تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

بسم الله الرحمن الرحيم/ شايد اين آخرين روز قدس باشد...

(پيشنهاداتي براي پربارترشدن مراسم روزقدس واستفاده حداکثري ازپتانسيل هاي اين روزمقدس)

در آغازين روزهاي شهرالله، روح اسلام، حياتي دوباره يافته و آن حکيم مطلق، باز هم به مناسبتي، بندگان خود را به نماياندن خداييِ خويش، واداشته است.  بندگان او هم با رهايي خود از نفس، در حين داشتن امکانات، از استعمال آنها خودداري مي کنند تا نشان دهند که مي توان آنقدر آزاد بود که رفاه را هم زير پا گذاشت و گرسنگي و تشنگي را با عشق خريدار بود. شروع اين ماهِ سرشار از لذت، باعث شده که مسلمانان شهد هويت خويش را بچشند و در شيريني آن بيشتر بيانديشند و با پاکي درون و تدبر در آيات الهي، به مبارزه با شياطين و وسوسه هايشان در اندرون قلب و جهان خارج روند.  

فرزندان صهيون، که اکنون، در تداوم خط گم رهانِ يهود، استاد شياطينند و در چپاول اختاپوسي، گوي سبقت را از کوسه ها هم ربوده اند، برنامه هاي فراواني براي مبارزه با جبهه حق دارند. اما همه مي دانيم که صداي پاي امام عشق دارد مي آيد و فرصتي نيست. بايد به وظيفه عمل کنيم که بدا حاصل نشود و اراده الهي بر امر تجلي آخرين موعودش، استقرار يابد.... حتما در ادامه مطلب بقیه مطلب را پی گیری کنید... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 19:53  توسط سینا  | 

ايام 29؛ فرآيند تدوين و بازتاب‌ها  صداي سخن عشق...

 از مدتها پيش، خوانندگان‌ روزنامه‌ و جمعي‌ از نخبگان‌ در تماسهاي‌ گوناگون، نسبت‌ به‌ تبليغ‌ بهائيت‌ در مناطق‌ مختلف‌ و تبعات اجتماعي و فرهنگي آن،‌ هشدار  مي دادند و خواستار اقدامي‌ جدي‌ و منطقي‌ جهت آگاه‌سازي‌ عموم‌ مردم‌ بويژه‌ نسل‌ جوان از ماهيت، پيشينه‌ و اهداف‌ اين گروه بودند، لذا از حدود يك‌ سال‌ قبل ،‌ موضوع‌ در روزنامه‌ مورد بررسي‌ قرار گرفت‌ و سرانجام‌ با تصويب‌ اجراي‌ پروژه، اين‌ ماموريت‌ به‌ ويژه‌نامه‌ ايام‌ و گروه‌ تاريخ‌ روزنامه‌ محول‌ شد.مقاله حاضر گزارشي است از فرآيند تدوين  و بازتاب‌هاي ايام 29.

1. فرآيند تدوين‌

در نخستين‌ گام، گروه علمي‌ ايام‌ با تشكيل‌ جلساتي، سياست‌ها و خطوط مشي خويش‌ را به‌ شرح‌ زير مصوب‌ ساخت:

1) با توجه‌ به‌ موضوع‌ ويژه‌نامه‌ ايام، روح‌ حاكم‌ بر مطالب، تاريخي‌ ـ سياسي‌ خواهد بود./ 2)  مـطـالـب، بايد عالمانه، مستند و به‌ دور از شعارزدگي‌ تهيه‌ شود. به‌ عبارت‌ ديگر رويكرد بحث‌ بايد علمي‌ و استدلالي‌ باشد. /3) از نيروهاي‌ فعال‌ در عرصه‌ مطالعات‌ تاريخ‌ معاصر براي‌ مشاركت‌ در اين‌ اقدام‌ دعوت‌ شود. /4) از اسناد و تصاوير موجود در آرشيوهاي مراكز و دستگاه‌هاي مختلف (اعم از دولتي و خصوصي) استمداد و بهره‌گيري‌ شود. /5) حتي‌الامكان‌ از مـنـابـع‌ بـهـائـي، بويژه‌ در مباحث اساسي و نتيجه‌گيري‌هاي آن،  استفاده‌ گردد. /6) بر طرح‌ مباحث‌ بكر و ناگفته‌ ـ يا كمتر گفته‌ شده‌

- بيشتر تكيه‌ شود. /7) مباحثي‌ كه‌ قبلا‌ از سوي‌ محققان‌ بدان‌ پرداخته‌ شده، اين‌ بار با پرداختي‌ نو و با منابع‌ و مآخذي‌ غني‌تر مورد بررسي‌ قرار گيرد. /8) اين‌ ويژه‌نامه‌ به‌  مسائل  سياسي‌ روز كه‌ در مجامع‌ داخلي‌ و بين‌المللي‌ انجام‌ مي‌گيرد مربوط‌ نمي‌شود و صرفا‌ يك‌ حركت‌ تحقيقي‌ و پژوهشي‌ است.

در گـام‌ بـعدي، گروه‌ علمي‌ ايام، اهم‌ موضوعات‌ قابل‌ طرح‌ در ويژه‌نامه‌ را معين‌ ساخت. با توجه‌ به‌ مراتب‌ فوق، محققان، مطالعه‌ منابع‌ بهائي‌ و غير آن را آغاز نموده‌ و از موضوعات‌ مختلف،‌ فيش‌برداري‌ كردند. در پايان‌ اين‌ مـرحـلـه، هـزاران‌ فـيـش‌ گـردآوري‌ شـده‌ ، موضوع‌‌بندي شد و در اختيار اساتيد و محققان‌ قرار گرفت‌ تا بر آن‌ اساس‌ به‌ تاليف‌ مقالات‌ بپردازند. همچنين‌ در خلال‌ مطالعات، اسناد و عكسهاي‌ مناسب‌ نيز از منابع‌ بهايي‌ اخذ گرديد تا در صورت‌ لزوم، مورد استفاده‌ قرار گيرد.

پس‌ از نگارش‌ مقالات، گروه علمي‌ به‌ بررسي‌ دقيق‌ و موشكافانه‌ آنها پرداخت‌ و موارد نـقـص، ايـراد و عـدم‌الكمال‌ هر يك‌ را به‌ نويسندگان‌ ذي‌ربط‌ گوشزد كرد و مو‌لفان‌ نيز به‌ رفع‌ موارد ياد شده‌ و تكميل‌ مطالب‌ پرداختند. آن گاه‌ بررسي كليه‌ مقالات‌ در هيات‌ علمي‌ صورت گرفت و مطالب از حيث‌ لحن، نحوه‌ ورود و خروج‌ به بحث، ويرايش‌ علمي‌ و ادبي‌ و ساير امور، بازخواني، اصلاح و‌ هماهنگ شد و براي‌ صفحه‌آرايي‌ آماده‌ گرديد.

نكته‌ حائزاهميت‌ آن‌ است‌ كه‌ ما به‌ دليل‌ سـاختار مطبوعاتي ويژه‌نامه (ضرورت تنوع مطالب و كوتاهي مقالات) با محدوديت‌هاي‌ چندي‌ روبه‌رو بوديم‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ ، ضرورت‌ داشت‌ مقالات كلي و مفصل، اولا فشرده و ثانيا به بخشهاي مختلف تقطيع شود و همين‌ امر شايد قدري از انسجام و وضوح‌ مطالب‌ كاست، لذا براي‌ جبران  «نسبي»  اين امر، در فهرست‌ مندرجات ايام  (صفحه‌ 1) مطالب‌ به‌ نحوي‌ چيده‌ شد كه‌ خواننده‌ فهيم، به‌ اين‌ مطلب‌ عنايت داشته باشد كه بايد همه‌ مقالات‌ يك‌ بخش‌ را در كنار هم‌ مطالعه‌ كند و آنها را به‌ صورت‌ جامع‌ و يكجا مبناي‌ نتيجه‌گيري‌ و قضاوت‌ خويش‌ قرار دهد. في‌المثل‌ در بحث‌  «بهائيت‌ و اسرائيل»  بايد همه‌ مقالات‌ بررسي گردد تا روابط‌ سران‌ بهائيت‌ با صهيونيسم‌ بين‌الملل‌ و اشغالگران‌ قدس‌ به‌ خوبي‌ و به طور همه  جانبه  واكاوي‌ شود وگرنه‌ مطالعه‌ يك‌ مقاله‌ و استناد بدان (بلكه استناد به يك پاراگراف آن)‌ بدون‌ توجه‌ به‌ ساير مقالات‌ ـ كه‌ بويژه‌ از منتقدان‌ بهائي‌ سر مي‌زد ـ عمدتا‌ نمي‌تواند قضاوت‌ جامع‌ و  دقيقي را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد.

به‌ جرات‌ مي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ در ايام‌ 29 بخش قابل توجهي از مطالب‌، براي‌ نخستين‌ بار مطرح‌ ‌شده (و بقيه نيز با پرداختي نو ارائه) گرديده است و بيش‌ از 70 درصد استنادات‌ و منابع‌ بحث‌، از آثار بهائي‌ اخذ شده‌ ، اين در حالي است ‌ كه‌ تعداد قابل‌ توجهي‌ از نقدهايي‌ كه‌ از سوي‌ هواداران‌ بهائيت‌ به‌ دست‌ ما رسيده، بر اين‌ ادعا استوار است‌ كه‌ اين‌ مطالب‌ عمدتا قديمي‌ و تكراري‌ بوده‌ و از كتابهاي‌ رديه گرفته شده‌ است! شاهد اين‌ امر نيز آن‌ است‌ كه‌ در تمامي‌ نقدهايي‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ دست‌ ما رسيده‌، نقد بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از مطالب‌ ايام‌ 29 مغفول‌ مانده‌ و به‌ آنها پرداخته‌ نشده‌ است‌ زيرا استناد مباحث‌ به‌ طور عمده‌ از منابع‌‌ بهائي‌ بوده‌ و حرف‌ حساب‌ هم‌ جواب‌ ندارد!

از سوي‌ ديگر حجم‌ بسيار زيادي‌ از مطالب‌ تهيه‌ شد، كه‌ اين‌ 64 صفحه، خلاصه‌ صدها صفحه‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌ محسوب‌ مي‌گرديد. بدين‌ترتيب‌ بخش‌ مهمي‌ از مطالب‌ در ايام‌ گنجانده‌ شد، اما همچنان‌ مطالبي‌ بسيار مستند و علمي‌ و پراهميت،‌ امكان‌ نشر در ايام را پيدا نكرد.

2. بازتاب‌ها

الـف) واكنش‌هـاي مثبت: روز ششم‌ شهريور 1386 مصادف‌ با شب‌ نيمه‌ شعبان، فرخنده‌ زادروز حضرت‌ حجت‌ بن‌ الحسن‌ العسكري‌عج، بيست‌ و نهمين‌ شماره‌ ايام، ضميمه‌ روزنـامـه‌ جام‌جم‌ در 64 صفحه‌ با عنوان:  «بهائيت؛ آن ‌گونه‌ كه‌ هست»  انتشار يافت‌ و همان‌ روز طي‌ مدت‌ كوتاهي‌ در سراسر كشور ناياب‌ شد. انتشار اين‌ ويژه‌نامه، بازتاب‌هاي‌ گسترده‌اي‌ را در داخل و خارج از كشور برانگيخت و بلافاصله‌ انـبـوه‌ خـوانندگان‌ ضمن‌ تماس‌ يا مراجعه‌ حضوري، خواستار يك‌ يا چند نسخه‌ از آن‌ شدند. روزنامه‌ نيز با پيش‌بيني‌ اين‌ امر و اتخاذ تمهيدات‌ لازم، در حد‌ وسع‌ خود در صدد اجابت‌ تقاضاي‌ مردم‌ بود ولي‌ به‌ دليل‌ حجم‌ زياد درخواست‌ها ناگزير شد تمهيدات ويژه‌اي‌ را براي‌ اين‌ امر اتخاذ‌ كند تا تحت‌ نظم‌ خاصي‌ درآيد. گروه‌ قابل‌ توجهي‌ از مردم‌ با تماس‌هاي‌ تـلـفـنـي‌ و ارسـال‌ پيام‌هاي‌ الكترونيكي‌ و... پرداختن‌ به‌ اين‌ موضوع‌ را در مقطع كنوني، امري‌ لازم‌ و ضروري‌ برشمردند و اظهار داشتند كه‌ ويژه‌نامه‌ مذكور توانسته‌ است تا حدود زيادي به‌ اين ضرورت‌ پاسخ‌ دهد.  در شهرسـتان‌ها نيز شاهد بازتاب‌هاي‌ مختلفي‌ بوديم. در اصفهان، راهپيمايان‌ در روز نيمه‌شعبان‌ اين‌ اقدام‌ را مورد حمايت‌ قرار دادند و علماي‌ بزرگ‌ اين‌ شهر با ارسال‌ نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ رياست‌ سازمان‌ صدا و سيما پرداختن‌ به‌ اين‌ موضوع‌ را اقدامي‌ شايسته‌ دانستند، كه موجب آگاهي عمومي و مسرت خواص شده است. در قـم‌ نـيـز بـرخـي‌ مـراجـع‌ عـظـام‌ تقليد در سخنرانيهاي‌ متعدد خويش، انتشار اين‌ ويژه‌نامه‌ را ستودند و اقدامي در جهت روشن شدن حقايق دانستند. از سوي ديگر بعضي شخصيت‌ها (همچون ائمه محترم جمعه) و مراكز علمي، آموزشي و اجرايي (همچون وزارت آموزش و پرورش‌ و ...) با ارسال نامه‌هاي جداگانه‌اي، خواستار تعدادي از ويژه‌نامه مزبور شدند كه با تدابير پيش‌بيني شده، خوشبختانه توانستيم اين درخواست‌ها را اجابت كنيم. بعضي گروههاي علمي در موسسات آموزش عالي نيز با ارسال نامه‌هايي بروسعت تتبع، بكر بودن مباحث و همچنين اتقان مطالب و رويكرد علمي آن در ويژه‌نامه مزبور انگشت تاكيد نهاده و انتشار آن را مورد تمجيد قرار دادند و حتي برخي ديگر از اين موسسات، ويژه نامه را تهيه و در اختيار اعضاي گروههاي علمي خويش گذاردند. همچنين تعدادي از شخصيت‌هاي كشور و گروههاي علمي و كارشناسي از دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي ضمن تماس تلفني يا ملاقات حضوري با رئيس سازمان صدا و سيما انتشار ايام 29 را اقدامي بجا و در خور تحسين شمردند.

ب) بازتاب‌هاي منفي: همه‌ واكنش‌ها اما به‌ اينجا ختم‌ نمي‌شد و اين‌ اقدام، بازتاب‌هاي‌ ديگري‌ نيز به همراه داشت. عده‌اي كه مقالا‌ت ايام به كامشان شيرين نيامده بود،‌ در تماسهاي‌ تلفني، با فحشها، اهانت‌هاي‌ تند و تيز و انواع‌ تهديدات (حتي تهديد به اسيد پاشي و قتل!)‌ ما را نواختند. برخي‌ هم‌ با ايميل‌ و نامه‌ با اين‌ اقدام‌ مخالفت‌ ورزيدند و البته‌ در برخورد با اين‌ ويژه‌نامه‌ و مقالات‌ مختلف‌ آن‌، غالبا تعابيري تند و خارج از نزاكت را به كار گرفتند و البته‌ مواردي‌ نيز وجود داشت‌ كه‌ به‌ نحو مو‌دبانه‌ نظر خويش‌ را ابراز كرده‌ بودند. همچنين‌ باخبر شديم‌ كه‌ در روز انتشار اين‌ ويژه‌نامه‌ در پاره‌اي‌ شهرها نيز افرادي‌ با برنامه‌ريزي‌ قبلي‌ و بعضي‌ با وانت‌بار به‌ كيوسك‌هاي‌ روزنامه‌فروشي‌ مراجعه‌ كرده‌ بودند تا با جمع‌آوري‌ هر مقدار ممكن‌ از روزنامه‌ و ايام 29 جلو انتشار آن‌ را بگيرند، ولي‌ طبق‌ اخبار واصله، خوشبختانه‌ اين‌ اقدام‌ نيز مانعي‌ جدي‌ در آگاهي‌بخشي‌ خوانندگان‌ فهيم‌ فراهم‌ نياورد.

