تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

اخیرا دو مقاله درباره نقدسینمای مربوط به صهیونیسم  در نشریه رواق اندیشه و هنر دیدم که به خواندنش می ارزد: البته بقیه مطالب این نشریه هم واقعا خواندنی است خصوصا ویژه نامه رسانه و سکولاریسم این نشریه. خوشحالم که هفت سالی است در قم مطالعات جدی درباره بحث رسانه و تلویزیون در مرکز پژوهش های صدا و سیما  انجام می گیرد.(اینجا کلیک کنید تا به سایت مرکز وارد شوید)

اول:مصاحبه با استادسعيدمستغاثي منتقد وکارگردان سينما: نوشته ای که مصاحبه اي است برگرفته از نشست محققان و دانشجويان و طلاب خانه هنر و انديشه مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما در قم با منتقد محقق سينما، آقاي سعيد مستغاثي با عنوان «جادوئيسم و سينما».  اين مطلب خواندني  در شماره 22 نشريه  گران سنگ رواق انديشه و هنر(ماهنامه تخصصي خانه هنر و انديشه) به چاپ رسيده است:  لینک این مصاحبه:جادو، سينما، صهيونيسم--قسمت اول  و  جادو، سينما، صهيونيسم--قسمت دوم

دوم: نقدو بررسی سریال مدار صفر درجه  / این مطلب نیز در شماره بیستم مجله رواق اندیشه و هنر، خانه هنر مرکز پژوهش های اسلامی صداو سیما به چاپ رسیده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت 5:22  توسط سینا  | 

نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي از زنان آسيب پذير فلسطيني به عنوان خبرچين استفاده مي کند.
به گزارش «جهان»، راشا تودي در گزارشي نوشت: نيروهاي امنيتي اسرائيل زنان فلسطيني را که ناچارند سقط جنين پنهاني داشته باشند، به اسرائيل منتقل مي کنند و در ازاي اين کار آنها را به خبرچين‌هاي دائمي براي خود تبديل مي کنند.
اين شبکه افزود: سقط جنين جز در مواردي خاص در اين كشور غيرقانوني است در حالي كه در اکثر مناطق جهان اين امر يک مسئله خصوصي است. اما اينجا در جامعه اسلامي تشکيلات خودگردان، اين مسئله از حساسيت زيادي برخوردار است. در اين جامعه حتي درباره اين موضوع صحبت نيز نمي‌شود.
به گزارش اين شبکه، از اين رو كساني كه قصد سقط جنين دارند، تنها گزينه پيش رويشان رفتن به اسرائيل است. اين عمل نه تنها هزينه سنگين مالي براي آنها دارد، بلکه باعث مي‌شود اين زنان بقيه عمر خود را جاسوسي کنند.بر اين اساس اسرائيل تنها در صورتي به آنها اجازه عبور از مرز خود را مي‌دهد که براي اسرائيل خبرچيني کنند! منبع:موعود
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 1:15  توسط سینا  | 

حضرت روح الله الموسوی الخمینی: شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست...

 

از آغاز انقلاب، آمريكا به دنبال راهي براي انتقام از ملت ايران مي‌گشت. تسخير لانه جاسوسي فرصت مناسبي براي اجراي يك نقشه به ظاهر كامل بود اما يادشان رفت كه ماموران الهي حافظ خون شهدا بودند. 

