تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

چرا دکتراحمدی نژاد بهترین گزینه است؟

مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشتی که امروز منتشر کرد، دلایل 9 گانه خود را برای اثبات اینکه احمدی نژاد بهترین گزینه برای ریاست جمهوری 4 سال آینده ایران است، بیان کرد. متن کامل این یادداشت در ادامه آمده است:

آيا اين تلقي فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است، با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟! يادداشت پيش روي درباره اين گزاره "به ظاهر متناقض" است و چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و غيرقابل انكار و بعضاً منحصر به فرد او پي مي گيرد و بر اين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!

1- "نمايش نقطه ايده آل" يكي از شگردهاي رايج و پرمصرف در عمليات رواني است كه اين روزها در حجم انبوهي از سوي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان عليه احمدي نژاد به كار گرفته مي شود. حريف در اين شگرد، روي نقطه ايده آل به عنوان خروجي قابل قبول يك پروژه انگشت مي گذارد و از اين طريق مي كوشد تمامي گام هاي بلند و اقدامات مثبت و مؤثري را كه براي رسيدن به آن نقطه ايده آل انجام گرفته ناديده انگاشته و بي ثمر جلوه دهد. به عنوان مثال در جريان جنگ تحميلي، سقوط صدام و فروپاشي حزب بعث عراق نقطه ايده آل ما بود و در پايان جنگ، اگر چه به اين نقطه نرسيديم ولي طرف پيروز جنگ بوديم چرا كه با حمله صدام، قرار بود انقلاب اسلامي برچيده شود، نظام جمهوري اسلامي ايران سقوط كند، كشورمان تجزيه شود، خوزستان به يكي از استان هاي عراق تبديل شود و... دشمنان به هيچ يك از اين اهداف رسماً اعلام شده خود نرسيدند، بنابراين بديهي است كه ايران اسلامي طرف پيروز جنگ بوده است ولي حريف با اين استدلال كه صدام سقوط نكرده است، جمهوري اسلامي ايران را در تحقق اهداف خود "ناكام"! و طرف شكست خورده جنگ معرفي مي كرد!، مسخره نبود؟!

2- احمدي نژاد در آغاز كار از اهداف بلند و سرنوشت سازي به عنوان نقاط ايده آل دولت نهم ياد كرد كه آرزوهاي بر زمين مانده مردم و نظام بود؛ اهدافي نظير، تأكيد بر آموزه هاي اسلامي و انقلابي، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان، مبارزه با مفاسد اقتصادي، توزيع عادلانه ثروت، ايستادگي در مقابل باج خواهي دشمنان، پاكدستي و ساده زيستي دولتمردان، جلوگيري از ريخت و پاش بيت المال، مبارزه با رانت خواري، تلاش و كار بي وقفه و پيوسته و...

اكنون 3 سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف، همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟ هرچند كه در برخي از موارد به دليل طبيعت طولاني مسير، هنوز به نقطه ايده آل نرسيده باشد. مثلاً درباره اهدافي مانند مبارزه با مفاسد اقتصادي، آيا مي توان يك نمونه -فقط يك نمونه- از بي توجهي دولت به اين پديده و يا دست داشتن دولتمردان در اينگونه پلشتي ها را آدرس داد؟ راستي چرا شماري از مفسدان اقتصادي در دولت هاي گذشته برو بيا و آلاف و اولوف فراواني داشتند و در دولت نهم همه مفسدان اقتصادي در صف مخالفان احمدي نژاد ايستاده اند؟ و...

3- دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي -كه اگر نگوئيم از مرز طاقت فرسايي گذشته است، به يقين بايد بپذيريم روي اين خط قرار دارد-، گفتمان كار و تلاش بي وقفه را با 2 شناسه "انقلابي" و "مردمي" نهادينه كرده است. اين تحول بزرگ كه به تدريج حلقه هاي مياني و بدنه دولت را هم فرا مي گيرد، نياز حياتي نظام و آرزوي ديرينه مردم بوده است كه متأسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با 2 ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟!

يكي از وزرا كه سابقه اي طولاني در جبهه و جنگ دارد و سال هاي متمادي است روزانه فقط يك وعده غذاي سبك مي خورد، براي نگارنده تعريف مي كرد، در يكي از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد متوجه اين ويژگي او شده بود. تصور نگارنده اين بود كه حتماً احمدي نژاد ايشان را ملامت كرده كه چرا چنين مي كني؟ ولي واكنش آقاي رئيس جمهور اين بود كه مبادا كار نمي كني كه تپل! مانده اي؟! شايد اين واكنش آقاي احمدي نژاد سختگيرانه بوده است، شايد! ولي فرهنگ او همين است، كار مداوم براي مردم با اميد به رضاي خدا و پاداش اخروي.

