تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

برادران بزرگوارم۳۱ تابلو بصورت نمایشگاهی از عکس ها و عملکردهای دولت خدمتگزار نهم و بیانات مقام معظم رهبری حفظه الله درباره دولت و شخص دکتر احمدی نژاد کار کرده اند و با قیمت بسیار کمی (هر۳۱ نمایشگاه سلفون کشیده ۵۰*۳۵ به قیمت دوهزارتومان) به شما ارائه می دهند. نمونه اي از پوسترها را ببینید و سفارش دهید: برای سفارش محصولاتی که در این وبلاگ معرفی شده اند و توضیحات بیشتر و سایر محصولات به وبلاگ برادرممراجعه كنيد:http://nasr88.blogfa.com از پذیرش سفارش جزئی معذوریم. برای ارسال به شهرستانها کرایه حمل دریافت می گردد.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 16:20  توسط سینا  | 

زيربنای فکری «دولت اسلامی»

با مروری گذرا بر فضای سياسی ـ انتخاباتی کشور و با دقت در هجمه­های تبليغاتی مخالفان دولت احمدی­نژاد، گاهی با ادعاها و شعارهای عجيب و غريبی از سوی اصلا­ح­طلبانِ غرب­گرا مواجه می­شويم که از  کلی­گويی، علم­زدگی و غرب­باوری ايشان حکايت می­کند. يکی از اين شعارها طرح بی­مبنا و سطحیِ «دولت عقلانی» است که در پی تحميل خود به عنوان رقيب پروژة «دولت اسلامی» است. شعار دولت عقلانی مبتنی بر پيش­فرض­های باطل در خصوص ناسازگاری اسلام و کارشناسی و عدم فهم نحوه حاکمیت دین بر کارشناسی است که فعلا به آن نمی­پردازيم. در اين يادداشت تلاش بر اين است که اجمالی از پيش­فرض­ها و زيربناهای نظريه دولت اسلامی مطرح شود تا استحکام اين نظريه تا حدودی بر ناآگاهان مکشوف گردد.

از نگاه دگتر محمود احمدی نژاد دولت اسلامی، دولت انتظار و جامعه اسلامی، جامعه منتظر است؛ لذا ايشان شعارهای چهارگانه دولت در زمينه عدالت، مهرورزی، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالی جامعه را به عنوان ابعاد يک جامعه منتظر قلمداد می­کند.[1] به نظر می­رسد در دين اسلام و مكتب تشيّع، معارف و آموزه­هايي وجود دارد كه مي­تواند پايه­ها و پيش­فرض­هاي نظريه دولت اسلامی به حساب آيد. اين پايه ها را مي­توان در سه بخش «فرجام­شناسی تاريخی»، «ضرورت تعالی اجتماعی» و «لزوم جهاني­سازي دينی» بیان كرد.

فرجام­شناسی تاريخی

در فرجام­شناسی تاريخی اسلامی، تحليل و تبيين خاصي را از خدا، جهان و تاريخ، و رابطه ميان آنها ارائه مي­گردد: اول اينكه انسان، جهان و تاريخ، همگي مخلوق خداوند هستند و سپس از سوي او مورد سرپرستي و هدايت قرار مي­گيرند. رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَي كُلَّ شَيء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَي (طه: 50). بر اين اساس، خلق عالم، ناشي از اراده خداوند متعال ـ عزّ و جل ـ است و آغاز و انجام جهان و تكامل تاريخ هم بر پايه ربوبيّت مطلقه او شكل مي­پذيرد و هيچ گونه امر لغوي در اين ميان وجود ندارد.

دوم اينكه انسان ها همه داراي اختيار و اراده هستند و در گزينش راه ضلالت و راه سعادت، از آزادي برخوردارند و در اين راه، مورد امداد خداوند قرار مي­گيرند؛ كُلّاً نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ (اسراء: 20). در نتيجه، دو جبهه حق و باطل در تاريخ پديد مي­آيد. بر اين مبنا، از آنجا كه هستي و تاريخ داراي نظام روابط مي­باشد، ارتباط و مواجهه اراده­هاي انساني با يك­ديگر محتوم تلقّي مي­گردد، و با توجه به جغرافياي مشترك اين دو جبهه در فعاليت هاي خود، گسترش كفر، به مفهوم تنگ شدن دامنه ايمان، و وسعت يافتن دايره ايمان، به منزله محدود گشتن ساحت كفر خواهد بود.

سوم هم اين­كه تاريخ تحت سرپرستي اولياي الهي قرار دارد و علي رغم طغيان ها و معصيت هايي كه در درون آن انجام مي­پذيرد، رو به سوي حضرت حق و عبوديت او دارد. در واقع، حكمت الهي اختيارات انسان ها را به گونه اي سرپرستي مي­نمايد تا برايند حركت كل عالم، همان پرستش و عبوديت ـ كه هدف خلقت بوده است ـ باشد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفَي بِاللَّهِ شَهِيداً (فتح: 28)، که در اين آيه شريفه به برتري فرهنگ اسلامي اشاره شده است.

در واقع، از نگاه فرجام­شناسی تاريخی، سرانجامِ تاريخ، با شكل گيري امت واحده الهي و جامعه آرماني اسلامي همراه خواهد بود. در آن جامعه، فرد فقط در انديشه منافع و مصالح شخصي خود نيست و ساير افراد را ابزار تأمين و تحصيل خواسته ها و نيازهاي خود نمي­انگارد، بلكه در ديگران به چشم بندگان خداي متعال مي­نگرد و تلاش و كوشش مي­كند تا هدف آفرينش، كه تعالي و استكمال حقيقي همه انسان هاست، به بهترين وجه تحقق يابد.([2]) حركت تاريخ رو به سوي خداپرستي و ولايت­پذيري دارد، نه رو به سمت دموكراسي ليبرال و اومانيسم.([3]) عبوديت و خدامحوري، به دليل آنكه با فطرت انساني هماهنگي دارد و ايثار و كرامت را در روابط آدميان گسترش مي­دهد و از فساد و ناعدالتي در عملكرد عيني پرهيز مي­دهد، ماندگاري تاريخي خواهد داشت و خواهد توانست انسان و جامعه اي متعبد بسازد كه راضي به رضاي خدا باشد و بندگي او را بزرگ­ترين سرمايه خود و ضامن سعادت بي پايان خويش تلقّي نمايد. به همين دليل، اسلام طلبي و معنويت خواهي كه اكنون در بسياري از مناطق جهان جاري است، روندي توسعه­پذير و رو به افزايش دارد كه غايت آن، پيشگيري از جهاني شدن تمدّن مادي و غرب و بلكه انحلال تدريجي آن در جبهه حق و بر ساختن تمدّن الهي مي­باشد.