سيزدهم آبان سال 1385 گروهي از دانشجويان انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي تهران كه خود را دانشجويان پيرو خط امام مي‌ناميدند سفارت آمريكا در تهران را به تصرف خود در آوردند. انگيزه دانشجويان مسلمان كه اين كار را انجام دادند به 2 علت باز مي‌گشت؛ دخالت‌هاي پي در پي سفارت آمريكا در جامعه، سياست داخلي، سياست خارجي و اقتصاد ايران و ديگري دخالت‌هاي آمريكا در مساله انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي.
شهيد بهشتي در آن دوران اينگونه از حضور جاسوسان آمريكايي سخن گفته است: از آنها پذيرايي مي‌شود و انقلابيون ايران براي آينده آنها تصميم گيري خواهند كرد. من فكر مي‌كنم كه دولتمردان آمريكايي نتوانستند ماهيت انقلاب اسلامي ايران را در طول اين سالها درك كنند. من متاسفم كه آنها براي اين عدم شناخت خود بهاي سنگيني خواهند پرداخت.
معاون وقت وزير خارجه آمريكا نيز در جلسه‌اي به كارتر اينطور توضيح داده بود: بهانه اصلي براي آغاز ماجراي گروگان گيري، از مساله مسافرت شاه به آمريكا آغاز شد، بنابراين تا وقتي كه شاه در آمريكا باشد، ابتكار عمل در دست رهبر انقلاب ايران قرار دارد. كمترين كاري كه براي تسريع در حل اين مساله مي‌توان كرد اين است كه شاه را وادار كنيم كه آمريكا را ترك كند. در غير اينصورت تا زماني كه او در آمريكا باشد و ايراني‌هاي ما را قيم و سرپرست شاه بدانند، مساله گروگانها حل نخواهد شد.
حميد خاكبازان از دانشجويان پيرو خط امام نيز تاكيد كرد: گرچه دستهاي بيگانه و شيطان بزرگ دائما اين نكته را القاء مي‌كرد كه اين كار يك كار غير قانوني و خلاف عرف جامعه بين الملل است، اما در تمامي قوانين بين الملل، به اين نكته توجه شده كه حفظ حركت و استقلال هر كشور جزو اولين حقوق هر ملتي است. ما حق داريم كه از خودمان دفاع كنيم حق داريم كه اجازه ندهيم كسي در امور ما دخالت كند.حضرت امام خميني (ره) تاكيد كردندنيز : حالا كه اين لانه فساد كشف شده است، چيزها براي ملت ما بايد كشف شود.
يكي از دلايل ناراحتي مردم و دانشجويان اين بود كه بعد از انقلاب اسلامي انتظار مي‌رفت كه آمريكائيها از ملت ايران عذر خواهي كنند و صادقانه بگويند كه ما از آن كارها دست بر مي‌داريم اما عكس اين اتفاق افتاد. درست در فروردين ماه سال 1385 برژيسنكي و وزير دفاع وقت امريكا با صدام در عراق ملاقات كردند و اعلام كردند كه بين آمريكا و دولت عراق هيچ مشكلي وجود ندارد و هيچ خصومتي بين ما نيست و ما به تقويت عراق مي‌پردازيم. آمريكا همچنين براي تحريك همسايه‌هاي ايران خصوصا عراق جهت حمله به ايران، كوشش‌هاي زيادي انجام داد. ما ديديم كه همزمان با اين سفرها، در كردستان ايران كه ناامني‌هايي در آن شكل گرفته بود، حملات ضد انقلاب خيلي فعال شد. كاخ سفيد در يك اقدام انفعالي براي چاره انديشي در برابر حادثه بزرگي كه اقتدار سياسي دولت امريكا را كاملا بي معنا كرده بود، سراسيمه اعضاي ستاد بحران را فراخواند.
امام خميني (ره) در خصوص تسخير سفارت آمريكا فرموده بودند: شما مي‌بينيد كه الان مركز فساد امريكا را جوانها رفتند و گرفتند. آمريكائيهايي كه در آنجا بودند هم گرفتند و اين لانه فساد را به دست آوردند. آمريكا هم هيچ غلطي نمي‌تواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند. غلط مي‌كند دخالت نظامي بكند. نترسيد و نترسانيد. اين تعبيري كه جوانهاي ما از روي احساسات جواني كرده‌اند كه اگر چنانچه آمريكا بخواهد دخالت نظامي بكند، ما چه خواهيم كرد، اصلا اين اگر را هم نبايد بگويند. امريكا عاجز از اين است كه دخالت نظامي در اينجا بكند، آنها يك مسائلي در بينشان است، يك مطالي در بينشان است كه با آن مطالب گرفتاريهاي دارند كه نمي‌توانند كاري بكنند. اگر مي‌توانستند دخالت نظامي بكنند، شاه را نگه مي‌داشتند.
هنوز 5 روز تسخير لانه جاسوسي نگذاشته بود كه كارتر در اقدامي شتابزده از اعضاي ستاد مشترك ارتش آمريكا خواست تا طرحي را براي حمله به ايران و همچنين نجات جان گروگانهاي تهيه كند. وزير دفاع نيز در اين زمينه با كارتر به گفت و گو پرداخته و به او گفته بود كه در اين باره قبلا با اعضاي ستاد مشترك صحبت‌هايي را كرده است.
يك تشكيلات نظامي كه 4 ماه در صحراي آريزونا تمرين كرده بودند. اين نيروهاي موسوم به نور آبي در نخستين اقدام براي طراحي عمليات نجات در قلب كوير ايران، منطقه‌اي بكر موسوم به كوير 1 انتخاب شد.سرانجام در شامگاه 24 آوريل 1980 يگان‌هاي ويژه عملياتي، دستور آغاز عمليات را از پنتاگون دريافت كردند.
پس از فرود اين نيروها و مواجهه با يك اتوبوس مسافربري، ناگهان طوفاني از شن برخاست و هواپيما‌ها و هلي كوپتر‌هاي آمريكايي سراسيمه به اين طرف و آن طرف رفتند و به ناگاه شعله‌هاي آتش بعلت انفجار هواپيماي آمريكايي به آسمان بلند شد. ماجرا از اين قرار بود كه هلي كوپتر براي سوخت گيري به هواپيما c130 نزديك شد اما به ناگاه با هواپيما برخورد كرد و منفجر شد.
شدت طوفان به اندازه‌اي بود كه خلباني با 20 سال تجربه، نتوانست هلي كوپتر را درست از روي زمين بلند كند.اين واقعه موجب شد تا كارتر اعتراف كند كه با شنيدن اين خبر با تلخ‌ترين دوران زندگي اش مواجه شده است. وي در خاطراتش نوشته كه در آن لحاظات هر نوع اراده‌اي از من گرفته شد و فقط مرتب مي‌گفتم كه ايران را سريعا تخليه كنيد.
به گزارش فارس، كساني كه در جنگهايي همچون جنگ ويتنام هم روحيه خود را نباخته بودند، در آن صحنه فقط فرار مي‌كردند تا هر چه زودتر خود را به هواپيما برسانند و فوري ايران را ترك كنند.
يكي از روزنامه‌هاي غربي اينطور تعبير كرده بود كه امام (ره) در آن لحظات در بالكن منزل خود حضور يافته و با اشاره هر انگشت دستش يكي از هواپيماهاي آمريكايي در طبس به آتش كشيده شد.
اين نشانه و آيه‌اي از خداوند بود. هماني كه آمريكائي‌ها هم در بخش تفسير خبرشان در مجله نيوزويك آنرا دست خدا تفسير كردند.شايد بتوان از مهمترين نكات اين حادثه را اين دانست كه خداوند ثابت كردند در آن زمان‌هايي كه ما غفلت مي‌كنيم خودش از انقلاب دفاع مي‌كند.