4- احمدي نژاد، سازوكار و مسير حركت دولت را كه متأسفانه طي دو دهه گذشته از محور اصلي فاصله گرفته بود، به بستر اصلي بازگرداند. گفتمان امام و انقلاب را نه فقط بر زبان كه در ميدان عمل به كار گرفت و دقيقاً به همين علت -و فقط به همين علت- دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها كه اين بار سربازي فداكار و از خودگذشته را پا به ركاب رهبري مي ديدند و حاكميت دوباره گفتمان اصيل انقلاب را در افق ايران اسلامي رصد مي كردند، با همه توان به او تاختند و عجيب آنكه از يك سو عملكرد او را كم اهميت جلوه مي دادند و از سوي ديگر براي مقابله با روش و منش او از هيچ خصومت، توطئه و تبليغ سوء، چشم نمي پوشيدند... خدا بر درجات حضرت امام(ره) بيفزايد كه در اينگونه موارد خطاب به امريكا و اسرائيل مي فرمود: «اگر مي گوييد چيزي نشده پس چرا اينهمه سروصدا مي كنيد»؟!

كينه توزي دشمنان بيروني از آن روي بوده و هست كه دولت نهم را در اصرار بر مواضع امام و رهبري قاطع و جدي ارزيابي مي كنند و دنباله هاي داخلي آنها نيز با حضور دولت اصولگرا، رشته هاي چندين و چند ساله خودرا پنبه شده مي بينند. اگر سياست خارجي دولت نهم موفقيت آميز نبوده است، چرا امريكا و متحدانش براي مقابله با احمدي نژاد و دولت نهم، اين همه هزينه مي كنند و خود را به آب و آتش مي زنند؟ آيا امريكا دوستدار ايران است؟ راستي چه شده كه امريكا و برخي از احزاب و گروه هاي داخلي روي يك نقطه اشتراك نظر كامل دارند و آن، اين كه رئيس جمهور آينده هركه مي خواهد باشد فقط احمدي نژاد نباشد، چرا؟!

5- در محور حملات خارجي و داخلي به دولت نهم دقت كنيد، اكثر قريب به اتفاق اين حملات قبل از آن كه متوجه احمدي نژاد باشد، حمله به مباني انقلاب، اسلام و نظام جمهوري اسلامي است. به بيان ديگر، احمدي نژاد بهانه است و دشمنان «مستي بهانه كرده و گريه مي كنند»! شعار اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود، سخن حضرت امام(ره) و سياست رسمي نظام است. مبارزه با مفسدان اقتصادي، تأكيد رهبر معظم انقلاب است. ايستادگي در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، خواست امام، آقا و مردم بوده و هست. مقابله با رانت خواري، قانون جمهوري اسلامي است، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و جلوگيري از مفت خوري كلان سرمايه داران نظر صريح امام، رهبري و آرزوي مردم است و... بنابراين احمدي نژاد با عرض پوزش «كتك خورش ملس است» و برخلاف بعضي ها كه حفظ منافع خود را بر پاسداشت اسلام و انقلاب و منافع ملي ترجيح مي دهند، در مقابل اين تهاجم گسترده شانه خالي نمي كند. در ميان «باباشمل»هاي تهران -همان كلاه مخملي ها- رسم بود وقتي كسي به آنها مي گفت «تو بميري»! شانه خود را تكان داده و مي گفتند «رد كردم»! يعني، چرا من به خاطر تو بميرم!

6- دولت نهم توده هاي عظيم مردم مؤمن و انقلابي را كه متأسفانه طي چند سال گذشته تقريباً غريب مانده و از مسئوليت ها دور بودند، به كانون سياست پردازي و تصميم سازي وارد كرد. نگاهي به اعضاي كابينه شامل وزرا و معاونان رئيس جمهور نشان مي دهد كه اكثر قريب به اتفاق آنها اگرچه افرادي با تخصص هاي بالا هستند ولي پيش از ورود به دولت نهم، ناشناخته بوده اند. همين پديده در مسئوليت هاي مياني هم به وضوح قابل ديدن است، معاونان وزرا، مديران كل، استانداران، فرمانداران، رؤساي ادارات و... اين در حالي است كه دولت نهم مطابق آمار موجود كمترين جابه جايي را در سطح كارشناسان بدنه داشته است اگرچه تغييرات در سطح وزرا- البته به قصد كارآمد كردن كابينه و صرفنظر از درستي يا نادرستي آن- چشمگير و بيرون از حد انتظار بوده است.