بنابر آنچه كه در برخي سايت‌ها منعكس شد 10 روز پس‌ از انتشار ويژه‌نامه، كادر مركزي‌ بهائيان‌ ايران‌ نيز مجبور به اعلام موضع و تحريك اعضا به‌ مقابله‌ با ايام‌ 29 شد و جالب‌ آن كه همپاي اين بي‌مهري‌ها،‌ تماسهاي‌ روزافزوني نيز از عناصر منصف درون‌ اين‌ گروه و نيز مسلماناني‌ كه‌ تحت‌ تبليغ‌ بهائيان‌ قرار گرفته‌اند، داشته‌ و داريم‌ كه‌ آگاهي‌ بيشتر نسبت‌ به‌ پيشينه‌ و اهداف‌ اين‌ تشكيلات‌ را خواستارند و زمينه ارتباط آنها با كارشناسان‌ برجسته‌ تدريجا فراهم مي‌شود.  بحمدالله‌ ايام‌ 29 در تامين هدف اساسي تهيه‌كنندگان، يعني  تبيين علمي حقايق تاريخي و ارتقاي سطح‌ آگاهي‌هاي نسل‌ جوان كشور و نيز برانگيختن حس تحقيق و كاوش در جوانان بهائي (به دور از كليشه‌‌هاي رايج و جنجال‌هاي تبليغاتي)، بسيار موفق بوده است و تاثيرات مثبت و بلندمدت آن روز به روز بيشتر خودنمايي مي‌كند. در واقع، ويژه‌نامه ايام 29، حركتي برخاسته از عشق (عشق به حقيقت) بود كه به گفته خواجه شيراز، خوشتر از  پژواك و بازتاب آن، يادگاري در جهان هستي نيست:از صداي1 سخن عشق نديدم خوشتر     يادگاري كه در اين گنبد دوّار بماند  پي‌نوشت:1 .  صدا به معناي پژواك و بازتاب صدا است. به قول ملا‌ي رومي: اين جهان كوه است و فعل ما ندا / سوي ما آيد نداها را صدا.

فهرست مطالب:

» ايام 29؛ فرآيند تدوين و بازتاب‌ها   صداي سخن عشق... 

» مخاطب اصلي مقالات ايام، و پاسخ به چند ايراد

» نقدي «روش شناسانه» بر مقالات انتقادي عليه ايام 29

» ما ايستاده‌ايم؛ پاسخ منطقي بدهيد!

» نيمهِ‌ شعبان، عيد اميد

» انقلاب‌ اسلامي‌ ايران؛ وامدار الطاف‌ الهي ؛ ما منّت‌ از ولي‌عصرعج مي‌كشيم‌

» توصيه‌هاي‌ رهبر كبير انقلاب‌ ‌

» بهائيت و روس‌ تزاري

» بحثي در مناسبات حسينعلي‌ بهاء و روسيه‌، پيوند ديرپا با استعمار تزاري‌ 

» واكاوي مناسبات روس تزاري و بهائيت‌، ماه عسل در عشق‌آباد

» باقر اوف؛ بهائي‌ و «روس‌فيل» ، خوابي كه تعبير نشد!

» چرا كتاب‌ «كشف‌ الغطاء» را جمع‌ كردند؟!‌

» بهائيت‌ و انگليس

» حمايت‌ انگليس‌ در طول‌ قرن‌ 20 از بهائيان‌; پيام محبت‌آميز ملكه!

» جرياني‌ ارتجاعي‌ و وابسته‌

‌‌» مناسبات‌ مانكجي‌ هاتريا با بها‌ئيان؛‌بها‌ئيت‌ و سرويس اطلاعاتي‌ انگلستان‌؛ (ویرایش دوم با اضافات و تکمیلات)

» همكاري‌ بهائيان‌ با تشكيلات‌ (سياسي‌ و اقتصادي) روسيه‌ در ايران، مغازله با همسايه شمالي

» پرده‌اي از مناسبات بهائيت‌ و عثماني‌ ‌، نامه‌اي كه به سرقت رفت!

» پيشگويي‌هاي غريب! ‌

» دوستان‌ «انگلو ـ صهيون» عباس‌افندي‌

» همكاري‌ با مؤ‌سسات انگليس‌ در ايران‌

» بهائيت‌ و امريكا

» پيوند ديرين با امريكا

» بهائيت،پيشگام در ترويج فرهنگ امريكايي در ايران‌

» دستيار جناب ويلسون‌

» اردشيرجي‌، ميراث‌دار مانكجي در ايران‌

» تعامل با ميسيون‌هاي تبشيري

» كارنامه نبيل الدوله كاردار بهائي سفارت ايران در امريكا؛ به نام ايران، به كام فرقه

» حمايت امريكا از بهائيه،  پس از انقلاب اسلا‌مي‌

» بها، و تحت‌ الحمايگي‌ روسيه‌

» پيامدهاي يك قتل‌

» روز شمار تاریخ بابیت وبهائیت

» بهائيت؛ پيوند با استکبار

» برخورد دوگانه‌

» مبارزه دولت شوروي با بهائيان

» روابط با سيا و کاخ سفيد

» بهائيت‌ و اسرائيل‌

» دادگاههاي‌ اسرائيل پشتيبان‌ شوقي‌ افندي‌

» ديدار با مسئولان‌ تراز‌ اول‌ اسرائيل

» رسانه‌هاي‌ اسرائيل حمايت ‌مي‌کنند

» بهائيت‌ و صهيونيسم‌؛ پيوند ديرين‌

» حضور در انجمنهاي‌ ماسوني‌ و شبه‌ ماسوني‌

» شادي از پيروزي تل آويو

‌‌» بهائيت‌ و ماسونيّت؛ ويژگي‌ها و اهداف مشترک‌

» موج‌ بيداري‌ اسلامي، و افول‌ فرقه‌ ضاله‌

» با اسرائيل، در سالهاي‌ اخير

» بهائيت‌ و رژيم‌ پهلوي‌

» هزار پيشه!

» امپرياليسم خبري و بهائيت‌

» مرگ‌ حق‌ است‌؛ اما براي‌ همسايه!‌

» کرنش به‌ ديکتاتوري!

» تبليغ در کشور کودتاها

» چرا شاه‌ از بهائيان‌ حمايت‌ مي‌کرد؟

» هزار پيشه!

» امپرياليسم خبري و بهائيت‌

» راز قتل‌ طيب‌! ‌

» امام‌ خميني‌ و بهائيت‌؛ خروش بر توطئه‌ها!

» هشدار به مسؤولا‌ن رژيم‌

» با خارجي‌ها سر و سرّ دارند

» آيت‌الله‌ بروجردي‌ و بهائيان‌؛ نگران از نفوذ!

» تخريب‌ «هويت» ملي ؛ به‌ نفع‌ غربزدگي‌

» استعمار و ظهور مسلکهاي‌ شبه‌ديني

» نقد بابيت و بهائيت‌

» بهائيت، روياروي‌ جهان‌ اسلام‌

» ميرزا آقا خان‌ نوري‌ و حسينعلي‌ بهاء

» بيا تا عزيزت‌ کنم!

» پايداري‌ ياران‌ امير

» روادار، اما نه‌ با دين‌سازان‌ وحدت‌ شکن‌

» اميرکبير؛ در مقابله باب و بهاء!

» سقوط‌ در دام‌ بهائيت‌

» واکاوي پرونده وزير همايون در عصر قاجار‌ ‌؛ کارنامه‌ يک‌ وزير بهائي‌

» کاش همه بهائي مي‌شدند!

» تبليغ در کشور کودتاها

» کرنش به‌ ديکتاتوري!

» مرگ‌ حق‌ است‌؛ اما براي‌ همسايه!‌

» بهائيان در ويتنام اشغالي‌؛ تبليغ‌ در خدمت‌ نظام سلطه‌

» بهائيت‌ و سياست؛ تناقض‌ شعار و عمل‌

» عظمت يک‌ بانوي‌ فقير مسلمان! ‌

» خاطرات‌ يک‌ نجات‌يافته‌

» خاطرات حسين فلا‌ح؛ يک نجات‌يافته ديگر؛ حجت مسلماني من‌

» مظلوم‌نمايي‌ به‌ قيمت‌ دروغپردازي‌

» خشم سران‌ بهائيت‌ از بي‌ توجهي‌ جهانيان‌ به آنان

» روِياي‌ يک‌ پروفسور بهائي‌

» عجز علي‌محمد شيرازي از پاسخگويي‌ به‌ سؤ‌ال‌ علماي‌ اصفهان‌؛ باب و چالش‌هاي پيش رو

» بحثي در توبه نامه علي‌محمد باب‌؛ هيچ‌ادعايي ندارم و توبه مي‌کنم!

» رفتارشناسي بهائيت در برخورد با منتقدان

منابع: http://www.ayam29.comو همچنین:http://www.ayyam.blogfa.com/ 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 19:50  توسط سینا  | 

بزرگترين خريداران غيرقانوني اعضاي بدن فقرا

طي سالهاي اخير خريد و فروش اعضاي بدن به يکي از پر رونق ترين بازارهاي سياه و زيرزميني جهان مبدل شده؛ به طوري که ارزش کل بازار سياه خريد و فروش غيرقانوني اعضاي بدن انسان در سطح جهان بيش از 50 ميليون دلار ارزيابي شده است. به گزارش رجانيوز به نقل از برنا،وب سايت"بازارهاي غيرقانوني گزارش داد:،در اين بازارهاي سياه اعضاي بدن بسياري ازفقراي جهان از جمله مردم بوسني ،مالديو، آلباني و گرجستان در اروپاي شرقي و مردم کشورهاي چين، پاکستان، مصر ، کلمبيا، فيليپين و اکثر کشورهاي آفريقايي سلاخي شده و به کشورهاي ثروتمند اروپايي و آمريکايي و در راس آنها دو کشور اسرائيل و آمريکا ارسال مي شود.

در اين گزارش آمده است:طبق آمار 10 درصد کل پيوندهاي کليه که سالانه در اسرائيل انجام مي شود با کليه هايي است که شبکه هاي قاچاقي و زيرزميني اين کشور از ديگر کشورها خريداري کرده است. پيش از اين خبرگزاري رويترز در گزارشي اعلام کرده بود:سالانه بيش از 10 هزار عمل پيوند کليه در جهان انجام مي شود که اغلب آنها از بدن انسان هايي خارج شده که به دليل فقر شديد به ازاي مبلغ بسيار ناچيزي اقدام به فروش کليه خود کرده است. در اين گزارش آمده است: تنها در روستايي واقع در مالديو از هر 40 نفر 14 نفر به منظور رهايي از فقر مفرط اقدام به فروش کليه هاي خود کرده اند. آمار منتشره از سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد که در حال حاضر اعضاي بدن انسان با قيمت هاي بسيار گزاف در زنجيره هاي مافيايي بازار سياه خريد و فروش اعضاي بدن به فروش مي رود و اين درحالي است که مبلغ بسيار ناچيزي به افراد اهدا کننده که اغلب از کشورهاي فقير هستند پرداخت مي شود.

در گزارش سازمان جهاني بهداشت آمده است:هرکليه در بازار سياه جهاني به طور متوسطه 5 هزار دلار به فروش مي رسد، در حالي که مبلغ پرداخت شده به صاحبان اين کليه ها درصد بسيار کمي از اين مبلغ است. آمار منتشر شده در وب سايت بازارهاي غيرقانوني حاکي است:در کشورهاي فقير از جمله عراق و فيليپين اعضاي بدن انسان با قيمت حدودا 500 دلار خريده مي شود و اين در حالي است که قيمت خريد همين اعضا در بازارهاي کشورهايي همچون آمريکا و اسراييل حدود 20 تا 40 هزار دلار است.

خبرگزاري رويترز نيز در مقاله اي با عنوان بازارهاي سياه خريد و فروش انسان عامل اصلي اختلال در برنامه جهاني اهداء عضو آورده است: سالانه به طور متوسط 10 هزار کليه در بازارهاي سياه جهان به فروش مي رسد و اين در حالي است که تنها 10 درصد قيمت اصلي اين عضو که يکي از مهم ترين و کليدي ترين اعضاي بدن انسان به فرد اهداکننده در کشورهاي فقير پرداخت مي شود. "مايکل باس"- يکي از اعضاي شوراي همکاري هاي بهداشتي هلند- گفت:در حال حاضر 95 هزار نفر در آمريکا و 65 هزار نفر در اروپا در ليست انتظار عمل جراحي پيوند کليه اند و اين در حالي است که متوسط عمل هاي جراحي پيوند کلي در آمريکا و اروپا سالانه به طور متوسط 25 و 16 هزار عمل است.بدين ترتيب از آنجا که برنامه هاي قانوني پيوند اعضا در سطح جهاني به شدت از سوي بازارهاي غير قانوني دچار اختلال شده بسياري از بيماران ازکشورهاي براي پيوند اعضا به کشورهاي فقير به خصوص کشورهاي آسيايي سفر مي کنند. در مقاله منتشر شده از سوي شبکه اينترنتي"نشنال پست" کانادا نيز آمده است:سالانه بسياري از مردم کانادا که نيازمند پيوند عضو هستد، براي انجام عمل جراحي به چين سفر مي کنند. گفتني است،بنابراين گزارش بخش اعظم ارگان هايي که در بازارهاي سياه چين به فروش مي رود از بدن زندانيان محکوم به مرگ تامين مي شود. منبع:رجا

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 16:58  توسط سینا  | 

فعاليت جاسوسان اسراییل در کشورهاي خليج فارس

روزنامه کويتي الدار نوشت : شرکتهاي اسرائيلي فعاليت هاي جاسوسي خود را در سالهاي اخيردر کشورهاي عربي و اسلامي از جمله کشورهاي خليج فارس گسترش داده اند. به گزارش رجانیوز به نقل از ایرنا،اين روزنامه افزود: يک گزارش اسرائيلي که روز گذشته منتشر شد خاطرنشان کرده است که دهها تن از افسران بلندپايه سابق اسرائيل و شماري از مقامات بلندپايه سابق اين رژيم در سازمانهاي شاباک و موساد با هماهنگي دستگاههاي امنيتي اسرائيل در شماري از کشورهاي خليج فارس و داراي روابط خوب با آمريکا، از طريق شرکتهاي خارجي متخصص امور امنيتي فعاليت مي کنند.

به نوشته الدار، اين گزارش که از سوي روزنامه هاآرتص منتشر شده خاطرنشان کرده است که اسرائيلي ها فعاليت هايي امنيتي به ارزش دهها ميليون دلار با محوريت ارايه راهنمايي براي راه اندازي سيستم هاي سلاح هاي پيشرفته و تجهيزات اطلاعاتي و نيز آموزش نيروهاي داخلي براي حفاظت از مرزها، خنثي کردن عمليات گروگان گيري ، کودتا و تلاش براي اشغال اهداف استراتژيک مانند تاسيسات نفتي، انجام مي دهند.در اين گزارش همچنين به شماري از اسامي چهره هاي سرشناس در دستگاههاي امنيتي اسرائيل و داراي نقش در اين زمينه مانند گيورا آيلاند رييس سابق شوراي امنيت ملي اسرائيل و ژنرال دورون الموگ اشاره شده است.در اين گزارش از تعدادي از شرکت هاي تحت نظارت وزارت امنيت اسرائيل مانند رفائل فعال در زمينه تجهيز ادوات جنگي و نيز شرکت صنايع نيروي هوايي نام برده شده است .منبع:++

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 16:44  توسط سینا  | 

اسرار دیگری از زرادخانه هسته ای اسرائیل

گروهی از کارشناسان روزنامه ساندی تایمز چاپ لندن موفق شدند از اسرار کارخانه ای مخفی که در ساخت تسلیحات هسته ای اسرائیل مشارکت داشت، پرده بردارند.به گزارش رجانيوز به نقل از واحد مرکزی خبر: به نوشته ساندی تایمز،‌ این کارخانه که در زیر صحرای نگو مخفی است، در 20 سال گذشته محل ساخت کلاهک های اتمی بوده است.اکنون این کارخانه تقریبا به طور قطع ساخت تسلیحات هسته ای حرارتی را آغاز کرده است که می تواند کل یک شهر را با خاک یکسان کند.اطلاعات درباره توانایی اسرائیل برای ساخت بمب اتمی نخستین بار از اظهارات "موردخای وانونو" به دست آمد که حدود 10 سال به عنوان تکنسین هسته ای در پناهگاه زیرزمینی فوق سری "ماچون-دو"(Machon-2) کار می کرد.این پناهگاه برای تامین قطعات حساس ساخت تسلیحات هسته ای در دیمونا (تاسیسات تحقیقات هسته ای اسرائیل) ایجاد شده بود.

اظهارات وانونو، کارشناسان هسته ای را که برای تعیین صحت و سقم گفته های او آمده بودند،‌ متحیر کرد ، زیرا این اظهارات نه تنها نشان می داد که اسرائیل -چنانچه از مدت ها پیش گمان می رفت- بمب اتمی دارد، بلکه به قدرتی هسته ای تبدیل شده است.مدارک و تصاویر وانونو که به دقت تحت نظر کارشناسان هسته ای قرار گرفت، نشان می دهد، اسرائیل به فناوری های پیچیده و به شدت محرمانه برای آرایش زرادخانه مخوف خود دست یافته است.این کارشناسان تایید کردند که اسرائیل اکنون پس از امریکا، شوروی سابق، انگلیس، فرانسه و چین در رده ششمین کشور قدرتمند هسته ای در جهان است و زرداخانه آن از کشورهایی مانند هند ، پاکستان و افریقای جنوبی که گمان می رود سرگرم ساخت این تسلیحات باشند، بسیار بزرگتر است.

