تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

ادله متعدد حمایت جمهوری اسلامی ایران از فلسطین و یا دیگر نهضت های آزادیبخش

* نوشته دکتر فیروزآبادی،رییس ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای عالی امنیت ملی کشور 

جدای از اینکه پایه سوالات فوق چیست و به دنبال چه هدفی می باشد، پاسخ روشن به دلایل حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین و یا دیگر نهضت های آزادیبخش امری ضروری و مهم ارزیابی می شود. برای پاسخ دادن به این سوال باید با مبانی و چهارچوبهای زیر به مقوله فوق نگریست و از این زوایا، پاسخ نهایی را استخراج کرد: 

1-مبانی و حوزه انسانی در دفاع از مظلوم
رویدادهای خشن و غیر انسانی در فلسطین که با آغاز مهاجرت یهودیان به فلسطین به تصویری مستمر در یکصد سال گذشته تبدیل شده، عواطف هر انسان آزادی خواهی را تحریک می کند که نسبت بدان از خود واکنش داشته باشد. نکته ای که امروز در غرب تحت عنوان حقوق بشر تبلیغ می شود ، باید پاسخگو به این نیاز و صحنه های غیر انسانی در فلسطین باشد از آنجا که این قوانین حقوق بشری به دست قدرتهای جهانی با عینک سیاسی آلوده می شوند، کارکرد وکارآمدی خود در دفاع از حقوق انسانی و حقوق بشر را از دست می دهند.منشور ملل و حقوق بشر و بسیاری از معاهدات و کنوانسیونهای ژنو به شکل مستقیم و غیرمستقیم ناظر به حقوق انسانی و حمایت از آن هستند. لذا واکنش انسانی نسبت به مظلومیت فلسطین و صحنه های دلخراش آن و قتل و آواردگی و غصب سرزمین فلسطین، امری طبیعی و منطبق بر سرشت و فطرت بشری است. 

2- مبانی فقهی دفاع از سرزمین های اسلامی[1]
وجوب دفاع از سرزمین های اسلامی از ضروریات فقه اسلام است؛ بر اساس آیات، روایات و ادله عقلی متعدد، جامعه اسلامی پیکره واحدی است و مسلمانان نمی توانند در قبال تهاجم بیگانگان به سایر هم کیشان بی تفاوت باشند، چنان که خدای متعال در قرآن کریم، با صراحت به حمایت و دفاع از ستمدیدگانی که مورد ظلم قرار گرفته، از وطن و کاشانه خویش اخراج و آواره شده اند. آنجا که فرمان می دهد :«قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لایحب المعتدین و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنه اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین» و « اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز» و نیز«و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیاً و اجعل لنا من لدنک نصیرا»؛ «چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران تضعیف شده اند) پیکار نمی کنید؟! همان افراد(ستمدیده ای)که می گویند: پروردگارا ما را از این شهر(مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما». 

از پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز روایت شده است: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» و «من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیرمسلمان) را بشنود که مسلمانان را به یاری می طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند، مسلمان نیست در صحیح بخاری نیز از آن حضرت روایت شده که فرمودند: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان، یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند». در مُسند احمد بن حنبل نیز از آن حضرت آمده است: «هرکس مومنی نزد او خوار شود، ولی او را یاری نکنند، در حالی که قادر بر نصرت او باشد، خداوند عز وجل، روز قیامت نزد خلایق او را خوار خواهد کرد». 
دستور نورانی امیرمومنان علی بن ابی طالب (علیه السلام): مبنی بر این که «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً» همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید نیز بر این نکته مهم دلالت دارد که در اسلام، مقابله با تهدید و ارعاب، وظیفه ای همگانی است؛ همه باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند. 
بر این اساس، دفاع تنها بر کسانی واجب نیست که از سوی دشمن مورد هجوم قرار گرفته اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند، در مقام دفاع از مسلمانانی که در بخشی از سرزمین های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته اند، دفاع کنند و با جان و مال خود، در راه خدا جهاد کرده و در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی، حمایت های لازم را به عمل آورند. این موضوع مورد اتفاق فقها و اندیشمندان شیعه و سنی است، که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
ابوالصلاح حلبیدر این زمینه می نویسد: «اگر از بعضی کافران یا محاربان، بر سرزمین های اسلامی خطری متوجه شود، بر اهل هر منطقه ای جنگ با کسانی که در نزدیکی آنها هستند و دفاع از دارالایمان واجب است و بر کسانی که در مناطق دور دست زندگی می کنند، واجب است به نزدیک ترین مرزهای نبرد با کفار کوچ کنند؛ البته مشروط بر اینکه مناطق درگیر با کفار نیازمند یاری آنها باشند تا بدین وسیله، هر منطقه ای از سرزمین های اسلامی از وجود مجاهدین و مدافعان از حریم اسلام و مسلمین برخودار شوند و در این صورت، کوچ بر دیگران که در مناطق دور زندگی می کنند، ساقط شود». 
شهید ثانی: نیز با صراحت اعلام می کند که «جهاد دفاعی تنها بر مسلمانانی واجب نیست که مورد هجوم دشمن اند، بلکه بر هر کسی که از وضعیت مسلمانان خبر دارد، واجب است». 
کاشف الغطا نیز دفاع را بر همگان واجب کفایی شمرده است و می افزاید: «جهاد در این وضعیت، نه تنها جایز و مشروع است، بلکه از واجب ترین فرایض دینی، ملی و اجتماعی است و از مقومّات و استوانه های کرامت و احترام وطن و ساکنان در آن است».
 «عمر احمد الفرجانی» نیز چنین می نگارد: «اسلام قلمروی مکانی خاصی را برای دفاع از مظلوم معین نکرده است، هر جا که ظلمی رخ بدهد،حتی در داخل کشورهای غیراسلامی، جهاد برای رفع ظلم از مسلمانان یا غیرمسلمانان مشروع است». 
«شیخ ناصر الدین البانی» نیز با صحه گذاشتن بر جهاد دفاعی علیه دشمنی که به برخی سرزمین های مسلمانان حمله کرده است، مصداق بارز آن را اسرائیل غاصب دانسته و می گوید: «تمام مسلمانان در قضیه فلسطین گناهکارند، تا آن زمان که اشغالگران صهیونیست را از سرزمین فلسطین بیرون برانند». 
استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری نیز در این زمینه می نویسد: « هر گاه گروهی با ما نخواهد بجنگد، ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده افراد انسان ها شده است و ما قدرت داریم آن انسان‏های دیگر را که تحت تجاوز قرار گرفته اند، نجات دهیم، اگر نجات ندهیم، در واقع به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم کمک کرده ایم. ما در جایی که هستیم، کسی به ما تجاوزی نکرد، ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند مثل جریان فلسطینی ها که اسرائیلی ها آن ها را از خانه هایشان آواره کرده اند، اموالشان را برده‏اند، انواع ظلم ها را نسبت به آن ها مرتکب شده اند، ولی فعلاً به ما کاری ندارند، آیا برای ما جایز است که به کمک این مظلوم های مسلمان بشتابیم برای نجات دادن آنها ؟ بله این هم جایز است ، بلکه واجب است این هم یک امر ابتدایی نیست، این هم به کمک مظلوم شتافتن است برای نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد.» 
در تجاوز اسرائیل به کشورهای اسلامی، حضرات آیات سید محسن حکیم، سید هادی میلانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید علی موسوی بهبهانی، بهاالدین محلاتی و بسیاری دیگر از مراجع با صدور اعلامیه هایی از عموم مسلمانان خواستند تا به یاری مسلمانان مظلوم فلسطین و کشورهای مورد تجاوز بشتابند. در بخشی از اطلاعیه آیت الله شیخ بهاالدین محلاتی آمده است: «بر همه مسلمانان جهان واجب است که از هر گونه مساعدت مادی و معنوی نسبت به اعراب مسلمان دریغ ندارند و هر نوع معامله و ارتباطی که منشا تقویت اسراییل بشود یا در آمادگی آنها برای مبارزه و پیکار با کشورهای عربی دخالت داشته باشد، حرام و در حکم مبارزه با اسلام است». 
حضرت امام خمینی(ره)، در نهم اسفند سال 1366 طی سخنانی برای اعضای شورای مرکزی حزب الله لبنان فرمودند: «همه شیاطین مجتمع اند که نگذارند اسلام رشد کند و ما باید این معنا را در نظر داشته باشیم که با تمام قوا و تا آخرین نفرمان، مهیا شویم و در راه خدا جهاد کنیم. دفاع از نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد اسلامی و دفاع از همه حیثیات مسلمین امری است لازم و ما باید خودمان را بری مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان، یعنی حزب الله و مسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد «یا للمسلمین» سر می دهند، با تمام قدرت معنوی و مادی در مقابل اسرائیل و متجاوزان بایستیم و در مقابل آن همه سفاکی ها و ددمنشی ها، مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم و سازشکاران را شناسایی و به مردم معرفی کنیم. 

مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) نیز فرمودند: قضیه فلسطین کلید رمز آلود گشوده شدن درهای فرج به روی امت اسلامی است و همه دنیای اسلام باید مساله فلسطین را مساله خود بدانند تا در سایه تحقق وعده های الهی، فلسطین به ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به انتخاب همه فلسطینیان، سراسر کشور خود را اداره کند. 

3- مبانی حقوقی دفاع از مقاومت اسلامی
علاوه بر مبانی فقهی، منابع حقوق بین الملل و حقوق اساسی کشورمان نیز حمایت از مقاومت اسلامی را امری مشروع و به عنوان یکی از وظایف خارجی کشورمان قلمداد می کند. 

1-3- دفاع مشروع در حقوق بین الملل
منشور ملل متحد در ماده 51، دفاع مشروع را مطرح و به رسمیت شناخته است: «درصورت حمله مسلحانه علیه یک عضو سازمان ملل متحد، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را برای حفظ صلح و امنیت بین المللی به عمل آورد، هیچ یک از مقررات این منشور به حق دفاع مشروع انفرادی یا دسته جمعی اعضا لطمه ای وارد نخواهد کرد. اعضا باید اقداماتی را که در اعمال این حق دفاع از خود به عمل می آورند،فوری به شورای امنیت گزارش دهند. این اقدامات به هیچ وجه در اختیار و مسوولیتی که شورای امنیت طبق این منشور دارد و به موجب آن برای حفظ و اعاده صلح و امنیت بین المللی در هر موقع که ضروری تشخیص دهد اقدام لازم را به عمل خواهد آورد، تاثیری نخواهد داشت.» حقوقدانان با توجه به این ماده و اصول حقوق بین الملل، اجرای حق دفاع مشروع از خود را منوط به برخی شرایط کرده اند:
الف: وقوع تجاوز نظامی؛ بر طبق ماده 51 منشور ملل متحد در به کارگیری حق دفاع مشروع به وقوع تجاوز و حمله نظامی محدود شده است. 
ب: تناسب؛ شرط دیگری که به هنگام انجام دفاع مشروع رعایت آن لازم است، وجود تناسب بین اقدامات دفاعی و عملیات تهاجمی است. 
در این ماده، علاوه بردفاع از خود فردی، نسبت به دفاع دسته جمعی نیز مجوز اعطا شده است؛ در واقع این ماده به هر یک از اعضای سازمان ملل متحد این حق را می دهد که در قالب دفاع، به تعدادکمی از کشورهای قربانی تجاوز بشتابند.
 بر این اساس، با توجه به حقوق بین الملل،عملیات مقاومت جنوب لبنان و فلسطین علیه نیروهای اسرائیل،به هر شکل که صورت پذیرد (منتظره یا غیر منتظره)، در قالب جنگهای منظم یا نامنظم، از مشروعیت دفاع از خود برخودار است و مورد حمایت عرف و حقوق بین الملل قرار دارد و دفاع از آنها، قانون و مشروع است.
 
2-3- حمایت از مقاومت در قانون اساسی
مهمترین منبع و مأخذ برای شناخت اهداف و وظایف سیاست خارجی، قانون اساسی کشورمان می باشد و مجموع اهداف سیاست خارجی ایران عبارت است از:
1. تلاش در جهت تشکیل امت واحد جهانی.
2. حمایت از مستضعفان در برابر مستکبران
3.تامین منافع ملی و حفاظت از استقلال و حاکمیت ملی در عرصه بین المللی
4. دفاع از سرزمین ها و حقوق مسلمانان
5. دعوت به اسلام
 