به كارگيري نيروهاي متعهد اما ناشناخته، ضمن آن كه از ايستايي و گردش مسئوليت در حلقه اي محدود جلوگيري كرده است، سپردن كار مردم به افرادي از جنس خود آنها نيز بوده است كه نزديكي و پيوستگي «مردم- دولت» نتيجه طبيعي آن است.

7- سفرهاي استاني، حضور بي واسطه در ميان مردم و تشكيل جلسات كابينه در تمامي نقاط كشور كه در مواردي پاي هيچ مسئولي حتي در سطح مديركل نيز به آنجا نرسيده بود، مصداق بدون ابهامي از مردم سالاري ديني است. پيش از اين هم رؤساي جمهور به استان ها سفر مي كردند ولي آن سفرها، بيشتر به يك بازديد تشريفاتي شبيه بود و يا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت مي گرفت اما، سفرهاي استاني هيئت دولت نهم، حضور جدي كابينه و تصميم سازي در استان مربوطه است. ضمن آن كه پيوند و همدلي مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پي دارد.

8- نگاهي به صف حاميان و مخالفان دولت بيندازيد، آيا درس آموز نيست كه توده هاي مؤمن و انقلابي مردم يعني همان ها كه به قول حضرت امام(ره) صاحبان اصلي انقلاب هستند در دايره بزرگ طرفداران دولت قرار دارند و تمامي دشمنان تابلودار بيروني و داخلي انقلاب، نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند؟ و صد البته، حساب منتقدان دلسوزي كه به پاره اي از عملكردهاي دولت و يا شخص رئيس جمهور انتقاد دارند و رفع آن را به نفع نظام مي دانند، از حساب مخالفان ياد شده جداست. و در اين ميان، برخي از مردم نيز نسبت به مسائلي نظير گراني و تورم گله مند هستند كه گلايه آنها شنيدني و پذيرفتني است ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر مشكلي در ميان است- كه هست- مشكل مشترك دولت و مردم است، نه آن كه دولت در برخورد با اينگونه مشكلات و دغدغه هاي مردم حساب خود را از آنان جدا كرده باشد. و تاكيد دوباره بر اين سخن خطاب به رئيس جمهور محترم ضروري است كه حساب نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه را از مخالفت خواني هاي حرفه اي! جدا كنند و اگر دومي را به حساب نمي آورند -كه چنانچه منطقي بود بايد ارج نهند- اولي را قدر بدانند و بر صدر بنشانند، چرا كه همه چيز را همگان دانند و تصميم عقل جمعي بر تصميم سازي فردي، به يقين برتري دارد.

9- اكنون بايد گفت؛ در مقايسه ميان دستاوردهاي بزرگ دولت احمدي نژاد و كاستي هاي آن كه با نقدهاي جدي نيز روبرو بوده است، كفه دستاوردها سنگيني فوق العاده اي دارد و مثلاً اگر امتياز احمدي نژاد بدون كاستي 100 باشد، مجموعه كاستي ها اين امتيازات را حداكثر به 90 مي رساند و نتيجه آن كه اين 90 بر صاحبان امتيازهاي خيلي پائين تر برتري غيرقابل انكاري دارد.دوشنبه بسیت آبان 1387/منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 15:41  توسط سینا  | 

کارآمدی وافر دولت نهم از دیدگاه علامه مصباح یزدی

علامه محمدتقي مصباح يزدي، از اساتيد برجسته حوزه علميه قم، دولت نهم را يکي از کارآمدترين دولت‌هاي بعد از انقلاب اسلامي ذکر کرد و گفت: اين دولت در عمل شعارهاي امام راحل و انقلاب اسلامي را احياء نموده است.وي روز سه شنبه در ديدار با وزير راه و ترابري خاطرنشان کرد: در دولت‌هاي گذشته بسياري از ارزش‌ها و آرمان‌ها کمرنگ شده بود ولي امروز دولت نهم آن اهداف و شعارهاي انقلاب را ترويج و رونق داده است.

آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اينکه دولتمردان در زمينه خدمت‌رساني و کار براي دولت‌هاي بعد از خود الگو مي‌باشند، اظهار داشت: از برکات و دستاوردهاي دولت نهم، ترسيم برنامه و راهکار براي دولت‌هاي بعد از خود نيز مي‌باشد..دولت‌هاي بعد از دولت نهم نمي‌توانند خلاف طرح‌ها و اقداماتي که اين دولت آغاز کرده است، عمل نمايند.

آيت الله مصباح يزدي با اشاره به اينکه رييس دولت نهم فرهنگ کار را در کشور نهادينه کرد، گفت: مردمي که اين همه خدمت صادقانه و تلاش‌هاي شبانه‌روزي دکتر احمدي‌نژاد و اعضاي هيات دولت را مي‌بينند به راحتي زير بار هر کسي نخواهند رفت... در دولت نهم، رييس‌جمهور، وزرا و مديران به همه ياد دادند که مسووليت‌پذيرفتن به چه معنا است.... اگر ساير خدمات دولت نهم را ناديده بگيريم ترويج فرهنگ خدمت و کار در کشور براي افتخارات اين دولت کافي است... در گذشته به خاطر فرهنگ استعماري و غربي که موج آن به ما رسيده بود به کم‌کاري و ارايه آمارهاي غيرواقعي عادت کرده بوديم... طبق آمار در گذشته کار مفيد يک کارمند در شبانه‌روز، 30دقيقه بود ولي امروز رييس دولت به اندازه سه شيفت کاري کار مي‌کند. وي افزود: بايد اين فرهنگ نيز در لايه‌هاي پايين دستگاههاي دولتي نيز دروني شود.... امروز مانند گذشته مسوولان دولتي نمي‌توانند ارباب رجوع خود را دور بزنند لذا بايد از کساني که اين فرهنگ را ترويج کردند تقدير شود.

وي افزود: متاسفانه گاهي در سطح کلان به برخي مسائل که در لايه‌هاي پايين در دستگاه‌هاي اجرايي و مديريتي انجام مي‌شود توجه نمي‌شود و اين ممکن است به عملکرد دولت لطمه وارد سازد... گاهي برخي مسائل از جمله فروش بليت‌هاي هواپيما توسط بخش خصوصي مردم را رنج مي‌دهد و بايد جلو سوء استفاده‌ها گرفته شود.منبع:انصارنیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 15:39  توسط سینا  | 

تحريريه العربيه را چه كسانى اداره مى كنند

شايد در ميان رسانه ها و شبكه هاى ماهواره اى كه آسمان ايران را پوشانده اند، هيچ كدام به اندازه رسانه متعلق به شاهزادگان سعودى زبان خصومت عليه ايران و ايرانى ها ندارد. رسانه اى كه در عمر پنچ ساله خويش تصوير يك نهاد متعصب ضد شيعه را درذهن نه فقط ايرانى ها كه اغلب محافل مسلمان حك كرده است. در برنامه هاى روزانه اين شبكه كه پس از الجزيره مدعى دومين بنگاه خبرى در خاورميانه است به سختى مى توان گزارشى واقع بينانه و متعادل درباره ايران و تشيع مشاهده كرد.

العربيه در اين مدت بارها روابط ايران و دولت سعودى را تا مرز تنش پيش برده است. مجامع و حوزه هاى شيعه در عراق، لبنان، ايران و ديگر كشورهاى اسلامى در چند مرحله ناگزير به تحريم اين رسانه شده اند اما گويى هيچ يك از اين اقدام ها مؤثر واقع نشده است.
در تحليل خط مشى اين رسانه بحث جدى اصحاب رسانه اين است كه اين شبكه با وجود حجم و شهرت آن از معيارهاى كار رسانه اى فاصله گرفته است و مديران و گردانندگان تحريريه اين رسانه حتى بديهى ترين استانداردهاى بى طرفى و دورى از غرض ورزى را رعايت نمى كنند.

مأموريتى سياسى در دنياى رسانه

العربيه چنان كه كارشناسان ارتباطات توصيف كرده اند اگرچه رسانه اى است كه در رقابت با حريف ديگر خود الجزيره به ميدان آمد اما از ابتدا عزم آن داشت تا در دنياى سياست تفكر دولتمردان سعودى رانمايندگى كند. به همين دليل اين رسانه در مدت قريب به پنج سال فعاليت خويش همان مسيرى را طى كرده است كه ديپلماسى دولت سعودى ترسيم كرده است.