ضرورت تعالی اجتماعی

مبنای ديگر «دولت اسلامی»، اعتقاد به مفهومی به نام «تعالی» در برابر توسعه غربی است. از نگاه اسلامي، تكامل يا به تعبير بهتر «تعالی»، به مفهوم جريان سرپرستي الهي بر همه ابعاد سياسي، فرهنگي و اقتصادي بشر است تا اينكه توحيد و عبوديت به همه اراده­ورزي هاي فردي و اجتماعي تسري يابد. هدف چنين تكاملي فراهم آوردن بستري براي تعالي بشر و تقرّب او به خداوند متعال مي­باشد. نظريه «تعالی» كه از ولايت دين بر حوزه هاي فردي و اجتماعي سخن مي­گويد از چند اصل مهم برمي­خيزد:

1. هيچ يك از افعال انسان، اعم از فعاليت روحي، كنش هاي عقلي و رفتارهاي عيني او بريده و منفصل از پرستش و توحيد نمي­باشد؛ زيرا انسان ها از آن جهت كه داراي اختيار هستند مي­توانند معبود الهي و يا غيرالهي را برگزينند و همه موضع­گيري هاي خويش را در پيرامون آن معبود محوري سامان دهند. اين امر علاوه بر زندگي فردي، در معيشت جمعي و در همه لايه هاي هستي انسان ها نيز صادق است؛ از اين رو، نمي­توان و نبايد ساحت جامعه و سياست را از ارزش و جهت بريد و هر رنگي به آن داد، بلكه جهت حاكم بر تنظيمات اجتماعي، متناسب با نوع پرستش تكوين مي­يابد.

2. عبوديت و توحيد در هر عرصه­اي از عرصه هاي زندگي، به معناي قبول سرپرستي الهي در همان عرصه است؛ يعني در نيل به قرب عبوديت، بايد تحت ولايت و سرپرستي اولياي الهي قرار گرفت و همه حركات و سكنات خويش را با آنها سنجيد. تحقق يكتاپرستي و توحيد در فرد و جامعه، به ميزان تبعيت آنها از ولايت اولياي نور و تبري از ولايت اولياي نار برمي گردد، و نفي ولايت الهي در هر عرصه اي به منزله نفي جهت گيري صحيح در آن عرصه، و افتادن در دام اولياي نار و در نتيجه، ناكامي در تأمين سعادت ابدي است.

3. چون پرستش خدا و تبعيت از اولياي او، حداكثري و همه­جانبه است، قواعد ديني كه ساز و كار عبوديت خداوند متعال و پذيرش ولايت او مي­باشد نيز حداكثري و تقييدناپذير است; يعني اين گونه نيست كه دين، حداقلي باشد و پرستش خداوند متعال و تبعيت از پيامبران و اولياي او قيد و مرز بپذيرد، بلكه براي رهايي از كفر و شرك بايد همه شئون فردي و اجتماعي را در همه لايه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي به دست وحي سپرد و تمام چهره هاي ظاهري و باطني بشر را مشحون از عبوديت و دين­ورزي گردانيد: «حتي تَكونَ اعمالي و اورادي كُلُّها ورداً واحداً و حالي في خِدمَتِكَ سَرمداً.»([4])

بر پايه آنچه گفته شد، تعالی اجتماعی يعني «تقرّب همه جانبه نسبت به خداوند و دوري همه جانبه از شيطان و دنيا.» اين جريان به تدريج نرم افزارها و سخت افزارهاي متناسب با خود را نيز پديد آورده و آرمان هاي الهي را در قالب يك نظام اجتماعي تجسّم مي­بخشد.

حضرت امام خميني (ره)، معماربزرگ انقلاب اسلامي مي­فرمايد: «آن چيزي كه انبيا مي­خواستند اين بود كه همه امور را الهي كنند، تمام ابعاد عالم را و تمام ابعاد انسان را كه خلاصه... و عصاره عالم است الهي بشود. آنها كه تابع دستورات الهي هستند همين مادياتي كه همه از آن استفاده مي­كنند، همين ماديات را با يك صورت معنويت به آن مي­دهند، با جنبه معنويت به اينها نگاه مي­كنند، همه عالم را جنبه الهيت نگاه مي­كنند.»([5])

پس همه امور زندگي بشر بايد با الهي شدن شكوفا گردد. نگاه تك بعدي به بشر و چند پاره كردن وي و انحصار سعادت و كمال او به يكي از ابعاد وجود آدمي، مانع تكامل همه جانبه و تكامل ديني و تقرّب او به درگاه الهي خواهد بود. از نگاه علمای اسلامی، تقرّب به درگاه الهي، حق بشر است و كسي نمي­تواند و نبايد انسان ها را از اين حق خدادادي محروم نمايد. اگر دين الهي بشر را به نماز، روزه، حج، زكات، تكاليف اجتماعي و ساير موارد مكلّف كرد، همه اينها به حقوق بشر برمي گردد. انسان حق تكامل دارد، حق دارد با فرشتگان همسايه بشود، حق دارد كه از طبيعت جمادي برتر برگردد و حق دارد از غريزه گياهي والاتر شود و از خوي حيوانيت بالا بيايد... اينها همه حقوق اوست و تنها راه به دست آوردن آنها، احكام و تكاليف ديني است.([6]) به عبارت ديگر، بشر حق تعالي و تكامل دارد كه برنامه تكامل او و راه استيفاي اين حق، در دين نهفته است.

در اين زمينه، آنچه در دولت اسلامی پی­گيری می­شود طرحي است كه بتواند همه اضلاع و شعبه هاي وجود فردي و جمعي انسان ها را به عبوديت و ولايت الهي پيوند بزند و زمينه اي فراهم آورد تا «حق تعالی» يا «حق قرب» آنها به صورت همه­جانبه استيفا گردد.

لزوم جهاني­سازي دينی

از جهاني شدن گريزي نيست; زيرا انسان ها همواره در مسير توسعه ارتباطات خود كه پرستش هاي جمعي را به وجود مي­آورد سير مي­كنند و پيچيدگي روزافزون تمدّن انساني در عين وحدت و انسجام آن، آنها را به سمت جهان واحد و يكپارچه فرا مي­خواند. جهاني شدن، همه حوزه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي را مي­پوشاند و هر انسان را عضوي از جامعه جهاني قلمداد مي­كند. بر پايه مفاهيم ديني از آنجا كه عبوديت بايد در سطح جامعه گسترش يابد و همه روابط و مناسبات فردي و عمومي بشر را سامان دهد، بنابراين، جهاني سازي ديني امري مورد پذيرش بوده و ضروري است: قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ (اعراف: 158)؛ وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً (سبأ: 28).