اسرائیل بیش از دو دهه کارخانه مخفی ساخت تسلیحات هسته ای خود را حفظ کرده و در طول دهه 1960 با پنهان کردن آن در زیر ساختمانی معمولی و متروک، مراحل استخراج پلوتونیوم آن را از دید ماهواره های جاسوسی و بازرسان مستقل دور نگه داشته است.این کارخانه به فناوری فرانسوی استخراج پلوتونیوم مجهز است که دیمونا را از تاسیساتی تحقیقاتی به مجموعه ای برای تولید بمب های اتمی تبدیل کرد.تولید پلوتونیوم در این مجموعه به چهل کیلوگرم در سال می رسد که برای ساخت ده بمب اتمی کافی است.اسرائیل در 6 سال گذشته تجهیزات بیشتری را برای ساخت اجزای سلاح های هسته ای حرارتی به آن اضافه کرده است.این راکتور 26 مگاواتی توسعه یافته است و احتمالا اکنون در حد نیروگاهی 150 مگاواتی فعالیت می کند که به آن امکان می دهد پلوتونیوم بیشتری استخراج کند.

دانشمندان هسته ای که ساندی تایمز با آنها گفتگو کرده است، گفتند حدود 100 تا 200 سلاح هسته ای با قدرت تخریبی مختلف ساخته شده است.این برآورد قدرت زرادخانه هسته ای اسرائیل را 10 برابر بیشتر از برآورهای پیشین نشان می دهد.یکی از این دانشمندان تئودور تیلور بود که در طراحی نخستین بمب اتمی امریکا فعالیت داشت و پس از آن به عنوان رئیس برنامه آزمایش تسلیحات اتمی پنتاگون انتخاب شد.وی با بررسی تصاویر وانونو از داخل دیمونا گفت: دیگر نباید هیچ تردیدی درباره این موضوع وجود داشته باشد که اسرائیل دست کم از یک دهه قبل یک قدرت هسته ای تمام عیار بوده است. برنامه تسلیحات هسته ای اسرائیل کاملا پیشرفته تر از آن چیزی است که در گزارش های پیشین به ان اشاره شده است.منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 16:40  توسط سینا  | 

بلک واتر ؛ خطرناکترین سازمان سری جهان

یک خبرنگار معروف امریکایی ، شرکت امنیتی و نظامی بلک واتر را خطرناکترین سازمان سری جهان توصیف کرد.به گزارش رجانيوز به نقل از واحد مرکزی خبر، خبرگزاری مستقل عراق از بغداد گزارش داد ، جِرِمی اسکاهیل ، خبرنگار برجسته امریکایی ، در کتابش که از پر فروشترین کتابها در امریکا بوده فاش کرده است سازمان بلک واتر متشکل از نظامیان ارتش امریکا و جنایتکارترین افسرانی است که درکثیف ترین جنگ های این کشور درافغانستان ، سومالی ، بالکان ، لبنان ، عراق و دیگر مناطق جهان ، اقدامات وحشیانه انجام می دادند .به نوشته اسکاهیل ، یک میلیاردر امریکایی به نام " اریک برانس " که حامی اصلی مالی بوش ، رئیس جمهور امریکا ، بوده این افسران را در قالب بلک واتر گرد آورده است .اسکاهیل می افزاید: سازمان بلک واتر یک ارتش زیر زمینی است که درزمینه قاچاق سلاح ، ترور، کودتا ،‌ قاچاق مواد مخدر و پولشویی فعالیت می کند و حقوق پرسنل این شرکت را دولت عراق پرداخت می کند و ناوگان ویژه ای متشکل از 20 فروند هواپیما و بالگرد از جمله بالگردهای رزمی و بالن های کوچک ردیابی در اختیار دارد.به نوشته این خبرنگار امریکایی ، دولت امریکا با پرداخت پولهای هنگفت این سازمان را برای حمایت از دیپلماتها و افراد شرکت هایی که مدعی بازسازی عراق هستند و دلالان نفت به خدمت گرفته است .

براساس این گزارش ، سازمان بلک واتر بیش از 2300 نیروی دائم و بیش از 21 هزار نیروی احتیاط دارد که هرزمانی لازم باشد فورا فراخوانده می شوند.اسکاهیل همچنین نوشته است ، بلک واتر یک گروه اطلاعاتی خصوصی نیز دارد که مسئولیت آن هم برعهده شماری از مسئولان سابق ارتش و سازمانهای اطلاعاتی دولت امریکاست.این خبرنگار امریکایی می افزاید ، سازمان بلک واتر قراردادهای دولتی به ارزش بیش از 500 میلیون دلار منعقد کرده است به طوری که یکی از اعضای کنگره امریکا گفته است بلک واتر می تواند بسیاری از دولتهای جهان را سرنگون کند.نشریه فورشن نوشته است محافظان بلک واتر در عراق روزانه 600 دلار حقوق دریافت می کنند.

براساس این گزارش ، عناصر این سازمان و همه پیمانکاران در عراق بر اساس قانونی که پل برمر حاکم غیر نظامی امریکا در سال 2004 صادر کرد از مصونیت قضایی برخوردارند.جِرِمی اسکاهیل ، خبرنگار برجسته امریکایی ، این کتاب را در 19 فصل و 519 صفحه نوشته است و قرار است به زودی به فیلم سینمایی تبدیل شود.روی جلد این کتاب این جمله از کتاب چاپ شده است که " شماری مزدور سرنوشت کشورها و ملتها را رقم می زنند و در اتاقهای قدرت در واشنگتن افراد با نفوذی نشسته اند که بدون آنکه محاکمه شوند مرتکب جنایت می شوند ".منبع:++

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 16:33  توسط سینا  | 

شيطان‌پرستان روسي در مراسمي چندش‌آور 4 نوجوان هموطن خود را كشتند و خوردند.

به گزارش رجانيوز به نقل از جام جم،نشريه انگليسي سان نوشت: شيطان‌پرستان به هر يك از قربانيان خود 666 ضربه چاقو زدند و سپس با قطعه‌قطعه كردن اجسادشان آنها را پختند و خوردند.پليس روسيه قلب‌ها ، جمجمه‌ها و استخوان‌هاي بدن قربانيان را در چاله‌اي در منطقه باروسلاول،‌ در حدود 500 كيلومتري مسكو در كنار لاشه يك جونده كوچك كه به طور معكوس روي صليبي مصلوب شده بود، پيدا كردند.قربانيان، 3 دختر و يك پسر، همگي 16 و 17 ساله ، ماه ژوئن از خانه‌هاي خود ناپديد شدند. پليس ماه گذشته اجساد «آيناگوروخووا» ، «اولگا پوخووا» ،‌ «واريا كوزمينا» و «آندره‌يي سوروكين» را پيدا كرد.

شيطان‌پرستان اين نوجوانان را تك‌تك فريفتند و به كلبه‌اي بردند و پيش از شروع مراسم ابلهانه خود ، آنان را وادار كردند مقدار زيادي مشروب الكلي بنوشند. موهاي سر قربانيان در نزديكي محل كباب كردن جسدشان پيدا شد.پليس پس از اين كه مطلع شد 4 نوجوان با رهبر گروه شيطان‌پرستان تماس تلفني داشته‌اند، 8 نفر از شيطان‌پرستان را دستگير كرد. آپارتمان «نيكلاي اوگولوبياك» ،‌ رهبر شيطان‌پرستان در حدود 250 متري محل كشف بقاياي نوجوانان قرار دارد.منبع: پایگاه خبررسانی رجا/تاریخ 30شهریور1387

***توضیح بسیار مهم: فرقه منحوس شیطان گرایی ساخته آنتوانلوی یهودی و تحت حمایت دولت آمریکا در سال ۱۹۶۶ در آمریکا بایابی وبنیانکذاری شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 16:28  توسط سینا  | 

تعليق و توقف؛ افتخار دولت اصلا‌حات!

مقام معظم رهبري در ديدار اخير دولتمردان با ايشان، يكي از نكات برجسته دولت نهم را «اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‌طلبي سياست‌هاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غرب‌زدگي» دانستند و فرمودند: «انسان در اين دولت اين را احساس مي‌كند، عزت ملي و استقلا‌ل حقيقي و معنوي از اين‌جا حاصل مي‌شود. استقلا‌ل به اين نيست كه انسان شعار استقلا‌ل بدهد يا حتي مثلا‌ً در زمينه‌هاي اقتصاد هم به يك رشد بالا‌يي دست پيدا كند؛ نه، استقلا‌ل اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براي او اهميت قائل باشد. براي حفظ او تلا‌ش و كار كند و در مقابل معترضين و مستهزئين، شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.»

ايشان ضمن گلا‌يه و اظهار تأسف از عملكرد منفي برخي دولت‌هاي گذشته در اين موضوع افزودند: «ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، مي‌ديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولا‌ن بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلا‌ب در مقابل ديگران شرمنده‌اند و خجالت مي‌كشند كه حقايق انقلا‌ب را بر زبان جاري كنند يا آن‌ها را پي‌گيري كنند يا به آن‌ها اهميت بدهند!» معظم‌له اين نوع تفكر را بلا‌يي بزرگ براي جامعه خواندند و خطاب به دولت نهم فرمودند: «اين را شما نداريد.» سپس يكي از مظاهر دفاع از عزت ملي را دفاع دولت نهم از مسأله هسته‌اي معرفي كردند و فرمودند: «مسأله انرژي هسته‌اي، براي ما فقط اين نبود كه ما مي‌خواستيم يك فناوري داشته باشيم، ديگران مي‌خواستند ما نداشته باشيم...، قدرت‌هاي گوناگون، پررو، متجاوز، زورگو و دنباله‌ها و اقمار بي‌ارزش‌آن‌ها، مي‌خواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. ملت ايران، دولت شما و شخص رئيس‌جمهور، در مقابل اين زورگويي و اين تحميل و اين افزون‌طلبي ايستاديد خداي متعال هم كمك كرد. پيش رفتيد.» رهبر معظم انقلا‌ب با تأكيد بر ضرورت داشتن استراتژي تهاجم به دشمن به جاي دفاع فرمودند: «بهترين دفاع در چنين مواقعي -تهاجم زورگويانه- هجوم است.»

خوشبختانه امروز پس از يك مقاومت همه جانبه و تهاجم به دشمن، هم در عرصه‌هاي فناوري هسته‌اي در جايگاه بلندي ايستاده‌ايم -قريب به 5 هزار سانتريفيوژ فعال در حال غني‌سازي اورانيوم و هم‌چنان رو به افزايش است- و هم در سياست خارجي و عزت و اقتدار ملي در نقطه اوجيم و اجازه نداده‌ايم عزت ملت ايران لگدمال شود. شايد برخي افراد به دليل حجم سنگين اخبار و سرعت تحول در مسائل سياسي، بعضي مسائل را از ياد برده باشند و ندانند كدام مسؤول و كدام حزب در دولت‌هاي گذشته در برابر زياده‌خواهي‌هاي دشمن منفعلا‌نه برخورد و عزت و اقتدار ملي را لگدكوب كرده است، اما نيم نگاهي به مواضع رئيس‌جمهور سابق، حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين و... كه آن روزها مجلس و دولت را در اختيار داشتند، تا حدودي مسأله را روشن مي‌كند.. عقب‌نشيني‌هاي پي در پي در موضوع هسته‌اي و پذيرش داوطلبانه پروتكل الحاقي و تعليق كامل، از دستاوردهاي! دولت اصلا‌حات بود كه آن روزها به آن‌ افتخار مي‌شد! «آقاي محمد خاتمي درباره زمان امضاي مقدماتي پروتكل با بيان اين‌كه ما به آژانس اعلا‌م كرده‌ايم هر زمان كه آمادگي دارد، ما آماده امضا هستيم، گفت: اگر ده روز ديگر و يا فردا باشد آن را امضا خواهيم كرد. وي در قبال اظهارات خبرنگاران مبني بر اين‌كه زمان امضا از سوي برخي اعضاي هيأت دولت امروز (پنج‌شنبه) اعلا‌م شده است، افزود: ممكن است امروز باشد. ما داوطلبانه قبول كرديم كه قبل از نهايي شدن پروتكل در مجلس، مواد آن را اجرا كنيم.»(!1)

متأسفانه هنوز هم بدان افتخار مي‌كنند؛ سازمان نامشروع مجاهدين انقلا‌ب در بخشي از بيانيه سراسر منفعلا‌نه خود كه در پايان سال 85 صادر شد، آشكارا به اين نكته اعترا، مي‌كند و مي‌نويسد: «از آن‌جا كه ديدگاه‌هاي اغلب اصلا‌ح‌طلبان و دولت و مجلس اصلا‌حات، كم و بيش با مواضع فوق همسويي داشت، علي‌رغم تمامي فشارها، كارشكني‌ها و فضاسازي‌هاي مخالفان قدرتمند اصلا‌حات، مسأله هسته‌اي در دوره خاتمي به نحو مطلوبي كنترل و از بروز بحران جلوگيري شد. گرچه در چند روز آخر عمر آن دولت تحت فشار مراكز قدرت كه ابتدا هدف‌شان بحران‌سازي براي دولت اصلا‌حات و جلوگيري از توفيق سياست‌هاي آن دولت در عرصه‌هاي داخلي و خارجي بود، شروع مجدد غني‌سازي اعلا‌م شد، ولي به آغاز عملي غني‌سازي مجدد تن داده نشد و اين اقدام تنها پس از استقرار گروه جديد در كاخ رياست‌جمهوري عملي شد.»)!!(

جالب اين‌كه سازمان مذكور كه تقريباً سياست‌هاي كلي و استراتژيك ديگر احزاب مدعي اصلا‌حات را ترسيم مي‌كند و خود را پدرخوانده آن‌ها مي‌داند، با تكرار شعارهاي راديوهاي اسرائيل و سازمان سيا (راديو فردا)، در همان بيانيه پي‌گيري فناوري‌ هسته‌اي را غيرضروري دانسته، دولت و ملت ايران را به‌سبب تلا‌ش براي استيفاي حقوق ملي مورد تهاجم قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «ملت بزرگوار ايران بايد بداند با داشتن راكتورهاي موجود هسته‌اي در تهران و اصفهان، كشور ما قادر به تأمين كليه نيازهاي هسته‌اي پزشكي، كشاورزي و... هست و تمامي بحث‌هاي مربوط به غني‌سازي و غيره مربوط به تأمين سوخت هسته‌اي براي نيروگاه است. از اين‌رو ما هميشه بر اين باور بوده‌ايم كه حاكمان اجازه ندارند براي دفاع از حقي كه حداكثر ما را به تأمين سوخت يك نيروگاه نيمه تمام هسته‌اي با زمان اتمام نامشخص قادر خواهد ساخت، بدون آگاه‌كردن ملت از ميزان تأثير اين «حق مسلم» در زندگي و سرنوشت‌شان، منافع و امنيت ملي آنان را به خطر اندازند.»!

مغزهاي متفكر مدعيان اصلا‌حات در بيانيه خود، ضمن تمجيد از سياست انفعال دولت اصلا‌حات! دولت نهم را نيز به پيگيري اين‌گونه سياست‌ها توصيه كرده، مي‌نويسند: «ما در اين سال‌ها بارها تأكيد كرده‌ايم گرچه آمريكا به قصد برخورد با نظام جمهوري اسامي، از مسأله هسته‌اي عليه ايران بهره‌برداري مي‌كند، ولي نبايد با سوءتدبير، بهانه‌هاي لا‌زم را براي چنين بهره‌برداري‌هايي به آن دولت بدهيم و توجه كنيم كه سياست خارجي معتدلا‌نه و صحيح مي‌تواند همين آمريكا را به پذيرش شرايطي ناخواسته ناگزير كند؛ همچنان كه اتخاذ سياست‌هاي صحيح دوره خاتمي، وزير خارجه وقت آمريكا را وادار به ابراز تأسف صريح و عذرخواهي تلويحي از ملت ايران بابت كودتاي 28 مرداد و عدم درك صحيح انقلا‌ب اسلا‌مي و رئيس‌جمهور آن كشور را نيز ملزم به نشستن و گوش‌سپردن به سخنراني آقاي خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و تشويق وي پس از خاتمه سخنراني كرد»!

طبيعي است زماني كه رئيس‌جمهور دولت اصلا‌حات براي خروج نام ايران از محور شرارت حاضر به خلع سلا‌ح حزب ا... باشد و آمادگي خود را براي تعليق كامل هسته‌اي اعلا‌م كند! سازمان نامشروع مجاهدين -از بزرگ‌ترين متفكران اين جبهه- بايد خوشحال باشد كه خانم آلبرايت به‌طور تلويحي از ايران بهسبب كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت وقت عذرخواهي كرده و رئيس جمهور آمريكا در جلسه سخنراني آقاي خاتمي نشسته و برايش كف زده است! ببينيد تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟! به‌راستي آقاي خاتمي و مدعيان اصلا‌حات با همين سياست خارجي مي‌خواهند به قدرت بازگردند؟و اگر برگردند قرار است باز انرژي هسته‌اي به همان سرنوشت دولت اصلا‌حات مبتلا‌ شود؟!