اين رسانه كه از سال ۲۰۰۳ فعاليت تلويزيونى خود را آغاز كرده است هنوز درصد ناچيزى از افكارعمومى جهان عرب را تحت پوشش دارد. تلويزيون العربيه يكى از خروجى هاى رسانه اى گروه ام بى سى است. العربيه چنان كه در گزارش رسانه هاى عربى آمده از سوى طيف تندرو شاهزادگان سعودى پشتيبانى مى شود و خط مشى اين رسانه با نگاه جناحى از سياستگذاران رياض انطباق دارد كه هنوز ترويج ايدئولوژى سلفى گرى در جهان اسلام را دنبال مى كنند. به همين دليل تاكنون خبرهايى در باره اختلاف نظر شاهزادگان سعودى بر سر خط مشى اين رسانه به بيرون درز كرده است. گفته مى شود اين گروه از شاهزادگان اكنون توسط شاهزاده بندر بن سلطان هدايت مى شوند. كسى كه به مدت طولانى سفارت عربستان در امريكا را در دست داشت و در حال حاضر نيز با تصدى پست رياست شوراى امنيت پل مهم همكارى رياض و واشنگتن در امور لبنان، عراق و بحث تروريسم است.

مصداق ديگر از حاكميت جناح تندروها بر العربيه حضور عبدالرحمان راشد در منصب سردبيرى اين رسانه است كه به داشتن تفكر ضد شيعه و ضد ايرانى شهرت دارد و حتى هنوز هم در«الشرق الاوسط» تند ترين مقاله ها را عليه ايران مى نويسد. همه اينها دست به دست هم داده تا شبكه «العربيه» همان كاركرد شبكه تندرو امريكايى«فاكس نيوز» را در قبال ايران و جنبش هاى مقاومت پيش بگيرد.
محورهاى ايران ستيزى

فقط مرورى بر گزارش ها و مطالب دو سال اخير اين رسانه در باره ايران روشن خواهد ساخت كه دامنه تضاد اين رسانه با ايران و جريان مقاومت تا چه ميزان است.

العربيه در صحنه لبنان در بهار امسال بزرگترين پروژه ضد تبليغى عليه ايران و جنبش هاى مقاومت را به نمايش گذاشت. درست زمانى كه جريان تحت حمايت دولت عربستان در بيروت جنگى خيابانى را عليه جناح شيعه و مقاومت در اين كشور كليد زد. اين رسانه نيز همه امكانات خويش را براى بدنام سازى شيعه و ايران بكار بست.

عربستان سعودى در قضيه لبنان پنهان نكرد كه يكى از مؤتلفان امريكا در خاورميانه است. البته اين رقابت ستيزه جويانه در لبنان سابقه اى طولانى تر دارد. العربيه به طور خاص اين رويه را از تابستان ۲۰۰۶ دنبال كرد. همان روزها بود كه اين رسانه با توجه به عملكرد ضد مقاومت در جنگ سى وسه روزه لبنان بسيارى از مخاطبانش را از دست داد. اين شبكه درباره جنگ سى و سه روزه يك سويه عمل كرد و حتى در روزهاى اول بمباران لبنان از سوى رژيم صهيونيستى، اين كار را ماجراجويى حزب الله توصيف كرد.

«العربيه» آن روز موشك ها ى حزب الله را با موشكهاى ايران مقايسه كرد.علاوه برآن«العربيه»برخلاف همه رسانه هاى عربى به شهداى لبنانى و فلسطينى «قتيل»يا كشته اطلاق كرد. حتى در ماه گذشته نيز تحولات لبنان را با تايتل دائم «كودتاى حزب الله» كه روى صفحه حك شده بود، پيگيرى مى كرد.

در فلسطين نيز همين ديدگاه منفى را نسبت به جنبش هاى مقاومت دنبال كرد و يكپارچه سمت جانب سازشكاران صحنه يعنى جناح ابومازن را گرفت.