يك كارشناس هواشناسي به نام قطبي خاطرنشان كرده است: يك ماه بعد از آن حادثه، در ملبورن استراليا دعوتي از دانشمندان هواشناسي جهان شده بود و من هم از ايران در آنجا شركت داشتم. خيلي از دانشمندان به من مراجعه مي‌كردند و مي‌گفتند ما وقتي حادثه طوفان طبس را شنيديم هر چه به نقشه‌هايمان نگاه كرديم چيزي نديديم. اين طوفان چه بود؟ من هم فقط توانستم به آنها بگويم كه اين يك معجزه الهي بوده است.
رهبر كبير انقلاب اسلامي پس از حادثه عبرت انگيزه 5 ارديبهشت ماه 1359 در سخناني ماندگار فرمودند: آيا جز اين بود كه يك دست غيبي در كار است؟ چه كسي هلي كوپترهاي آقاي كارتر را ساقط كرد؟ ما ساقط كرديم؟ شن‌ها ساقط كردند. شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست. * حامد طالبي به نقل از خبرگزاری فارس

لینک های مرتبط با این موضوع، که ارزش خواندنش را دارد:

ویژه نامه شکست ابرهه:http://www.sajed.ir/pe/content/blogcategory/535/231

چرا بني‌صدر دستور بمباران هلي‌كوپترهاي به جا مانده از عمليات شكست خورده آمريكا در طبس را صادر كرد؟

واقعه طبس، از زبان مقامات آمريكايي

سخنراني امام خمینی در جمع فرماندهان سپاه "واقعه طبس"

پيام امام خمینی به ملت ايران به مناسبت حادثه طبس "اشتباه كارتر و نتايج آن "

حادثه طبس، نصرت الهى، بارقه‏ اى ملكوتى‏

به بهانه سالروز واقعه طبس؛فراموشی تاسف بار اتفاقات بزرگ انقلاب

انعکاس حادثه‌ی طبس در مطبوعات جهان

موضعگیری‌های‌ ‌حضرت‌ امام‌ خمینی در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 18:16  توسط سینا  | 

تاثیر صهیونیسم بر هالیوود از نگاه یک خاخام

خاخام "موشه فريدمن " گفت: تاثير و نقش صهيونيست‌ها را مي‌توان در فيلم‌هاي هاليوودي آمريكا مشاهده كرد. به گزارش ايرنا از پايگاه سينماي ايران ، وي افزود: ما از جمهوري اسلامي‌ايران متشكريم كه اين جرات را دارد و اين مسئله را مورد توجه قرار داده است، اولين بار امام خميني (ره) تفاوت بين صهيونيسم و يهوديت را اعلام كرد .
فريدمن در نشستي مطبوعاتي در دفتر سازمان اسلامي دانشجويان تاكيد كرد: "اين باعث مسرت ماست كه مسلمانان جنايات صهيونيسم را به پاي يهوديت نمي‌نويسند.ما نيز حداكثر تلاش خود را براي اثبات دروغ‌هاي صهيونيست‌ها انجام مي‌دهيم."
اين خاخام ضد صهيونيست با بيان اين‌كه نام ايران با تعبير "پوراس" در تورات به عنوان كشوري تاثيرگذار در وقايع آخرالزمان آمده، افزود: خاخام‌ها و مقامات بلندپايه رژيم صهيونيستي به خوبي از اين مسئله آگاهند. فريدمن با اشاره به نظر علماي يهودي در مورد آخرالزمان و ظهور منجي ، يادآورشد: يهوديان معتقدند كه روزي مسيح خواهد آمد اما در مورد اين منجي در بين علماي يهود شك وجود دارد.
وي افزود: چنين به نظر مي‌رسد كه حضرت مسيح به همراه فردي مي‌آيد كه او منجي است اما دقيقا مشخص نيست او كيست؟ براي ما مهمتر از اين كه او كيست اين است كه ما خود را براي ظهور او آماده كنيم. اين خاخام ضد صهيونيست با بيان اين‌كه بنابر آيات تورات كتاب عهد عتيق ، منجي به همراه ياران خود بيت‌المقدس را آزاد خواهد كرد، تصريح كرد: "نشانه‌هاي اين مسئله در حال وقوع است و ما خاخام‌هاي يهودي، آمدن منجي را دور نمي‌بينيم."  
فريدمن با بيان اين كه اسم ايران به عنوان كشوري تاثيرگذار در آخرالزمان در كتاب تورات آمده است، اظهار داشت: در تورات اسم پوراس آمده كه نام ايراني دوران عهد عتيق در زبان ماست. معتقدم كه ايران امروزي با آخرالزمان پيوند خورده و روزي مهدي به عنوان منجي خواهد آمد و احساس من و ديگر دوستان خاخام اين است كه اين روز خيلي دور نيست.  وي با اشاره به مشكلاتي كه صهيونيست‌ها براي وي ايجاد كردند، اظهار داشت: تحت تعقيب رژيم صهيونيستي قرار گرفتم و فرزندانم توسط آن‌ها ربوده شدند تا من را وادار كنند هولوكاست را تائيد كنم.