در اين ميان، اظهارات روزنامه جمهوري اسلا‌مي در پاسخ به مقاله دكتر الهام بسيار خواندني است: «در پاسخ حضرت‌عالي بايد گفت: اين‌گونه سخن گفتن در مورد فناوري هسته‌اي و به نحو زيركانه، به نفع دولت نهم مصادره كردن آن، كه از ره‌آوردهاي بيست و چندساله و از افتخارات نظام است، زيبنده دولت عدالت‌محور نيست.»(2) اين در حالي است كه سازمان نامشروع مجاهدين در بيانيه فوق‌الا‌شاره، توقف و تعليق را افتخار دولت اصلا‌حات دانسته و دولت نهم را نيز به دليل آغازكردن مجدد آن محكوم مي‌كند! و روزنامه جمهوري اسلا‌مي در سرمقاله خود، دولت نهم را به‌دليل حالت تهاجمي داشتن در برابر دشمن به ناآگاهي از زبان ديپلماسي متهم مي‌نمايد! بي‌ترديد اگر امروز دولت خدمتگزار در موضوع هسته‌اي شكست‌خورده يا دشمنان به ايران تهاجم نظامي كرده بودند، زبان اين‌گونه افراد عليه دولت نهم چند متر بلند شده بود! شخص رئيس‌جمهور را به‌سبب چنين موضعي، مقصر اصلي معرفي مي‌كردند! پي‌نوشت‌ها  1. روزنامه توسعه،27/9/82، ص نخست/ 2. ‌جمهوري اسلا‌مي، 6/6/87، ص3 منبع:از استادقاسم روانبخش/دبیرسیاسی نشریه پرتوسخن

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 21:47  توسط سینا  | 

3 دروغ‌ بزرگ دولت بوش درباره 11 سپتامبر

يك روزنامه هنگ‌كنگي در گزارشي به مناسب هفتمين سالگرد حملات 11 سپتامبر به نيويورك و واشنگتن به 3 دروغي اشاره كرد كه دولت بوش درباره 11 سپتامبر بيان كرده است.به گزارش فارس، در گزارش روزنامه "آسيا تايمز" آمده است: «خانم لورا بوش، همسر رئيس جمهوري آمريكا هفته گذشته در كنوانسيون ملي جمهوريخواهان بزرگترين دروغ را به زبان آورد و گفت كه "بوش زندگي مردم آمريكا را امن‌تر كرده است".»نويسنده اين گزارش خطاب به همسر بوش مي‌نويسد: «خانم بوش، همسر شما امنيت مردم آمريكا را تامين نكرد بلكه در زمان وي بود كه در 11 سپتامبر 2001 نزديك به 3 هزار نفر از مردم آمريكا كشته شده و 6 هزار نفر به خاطر هواپيماربايي القاعده و برخورد اين هواپيماها به ساختمان تجارت جهاني و پنتاگون زخمي شدند. همه اين اتفاقات در زمان رياست همسر شما اتفاق افتاد.»

اين روزنامه با زير سوال بردن عملكرد جمهوريخواهان در قبال اين حادثه نوشت: «عجيب‌ترين نكته سياسي در تاريخ آمريكا اين بوده كه چگونه جمهوريخواهان از مسئوليت‌هاي 11 سپتامبر شانه خالي كردند؟ چگونه گروهي مي‌توانند مرگبارترين حمله به خاك آمريكا را به عنوان نكته افتخار ياد مي‌كنند تا اين كه آن را لكه‌اي بر سوابق كاري خود بدانند؟»در اين گزارش آمده است: «توهين به واقعيت‌ها به مدت 7 سال ادامه يافت و كنوانسيون جمهوريخواهان در هفته گذشته نشان داد كه هنوز اين دروغ‌گويي‌ها ادامه دارد.»آسيا تايمز نوشت: «شانه خالي كردن جمهوريخواهان از پذيرش مسئوليت‌هاي حمله شگفت آور است. هيچ يك از گماشته‌هاي بوش بخاطر اين مرگبارترين افتضاح امنيت ملي بر كنار نشد.»در اين گزارش درباره دروغ ديگر دولت بوش آمده است كه ناكامي در رده‌هاي ارشد امنيت ملي و جامعه اطلاعاتي آمريكا موجب وقوع 11 سپتامبر شد اما دولت بوش اين را نيز نمي‌پذيرد و هيچ كس تاكنون براي اين امر مسئول شناخته نشده است.

به نوشته نويسنده دولت بوش عنوان مي‌كند كه آمريكا بعد از 11 سپتامبر هرگز هدف حمله قرار نگرفته اما دروغ بزرگ آنها اين است كه شايد آمريكا هدف حمله مستقيم قرار نگرفته باشد اما واقعيت اين است كه با اعزام سربازان به عراق و فدا كردن آنها در اصل آمريكا 4 هزار و 152 بار هدف حمله قرار گرفت است و اين تنها شمار حملات به آمريكا در عراق است.در اين گزارش دروغ بزرگ سوم درباره 11 سپتامبر را ضربه ديگري عنوان كرد كه از جهات ديگر به آمريكا وارد شده است و آن نابود شدن حقوق اساسي در ميهن و وجهه جهاني آمريكا است.آسيا تايمز تاكيد كرد: «هر كس كه از امنيت فرودگاهي در آمريكا عبور كند يا تلاش كند پول به خارج كشور بفرستد و يا با نامي مانند محمد به دنبال ويزاي دانشجويي باشد بهتر مي‌تواند اين شرايط را درك كند.» منبع:++

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 21:44  توسط سینا  | 

هاآرتص خبر داد: پسر سارکوزی با یک دختر یهودی ازدواج کرد

ژان سارکوزی پسر 22 ساله رئیس جمهور فرانسه، روز گذشته طی مراسمی با دختر یک خانواده پر نفوذ و ثروتمند یهودی ازدواج کرد.به گزارش رجانیوز به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص، ژان ساركوزي با "ژسيكا سبعون دارتي" دختر ايزابل دارتي،‌ سهامدار مهم گروه دارتي یکی از بزرگترین شرکت های الکترونیک در فرانسه ازدواج کرد.

یک كاريكاتوريست فرانسوي به نام "سينه" كه چندي پيش در هفته نامه فكاهي "شارلي ابدو"، مطلبي را در مورد دادگاه ژان ساركوزي و تبرئه وي درباره ازدواجش با این دختر سرمايه دار يهودي نوشته بود، به اتهام ترويج احساس يهودي ستيزي از كار بركنار شد.ژان ساركوزي عضو شوراي كل حزب "او ام پ" است.   سارکوزی نیز پس از طلاق زن اول خود بعد از 11 سال، 7 ماه پیش با "کارلا برونی" مدل و خواننده معروف ازدواج کرد.  پدربزرگ سارکوزی یک یهودی بوده است وسارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری از حمایت بی دریغ یهودیان برخوردار بود. این ازدواج پرده از ارتباط شدید سارکوزی با یهودیان برداشته است.منبع: رجانیوز به نقل از :روزنامه هاآرتص:

Sarkozy's son and Jewish heiress tie the knot

By Reuters

Tags: Nicolas Sarkozy, Jewish World 


French President Nicolas Sarkozy's 22-year-old son Jean, who has launched his own political career, married a member of the Jewish family that founded one of France's biggest retailers on Wednesday.

Jean Sarkozy has become a household name in France since he played an important role in supporting and then abandoning the main center-right party's candidate to succeed his father as mayor of the wealthy Paris suburb of Neuilly-sur-Seine.

A law student, the president's second son has since been elected to the post of local councillor in his father's former fiefdom and taken over the influential post of leader of the centre-right UMP party group in his regional council.

Advertisement

Jean Sarkozy told reporters he married Jessica Sebaoun-Darty, whose family set up one of France's biggest electronics retailers, Darty, at the town hall of Neuilly on Wednesday evening.

Jean Sarkozy shot to fame last year, when he had a hand in the demise of his father's then spokesman, David Martinon.

Martinon, who was seen as close to Nicolas Sarkozy's then wife, Cecilia, was originally anointed as the UMP candidate for mayor of Neuilly. But many residents were unhappy with a man who had never lived in their town being parachuted in to run it, and his local backers, including Jean Sarkozy, soon ditched him.


Martinon pulled out of the election, dealing a blow to his political ambitions. He has since returned to his previous career as a diplomat and is now France's consul in Los Angeles.

The younger Sarkozy's turnaround prompted some observers to say he shared his father's political cunning, and he has since become a pin-up of the centre right.

Sarkozy, born to the president's first wife, became engaged to Sebaoun-Darty in June. He has denied speculation he is planning to convert to Judaism.

The conditions in which the wedding was held -- on a weekday afternoon and with several guests arriving through a back door to avoid the waiting press -- was reminiscent of Nicolas Sarkozy's marriage to singer and former model Carla Bruni-Sarkozy seven months ago.

That wedding, celebrated in a low-key, civil ceremony at the presidential Elysee palace, was Sarkozy's third and took place just four months after he separated from Cecilia, his wife of 11 years.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 21:41  توسط سینا  | 

تراوای فرهنگی در خانه های ایرانی(نقدی برآثار پائلوکوئیلو)

برخی مجلات مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما برخلاف برخی ازقسمتهای صداو سیما بسیار بامحتوا ومفید هستندواین مهم دلیلی نداردمگراینکه این مرکز درقم تاسیس شده وگوشه کوچکی ازتوان حوزه های علمیه شیعه رابه یاری طلبیده است.امیدکه مسئولان صداوسیمادر راه استفاده وافر ازتوان عظیم حوزه ها،امکانات بیشتری رادرقم مهیا کنندوبرنامه های رسانه ملی رادر راستای فرهنگ اسلامی کار کنند.قبلاچند مقاله ازمجله خانه هنرواندیشه مرکزپژوهشها آورده بودم. امروز هم مقاله ای از آخرین شماره مجله طوبی (شماره ۲۸) بهار ۱۳۸۷ -که ماهنامه زن و خانواده مرکز پژوهشهاست می آورم. جالب بودن این مقاله به این است که بدون جوگیری و تسلیم جو مسموم فرهنگی کشور، با تحقیقی مدقانه به ریشه یابی نظریات یکی از مشهوران غرب گرای غرب پسند(!)یعنی پائلوکوئیلو، پرداخته است و ارتباطات صهیونیستی او را افشا کرده است... پیشنهاد می کنم این مقاله را با دقت بخوانید...

خودبنيادي بشر در عصر تجدد، زمينه ساز اقبال به معنويت در زمانه پس از تجدد

روزگاري انسان،  خود را خالق مي ديد و جهان را تحت کنترل علم و تکنولوژي سلطه طلب خويش مي پنداشت. آن عصر را مدرنيته نام نهاد. اما بشر، بيش از آنچه مي انديشد، ضعيف است و متکي به نيروي لايزالي که آرامشش، در شناخت و فناي در اوست. عصر کنوني را عصر معنويت نام نهاده اند، چرا که پس از حدود چهار قرن دوري از معنويت و دين و سيطره کميات و تکنيک هاي ماشيني، زندگي بشر هر روز از آرامش دورتر شده است. آرامشي که مي  پنداشت در تکنولوژي و ماشين و صنعت آن را مي يابد. اما همين ابزارهاي فني، قدرتي براي برخي شبه انسان ها به ارمغان آورد که در فاصله حدود چهل سال(1914 تا 1945 ميلادي) دو جنگ خانمان سوز و ويرانگر، دنيا را به هلاکت نزديک تر کرد. نبردهايي به نام جنگ جهاني و به کام زرسالاران يهودي و صهيونيست و بعضا مسيحي.

در اين دو دوره جنگ، بيش از صد ميليون انسان غالبا بي گناه در ميدان اتش و تکنولوژي سوختند و از بين رفتند و سرمايه داران، در نتيجه اوضاع تورمي جنگ، ثروتنمد تر شدند. اين دو جنگ به نام دين نبود و حاصل تمدن نماي مدرنيته بود. در يک طرف سوسياليست هاي ملي گرا(نازي هاي آلماني) و فاشيست هاي ايتاليايي و ژاپني هاي امپراطور پرست بودند و در طرف ديگر ليبرال هاي انگليسي و کمونيست هاي شوروي و چين و پراگماتيست هاي آمريکايي و طرفداران فرانسوي حقوق بشر!  اين دو نبرد شوم، رسواگر بازي کودکانه يهود و فراماسونري  و سرمايه داري شرقي و غربي بود که چهارصد سال،  مکاتب مادي را جايگزين دين کرده بود و خلا دين را با ايسم هاي  پر زرق و برق، پر کرده بود. اما انسان فهميده، پس از اين فاجعه حاصل دوران مدرن، فهميد که مدرنيته و ايسم هاي متعددش، نه تنها پاسخگوي نيازهاي زندگي اش نبوده بلکه او را به جهنم بزرگ جنگ با بيش از صد ميليون مقتول، کشانده است. به همين جهت، اواخر دومين نبرد، اوايل دوران پس از تجدد يا پست مدرن شد که نقدهاي زياد انديشوران به مدرنيته با حرارت و شور، بيان شد.

جهت دهي انحرافي به اشتياق معنوي و ديني بشر در دوران معاصر توسط قدرت سالاران

 اما سرمايه داران و دنياطلبان عالم در اين انديشه بودند که پروژه جديدي را اغاز کنند تا باز هم بر ثروتشان افزوده شود و استعمار نويني را جايگزين سنت هاي استثماري خود کنند. بهترين راه همراه، از جهتي نقد پست مدرن ها و از جهتي همراهي تاکتيکي با پست مدرن ها بود. چنين شد که پست مدرن هاي سنت گرا  که همراهي با دين را، تنها راه رهايي مي دانستند نفي شدند و با فشارهايي مواجه شدند مانند روژه گارودي و حامد الگار و رنه گنون و... و جريانات پست مدرني که به سمت معناگرايي سکولار و منهاي دين پيش مي رفتند، تقويت شدند. مانند معنويت هاي متمايل به بوديسم و هندوئيسم و تائوئيسم و کاباليسم و رهبانيت مسيحي.

پس از شکست شوروي در جنگ سرد و پيشتازي اروپاي غربي و آمريکا در نبرد قدرت جهاني به يکباره تب گرايش رسانه هاي وابسته به زرسالاران به بوديسم تبتي(لامائيسم) و کاباليسم(تصوف يهودي) و فرقه هاي جديد و اديان جعلي زياد شد و فيلم هاي متعددي به نام معنويت گرا از سينماي پرقدرت هاليوود به تمام نقاط جهان سرازير شد و مردمان ساده چنين پنداشتند که تراست هاي هنري-تجاري  هاليوود که غالبا  وابسته به صهيونيسم بودند، به سمت انسانيت پيش مي روند. اما تعجب از اينجا بود که معنويت اسلامي هيچ جايگاهي در اين روند نداشت. طبيعي بود که نمي توانستيم بگوييم: «سينما و هنر غربي را به اسلام چه کار ، آنها که يهودي و مسيحي اند!»؛ چرا که آنها همانطور که مسلمان نبودند يا بهتر بگويم در جامعه غربي همانطور که تعداد مسلمانان در اقليت بود، تعداد بودائيان و هندوها و تائوئيست ها  در اقليت مضاعفي بودند. بطور تاريخي غربيان با مسلمانان اندلس و امثال ابن سينا و ابن رشد بيش از متفکرين شرق دور آشنا بوده و آثار آنها را به لاتين و انگليسي و فرانسه و اسپانيولي ترجمه کرده بودند. پس بايد دليل بهتري را در اين بين سراغ گرفت.  کم کم معلوم شد که داستان از اين قرار است که بخشي از معنويت گرايي رسانه هاي وابسته به قدرت غربي، پروژه اي حساب شده است براي تحت الشعاع قرار دادن معنويت گرايي اصيلي که در نتيجه شرايط نامناسب غرب، در انجا در حال رشد بود. از جهت ديگر شاهد بوديم که موسسات شخصيت پرداز غربي که شديدا تحت کنترل سرمايه داران اصلي قرار داشت، افارد خاصي را که چندان عميق نيستند را در  کارتل هاي رسانه اي خويش به اوج رسانده اند و هر کوي و برزني در جهان انها را مي شناسد. ترديد هر منصفي با ديدن اين اوضاع بيشتر مي شود و نياز به تعمق دقيق تر را بيشتر مي کند.