از آنجا که اصول و قوانین نظام اسلامی، از آموزه های دین مبین اسلام سرچشمه می گیرد، جمهوری اسلامی ایران از بدو شکل گیری تاکنون، اهداف خود را بر برپایی حکومت اسلامی در ایران منحصر نکرده، بلکه خود را به آزادی و بیداری سایر ملل مظلوم جهان و حمایت از حقوق آنان موظف می داند. برای تحقق عملی حاکمیت ملی، دولت به نمایندگی از تمام افراد مردم، موظف به ایفای «تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان» است. به همین دلیل، ضمن آن که «موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قراردهد».در اعمال سیاست خارجی، دفاع از همه مسلمانان را باید وجهه همت خود سازد. 
4-منافع ملی و امنیت ملی[2]
تامین منافع ملی کشور، از اهداف و وظایف مهم سیاست خارجی است؛ در بررسی نحوه تعامل و تاثیرگذاری وظایف ایدئولوژیک دولت اسلامی در قبال مقاومت اسلامی با منافع و امنیت ملی کشورمان، شناخت صحیح مفهوم و منافع ملی و امنیت ملی و چگونگی تامین آن در جهان کنونی نقش اساسی دارد:
یکم . مفهوم منافع ملی
در مورد مفهوم منافع ملی National Interest، تعاریف و نظریه های گوناگونی وجود دارد که در یک جمع بندی می توان گفت: «منافع ملی، هدف های عام و ماندگاری است که یک ملت برای دستیابی به آنها تلاش می کند». بر اساس این تعریف، منافع ملی، مفهوم وسیعی است که تنها به معنای حفظ استقلال ملی و تمامیت ارضی و اهداف صرفا مادی و منحصردر مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه حیطه وسیعی است که دستیابی به اهداف ایدئولوژیک، انرژی، منابع مواد خام، فناروی جدید، توسعه اقتصادی، منطقه نفوذ، دفاع از اتباع خود در خارج از مرزها، دفاع از هویت فرهنگی خویش و ... را نیز در بر می گیرد. 
دوم . جهانی شدن منافع ملی
در دوران جدید و روند فزاینده جهانی شدن در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و ... ساختار نظام بین الملل، قواعد و فرآیندهای بین المللی، دستخوش تحولات اساسی شده و مفهوم منافع ملی صرفاً در برگیرنده مرزهای ملی نیست، بلکه دولت ناگزیرند برای تامین منافع ملی خویش، بیش از گذشته به محیط عملیاتی و متغیرهای مربوط به بستر جهانی شدن توجه کنند. 
سوم. ارزش ها و منافع ملی
در کشور ما به دلیل وجود نظام سیاسی خاص مبتنی بر آموزه های دینی، منافع دینی با منافع ملی پیوندی تنگاتنگ دارند و اصولاً نمی توان این دو را از هم تفکیک کرد. این گونه نیست که منافع ملی فقط منافعی مادی و دنیائی باشند و در حوزه کاری سیاستمداران بگنجد؛ چرا که علاو ه بر مسائل سیاسی و بین المللی، مسائلی معنوی چون ارزش ها، باورها و عقاید ملت، منافع ملی به حساب می آید. تلاش برای کسب استقلال سیاسی و فرهنگی در جریان انقلاب و پس از آن را
می توان حوزه تعامل منافع ملی و منافع دینی دانست.
به صورت طبیعی، بسیاری از اهداف ملت ها بویژه اهداف ایدئولوژیکی، در نظم هایی نظیر سوسیالیسم، لیبرالیسم و اسلامی در مرزهای خاصی محدود نمی شود، از این رو دایره منافع ملی آنان فراتر از مرزهای جغرافیایی تعریف می گردد. 
چهارم. منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
از دیدگاه برخی متفکران روابط بین الملل، در صورت بندی منافع ملی باید متغیرهای متعددی را در نظر گرفت.«ویژگی ها، شخصیت و آرمان های تصمیم گیران، انواع فلسفه های حاکم بر ساختارها و فرایندهای حکومتی،آداب و رسوم و قالب های فرهنگی جوامع مختلف، محل ژئوپلتیک و تواناییهای کشورهای گوناگون و ...» نمونه ای از این متغیرها هستند .بر این اساس می توان محورهای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را چنین برشمرد: اسلامیت نظام، جمهوریت نظام، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی،وحدت ملی، معیشت ضروری مردم، نظام و امنیت عمومی جامعه، کیان اسلام و تشیع در جهان، استقلال سیاسی،پرستیژوافتخارات ملی،تعمیم عدالت و رفاه،صلح و امنیت بین المللی،حفظ محیط زیست و... . 
پنجم . امنیت ملی
امنیت ملی Notional Securitr به مفهوم «مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکارانه سیاسی یا اقتصادی احتمالی، همراه با وارد کردن ضربه کاری و مرگبار در صورت مورد حمله قرار گرفتن است». با بررسی تعاریف و نظریه های مختلفی که پیرامون امنیت ملی وجود دارد، می توان نتیجه گرفت که امنیت ملی به فرایندهای زیر اطلاق می شود:
1. حفظ تمامیت ارضی،حفظ جان مردم، بقا و ادامه سیستم اجتماعی و حاکمیت کشور (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی)
2. حفظ و ارتقای منابع حیاتی کشور
3. فقدان تهدید جدی از خارج نسبت به منافع ملی و حیاتی کشور
ششم . تامین امنیت ملی[3]
نکته مهمی که در چگونگی تامین امنیت ملی در جهان کنونی نیازمند توجه جدی است تقسیم‏بندی جنگ ها به دو دسته«جنگ های قلعه ای» و «جنگ های میدانی» است. از این رو غربی ها پس از فهم تاریخی تمایز جنگ میدانی و جنگ قلعه ای، در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با همین ترفند به سمت استعمار یعنی جا به جایی مرزهای امنیتی، اقتصادی و حکومتی از مرزهای جغرافیایی که نهایت صرفه و بهره برداری را برای استعمارگران داشت، روی آوردند. 
یعنی عملا جنگ را در میدانی خارج از خانه طراحی و تعقیب کردند، بر همین اساس است که امروزه آمریکا، امنیت داخلی و منافع ملی خود را در خارج از مرزهای جغرافیایی خویش تعریف کرده، جنگ را از قاره ای به قاره دیگر می کشاند و ویتنام، فلسطین، افغانستان و عراق و لبنان را میدانی برای جنگ در راستای تامین امنیت و منافع ملی خویش می سازد؛ اما هیچ گاه حاضر نشده است با کوبا وارد درگیری نظامی شود و عملاً قلعه اش را در معرض حمله قرا دهد، اما در عوض رژیم صهیونیست رقم هنگفتی بالغ بر سه میلیارد دلار در سال به عنوان کمک خارجی از آمریکا دریافت می کند تا جهان اسلام را در هم بکوبد. از این گذشته، آمریکا 20 درصد از یارانه مورد نیاز ارتش رژیم صهیونیست را نیز تامین می کند.در واقع اسرائیل در قبال تحمل بسیاری تهدیدات علیه آمریکا و انگلیس به عنوان مزدوران انگلیسی و آمریکایی طلب مزد می کند. 
هفتم. دستاورد مقاومت در تامین منافع و امنیت ملی[4]
اکنون با توجه به شناخت صحیح مفهوم منافع ملی و امنیت ملی و چگونگی تامین آنها، به نقش مقاومت اسلامی در تامین منافع و امنیت ملی کشورمان پی می بریم؛ هر چند نگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خویش در قبال مقاومت اسلامی و نهضت های آزادی بخش، نگاهی کاملاً انسان دوستانه و در راستای انجام وظایف دینی و عقیدتی و بنا به فرمایش شهید رجایی مکتبی است؛ اما این موضوع، بی ارتباط با تامین امنیت و منافع ملی کشورمان و همچنین سایر کشورهای اسلامی و منطقه در قبال این حمایت ها توسط مقاومت اسلامی نیست. به عبارت دیگر، نه تنها میان وظایف مکتبی دولت اسلامی با منافع ملی کشورمان تعارضی نیست، بلکه این دو می توانند در تعامل و هماهنگی با یکدیگر عمل کنند. 
ایران از سال ها پیش با یک نگاه راهبردی، در حین جنگ عراق علیه ایران، به این حقیقت دست یافت که حرکت به سمت جنگ میدانی و با دستهای بلند در عقبه دشمن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، پس در حمایت غیر قابل انکار معنوی ایران از مبارزان حزب الله جنوب لبنان و مقاومت اسلامی فلسطین،تامین منافع ملی نیز می تواند ملحوظ باشد و این دقیقا یکی از جنبه های مهم بازدارندگی در قبال تهدیدات آمریکا و اسرائیل غاصب برای حمله نظامی به ایران است، موضوعی که بارها به صراحت توسط سیاستمداران و کارشناسان مسائل نظامی آمریکا و اسرائیل غاصب مطرح شده است و آن را به عنوان مانع بزرگ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران بر شمرده اند، پس حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان حتی با نگاه منفعت گرایانه نیز قابل توجیه است.
 بر این اساس، منافع ملی و امنیت ملی یک کشور و تامین آنها، فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی شود. تعاملات منطقه ای امروز ازلوازم اقدامات راهبردی برای حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور و از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است که نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به ملت هایی است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. که پیامبر اعظم (ص) فرمودند: «من اصبح ولا یتهم بالامور المسلمین فلیس بمسلم» و نیز فرمودند: من سمع منادیاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. 
واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارزه فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان، از منافع و امنیت ملی ما نیز دفاع می کنند و ما کمترین وظیفه خود (حمایت معنوی از آنان) را انجام می دهیم.
جمع بندی
آنچه از مجموعه زوایای بررسی فوق به دست می آید این است که پاسخ به مظلومیت و آرمان فلسطین و حمایت از آن (با وجود هزینه های سیاسی، تبلیغاتی، مالی) نه تنها امری زاید و تحمیلی نیست بلکه 
1- پاسخ به فطرت انسانی و سرشت بشری است.
2- تکلیف اسلامی و مکتبی است و با مبانی و چارچوب‏های فقهی و اعتقادی گره خورده و با ارزشهای اصیل اسلامی عجین است.
3- در فضای امروز جهان نیز از مبانی حقوق ملی و بین المللی برخوردار است. 
4- از نگاه راهبردی حمایت از آرمان فلسطین و یا دیگر نهضت‏های بشری ضد استعماری و ضد ظلم، نه تنها هزینه برای نظام نیست بلکه نوعی سرمایه گذاری برای حفظ امنیت ملی، منطقه ای و بین المللی از نگاه منافع ملی است.
5- از نگاه ارزش های ملی و منطقه ای نیز به کارکردهای گوناگونی مانند جایگاه و نقش منطقه ای و ... تاکید خواهد کرد.
6- حمایت ازجنبشهای آزادیبخش برای جمهوری اسلامی،عنصری درتامین امنیت ملی و اقتدار منطقه ای نیز محسوب میشود ودرچارچوب هزینه های ملی برای حفظ امنیت ملی ویاتوسعه اقتدار ملی قرار دارد.
7- ملت بزرگوار و شهید پرور ایران اسلامی، در پاسخ به ندای بر حق رهبر عزیز انقلاب اسلامی روز قدس را مظهر وحدت ملت ایران می دانند و یکپارچه با زنده کردن یاد حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) در روز قدس شرکت می کنند. 
رزمندگان اسلام در ارتش، سپاه، ناجا، ودجا و صنایع نظامی و بسیجیان قهرمان نیز در میان مردم و ولی نعمتان خود شرکت خواهند کرد و دست در دست هم شعارهای کوبنده خودشان را علیه غاصبان سرزمین اسلامی فلسطین سر خواهند داد و آمادگی خود را همچنان برای حمایت از مردم مسلمان و ستمدیده ی فلسطین اعلام خواهند کرد تا روح مطهر حضرت امام خمینی (ره) و شهیدان که ناظر راهپیمایی روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان هستند را شاد نمایند.

پی نوشت
[1] - تارنمای (hawzah.net) ، نگرشی بر مبانی حمایت از مقاومت اسلامی در سیاست خارجی
[2] - تارنمای (hawzah. Nat)، ارتباط استراتژی حمایت از انتفاضه فلسطین با منافع ملی نظام جمهوری اسلامی ایران
[3] - فصل نامه برداشت دوم، پائیز 87، ص 65
[4] - فصل نامه جهان اسلام، تابستان و پاییز 85، ص 107

منبع: خبرگزاری آینده روشن ، روز قدس ۱۳۸۸، کد مطلب: 31078 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 15:22  توسط سینا  | 

چرایی مبارزه با صهیونیان خبیث/ قدس و فلسطين درانديشه وكلام امام خميني(ره)

خبرگزاری فارس: حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه):ما طرفدار مظلوم هستيم ، هركسي در هر قطبي كه مظلوم‏باشد ما طرفدار آنها هستيم و فلسطيني‏ها مظلوم هستند واسرائيلي‏ها به آنها ظلم كرده‏اند ، از اين جهت ما طرفدار آنهاهستيم .