اصولي كه مي­تواند مبناي جهاني سازي دينی قرار گيرد عبارتند از:

1. انسان ها براي پرستش خداوند خلق شده اند وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاريات: 56). و اين امر در فطرت آنها قرار داده شده است، و ـ چنان كه گفتيم ـ عبوديت، اصلي ترين حق بشر در زندگي فردي و جمعي اوست و هيچ كس و هيچ نهادي نبايد اين حق را از بشريت سلب نمايد. ولايت پذيري و التزام به مناسك وحياني در همه عرصه هاي زندگي و تعاون جمعي و جامعه پردازي در مسير تحقق آموزه هاي الهي تنها بستر تحقق بندگي خداوند متعال است.

2. پرستش، امري تكامل پذير است و مي­تواند همه فضاهاي زندگي را در نوردد و در گستره اي به وسعت همه جهان ظاهر گردد. بر اين اساس، بايد دين مندي و ولايت پذيري را توسعه داد و امر حجيت را در افق تمدّن سازي و ايجاد دولت بزرگ الهي احراز كرد.

3. انسان ها از آن جهت كه به بندگي خداوند متعال مي­پردازند برابرند و ميزان تقرّب آنها به درگاه الهي با توجه به تقوا و بندگي آنها محاسبه مي­شود: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَاللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات: 13). از اين رو، قوميت و نژاد و سلايق و مرزهاي جغرافيايي، ميان انسان هاي خداپرست فاصله نمي­اندازد و مانع وحدت جهاني و سجود يكپارچه آنها در برابر پروردگار عالم نمي­شود. آنها يك زبان و يك دل و هماهنگ به پرستش خداوند خويش مشغول مي­شوند و از طغيان و شيطنت و معصيت بيزاري مي­جويند.

4. در نگاه اسلامي و در فرجام­شناسی تاريخی شيعه، جهاني شدن توحيد، در قالب جامعه مهدوي در عصر ظهور خواهد بود. در آن عصر، ولي الهي محور عبوديت بندگان خداست و عقلانيت و معرفت و عدالت و پيشرفت، همگي در راستاي خضوع در برابر خداوند بزرگ معنا خواهد يافت.

در اين باور، کشور ايران و هر نقطه ديگري از جهان بايد مهياي جهاني شدن ارزش هاي آسماني باشد و فضا را براي تحقق دين خدا بر روي زمين و ظهور ابعاد فراگير و ناپيداي ولايت اولياي الهي در هستي آماده نمايد. وظيفه مسلمانان و شيعيان در ايران و ساير نقاط جهان، پيشگيري از جهاني شدن ارزش هاي مادي و تلاش براي آشنايي بشر با طعم خوش عدالت ديني و جامعه مهدوي است; چرا كه خداوند متعال، هرگز سيطره كفّار بر مؤمنان را نمي­پسندد: وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلا (نساء: 141).

جهاني شدن هنگامي تحقق­پذير و پايدار خواهد بود كه جامعه بشري در پيرامون توحيد و ولايت الهي شكل بپذيرد، پردازش يابد، و همدلي و همياري را در افق تسليم به ذات بي زوال باري تعالي تصوير نمايد. مي­توان گفت: «جهاني شدن» يا «جهاني سازي» يا «جهاني بودن» حق جريان خدامحور است و اين حق، داراي پشتوانه مستحكمي در فطرت انسان و آفرينش جهان مي­باشد.

بر مبنای آن­چه گفته شد دولت اسلامي و انديشمندان مؤمن و متعهد با امتحانات و ابتلائات سنگين و گسترده اي مواجه هستند. اثبات و تبيين كارآمدي دين و وحي در اداره همه شئون حيات بشري در وسعت جهاني، و انتظار آماده گر فرج حضرت ولي عصر (عج) شايد از مهم ترين امتحانات است. به بيان امام خميني(ره)، «ما مي­خواهيم يك الگويي از اسلام در عالم ـ ولو يك الگوي ناقصي باشد ـ نشان بدهيم كه همه عقلاي عالم غير از آنهايي كه جنايتكاران بالذات هستند، همه ملت هاي مظلوم بفهمند اسلام چي آورده و مي­خواهد چه بكند در دنيا. اسلام با اين محرومين، با اين مظلومين، با اين گرفتاري ها مي­خواهد چه كند كه اينها را نجات بدهد.»([7])

شكل گيري حکومت دينی و دولت اسلامي در ايران و تبديل شدن آن به قدرت بزرگ خاورميانه، فضاي مساعدي براي تشكيل جبهه بزرگ فكري و فرهنگي در برابر غرب و به چالش كشيدن مباني و زيربناهاي آن را فراهم كرده و نويد آن مي­دهد كه توليد نرم افزارهاي طراحي تمدّن بزرگ اسلامي نيز دور از دسترس نباشد.  به اميد آن­که دولت اسلامی بتواند گام­های عملی در اين زمينه بردارد و با پشت سر گذاشتن رقبای غرب گرا و با جبران خلأها و کاستی­ها، بشر را از وضعيت موجود جدا کرده و به آينده بهتر بشارت دهد. نوشته دوست بزرگوارم حسن آقا

[1] ـ سخنرانی در ديدار با مديران دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 7/6/1384.

[2] ـ محمّدتقي مصباح، جامعه و تاريخ، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، ص 414.

[3] ـ رضا داوري اردكاني، درباره غرب، تهران، هرمس، ص 53ـ54.

[4] ـ شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي «كميل».

[5] ـ امام خميني، صحيفه نور، ج 7، ص 15، 16 خرداد 1358.

[6] ـ عبداللّه جوادي آملي، حق و تكليف در اسلام، قم، اسراء، 1384، ص 117.

[7] ـ امام خميني، صحيفه نور، ج 18، ص 157، 4 مهر 1362.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 5:24  توسط سینا  | 

هفتمین روز رحلت مرجع بزرگ وعارف، حضرت آیت الله العظمی بهجت گذشت. خبرهای مربوط به این مرجع ، سرتیتر ویا یکی از سرتیتر های مهم اخبار رسانه های مختلف شد وحتی آمار  سایت مربوط به ایشان به شدت بالا رفت به گونه ای که با سیل مراجعه کاربران داخل وخارج، مدتی امکان ورود به سایت میسر نبود واین نشان می داد که جامعه داخل وخارج تشنه اطلاعات درباره ایشان بوده واین عطش هنوز هست. یکی از مبرزترین و شاخصترین شاگردان آن مرجع تقلید، آیت الله مصباح یزدی است که با توجه به قدمت ارتباط نزدیک با استاد خود، طبیعی است که سینه ها سخن و ساعت ها حرف برای گفتن داشته باشد.