از زمانى كه عربستان سعودى توان رقابت با ايران را در ميدان هاى خاورميانه از دست داد العربيه به سوژه هاى تازه براى بدنام سازى ايران روى آورد از اين جمله بود، همسويى با مشى رسانه هاى غرب در ماجراى هسته اى. اين رسانه آشكارا خبرهايى مانند انرژى هسته اى را كه به ناچار بايد منتقل كند نيز تحريف مى كند. به عنوان نمونه شايعه نشت مواد سمى از نيروگاه بوشهر را مطرح كرد، اين درحاليست كه اين گونه نيروگاه ها در چارچوب پادمان هاى هسته اى هستند و علاوه بر آن بازرسان آژانس بين المللى انرژى هسته اى به طور دائم آنها را كنترل مى كنند. بنابراين«العربيه» به شكلى كاملاً افراطى درباره موضوع هسته اى ايران قضاوت مى كند.
بر اين موارد مى توان نمونه هاى بسيار ديگرى افزود كه دلالت بر حاكميت انديشه تندروهاى سلفى و جريان ضد شيعه بر تحريريه اين شبكه نوپا دارد العربيه در ماه هاى اخير پا را فراتر از تحريف خبرى گذاشته است.

اين رسانه به نمايش فيلم هايى كه در آن آشكارا به بنيانگذار انقلاب جسارت شده بود پرداخت و در حركت ديگرى تلاش كرد چهره هاى تروريست و جدايى طلب ايرانى را تقديس كند. مصاحبه اين رسانه با عبدالمالك ريگى تروريست شرق كشور از اين زمره است.

معيارهاى فروريخته رسانه اى

گرچه همه بازيگران رسانه اى و شبكه هاى خبرى داراى نوعى نگاه سياسى هستند و مأموريت نهايى آنها تأمين منافع كشور يا كمپانى متبوع شان است اما در قياس عملكرد العربيه با آن رسانه ها دو تفاوت بارز ديده مى شود. اول اين كه رسانه هاى آن سوى جهان از تكنيك هاى ظريف در القاى مقصود خويش به مخاطب بهره مى گيرند چنان كه در سه دهه اخير ديده شده، رويارويى و تقابل آنها با نظام اسلامى ايران نيز روندى پيچيده و حرفه اى داشته است. اين درحالى است كه العربيه حملاتش صورتى عريان و حتى در برخى مواقع وقيحانه و غير اخلاقى دارد كه سطح گزارش ها و تفاسير اين رسانه را بعضاً تا حد يك بيانيه سياسى و گروهى تنزل مى دهد. دوم اين كه رسانه هاى كهنه كار حتى الامكان به اصل روابط حسنه دولت متبوع خويش با كشور ميزبان پايبند هستند بويژه در مواقعى كه رهبران سياسى شان تصميم به گسترش روابط با كشور ميزبان بگيرند آنها به طور خودكار پروژه تعميق دوستى و حسن ظن را در دستور كار قرار مى دهند. در اين باره مى توان ده ها مثال و مصداق آورد تا حدى كه حتى مواقعى كه كشورى اروپايى مثل فرانسه، آلمان و يا انگليس عزم همكارى با ايران داشته اند لحن و نگاه رسانه هاى آنها نظير بى بى سى، فرانس پرس يا اشپيگل براى مدتى تغيير كرده است. اين در حالى است العربيه حتى اين مبنا را نيز كنار گذاشته است و در دوره اى كه دولتمردان سعودى آن را دوران همكارى و مراوده سياسى با تهران نام نهاده اند توپخانه خبرى اين رسانه همچنان فضاى سياسى ايران را بمباران كرده است. پيوندى كه سياست و رسانه در العربيه يافته است از نوع ديگرى است. بافت عقيدتى العربيه از زمره مسائلى است كه نيازمند بازنگرى جدى از سوى كارشناسان حوزه رسانه است.منبع : روزنامه ايران / مهدي تقوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 15:33  توسط سینا  | 

مدرک جعلی کردان از نگاهی دیگر

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

در مورد مدرک آقای کردان بحث های زیادی شده است که قصد ورود به بحث های جاری را نداشته تنها مطلب را از زاویه ای دیگر بررسی می نمایم. یکی از کارهایی که سازمان های جاسوسی انجام می دهند این است که تلاش کنند افراد را نمک گیر کرده یا به فساد بکشانند و بعد از مدتی که آن فرد موقعیت و مقامی بدست آورد، از او درخواست هایی کرده و در صورتی که به آن خواسته ها تن ندهد، سر بزنگاه اسناد آن را رو کرده و آن شخص را از اعتبار می اندازند و یا در آستانه انتخابات برای به شکست کشاندن حزب یا جناح مورد نظر، با افشای اسناد مربوط به اعضای آن جریان به نفع رقیب، آن را نزد افکار عمومی به اصطلاح رسوا و بی اعتبار نمایند.