1- از مصيبتهاي بزرگ مسلمين ، قضيه اسرائيل تجاوزكار است‏و از طرف شاه برخوردار از كمك است و دول اسلامي غالبا در اين‏امر مهم حياتي بي‏تفاوت هستند. صحيفه نور،ج 2 ،ص41 .
2- در فلسطين يك عده محدودي از اين صهيونيست‏ها، از اين‏يهودي‏ها، يك قسم از اين اسرائيل يك عده محدودي اين قدر ممالك‏عربي را كه بيش از صدميليون جمعيت دارد ، طوري كرده است كه يابعضي‏شان تسليم او شده‏اند ، بعضي‏شان هم نمي‏توانند هيچ‏كاري بكنند.
مي‏گويند آمريكا پشت‏سر اوست. خير بي‏عرضه هستيد ، بي‏عرضه‏اند. . . اگر اين قدرت ، قدرت صد ميليوني عرب باهم مجتمع بشوند ،آمريكا هم نمي‏تواند كاري بكند ، اروپا هم نمي‏تواند هيچ جانمي‏تواند كاري بكند . اگر يك وقت استشمام اين را كردند كه اين‏دول عربي مي‏خواهند باهم مجتمع بشوند ، يك كاري بكنند برهم‏بخورد اين اجتماعشان ، مثلا رئيس جمهور مصر را ببرند به آنجا.صحيفه نور،ج2،ص 248.
3- ما در قضيه فلسطين هميشه مخالف با شاه و اسرائيل وپشتيبانان آنان بوده و با شما همصدا بوديم و مظالم اسرائيل رابه ملت‏ها رسانديم و حال كه ملت ايران در زير چكمه دژخيمان شاه‏و در حصار تانگ‏ها و توپ‏ها و مسلسل‏هايي است كه از سربازان‏اسرائيلي در خيابان‏هاي تهران براي كشتار ملت‏بي‏دفاع ايران ازآنها كمك گرفته ، با ملت مظلوم ما همصدا شويد. صحيفه نور ، ج 2 ، ص 107 .
4- جهان عرب بايد بداند امروز ضربه‏اي كه صدام و سادات به‏آنها زده‏اند ، چنان وحشتاك است كه تنها با اتحادشان مي‏توانندجبران نمايند . . . آيا وقت آن نرسيده است كه ملت مبارز و غيورفلسطين بازي‏هاي سياسي مدعيان مبارزه با اسرائيل را شديدا محكوم‏نموده و با سلاح گرم سينه اسرائيل دشمن سرسخت اسلام و مسلمين رابشكافد؟ صحيفه نور ، ج 15 ، ص 125
5- روز قدس كه همجوار شب قدر است ، لازم است كه در بين‏مسلمانان احيا شود و مبداء بيداري و هشياري آنان باشد . . . درروز قدس كه آخرين روزهاي شهرالله اعظم است ، سزاوار است كه همه‏مسلمانان جهان از قيد اسارت و بردگي شياطين بزرگ و ابرقدرت‏هارها شده و به قدرت لايزال الله بپيوندند... صحيفه نور ، ج 15 ، ص 73
6- هان اي مسلمانان جهان و مستضعفان گيتي . . . تاكي بايدقدس شما در زير چكمه تفاله‏هاي آمريكا ، اسرائيل غاصب پايكوب‏شود ؟ تاكي سرزمين قدس ، فلسطين ، لبنان و مسلمانان مظلوم آن‏ديار در زير سلطه جنايتكاران بسر ببرند و شما تماشاچي باشيد وبعضي حكام خائن شما آتش بيار آنان باشند . . . تاكي به جاي‏مقابله با دشمنان اسلام و براي نجات قدس از اسلحه‏گرم و قدرت‏نظامي و الهي غفلت نموده و با كارهاي سياسي و برخوردهاي‏سازشكارانه با ابرقدرت‏ها وقت گذرانده و به اسرائيل مهلت‏جنايت‏هاي بي‏امان داده و شاهد قتل عام‏ها بايد بود ؟... همان
7- روز قدس را زنده نگه دارند . اميد است‏بازنده نگه داشتن‏اين روز بي‏تفاوتي‏ها زائل شود و غفلت‏ها مرتفع گردد . . . ملت ودولت و مجلس و ارتش و ساير قواي مسلح ايران كه امروز با وحدت‏اسلامي و انسجام الهي صف واحد هستند ، مصمم‏اند كه . . . تابرگشت قدس و فلسطين به دامن مسلمين ، از لبنان و قدس عزيزپشتيباني نمايند. همان.
8- مسلمانان جهان بايد "روز قدس‏ " را روز همه مسلمين ،بلكه مستضعفين بدانند. همان.
9- از اول مبارزات ، قضاياي لبنان و فلسطين جزء مقاصد اصلي‏ما بوده است . . . اگر آمريكا و اسرائيل لا اله الا الله بگويند، ما قبول نداريم ، چرا كه آنها مي‏خواهند سرما كلاه بگذحرند.
آنها كه صحبت از صلح مي‏كنند ، مي‏خواهند منطقه را به جنگ بكشند. صحيفه نور ، ج 15 ، ص 209
10- اسرائيلي كه خون مسلمين را مكيده است و فلسطين را قدس‏را آن طور كرده است . . . حالا ما موظفيم كه حافظ او باشيم ،همه تامين كنيم او را ! آن كسي كه از اول كه وارد شده است درقدس و فلسطين ، همه كارهايش غاصبانه بوده است ، حالا ما به‏رسيمت‏بشناسيم ، . . . اگر نقطه مثبتي كه بعضي‏ها مي‏گويند اين‏است كه يكي از مواد اين است كه اسرائيل خارج بشود تا جنگ گذااز تا آن حدودي كه در جنگ كذاست اين از نقاط منفي اين است.
اين معنايش اين است كه اسرائيل اين همه جاها را كه گرفته است ،مال خودش حالا يك چند جا را هم رها كند . . . صحيفه نور ، ج 15 ، ص 225 .
11- اگرماهمه از بين برويم بهتر است از اين كه ذليل باشيم‏زيردست صهيونسيم و زير دست آمريكا.همان.
12- ما اكنون نيز تكرار مي‏كنيم كه تا ملت‏هاي اسلام ومستضعفان جهان بر ضد مستكبران جهاني و بچه‏هاي آنان خصوصااسرائيل غاصب قيام نكنند ، دست جنايتكار آنان از كشورهاي اسلامي‏كوتاه نخواهد شد و اين غده سرطاني از بيت المقدس و لبنان اخراج‏نخواهد گرديد. صحيفه نور ، ج 15 ، ص 158 .
13- همه دست‏به دست هم دادند كه نگذارند كه ملت فلسطين ،اين راهي را كه الان پيش گرفته است ، باقي باشد ، يا به صورت‏دلسوزي براي فلسطين كه حيف فلسطين دارد چه مي‏شود . خوب است كه‏مثلا يك قدري مماشات كنند تا كار درست‏بشود و ملت فلسطين بداندكه اگر يك قدم عقب بگذارد ، راجع به همين معنايي كه الان در دست‏دارد ، دو باره بر مي‏گردد به آن حال اول. صحيفه نور ، ج 20 ، ص 179 .
14- ملت‏هاي مسلمان بايد به فكر نجات فلسطين باشند و مراتب‏انزجار و تنفر خويش را از سازشكاري و مصالحه رهبران ننگين وخودفروخته‏اي كه به نام فلسطين ، آرمان مردم سرزمين‏هاي غصب شده‏و مسلمانان اين خطه را به تباهي كشيده‏اند ، به دنيا اعلام ونگذارند اين خائنان بر سر ميز مذاكره‏ها و رفت و آمدها ، حيثيت‏و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطين (را) خدشه‏دار كنند كه‏اين انقلابي‏نماهاي كم شخصيت وخود فروخته به اسم آزادي قدس به‏آمريكا و اسرائيل متوسل شده‏اند. صحيفه نور،ج20،ص 115.
15- عجبا كه هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطين مي‏گذرد ،سكوت و سازش سران كشورهاي اسلام و طرح مماشات با اسرائيل غاصب‏بيشتر وحتي از تبليغ و شعارهاي بيت المقدس هم خبري به گوش‏نمي‏رسد . . . نكند اينان تصور كرده‏اند كه گذشت زمان سيرت وصورت جنايت‏هاي اسرائيل و صهيونيزم را دگرگون ساخته‏است و گرگ‏هاي‏خون آشام صهيونيزم از فكر تجاوز و غصب سرزمين‏هاي نيل تا فرات‏دست‏برداشته‏اند. همان .
16- مسوولين محترم كشور ايران و مردم ما وملت‏هاي اسلامي ازمبارزه با اين شجره خبيثه و ريشه‏كن كردن آن دست نخواهند كشيد .
. . و با تشكيل هسته‏هاي مقاومت‏حزب الله در سراسر جهان اسرائيل‏را از گذشته جنايت‏بار خود پشيمان و سرزمين‏هاي غصب شده مسلمانان‏را از چنگال آنان خارج كرد . . . اطمينان مي‏دهم ملت ايران شمارا تنها نخواهد گذاشت. همان .
17- ما شاهد بوديم كه درزماني كه مسلمين با كفار اسرائيل درحال جنگ بودند ، دولت ايران به امر شاه دولت اسرائيل را به‏رسيمت‏شناخت و علما مخالفت كردند . ما شاهد كمك‏هاي اين مردسياه دل به اسرائيل بوديم و در حالي كه مسلمين را آواره‏مي‏كردند و به خاك و خون مي‏كشيدند ، نفت و اسلحه و كمك‏هاي ديگري‏كه بودجه آن از خون و دسترنج ملت ايران تهيه مي‏شد ، در اختيارآنها مي‏گذاشت . . . وظيفه اسلامي و ملي شماست كه اضافه بر وظايف‏انقلابي‏تان در راه آزاد كردن سرزمين فلسطين ، در راه وحدت دول‏عرب و اتفاق كلمه آنها جديت و فداكاري كنيد... آرزوي ما آن‏است كه سرزمين فلسطين و مسجد اقصي ازصهيونيسم تطهير شود ومردم فلسطين به سرزمين خويش باز گردند.صحيفه نور،ج20،ص 248
18- اكيدا شايسته و بلكه واجب است كه قسمتي از وجوه شرعي‏مانند ذكوات و ساير صدقات به مقدار كافي به اين مجاهدان راه‏خدا اختصاص داد به مجاهداني كه در صفوف نبرد و فداكاري به‏منظور ازبين بردن صهيونيسم كافر ضد بشري مي‏جنگند . صحيفه نور ، ج 20 ، ص 138
19-... هنگامي كه مي‏بينيد خون‏هاي برادران و خواهران‏بي‏گناه شما در سرزمين‏هاي مقدس فلسطين جاري است وهنگامي كه‏مشاهده مي‏كنيد سرزمين‏هاي ما به دست صهيونيست‏هاي تبهكار ويران‏گشته، در اين شرايط هيچ راهي جز ادامه جهاد نمي‏ماند و برهمه‏مسلمانان واجب است كه كمكهاي مادي و معنوي خود را در اين جهادمقدس صرف كنند. همان.
20- بهترين راه اين است كه مردم مسلمان ايران با همه‏امكاناتشان بكوشند داد و ستد خود را با صهيونيست‏هاي داخلي وغير از آنان كه در ايران هستند ، به طور كلي قطع نموده و ازلحاظ روحي ومادي آنان را مستاصل و بيچاره نمايند . نكته‏اي كه‏هيچ‏جاي ترديد در آن نيست ، اينكه وظيفه هر فرد مسلماني كه دردورترين نقاط جهان اسلامي به سر مي‏برد همان وظيفه‏ايست كه خلق‏مسلمان فلسطين بدان موظفند . "المسلمون يد واحده علي من‏سواهم يسعي بذمتهم ادناهم‏ "همان .
21- براي آزادي سرزمين اسلامي فلسطين از چنگال صهيونيسم دشمن‏سرسخت اسلام و انسانيت چاره‏انديشي كنيد . از مساعدت و همكاري بامردان فداكاري كه در راه آزادي فلسطين مبارزه مي‏كنند ، غفلت‏نورزيد . صحيفه نور ، ج 20 ، ص 156 .
22- اين اختلافات سران كشورهاي اسلامي است كه مشكله فلسطين رابه وجود آورده ، نمي‏گذارد حل شود . صحيفه نور ، ج 20 ، ص 157 .
23- اسرائيل باتباني وهمفكري دولت‏هاي استعماري غرب وشرق‏زائيده شدوبراي سركوبي و استعمار ملل اسلامي به وجود آمد وامروز ازطرف همه استعمارگران حمايت وپشتيباني مي‏شود.صحيفه نور،ج20،ص186
24- امروز ماناظر جهاد مبارزين فلسطيني در راه سپردن سرنوشت‏فلسطين به فلسطيني‏ها هستيم ، ناظر مجاهداني هستيم كه جان بركف‏به جهاد قهرمانانه عليه اشغال و تجاوز و در راه آزادي فلسطين وسرزمين‏هاي اشغال شده ، بپا خاسته‏اند ، ناظر آنچه كه ديروزدست‏نشاندگان استعمار در اردن وامروز در لبنان بر سر اين‏مجاهدان آوردند ، ناظر تبليغات و توطئه‏هايي كه عليه آنان به‏انحاء مختلف همگي به تحريك و به دست گماشتگان استمعار و به‏منظور جدا كردن گروه‏هاي مسلمان از مبارزان فلسطيني و به خاطربيرون كردن مبارزه از مناطق سوق الجيشي انجام مي‏گيرد، هستيم. صحيفه نور ، ج 20 ، ص 193
25- در اين موقع كه آتش جنگ بين مسلمين و كفار صهيونيست‏شعله‏ور است و ملت اسلام براي احقاق حق خود از اسرائيل غاصب جان‏بركف نهاده ، در ميدان‏هاي نبرد فداكاري مي‏كنند ، به امر شاه‏دولت ايران ، به مناسبت‏سالروز جشن دوهزارو پانصد ساله درسراسر كشورجشن بپاكرده‏است ; جشن براي شاهان خونخواري كه نمونه‏آنان امروز مشهود است . مسلمين براي مجد و عظمت اسلام و آزادي‏فلسطين در خاك و خون مي‏غلطند ، ولي شاه ايران براي رژيم مبتذل‏شاهنشاهي جشن و سرور به پا مي‏كند . مي‏توان گفت كه اين صحنه‏سازي‏ها و دستگيري‏ها براي سرگرم كردن ملت ايران به مصيبت‏هاي خود ودور نگهداشتن اذهان از جنگ ملت اسلام با اسرائبل است. صحيفه نور ، ج 20 ، ص 206
26- ملت‏شريف و مسلمان ايران از هر راه ممكن برادران مسلمان‏خود را در آزادي سرزمين فلسطين و نابودي صهيونيسم كمك نمايند. همان، ص 210
27- ما طرفدار مظلوم هستيم ، هركسي در هر قطبي كه مظلوم‏باشد ما طرفدار آنها هستيم و فلسطيني‏ها مظلوم هستند واسرائيلي‏ها به آنها ظلم كرده‏اند ، از اين جهت ما طرفدار آنهاهستيم. همان ، ج 4 ، ص 3 .
28- كمپ ديويد چيزي جز يك فريب و بازي سياسي براي ادامه‏تجاوز اسرائيل به مسلمين نيست . من بيش از پانزده سال است كه‏در اعلاميه‏ها و سخنرانيهاي خود اسرائيل را محكوم كرده و از ملت‏فلسطين و سرزمين آنان دفاع كرده‏ام . اسرائيل غاصب است و هرچه‏زودتر بايد فلسطين را ترك كند و تنها راه حل اين است كه‏برادران فلسطيني هرچه زودتر اين ماده فساد را نابود گردانند وريشه استعمار را در منطقه قطع كنند . صحيفه نور ، ج 4 ، ص 26 .
29- قدس مال همه مسلمانان است.صحيفه نور ، ج 10 ، ص 5 .
30- كشورهاي اسلامي . . . با تمام نيرو از آرمان فلسطين ولبنان عزيز دفاع كنند . كشورهاي اسلامي بايد از سازمانهاي آزادي‏بخش سراسر جهان دفاع كنند . ما توطئه مصر و آمريكا و اسرائيل‏را براي درهم كوبيدن نهضت‏بزرگ مردم مبارز فلسطين شديدا محكوم‏مي‏كنيم. صحيفه نور ، ج 10 ، ص 79 .
31- ان‏شاء الله فلسطين آزاد بشود و بيت المقدس آن كه مسجدهمه مسلمين است، به حال اول برگردد.همان ، ج 14 ، ص 148 .
32- بيت المقدس بايد به مسلمين برگردد. همان ، ج 3 ، ص 105 .
33- اگر جلوي اين جرثومه فساد گرفته نشود ، طمع او بر تمام‏منطقه است و او قناعت نمي‏كند برفقط فلسطين و مسجد اقصي. همان ، ج 6 ، ص 50 .
34- ما با كمونيسم بين‏الملل به همان اندازه در ستيزيم كه باجهان‏خواران غرب به سركردگي آمريكا و با صهيونيزم و اسرائيل‏شديدا مبارزه مي‏كنيم. صحيفه‏نور ، ج 12 ، ص 19 .
35- سزاوارتر آن كه با ملت‏بپا خاسته مظلوم در اراضي اشغالي‏فلسطين همصدا شده و از تظاهرات و قيام آنان در مقابل ستم‏هاي‏اسرائيل پشتيباني عملي‏كنند. همان ، ج 16 ، ص 103 .
36- ما بايد فلسطين را ، قدس را آزاد كنيم. همان ، ج 16 ، ص 20
37- مساله قدس . . . يك مساله خصوصي به يك كشور و يا يك‏مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر اضرنيست‏بلكه حادثه‏اي است‏براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال وآينده از روزي‏كه مسجد الاقصي پي‏ريزي شد تا آنگاه كه اين سياره در نظام هستي‏در گردش است . و چه دردناك است‏براي مسلمانان جهان درعصر حاضركه با داشتن آن همه امكانات مادي و معنوي در مرئي و منظر آنان‏به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عالي قدرش اين چنين جسارت واقع‏شود . . . و چه شرم‏آور است‏سكوت درمقابل اين فاجعه بزرگ تاريخ‏و چه زيبا بود كه بلندگوهاي مسجد الاقصي از همان روز كه اسرائيل‏اين عنصر خبيث دست‏به كار اين جنايت عظيم شده بود ، به صدا درمي‏آمدند . اكنون كه خون جوانان عزيز فلسطين ديوارهاي مسجد قدس‏را رنگين كرده است و در مقابل مطالبه حق مشروعشان از مشتي‏دغلباز با مسلسل جواب شنيده‏اند ، براي مسلمانان غيرتمند عارنيست كه به نداي مظلومانه آنان جواب ندهند؟ صحيفه نور ، ج 16 ، ص 128 .
38- تكليف ملت‏ها در آستان روز قدس . . . آن است در اجتماعات‏و راهپيمايي‏هاي خود از دولت‏هاي خويش به طور جدي بخواهند كه باقدرت نظامي سلاح و نفت در مقابل آمريكا و اسرائيل به مقابله‏برخيزند . من به سران فلسطيني نصيحت مي‏كنم كه دست از رفت وآمدهاي خودشان برداشته و با اتكاء به خداوند متعال ، مردم‏فلسطين و اسلحه خويش تا حد مرگ با اسرائيل بستيزند ; چرا كه‏اين رفت وآمدها موجب مي‏شود كه ملت‏هاي مبارز از شما دلسرد شوند. صحيفه نور ، ج 16 ، ص 228 .
39- مي‏گفتند بعد از فشار زيادي كه روي ائمه جمعه آنجا (حجاز) آمد كه راجع به فلسطين صحبت كنيد آنها با چند كلمه دعا كه‏خداوند مسلمين را از شر اسرائيل نجات دهد ، اكتفا كردند و همه‏كتك‏ها كه حجاج ما خوردند وآن حبس‏ها را كشيده و اهانت‏شدند به‏خاطر اين بود كه اسم اسرائيل برده نشود ; چون آنان مي‏گفتنداين‏گونه حج ، خلاف سنت رسول الله و بدعت در اسلام است. صحيفه نور ، ج 17 ، ص 53 .
40- مسلمانان و خصوصا مظلومان منطقه بدانند كه اسرائيل باتغيير و تبديل مهره‏ها كه شايد براي اغفال رزمندگان فلسطين ولبنان باشد ، هيچ گاه از مقصد شوم خود كه حكومت‏بر كشورهاي‏مسلمين از نيل تا فرات است ، منصرف نخواهد شد . كساني كه ازاسرائيل حمايت مي‏كنند بايد بدانند كه افعي گزنده را درحمايت‏خود قوي مي‏كند. صحيفه نور ، ج 18 ، ص 93.  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806231326
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 15:48  توسط سینا  | 