حمايت صريح سران صهيونيسم از پائلو كوئيلو

يکي از افرادي که در اين اوضاع به بالاترين قلل شهرت جهاني رسيدند و از جانب زرسالاران و صهيونيست ها مورد تاييدات چند باره قرار گرفتند، پائولوکوئيلو مي باشد. در ماه سپتامبر ۱۹۹۹ پس از سفرهاى طولانى به اقصى نقاط جهان، كوئيلو از سرزمين هاي اشغالي فلسطين (اسرائيل) ديدن كرد. تمام كتاب هاى او در اين كشور، فروش فوق العاده اى داشت و مسوولان حكومت از مضامين به كار گرفته شده توسط او حمايت كردند.  ناشر كتاب هاى او در اسرائيل اظهار اميدوارى كرده كه روزى فرا رسد كه مردم جهان براى خريد كتاب هاى نويسندگان اسرائيلى چون آثار كوئيلو در اسرائيل صف بكشند. كوئيلو پيش از آنکه در سال 1379ه.ش. در زمان دولت اصلاحات به ايران بيايد، در كنفرانس جهانى سازى داووس سخنرانى کرده بود. لازم به ذكر است كه اين كنفرانس در طول سال يك بار تشكيل مى شود و تنها شخصيت هاى عالى رتبه كشورهاى قدرتمند سياسى و اقتصادى در آن حضور مى يابند و حتى شخصيت هاى رده دوم اجازه ورود به اين همايش را ندارد. کوئيلو در اين نشست پيرامون آثار خود و نوع عرفانى كه القا مى كند مطالبي بيان داشت! در آن نشست، شيمون پرز(از مسئولان عالي رتبه رژيم صهيونيستي) از او قدردانى کرد و گفت: «معنويتى كه شما مبلغ آن هستيد در خاورميانه بسيار براى ما مفيد است و ما بدين شيوه مي توانيم صلح و آرامش [يهويان] را در كشور خود حكم فرما كنيم.» آري، به راستي که کدامين نوع معنويت است که روحيه جهاد و مبارزه را از مسلمانان فلسطيني به نفع غاصبان اسرائيلي مي گيرد؟ همچنين او در يکي از سفرهايش به سوئيس، از دست رئيس جمهور پيشين اسرائيل، شيمون پرز هدايايي دريافت کرد. برماست که به دور از جو تبليغات مسلط  جهاني به بررسي عميق آثار اين نويسنده برزيلي بپردازيم. با اين شرايط جريان رسمي پروپاگانداي جهاني به راحتي مي توان پيش بيني کرد که به زودي فيلم ها و آثار کميک و هنري زياديرا از آثار اين نويسنده، از طرف غربي ها و هاليوود و ساير رسانه هاي مرسوم، شاهد خواهيم بود.

شخصيت شناسي پائلو كوئيلو

آثار کوئيلو، به اعتراف خودش، متاثر از نحوه زندگي  پرفراز و نشيبش بوده اند. در برخي زندگي خود را بيان مي کند و تاثيراتي که از آن زندگي گرفته است را در برخي ديگر بيان مي دارد؛ به همين جهت، آشنايي مختصري با زندگي او سهم بزرگي در فهم و نقد آثارش دارد. او متولد۱۹۴۷ است. در سن هفت سالگى به دبستان مذهبى «سن اگناسيو» در ريودوژانيروي برزيل وارد شد. کوئيلو به تدريج دريافت که از فراگيرى تعاليم مذهبى بيزار است. درپى آن کوئيلو از شرکت در مراسم مذهبى گروهى که بالاجبار برگزار مى شد سر باز زد و تنفر خود را به آئين و فرايض دينى خود نشان داد.به رغم تمايل والدينش براى دنبال کردن درس و فراگيرى رشته مهندسى، کوئيلو به وادى ادبيات علاقه مند شد و بر آن شد تا نويسنده شود. او به مخالفت با والدين خود برخاست. پدرش احساس كرد فرزندش از بيمارى روانى خاصى رنج مى برد و او را در سن هفده سالگى، دو بار در بيمارستان روانى بسترى كرد. در آن جا پزشكان براى معالجه كوئيلو، چندين بار از شوك الكتريكى استفاده كردند. وي رمان ورونيکا تصميم مي گيرد بميرد را متاثر از همين دورانش نوشت. 

پس از خلاصى از بيمارستان، پائلوكوئيلو به يك گروه تئاتر پيوست و كارهاى پراكنده اى در مطبوعات انجام داد. در نظر تماشاگرانى كه به ديدن اين تئاتر رفته بودند، نمايش فوق كاملاً ضداخلاقى و ترويج دهنده فساد قلمداد شد. در پى آن پدر كوئيلو، او را براى سومين بار در بيمارستان روانى بسترى كرد. او براى مدتى براى معالجه خود از دارو استفاده كرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روى آورد. كوئيلو به مدت پنج سال به مواد مخدر و مواد توهم زا بصورت افراطي معتاد بود و بعد تَرك كرد. او ابتدا کوکائين مصرف مي کرد، سپس مواد روان گردان و پيوت و مسکالين و ماري جوانا و برخي ديگر از مواد افيوني را استفاده کرده است. همچنين وي به شدت به مشروبات الكي نيز معتاد بوده و همچنان معتاد است.

او مدتي در دهه شصت در جنبش هيپي گري  يرزيل فعاليت کرد و شيفته افکار کارل مارکس و انگلس و ارنستو چگوارا بود. همچنين او از فرقه اي به نام رام(Ram) تاثيراتي گرفت. پس از مدتى يكى از آهنگسازان به نام رائول سيكساس از او خواست تا برايش شعر بسرايد. نوار آهنگ هايى كه او شعرش را سروده بود، فروش خوبى كرد و براى اولين بار پائلو را به پول قابل توجهى رساند. او بيش از شصت شعر براى آهنگ هاى رائول سرود. آنها در موسيقى راك برزيلى فعاليت مي كردند. همچنين آنها اقدام به چاپ مجموعه داستان هاى كمدى سكسى به نام كرينگ-ها كردند. آن ها خلق اين آثار را شيوه اى براى رسيدن به آزادى انسان ها قلمداد مي كردند! حكومت وقت كتاب هاى فوق را مضر دانست و آن ها را به زندان انداخت. رائول خيلى زود آزاد شد اما كوئيلو براى مدت طولانى در زندان ماند. چرا كه او را به عنوان مغز متفكرى كه داستان هاى كمدى سكسى را خلق كرده بود شناختند. او علاقه وافري به شهرت داشت. در یک کلام، می توان او را معجوني از هيپي گري و سوسياليسم تا جادو و بوديسم و مسيحيت و يهوديت و سکس و عشق هرزه دانست.

نگاهي به برخي آثار و مباني انديشه پائلو كوئيلو

او گرايش مردمان جهان به عرفان در دنياي فعلي را خوب دريافته و تمايلات شديد عرفاني و معنوي در آثارش موج مي زند. انديشه او را نمي توان در عرفان مسيحي خلاصه کرد. او به وضوح متاثر از برخي انديشه هاي رازورانه و ممزوج با سحرِ عرفان سرخ پوستي است.  او حتي مدتي در جستجوي کارلوس کاستاندا، که از مشاهير معناگرايي سرخ پوستي است، به چند سفر دست زد. او همچنين شديدا متاثر از مشرب هاي معنوي شرق آسياست و  يوگا و بوديسم و هندوئيسم و تائوئيسم بر او تاثيرات جدي گذاشته اند.  همچنين جادوي سياه را هم با دوستش رائول تجربه کرده است. او همچنين از افرادي چون خورخه لوئيس، هنري ويلر، ژورژه امادو، خيام، مولوي، يونگ و پولوس (عالم يهودي مسيحي شده که مسيحيت را به شدت متاثر کرد)، مي باشد. و بالاخره او سه ازدواج ناموفق داشته است و اين مسئله، در مطالبي که راجع به عشق نگاشته است، موثر بوده است.

ويژگي آثار او اين است که محتواي اشراقي آثار خود را به مانند نويسندگان اگزيستانسياليست، به صورت رمان و داستان ارائه کرده است. او نويسنده ادبي نيست و نوعي عرفان توده اي را ترويج مي کند که در آن رسيدن به مقصد آسان است و اشتباهات انسان ها بخشيده مي شود همانطور که اشتباهات خدا(!) توسط انسان بخشيده مي شود. او خداوند را عشق مطلق مي داند. كوئيلو خدايي خطاكار را باور دارد كه با وجود او آسوده تر با ناملايمات زندگي و گناهكاري خود كنار مي آيد. در حالي كه شناختن خداي كامل و حكيم بسيار آرامش بخش تر و در رابطه با رنج هاي زندگي گوارا كننده تر است. آرامشي كه با اعتقاد به خداي خطاكار و از راه بخشش او ايجاد مي‌شود مثل سرابي است كه دقايقي به نظر مي آيد و مي گذرد و ماندگار نيست. او در کتاب بريدا، عشق را جوهره آفرينش مي داند.  

حدود هفده كتاب از او به زبان فارسي ترجمه شده است. اکثر کتب او را آرش حجازي ترجمه کرده و نشر کاروان منتشر کرده است. از مهمترين كتب وي كيمياگر نام دارد كه در سال 1376، پرفروش ترين كتاب سال در ايران شد. او در اين کتاب، از داستاني در مثنوى مولوى، دفتر ششم الهام گرفته است. داستان مولوى حسب حال مردى است كه در خواب مى بيند در كشور مصر گنجى نهفته است و بلافاصله براى تصاحب گنج، به راه مى افتد و پس از طى مسافت زياد از طريق نگهبانى در شهر درمى يابد كه گنج در همان مكان و محل زندگى خود او نهفته شده و اين مسير را بى خود طى كرده است. در داستان كيمياگر هم روال بر همين منوال است با اين تفاوت كه شخصيت اصلى داستان از كشور اسپانيا راهى مصر مى شود، درداستان مثنوى شخصيت داستان از بغداد راهى مصر مى شود. در اثر كيمياگر، كوئيلو به عمد كشور اسپانيا را برگزيده تا به طور غيرمستقيم دنياى مسيحيت را رو در روى دنياى مسلمانان قرار دهد و در پايان اين گونه وانمود كند، گنج اصلى در همان كشور اسپانيا بوده و مسافر بى دليل دل به گنجى مبهم در كشورهاى اسلامى بسته است. اين اثر با اهداف استعمارى هم سويى دارد به همين دليل به شدت مورد حمايت ادبيات استعمارى است.  جالب اين است كه در هيچ يك از نقدهاى سفارشى صحبتى از الهام پذيرى كوئيلو از مولوى نشده است و تمامى موارد فوق را به خود او نسبت مى دهند. خود نيز چيزي در اين باره نگفته است.

نقد اجمالي انديشه هاي پائلو كوئيلو

كوئيلو مي كوشد، با طرح مسئله سحر و جادو، به مصاف با نيازهاي معنوي بشر برود. به گمان او، اگر بعدي جادويي و سحرآميز به زندگي بيفزاييم، مشكل معناي زندگي حل مي شود و شور و نشاط به زندگي پوچ غم زدگان تمدن غرب باز مي گردد. او متاثر از معنويت سرخ پوستي است و مدتي در جستجوي کارلوس کاستاندا بود. عرفان سرخ پوستي از نوع عرفان هاي طبيعت گرا است؛ به اين معنا كه متعلق شهود در آن، وحدت روح طبيعت و فناي نهايي سالك در نيروي طبيعت است.

طبيعت گرايي از آن جا آغاز شد كه انسان دعوت انبيا را فراموش و به انديشه منهاي وحي و اين جهاني خود تكيه كرد و كوشيد تا نياز خود را به قدسيت و پرستش ارضا كند؛ ازاين رو چون روزي، نعمت و نيز بلا ومحنت زندگي خويش را در طبيعت ديد، ايمان آورد و پنداشت كه طبيعت داراي نيرويي برتر، ناشناخته، رمزآلود و مستقل است كه مي توان با آن، معنويت گرايي و خداخواهي فطري را پاسخ گفت. عرفان تائوئي نيز نوعي از عرفان هاي طبيعت گراست که يکي شدن با روح کيهاني را شعار خود قرار داده است ولي راه هاي رسيدن به چنين موجود مبهمي، داراي ابهامات و مشکلات فراواني است و انسان را از اديان توحيدي دور مي کند.

تاثير استفاده از مواد مخدر و توهم زا و شراب و مواد الکلي در آثار او نمايان است. افکار مارکسيستي که امروزه در جهان شکست خورده هستند، به شدت او را تحت تاثير قرار داده اند که در نوشته هايش هويداست. نگاه او به مقوله خدا و معاد و وحي بسيار قابل نقد و تامل است. او خدايي تصوير مي کند که چون خداي تورات گناه مي کند و از کرده خود پشيمان مي شود. درباره وحي و پيامبري او متاثر از کتاب عهد قديم، در رمان کوه پنجم خود، ايلياي نبي کافر مي شود و با کافر شدن خودخشم و نفرت خود را آشکار مي کند و سپس از آن خلاص مي شود و قوم خود را از دست ملکه بت پرست نجات مي دهد.

اما تفکرات او گرچه الهام گرفته از برخي تفکرات عارفان مسلمان آندلسي است اما تمايزات متعددي هم با عرفان ناب اسلامي دارد. متاسفانه اين مطالب در نوشته هاي منتقدان ما کمتر به چشم مي خورد و به جز تعداد معدودي بقيه روزنامه نگاران و نويسندگان ما با بي هويتي تمام، تسليم اثار و تفکرات کوئيلو شده اند. عرفان در فرهنگ اسلامي و ايراني به معناي شناسايي است و در اصطلاح، نام علم الهي است كه هدف و مقصود آن، شناخت حق و اسما و صفات آن از طريق كشف و شهود است. شاخص‏هاى اصلي عرفان اسلامى  توحيد و نبوت، قرآن محورى و وحى‏گرايى، سنت و سيره محورى، پايبندى عملى و التزام رفتارى،  رعايت قوانين شريعت، طهارت ظاهرى و باطنى از طريق خودشناسى و خودسازى‏، مراقبت دائمى از نفس و انسان‏هاى وارسته و اهل مراقبه را الگوى خويش قرار دادن، مسؤليت گرايى و تعهد پيشه‏گى در برابر فرد و جامعه و گريز از رهبانيت و انزوا و فردگرايى محض،ولايت گرايى (كه از ارتباط روحى و توسل به اهل بيت آغاز مى‏شود تا به مقام فناى در ولايت الهيه  بيانجامد)، ادب مع الله داشتن و رنگ و بوى خدايى پيدا كردن در همه حالات و رفتارها.  

راز موفقيت آثار او را مي توان علاوه بر حمايت رسانه هاي پر مخاطب بين المللي و مراکز قدرت، در چند چيز خلاصه کرد: او در جاي جاي آثارش، آميزه اي از نمادهاي اديان ابراهيمي و سنت هاي معنوي بودايي و تائوئي و شرقي و سرخ پوستي و جادوگرايي را يافت. او بدين طريق نوعي همانند سازي براي مردم مناطق مختلف جهان ايجاد کرده و توانسته با رفتن به سمت معنويتي مبهم و جعلي و فراديني، نفوذ گسترده اي در بين توده هاي کم اطلاع جهان داشته باشد. به علاوه، او از نقاط مختلف جهان روبدادهاي داستان هايش را آغاز کرده است که سهم به سزايي در جلب نظرخوانندگان مناطق متعدد جهان  دارد. او مدتي به عنوان مشاور ويژه يونسکو در برنامه همگرايي هاي روحي و گفت و گوي بين فرهنگ ها بوده است و همين مطلب، مويد ان است که او به توسط سازمان ملل(که توسط متفقين که پيروز جنگ دوم بودند، به پا شد) مشغول ترويج انديشه هاي التقاطي خود مي باشد.

منابع و مآخذ:

کتاب ها:

 -آفتاب و سايه ها، نگرشي بر جريان هاي نوظهور معنويت گرا، دکتر محمد تقي فعالي، نشر نجم الهدي، چاپ اول، تابستان 1386، تهران.

-پائلو کوئيلو، بريدا، ترجمه ارش حجازي و بهرام جعفري، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، کوه پنجم، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، کيمياگر، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، ورونيکا تصميم مي گيرد بميرد، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-خوان آرياس، زندگي من، ترجمه خجسته کيهان، نشرمرواريد، 1382، تهران.

- عبدالله جوادي املي، حماسه و عرفان، مرکز نشر اسراء، چاپ ششم، اسفند 1384، قم.

- محمد تقي مصباح يزدي، در جستجوي عرفان اسلامي، مرکز انتشارات موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول، تابستان 1386، قم.

مقالات:

-افسانه معنويت در ادبيات كوئيلو، حميد رضا  مظاهري سيف ، به نقل از سايت باشگاه انديشه.

-بسوي تعاليم پيامبر اعظم(نقد و بررسي آثار پائلو کوئيلو در پرتو  تعاليم پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله و سلم)، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-تهاجم خاموش، پائلو کوئيلو در ادرس:

http://www.hajhamid.com/archives/001024.php

-جستجوي عرفان در ادبيات آمريكاي لاتين، سيد رضا  محمدي، همان-

-خود شناسي و معناي زندگي، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-زنگ تفريحي براي بردگان سرمايه‌داري، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-كاركردگرائى عرفان و معنويت در هزاره سوم/ محمد رضا – رودگر، به نقل از ماهنامه پگاه حوزه، شماره 103.