منبع:http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=2294

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 18:1  توسط سینا  | 

اولین پاسخ ایران به حمله نظامی: شلیک 600 موشک شهاب 3 به اسرائیل
اگر ایران مورد حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل قرار بگیرد ، اولین پاسخ فوری ایران ، شلیک 600 موشک به سمت اهدافی در اسرائیل خواهد بود. به گزارش عصرایران (asriran.com) یک سایت خبری عرب زبان با اعلام این مطلب افزود: در حال حاضر 600 موشک ایرانی به سمت اسرائیل نشانه گیری شده است و این خبری است که مقامات ایرانی تمایل داشته اند از طریق واسطه های عربی و اروپایی در اختیار تل آویو قرار دهند . "الملف" افزود: ایران نه تنها تصمیم دارد در صورت حمله به خاکش دست به اقدام متقابل بزند بلکه تهدید کرده است که اگر هم پیمان منطقه ای اش ، سوریه، نیز مورد تهاجم قرار بگیرد ، موشک های شهاب 3 خود را شلیک خواهد کرد . این موشک ها با برد دستکم 1300 کیلومتر قادر هستند به راحتی تمام نقاط اسرائیل از جمله نیروگاه اتمی دیمونا را هدف قرار دهند .
به نوشته این سایت، ایران در سال های اخیر شهاب 3 را پیشرفته تر کرده و دقت هدف گیری و قدرت تخریبی آن را تا حد قابل ملاحظه ای بالا برده و اکنون در حال کار بر روی پروژه شهاب 4 است ؛ هر چند که شایعاتی پرامون تکمیل شهاب 4 نیز منتشر شده است . این گزارش همچنین مدعی است یگان های موشکی ایران که از رهگذر تولید انبوه موشک در کشورشان ، بسیار غنی هستند ، بر روی هر پایگاه نظامی آمریکا در عراق ، 10 الی 15 موشک را تنظیم و آماده شلیک کرده اند .
ایرانی ها بارها اعلام کرده اند بر خلاف حکومت صدام ، در برابر هر گونه حمله ای به کشورشان واکنش سریع و قاطعانه ای خواهند داشت و منتظر راه های بیهوده ای مانند مداخله سازمان های بین المللی نخواهند بود . عراق در ماجرای حمله نیروی هوایی اسرائیل 1981به نیروگاه اتمی اوسیراک در 18 کیلومتری بغداد که به تخریب این مجموعه هسته ای انجامید ، واکنشی نشان نداد . همچنین در جریان اشغال این کشور و سقوط حکومت صدام نیز مقاومتی از سوی ارتش عراق صورت نگرفت و مهجمان به سادگی توانستند ظرف 23 روز به بغدا برسند . الملف می نویسد: بر خلاف حکومت عراق ، نظامیان ایرانی به ویژه سپاه پاسداران ، اصرار دارند که اگر حمله ای علیه ایران صورت بگیرد ، باید به مهاجم و یاری دهندگان مهاجم تاخت . آنها اخیراً حتی در مقابل "تئوری حمله پیشدستانه آمریکا" از "تئوری دفاع پیشدستانه" سخن می گویند . بنا به گزارش "الملف" ، آمریکایی ها ، تهدید ایران به اقدام متقابل را جدی می گیرند و از آنجا که نتوانسته اند ارزیابی دقیق از توانایی واقعی نظامی ایران داشته باشند ، "بسیار محتاط" عمل می کنند ؛ این درحالی است که آنها پیش از حمله به عراق ، توانستند در قالب بازرسی های سازمان ملل از بی خطر بودن ارتش عراق اطمینان حاصل کنند و با خیال آسوده سربازان خود را به این کشور بفرستند ولی اقدام مشابه درباره ایران برای آنها در حکم "قماری با آینده مه آلوده" است زیرا بازرسی های جهانی که آمریکا در نظر داشت به کل مراکز نظامی ایران تعمیم دهد و در مواردی هم موفق شد ، با روی کار آمدن رئیس جمهور احمدی نژاد ، به تاسیسات هسته ای ایران محدود شد و روش آزموده شده در عراق درباره ایران متوقف ماند .