موضوع صهيونيزم تنها غصب زمين نيست...

موضوع صهيونيزم تنها غصب زمين نيست كه خيلي ها با بهانه آوردن بخواهند با معيارهاي جغرافيايي و در چارچوب واحدهاي مستقل سياسي، آن را از سر باز كرده و مقاومت در برابر غاصبان را به عنوان موضوعي صرفاً فلسطيني به مردم محروم فلسطين واگذارند و با اين ترفند، شانه از زير بار مسئوليت خالي كنند. قضيه صهيونيزم، غير از تجاوز به بقعه مباركه قدس و تصرف سرزمين فلسطين، دستبرد به كيان شريعتي آسماني است كه در سرتاسر گيتي پيروان آن حضور دارند.

اولين محفلي كه اين قوم غدار بنيان نهادند و يا به تعبيري آن را احيا کردند، محفل ماسوني در قرن هفدهم بود. محفلي كه اهدف شوم آن چنين رقم خورد: محافظت از يهوديسم. نابود كردن همه اديان در جهان و دميدن روح كفر و الحاد و زندقه در ملل و امم عالم. محفلي كه پايه هاي صورت مجدد آن در بريتانيا نهاده و از آن جا در سراسر جهان منتشر شد... تنها از همين منظر است كه علت مبقيه اين رژيم غاصب و علت موجده مبارزه با آن و نيروي محركه كساني كه در قبال جنايات اين جرثومه فساد احساس تكليف و وظيفه مي كنند، مشخص مي شود. كاري كه صهيونيست ها سال هاست با ايدئولوژيك كردن مبارزه و محور قرار دادن اعتقاداتي باطل، بر آن اصرار ورزيده و با ترويج آن، قلمرو اقدامات تجاوز گرانه خويش را از حدود و ثغور جغرافيايي يك كشور غصبي به مرزهاي دولت موعود يهود كه بر گرفته از آموزه هاي تحريف شده تورات و تلمود است، انتقال داده اند اما مسلمانان متأسفانه همچنان اندر خم يك كوچه اند و در چنبره رژيم هاي سازشكار سكوت كرده لام تا كام دم نمي زنند. استناد صهيونيست ها به آيات موهوم و خود ساخته اي است كه به نام كلام خدا به خورد پيروان خويش مي دهند. از تورات تحريف شده شاهد مي آورند كه يهود خدايشان به ابرام (ابراهيم) گفته است اين زمين را به نسل تو خواهم داد. از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات... زمين هاي كنعان را به ملك ابدي تو در خواهم آورد. اما مسلمانان با اين جمعيت و در اختيار داشتن كتاب متقن كه لاريب فيه، دستورات نجات بخش وحي را وانهاده اند و دور خود مي چرخند تا جماعت جلاد هر چه مي خواهد با عزت و ناموس و شرف ديني اشان بكند.

با تشبث يه همين حربه است كه امروز در هر گوشه جهان، هر يهودي صهيونيست داعيه دار حمايت از غاصبان فلسطين است، از هيچ كمكي اعم از دادن مال و ابلاغ پيام و عمل عاجل دريغ ندارد و زر و زور و تزوير خود را پشتوانه بقاي كيان صهيوني قرار داده است. اين كه با اين اوصاف در جهان اسلام تكليف مقابله با اسرائيل حول چه محوري مي گردد و بر كدام مدار بايد بگردد، پرسشي است پيش روي هر مسلمان مؤمن و آزاده. يكي توجيه مي كند و مي گويد مادامي كه كشور هاي همجوار با اسرائيل غاصب كه اراضي آن ها در تصرف صهيونيست هاست، متفقاً برنخيزند و علم جهاد بلند نكنند، ماچه كاره ايم كه از هزارها كيلومتر آن طرف تر نخود آش مبارزه شده و پا وسط معركه بگذاريم. ديگري عذر مي آورد، درست است اراضي ما در تصرف زمين خواران اسرائيل است اما مادام كه همه کشورهاي عربي درگير در جنگ ۱۹۶۷ كه بخشي از اراضي آن ها به تصرف رژيم غاصب در آمدهريال جميعاً وارد مبارزه نشوند، ما به تنهايی كاري از پيش نمي توانيم ببريم. تمام اين بهانه گيري ها و عذر تراشي ها تا زماني محلي از اعراب دارد و بر ضعف و اهمال خود مي تواند سر پوش بگذارد كه مرزهاي مبارزه با صهيونيزم به مرزهاي اعتقادي و ديني تبديل نشده باشد.

واقعيت اين است كه اسرائيل به ارض و سماء اسلام و مسلمين تجاوز كرده و مي كند. ماجراي زمين دزدي آن ها را عالم و آدم مي دانند و بسياري از كشور ها حتي الآن گزيده اين ايلغار مغولانه هستند. اما آن چه بيش از اين اهميت دارد، دست اندازي اين جنايتكاران به كيان اسلام و تحريف و تعطيل احكام و آموزه هاي آن با تشبث به اباطيل و اسرائيلياتي است كه دائم مي بافند و با زور امپرياليسم خبري در سرتاسر جهان مي پراكنند. حقيقت اين است كه در طول تاريخ، در استراتژي قوم بني اسرائيل از قتل يحيي و ذكريا، آزار و اذيت عيسی، اهانت به محمد مصطفي (ص) و توطئه ها در خيبر و خندق و اكثر غزوه ها تا امروز كه باز در قلب جهان اسلام به زور لانه كرده اند و عداوت كهنه و ديرين خود را با اسلام و قرآن در هيئتي تازه اعمال مي كنند، هيچ گسل و گسستي ديده نمي شود. مسيري را كه آن ها طي كرده اند، اگر معكوس كنيم به وقايع و جناياتي مي رسيم كه قرن ها پيش از اين در حق فرستادگان خدا روا مي داشتند. اين واقعيتي تلخ است كه مغفول افتاده.

امروز صدها بوق بلند گوي تبليغاتي اصوات شيطاني و وسواس خناس اين جماعت، در فضاي فرهنگي كشورهاي اسلامي مي دمند. گاهي زير نقاب تاريخ و فلسفه خود را مي پوشانند، مضلات افهام و الهامات فجور را با زبان امثال كارل پوپر يهودي و اسپينوزاي صهيوني بيان مي دارند تا در دانشگاه هاي كشورهاي مسلمان زير پوشش علوم انساني و اجتماعي پروژه تحريف اسلام و قرآن را پي بگيرند.

زماني با توليد افلام مستهجن به ريشه كني و انحطاط اخلاقي جوانان مي پردازند تا به مزلات اقدام خود جامه عمل بپوشانند. مرثيه ها بر مظلوميت خود در جنگ جهاني دوم با يك كلاغ چهل كلاغ كردن مي سرايند تا از اين راه ها بتواند كينه كهنه خود را به خدا و پيامبران و ملائكه و جبرئيل و ميكائيل نو كرده و در عصر جديد جهتي تازه به آن ببخشند. موضوع صهيونيزم صرفاً غصب زمين نيست بلكه ايجاد لانه فساد و خانه فحشا در قلب دنياي اسلام است تا از اين راه، اهداف شوم عناد و دشمني با دين خدا و احكام خمسه اسلام پي گرفته شود.اسرائيل يك ماهيت پليد و پلشت است كه آخرين دين آسماني و مكتب توحيدي را هدف گرفته و براي تهي كردن آن از حقيقت، با تبليغات سوء، تكاپو مي كند. اسرائيل اساطير الاولين ابليس است. آخرين تير تركش شياطين است كه با ولايت الله سر ستيز دارند. اين جاست كه مقابله و استقامت در برابر كيان صهيوني به چند كشوري كه خاك آن به توبره كشيده شده، منحصر نمي شود. در اين وانفسا، هر جا مسلماني هست، وظيفه دارد در برابر اين دزدان دين وآيين بايستد و از شرف و ناموس اعتقادي خود دفاع كند. اين تكليفي است كه اسلام براي پيروان خود از هر نژاد و ملت در سرتاسر عالم رقم زده است. طرفداران صلح خاورميانه و نقشه راه شيطان اكبر بدانند همان طور كه بارها راقم اين سطور گفته است:

1- تنها درمان درد اسرائيل جنايتكار مرگ اين رژيم غاصب و محو آن از عرصه وجود است و لاغير. بازي هاي سياسي و لابي هاي آنچناني و توافق هاي سازشكارانه با موجودي كه مستحق نيستي است، نه تنها چيزي را حل نمي كند كه برتنور تجاوز و دست اندازي به حقوق ملت هاي مسلمان بيش از پيش مي دمد.

رژيمي كه نطفه آن را با فساد و غارت بسته اند و موجوديت آن، عناد و ضديت با اسلام و شريعت محمد مصطفي(ص) است، مصداق بارز مفسد في الارض است كه حكم آن را خداوند تعيين فرموده و هر كجا مسلماني يافت مي شود، وظيفه دارد ولو به اندازه يك قدم اين جرثومه پليد را به سقوط نهايي نزديك سازد.

2- تصور رابطه با امريكا مادامي كه اين عامل دست نشانده شيطان بزرگ در قلب جهان اسلام حق حيات دارد، خيال باطلی است، چراكه شرط مهم براي آدم شدن امريكا، دست شستن از حمايت از جنايتكاران تل آويو است. منبع:سیدحسین طاهری-رجانیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 6:14  توسط سینا  | 

عمق استراتژيک يهوديت اسرائيلي، نوبت ما هم مي رسد...

همانطور که اشاره شد و در ايات تورات و برنامه هاي استراتژيست هاي اصلي صهيونيسم هم امده است، هدف يهوديان از تصرف فلسطين، همين نقشه قلب مانند کوچک به تنهايي نبوده است. سرزمين شير و عسل که در تورات آمده است و اينان ميراث جدشان ابراهام مي دانند، فلسطين بزرگ است که آن هم مقدمه تصرف خاورميانه بزرگ است( از نيل تا فرات بلکه تا شيراز در ايران) و سپس همين هم مقدمه اي است براي تصرف تمام جهان و احياي پادشاهي بزرگ داوودي يهود توسط مسيح بن داوود پادشاه يهود. در طول تاريخ يهوديان با ايجاد سنهدرين يهود و نهاد پادشاهي در تبعيد يهود(رش گلوتا) به شدت به دنبال رسيدن به اين هدف نامقدس با هر وسيله ممکن بوده اند و در اين مسير خصوصا با مسلمانان و مسيحيان دشمني ويژه اي داشته اند و مسيح عليه السلام را نعوذبالله حرام زاده و ناپاک دانسته اند و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را در فيلم هاي همچون «مردي که فردا را ديد/پيشگويي هاي نوستر آداموس» سلطان وحشت و شيطان ناميده اند. پناه مي بريم به خدا از اين نسبت هاي ناروا به اولياي خوب خدا.