در این راستا اطلاع از انگیزه ها، نیازها، شهوات، ضعف ها، علائق و اهدافِ مربوط به اینگونه افراد و حتی خانواده هایشان دارای اهمیت بسیار زیادی برای سازمان های جاسوسی است. اسناد منتشر شده لانه جاسوسی آمریکا نشان می دهد که این اطلاعات چه اهمیتی در برنامه ریزی برای به فساد کشاندن افراد دارد. به عنوان مثال در مورد بنی صدر در یکی از گزارشات آمده بود که در ملاقات جدید عنصر سیا با بنی صدر، وی ساعت طلا به دست کرده بود. ازهمین جا نتیجه گرفته بود که این امر نشاندهنده گرایش وی به مادیات است و می تواند نقطه نفوذ در او باشد. به دنبال این امر مامور دیگر سیا به وی که رئیس جمهور بود پیشنهاد می کند که به عنوان مشاور یک شرکت آمریکایی ماهانه هزار دلار حقوق بگیرد.

بنی صدر که تمایلات مادی در او بروز کرده بود و خانواده اش هم همچنان در فرانسه اقامت داشت و برای تامین مخارج آنها نیاز به درآمد ارزی داشت، این پیشنهاد را می پذیرد. البته بنی صدر بعداً ادعا می کند که این پیشنهاد ماهانه 3 هزار دلار بود و او هم نپذیرفته! طبیعی است که ماموران سیا در گزارشات سری خود به مقامات مافوق خود -به ویژه هنگامی که باید به ماموری حقوق ماهانه پرداخت کنند- دروغ نمی نویسند و افشای این اسناد برای بنی صدر گران تمام شد چرا که خود را به مبلغ ماهانه هزار دلار فروخته بود. البته از روش های دیگر سازمان های جاسوسی، دادن وعده مالی به افراد برای خود فروشی است و البته سیاست آنها این است که بلافاصله در اولین قدم های همکاری، اسنادی شامل فیلم و عکس و غیره تهیه می کنند که فرد خودفروخته چاره ای جز ادامه همکاری حتی بدون دریافت کارمزد نداشته باشد. در یکی از اسناد، به روش سازمان سیا برای استخدام جاسوس اشاره شده است و تاکید می کند که همکار سیا باید احساس کند تا با این همکاری مشکلاتش حل می گردد لیکن هرگز نباید گذاشت مشکلات او برطرف گردد تا فرد انگیزه لازم را برای ادامه همکاری داشته باشد!

یکی از مقامات عالیرتبه آمریکا چند سال قبل گفته بود: سیا به دنبال استخدام افراد ضد خمینی نیست، زیرا آنها عملا در خدمت سیا هستند، بلکه اگر سیا بتواند افراد خمینیست را جذب نماید هنر کرده است. در همین راستا بود که برخی از افراد درگیر در اشغال لانه جاسوسی آمریکا در دام آنها افتادند و به همکاری پنهان با آنها روی آورده و رسانه های آمریکا نیز بلندگوی آنها محسوب می گردند و عبدی برای آمریکا شده اند. لیکن فریفتن افراد مذهبی برای آنها بسیار مشکل است و نمی توانند آنها را به خدمت خود در آورند، پس باید برای آنها رسوایی پیش بیاورند و در زمان مقتضی از آن علیه او و جناحش استفاده نمایند. واقعیت این است که معدودی از مسئولین، فاقد مدرک تحصیلی بالایی هستند و از این بابت ناخرسند اند و راههایی برای رفع این نیاز می تواند زمینه را برای به دام انداختن آنان فراهم آورد. از این روی نگارنده مدرک آقای علی کردان را در این ارتباط ارزیابی می نماید. احتمالاً او تنها کسی نیست که از این نوع مدارک داشته باشد و دیگرانی نیز در این دام افتاده باشند. در این رابطه اتفاقاً لازم است که او و امثال وی ندانند که مدرکشان فاقد اعتبار است. مدرک افراد اصولگرا باید جعلی از آب درآید تا بتوانند در وقت لزوم آن را در راستای اهدافشان مورد بهره برداری قرار دهند. می دانیم که انتخابات ریاست جمهوری ایران برای آمریکا و متحدانش حیاتی است. آنها می خواهند به هر قیمتی مانع رای آوردن مجدد آقای دکتر احمدی نژاد شوند. جنگ های روانی آنها بر وی تاثیری نداشته است و او همچنان مسیر اعتلای ایران اسلامی را با قدرت طی می کند و همگان در جهان به شکست این ترفندها اذعان کرده اند. آمریکا کسانی را در مسند ریاست جمهوری ایران می پسندد که هماهنگ با ولایت نباشند و ابهت پوچ و تهدیدات آمریکا آنها را به انعطاف و تسلیم بکشاند.