منبع:http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=2046

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 17:58  توسط سینا  | 

***در خواندن این مقاله، توجه داشته باشید که اسرائیل که غالب این کمک های آمریکا به اسرائیل باز هم توسط اسرائیل خرج خرید تسلیحات نظامی از کارخانه های یهودی-صهیونیستی آمریکا و اروپا و روسیه می شود.  
امریکا سالانه میلیاردها دلار به رژیم صهیونیستی کمک می کند و در واقع این رژیم یکی از ایالتهای امریکا به شمار می رود. واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی:یک جاسوس اسرائیلی در حالی در امریکا پس از چند دهه جاسوسی و انتقال اسناد حساس به اسرائیل دستگیر می شود که امریکا در طول سالهای گذشته کمکهای شایانی به اسرائیل کرده است.
کمکهای امریکا به اسرائیل از سال 1949 آغاز شد، در آن سال امریکا درقالب ارتباطهای صادرات و واردات یکصد میلیون دلار به اسرائیل کمک کرد. کمکهای امریکا به اسرائیل تا دهه هزار و نهصد و هفتاد در این حدود بود .
نتایج تحقیقات رسمی کنگره امریکا نشان می دهد از سال هزار و نهصد و هشتاد و پنج به بعد امریکا سالانه حدود سه میلیارد دلار در قالب کمکهای اقتصادی و نظامی به اسرائیل کمک کرده است.
اسرائیل از این کمکهای مالی برای خرید تسلیحات امریکایی استفاده می کند. در جدیدترین قراردادهای تسلیحاتی ، اسرائیل سامانه های ضد موشک، بمب، جنگنده شکاری و دیگر ادوات و تجهیزات نظامی از امریکا خریداری می کند.به گفته تحلیلگران احتمالا اسرائیل جنگنده های شکاری "اف-سی وپنج" را نیز از امریکا خریداری می کند.
فریدا بیریگان کارشناس موسسه تحقیقاتی موسوم به بنیاد امریکای نوین در نیویورک در این خصوص می گوید اسرائیل و امریکا رابطه بسیار نزدیکی باهم دارند واگر اسرائیل چیزی از امریکا بخواهد تنها کاری که باید انجام بدهد این است که این خواسته را مطرح کند.این کارشناس امریکایی درباره دستگیری جاسوس اسرائیلی در امریکا گفت :اسرائیل نیازی به جاسوسی در داخل امریکا ندارد. درواقع، اسرائیل بخشی از امریکاست به طوری که برخی تحلیلگران امریکایی، اسرائیل را ایالت پنجاه و یکم ایالت امریکا تلقی می کنند.
امریکا هرسال دو میلیارد و چهارصد میلیون دلار کمک نظامی به اسرائیل می دهد.امریکا همچنین هرسال سخت افزارهای نظامی و تسلیحات به ارزش حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون دلار به اسرائیل می فروشد.
اسرائیل دومین ناوگان بزرگ هواپیماهای شکاری اف شانزده امریکایی را در جهان در اختیار خود دارد.
این نوع مناسبات امریکا و اسرائیل با وجود دستگیری جاسوس اسرائیلی در امریکا ادامه خواهد یافت.
این رویداد سبب توقف فروش تسلیحات امریکا به اسرائیل و کمکهای نظامی واشنگتن به تل اویو نخواهد شد. کمکهای نظامی امریکا به اسرائیل در حال افزایش است.این تحلیلگر امریکایی در ادامه افزود سال گذشته رئیس جمهور امریکا تصریح کرد ظرف مدت ده سال بیش از سی میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل خواهد داشت. مناسبات نظامی اسرائیل و امریکا دوام یافته است مگراینکه دولت بعدی امریکا تصمیم بگیرد واقعا از این موضع دوری کند. با توجه به موضع کنگره امریکا درخصوص اسرائیل این اقدام بسیار دشوار خواهد بود. بعید است که استفاده های مکرر امریکا از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد در دفاع از اسرائیل تغییر کند. منبع:http://mouood.org/content/view/6710/2/
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 17:52  توسط سینا  | 

یهودشناخت: حکومتی رو به اضمحلال را در نظر بگیرید که گروهی از طرفداران نابودی اش، توانسته اند در ارکانش نفوذ کنند و از طریق این نفوذ، آن را از درون، رو به سقوط ببرند. تا چه حد عملکرد این نفوذیها را می توان به حساب آن حکومت گذاشت؟
حکایت قتل عام ارامنه در ترکیه در سال 1915 میلادی نیز چنین حکایتی است. این کشتار با اینکه توسط  یهودیان دونمه (پیروان شبتای زوی، یهودیان مخفی ترکیه) و فراماسونهای طرفدار نابودی امپراتوری عثمانی طراحی و اجرا شد، اما بدان دلیل که آنها در آن زمان جزئی از رژیم عثمانی محسوب می شدند، به پای عثمانیها نوشته شد.
غرب هم اگر بر بزرگداشت کشتار ارامنه تاکید دارد، درست به این دلیل است که عموم مردم از نقش یهودیان در آن خبر ندارند و این جنایت به حساب عثمانیها گذاشته می شود. عثمانیها هم که به درست یا غلط، نماد اسلام هستند و قس علی هذا.
در ادامه، فرازهایی از مقاله «پان ترکیسم و یهود»، نوشته علیرضا سلطانشاهی را می خوانیم که متن کامل آن در جلد اول کتاب «پژوهه صهیونیت»، موسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، دی 1376 منتشر شده است.
شاید به دلیل اشاره های مکرری که به فراماسونری و فراماسونها در متن زیر شده است لازم به توضیح باشد که فراماسونری سازمانی نیمه مخفی و بین المللی است که تحت تسلط یهود بین الملل است و اعضای آن از میان نخبه گان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورها انتخاب می شوند.

 

***
... باید گفت که انقلاب (1908 در عثمانی) دستاوردهای عظیمی برای صهیونیستها داشت. «با این انقلاب، زمام کشور به دست یهودیان فراماسونر و دونمه نظیر «طلعت»، «جاوید»، «جمال»، «انور»، و «نیازی» سپرده شد.»(1) اگر عده ای همچنان این انقلاب را بدون نفوذ و حضور یهودیان و دونمه ها ارزیابی می کنند، خوب است برای بازنگری تحقیقات خود در منابع خود یهودیان گذری کنند و بنگرند که آنان، خود چگونه به طراحی و هدایت این انقلاب می بالند. اگر همین واقعیتهای اعتراف شده با صداقت در تحقیقات ذکر شود، نقاب از چهره بسیاری از مجهولات و مجعولات تاریخی برخواهد افتاد. واقعیت تلخ قتل عام ارمنیان که به دست سران همان انقلاب صورت گرفت، یکی از همین نمونه هاست.

