجاست كه باید در جریان باشید. اين يك صحنه عظیم است كه متعلق به بنده و شما و یک گروه و یک نسل نیست بلكه به نقطه کانونی آرمانهای انقلاب تبدیل شده است. هیچ کسی نباید کوتاه بیاید يا بخواهد اندیشه های سیاست بازانه مسئله را حل کند. برخی خیال می کنند اگر همین قدر که آمدیم جلو بایستیم، پیروزی بزرگی است. بله، پیروزی است، اما آنچه خدا مقدر کرده نیست. خدا براي ما 100 را مقدر کرده ما به 2 قانع شویم؟ مراحل را به پيش آمده ایم آنها کاری نمی توانند بکنند. تضمین آسیب رساندن به ما فقط قدرت نظامي است كه به فضل الهی موتور نظامی شان پياده است و قادر به آسیب به ملتها نیستند. این برآوردها، بر اساس صدها ساعت مطالعه و تحقیقات و صدها جلسه تحلیلی است. گرچه اگر اینها هم نبود ما به وعده الهی ایمان داشتیم که شما بایستید و بقیه اش با من. ما تکلیف را اجرا کنیم خدا دنیا را درست می کند وگرنه ما می خواهیم استکبار را نابود کنیم؟ ما کی هستیم؟ چه کاره عالمیم؟ فرموده اینجا بایست من کفایت می کنم. خدا فرموده است. حرف فلان فیلسوف و تحلیل گر نیست!
تا تمام شدن این ماجرا یک گام دیگر داریم. 2 قطعنامه دادند، نصیحت کردیم ندهند، دارند عکس العملش را می بینند. اکنون هم 2 راه بیشتر پیش پایشان نیست. راه بهتر این است که نصحیت می کنیم مثل بچه آدم سرپایین بیاندازند روی قانون، هرچه آنها دارند ما هم داشته باشیم. البته ما دنبال درگیری و جنگ و سلاح نیستیم. نیاز نداریم. سلاح ما دلهای مؤمن و ملت مؤمن است. بعضی از آنها به این نتیجه رسیده اند و به ما می گویند. برخی از آنها هم گویا متوجه نمی شود با چه ملتی طرف هستند. نمی فهمند با خدا طرفند. نصیحت می کنیم، چشم بازکنید. اگر خیال می کنید قطعنامه بدهید وضع درست می شود، قطعنامه بدهید ملت تشجییع می شود و چندين پله جلو می افتد. در این اندیشه اند که باقی قوای سیاسی خود را جمع کنند، یک قطعنامه دیگر بدهند، بگویند این قطعنامه دیگر اگر بیاید نمی دانی چه بلایی سرتان می آید؟ یک برنامه تبلیغی درست کنند. ما نمی پسندیم، تلاش هم می کنیم، اين اتفاق نیفتد اما افراد مغرور که کله شان باد دارد درست حرف گوش نمی دهند باید سرشان حتماً به سنگ بخورد، اگر در این مسیر رفتند کسی نگران نباشد كه چه خواهد شد؟ اگر می خواستند ضربه بزنند همان سال گذشته می زدند. منتظر اجازه نمی مانند. اگر می توانستند دلشان برای ما نسوخته است، هرلحظه بتوانند یک ضربه کوچک بزنند، می زنند، دلشان نسوخته است بلکه می خواهند امتیاز بگیرند. برخی افراد هم بیهوده خود را در این هجوم اذیت نکنند.
شاید هم یک دریچه ای باز کنند بگویند همین که دارید خوب و کافی است. یک روزی اینها می گفتند: 20 تا سانتریفیوژ بخواهید داشته باشید باید 10 سال با ما مذاکره کنید تا اجازه 20 تا را بدهیم! اگر کسی اینجا ایستاد عقبگرد است و موضع دشمن را تقویت کرده است. تازه 50 هزار دستگاه که بگذاریم یک نیروگاه را جواب می دهد ما باید 20 تا نیروگاه در کشور بسازیم.
اگر با همین مسیر مذاکره بیایند، صحبت کنند بر مبناي قانونی که خودشان نوشتند جلو می رویم اما اگر در فاز دوم رفتند جوابشان همان وحدت و ایستادگی است. آنها آسیبي نمی توانند بزنند. جنگ روانی و تبلیغاتی است. کسی در کشور گول نخورد که حالا آنها کار خیلی عظیمی می خواهند بکنند، کوتاه بیاییم. خير، کار عظیمشان کاغذ پاره صادر کردن است. حالا یک گوشه ای شاید یک مقدار عقب افتد که با تلاش ملت نمی شود اما اگر ملت ایران در سطح 9 کشور قدرتمند جهان بایستد این سرآغاز تحولات عظیم است و با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست و اگر کسی در کشور باشد که در ذهنش باشد که به سمت سازش برود با حضور شما جرأتش را نخواهد داشت. |