موضوع صهيونيزم تنها غصب زمين نيست...
موضوع صهيونيزم تنها غصب زمين نيست كه خيلي ها با بهانه آوردن بخواهند با معيارهاي جغرافيايي و در چارچوب واحدهاي مستقل سياسي، آن را از سر باز كرده و مقاومت در برابر غاصبان را به عنوان موضوعي صرفاً فلسطيني به مردم محروم فلسطين واگذارند و با اين ترفند، شانه از زير بار مسئوليت خالي كنند. قضيه صهيونيزم، غير از تجاوز به بقعه مباركه قدس و تصرف سرزمين فلسطين، دستبرد به كيان شريعتي آسماني است كه در سرتاسر گيتي پيروان آن حضور دارند.
اولين محفلي كه اين قوم غدار بنيان نهادند و يا به تعبيري آن را احيا کردند، محفل ماسوني در قرن هفدهم بود. محفلي كه اهدف شوم آن چنين رقم خورد: محافظت از يهوديسم. نابود كردن همه اديان در جهان و دميدن روح كفر و الحاد و زندقه در ملل و امم عالم. محفلي كه پايه هاي صورت مجدد آن در بريتانيا نهاده و از آن جا در سراسر جهان منتشر شد... تنها از همين منظر است كه علت مبقيه اين رژيم غاصب و علت موجده مبارزه با آن و نيروي محركه كساني كه در قبال جنايات اين جرثومه فساد احساس تكليف و وظيفه مي كنند، مشخص مي شود. كاري كه صهيونيست ها سال هاست با ايدئولوژيك كردن مبارزه و محور قرار دادن اعتقاداتي باطل، بر آن اصرار ورزيده و با ترويج آن، قلمرو اقدامات تجاوز گرانه خويش را از حدود و ثغور جغرافيايي يك كشور غصبي به مرزهاي دولت موعود يهود كه بر گرفته از آموزه هاي تحريف شده تورات و تلمود است، انتقال داده اند اما مسلمانان متأسفانه همچنان اندر خم يك كوچه اند و در چنبره رژيم هاي سازشكار سكوت كرده لام تا كام دم نمي زنند. استناد صهيونيست ها به آيات موهوم و خود ساخته اي است كه به نام كلام خدا به خورد پيروان خويش مي دهند. از تورات تحريف شده شاهد مي آورند كه يهود خدايشان به ابرام (ابراهيم) گفته است اين زمين را به نسل تو خواهم داد. از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات... زمين هاي كنعان را به ملك ابدي تو در خواهم آورد. اما مسلمانان با اين جمعيت و در اختيار داشتن كتاب متقن كه لاريب فيه، دستورات نجات بخش وحي را وانهاده اند و دور خود مي چرخند تا جماعت جلاد هر چه مي خواهد با عزت و ناموس و شرف ديني اشان بكند.
با تشبث يه همين حربه است كه امروز در هر گوشه جهان، هر يهودي صهيونيست داعيه دار حمايت از غاصبان فلسطين است، از هيچ كمكي اعم از دادن مال و ابلاغ پيام و عمل عاجل دريغ ندارد و زر و زور و تزوير خود را پشتوانه بقاي كيان صهيوني قرار داده است. اين كه با اين اوصاف در جهان اسلام تكليف مقابله با اسرائيل حول چه محوري مي گردد و بر كدام مدار بايد بگردد، پرسشي است پيش روي هر مسلمان مؤمن و آزاده. يكي توجيه مي كند و مي گويد مادامي كه كشور هاي همجوار با اسرائيل غاصب كه اراضي آن ها در تصرف صهيونيست هاست، متفقاً برنخيزند و علم جهاد بلند نكنند، ماچه كاره ايم كه از هزارها كيلومتر آن طرف تر نخود آش مبارزه شده و پا وسط معركه بگذاريم. ديگري عذر مي آورد، درست است اراضي ما در تصرف زمين خواران اسرائيل است اما مادام كه همه کشورهاي عربي درگير در جنگ ۱۹۶۷ كه بخشي از اراضي آن ها به تصرف رژيم غاصب در آمدهريال جميعاً وارد مبارزه نشوند، ما به تنهايی كاري از پيش نمي توانيم ببريم. تمام اين بهانه گيري ها و عذر تراشي ها تا زماني محلي از اعراب دارد و بر ضعف و اهمال خود مي تواند سر پوش بگذارد كه مرزهاي مبارزه با صهيونيزم به مرزهاي اعتقادي و ديني تبديل نشده باشد.