قتل عام ارامنه
«ارامنه که در شمال شرقی آسیای صغیر در نواحی مرزی «روسیه» سکونت دارند، 1500 سال است که یک جزیره مسیحیت را در میان اقیانوس مسلمانان ترک تشکیل داده اند. در طول این مدت عربها در زمان جنگهای صلیبی، مغولها، تاتارها، کردها و سرانجام ترکها سرزمین آنان را زیر پا نهاده اند.»(2) اکنون، نوبت ترکان انقلابی بود که یکی از رقت بارترین تصاویر قرن معاصر را به رخ جهانیان بکشانند. داستان قتل عام ارامنه از آنجا شروع شد که «در اوایل سال 1915، نبردهای خشوت باری درناحیه مرزی، میان ترکیه و روسیه درگرفت. «انور»(فراماسون) به بهانه کمک بعضی از ارامنه به روسها از فرصت استفاده کرد تا –به تعبیر خودش- مساله ارامنه را برای همیشه حل کند و بعد از خاتمه جنگ، ترکیه دیگر از این لحاظ مشکل نداشته باشد.»(3)
البته نمی توان دلیل اصلی این قتل عام را همدستی ارامنه با روسها دانست. در حقیقت، این یک بهانه واهی بود، زیرا اصولا انقلاب ترکیه با هر ملیتی به جز ترک مخالف بود. سفیر انگلیس در گزارش محرمانه مورخ 29/5/1910 به وزارت خارجه دولت متبوعش، در این مورد می نویسد: «الهام بخش تشکیل «کمیته ترکهای جوان» (هسته اصلی انقلاب 1908) در بندر سالونیک (مرکزتجمع یهودیان دونمه)، یهودیان بوده اند. «نهضت ترکهای جوان» یک حرکت مشترک یهودی-ترکی بر ضد دیگر عناصر امپراتوری یعنی عربها، یونانیها، بلغارها و ارمنیها است.»(4) همان گونه که از این گزارش مستفاد می شود، ترکها تنها با ارمنیها ضدیت نداشته اند «چنانکه در اسناد محرمانه ذکر شده، این ضدیت با دیگر اقوام از جمله قوم کرد نیز استمرار داشته است. از همین رو، بلافاصله پس از حل به اصطلاح ریشه ای مساله ارامنه، دولت ترکیه به مساله کردها پرداخت.
در سالهای جنگ جهانی اول، سازمانی به نام «اداره کل امور مهاجران و عشایر وابسته به وزارت کشور عثمانی تشکیل شد. این سازمان، اساسنامه محرمانه ای داشت که به موجب آن کردها باید از مساکن خود ریشه کن گشته، به سوی ولایات دورتر کوچ داده می شدند. طبق یک دستور سری، برنامه کوچ باید به گونه ای ترتیب می یافت که حداکثر تلفات به بار آید.»(5) اتخاذ این تدابیر در مورد ملیتهای ترکیه، چهره کریه انقلابی ها را هرچه بیشتر نمایان می کند.
«در فوریه 1915، کمیته مرکزی «حزب اتحاد و ترقی» (حزب حاکم پس از پیروزی نهضت ترکهای جوان در 1908که فراماسونها و یهودیان دونمه عضو آن بودند) برای مذاکره پیرامون نقشه قتل عام ارمنیان تشکیل جلسه داد. در این جلسه مخفی، تقریبا همه سران حزب حضور داشتند از جمله «طلعت»، «انور»، «ضیاء گوگالپ»، «شکری»، «بهاءالدین شکیر»، «دکتر ناظم»، «حسین جاهید»، «قره کمال»، «خلیل حسن فهمی»، «آقا اوغلو احمد»، «جاوید» و «ملوان زاده رفعت». تنها دو تن از اعضا غایب بودند: یکی «جمال پاشا» که در جبهه مصر می جنگید و دیگری «پطرس حلاجیان» که فردی ارمنی بود و به همین خاطر به جلسه دعوت نشد.»(6)
«ضیاء گوگالپ»(فراماسون، پدر ناسیونالیسم ترک)- که در این جلسه نیز حضور داشت- قبلا پیرامون یکپارچگی ملت ترک در ترکیه گفته بود: «ضعف ترکیه از ساختار داخلی آن ناشی می شود که یکسره ترک نیست. پس باید قبل از هر چیز، ترکیه یکسره ترک شود. طبقه روشنفکر باید به ترک گرایی طبیعی و غریزی مردم رو کنند و در یک فرهنگ موجودیت یابند: یا مبدل به ترک شوند یا نابود گردند.»(7) افراد دیگری نیز که در این جلسه حضور داشتند، به نوبه خود مطالبی ایراد کردند. از جمله «دکتر ناظم» دبیر کل «حزب اتحاد و ترقی» که از یهودیان دونمه بود گفت: «ما چرا این انقلاب را انجام دادیم؟ هدف ما چه بود؟ آیا بدین خاطر بود که ماموران سلطان عبدالحمید را از اریکه به زیر کشیم که خود به جای آنها بنشینیم؟ من نمی خواهم اینگونه فکر کنم... من زنده ماندن ترکها –و فقط ترکها- را در این سرزمین و حاکمیت مستقل آنها را آرزو می کنم. بگذار عناصر غیر ترک، از هر ملیت و دینی که هستند نابود شوند. این کشور را باید از عناصر غیر ترک پاک کرد.»(8) همو در جای دیگر می گوید: «برای یک لحظه تشکیل یک دولت ارمنی در ولایات شرقی را تصور کنید! چنین دولتی سنگ قبر طرحهای تورانی است.»(9)
این جلسه پس از بحثهای طولانی و دستیابی به اتفاق نظر در مورد قتل عام ارامنه، پایان یافت. «انور» نقشه خود را با برکنار ساختن استاندار مسلمان و میانه رو «وان» و منصوب کردن شوهرخواهر ریاکار و بی ثباتش، «جواد بیگ» آغاز کرد. همو بود که در 15 آوریل، هرچه ارمنی یافت به هلاکت رساند. او ابتدا در دهکده «ارکانتس» 500 مرد ارمنی را گرد آورد و تیرباران کرد. سپس در 80 دهکده دیگر همین جنایات را بازآفرید. در این میان، صدها زن ارمنی مورد تجاوز قرار گرفتند و هزاران مرد شکنجه شدند تا محل اختفای سلاحهایشان را بروز دهند. طبق آمار «خلیفه گری ارمنیان استانبول» از جمعیت 2 میلیون و 700 هزار نفری ساکن در امپراتوری عثمانی، تنها حدود 500 هزار نفر زنده ماندند.»(10) بازماندگان نیز با وضعی رقت بار از امپراتوری اخراج گشته، به بیابانها عراق و شام رانده شدند. در میان راه، نیروهای ترک رفتاری بس ناجوانمردانه با زنان و کودکان داشتند که تاریخ از ذکر آن شرم دارد. اگرچه در مورد تعداد قربانیان این قتل عام –که 3 ماه به طول انجامید- اتفاق نظر وجود ندارد اما همگان تصدیق می کنند که از حدود 5/2 میلیون ارمنی، حداقل هشتصد هزار تن در این قتل عام کشته شدند.