 مهم این است که آیت الله مصباح می توانست از این واقعه تاسف آور بیشترین بهره برداری را بنماید وچپ وراست به مصاحبه و کنفرانس وگفتگو وحاضر شدن در مقابل دوربین صداو سیما و رسانه های گوناگون بپردازد ومرتبا وکرارا با بیان های مختلف، خاطرات وفضائل اخلاقی و خصوصیات استادش را تبیین نماید که نتیجه این کار همان تبلیغ غیر مستقیم از خود بود  و پاسخی به کسانی بود که چند سالی است به بهانه های واهی به تخریب چهره اش پرداخته اند ومی توانست این وجهه را نزد آنان که فریب خورده اند بهبود بخشد. در یک کلام ایشان می توانست با این کار بیشتر وبیشتر خود را معرفی نماید وسنگری محکمتر برای خود در مقابل تخریب کنندگانش نزد افکار عمومی درست نماید، کاری که برخی  آرزویش را دارند فرصتی بسیار کوچکتر از آن برایشان پیش آید واز آن نهایت استفاده را بنمایند...

حال وقتی کلمه مصباح را همراه با بهجت جستجو(سرچ) کنیم، به مطلب جدیدی نمی رسیم. به مصاحبه صداوسیما با ایشان می رسیم که سایتها وخبرگزاری ها آن را منشر نموده اند در حالی که افعال به کاربرده شده در این مصاحبه مربوط به زمان حیات آن مرجع بزرگ است وپایگاه های اطلاع رسانی مطلبی جدید از آیت الله مصباح در این مورد نقل نکرده اند.بالاخره هر چه باشد آیت الله مصباح یزدی شاگرد آیت الله بهجت بوده است وسالهاست خودش چهارشنبه شب ها درس اخلاق می دهد. باید دید وظیفه چیست وبر طبق همان عمل کرد.

***جمله ای اضافه نمایم :بزرگوارانی مانند برخی دیگر از شاگردان آیت الله بهجت به تبیین ابعاد شخصیت ایشان پرداختند وبه وظیفه شان عمل نمودند اجرشان با خداوندباد! به قول معروف اثبات شیئ نفی ماعدا نمی کند. منبع: محب المتقین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 5:17  توسط سینا  | 

افشای یک دروغ میر حسین موسوی توسط سروش!
سروش: آقای موسوی تنها مدافع ضرورت انقلاب فرهنگی توسط توده‌ها بودی!

عبدالکریم سروش که این روزها به نمایندگی از حامیان کروبی جنگ لفظی تندی را با محمود دولت‌آبادی یک نویسنده حامی میرحسین موسوی آغاز کرده است، امروز طی یادداشتی که در روزنامه اعتمادملی منتشر کرد، موسوی را به کتمان حقیقت و دروغ‌گویی متهم کرد. به گزارش رجانیوز، نزاع میان سکولارهای مدعیان روشنفکری در ستادهای موسوی و کروبی به طوری بالا گرفته است که سروش در یادداشت امروز خود ادعای موسوی مبنی بر انکار نقش نخست‌وزیر در انقلاب فرهنگی را رد کرده و تأکید می‌کند اتفاقاً موسوی تنها کسی بود که می‌گفت انقلاب فرهنگی باید توسط توده‌ها انجام شود.متن یادداشت سروش به نقل از اعتمادملی در ادامه آمده است:

قصه انقلاب فرهنگي قصه عبرت آموزي است. بعضي از رسانه‌ها و دستگاه‌هاي حکومتي، سال‌ها است که براي فرو کوفتن يکي از ناقدان و ناراضيان، يعني سروش، ماجراي انقلاب فرهنگي راچنان ننگين و سنگين و دروغين کرده‌اند وجمعي بي‌خبر را چنان بازي داده‌اند (کينه‌توزان به جاي خود) که اکنون اين طناب برگردن خودشان پيچيده است. به‌طوري که پيروان خط امام هم از آن برائت مي‌جويند و شرمسارانه نقش خود را درآن انکار مي‌کنند و از اطلاع‌رساني درست سر مي‌پيچند. آدمي در مي‌ماند که اين پيروان وفادار، سهم رهبري فقيد انقلاب [...] را در انقلاب «[...]» فرهنگي چقدر برآورد مي‌کنند.

در خبرها آمده بود که آقاي مهندس موسوي به دانشجويي که از نقش وي در انقلاب فرهنگي سوال کرده بود، چنين پاسخ داده بود که «من درآن هنگام نخست وزيرنبودم و نقشي در انقلاب فرهنگي نداشتم و سندي در اين مورد وجود ندارد.» پاسخ به آن دانشجو، درحقيقت پاسخ به عبدالکريم سروش بود که درجواب دروغ‌ها و توهين‌ها و تمسخرهاي يک نويسنده درمحفل حاميان مهندس موسوي، انگشت برنقش مهم ميرحسين موسوي درستاد انقلاب فرهنگي نهاده بود و از وي خواسته بود تا اين راز ساده را فاش کند و اطلاع درست و دقيق در اختيار پرسشگران قرار دهد. سروش حتي از گواهان اين امر يعني علي شريعتمداري، محمد خاتمي، احمد احمدي، صادق واعظ‌زاده و رضا عارف نام برده بود که در دفتر نخست‌وزير حاضر مي‌شدند و در جلسات مکرر ستاد انقلاب فرهنگي به رياست ميرحسين موسوي شرکت مي‌کردند.

آقاي موسوي اما به جاي گفتن اين حقيقت ساده، راه ناصوابي را برگزيد و پاسخ آن دانشجوي دلسوخته را چنان مبهم داد که کس نداند وي درآن ايام چه کاره بوده است. آقاي موسوي شما که همه افتخارتان پيروي از امام است، چرا؟ شما که خود منصوب امام بوديد و به فرمان او بر صدر جلسات مي‌نشستيد چرا خبر درست و دقيقي از آن نمي‌دهيد؟ آيا فردا هم اگر به کرسي رياست‌جمهوري بنشينيد، همين‌طور «حق دانستن» مردم را محترم مي‌شماريد؟

گفته‌ايد شما در انقلاب فرهنگي نقشي نداشتيد، که اينطور؛ ولي صورت مذاکرات شوراي انقلاب چيز ديگر مي‌گويد: اعضاي شورا به شدت از وضع ناآرام دانشگاه‌ها ناراضي بودند. هاشمي‌رفسنجاني گفت: «از طريق حضور تعدادي بچه مسلمان در تهران مي‌توان جلو شلوغي دانشگاه را گرفت... از خشونت نمي‌ترسيم. امروز شروع شود بهتر از سه ماه ديگر است.» مهندس ميرحسين موسوي تنها کسي بود که «از ضرورت انقلاب فرهنگي ار طريق حضور توده‌ها در دانشگاه سخن گفت». و چنين بود که دانشجويان اينجا و آنجا ستادهايي تشکيل دادند و مشغول «انقلاب فرهنگي» شدند؛ يا به تعبير ميهمان مودب شما: «تقليد مضحک شناعت وسخافت.» (درتهران: شکوري‌راد، شمقدري و محمود احمدي‌نژاد و هاشمي‌ثمره در شيراز: فلان و فلان...الخ)