واقعيت اين است كه اسرائيل به ارض و سماء اسلام و مسلمين تجاوز كرده و مي كند. ماجراي زمين دزدي آن ها را عالم و آدم مي دانند و بسياري از كشور ها حتي الآن گزيده اين ايلغار مغولانه هستند. اما آن چه بيش از اين اهميت دارد، دست اندازي اين جنايتكاران به كيان اسلام و تحريف و تعطيل احكام و آموزه هاي آن با تشبث به اباطيل و اسرائيلياتي است كه دائم مي بافند و با زور امپرياليسم خبري در سرتاسر جهان مي پراكنند. حقيقت اين است كه در طول تاريخ، در استراتژي قوم بني اسرائيل از قتل يحيي و ذكريا، آزار و اذيت عيسی، اهانت به محمد مصطفي (ص) و توطئه ها در خيبر و خندق و اكثر غزوه ها تا امروز كه باز در قلب جهان اسلام به زور لانه كرده اند و عداوت كهنه و ديرين خود را با اسلام و قرآن در هيئتي تازه اعمال مي كنند، هيچ گسل و گسستي ديده نمي شود. مسيري را كه آن ها طي كرده اند، اگر معكوس كنيم به وقايع و جناياتي مي رسيم كه قرن ها پيش از اين در حق فرستادگان خدا روا مي داشتند. اين واقعيتي تلخ است كه مغفول افتاده.
امروز صدها بوق بلند گوي تبليغاتي اصوات شيطاني و وسواس خناس اين جماعت، در فضاي فرهنگي كشورهاي اسلامي مي دمند. گاهي زير نقاب تاريخ و فلسفه خود را مي پوشانند، مضلات افهام و الهامات فجور را با زبان امثال كارل پوپر يهودي و اسپينوزاي صهيوني بيان مي دارند تا در دانشگاه هاي كشورهاي مسلمان زير پوشش علوم انساني و اجتماعي پروژه تحريف اسلام و قرآن را پي بگيرند.
زماني با توليد افلام مستهجن به ريشه كني و انحطاط اخلاقي جوانان مي پردازند تا به مزلات اقدام خود جامه عمل بپوشانند. مرثيه ها بر مظلوميت خود در جنگ جهاني دوم با يك كلاغ چهل كلاغ كردن مي سرايند تا از اين راه ها بتواند كينه كهنه خود را به خدا و پيامبران و ملائكه و جبرئيل و ميكائيل نو كرده و در عصر جديد جهتي تازه به آن ببخشند. موضوع صهيونيزم صرفاً غصب زمين نيست بلكه ايجاد لانه فساد و خانه فحشا در قلب دنياي اسلام است تا از اين راه، اهداف شوم عناد و دشمني با دين خدا و احكام خمسه اسلام پي گرفته شود.اسرائيل يك ماهيت پليد و پلشت است كه آخرين دين آسماني و مكتب توحيدي را هدف گرفته و براي تهي كردن آن از حقيقت، با تبليغات سوء، تكاپو مي كند. اسرائيل اساطير الاولين ابليس است. آخرين تير تركش شياطين است كه با ولايت الله سر ستيز دارند. اين جاست كه مقابله و استقامت در برابر كيان صهيوني به چند كشوري كه خاك آن به توبره كشيده شده، منحصر نمي شود. در اين وانفسا، هر جا مسلماني هست، وظيفه دارد در برابر اين دزدان دين وآيين بايستد و از شرف و ناموس اعتقادي خود دفاع كند. اين تكليفي است كه اسلام براي پيروان خود از هر نژاد و ملت در سرتاسر عالم رقم زده است. طرفداران صلح خاورميانه و نقشه راه شيطان اكبر بدانند همان طور كه بارها راقم اين سطور گفته است:
1- تنها درمان درد اسرائيل جنايتكار مرگ اين رژيم غاصب و محو آن از عرصه وجود است و لاغير. بازي هاي سياسي و لابي هاي آنچناني و توافق هاي سازشكارانه با موجودي كه مستحق نيستي است، نه تنها چيزي را حل نمي كند كه برتنور تجاوز و دست اندازي به حقوق ملت هاي مسلمان بيش از پيش مي دمد.
رژيمي كه نطفه آن را با فساد و غارت بسته اند و موجوديت آن، عناد و ضديت با اسلام و شريعت محمد مصطفي(ص) است، مصداق بارز مفسد في الارض است كه حكم آن را خداوند تعيين فرموده و هر كجا مسلماني يافت مي شود، وظيفه دارد ولو به اندازه يك قدم اين جرثومه پليد را به سقوط نهايي نزديك سازد.
2- تصور رابطه با امريكا مادامي كه اين عامل دست نشانده شيطان بزرگ در قلب جهان اسلام حق حيات دارد، خيال باطلی است، چراكه شرط مهم براي آدم شدن امريكا، دست شستن از حمايت از جنايتكاران تل آويو است. منبع:سیدحسین طاهری-رجانیوز



ر سال 2005 به 50 درصد در حال حاضر افزایش یافته است. به گزارش رجانیوز به نقل از 