«طبق گزارشی که یک هیات منتخب دولت انگلیس در اکتبر 1916 به مجلس عوام آن کشور ارائه داد از دو میلیون ارمنی مقیم ترکیه، یک سوم آنان به قتل رسیدند، یک سوم به خاک روسیه فرار کردند و یک سوم دیگر در شهرهای بزرگ ترکیه مانند «قسطنطنیه» و «ازمیر» پراکنده شدند و با وضع فلاکت باری مواجه گشتند. روش معمول در قتل عام ارامنه، احضار کلیه مردان هر منطقه بود. آن گاه، آنها را دسته دسته با طناب به یکدیگر می بستند و به سوی مقصدی دور دست روانه می کردند. سپس در طول راه، راهزنان کرد یا دیگران سرشان را می بریدند... از آن پس به زنان و کودکان دستور می دادند که خود را برای عزیمت به «حلب» در کاروانهای بزرگ آماده کنند و سربازانی را به نام محافظ، همراه با ایشان روانه می کردند.»(11) جنایات همین سربازان در طول مسیر، سبب گشت که کارنامه سیاه انقلاب 1908 بسی ننگین تر جلوه کند.
بسیاری از پژوهشگران بر آنند که عامل اصلی این جنایت، یهودیان و دونمه ها بوده  اند. حضور و نفوذ یهودیان در «کمیته ترکهای جوان» آنقدر زیاد بود که «لوتر» سفیر انگلیس غالبا «کمیته مرکزی ترکهای جوان» را «کمیته یهودی حزب اتحاد و ترقی» می نامید. او همواره در مورد اتحاد و همبستگی یهودیان با ترکهای جوان و محافل فراماسونری و اینکه آنان مشوقان اصلی «حزب اتحاد و ترقی» بودند، سخن می گفت.(12) یک محقق و نویسنده فرانسوی «در کتابی با عنوان «
le de Rnier bal dugroan Soir» با شواهد و دلایل بسیار اثبات می کند که یهودیان عثمانی و عوامل صهیونیسم جهانی در این اعمال وحشیانه با آلمان ها و پان ترکها همدستی داشتند و تعداد زیادی از کارگردانان این قتل عام، یهودی بوده اند.»(13)
روی هم رفته اسناد تاریخی فراوان بر این واقعیت صحه می گذارند که یهودیان عامل اصلی قتل عام ارامنه بوده اند. دستوری که به دفتر اطلاعات «حلب» صادر شده، به روشنی این حقیقت را نشان می دهد. این دستور بدین شرح است:
«به دفتر مخابرات حلب
به دستور «انجمن اتحاد و ترقی»، حکومت عثمانی تصمیم دارد که تمام ارمنیهای ساکن در ترکیه را نابود کند. کسانی که با این تصمیم مخالفت ورزند دوستان ترکیه به شمار نمی آیند هرچند که شیوه های انتخاب شده برای تحقق این هدف از پیش تعیین شده، ناراحت کننده باشد. باید صدای وجدان خاموش شود و احساس خاص انسانیت مهار گردد. عملیات نابودسازی این ملت مسیحی؛ بدون هیچ گون ملاحظه ای حتی در حق زنان و بیماران، قابل اجرا است.
طلعت پاشا: وزیر کشور»(14)
این دستور همچنین دربردارنده فرمان قتل عام ارامنه به محض رسیدنشان به «حلب» و «شام» است. می بینید که کارگزار اصلی این جنایت، «طلعت پاشا» است که «دکتر ناظم» نیز به عنوان طراح با وی همکاری داشته است. ناگفته نماند که «طلعت پاشا» در همان هنگام، رئیس لژ فراماسونری «گراند اوریان» بود. او خود درباره قتل عام گفته است:
«من در طول سه ماه توانستم مساله ارامنه را –که «عبدالحمید» در مدت سه سال نتوانسته بود آن را حل کند- یکسره سازم.»(15)
باری، قتل عام ارامنه توسط یهودیان و دونمه ها به بهانه محو ملیتهای غیر ترک همیشه به عنوان لکه ننگی بر دامن آنان باقی می ماند.
منبع: پژوهه صهیونیت، صفحه های 297 تا 301
همین مطلب در صبح نیوز(با تشکر از دوستانم در این سایت):
مسئول قتل عام ارامنه؛ عثمانیهای مسلمان یا صهيونيسم بین الملل؟
پاورقی ها:
1- جندی، ص 289