-مجموعه مقالات ويژه نامه فصلنامه کتاب نقد، شماره 35، تابستان 1384، ويژه عرفان هاي منهاي شريعت.

-مطالعه انتقادي پيرامون مكاتب عرفاني طبيعت گرا، عرفان سرخ پوستي، حميد رضا  مظاهري سيف، هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 218.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 18:42  توسط سینا  | 

حمایت قوی رهبر حکیم از دکتر احمدی نژاد در نگاه لس آنجلس تایمز

روزنامه لس آنجلس تايمز نوشت: حمايت آيت الله خامنه اي رهبر عالي ايران از احمدي نژاد رئيس جمهور خبري بد براي ليبرال هاي اين كشور است. این روزنامه تاكيد كرد: حمايت قوي از احمدي نژاد، گامي قاطع در جهت به حاشيه راندن ليبرال هاي ايراني و مقام هاي غربي مخالف احمدي نژاد است. آيت الله خامنه اي ايستادگي رئيس جمهور در برابر غرب براي موضوع هسته اي را تحسين كرد و اين در حالي است كه ايران و غرب بر سر اين موضوع روياروي هم قرار گرفته اند. لس آنجلس تايمز منش احمدي نژاد را جسورانه و مورد توجه مردم حاشيه نشين خواند اما از قول جلايي پور-که در کاسه لیسی غرب ید طولایی دارد- مدعي شد احمدي نژاد درآمدهاي نفتي را صرف سياست هاي پوپوليستي و عوام فريبانه مي كند. منبع:اینجا

گفتمان عدالت و انسداد سکولاریسم مدیریتی

1- فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع هیأت دولت به مناسبت هفته دولت حاوی نکات و دقایق متعدد و ظریفی بود که به نظر می رسد بر اهل علم و فضل، فرض است که بر آنها مداقه و تأمل نمایند. یکی از نکات، اشاره ایشان به یکی از آسیب های جدی پس از انقلاب اسلامی در صحنه اجرایی کشور بود که فرمودند این دولت روند بسیار خطرناک غربزدگی و گرایش های سکولاریستی را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مدیریتی کشور بود، سد کرده است.

2- به نظر می‌رسد این فرمایش مقام ولایت، حکایت از نوعی آسیب جدی و خطرناک دارد که انقلاب و نظامات مبتنی بر آن را در معرض انحراف و اعوجاج از مسیر آرمانی و انقلابی قرار خواهد داد.

3- تاریخ سده معاصر ایران نشان داده است که از صدر مشروطه تا دوران حاکمیت پهلوی اول و دوم، هماره رگه‌هایی از مرعوبیت در برابر فرهنگ و تمدن باختر زمین ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی- اجتماعی ایران را مورد هجمه و‌ آسیب قرار داده است. در دوران پس از انقلاب شکوهمند اسلامی نیز خاصه در دوران پس از رحلت حضرت امام(ره) و جنگ تحمیلی، رگه‌هایی از التقاط و انحراف از مسیر گفتمان حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی باعث افزایش هزینه‌های اقتصادی و مدیریتی و نیز هزینه‌های سیاسی و فرهنگی گردیده است.

4- در گفتمان سازندگی، حاکمیت مدل‌های توسعه اقتصادی از نوع تعدیل و شبیه‌سازی کاذب مناسبات اقتصادی کشور به مناسبات اقتصاد بازار و توسعه مخرب خصوصی سازی دولتی با هدف کاهش زنجیره کارگزاری دولتی و تصدی‌گری دولت، شوک جدی را بر حوزه فرهنگ وارد ساخت بگونه‌ای که نظام ترجیحات ارزشی مردم درست پس از کمتر از دو دهه از تحقق انقلاب و پیروزی در دفاع مقدس، دستخوش تغییرات جدی گردید بطوری که سبک زندگی عمومی متأثر از سبک زندگی بدنه مدیریتی و اجرایی کشور دچار تحول و فاصله گرفتن از مدل ایده‌ال و مطلوب انقلاب اسلامی شد.

5- در گفتمان اصلاحات با زمینه‌های فرهنگی و هنجاری فراهم شده در گفتمان سازندگی در گذشته،‌ زمینه التقاط و انحراف بشدت گسترش یافت و این مهم در حوزه فرهنگ کشور نمود حداکثری یافت.

6- دو گفتمان مزبور متأثر از مبانی توسعه در غرب، روند لیبرالیزه کردن اقتصاد، سکولاریزه کردن حوزه فرهنگ و پلورالیزه کردن حوزه سیاست را تقویت نموده و تدریجاً ساختارهای اجتماعی و نظام هنجاری- ارزشی جامعه را تحت تأثیر کارویژه های خود قرار دادند.

7- انتظارات اقتصادی اشباع ناپذیر، زیاده خواهی مادی، راحت طلبی، افول آرمان گرایی و توسعه مصلحت و منفعت اندیشی، موزه‌سازی فرهنگ دفاع مقدس و عدم مداخله مدل‌های ارزشی تصمیم سازی در دوران انقلاب و جنگ در فرآیندهای اجرایی سیاست‌گذاری و مدیریتی‌ کشور، وادادگی سیاسی در برابر دول غربی و سازمان‌های بین‌المللی، تأثیر‌پذیری از نهادهای مالی و پولی، بین‌المللی همچون IMF،‌ بی‌ارزش شدن ساده‌زیستی و زیست انقلابی و ورود ادبیات جدید مثل اقشار آسیب‌پذیر، شهروند و طبقات نوکیسه، تولید محصولات فرهنگی مروج اباحه‌گری، قشریت و فرهنگ رفاه زدگی و رخوت عقیدتی از جمله آثار مخرب گفتمان‌های مذکور بود که ریشه در رسوخ و نفوذ غربزدگی پنهان و گرایشهای سکولاریستی در بدنه برخی مدیریت‌ها داشت.

8- دولت نهم در افق جدید انقلاب اسلامی و در چارچوب گفتمان امام خمینی(ره)، به کلیه مختصات هویتی، ساختاری و کارکردی آن متعهد و معتقد است و لذا در عرصه داخلی بر ساده زیستی وتحذیر از دنیازدگی و اشرافیت در سطح ابتدا مسئولان حکومت اسلامی و سپس عامه مردم تأکید دارد. هم‌چنین دولت نهم به استناد گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) چون تاریخ را معرکه جدال حق و باطل می‌داند در برابر تمامی طاغوت‌های مستکبر عالم تا احقاق حق کلیه مستضعفان و صدور سروش بیداری و آگاهی بر اقصی نقاط عالم و دفاع از محرومان و پابرهنگان و تازیانه خوردگان تاریخ فقر و محرومیت بشری از پای نخواهد نشست و با بازخوانی مؤلفه‌های هویتی گفتمان انقلاب و امام(ره) در جهت انحراف زدایی و التقاط ستیزی میدریتی در کلیه سطوح مدیریت کشور و در کلیه ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و در عرصه‌های منطقه ای و بین المللی، همت آغازیده و با ایجاد انسداد، کلیه نگاه‌ها و نگرش‌های سکولاریستی را از بدنه مدیریت کشور پالایش خواهد کرد.منبع:اینجا

همچنین این مطالب هم خواندنی است:

پیوند استراتژیک نگاه سرمایه داری چپ سیاسی و بورژوازی راست سنتی(تحلیلی بر نوشته های روزنامه های جمهوری اسلامی و دنیای اقتصاد و اعتماد و دنیای اقتصاد درباره سخنان ناطق نوری در نقد برخی سیاست های دولت نهم) / با دولت مدارا کرديد يا با ملي‌مذهبي‌ها و اصلاح‌طلب‌ها؟ (نقدهای آیه الله عبدالجواد غرویان امام جمعه نیشابور برسخنان تند هاشمی رفسنجانی علیه دولت نهم)  / مگر با احمدي‌نژاد، همراهي هم كرده‌اند که حالا مي‌خواهند عبور کنند؟ سخنان دکتر الهام در نقد برخی مدعیان اصولگرایی / لزوم مراقبت درخصوص سوءاستفاده جريان ضداصولگرا از نقد دولت.سخنان محبیان درباره سخنان ناطق نوری  / وقتی بررسی پیشنهاد مراجع تقليد دون شأن مجلس می شود!نقد مجلس هشتمی ها که متاسفانه باز هم بسیاری از آنها طرفداران هاشمی مدعی اصولگرایی هستند اما به کام غربگرایان و قدرت طلبان و برادران مافیا!  

ومتاسفانه بازهم تلاشهای هاشمی رفسنجانی ویارانش علیه دولت مردمی دکتر احمدی نژاد:تحريک نمايندگان به طرح سؤال از رئيس‌جمهور؟!؟!؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 14:8  توسط سینا  | 

نگاهي به قهرمان سازي اصلاح طلبان از «ليبرال - سكولاريست»ها پس از پلوراليسم

قهرمان سازي از چهره هايي كه به گواه اسناد غيرقابل انكار، از طرف دشمنان شناخته شده اسلام ماموريت تحريف اسلام ناب و تغيير هويت آن - ترويج اسلام آمريكايي- را بر عهده دارند،اخيرا به طور ويژه در دستور كار برخي رسانه هاي داخلي قرار گرفته است. في المثل هفته نامه اصلاح طلب «شهروند امروز» در دوره كوتاه انتشار خود، دو بار به طور مفصل اقدام به معرفي يك شخصيت ترك تبار به نام «فتح الله گولن» كرده و ضمن اسطوره سازي از وي در ذهن مخاطب، به تبليغ ديدگاه ها ونظرات او پرداخته است (بار اول در تاريخ 86.5.7 و بار دوم در تاريخ 87.6.3). شخصيت هايي چون فتح الله گولن چه كساني هستند؟ عقبه فكري آنها كدام است؟ متعلق به كدام جريانند و اسطوره سازي از آنها با چه هدفي صورت مي گيرد؟ اشتراكات و روابط آنها با نشريات مدعي اصلاحات چيست كه ترويج عقايد آنها در دستور كار اين نشريات قرار گرفته است؟نوشتار حاضر مي كوشد با ارائه اسناد غيرقابل انكار، ضمن ساختارشناسي جرياني به نام «اسلام ميانه»! پاسخ سوالات فوق را بيابد.
فروپاشي امپراطوري شوروي در مقابل ابرقدرت غرب، و به تبع آن اضمحلال ايدئولوژي كمونيسم، غرب را در اين توهم فرو برد كه ليبرال دموكراسي، ايده آل ملت هاشده و قابليت اين را دارد كه پشتوانه ايدئولوژيك شكل گيري جهان تك قطبي به سركردگي آمريكا باشد. اما در اين بحبوحه بود كه دنيا با مكتب سياسي اسلام و برخاسته از انقلاب اسلامي در ايران روبرو شد. مكتبي الهي كه از يكسو با فطرت انسان ها و از سوي ديگر با آموزه هاي عقلي ومنطقي انطباق داشت ودر همان حال هر دو مكتب سياسي ليبرال دموكراسي غرب و اردوگاه ماركسيسم را به چالش جدي كشانده بود و نظام برخاسته از آن خيلي زودتر از آنچه انتظار مي رفت به نقطه ايده آل ملت هاي محروم و آزادانديشان جهان تبديل شده بود.تشنگان حكومت بر جهان كه ياراي انكار گرايش روزافزون آزادگان جهان به اين دين مبين را نداشتند، آن را بزرگترين مانع در برابر تحقق اميال خود يافتند؛ چنانكه نشريه «فارين افيرز» (Foreign Affairs) ارگان رسمي شوراي روابط خارجي آمريكا در شماره تابستان گذشته خود صريحا از اسلام به عنوان «مانع بزرگ شكل گيري امپرياليسم آمريكا» ياد كرد.

شواهد و اسناد موجود نشان مي دهد تلاش براي تكه تكه كردن امت واحد مسلمانان، بزرگترين حربه امپرياليسم براي از ميان برداشتن «خطر اسلام» بوده و ايجاد فرقه هاي ضاله من جمله بهائيت و وهابيت در همين راستا صورت گرفته است. اما تشكيل حكومت جمهوري اسلامي در ايران و هراس غرب از گسترش مكتب خمينيسم (طرفداران امام خميني رحمت الله) والگوگيري ديگر كشورهاي مسلمان از آن وحركت به سوي تشكيل «دولت اسلامي»، فرقه سازي را به پله دوم كشانده و تبليغ « تكثرگرايي اسلامي» را به سلاح خط مقدم غرب عليه اسلام بدل كرده است.

ماجراي بيرون كشيدن جنازه پوسيده «پلوراليسم ديني» از گور و سعي در جا انداختن مفهوم جديد «پلوراليسم اسلامي»، زماني معنادارتر مي شود كه هدف نهايي مروجان تكثرگرايي ديني وحاميان آنها ازاين اقدام، موشكافانه مورد مداقه قرار گيرد. تكثرگرايي اسلامي به دنبال اين است كه بگويد هر كسي هر قرائتي از اسلام داشته باشد آزاد است و تفسير او نيز محترم بوده و هيچ احدي حق اعتراض به او را ندارد. چنانچه اعتراضي صورت گيرد، حقوق بشر و آزادي دردشان خواهد آمد واين، براي معترض تبعات ناگواري به همراه خواهد داشت.

حصول پلوراليسم اما به خودي خود نمي تواند يك هدف غايي باشد و بايد ديد چه استفاده اي از شكل گيري يك جامعه پلوراليستي مي شود. به اين توصيف از امت مسلمانان كه مرحله بعد از رويش قرائت هاي متعدد از اسلام است، توجه كنيد:«مسلمانان جهان نه تنها در ديدگاه هاي مذهبي، بلكه همچنين در جهت گيري هاي سياسي و اجتماعي، از جمله برداشتشان از دولت؛ برتري شريعت (قانون اسلامي) در مقابل ديگر منابع قانون؛ حقوق بشر، بخصوص حقوق زنان و اقليت هاي مذهبي؛ و حمايت، توجيه يا تحمل خشونت در پيشبرد برنامه هاي سياسي و مذهبي داراي اختلاف هستند.»

از آن رو مي گويم «مرحله بعد از پلوراليسم اسلامي»، كه مروجان اين ايده به محض اطمينان از وجود قرائت هاي متعدد از اسلام و وجود اختلافات عميق ميان مسلمانان، نه تنها ديگر بدان مؤمن نيستند، كه دگرباره آن را در گور فرو برده و سخن از اسلام واحدي به زبان مي آورند كه خوشايند گفتمان غالب زمان و نظم نوين جهان است، چرا كه به عقيده آنها برخي قرائت ها از اسلام «افراطي» بوده و «مطبوع» نيستند. مسلمانان نيز لاجرم محكوم به حركت در مسير اين اسلام واحدند و اگر شخص يا گروهي دم از ديگر قرائت هاي ممكن از اسلام بزند، از اسلام خارج است! از اين جهت است كه طرفداران آزادي مذاهب در واشنگتن، شعبه اي را به نام آزادي مذهبي (Religious Freedom) در داخل بنياد «خانه آزادي» تأسيس كرده و به حمايت از اين مسلمانان! برمي خيزند و حتي براي آنها شرايط و لوازم تبليغ دينشان را نيز فراهم مي آورند.

مؤسسه آمريكايي رند (RAND) در سال 2007 با اين پيش فرض كه هم اكنون پلوراليسم اسلامي تحقق يافته و چندين نوع اسلام در جهان وجود دارد، نقشه راهي براي دولتمردان آمريكا ارائه كرد كه در آن از قرائتي از اسلام با عنوان «اسلام ميانه» (Moderate Islam) سخن رفت؛ اسلامي كه روش و منش آن كاملاً بر اهداف امپرياليستي آمريكا منطبق بوده و اين مؤسسه ضرورت حمايت مادي و معنوي از مسلمانان ميانه رو و تلاش براي گسترش اين نوع از اسلام را اولويت نخست سياست خارجي آمريكا خواند.

اين مؤسسه آمريكايي بزرگترين ويژگي مسلمانان ميانه رو را كه شايسته حمايت آمريكا هستند، حمايت از دموكراسي مي داند و اضافه مي كند كه «حمايت از دموكراسي به معناي مخالفت با مفهوم دولت اسلامي است». ديگر ويژگي مهم مسلمان ميانه رو آنست كه به قوانين اسلام پايبند نباشد: «بايد ديد چه كساني خواهان اجراي قانون شريعت هستند. تفاسير محافظه كارانه از شريعت با دموكراسي و حقوق بشر پذيرفته شده از سوي جامعه بين المللي سازگاري ندارد.»

