جنبه های دیگری از جنگ روانی و سایبرنتیک لابی یهودیان آمریکا:
تلاش لابي يهوديان براي مبرا سازي خود از فساد مدوف،سرمایه دار یهودی آمریکایی
هيچ دزدی، يهودي نيست!
خبرگزاري فارس: با محكوميت " برنارد مدوف " سرمايه دار معروف يهودي به 150 سال زندان، لابي يهودي در آمريكا تلاش مضاعفي را جهت پنهان ساختن ارتباطات پنهان و عميق وي با لابي يهود آغاز كرده است.

به گزارش فارس، "اندرو اندرسون "، كارشناس مسايل اقتصادي در پايگاه تحليلي "زايوپديا"، در رابطه با محكوميت "برنارد مدوف"(Bernard Madoff)،سرمايهدار يهودي آمريكا به 150 سال زندان نوشت:
هفتهها قبل از آنكه برنارد مدوف به چيزي در حكم حبس ابد محكوم شود، بدون شك متخصصان سازمانهاي مختلف دفاع از يهوديان كه در سرپوش گذاشتن بر مسايل تبحر دارند،بطور تمام وقت مشغول كار بودند. زيرا آنها به خوبي ميدانند كه ماجراي محكوميت مدوف به خبر اول اكثر رسانههاي سراسر جهان تبديل ميشود.
اين گزارش ميافزايد: هدف سازمانهاي مدافع يهوديان اين است كه تا حد ممكن ميان مدوف و جرايمش در ديد عمومي نسبت به يهوديت، فاصله بياندازند و تا حد ممكن نيز يهوديان را از بحران فروپاشي اقتصادي كنوني جهان مبرا جلوه دهند.
اين كارشناس مسايل اقتصادي با اشاره به آغاز نگراني سازمانهاي يهودي از مشكلات پيش آمده براي مدوف مينويسد: "ديويد هريس " (David Harris)، مدير اجرايي كميته يهوديان آمريكا، 21 دسامبر سال گذشته، با ارسال نامهاي به نيويوركتايمز، اين روزنامه را كه متعلق به يهوديان است را به دليل درج مقاله اي كه در آن به صورت ضمني بر يهودي بودن مدوف تاكيد شده بود، مورد مواخذه قرار داد.
اين گزارش ميافزايد: هريس در نامهاش به نيويوركتايمز، اگرچه كوشيد مدوف 70 ساله را شخصي " بشردوست " و باارزش براي جامعه يهوديت معرفي كند اما با انتقاد از نيويورك تايمز به دليل تاكيد بر يهودي بودن مدوف نوشت: "تاكيد قابل توجه بر يهودي بودن مدوف، يكبار يا دو بار اتفاق نيافتاده و دستكم سه بار قبل ازآنكه موضوع اصلي مقاله ادامه يابد تكرار شده است.اين امر به چه دليل رخ داده؟"
اندرسون در ادامه تحليل خود با بيان اين مطلب كه هريس و ديگر اساتيد روابط عمومي يهوديان، ميخواهند تا با استفاده از يكسري روشها ارتباط يهودي بودن مدوف با اعمالش را رد كنند، به برخي از اين روشها اشاره ميكند:
1-ايجاد اين تفكر كه قربانيان مدوف اصولا يهودي بودهاند؛ در نتيجه آنها داستان يك مجرم يهودي را به داستاني در رابطه با قربانيان يهودي تغيير ميدهند.
2-ايجاد اين بحث كه بعيد است ديگر يهوديان جرايم مدوف را انجام دهند، و احتمال ارتكاب اين اعمال از سوي غيريهوديان بيشتر است.
3-برابر دانستن هرگونه اعلام نظر در رابطه با سوء استفادههاي مالي يهوديان با " يهودستيزي ".
اين نويسنده غربي در ادامه گزارش خود با اشاره به بيتاثير شدن برخي از روشهاي مذكور به دليل تكرار بيش از حد آنها مينويسد: هر كسي، حتي اگر دورادور با سابقه اخير مجرميت والاستريت آشنا باشد، به آساني بيفايدگي دو روش اول را درمييابد.
اندرسون در ادامه با ذكر برخي اسامي مجرمان يهودي والاستريت مينويسد: نامهاي از قبيل " ايوان بوسكي " (Ivan Boesky) (1)، "دنيس لوين " (Dennis Levine) (2)، " مايكل ميلكن " (Michael Milken) (3)، "سندي ويل " (Sandy Weill) (4)، "جك گرابمن " (Jack Grubman) (5)، و "ساموئل اسراييل " (Sam Israel) (6) ، براي ايجاد تاريخچهاي از وضعيت فساد يهوديان كافي خواهد بود. اين در حالي است كه نامهاي جديدتري نيز همچون " ريچارد فولد " (Richard Fuld) (7)، "آلن سي گرينبرگ " (Alan C. Greenberg) (8)، " جيمز كاين " (James Cayne) (9)، "رولاند آرنال " (Roland Arnall) (10) و " رابرت روبين " (Robert Rubin) (11)، نيز براي فهم نقش مركزي يهوديان در بحران كنوني اقتصاد جهان، كافي هستند.