اين در انقلاب فرهنگي. اما درستاد انقلاب فرهنگي چطور؟ آيا آنجا هم بي‌نقش بوديد؟ «قربان تمکينت شوم. مي‌بين وسربالا مکن» من مي‌دانم که حاميان شما، ازجمله آقاي مسجدجامعي، درتشکيل آن جلسه و دعوت از آن نويسنده و تحريک او، خطاي سياسي واخلاقي بزرگي مرتکب شدند و «جاي خالي دروغ» را پر کردند و پويش انتخاباتي شما را به رنگ جفا آلودند. اما شستن آن رنگ با رنگ ديگر ميسر نيست. ازشما انتظار بزرگ‌منشي بيشتري مي‌رفت. يکي اينکه آن گفتار و کردار زشت را نکوهش و سرزنش کنيد و دوم اينکه شجاعانه از اقدام امامي که افتخار پيروي او را داريد [...] و نيز از نقش خود در انقلاب فرهنگي و ستاد انقلاب فرهنگي بي‌شرمندگي دفاع نماييد و چون يک فرد مطلع و مسوول، زواياي نهفته آن را آشکار سازيد و نشان دهيد که برنامه‌ريزان و مجريان انقلاب فرهنگي چه کساني بوده‌اند و خود در گشودن پرونده مذاکرات شوراي انقلاب در اين خصوص پيش قدم شويد و همچنين تصريح کنيد که آيين‌نامه‌هاي «انقلابي» براي سانسور کتاب و غيره محصول شوراي عالي انقلاب فرهنگي کنوني است که شما هم عضو آن بوده‌ايد و هستيد. طفره رفتن و سر زير برف کردن و جواب چند پهلو و سربالا دادن و کتمان حقيقت نمودن و به حمايت توهين‌کنندگان برخاستن و در قبال دروغ‌گويان و درشت‌گويان سکوت پيشه کردن، شيوه صادقان و کريمان نيست.

نقل هر جور که از خلق کريمت کردند  /  قول صاحب غرضان است تو آنها نکني

دردمندان بلا زهر هلاهل دارند  /  قصد اين قوم خطا باشد ‌هان تا نکني منبع خبررا ببینید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 5:13  توسط سینا  | 

برنامه "جريان" زحمات صداوسيما را زير سؤال برده است.

مسئول کميته رسانه کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت: برنامه "جريان" باعث زير سوال بردن زحمات صداوسيما شده است. "سيد رمضان شجاعي" در گفت‌وگو با ايرنا افزود: اين برنامه باعث مخدوش کردن زحمات صدا و سيما و ايجاد سوال در ذهن بينندگان شده است.وي با برشمردن دلايلي اين برنامه را در جهت بد نام کردن صداو سيما دانست و تصريح کرد: اين برنامه در راستاي تضعيف سياست هاي دولت است و مهمانان اين برنامه بطور مشخص در جهت زير سوال بردن دولت و برنامه هاي آن حرکت مي کنند.نماينده مردم ساري افزود: در هيچ برنامه اي مجري نام خود را در جلوي ميز قرار نمي دهد و مجري اين برنامه بخاطر اينکه در دوره اخير انتخابات مجلس راي نياورد در جهت شناساندن خود به جامعه عمل مي کند که کاري بسيار منسوخ شده در دنياي رسانه و ارتباطات است.وي تصاوير انتخاب شده در اين برنامه را نيز در جهت تضعيف دولت دانست و تاکيد کرد: تصاوير انتخاب شده از سريال ها و برنامه هاي صدا و سيما نشان دهنده زير سوال بردن گفتمان آقاي احمدي نژاد است.

شجاعي با اشاره به اينکه اگر کسي نقد و ديدگاهي دارد بايد به صورت مناظره وارد اين گونه برنامه ها شود و مجري آن برنامه نيز بايد يک فرد بي طرف باشد، افزود: اين برنامه در ساعت پر بيننده تلويزيون پخش مي شود و اگر مسئولان صدا و سيما از اين موضوع خبر دارند بايد جلوي آن‌را بگيرند و اگر از اين موضوع اطلاعي ندارند بايد به گوش آنها اين مسئله رسيده و تذکر داده شود.وي اين برنامه را در جهت خنثي سازي عملکرد دولت در چهار سال گذشته دانست و تصريح کرد: اين برنامه و مجري آن به شدت در جهت حمايت از کانديدايي خاص و تخريب سياست هاي احمدي نژاد حرکت مي کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 5:3  توسط سینا  | 

سبز پوشان میرحسینی!! به هاشمي اقتدا کردند.

به نقل از شاهدان عینی، در اقدامی تعجب برانگیز، حاميان مير حسين موسوي(که ادعای مبارزه با عوام فریبی و پوپولیسم دارد!)با تي شرت هاي سبز يکدست، شال، بازويند و مچ بند سبز امروز در نماز جمعه تهران شرکت کردند، سبز پوشان مير حسين بعد از نماز جمعه در تمام محل هاي خروج نمازگزاران به پخش گل هاي گلايل سبز رنگ، و يک جزوه تبليغي با جلد سبز پرداختند.به گزارش برنا، امروز حاميان مير حسين موسوي با تيشتر تهاي سبز يکدست ، شال، بازويند و مچ بند سبز در نماز جمعه تهران شرکت کردند.اين در حالي است که الهه کولايي چندي پيش در پاسخ به اين سوال که چرا مير حسين موسوي براي تبليغات از رنگ سبز استفاده مي کند گفته بود: ايشان از سادات هستند و مردم احترام زيادي براي سادات قائل مي باشند. کولايي تصريح کرده بود: فراموش نکنيد که دوم خرداد بسياري از مردم به خاطر عمامه سياه به خاتمي راي دادند.(واقعا چه ربطی بین سیادت و سوئ استفاده از احساسات مردم و گل سبز وجزوه سبز وبازوبند سبز و.. است؟!)

صهیون پژوه:واقعا اگر دکتراحمدی نژاد ویارانش چنین می کردند،متهم به چه چیزها که نمی شدند... مردم عاقل، راستگو وعوام فریب راخوب می شناسند واین اعمال بچه گانه بازی با رنگها در تاریخ ثبت می شود. واقعا چه کسانی میرحسین را چنین مشاوره می دهند، آیا واقعا میرحسین متوجه اطرافیانش هست؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 3:4  توسط سینا  | 

به صورت علمی و  آماري و نموداري منتشر شد:
پاسخ‌ علمی به شبهات عليه دولت درخصوص نقدينگي، تورم، کسري بودجه و...

1- شبهه انضباط پولي:افزايش دو برابري نقدينگي موجب تورم شديد در دولت نهم شد

پاسخ: الف- تورم در دولت نهم کمتر از تورم در دولتهاي پيشين بوده است.