در گزارش مؤسسه رند آمده است: «در نبرد ضد اسلام راديكال، مسلمانان ميانه رو، ليبرال و سكولار با ارزش هاي منطبق با ارزش هاي جهاني كه اساس تمامي جوامع ليبرال و مدرن مي باشند، شركاي بالقوه غرب خواهند بود.» بايد به اين نكته ظريف توجه ويژه داشت كه تنها كساني مورد حمايت قرار مي گيرند كه خيال ورود به عرصه سياست و حكومت را در سر نداشته باشند. بنيادهاي USAID (آژانس آمريكا براي توسعه بين المللي) و NED (بنياد اعانه ملي براي دموكراسي) نيز براي حمايت مالي و تبليغاتي از اين گروه ها در نظر گرفته شده اند. همچنين تأكيد شده است كه براي تبليغ و ترويج اين قرائت از اسلام، «بايد از راديو و تلويزيون هاي محلي ميانه رو و نيز وب سايت ها و ديگر رسانه هاي غير سنتي» بهره برد. از اين رو برخي روزنامه نگاران، نويسندگان و خبرنگاران نقش كليدي در ترويج اسلام مورد نظر ايالات متحده ايفا مي كنند.

دولت آمريكا هم اكنون اين سياست را در بسياري از كشورهاي مسلمان در پيش گرفته و از جريان هاي ليبرال و سكولار كه مهم ترين شاخصه آنها مخالفت با مفهوم «دولت اسلامي» است حمايت مي كند. از جمله اين جريان ها مي توان به جريان سعدالدين ابراهيم در مصر، ابشار عبدالله در اندونزي، فتح الله گولن در تركيه و ديگران اشاره كرد. مؤسسه رند مشكل اساسي ميانه روها را نبود «منابع مالي و سازماني» دانسته و خطاب به دولت آمريكا تأكيد كرده است كه «حركت اوليه براي ايجاد شبكه هايي از مسلمانان ميانه رو نيازمند كمك خارجي است.»

در ايران اسلامي نيز، جريان «ميانه رو» به طور خاص از سوي محافل غربي حمايت مي شود. چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامي پيش از برگزاري انتخابات مجلس هشتم تأكيد كردند: «دشمن با استفاده از شگرد رايج خود براي تقسيم بندي عرصه سياسي كشور به تندرو و ميانه رو، تلاش مي كند با گفتمان حاكم بر پايبندي به اصول انقلاب اسلامي مقابله كند و به صراحت نيز اعلام كرده است كه بايد فشار به ايران را افزايش داد تا در دو انتخابات مهم آينده، ميانه روها يا همان افرادي كه به اصول و نظام جمهوري اسلامي معتقد نيستند بر سر كار بيايند.»

طبعاً ايجاد سياست يك شبكه منسجم از مسلمانان ميانه رو، به يك كشور محدود نمي شود و نيازمند اتصال زنجيروار جريان هاي ميانه رو كشورهاي مختلف و حمايت آنها از يكديگر است. اين اتصال مي تواند به انحاء مختلف از جمله حمايت رسانه اي و تبليغاتي صورت گيرد. به ماهيت يك جريان ميانه رو خارجي و نمونه اي از همكاري هاي تبليغاتي رسانه هاي داخلي با آن توجه كنيد؛
فتح الله گولن دگرانديش سكولار ترك از سوي موسسه آمريكايي رند، «مخالف اجراي قانون اسلامي»، «منتقد» حكومت ايران و «شريك» دولت آمريكا معرفي شده است. هفته نامه اكونوميست نيز در شماره 8 مارس 2008 خود با اعلام اينكه جنبش گولن از نگاه غرب يك جنبش مطبوع بوده و مورد حمايت است، به گولن هشدار داد كه اين تمجيد و تائيدها «به معني آن نيست كه تمامي دولت هاي غربي اتوماتيك وار ادعاهاي او مبني بر «ميانه روي اسلامي» را مي پذيرند. يكي از نزديكان گولن به اكونوميست گفت، ما مي دانيم كه فعاليت هاي ما تحت نظارت سرويس هاي امنيتي غرب است.»

همانگونه كه در طليعه اين نوشتار اشاره رفت، هفته نامه «شهروند امروز» دو بار در طول تاريخ انتشار خود به تمجيد از جنبش فتح الله گولن در تركيه پرداخته كه آخرين مورد آن در شماره روز يكشنبه سوم شهريور ماه سال جاري بود. روزنامه كارگزاران نيز در اقدامي هماهنگ و در تاريخ 87.4.19 به ترويج عقايد گولن همت گماشت.«شهروند امروز» در شماره اخير خود به بهانه مصاحبه نشريه «فارين پالسي» با گولن، ضمن تاكيد بر اينكه «وي مبلغ چهره اي بازانديش از تفكر اسلامي است و همچون همتاي ايراني تبار خود عبدالكريم سروش دغدغه علوم جديد را دارد»، از قول گولن نوشت: «اسلام ديني است كه اصولا بر جنبه هاي تغييرناپذير زندگي و حيات تمركز كرده است و يك سيستم سياسي اصولا فقط مراقب جنبه هاي اجتماعي زندگي مادي است... اسلام يك نوع مشخص و غيرقابل تغيير حكومت را پيشنهاد نمي كند... پس اسلام يا رفتارهاي مسلمانان را سياست تشكيل نمي دهد.»

اگر اين حركت رسانه اي در تقديس ليبرال سكولاريسم را در كنار ديگر مواضع جريان اصلاح طلب مانند اقرار به «ليبرال - دموكرات اما مسلمان (!) بودن» قرار دهيم (سخنگوي حزب كارگزاران - 85.3.21) اينجاست كه ناگهان، اين سوال جدي پيش مي آيد كه آيا اصلاح طلبان از جريان «اسلام ميانه رو» يا به بيان شفاف تر «پروژه اسلام آمريكايي» قابل تفكيك اند؟ و اينكه آيا ترويج عقايد «ماموران ويژه» دشمن در نشريات اصلاح طلب «به رايگان» صورت مي گيرد؟ يقينا پاسخ نمي تواند منفي باشد.

در توصيف روند پرشتاب گسترش اسلام در دنيا به طور اعم و در كشورهاي غربي به طور اخص، همين بس كه اخيرا مجله ايتاليايي «ژورنال» صريحا اعتراف كرد كه اسلام «در دو قرن آينده دين منتخب همه مردم اروپا خواهد بود.» هم اكنون بحث در مورد جاري شدن قوانين اسلامي در كشورهاي غربي نيز شدت گرفته است. «روان ويليامز» اسقف اعظم كانتربري چندي پيش اداره كشور انگليس بر اساس قوانين اسلامي را «گريز ناپذير» خواند.

در اين ميان اما بايد توجه داشت كه ناتواني غرب در مقابله با گسترش اسلام، باعث شده است كه اين جماعت دست به تبليغ نوعي از اسلام بزنند كه نه تنها تهديدي براي حكومت ليبرال سرمايه داري محسوب نمي شود، كه مي تواند به عنوان يك پليس مخفي، با تكيه بر اصول اخلاقي خود، شخص را از ارتكاب انواع جرايم بازداشته و به حاكمان كمك برساند! آنچه در اين برهه اهميت دارد و تنها راه حل مقابله با اين دست توطئه ها به شمار مي رود، معرفي اسلام ناب محمدي(ص) به جوامع بشري است و جمهوري اسلامي ايران به عنوان پرچمدار اين مكتب، در خط مقدم اين جريان بوده و بايد باشد.

منبع: سيد ياسر جبرائيلي در سایت رجا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 13:56  توسط سینا  | 

بهترین هدیه رهبری به دولت دکتر احمدی نژاد در آستانه هفته دولت

حمایت همه جانبه و گرم تر رهبری از این دولت به دلیل عمل و شعار دولت

پاسخ رهبر فرزانه به سم پاشی های اخیربرخی مدعیان سیاست دانی و عدالت طلبی

رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت، ضمن قدرداني از خصوصيات با ارزش دولت نهم تاكيد كردند: دولت نهم به اين علت هدف حملات بي وقفه قرار دارد كه گفتمان آن گفتمان امام و انقلاب است.ايشان شهيدان رجايي و باهنر را مظهر علم و عمل برشمردند و با گراميداشت ياد رئيس جمهور و نخست وزير شهيد افزودند: ارزشهاي اين دو شهيد بزرگوار بايد در نگاه مسئولان و رفتار عمومي آنان تجلي يابد.حضرت آيت الله خامنه اي ضمن تبيين خصوصيات ممتاز دولت نهم تصريح كردند: قدرداني از دولت به علت برخورداري از خصوصيات ممتازي است كه در منطق اسلامي، معيار واقعي تشخص و شرافت محسوب مي شود.
رهبر انقلاب اسلامي در تبيين اولين خصوصيت برجسته دولت نهم، كابينه آقاي احمدي نژاد را دولت كار و اقدام خواندند و افزودند: انرژي، تحرك، نشاط كار و جديت در خدمت به مردم، ويژگي بسيار با ارزش و مستمر دولت است كه پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهاي استاني يكي از نمودهاي آن بشمار مي رود. حضرت آيت الله خامنه اي انطباق شعارها و گفتمان دولت را با شعارها و گفتمان امام و انقلاب دومين خصوصيت بسيار با ارزش دولت دانستند و افزودند: زنده كردن و بازسازي برخي خصوصيات جوهري انقلاب و منطق امام و مقابله با كساني كه مي خواستند اين ارزشها و مفاهيم اساسي را منسوخ كنند از خصوصيات بسيار برجسته اين دولت است. ايشان در همين زمينه خاطر نشان كردند: عدالتخواهي حقيقي و اسكتبارستيزي از جمله شعارهاي انقلابي دولت است و هر كس كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب متصور مي داند، قدردان اين ويژگي است.
رهبر انقلاب اسلامي اعاده «عزت ملي و استقلال حقيقي» را از اقدامات تحسين برانگيز دولت برشمردند و افزودند: اعتقاد و افتخار به عزت و هويت ملي مبناي استقلال حقيقي هر ملت است.
حضرت آيت الله خامنه اي با انتقاد از برخي كه در گذشته در مقابل بيگانگان زياده خواه، احساس انفعال و شرمندگي مي كردند افزودند: اين دولت، در تعاملات جهاني وفاداري به گفتمان انقلاب را افتخار خود مي داند و روند بسيار خطرناك غربزدگي و گرايشهاي سكولاريستي را كه متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتي كشور بود، سد كرده است.
ايشان پايداري در موضوع انرژي هسته اي را يكي از مظاهر دفاع از هويت ملي خواندند و افزودند: برخي كشورهاي زورگو و پر رو و دنباله هاي بي ارزش آنان مي خواستند حرف خود را در مقابل ملت ايران به كرسي بنشانند اما ملت، شخص رئيس جمهور و دولت در مقابل افزون طلبي ها ايستادند و جلو رفتند.
رهبر انقلاب اسلامي جرات در ايجاد تحول، شجاعت تصميم گيري براي حل مشكلات بزرگ و جرات مقابله با فساد را از جمله نمودهاي مهم گفتمان انقلابي دولت خواندند و افزودند: قلع و قمع اژدهاي هفت سر فساد بسيار سخت است البته اكنون نيز اين هدف محقق نشده اما جرات مقابله با آن در اين دولت، كاملاً مشهود و محسوس است.
حضرت آيت الله خامنه اي خارج شدن از حالت انفعال و گرفتن روحيه تهاجمي در مقابل زورگويان جهاني را از جلوه هاي وفاداري دولت به شعار و گفتمان انقلاب اسلامي دانستند و خاطر نشان كردند: استكبار داراي نقاط ضعف فراواني است كه بايد با برجسته كردن آنها، زورگويان جهاني را به انفعال و پاسخ گويي انداخت و اين دولت داراي چنين روحيه اي است.
رهبر انقلاب اسلامي مردمي بودن را سومين خصوصيت ممتاز دولت دانستند و افزودند: شرافت شما در همسطح بودن با ملت، ساده زيستي و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلي عملي اين خصوصيات در رفتار رئيس جمهور و هيئت دولت باعث جلب اعتماد بيشتر مردم و ريشه كن شدن بلاي اسراف و اشرافي گري مي شود. ايشان حمايت از دولتها را مشي حضرت امام و رهبري انقلاب خواندند و خاطرنشان كردند: قوه مجريه بار عمده مديريت كشور را بر عهده دارد و به همين علت دولتهاي قبلي نيز مورد حمايت بوده اند اما خصوصيات دولت فعلي، باعث مي شود كه حمايت گرمتري از آن بشود و دلگرمي بيشتري درباره اقدامات آن وجود داشته باشد.

رهبر انقلاب اسلامي حمايت از دولت را به معناي چشم بستن بر ضعفهاي آن ندانستند و افزودند: البته كارهايي وجود دارد كه دولت بايد تدبير كند يا انجام دهد.
حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنانشان، در تشريح مطالبات و توقعات خود از دولت، رعايت قانون را مورد تاكيد قرار دادند و افزودند: وقتي قانوني با سازوكار قانون اساسي در مجلس و شوراي نگهبان تصويب شد، بايد تا مادامي كه تغيير نكرده حتما به آن عمل شود.
ايشان خاطرنشان كردند: ممكن است دولت، روال تصويب يك قانون ابلاغ شده را صحيح نداند اما متصدي اين مسئله، قوه مجريه نيست و دولت حتي اگر معتقد به ضعف يك قانون بود بايد به آن عمل كند.
حضرت آيت الله خامنه اي نظارت مستمر بر زيرمجموعه ها را بسيار مهم و موجب رفع موانع احتمالي و پيشرفت كارها دانستند و افزودند: رئيس جمهور نيز بر عملكرد وزرا نظارت كند البته اين مسئله نبايد با استقلال كار وزيران منافات پيدا كند چرا كه اعضاي دولت از مجلس راي گرفته اند و در حوزه كار خود، استقلال دارند.
رهبر انقلاب، پيگيري جدي مصوبات و وعده هاي داده شده به مردم را از ديگر توقعات مورد انتظار از دولت برشمردند و افزودند: مردم معتقدند دولت نهم، مردمي است و از جنس خودشان است اين امتياز توقع مردم را بالا مي برد بنابراين اگر در جايي، عمل به وعده اي با مشكل روبروست، به صراحت با مردم در ميان بگذاريد.
ايشان، تعامل با قواي مقننه و قضائيه و تعامل نظام مند با نخبگان را از ديگر ضروريات كار دولت دانستند و افزودند: بايد از ديدگاههاي اصلاحي نخبگان و ظرفيت همه نيروها استفاده كرد.
رهبر انقلاب اسلامي، اطلاع رساني هنرمندانه و صحيح از فعاليتهاي هيات دولت را ضروري خواندند و افزودند: بايد با برنامه سازي هنرمندانه، گزارش كار دولت را به اطلاع مردم رساند.
ايشان، دولت را به توجه مستمر به مستحكم كردن پايه هاي علم و فناوري توصيه كردند و افزودند: مقوله فرهنگ نيز بسيارمهم است و بايد همواره در بالاترين سطح به آن توجه داشت.
حضرت آيت الله خامنه اي در مرزبندي انتقاد و تخريب خاطرنشان كردند: انتقاد، ارزش يابي منصفانه و كارشناسانه است كه با نظر خيرخواهي انجام مي شود و در آن نقاط مثبت و منفي در كنار هم مورد توجه قرار مي گيرد و دولت بايد با سعه صدر از اين انتقادها استقبال كند، آنها را با گوش جان بشنود و با بررسي و توجه كافي و كامل، به انتقادهاي صحيح عمل نمايد.
ايشان انتقاد را خدمت و تخريب را خيانت به نظام و كشور دانستند و با ابراز تاسف شديد از تخريب دولت نهم تحت عنوان انتقاد افزودند: انكار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها، و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.
حضرت آيت الله خامنه اي، دولت را به پذيرش انتقادهاي دلسوزانه و صحيح توصيه موكد كردند و با اشاره به اقدامات تخريبي برخي افراد در تبديل نقاط قوت دولت به نقاط ضعف خاطرنشان كردند: زبان دولت در موضوع هسته اي، زبان عزت و اقتدار ملي است اما برخي چون فلان دولت زياده خواه از موضع هسته اي عزتمند دولت ايران خوشش نمي آيد اين مواضع صحيح را هدف تخريب قرار مي دهند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به افزايش انتقاد و تخريب دولتها در سال آخر دوره اول فعاليت آنها افزودند: البته اين دولت، بيشتر مورد هجوم تخريبي قرار دارد و دو جريان داخلي و خارجي آن را مي كوبند.ايشان هجوم رسانه هاي بيگانه به دولت نهم را به جنگ احزاب تشبيه كردند و افزودند: دولت نهم به اين علت، هدف حملات بي وقفه، قرار دارد كه گفتمان آن، گفتمان امام و انقلاب است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به انگيزه هاي متفاوت طيف وسيعي كه به تخريب دولت مشغول است افزودند: برخي از اين افراد مغرض نيستند بلكه كم اطلاع يا بي اطلاع هستند، برخي هم غرضهاي شخصي و سطحي دارند، اما بعضي، يا از اول امام را قبول نداشته اند و يا در وسط راه با انقلاب دچار مشكل شده اند، بهمين علت با غرضهاي عمقي و كينه امام، به تخريب دولت نهم مشغولند.
ايشان بار ديگر لزوم توجه دولت به انتقادهاي كارشناسانه را خاطرنشان كردند و افزودند: البته دولت هم بايد با دوري از مواضع تهمت آفرين، به تخريب كنندگان بهانه ندهد و مانع برخي جنجال آفريني ها شود.
حضرت آيت الله خامنه اي حفظ و تقويت روحيه كار و تلاش، اولويت دادن به طرح ها وكارهاي نيمه تمام و شكوفا شدن نتايج اين طرحها در زندگي مردم را مهم دانستند و تاكيد كردند: دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است و برنامه ريزيها و تلاشهاي همه مسئولان بايد در جهت ايجاد جهشي بزرگ در روند پيشرفت كشور و عدالت گستري وسيع، صورت گيرد.
حضرت آيت الله خامنه اي، معنويت و عقلانيت را لازمه تحقق عدالت خواندند و افزودند: اگر بخواهيم ايران عزيز ما الگوي ديگران شود بايد پيشرفت و عدالت را به موازات هم مورد توجه كامل قرار دهيم.
حضرت آيت الله خامنه اي سند چشم انداز 20 ساله را «نقشه راه حقيقي پيشرفت» كشور دانستند و نظارت بر برنامه ها و جهت گيري هاي سازمان ها و دستگاه ها را براي تشخيص انطباق آنها با سند چشم انداز و رصد ميزان تحقق اهداف اين سند، كاملا ضروري خواندند.
رهبر انقلاب اسلامي، اجراي صحيح و كامل سياست هاي اصل 44 را زمينه ساز تحولي همه جانبه برشمردند و پيگيري جدي اين سياست ها را خواستار شدند.
حضرت آيت الله خامنه اي طرح تحول اقتصادي را از كارهاي بزرگ دولت نهم خواندند و با قابل قبول خواندن سرفصل هاي اين طرح عظيم افزودند: اين كار بسيار مهم حتما انجام شود اما در اين روند بايد از هرگونه شتابزدگي مطلقا پرهيز كرد.
ايشان خاطرنشان كردند: اجراي خوب اين طرح، قدم بزرگي در پيشرفت كشور است اما اجراي شتاب زده آن، خطرها و ضررهايي بدنبال مي آورد بنابراين بايد با بررسي چشم اندازها و پيامدها، و تدبير كردن راه هاي جلوگيري يا كنترل تبعات منفي، اين جراحي بزرگ را بسلامت انجام داد.
ايشان در زمينه طرح تحول اقتصادي افزودند: اگر اجراي بخشي از اين طرح تورم زاست بايد براي جلوگيري از بروز اين مسئله و يا كنترل تبعات منفي آن، چاره انديشي كرد.
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين تلاش بيشتر براي كنترل تورم را به عنوان يكي از مشكلات مردم خواستار شدند و افزودند: البته تورم جهاني، خشكسالي و برخي عوامل ديگر در تورم موجود دخيلند اما عوامل ديگري نيز وجود دارد كه دولت مي تواند با كنترل آنها، تورم را كاهش دهد. رهبر انقلاب اسلامي توجه دولت به عوامل اجتناب پذير در تورم را ضروري خواندند و افزودند: كاهش تورم باعث خواهد شد آثار خدمات بزرگ دولت نهم در زندگي مردم، ملموس تر شود.
رهبر انقلاب اسلامي با قدرداني صميمانه از رئيس جمهور، هيات وزيران و كاركنان دستگاههاي مختلف اجرايي خاطرنشان كردند: خدمت به مردم توفيقي الهي است كه بايد با تلاش و خدمت بيشتر، آن را قدرشناسي كرد.
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين با اشاره به ماه شريف شعبان و ضيافت الهي رمضان، استفاده از ظرفيت هاي بي پايان معنوي اين دو ماه عظيم را توصيه كردند.
رهبر انقلاب اسلامي با قدرداني از گزارشي كه رئيس جمهور در اين ديدار بيان كرد، خاطرنشان كردند: هدف همه كارها، جلب رضايت الهي است اما اطلاع رساني دقيق، صحيح و هنرمندانه به مردم درباره كارهاي انجام شده كاملا ضروري است و بايد در اين زمينه فعاليت بيشتري صورت گيرد.