ايران ما عمق استراتژيک اسرائيل کوچک کنوني است و قطعا اگر ما به مقاومت فلسطين کمک نکنيم و شکست بخورد، بلافاصله نوبت ماست. حتي اگر تمام افراد حماس و جهاداسلامي و حزب الله لبنان نابود شوند نبرد ما با اسرائيل تمام نمي شود و حال که هستند، در عين اينکه مملکت خود ما هم نياز هايي داشته باشد بايد به فلسطين بسيار بيش از اين کمک کنيم. راستش را بخواهيد هر عقل نيمه عاقلي هم مي فهمد که اسرائيل هم عمق استراتژيک نسبي ماست و بلکه فراتر از اسرائيل بايد به پيشامدهاي اروپا و آسيا و آفريقا حساس باشيم تا فرداروزي خودمان گير نيفتيم. با اين تحليل يهوديان و مسيحيان و زرتشتي ها و مسلمانان ظاهري هم در ايران بايد به فلسطين و ارمان ازادي قدس کمک کنند و الا نوبت خودشان هم به زودي مي رسد. در اين زمينه کتب کلاسيک علوم استراتژيک و جغرافياي سياسي(ژئوپولتيک) و کتب جدبد بسيار به در  مي خورد. مثلا کتاب«اسرائيل پس از سال2000» ژنرال اسرائيلي افراييم سنه، (ترجمه عبدالکريم جادري، نشر دوره عالي جنگ سپاه) خطاب به رهبران اسرائيل، بسيار خواندني است تا از برنامه هاي وحشتناک آنها با خبر شويم. دانستن نظريات هانتينگتون و برژينسکي و تافلر و فوکوياما از استراتژيست هاي يهودي و مسيحيت صهيونيست آمريکا بسيار خواندني است.

 

فلسطين و خاورميانه بزرگ  براي يهوديان سمبل قدرت است. مرکز يهود بين الملل است

بنا به نص کتاب تورات يهوديان حکومت داودي بر سرزمين مقدس(از نيل تا شيراز) را حق خود مي دانند و در مسير رسيدن ان به هيچ تفکر و مليتي رحم نمي کنند و در نهايت آن را دروازه فتح جهان مي دانند. آنها فلسطين را مقدس مي دانند چون معتقدند که هر کس آنجا را در اخرالزمان در اختيار داشته باشد خصوصا صحراي ارماگدون را، پيروز جنگ نهايي مي شود و پادشاه جهان خواهد شد. ما اگر با اسرائيل مبارزه نکنيم انها ما را رها نخواهند کرد.

 

دلايل سياسي حمايت از آرمان ازادي قدس شريف

از نظر سياسي و منافع و مصالح کشوري کافيست در برابر اين سوال که چرا بايد از فلسطين حمايت کنيم،  اين سوال پرسيده شود: «در صورت عدم حمايت از فلسطين چه عواقبي گريبان گير ايران و حتي جهان خواهد شد؟»

رژيم صهيونيستي که طبق پروتکلهاي يهود آرمان خود را نه تنها فلسطين و حتي نه تنها لبنان و سوريه و... معرفي مي کند بلکه از اهداف روشن آن تسلط بر جهان و بدست گرفتن همه شريانهاي اقتصادي و قدرتمند در دنياست، همچنان که «ناحوم گُلدمان» رئيس کنفرانس صهيونيستي در اين کنفرانس مي گويد: «يهود براي ساختن وطن خود مي توانستند کشور اوگاندا يا آرژانتين يا هر کشور ديگر را بدست آوردند ولي آنها جز فلسطين را نمي خواهند و آن به خاطر اعتبارات ديني نيست بلکه به اين دليل است که فلسطين بين راههاي تجارتي سه قاره جهان اروپا آسيا و آفريقا واقع شده و فلسطين يک مرکز واقعي و جهاني براي قدرت سياسي و يک مرکز استراتژيک براي تسلط بر همه جهان است.»
کافيست مقاومت فلسطين بعد از شصت سال مبارزه در هم بشکند. اولين نتيجه آن گستاخي بيشتر رژيم صهيوني در چنگ انداختن به ديگر سرزمين هاست. در حال حاضر آمريکا عراق را براي جلب رضايت و اطمينان اسرائيل جعلي و سران قدرتمند لابي ها و مراکز صهيونيسم بين الملل در آمريکا اشغال کرد و همانطور که در خبرها آمد، هم اکنون بسياري از کماندوهاي اسرائيل جعلي در سر تا سر عراق و تحت سازمانها و نهادهاي به ظاهر بين المللي و خيريه و انسان دوستانه و امنيتي و ... در حال جاسوسي و حتي گشودن شعب و مراکز صهيونيستي در عراق هستند. غارت کنندگان چاه هاي نفت عراق و صاحبان شرکت هاي نفتي بزرگ، همگي صهيونيست و غالبا يهودي هستند؛ چرا که برخي هم صهيونيست مسيحي هستند.  زماني شهيد مطهري فرمودند صهيونيست ها تنها قصدشان فلسطين نيست و ادعاي عراق و مدينه و برخي مناطق ايران و... را هم دارند و چه زود اين فرمايش ايشان محقق شد.  بنابراين با حمايت از فلسطين در واقع از ايران و همه ملت هاي اسلامي و حتي جهاني دفاع مي کنيم. کافيست خط مبارزه فلسطين شکسته شود، در آن صورت ديگر سرا ن عربي هيچ هراسي نخواهند داشت که روابط خود را در عين پنهانکاري با رژيم صهيونيستي ادامه دهند، نا غافل از اينکه خود اين کشورها هم به زودي طعمه رژيم اشغالگر و مادي گرا خواهند بود. /شيدا،روز 22ماه مبارک بهمن سال1386.

 

دشمن شناسي و عدم حمايت از آمريکا، دولت جهاني يهودي- عليه مسيحيت و اسلام

هر کس کمي قرآن بخواند و اندکي با مسائل روز آشنا باشد مي داند که يهوديان دنياطلب و صهيونيست هاي جنايتکار به شدت با مسلمانان و مسيحيان دشمننند و در قرآن و انجيل نسبت به خطر آنها هشدار داده شده است. اساسا حضرت مسيح را هم همين دولت در سايه يهود محاکمه  و محکوم به مرگ کرد. در قرآن هم بيش از هزار آيه درباره اينها آمده است که در اين زمنينه اين کتابها مفيدند: آشنايي با اديان بزرگ استاد حسين توفيقي، يهود در [تفسير] الميزان، نوشته حسين فعال عراقي نشر سبحان  و چهره يهود در قرآن نوشته عفيف عبدالفتاح طباره ترجمه سيد مهدي ايت اللهي نشر جهان اراي قم.

 

همکار ي با دشمنان اسلام مثل بودائيان مغول

در تاريخ مغول هاي بودايي که بزرگترين تخريب هاي تاريخي را در ايران و خاورميانه به وجود اوردند مي خوانيم که انها به يک اتحاد راهبردي با يهوديان و دربار آراگون و کاستيل و ساي ر امير نشين ها و دوک نشين هاي اروپايي رسيده بودند و مي خواستند با همکاري يهوديان و مسيحيان صليبي حکومت هاي اسلامي قدرتمند عباسيان و مماليک مصر را هم براندازند و کعبه را تخريب کنند و اسلام را کاملا از بين ببرند. البته انها که بدون مطالعه همه چيز را انکار مي کنند قطعا گوش به اين استنادات محکم تاريخي نمي دهند و از تاريخ عبرت نخواهند گرفت ولي بسياري از دانش پژوهان و آزاد انديشان دانشجو و طلبه و دانش اموز را به کتاب ارزشمند و گرانبهاي زرسالاران يهودي و پارسي استاد عبدالله شهبازي خصوصا جلد دوم آن رهنمون مي شوم. در اين کتاب با منابع غربي اين اسناد هم تطبيق هاي بسيار خوبي صورت گرفته است. همچنين در کتب تاريخ مغول و تاريخ عباسيان و مماليک مصر و تاريخ اروپا هم اشاراتي براي محققين وجود دارد.

 

تاريخ را فراموش نکنيم، جنگ هاي صليبي سر فلسطين بود

آنانکه کمي تاريخ دويست ساله جنگ هاي صليبي بين مسلمانان از طرفي و مسيحيان و يهوديان از طرف ديگر را خوانده باشند مي دانند که در سال هاي 1091 تا 1292 ميلادي مسيحيان دنياطلب به تحريک و با پشتيباني مالي يهوديان زرسالار اروپايي و اندلسي جنگ هاي صليبي را سامان دادند و تعداد زيادي کشته از دو طرف گرفته شد ولي در نهايت در انتهاي جنگ صليبي پنجم مسلمانان توانستند تسلط خود بر قدس را حفظ کنند و جلوي مهاجمين صليبي را بگيرند. امروزه هم نوکران حلقه به گوش صهيونيسم مسيحي و يهودي چون جورج بوش ادعاهايي مي کنند که از شنيدنش کودکان هم به خنده مي افتند. در سال گذشته بوش براي دفاع از حمله ناجوانردانه به عراق گفت که خواب ديده که خدا اين ماموريت را به او داده است، يا اخيرا بوش گفت که جنگ صليبي ما(مسيحيان و يهوديان صهيونيست) عليه مسلمانان با محموريت ايران اغاز شده است. برخي ايرانيان کم اطلاع خيال مي کنند که اگر ضعيف باشيم و همچون برخي غربزدگان سر در اخور غرب داشته باشيم کاري به ما ندارند؛ در حالي که تاريخ نشان داده است که اينان به فکر احياي مجدد جنگ هاي صليبي هستند . فلسطين خط الراس اين جنگ است و اگر ما از فلسطينيان حمايت نکنيم نوبت به ما هم مي رسد. علاوه بر اينکه اساسا مجتمع هاي بزرگ نظامي-صنعتي غرب از آنِ صهيونيست هاي ساکن در آمريکا و روسيه است و بروز جنگ به نفع آنهاست و اگر ما قوي نباشيم و قرآن را فراموش کنيم فورا به ما حمله خواهند کرد. کما اينکه بارها در تهديدات سران آمريکا و اسرائيل و فرانسه و انگليس اين تهديدات را داشته ايم. پس کمک به فلسطين برخي اوقات از خيلي خرج هاي ديگر واجب تر است، چرا که اگر بتوانيم اسرائيل را در فلسطين شکست دهيم؛ ديگر از پيشروي و جنگ جديد صليبي باز مي مانند.

 

تاثير فرهنگي و فلسفي و علمي تفکر دنياپرست يهودي برفطرت بشر

اسرائيليان که تداوم سير دنياپرستي و پيغمبرکشي يهوديان دنياپرستند، با نشر ايده هاي خود در جهان همه چيز را زميني کردمند و انسان را محدود به يهود تعريف کردند و خود را برتر از ديگران دانستند و قوميت و نژاد و سرزمين و تورات محَرَّّف را بر خدا و معاد و نبوت الهي برتري دادند و الهيات را زميني کردند. اين مباحث از جديدترين دستاوردهاي علمي رشته هاي فلسفه  و دين شناسيو تاريخ مي باشد. اخيرا سيلي از انديشمندان جوان و خوشفکر حوزه و دانشگاه با آزاد انديشي از کتب تاريخ و فلفه و تاريخ تمدني صهيونيستي و جهت داري چون ويل دورانت و برتراند راسل و جودائيکا فاصله گرفته اند و در حالنوآوري و نظريه پردازي در اين مسير هستند. زميني شدن فلسفه غرب و نقش محوري يهوديان دنياگرايي چون باروخ اسپينوزا و کارل پوپر و... در زمين خوردن انديشه در جهان غرب بسيار واضح است. نقش زيگموندفرويد يهودي و نظريات کاباليستي و جنسي اش در روانشناسي و نقش کارل مارکس در بيديني غربي ها و بسط ماترياليسم و نقش آدام اسميت در سرمايه داري خانمان سوز معاصر انکار کردني نيست. البته بحث تاثير يهود بر مرنيته و تمدن مادي-شهواني غرب معاصر بسيار بيش از اسن است که شما را به خوانده جلد سوم دايره المعارف يهود، يهوديت و صهيونيسم، نوشته استاد دکتر عبدالوهاب المسيري، ترجمه موسسه مطالعات و پژوهش هاي خاورميانه، نشر دبيرخانه کنفرانس بين المللي حمايت از انتفاضه فلسطين، بسيار خواندني است. البته کتاب زرسالاران يهودي و پارسي استاد عبدالله شهبازي هم در جلد دوم خود بخش فرقه هاي راز آميز و تمدن جديد غرب را به خوبي پرداخته اند.

 

 اگر به داد مظلوم نرسيم مسلمان نيستيم

بيش از 98 درصد ايرانيان مسلمانند و فلسطيني ها بيش از نود و چند درصد مسلمان دارند و طبق فرموده پيامبر حکيم جهانيان صلوات الله عليه و آله و سلم: مَن لَم يهتَمَّ بِاُمُورِ المُسلمين فَلَيسَ بِمُسلِم. يعني هر کس که بي خيال شده و به امور مسلمين نپردازد مسلمان نيست، پناه مي بريم به خدا از شر  شبهاتيکه امثال بي.بي.سي. و راديو امريکا بين برخي غافلين و کم اطلاعان و نوجوانان ما پخش مي کنند؛ البته روز قدس و دهها راهپيمايي ميليوني ديگر به اعتراف رسانه هاي خارجي بزرگترين شاهد است که ايرانيان هنوز مسلمانانشان در اکثريت مطلق هستند. در اين رابطه مي توانيد به کتب حديثي و تفاسير معتبر از جمله اصول کافي و ميزان الحکمه و تفسير الميزان و نمونه ذيل عناوين ظلم ستيزي، ياوري مسلمانان، نفي ظلم، يهود، دفع ظالم و صدها عنوان ديگر ستم ستيز اسلامي مراجعه بفرماييد سايت حوزه علميه قم و سايت تبيان هم بسيار کارگشا هستند. البته هر مظلومي در هر جاي جهان از هرديني بايد مورد حمايت ما باشد؛ اما اينکه دولت هم حمايت علني بکند يا نه بستگي به مسائل بسيار پيچيده سياسي-اجتماعي زمانه دارد که بايد منافع مهم و اهمک را ارزيابي کرد و تصميم درست را اتخاذ کرد.