بنابراین مقطع زمانی فعلی فرصت مناسبی برای این افشاگری ها است. در حالی که ترفند اعطای مدرک تقلبی به اصولگرایان یک تاکتیک سازمانهای جاسوسی برای ایجاد رسوایی است، اعطای مدرک بی پایه اما مورد تایید دانشگاه های خارجی به افرادِ در خدمت آنها بخش دیگر سیاست برای بالابردن نفوذ و اعتبار آنها در مناصب بالای حکومتی و محافل علمی است. نکته جالبی که در مورد فرد رابط اعطای دکترای افتخاری، به کردان در رسانه ها منتشر شد این است که وی به آمریکا گریخته است! اگر سازمانهای جاسوسی در اعطای این مدارک جعلی نقشی نداشته اند، دانشگاه آکسفورد باید از وی شکایت کند و با توجه به رابطه ی انگلیس و آمریکا، ایالات متحده آمریکا عملاً نباید محل امنی برای وی باشد. بنابراین عزیمت به آمریکا به عنوان محلی امن برای جاعل، می تواند نشانه ای از درگیری سازمانهای جاسوسی غرب و بویژه سازمان سیا و اینتلیجنت سرویس در اعطای این مدارک با هدف تخریب نیروهای انقلاب باشد.

دانشگاه آکسفورد دادن مدرک دکترای افتخاری به کردان را تکذیب کرده است، لیکن قطعا این دانشگاه یا دانشگاه های دیگر مدارک جعلی صادره به افرادِ هم خط آمریکا را تکذیب نخواهند کرد، بلکه آنها را تایید خواهند نمود و حتی حاضرند آنها را به عنوان دانشمندان بزرگ معرفی نمایند و جوایز شیرین بین المللی را نیز شامل حالشان کنند. دستور رئیس جمهور مبنی بر بررسی مدارک مسئولان در خور تقدیر است لیکن لازم است مقامات مسئول کشور در مورد مدارک افراد مختلف اعم از مقامات حکومتی و اپوزیسیون، در مورد مدارکشان، اعم از نوع جعلی مورد تکذیب یا نوع جعلی مورد تایید غربی ها بررسی های جامعی به عمل آورند. اصولگرایانی که ممکن است فریب این افراد را خورده باشند، باید خود داوطلب بررسی اصالت مدرکشان شوند و نظام باید نسبت به آنها انعطاف داشته باشد. اما خطرناکترین افراد کسانی هستند که مدرک جعلی شان مورد تایید دانشگاه های خارجی است.

مطالعه در مورد رساله دکترای این افراد و زمان و چگونگی تحصیل آنها می تواند راهنمای عمل باشد. شناسایی آنان نیز مشکل نخواهد بود. کسانی که به دنبال بیان مواضع و رهنمودهای بی بی سی یا رادیو آمریکا و رادیو اسرائیل به تکرار همان مواضع علیه نظام جمهوری اسلامی می پردازند و خط مشی دشمنان نظام را دنبال می کنند، می توانند در اولویت این بررسی ها قرار گیرند. با توجه به مسئولیت وزیر کشور برای برگزاری انتحابات پیش روی ریاست جمهوری و اذعان محافل داخلی و خارجی به قریب الوقوع بودن پیروزی مجدد دکتر احمدی نژاد، بهترین زمان برای افشای آن در آستانه ی انتخابات می بود، زیرا آنوقت می توانستند چنین ادعا کنند که: وزیر کشوری که مدرک خود را جعل کرده آرای مردم را نیز جعل نموده است. لیکن هوشیاری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی باعث طرح زودهنگام این امر گردید و با دستور رئیس محترم جمهور برای بررسی مدارک کلیه مسئولان توطئه های آنها خنثی شد. زیرا این اصولگرایان بودند که به موضوع پی برده و آن را افشاء و پیگیری نموده اند.منبع:رجا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 15:29  توسط سینا  |