2- باربر، نوئل: «فرمانروایان شاخ زرین»، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، گفتار، تهران، 1364، ص 228
3- همان

4- مجله آراکس، شماره 65، اردیبهشت ماه 73، ص4.

5- مجله آراکس، شماره 63 و 64، فروردین ماه 73، ص4.

6- مجله آراکس، شماره 54، اردیبهشت ماه 72، ص1.

7- مجله آراکس، شماره 63 و 64، فروردین ماه 73، ص6.

8- مجله آراکس، شماره 54، اردیبهشت ماه 72، ص2.
9- همان، صفحه 14
10- باربر، صص 228و 229

11- همان

12- مجله آراکس، شماره 54، اردیبهشت ماه 72، ص 14.

13- رائین، اسماعیل: «قتل عام ارمنیان»، مولف، تهران، 1351، ص 42

14- هابس،بییر:«الصهیونیه والشعوب الشهیده»،مفید عرنوق-ادوار عرنوق،دارانضال بیروت،1990،ص44

15- باربر، ص229

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 17:47  توسط سینا  | 

عبري گرايي مدرن در ترجمة قرآن

نقدی بر ترجمه فرانسوی آندره شورقي يهودی، از قرآن كريم

نوشتة عبدالله شيخ موسي(Abdullah Chaikh-Mousa) به نقل از سایت رصد

 

آندره شورقي (متولد يازدهم اوت 1917) در شمال الجزاير و از يهوديان مهاجر به اسرائيل است. وي مدتي معاون شهرداري بيت‌المقدس و مشاوره مذهبي دولت اسرائيل بوده و افزون بر سكونت در اسرائيل، تابعيت فرانسوي نيز دارد. وي علاوه بر ترجمة قرآن، ترجمه‌اي از تورات و انجيل (در سالهاي 1979 ـ 1974) و ترجمه‌اي تفسيري از تورات و انجيل (در ده جلد، 1994) به زبان فرانسوي انجام داده و در مجموع در دانستن زبانهاي عبري، عربي و فرانسوي فردي عالم و متبحر شناخته مي‌شود.

ترجمه فرانسوي شورقي كه در سال 1991 منتشر شده است عنوان Le Coran, L’ Appel دارد. محتويات اين اثر عبارت است از: مقدمة مترجم (25 صفحه)، ترجمة متن قرآن (1400 صفحه)، درباره خط عربي (2 صفحه)، فهرستي از 99 اسم حسناي الهي، فهرستي موضوعي، نقشة شبه جزيرة عربستان در عصر پيامبر، و نقشه‌اي از جهان اسلام.

 اينكه يهودي متعصبي چون آندره (ناتان) شورقي ترجمه‌اي از قرآن ارائه كند، ظن و پيش داوري نخستين ما به ناصواب بودن شيوة مترجم را شكل مي‌دهد. اما به جز اين، ترجمة شورقي در نظر همگان بسيار عجيب و بديع است. در روي جلد نام L’Appel نهاده كه به معناي «ندا»، «آواز» و «دعوت» است؛ در ترجمة رحمان و رحيم واژه‌هاي Matriciel و Matriciant به كار مي‌برد كه نه از رحمت بلكه از رحيم و زهدان مشتق‌اند. دين (در مالك يوم الدين) را به معنايِ دين و قرض مي‌داند و براي بسياري از واژگان قرآن ريشه‌هاي عبري و يهودي مي‌تراشد. وي تقريباً در ترجمة تمام كلمات و اصطلاحات مشهور قرآني چون مفلحون، متقين، حمد، كفر، توبه، ايمان و مانند آن بدعت مي‌گذارد و مي‌كوشد همواره معادل‌هاي غريب مغير مأنوس (و حتي غير موجود در فرهنگ‌هاي فرانسوي) وضع كند. جالب توجه آنكه در ترجمة فرانسوي وي از تورات و انجيل نيز به همين سان واژه‌هاي غريب و غير رايج به كار رفته است....بقیه را در ادامه همین مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 12:48  توسط سینا  |