 

نوع دوستي و آزاد انديشي

حتي بسيار ديده ام حتي يهوديان ضدصهيونيستي که از آرمان مقاومت مردم فلسطين به شدت دفاع مي کنند. نوع دوستي و حمايت از مظلوم خاص اسلام نيست و  بت پرستان هم دارند. آزاد انديشاني چون دکتر فردريک توبن و روژه گارودي و رابرت فوريسو ن و راتايچاک و ارنست زوندل و ديگران در دفاع از آرمان فلسطين و مخالفت با صهيونيسم جرار بدون نگاه به دين اسلام و مسيحيت و يهوديت از غاصبان قدس تبري جستند و به صف دفاع از فلسطين پيوستند، گرچه اليگارش آهنين زرسالاري صهيونيم آنها را تا حد مرگ مادي و روحي زندان و شکنجه و جريمه و تبعيد کرد، اما اين اسوه هاي آزاد انديشي هنوز هم در اين صف مقدس باقي مانده اند.

 

تروريسم دولتي اسرائيل

کتاب تروريسم مقدس اسرائيل نوشته يک زن يهودي است که در آن با اسناد مختلف نشان داده است که صهيونيست ها مخالفان يهودي و مسيحي و مسلمانان خود را با تروريسمي که از جانب دولت هاي امگليس و آمريکا و اسرائيل حمايت شديد مي شوند، به جوخه اعدام و شکنجه سپرده اند. اين از واضحات است که وحشي گري صهيونيسم، دوم خردادي و سوم خردادي نمي شناسد و نشريات غافل يا مغرضي هم که برخي اوقات همنوايي ضعيفي با صهيونيسم دارند، در  روز موعود از آنها هيچ نمي توانند فرار کنند. جاسوس سوخته شده هم حکمش مرگ است. خواندن اين کتاب بسيار جالب است.

 

انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي دروغ صهيونيستي

اکنون در جهاني زندگي مي کنيم که در مدعي ترين کشورهاي دموکرات دنيا چون فرانسه و انگليس و امريکا به راحتي مي توان به خدا هم فحاشي کرد و شبيطان را پرستيد ولي هيچ کس حق ندارد به يهود و صهيونيسم چيزي زياده بگويد. مثلا بر اساس قوانين ظالمانه دادگاه هاي نورمبرگ و توکيو و بر اساس قانون فابيوس-گسو در فرانسه و ساير قوانيني که در اروپا و امريکاي مدعي ازادي وجود دارد، هيچ کس حق ندارد افسانه هولوکاست و ساير اساطير صهيونيستي را حتي در کتاب هاي علمي و مجامع دانشگاهي به ظاهر آزاد غرب نقد کند، والا کمارش به زندان و دادگاه و تبعيد و شکنجه و مرگ مي افتد. افراد بسيار زيادي شاهد ادعاي ما هستند، از جمله: پروفسور روژه گارودي، دکتر ادواردو آنيلي، دکترفردريک توبن، پروفسور رابرت فوريسون، ارنست زوندل، پروفسور ديويد ايروينگ، احمد رامي و ... . در اين رابطه به چند کتاب ارزشمند روژه گارودي و رابرت فوريسون که به فارسي وجود دارد مي توانيد منرتجعه کنيد. خواند اين مقاله هم عالي است: «غرب؛ قتلگاه انديشه» که  سرگذشت انديشمندان غرب که به دليل نقد صهيونيسم شکنجه و زنداني شدند، مي باشد. يکي از دلايل روشن سيطره صهيونيسم جهاني بر ادارات و بخش هاي مختلف سازمان ملل متحد،دادگاه هاي نورمبرگ است.(محاکمه رهبران آلمان نازي پس از جنگ جهاني دوم) که يهود آن را طراحي و دستور اجرايي آن را صادر کرد.همچنين انتخاب قضات و معاونان آنها و مجريان نيز از بين افراد يهودي صورت پذيرفت.چهار نماينده کشور هاي هم پيمان (انگلستان، آمريکا ،فرانسه وروسيه)  براي وضع قانون دادگاه در 8 آگوست 1945 ميلادي در لندن گرد هم آمدند که همگي يهودي بوند: "جويت" نماينده انگلستان "جکسون" نماينده ايالات متحده "ر.فالکو" نماينده فرانسه و "ترنين" نماينده اتحاد جماهير شوروي.همچنين شخصيت هاي يهودي زير نيز نقش اساسي در دادگاه هاي نورمبرگ ايفا مي کرند: "قاضي روزگان" که مقدمات تشکيل دادگاه را فراهم ساخت، "جستس لورنس" قاضي انگليسي، "رابرت فالکو" معاون فرانسوي قاصي، "لوتر باخت" عضو کميسيون جرائم جنگ و "جان ودز" کسي که بر جريان احکام اعدام نظارت داشت و تعمد داشت که اعدام در يکي از روزهاي اعياد يهود صورت گيرد.و به اين صورت يهود از رهبران آلمان انتقام گرفت. کساني که گناه غير قابل اغماضشان رودررو شدن با مطامع يهود و سيطره هولناک آنان بر عالم بود.

امروزه هم شاهديم که دکتر احمدي نژاد را به دليل نقد اسطوره هولوکاست چگونه آماج همه نوع تير دروغ و افترا قرار دادند و در اين مسير  مرعوبان و تشنگان قدرت داخل ايران مانند محمد قوچاني و محمد عطريان فر در روزنامه شرق و مجله افق بينا و... هم صهيونيست ها را حمايت کردند.

 

صهيونيسم تداوم کاباليسم و زِويانيسم(منسوب به نبي دروغين شبتاي زوي) و فرانکيسم و فرق رازآلود و منحرف ديگر است.

کاباليسم و تصوف يهودي که برگرفته از آيين هاي شرک آلود يونان و مصر و ايران باستان است، در ميان يهوديان و مسيبحيان اروپا از قرن سيزدهم ميلادي شروع به رشد کرد و آرمان هاي نژادپرستانه و مسيحاگرايانه و اخرالزماني و شيطان بودن مسلمانان براي رسيدن يهود به پادشاهي سليمان از اصلي ترين شعارهاي ان بود. سپس همسن ارمانها توسط چاپخانه هاي امستردان هلند و  کشورهاي شمال اروپا در سراسر اروپا پخش شد. سپس با ايجاد پروتستانتيسم و تضعيف کاتوليک هاي مسيحي ، انتشعاب خانمان سوزي در مسيحيت ايجاد شد و کليساي واتيکان تضعيف شد. کاباليسم ممزوج به ثنويت و دوگانه پرستي و حلول گرايي و گنوسيسم بود و اين تفکرات از طريق امثال اسپينوزا در رگ و ريشه تفکر غربي وارد شد و فلسفه غرب را هم به انحراف کشاند. اعتقاد به جادو و رياضيانت و خاصيت حروف هم در اين روند زميني شدن تفکر غربي بسيار موثر بود. سپس با ايجاد پيوريتانسم اين ارمان هاي يهودي از طريق تصرف انگليس تداوم يافت. سپس با غصب قاره جديد از سرخپوست ها  و کشتار شصت ميليوني آنها توسط مسيحي-يهوديان مهاجر و غاصب، آمريکا متولد شد و منابع سرشار قدرت و ثروت را به اروپا سرازير کرد. خاندانت زرسالار روچيلدها و ساير خاندان هاي غارتگر يهودي هم از اين فرصت ها نهايت استفاده را کردند و ثروت اندوزي و حرص و رباخواري و بانکداري و برده داري به شغل اصلي يهوديان در قاره جديد الغصب آمريکا بدل شد. به اين طريق آمريکا از همان ابتدا تحت نفوذ يهوديان بود. صهيونيسم هم بر اين بستر پانصد ساله ايجاد شد و پايگاه محکمي براي مسيحيان و يهوديان کاباليستي شد که مسلمانان را در شيطان شناسي خود اعظم شيلطين مي دانستند. صهيونيسم ادامه حلول گرايي کاباليستي خدا در قوم برتر يهودند. فساد روسپي هاي يهودي و بازيگران فاسد يهودي هم از فرقه هاي مخفي فرانکيسم و زويانيسم که در تداوم خط کاباليسم بود گرفته شد. امروز هم اگر اين غده سرطاني اسرائيل را از ريشه برنکنيم، اين فسادهاي عقيدتي و جنسي دامن همه را خواهد گرفت و عمر نسل هاي آتيه را تباه خواهد کرد. پس اگر هيچ فلسطيني هم با اسرائيل نجنگد ما خواهيم جنگيد، چرا که شرافت و سلامت عقيده و عمل خودذ و بشريت را دوست داريم و از شرک و فساد بي زاريم؛ البته الحمدلله ميليونها فلسطيني امروزه از مقاومت اسلمي حمايت مي کنند. حتي از مسيحيان و يهوديان ضدصهيونيست که شرافت و انسانيت والايي دارند. در اين زمينه مي توانميد به کتبي که درباره کاباليسم و تفکر حلول گراي اسپينوزا و گنوسيسم نوشته شده است مراجعه بفرماييد، مثلا کتاب زرسالاران يهودي و پارسي به بحث کاباليسم خوب پرداخته است. البته متاسفانه اخيرا از برخي يهوديان مدافع صهيونيسم مذهبي و سياسي کتبي درباره کاباليسم چاپ شده است که بايد در تحقيقا تعميق مواظب بود که حق محوري فراموش نشود. فکر آزاد انديش محقق مسلمان نگاه به ماقال مي کند و حقيقت ملاک اوست نه جوسازي ها و من قال. البته به نظام توليد علم صهيونيستي هم در تحقيقات بايد توجه داشت. کتاب تاريخ ناگفته و پنهان آمريکا نوشته انديشمند ترک تبار عنان اکتار(هارون يحيي) ترجمه نصير صاحب خلق، نشر هلال و موعود نيز، در اين باره بسيار مفيد خواهد بود.

 

فرقه سازي صهيونيستي؛ شيطان پرستي، وهابيت، بهاييت، قاديانه(احمديه) و ...

در تداوم انحرافات يهوديت ماده گرا، به دليل اندک بودن يهوديان و ميل شديد انها به تسلط بر جهان از هر راهي، شگرد «تفرقه بينداز و حکومت کن» در راس استراتژي هاي انها قرار داشته است. لذا طبق اسناد وزارت خارجه امريکا و طبق شواهد متععد موجود و عکس مراکز اصلي بهاييت در حيفاي اسرائيل و ساير مناطق ان، براي انشعاب تشيع بابيت و بهاييت ساخته شد و براي انحراف اهل سنت وهابيت و قادياني گري ساخته شد. در ساخته شدن مکتب بيدليل و شهواني و ذلت پذير بابيت و بهاييت جاسوسخانه هاي انگليس و روسيه و صهيونيست ها خيلي فعال بودند در اين زمينه مي توانيد به کتاب خاطرات کنياز دالگورکي مراجعه بفرماييد. مجله بسيار ارزشمند زمانه(موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر) شماره 61، مهر ماه 1386 ويژه نامه خوبي در نقد بهائيت زد و اسناد بسيار زيادي در اين باره اورد. همچنين فصلنامه مطالعات تاريخي (موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي) در تاريخ تابستان 1386 در شماره 17 خود ويژه نامه ارزشمندي در رسوايي منافقان يهودي صفت بهايي زد. در ساخته شدن و جعل وهابيت و قادياني گري در ميان اهل سنت، سفارت خانه هاي انگليس در ايران و هند خيلي فعال بودند. در اين زمينه مي توانيد به کتاب خاطرات مستر همفر انگليسي مکراجعه کنيد. همچنين استاد ايه الله جعفر سبحاني و استاد محمدي اشتهاردي هم کتب زيبا و عقلاني در نقد ادعاهاي ظاهرگرايانه و ضدعقل وهابيت نوشته اند. البته منابع زياد ديگري هم در اين زمينه وجود دارد. مجله ارزشمند فرهنگ پويا(دفتر پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم- موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني رحمه الله عليه) هم در شماره آينده اش که به زودي بيرون مي ايد ويژه نامه خوبي در نقد وهابيت کار خواهد کرد. موسسه حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف) قم تحت رياست استاد حسيني قزويني هم در اين زمينه کارهاي بسيار خوبي انجام داده است.

بدتر از اينها براي انحراف جوانان غربي، دو مکتب شيطان پرستي و کاباليسم اين روزها زياد در رسانه هاي صهيونيستي و فيلم هاي هاليوودي تبليغ مي شود. پيغام بر شيطاني يعني آنتوان لوي از خاندان مشهور يهودي لوي بود که از صدها سال پيش انحرافات زيادي در بين انها رايج بوده است. اينان تحت تاثير شيطان پرستي مصر باستان مکتب جديد پرستش شر و شيطان را با اجازه رسمي دولت جنايت کار آمريکا در آنجا به وجود آوردند و مشغول فريب جوانان جهان هستند. گروه هاي موسيقي گوش خراش شيطاني چون متاليکا و ترويج مواد مخدر و  انحرافات جنسي و فساد اخلاقي و عقيدتي در راس آموزه هاي بنيان برافکن اين گرو ه هاست. کليساي شيطان رسما توسط اين يهودي شرور در امريکا افتتاح شد و کتاب مقدس شيطاني با حمايت صهيونيست هاي آمريکا و اروپا منتشر شد و در جهان پخش شد. اينترنت و هاليوود و موسيقي اصلي ترين روش هاي ترويج اين مکاتب انحرافي هستند. فيلم هاي بسياري چون طالع نحس و وکيل مدافع شيطان و امگاکد و ماتريکس و 666و بيست و هري پاتر و همان شيطان خودمان و جن گير و ...  در راستاي پرقدرت نشان دادن شر و شيطان و تضعيف روحيه خداباوري ساخته شدند و با تبليغات ميليوني در جهان اکران شدند. اگر دير بجنبيم اين فساد عقيده توسط حکومت صهيونيستي اسرائيل به همه ما رسوخ خواهد کرد و نسل اينده ما را نيز مانند جوانان فريب خورده غربيها، فاسد خواهد کرد. اسرائيل و صهيونيسم بايد ريشه کن شود تا منبع اين فسادهاي غيرقابل باور در جهان خشک شود. البته ما با تفکر و بينش عرفاني و توحيدي با هر حکومتي که اين موارد را ترويج کند، بحث خواهيم داشت و مبارزه خواهيم کرد. در اين زمينه به زودي مقاله مفصلي در نقد اسطوره شيطان قدرتمند در سينما و جامعه غربي در نشزيه رواق انديشه و هنر(خانه هنر مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما) با منابع زياد چاپ خواهد شد.