دولتهاي قبلي رکوردداران نرخ تورم در کشور مي‌باشند. دولت هاشمي رکورددار نرخ تورم اقتصاد ايران است (تورم 50% سال 74 و تورم 34% سال 73). بعد از هاشمي دولت موسوي با تورم 28.5% در سالهاي 66 و 67 در جايگاه دوم قرار دارد. انتقاد به تورم دولت نهم درحالي است که نرخ تورم در اين دولت در دو سال اول کاهش يافت (از 15% در سال 83 به 12% در سال 84 و 13% در سال 85). سپس در سال 86 افزايش يافت و در سال 87 به 25% رسيد.

ب- افزايش حجم نقدينگي يکي از چندين علل تورم بوده است

گرچه بخشي از تورم در دولت نهم مربوط به افزايش حجم نقدينگي بوده است، اما در کنار آن، عوامل ديگري نظير تورم وارداتي نيز موثر بوده‌اند. بسياري از صنايع و توليدات کشاورزي ما وابسته به مواد خام وارداتي مي‌باشند. لذا گران شدن واردات مستقيم و غير مستقيم بر افزايش قيمتهاي داخلي موثر است. علاوه بر اين، افزايش مشکوک قيمتها توسط شبکه انحصاري توزيع کالا در کشور، رکود بورس، حس رواني در حرکت به سمت بازار مسکن نيز در ايجاد تورم نقش داشتند.

ج- نقدينگي در همين فاصله زماني در دولتهاي قبلي نيز دو برابر شد:

با بررسي آمار نقدينگي از اول انقلاب تاکنون در مي‌يابيم که نقدينگي هر 2، 3 سال يكبار 2 برابر شده است. حالا چطور شده كه اين افزايش در دوره‌هاي قبل عادي بوده و در دوره آقاي احمدي‌نژاد تبديل به فاجعه شده است! در دوره آقاي هاشمي حجم نقدينگي ظرف دو سال (73 تا 75) از 6 هزار ميليارد تومان به 11 هزار ميليارد افزايش يافت (حدود دو برابر) شد. نقدينگي ظرف سه سال (1377 تا 1380) دو برابر شد. نقدينگي در دولت هشتم نيز طي دوره 1380 تا 1383 تقريبا 2/2 برابر شد. در دولت نهم نيز بعد از سه سال حجم نقدينگي درپايان سال1386 به رقم164 هزار ميليارد تومان رسيديعني كمتر از 4/2 برابر.

د- دولت نهم نسبت به پيشينيان عملکرد بهتري در خصوص نقدينگي داشته است.

حمله به دولت نهم در حالي صورت مي‌گيرد که اين دولت موفق شد تا نرخ رشد نقدينگي را به 16.7% در سال 87 کاهش دهد. دولت نهم نسبت به دولتهاي پيشين عملکرد بهتري در اجراي اهداف برنامه چهارم در زمينه نقدينگي داشته است. هدف برنامه اول توسعه كنترل نقدينگي در سطح 8% بوده است اما در عمل ميزان آن به 28% رسيد. در برنامه دوم توسعه هدف كنترل نقدينگي در سطح 12% بوده است كه عملاًَ ميزان آن به 26% رسيد. تهيه‌كنندگان برنامه متوجه سختي كنترل نقدينگي شدند و ميزان نقدينگي را در اهداف برنامه افزايش دادند و در برنامه سوم آن را 16% تعيين كردند كه در عمل به 29% رسيد. متوسط نقدينگي سالانه در برنامه چهارم 20 درصد تعيين شده بود كه در عمل 26% را نشان مي‌دهد كه البته اين رقم ميانگين است، چرا كه در سال 85 رشد نقدينگي بسيار زياد بود اما در سال 86 و 87 بسيار كاهش يافت.

1-2- شبهه :دولت نهم با تبديل ارزهاي نفتي به ريال، حجم نقدينگي را افزايش داد. دولت نهم با افزايش مخارج و همچنين برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره موجب افزايش حجم نقدينگي شد.

پاسخ: افزايش نقدينگي و پايه پولي به سبب بدهي بانکها به بانک مرکزي بود. علت اصلي افزايش حجم نقدينگي در دولت نهم نه تبديل ارزهاي نفتي به ريال، بلکه بدهيهاي بانکها به بانک مرکزي مي‌باشد که از طريق پايه پولي موجب افزايش حجم نقدينگي شد.

دولت نهم نرخ رشد خالص داراييهاي خارجي در پايه پولي را کاهش داد. اين نرخ نسبت به نرخهاي 600% و 55% دولت خاتمي کاهش يافت و به 18% در سال 86 رسيد. با اين اقدام دولت سهم خالص دارايي‌هاي خارجي در رشد پايه پولي از 51% در سال 85 به 24% در سال 86 رسيد.  در واقع كاهش استفاده از منابع ارزي توسط دولت و تحمل بيشتر دولت در تبديل دلارهاي ارزي، بايد رشد پايه پولي و نقدينگي را به شدت کاهش مي‌داد. اما متاسفانه ضعف نظام بانکي باعث شد تا بدهي بانك‌ها به بانك مركزي 150% رشد يافت و سهم اين متغير در رشد پايه پولي در سال 86 حدود 4 برابر شد. گرچه آن بخش از پايه پولي كه معمولا توسط دولت افزايش پيدا مي‌كرد، در سال 86 مهار شده اما در عمل رشد پايه پولي 4 درصد هم بيشتر شد چرا که بدهي بانك‌ها به بانك مركزي افزايش يافت.

2- شبهه ‌انضباط مالي : 2-1- کسري بودجه و وابستگي به نفت در دولت نهم افزايش يافت

دولت نهم کسري بودجه زيادي دارد. گرچه واردات زياد موجب شد تا خالص داراييهاي بانک مرکزي افزايش نيابد و حجم نقدينگي نيز در آن حد وحشتناک افزايش نيابد، اما حداقل بي‌انضباطي دولت باعث ‌شد تا اولا موجودي صندوق ذخيره کاهش يابد، ثانيا کسري تراز تجاري ايجاد شود، ثالثا حجم دولت افزايش يابد که بار آن به دوش دولتهاي بعدي مي‌افتد. دولت نهم علارغم شعارها وابستگي بيشتري به پول نفت پيدا کرد.

پاسخ: الف- در دولت نهم وابستگي بودجه به نفت کاهش يافت.

نسبت درآمدهاي نفتي به کل درآمدهاي دولت در دولت نهم بطور مرتب کاهش يافت. اين درحالي است که در دولتهاي خاتمي و هاشمي همواره اين نسبت بسيار بيشتر از دولت نهم بوده است.

ب- حجم دولت نهم بطور متوالي کاهش يافت.