گزارش عملکرد درخشان دولت نهم توسط رئیس جمهور:

آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور در اين ديدار ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر و ساير شهداي دولت، گزارش مبسوطي از عملكرد دولت در بخش هاي مختلف بيان كرد.
رئيس جمهور با اشاره به روند صعودي رشد اقتصادي كشور بدون احتساب نفت و رسيدن آن به عدد 7.7 درصد در سال 86 گفت: با اصلاحاتي كه در ساختار بودجه انجام شده، سهم درآمدهاي نفتي به بودجه عمومي از 63 درصد در سال 83 به 53.4 درصد در سال 86 رسيده است.
آقاي احمدي نژاد انجام اصلاحات ساختاري و همچنين اصلاحات رفتاري را از اولويت هاي اساسي و جدي دولت نهم برشمرد و با اشاره به پيگيري اجراي سياست هاي اصل 44 افزود: واگذاري هاي انجام شده در چارچوب سياست هاي اصل 44 در سه سال گذشته ده برابر كل سال هاي قبل است.
رئيس جمهور با اشاره به رشد بازار سرمايه از لحاظ حجمي و از نظر بازدهي و انجام روزانه 69 ميليارد تومان معامله در بورس خاطرنشان كرد: شاخص بورس نيز در سه سال اخير هشتاد درصد رشد داشته است.
آقاي احمدي نژاد در خصوص سفرهاي استاني دولت نهم گفت: اجراي بيش از نود درصد از شش هزار و صد و يازده مصوبه و توافقنامه دور اول سفرهاي استاني به اتمام رسيده و يا در حال اجراست ضمن آن كه 36 درصد از 1813 مصوبه و توافقنامه يازده سفر در دور دوم سفرهاي استاني نيز عملياتي شده است.
رئيس جمهور افزود: از صد و چهل و سه هزار طرح عمراني كه از سال 79 تاكنون در كشور آغاز شده، صدهزار طرح عمراني مربوط به دولت نهم است كه 52 هزار طرح عمراني به پايان رسيده است.
آقاي احمدي نژاد در بيان عملكرد دولت در بخش بهداشت و درمان، به افزايش پايگاههاي اورژانس شهري و جاده اي، افزايش تخت هاي بيمارستاني، و مراكز تحقيقاتي پزشكي، و همچنين اجراي طرح پزشك خانواده اشاره و تأكيد كرد: دولت نهم به روستاها از جمله روستاهاي محروم توجه ويژه اي داشته است به گونه اي كه اعتبار تخصيص يافته به روستاهاي محروم از هشتاد و پنج صدم درصد كل اعتبارات عمراني به 1.17 صدم درصد اعتبارات عمراني رسيده است.
رئيس جمهور در تشريح عملكرد دولت نهم در بخش نفت، گاز و پتروشيمي به رشد اكتشاف و توليد در اين بخشها، افزايش تعداد صنايعي كه گازرساني شده و افزايش روستاهائي كه از گاز بهره مند شده اند اشاره كرد و افزود: سهميه بندي بنزين و استفاده از كارت هوشمند، و برنامه ريزي احداث 7 پالايشگاه بنزين، كارهاي بزرگي است كه در اين دولت انجام شده است.
آقاي احمدي نژاد با اشاره به رشد 172 درصدي سرمايه گذاري در بخش صنعت، و صادرات صنعتي سي ميليارد دلاري در سه سال گذشته خاطرنشان كرد: در بخش نيرو نيز در طول سه سال گذشته 12600 مگاوات به ظرفيت توليد برق افزوده شده در حالي كه در فاصله سالهاي 68 تا 75 اين عدد هشت هزار و شصت مگاوات و در فاصله سالهاي 76 تا 83، دوازده هزار و سيصد مگاوات بوده است.
رئيس جمهور عملكرد دولت نهم در بخش مسكن را يادآور شد و تأكيد كرد: تا سال 83، دولتهاي قبلي براي يك ميليون و پنجاه هزار واحد مسكوني زمين تهيه كرده بودند، در حالي كه در سه سال گذشته براي يك ميليون و دويست و پنجاه هزار واحد مسكوني زمين تهيه شده است.
آقاي احمدي نژاد افزود: در طول سه سال گذشته، ساخت 560 هزار مسكن روستائي آغاز شده كه چهارصد هزار واحد آن به اتمام رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به واگذاري پنج و نيم ميليون خط تلفن ثابت و همراه تا سال 76 و واگذاري 19 ميليون و چهارصد هزار تا سال 83 گفت در سه سال فعاليت دولت نهم خطوط تلفن ثابت و همراه چهل ميليون خط افزايش و قيمت آنها نيز كاهش يافته است.
آقاي احمدي نژاد در خصوص خدمت رساني به قشرهاي مختلف بويژه محرومان و گسترش پوشش بيمه اي افراد گفت: در سه سال گذشته ضمن افزايش حقوق بازنشستگان كشوري و تأمين اجتماعي و ساخت دوازده هزار واحد مسكوني براي معلولان، نود درصد جمعيت كشور از خدمات بيمه درماني برخوردار شده اند.
آقاي احمدي نژاد به رشد 20 تا 30 درصد محصولات زراعي، باغي و دامي، و رشد آبزي پروري اشاره و خاطر نشان كرد: در خصوص اشتغال، رقم بيكاري از 11.9 درصد در سال 84 به 9.6 درصد در ابتداي سال جاري رسيده است. راه اندازي 30 سامانه ملي در حوزه بازرگاني، خريد نقدي 26 ميليون تن محصول از كشاورزان،رشد دويست درصدي صادرات نسبت به هدف تعيين شده در برنامه چهارم از جمله اقدامات دولت در بخش بازرگاني و تجارت بود كه رئيس جمهور به آنها اشاره كرد.
آقاي احمدي نژاد در تبيين عملكرد دولت در بخش فرهنگي، سه برابر شدن بودجه فرهنگي در سه سال گذشته را يادآور شد و گفت: افزايش 25 برابري كتابخانه ها نسبت به سال 83، تكميل بيش از دويست ساختمان كتابخانه و مجتمع فرهنگي، هدفمند شدن يارانه ها در حوزه نشر، توجه ويژه به مساجد بعنوان پايگاه اصلي فرهنگي و تلاش براي مقابله با ناتوي فرهنگي از جمله اقدامات دولت نهم در حوزه فرهنگ است.
رئيس جمهور ضمن بيان عملكرد دولت در بخشهاي گردشگري و ميراث فرهنگي، تربيت بدني، و محيط زيست، در خصوص فعاليتهاي انجام شده در بخش علمي و پژوهشي تأكيد كرد: در سال 86 هفت هزار اختراع ثبت شده است و تاكنون نيز سه هزار نخبه در كشور شناسايي شده اند.
آقاي احمدي نژاد افزود: امسال مقالات علمي به بيش از سيزده هزار مقاله مي رسد و پارك هاي فناوري نيز به سه برابر رسيده است ضمن آنكه قرارداد بخش صنعت با دانشگاه از دو ميليارد تومان در سال 83 به پانصد ميليارد تومان در سال جاري رسيده است. رئيس جمهور با اشاره به فعاليت دولت در بخش آموزش و پرورش گفت: توجه به مراكز تربيت معلم، كوچك سازي سازمان و تشكيلات، توسعه مدارس استعدادهاي درخشان و فني و حرفه اي از جمله سياست هاي دولت در اين بخش بوده است.
آقاي احمدي نژاد در خصوص تورم نيز خاطرنشان كرد: تورم وارداتي، خلق پول و عملكرد بانكها، دو علت اصلي تورم در كشور است و دولت تلاش مي كند ضمن كنترل اين دو علت، سهم دولت را در تورم نيز كنترل كند.رئيس جمهور در خصوص عملكرد دولت در سياست خارجي نيز تأكيد كرد: امروز كشور در يك وضعيت بسيار خوب و رو به جلو قرار دارد و در سطح جهان تأثيرگذار است.در پايان اين ديدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي اقامه شد. منبع:سایت رهبرفرزانه انقلاب 2/6/1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 4:54  توسط سینا  | 

بانک مرکزی: سهم تورم وارداتی حدود 20 درصد

3 هفته قبل طهماسب مظاهری رئیس کل بانک مرکزی در نشست خبری که به منظور به تشريح ابعاد مختلف بسته سياستي ـ نظارتي بانك مركزي ترتیب داده بود، در پاسخ به سؤالی درباره سهم تورم وارداتي در تورم كشور گفت: سهم اوليه يعني سهمي كه ناشي از تأثير موج اول تورم وارداتي است، بنابراين محاسبات بانك مركزي تا 10 درصد از كل تورم سال 86 است، يعني 14 درصد از 18 درصد تورم سال گذشته ناشي از افزايش قيمت واردات است كه حدود 6/2 درصد از كل تورم مي‌شود. با انتشار این اظهارات برخی رسانه ها مستند به این نقل قول، ادعا کردند بانک مرکزی سهم تورم وارداتی را کمتر از 3 درصد می داند و این یعنی اظهارات قبلی مقامات دولتی مبنی بر اثرگذاری ویژه تورم جهانی بر تورم کشور نادرست بوده است.

اما بانک مرکزي در توضیح جدیدی که امروز منتشر کرد، اعلام نموده است‌ سهم تورم وارداتي در تورم در حدود 20 درصد ارزيابي مي شود.بانک مرکزي در پي انتشار مطالبي در خصوص "سهم تورم وارداتي در تورم کشور" در برخي از رسانه هاي خبري و با توجه به اهميت موضوع تورم در برهه کنوني و همچنين لزوم درک صحيح از عوامل مؤثر بر آن جهت طراحي اقدامات و سياست هاي ضد تورمي در کشور، توضيحاتي ارائه کرد.

بنابراين گزارش، شاخص بهاي کالاهاي وارداتي جزيي از شاخص بهاي عمده فروشي و نرخ رشد آن، موسوم به تورم وارداتي، شامل سه جزء اساسي: تورم کشورهاي طرف مبادله، نرخ ارز اسمي موثر و حاشيه سود وارد کننده (شامل هزينه‌هاي حمل و نقل و تعرفه‌هاي گمرکي) است. تورم کشورهاي طرف مبادله از مجموع وزني ( بر اساس وزن وارداتي) شاخص قيمت صادراتي کشورهاي طرف مبادله ايران محاسبه شده است که بيش از 20 کشور را شامل مي‌شود. نرخ ارز مؤثر نيز بر اساس وزن‌هاي وارداتي کشورهاي طرف مبادله و نرخهاي اسمي برابري آنها به ريال از طريق متوسط گيري به دست آمده است.حاشيه سود واردکننده نيز شامل مازاد بر هزينه تمام شده هر واحد کالاي وارداتي است که به قيمت عمده فروشي در داخل به فروش مي رسد.بر اين اساس، حدود 5 واحد درصد از رشد 9/12 درصدي بهاي کالاها و خدمات وارداتي در سال 1386 مربوط به تورم جهاني است و مابقي به ساير عوامل اختصاص دارد.شاخص بهاي کالاهاي وارداتي يکي از گروه‌هاي عمده شاخص بهاي عمده ‌فروشي است که ضريب اهميتي معادل 3/24 دهم درصد در آن دارد.آمار نشان مي دهد که در سال 1386، سهم رشد شاخص بهاي کالاها و خدمات وارداتي در تورم عمده فروشي (رشد WPI) معادل 16 درصد بوده و بر اين اساس، حدود 4/2 واحد درصد از رشد 9/14 درصدي شاخص بهاي عمده فروشي را به خود اختصاص داده است.

همچنين طي سال 1386، شاخص بهاي کالاهاي رقابتي- يعني اقلامي از شاخص بهاي کالاها و خدمات مصرفي که مشابه خارجي آن به وفور در بازار داخلي وجود داشته و يا قيمت نوع خارجي آن آمارگيري مي‌شود- با ضريب اهميتي در حدود 7/21 درصد در تشکيل شاخص کل بهاي کالاها و خدمات مصرفي، 2/17 درصد نسبت به سال قبل افزايش يافت و سهمي به ميزان 4/19 درصد از تغييرات شاخص کل را به خود اختصاص داد. اين سهم معادل 6/3 واحد درصد از نرخ تورم 4/18 درصدي سال 1386 است.برآوردهاي حاصله در مطالعات اقتصادسنجي مختلف نيز حاکي از آن است که يک درصد افزايش در شاخص بهاي کالاها و خدمات وارداتي (با فرض ثبات ساير شرايط) به ‌طور متوسط در حدود 2/0 واحد درصد نرخ تورم (خرده فروشي) را افزايش مي دهد و در واقع سهم تورم وارداتي در تورم در حدود 20 درصد ارزيابي مي شود.در مجموع، با توجه به اين مطلب و تفاوت اشاره شده در خصوص سهم کالاهاي "وارداتي" از رشد "شاخص قيمت عمده فروشي" و سهم کالاهاي " رقابتي" از رشد "شاخص قيمت مصرف‌کننده" مي‌توان به شناخت درستي از سهم تورم وارداتي در تورم کشور دست يافت.منبع:+++

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 4:41  توسط سینا  |