 

فلسطيني ها ناصبي نيستند، حتي شيعه و متمايلين به شيعه هم دارند.

براي اينکه مبارزات مردم فلسطين را در چشم ايرانيان خوار کنند، دستگاه هاي شبهه پراکن داخلي و خارجي نسبت به اصالت و پاکي مبارزه فلسطين خدشه هايي مي کنند و دست روي نقاط افتراق مي گذارند. به يقين بنده از نزديک مي دانم که تمايل به تشيع شديدا در ميان رهبران جهاد اسلامي و حماس ديده مي شود و اساسا دکتر فتحي شقاقي، رئيس قبلي جهاد اسلامي فلسطين که از گروه هاي اصلي مقاومت فلسطين است، شيعه شد و شهيد شد. اصلا سني ها فلسطينيان خصوصا اهل مقاومت را سني-شيعه مي دانند که احترام فوق العادع به امام حسين عليه السلام و عاشورا و مبارزات شيعه و امام خميني مدظله العالي  و رهبر معظم انقلاب حضرت ايه الله خامنه اي حفظه الله مي گذارند. به این خبر دقت کنید: حسینیه ای برای شیعیان فلسطین! به گزارش شیعه آنلاین، این حسینیه در روز پنج شنبه 29 شعبان المعظم سال 1425 هجری قمری، مصادف 14 اکتبر 2004 میلادی افتتاح شد.

گفتنی است این حسینیه یکی از مؤسسات زیر شاخه "جمعیت جعفریه فلسطین" که مقر اصلی آن در شهر "بیت المقدس" اشغالی است، می باشد. ساخت این حسینیه به دلیل حساس بودن این مسأله و موقعیت این حسینیه در چنین شهر مهمی، به چندین ماه کوشش و تلاش نیاز داشت که به حمدالله توسط تعدادی از برادران شیعه که از مخلصین اهل بیت (ع) هستند، صورت گرفت./

منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=46&cat=1

 

 همچنین در این رابطه این خبر را ببینید: شیعیان اسرائیل!

به گزارش شیعه آنلاین، "محمد غوانمه" که به "ابو العبد" شهرت دارد در این باره می گوید: این شورا هواداران زیادی در سراسر مناطق فلسطینی دارد و اندیشه اولیه تأسیس آن هنگامی به فکرم رسید که در زندان های صهیونیستی به سر می بردم. حدود بیست سال طی سال های 1997- 2000 در زندان های رژیم اشغالگر قدس، اسیر بودم، البته به صورت ناپیوسته. "غوانمه" می افزاید: پیش از اینکه شیعه شوم، از اعضا بلکه از بنیانگذاران جنبش جهاداسلامی فلسطین بودم.  وی در مورد هدف تأسیس چنین شورایی می گوید: به دلیل وقوع جنگ میان عراق و ایران، و حمایت فلسطینیان سنی از کشور عراق، فاصله ای میان ملت فلسطین با ایران اسلامی به وجود آمد، و ما مایلیم با تأسیس چنین شورایی بتوانیم هر چه بیشتر چنین فاصله ای را کاهش دهیم و موجب نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر شویم.

وی در ادامه گفت: البته برادرانمان در مصر از ما پیشی گرفتند و پیش از ما موفق شدند که جمعیتی برای شیعیان مصر تأسیس کنند. "غوانمه" در مورد زمان تأسیس این شورا گفت: این زمان را وقت مناسبی یافتیم زیرا اولا رابطه جمهوری اسلامی ایران با جنبش حماس بسیار خوب است و این کشور کمک زیادی به ملت مظلوم فلسطین می کند و حزب الله لبنان نیز همچنان در معرض خطر تهدیدات رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل وقت را مناسب دیدیم.

در مورد سنی بودن مردم فلسطین و شیعی بودن این شورا می گوید: هنگامیکه جنبش جهاد اسلامی را تأسیس کردیم، همگان می گفتند یک جنبش شیعی است. اکنون باید اعلام کنم به رغم اینکه این جنبش رابطه خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارد و از سوی این کشور نیز حمایت می شود، اما یک جنبش سنی است و برای وحدت شیعه و سنی تلاش می کند. اما ما به دلیل اینکه هوادارانی در مناطق مختلف فلسطین و نیز سرزمین های اشغالی داریم، تصمیم گرفتیم چنین شورایی تأسیس کنیم تا بتوانیم از آنان حمایت کنیم. "غوانمه" در مورد عزاداری در شهر "رام الله" گفت: ما عزاداری هایی مانند شیعیان برخی کشورهای اسلامی برگزار نمی کنیم، بلکه عاشورا را با دیدگاه سیاسی مورد توجه قرار می دهیم، زیرا اصلی انقلاب امام حسین (ع) علیه ظلم بود.وی در پایان گفت: البته عاشورا نزد اهل سنت نیز یک عید است و آنان این روز را روزه می گیرند .

منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=47&cat=1


 

 

عزاداري صدام کار همه فلسطيني ها نبود

براي اينکه روابط ايران و حماس را زير سوال ببرند، در دي ماه 1385 شايع کردند که حماس مرگ صدام را محکوم کرده است!؟ به گزارش قدس پرس، يوسف رزقه نماينده حماس در همان تاريخ گفت؛ روز عيد بايد روز همبستگي ميان مسلمين باشد ولي اعدام صدام در چنين روزي، احساسات برخي مسلمانان را جريحه دار كرد. وزير اطلاع رساني فلسطين، با اشاره به شايعات مطرح شده درباره اعتراض حماس به اعدام صدام گفت: برخي رسانه‌ها‌ و مطبوعات سعي دارند كه حماس را وارد ماجرا كرده و با ديگر كشورها درگير كنند. در حالي كه ما فقط به زمان اعدام صدام اعتراض كرديم، نه به اصل مجازات وي. زرقه هم چنين ادامه داد: موضع ما در قبال اقدامات و جنايات صدام، خصوصا در مسائلي مانند حمله اين كشور به كويت معلوم و آشكار است. گفتني است كه در روزهاي اخير، برخي رسانه‌ها‌ و گروه‌ها‌ي مختلف، سعي در انعكاس مخالفت حماس با اعدام و به تبع، تخريب روابط آن با ساير كشورهاي مسلمان، علي الخصوص كشورهاي حاشيه خليج فارس داشتند.

  http://sharifnews.com/?22074  منبع:

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 20:21  توسط سینا  | 

                                                بسم الله الرحمن الرحیم  

 

فقط خدا مي تواند براي بشرتعيين تکليف کند،اصالت باامرخداست نه اومانيسم وانسان پرستي

مالکيت همه چيز و همه کس از آن خداست و فقط آنان بهره اي از حيات مي برندکه در مسير او باشند. در مباحث فلسفه سياسي اسلام چنين استدلال مي کنيم که هيچ بني بشري حق حاکميت بر ساير انسان ها را ندارد، مگر آنها که خدا –که مالک همه چيز است-  اجازه داده باشد. بي شک پيامبران الهي اولين کساني هستند که لياقت تبعيت سايرين از خود را دارند. پس از پيامبران که شايسته ترين افراد هستند، امامان هدايتگر و جانشينان آنها  محقند که به بشرامر و نهي کنند، آن هم با اجازه مالک جهان، خداوند متعال. در عصر غيبت بنا به فرموده ائمه هدي عليهم السلام و عقل سليم بايد از متخصصين با تقواي مجتهد تبعيت نمود؛ چرا که آشناترين افراد به شناخت مسير الهي(دين) هستند. دوازدهمين امام شايسته در مقبوله عمربن حنظله فرمودند: «و َاما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات احاديثنا.... يعني: پس از غيبت من در پيشامدها به فقها و راويان احادبث ما مراجعه کنيد...»

در بحث هاي سياسي و حکومتي هر که شيعه يا عاقل باشد موظف است از نظرات فقهاي مدير و مدبر و زمان شناس تبعيت کند. امام و رهبري که دو تن از فقهاي باتقواي زمان شناس و ولي فقيه زمانه خود بودند، با تمام توان تشخيص دادند که بايد از آرمان آزادي قدس شريف حمايت کنند.  تمام کارشناسان زمان شناس و متفکر هم بر عقيده انان صحه گذاشتند و مردم فهيم و عاقل ايران و بسياري از کشورهاي عربي و اسلامي هم نظر آنان راپاس داشتند و با تمام توان از آزادي قدس شريف از دست دژخيمان غاصب صهيونيست حمايت کردند. حتي بسياري از لايه هاي ضعيف غربگرايان هم در قضيه فلسطين از نظر امام و رهبري تبعيت کرده اند.  البته بودند و هستند معدود غربگرايان افراطي و فراماسونرهايي در ايران و جهان چون ملک حسين اردني و شاه عبدالله و جعفر شريف امامي و حسين مرعشي  متاسفانه با اين حرکت مردم ايران مخالفت کردند. درصد بسيار معدودياز مردم هم که در اين آيه زيبا تامل دقيقي نداشسته اند با اين طيف همراه شده اند که به يقين با آگاهي يافتن از دلايل حمايت از آرمان فلسطين به دفاع از آن پرداخته اند: «الله ولي الذين آمنوا يخرجُهم من الظلمات الي النور و الذين کفروا اولياء هم الطاغوت يخرجونهم من الظلمات الي الظلمات(سوره مبارکه بقره-آيه257) يعني: خداوندولي و سرپرست کساني است که به او ايمان آورده اند و  خدا آنها را از تاريکي ها و ظلمات  به سوي نور بيرون مي برد، (امّا) کساني که کافر شدند، اولياي آنها طاغوت ها هستند، که آنها را از نور به سوي ظلمتها بيرون مي برند.» بي شک آنها که ولايت فقها و اسلام را نپذيرند، تحت ولايت ديکتاتورهايي چون فرعون و شاه و بوش و شارون و ولايتِ پول و شهوت و فريب هاي دموکراسي ليبرال خواهند بود، کما اينکه تاريخ به وضوح فرياد مي زند. هر کس ذيل ولايت الهي نيايد مجبور است زير علم اومانيسم(انسان پرستي) سينه بزند و عاقبتي چون عاقبت فرعون و نمرود و قارون و شارون و شمر و مناخيم بگين و يزيد و ... داشته باشد که فرياد انسان-خدايي شان گوش فلک را کر کرده بود، اما باز به بارگاه پاداش و عذاب خدا شتافتند.)

 

ادله قرآني غاصب بودن و دشمني گسترده يهوديت و صهيونيسم بين اللملل با بشريت

اگر بخواهيم پاسخ اين سوال را که چرا بايد از فلسطين حمايت کرد، از ديدگاه اسلام بيان کنيم، ابتدا بايد از نظر اسلام و قرآن و روايات ثابت کنيم طرف مقابل يعني اسرائيل جعلي به حکم دين، غاصب است؛ چرا که خداوند مرز بين دوستي و دشمني امت اسلامي را با ديگر اقوام روشن کرده است. همچنانکه در آيه 9 سوره مبارکه ممتحنه مي فرمايد:

«تنها شما را از دوستي و رابطه با کساني نهي مي کند که در امر دين با شما پيکار کردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنها رابطه دوستي داشته باشد، ظالم و ستمگر است.» از طرفي در مقابل اين سوال که در نظر صهيونيست ها، فلسطين، سرزمين موعود و تاريخي ايشان است، در قران کريم دلايل بسياري بر رد آن وجود دارد همانطور که در سوره دخان، خداوند پس از آنکه قوم بني اسرائيل دعوت حضرت موسي عليه السلام را مي پذيرند، مي فرمايد: ما اين قوم را برگزيديم و برتري بخشيديم. اما پس آنکه خداوند ايشان را در برابر لشگر فرعون برتري بخشيد و عوامل طبيعي را براي پشتباني آنان بسيج کرد، مثلارود نيل شکافته شد و من و سلوي بر آنان فرستاده شد،پس از خلاصي اين قوم از شرّ فرعون، بهانه ها و گردنکشي ها آغاز مي شود.

 پس از آنکه آنان در غياب حضرت موسي عليه السلام رو به گوساله پرستي آوردند، خداوند مجازاتهاي مختلفي براي آنان تعيين کرد، که حتي از آن مجازاتها هم سر باز مي زنند. خداوند به جهت اين گردنکشي آنان را در زمين پراکنده کرد و بسياري از نعمتها و وعده هاي خود در مورد آنان را حرام کرد.

همچنانکه در آيه 160 سوره نساء مي فرمايد:«بخاطر ظلمي که از يهود صادر شد و بخاطر جلوگيري بسيار آنها از راه خدا، بخشي از چيزهاي پاکيزه را که بر آنها حلال بود حرام کرديم.»
همچنين در آيه 13 سوره مائده مي فرمايد: «ولي بخاطر پيمان شکني آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و....» همچنين باز هم در مورد قوم بني اسرائيل در آيه 146 سوره اعراف مي فرمايد: «بزودي کساني را که در روي زمين به ناحق تکبر مي کردند از آيات خود منصرف ميسازم...»
اما سوال اينجاست که خداوند قوم بني اسرائيل را از کداميک از آيات خود و نعمتهايش محروم و منصرف مي کند ؟ پاسخ اين پرسش را هم قران کريم در آيه 168 سوره اعراف در مورد مجازاتهاي ايشان اورده است: «و آنها را در زمين بصورت گروه هايي پراکنده ساختيم...»