دولتها در ايران همواره با افزايش مخارج جاري روبرو بوده‌اند. اما دولت نهم توانست نرخ رشد پرداختهاي جاري را از 40% در سال 84 به نزديک صفر برساند که در اقتصاد ايران بي‌نظير است. اين اقدام دولت در کنار واگذاريهاي بي‌سابقه شرکتهاي دولتي به بخش خصوصي، پايبندي عملي وي به کاهش يافتن حجم دولت را نشان مي‌دهد. اين در حالي است که دولتهاي قبل در اين زمينه بسيار ضعيف عمل کردند بطوريکه بالاترين نرخ رشد مخارج دولت در کارنامه ايشان ثبت گرديده است (سال 72 هاشمي و سال 81 خاتمي).

ج- کسري بودجه دولتهاي پيشين بسيار بيشتر بوده است.

کسري بودجه محصول ساختار بيمار اقتصاد ايران است که بطور خاص در دولت موسوي و هاشمي پايه‌گذاري شد. ايجاد گسترده شرکتهاي دولتي، استخدام وسيع دولتي و عدم بسترسازي براي اداره مخارج بر اساس ماليات در طي ادوار گذشته باعث شده تا اقتصاد ايران يک اقتصاد دولتي همراه با وابستگي شديد به درآمدهاي نفتي باشد.  در دولت موسوي بيش از 50% بودجه دولت با كسري مواجه شد و نرخ رشد کسري بودجه در سال 65 به 120% رسيد. اين نرخ در دولت هاشمي افزايش يافت و در سال 70 به 170% افزايش يافت. دولت هاشمي براي پوشاندن کسري بودجه خود استقراض خارجي کرد و موجب شد تا در سال 74 نرخ رشد پايه پولي به 44% و نرخ رشد حجم نقدينگي به 38% برسد.   رکورد نرخ رشد کسري بودجه مربوط به سال 81 در دولت خاتمي است. در اين سال مقدار کسري بودجه به بيش از 20 برابر سال قبلش رسيد. همچنين نرخ کسري بودجه‌ در سال 77 به 400% رسيد. دولت خاتمي با استفاده از تعيين نرخ ارز تلاش کرد تا به نوعي کسري بودجه را پنهان کند. اما اين كار خالص ذخاير ارزي بانك مركزي را افزايش ‌داد و تنها در سال 81 به نرخ رشد بي‌سابقه 600% رساند.

د- اصلاح نظام مالياتي اقدام مهم دولت نهم براي درمان اساسي کسري بودجه

دولت نهم با بررسي مشکلات اساسي اقتصاد ايران، تصميم گرفت تا با اصلاح نظام مالياتي (ماليات بر ارزش افزوده) براي اولين بار مشکل عدم تامين درآمدهاي مالياتي و وابستگي بودجه به نفت را برطرف کند تا جايي که حداقل مخارج جاري از محل ماليات تامين شود. گرچه دولت نهم نرخ مخارج جاري خود را کاهش داد اما با اين حال تحمل فشار مالي آسيبهاي گسترده خشکسالي‌ به بخش کشاورزي توسط دولت و مصوبات مجلس شوراي اسلامي در الزام دولت به افزايش هزينه‌ها، و تحمل تحريمهاي اقتصادي گسترده خارجي، موجب کسري بودجه شد.

2-2- شبهه بعدی:دولت برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي داشته است.دولت نهم با برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي، آن را خالي کرده است. اين در حالي است که صندوق ذخيره براي کمک به بخش خصوصي ايجاد شده است و دولتها حق برداشت از صندوق را جز در موارد اضطراري ندارند.

پاسخ: عملکرد دولت نهم در استفاده از صندوق ذخيره بهتر از دولت پيشين بود.

مجموع درآمد نفتي كشور طي 8 سال گذشته يعني از زمان تاسيس حساب ذخيره ارزي در سال 79 تا پايان سال 86 85/327 ميليارد دلار بوده كه 5/31% بيش از 103 ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده است. در اين زمان 81% از حساب ذخيره ارزي برداشت شده است.

مقايسه عملكرد دو دولت خاتمي واحمدي نژاد در3شاخص:

شاخص اول: درصد واريزي به حساب ذخيره ارزي از كل درآمد نفت: دولت خاتمي از ابتداي تاسيس صندوق ذخيره 2/130 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است و 2/23% آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز كرده است. دولت احمدي نژاد طي سه سال مورد بررسي 5/197 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته و 9/36% آن را به حساب ذخيره ارزي واريز نموده است.  بنابراين در شاخص اول عملكرد دولت احمدي نژاد بهتر از دولت خاتمي ارزيابي مي‌شود.

شاخص دوم: درصد كل برداشت از مجموع منابع حساب ذخيره: در دولت خاتمي از مجموع 3/30 ميليارد دلار كه به حساب ذخيره واريز شد، بيش از 68% آن برداشت شده است. اما از مجموع 83/82 ميليارد دلار منابع واريزي به حساب ذخيره ارزي در دولت احمدي نژاد، بيش از 5/76% آن برداشت شده است. بنابراين طي اين سالها عملكرد دولت خاتمي در شاخص دوم بهتر از دولت احمدي نژاد بوده است.

شاخص سوم: سهم دولت و بخش خصوصي از برداشتهاي حساب ذخيره: از مجموع مقادير برداشت شده از صندوق ذخيره در دولت خاتمي 54/3 ميليارد دلار يعني 3/17% سهم بخش خصوصي و 7/82% سهم مصارف دولتي بوده است.در دولت نهم سهم بخش خصوصي 3/20% و 36/50 ميليارد دلار يعني6/79% سهم مصارف دولتي بوده است.بنابر اين درشاخص سوم،دولت نهم با اختصاص سهم بيشتري ازوجوه برداشت شده به بخش خصوصي ودرمقابل سهم کمتر برداشت دولتي،عملکرد بهتري نسبت به دولت خاتمي داشته است.منبع اینترنتی که درصورت باز نشدن عکس نمودارها می توانیدبه ان رجوع کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:52  توسط سینا  | 

حجه الاسلام دکترآقاتهراني در همایش بزرگ طلاب حامی دولت اسلامی:
بدنه حوزه به احمدي‏نژاد علاقه‏مند است.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي روز جمعه گفت: بدنه حوزه نسبت به احمدي نژاد و عملکرد چهار ساله وي علاقه مند است.به گزارش رجانيوز به نقل از ايرنا،حجت الاسلام مرتضي آقا تهراني در اولين همايش طلاب حامي دولت اسلامي در سالن همايش هاي موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره) قم افزود: اکنون شاهديم که دولت اسلامي مباني اسلامي و حوزوي را درگير کار خود کرده در حالي که قبلا حوزه ها را به حساب نمي آوردند.