اين گزارش با اشاره به عمق فساد فعالان اقتصادي يهود در والاستريت ادامه ميدهد: تنها رولاند آرنال، بنيانگذار چندان شناخته نشده مركز سيمون ويزنتال، ميتواند مبنا و پايهاي براي مشاركت يهوديان در جرايم رخ داده باشد. در همين حال بايد توجه داشت كه سطح مشاركت يهوديان در فساد اقتصادي وقتي مشهودتر ميشود كه به ياد بياوريم يهوديان كمتر از سه درصد جمعيت ايالات متحده آمريكا را تشكيل ميدهند. اندرسون ميافزايد: اگر حقايق آشكار بشوند تنها روش سوم ميتواند با افراد غيريهودي مطلع مقابله كند،
يعني اتهام يهودستيزي!!وي با اشاره به تلاش جامعه يهود براي انحراف اذهان عمومي از فساد اقتصادي ثروتمندان يهودي مينويسد: درست زماني كه گرايش به سمت فساد و استعمارگري مالي در حال پيشرفت است، امريكا و جهان بايد بطور علني در رابطه با حقايق قوميتپرستي و فرانژادپرستي يهوديان گفتگو كند.
اين كارشناس اقتصادي در پايان گزارش خود مينويسد: اگر بتوانيم اميد داشته باشيم كه برخي ظواهر ملي و دوام اقتصاد جهاني به حالت اوليه خود برگردند، ميبايست مسايل گفته شده را مورد بحث و بررسي قرار داد و به طريق تخصصي حل كرد.
توضيحات مهم:
(1) تاجر يهودي آمريكايي كه به دليل نقش برجستهاش در رسوايي كاركنان والاستريت در اواسط دهه80، مشهور شده است. وي به دليل دريافت اطلاعات از سوي كارمندان والاستريت موفق به سرمايهگذاريهاي موفقي شده بود و به همين دليل از سوي نيروهاي امنيتي و كميسيون بورس آمريكا مورد بازجويي قرار گرفت.
(2) وي نيز نقش مهمي در جريان رسوايي كاركنان والاستريت طي اواسط دهه 80 داشت. او كه به عنوان مديرعامل "دريكس بورنهام لمبرت "، فعاليت ميكرد پس از دستگيري ايوان بوسكي، با اتهام معامله با كاركنان والاستريت مواجه شد.
(3) متخصص مالي مشهور آمريكا كه سال 1989به 98 مورد اخاذي و سوءاستفاده از اوراق بهادار متهم شد؛ اتهامات وي نيز پس از رسيدگي به ماجراي رسوايي كاركنان والاستريت افشا شد.
(4) بانكدار و 377امين سرمايهدار آمريكايي كه گفته ميشود با ارايه اطلاعات غلط سعي در جايگزين ساختن خود به جاي مدير اجرايي شركت "ايتي اند تي " داشت. وي همچنين با رايزني با كلينتون، رييسجمهور وقت آمريكا توانست شركت "سيتيگروپ " را علي رغم غيرقانوني بودن، ادغام كند.
(5) مشاور اقتصادي شركت "تلكام " كه حرف و حديثهاي زيادي در رابطه با چونگي عملكرد وي در اين شركت مطرح است بطوريكه به دليل بحران اقتصادي اين شركت، وي را يكي از بدترين مشاوران اقتصادي نام نهادهاند.
(6) مدير سابق فروش تضميني سهام و مشاور سرمايهگذاري كه به دليل كلاهبرداري به 20 سال زندان محكوم شد.
(7) بانكدار و افسر اجراييات آمريكايي كه اكتبر 2008 در ميان 12 مدير اجرايي شركت "لمان برادرز " بود كه از سوي هيئت منصفه در ارتباط با سه مورد ارتكاب به جرم بنگاههاي اقتصادي احضار شد.
(8) رييس سابق كميته اجرايي شركتاهي "بير استيرنز " و عضو جامعه جادوگران آمريكا؛ بير استيرنز در دوران مديريت گرينبرگ دچار ورشكستگي شد.
(9) تاجر آمريكايي و مدير اجرايي سابق "بير استيرنز "، وي يك ميليارد دلار در جريان ورشكستي بيراستيرنز از دست داد. او به يكي از " بدترين افسران اجراييات آمريكا در تمامي اعصار "، شهرت دارد.
(10) تاجر آمريكايي- فرانسوي و سفير سابق آمريكا در هلند؛ وي در زمان حضورش در شركت " امريكوئست "، به كلاهبرداري و پنهانكاري در شرايط اقراض متهم شد.
(11) هفتادمين وزير خزانهداري آمريكا كه طي هر دو دوره رياستجمهوري كلينتون بر اين سمت بود. وي نهم ژانويه سال 2009 به دليل انتقادات مطرح در رابطه با كاراييش، از رياست شركت " سيتيگروپ " استعفا كرد. به طي هشت سال رياستش بر اين شركت بيش از 126 ميليون در قالب وجه نقد و سهام دريافت كرد. این خبر را در فارس هم ببینید...