وي اظهار داشت: در تدوين برنامه پنج ساله توسعه کشور تعداد زيادي از طلاب حوزه حضور داشته و برنامه هاي تربيتي اين برنامه را تهيه کرده اند. وي اظهار داشت: برخي روزنامه ها چهار سال پيش عنوان کردند که احمدي نژاد مناسب رياست جمهوري نيست و اگر فلان شخص رييس جمهور شود آدم بزرگي است که دنيا او را مي شناسد و باعث عزت مندي نظام مي شود. آقاتهراني در ادامه خطاب به حاضران با بيان اين که از شما سوال مي کنم که اکنون در جهان عزيزتريم يا چهار سال پيش، افزود: آمريکا در عنوان کردن نام ايران هيچگاه لفظ جمهوري اسلامي را به کار نمي برد و دولت ما را به رسميت نمي شناخت اما اکنون اوباما تحت عنوان " جمهوري اسلامي ايران" کشور ما را خطاب مي کند ، حال عزت ما در جهان بيشتر شده يا کمتر؟

نماينده مردم تهران در مجلس گفت: احمدي نژاد تنها کسي است که شعار تحکيم اسلاميت را داده و وعده هاي امام راحل و ولايت فقيه را تثبيت مي کند.وي بااشاره به اين که احمدي نژاد تعلق به ماديات نداشته و در راستاي منويات رهبري حرکت مي کند، خطاب به حاضران گفت: در روند تبليغات انتخاباتي جناح رقيب را تخريب نکنيد و تهمت نزنيد چرا که آنان آن قدر اشکال قابل توجه دارند که نيازي به اين کارها نيست.آقا تهراني خاطرنشان کرد: اگر شرکت در انتخابات وظيفه شرعي و ديني تان است از احمدي نژاد حمايت کنيد و براي رسيدن به اين هدف مقدس از ابزارهاي نامقدس چون تهمت زدن بهره جويي نکنيد.وي با بيان اين که احمدي نژاد خستگي کاري خود را با حضور در ميان مردم رفع مي کند، گفت: خيلي از چيزهايي که در سالهاي گذشته به عنوان ارزش از ميان رفته بود در دولت اسلامي بازگشت.وي در پايان گفت: راي آوردن احمدي نژاد قطعي است اما وي بايد راي خوبي بدست آورد.منبع:رجا

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:43  توسط سینا  | 

ساخت بازي براي تشخيص شيعه از سني!

ارتش ايالات متحده آمريكا اخيرا يك بازي الكترونيكي جديدي را براي سربازان خود ساخته تا با استفاده از آن بتوانند مسلمانان شيعي را از مسلمانان سني مذهب به خوبي تشخيص دهند.

به گزارش شيعه آنلاين، گفته مي‌شود اين بازي ويدئويي قدرت تشخيص سربازان ارتش آمريكا كه در عراق و افغانستان حضور دارند را بالا مي‌برد تا بتوانند مسلمانان را از يكديگر تشخيص دهند و مذهب آنان را شناسايي كنند.در اين بازي، شيعيان ظاهر و لباس مخصوصي دارند و پيروان اهل سنت نيز شكلي خاص دارند و بدين ترتيب سربازان آمريكايي آنان را از يكديگر تشخيص خواهند داد.همچنين در اين بازي الكترونيكي جنگي، روش هاي مختلف جنگي امتحان مي‌شود و بدين ترتيب سربازان آمريكايي سناريوهاي مختلف جنگي را امتحان مي‌كنند. هدف از ساخت اين بازي عادي شدن جنگ براي سربازان آمريكايي است. از ديگر اهداف اين بازي آگاه كردن سربازان آمريكايي نسبت به مسائل حساس نزد مسلمانان است تا حوادثي جنجال انگيز مانند توهين به قرآن كريم كه در گذشته رخ داد و براي ارتش آمريكا دردسر ساز شد، تكرار نشود. در اين بازي همچنين كمي در مورد عقايد پيروان اهل بيت(ع) و اهل سنت به طور جداگانه توضيح داده مي شود.

                                        

گفتني است انديشه ساخت اين بازي الكترونيكي توسط "مركز اطلاعات و آگاهي فرهنگي ارتش آمريكا" كه مقر اصلي آن در شهر آريزونا است، مطرح شد. مشكل تشخيص مسائل جنجال برانگيز و حساس مسلمانان توسط سربازان آمريكايي، بيشتر نزد سربازان كم سن و سال و جوانتر وجود دارد و تاكنون چندين بار در عراق و افغانستان مشكل آفريده است.در همين راستا سرهنگ "جان كاستير" مدير "مركز اطلاعات و آگاهي فرهنگي ارتش آمريكا" گفت: اين بازي به شدت مورد استقبال سربازان آمريكايي قرار گرفته است به ويژه اينكه آنان را در اوقات فراغتشان سرگرم مي‌كند. اين بازي آنان را از نظر اطلاعات عمومي و فرهنگي نيز غني تر مي‌كند زيرا بدون شك سربازان بايد با محيط و خصوصيات مناطقي كه در آن مبارزه مي‌كنند، آشنا شوند.منبع خبر

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:36  توسط سینا  | 

پنتاگون: دیگر از انجیل استفاده نمی کنیم

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جهان به نقل از فاکس نیوز، پنتاگون روز گذشته با انتشار بیانیه ای اعلام کرد از این پس در گزارش هایی که به دولت ارائه خواهد کرد،از آیات انجیل استفاده نمی کند. در ادامه این گزارش آمده است: در زمان زمامداری بوش، پنتاگون همراه با گزارش هایی که روزانه به کاخ سفید ارائه می داد، آیاتی از انجیل را به صفحه اول گزارش خود اضافه می کرد، این در حالی است که پنتاگون در زمان دولت اوباما دیگر قصد انجام این کار را ندارد.

گفتنی است در زمان دولت بوش، از آیات انجیل در گزارش های ارائه شده استفاده می شد. بر اساس ادعای مجله "جی کیو" هدف از این کار که عموما در گزارش های مربوط به جنگ عراق انجام می شد، توجیه جنگ طلبی های بوش بود، این در حالی است که در آن زمان بر تعداد کشتگان ارتش آمریکا روز به روز افزوده می شد. این در حالی است که چنین سیاستی مورد اعتراض یکی از کارشناسان پنتاگون قرار گرفت و همچنین نگرانی دیگر کارکنان این وزارتخانه را که معتقد بودند این اقدام نامناسب و غلط است، برانگیخت. باری لین مدیرعامل موسسه جدایی دین از سیاست در آمریکا در این باره می گوید: سربازان آمریکایی جنگجویان صلیبی نیستند، و نباید آنها مانند جنگجویان صلیبی به دیگران نشان داده شوند. وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: ترسیم جنگ عراق به عنوان یک نبرد مقدس و مذهبی عملی ظالمانه و بیدادگرانه است. این اقدام همچنین برخلاف قانون اساسی است و به اعتبار آمریکا در صحنه جهانی لطمه وارد می کند.منبع خبر

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:33  توسط سینا  |