اما در مورد جانشينان پس از قوم يهود، آيا قران هم مشخصات آنان را ذکر کرده؟ بله صراحتا در آيه 13 سوره يونس پس از اشاره به اعمال مجازات براي اقوام پيشين در اين مورد خطاب به حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم و امت اسلامي پاسخ داده است:« سپس شما را جانشينان آنها در روي زمين پس از ايشان قرار داديم تا ببينيم شما چگونه عمل مي کنيد.» البته در غاصب بودن صهيونيست ها و اينکه قوم يهود دوبار در زمين فساد بزرگي خواهند کرد، نيز در سوره اسراء آيات روشن و واضحي آمده است که همگي دلالت بر اين دارد که قوم منحرف از آيين موسي، در شرايط حاضر در جبهه کفر قرار دارند و مبارزه و جهاد با ايشان از واجبات است./با تشکر از شيدا

دفاع از بلاد مسلمين واجب است چرا که قرآن کریم می فرماید: ولن يجعل اللهُ للکافرين علي المومنين سبيلاً (سوره مبارکه نساء-آيه141) طبق اين آيه و بسياري از آيات و روايات ديگر، راه تسلط کفار بر مسلمين بايد بسته شود. اما اسرائيل مانند يک غده بدخيم سرطاني در قلب مسلمين رشد کرده و دارد اعضاي جامعه اسلامي را فاسد مي کند از لحاظ اخلاقي  و ديني و اقتصادي و مبارزه با آن در هرحال بر هر آزادانديشي که از هر ديني در اين منطقه زندگي مي کند واجب عقلي است.  بگذريم از هتک ناموس مسلمانان ساکن در مناطق اشغالي توسط اسرائيليان هرزه و لوده که بايد خواب را از چشمان هر نيمه مسلماني هم بربايد و تمام امکانات مقدور را بايد به فلسطينيان رساند تا وظيفهاي که مولاي متقيان و رسول مکرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم بر عهده ما قرار داده اند تا حدي بتوانيم به انجام برسانيم.

 

تاريخ شکل گيري يهوديت دنياگرا و روچيلدها وخاندان زرسالار يهودي مقدمات شکل گيري صهيونيسم بين الملل است.

بسيار ساده انگارانه است که برخي مي پندارند صهيونيسم و پدرخوانده هايش فقط از 1897 تا کنون حدود 111 سال بيشتر ندارند.(سالي که اولين ظهور علني کنفرانس صهيونيسم برگزار شد.) آنانکه کتب تاريخ اروپا و آمريکا را خوانده اند، خصوصا تاريخ آلمان و فرانسه و اطريش و ايلات متحده را تورقي هم کرده باشند، به وضوح دريافته اند که خاندان زرسالاري که پدرخوانده اصلي صهيونيسم هستند خانواده بسيار ثروتمند و دنياگرا و ظالم روچيلد (روتشايلد) هستند. اينان از فرانکفورت آلمان در قرن هفدهم شروع کردند و با پخش شدن در پنج کشور اروپايي مهم و به دست گرفتن دلالي اسلحه و بانکداري و انحصار راه اهن و بورس بازي و انحصارت اقتصادي و تجارت سودآور به يکي از ثروتمند ترين خاندان تاريخ بشر تبديل شدند. تا حدي اينها در پيدايش تفکر مادي يهود و بعدها صهيو نيسم نقش اساسي ايفا کردند که در سال هاي دهه چهل قرن نوزدهم(1840) فردي به نام ژرژ ماتيو ديرنوائل فرانسوي کتابي به نام «تاريخ روچيلد اول، پادشاه يهود» منتشر کرد که در مدت بسيار کوتاهي به چاپ بيستم رسيد و مردم ستم ديده فرانسه آنچنا از اين کتاب استقبال کردند که بارون جيمز روچيلد مقتدر و بسيار ثروتمند، مجبور شد اطلاعيه اي عليه اين کتاب منتشر کند و يکي از نوکران زرسالاري يهود کتابي عليه اين کتاب نوشت به نام: «پاسخ روچيلد اول پادشاه يهود به شيطان آخر پادشاه مفتريان»!

انگلس معروف هم در سوم ژوئيه 1847 در شماره سوم روزنامه انگليسي استارنورژن در مقاله اي به نام «افول و سقوط نزديک گيزو،وضع بورژاوازي فرانسه» نام جيمز روچيلد را پيش از نام لويي فيليپ پادشاه فرانسه آورد، انگلس تلويحا حکمران اصلي فرانسه را روچيلد مي دانست. درباره روچيلدها ساعت ها مي توان نوشت و گفت ولي در اين مجال بيشاز اين نمينويسم و شما را به دو کتاب ارجاع مي دهم: زرسالاران يهودي و پارسي استعمار بريتانيا و ايران، نوشته استاد عبدالله شهبازي، نشر موسسه مطالعات و پژوهش هاس سياسي، خصوصا جلد دوم و سوم آن و کتاب روچيلدها، ترجمه اي ازدايره المعارف يهودي معتبر جودائيکا؛ با مقدمه استاد شمس الدين رحماني. البته پيش از روچيلدها و بعد از آنها خاندانهاي زرسالار اصلي يهوديت ماده گرا حاميان ظلم بانکداران و تاجران حريص يهودي بودند و رباخوري را در اروپايمسيحيگسترش دادند و اختلاف طبقاتي را به حد اعلا رساندند و بعدها اسرائيل را براي حفظ منافع نامشروع اقتصادي و سياسي و استراتژيکشان در خاورميانه در ميانه مسلمانان و در قلي استراتژيک سه قاره بزرگ دنيا به وجود آوردندو ميليونها مسلمان فلسطيني را آواره کردند. قبل از روچيلدها هم مسيحيان پروتستان و پيوريتان از حاميان اصلي انديشه هاي سلطه طلبانه و نژاد پرستانه يوديان  يودند. در کتاب ارزشمند پروتستانتيسم، پيوريتانيسم و مسيحيت صهيونيستي نوشته استاد نصير صاحب خلق نشر هلال و موعود هم مي توانيد در اينت باره مفصلا مطالبي بخوانيد.

 

غصب ظالمانه و رد شبهات فروش زمين و سرزمين بي سکنه

در مورد مسأله فلسطين گفتني هاي زيادي وجود دارد. اما موضوعي که اخيراً باعث شگفتي و تأسف شده است، سؤالي است که بطور وسيع در بين برخي جوانان کم دقت پخش شده: « اين فلسطيني ها مگر خودشان زمينها و باغهايشان را به صهيونيستها نفروخته اند که حالا اينقدر اعتراض مي کنند ؟»

و اما واقع قضيه چيست؟ آيا صهيونيست ها، فلسطين را از طريق خريد بدست آورده اند و فلسطينيها با کمال رضايت، سرزمين خود را در ازاي پول به آنها داده اند؟تا سال 1296 هجري شمسي، يهوديان تنها 650 کيلومتر مربع از 27 هزار کيلومتر مربع مساحت کل فلسطين را در مالکيت خود داشتند. دراين سال با شکست دولت عثماني در جنگ جهاني اول، انگلستان سرزمين فلسطين را اشغال کرد و طي اعلاميه اي به صهيونيستها اجازه داد که در فلسطين، «کانون ملي يهود» ايجاد کنند و يهوديهاي غير فلسطيني را به سکونت در زمينهاي سلطنتي متعلق به دولت عثماني شکست خورده تشويق کرد. از اين پس اشغالگران انگليسي با وضع انواع و اقسام قوانين ، شرايط را براي اشغال زمين ها، ساختمانها و باغات فلسطيني توسط يهوديان فراهم کردند. رقمي در حدود 597 کيلومتر مربع توسط خود دولت بريتانيا به طور رايگان يا به قيمت ارزان در اختيار آژانس يهود و شرکتهاي صهيونيستي قرار گرفت.

678 کيلومتر مربع نيز توسط خانواده هاي عرب غير فلسطيني به يهوديان فروخته شد.68 کيلومتر مربع نيز به دستور وزير مختار انگليس توسط يهوديان به زور از فلسطينيان گرفته شد. به هر حال در ميان ملت فلسطين بسيار کم ديده شده اند کساني که زمين هاي خودشان را فروخته باشند. تازه آن دسته قليل که زمينهاي خود را فروختند، اکثراً نه با طيب خاطر که در اثر شرايط به وجود آمده از قوانين انگليس در مورد کشاورزان فلسطيني بود که مجبور به فروش زمين هاي خود مي شدند. مثلاً دولت انگليس، مقدار مالياتها را افزايش مي داد و همزمان از صدور حبوبات و زيتون که عمده محصول کشاورزي فلسطين بود جلوگيري مي کرد. در نتيجه کشاورزان از عهده مخارج و مالياتها بر نمي آمدند و به ناچار ملک خود را به معرض فروش مي گذاشتند. از اينها که بگذريم، پس از مدتي فتوايي شرعي مبني بر حرام بودن فروش زمين به يهوديان و مباح بودن خون کسي که چنين کاري انجام دهد يا واسطه اين کار باشد از سوي اغلب علما صادر شده بود. اولين فتوا در مورد حرام بودن فروش زمين به يهوديان، توسط کنگره علماي فلسطين که در بهمن 1313 در بيت المقدس تشکيل جلسه داد صادر شد. شرکت کنندگان در اين کنگره به اتفاق آرا فتوا دادند که فروش زمين در فلسطين به يهوديان حرام است، زيرا اين کار به يهوديان امکان مي دهد به اهداف خود که عبارتست از يهودي سازي فلسطين، خارج ساختن اين سرزمين از دست ساکنان اصلي آن و بيرون راندن آنها از سرزمينشان و محو آثار اسلامي در فلسطين از طريق تخريب مساجد و عبادتگاهها و اماکن مقدس اسلامي دست پيدا کنند. طبق اين فتوا بر همه واجب است که با فروشندگان زمين به يهود قطع رابطه کنند و آنان را معرفي نمايند و اگر اين افراد مردند در قبرستان مسلمين دفن نخواهند شد.

در تاريخ معاصر فلسطين گزارشهايي از مراسم جشن و پايکوبي مردم به ميمنت مجازات معدود خائناني که اقدام به فروش زمينهايشان کرده بودند، ضبط شده است.طبيعي است که در چنين فضايي کمتر کسي به خود جرأت مي داده است که دست به فروش زمين به صهيونيستها بزند و نفرت و لعن خلق و خالق را براي خود بخرد.

در هر حال چنان که آورده شد، جمع ارقام زمين هاي واگذار شده به صهيونيستها( با احتساب زمينهايي که از قبل در اختيار يهوديان بوده) در زمان سلطه انگليس، تقريباً دو هزار کيلومتر مربع است که در مقايسه با 27 هزار کيلومتر مربع مساحت فلسطين، فقط 7/7 در صد است که از اين درصد هم چيزي حدود يک سوم آن از طريق خريد به صهيونيستها رسيده است و ما بقي با مساعدت انگليس در اختيار آنها گذاشته شده است. اين بدان معني است که تنها چيزي حدود 5/2 درصد از زمينهاي فلسطين به صهيونيستها فروخته شده است.پس از خروج انگليس از فلسطين در ارديبهشت 1327(1948 ميلادي)، مابقي اين سرزمين نه از طريق خريد که با کشتار، غصب، شکنجه، تخريب، فشار و توطئه و با بدترين شکل از فجايع و جنايات که ممکن است به تصور بشر درآيد، به تصرف صهيونيستها در آمده است. وقايع جنايت کارانه اي که صهيونيستها ترتيب داده اند، يک فهرست بلندبالا و شامل دهها عنوان است. فقط در سال 1948 و براي آماده سازي فضا جهت اعلام موجوديت به اصطلاح « دولت اسرائيل»، ده ها مورد کشتار دسته جمعي با صدها شهيد از زن و مرد و کوچک و بزرگ، «عمليات افتخار آميز صهيونيستها» را شامل مي شود که فاجعه « دير ياسين» با 360 کشته و کشتار حيفا با 150 شهيد دو نمونه از آنها است.
حاصل اين کشتارها و نتيجه برنامه ريزي شده آنها اين که در همان سال 1327 «ساکنان 531 روستا و شهر فلسطيني يعني جمعاً 900 هزار نفر را از خانه و کاشانه بيرون راندند.» و اين جنايات همچنان ادامه داشت تا سه هزار کشته اردوگاههاي «صبرا و شتيلا» تحت نظارت آريل شارون در سال 1361 و کشتار ابراهيمي در سال 1372 وقتل عام جنين درسال 1381 و...

 
توجه شود که همه اينها صحنه هاي کشتار است نه جنگ. يعني يک طرف مردم بي سلاح بي دفاع يک روستا، يا يک حرم، يا نمازگزاران يک مسجد، يا بچه هاي پناه گرفته در يک پناهگاه و... و در سوي ديگر يک ارتش مسلح مجهز وحشي است با انديشه نژادپرستانه صهيونيستي و تعليم ديده براي کشتار و جنايت. آن وقت شگفت آوراست که جوان يا دانشجوي ما اينها همه را نمي داند و سؤال مي کند که اين فلسطينيان که زمينهايشان را فروخته اند چرا اينقدر سر وصدا مي کنند؟ و شگفت آور تر است که اين سخن در بين جماعتي وسيع در سراسر ايران گسترده است. با اين حساب آيا دستگاههاي تبليغاتي کشورمان در شناساندن حقيقت فاجعه فلسطين کوتاهي نکرده اند و بالعکس، تبليغات صهيونيستي در وارونه جلوه دادن واقعيتها پرکار نبوده است؟يکي از مهم ترين نکاتي که بايد گفت اين است که فلسطين به زور غصب شد. شبهه کودکانه و صهيونيستي که مي گويند عربها خود زمين هايشان را فروختند آنقدر نخ نما شده که بچه ها هم ديگر به آن استناد نمي کنند.  در نقد اين شبهه بايد گفت که اولا از ابتدا گروهي يهودي در فلسطين زندگي مي کردند و اساسا درصدي از زمينها مال خودشان بود. ثانيا يهوديان بعدي با سوء استفاده از سادگي و طمع برخي مال پرستان و غرب گرايان عرب توانستند مقدار بسيار کمي از زمين هاي فلسطيني ها را از چنگ آنها در آورند و همان مقدار را هم در نقاط استراتژيک و مهم محلات مي خريدند و آنجا را تبديل به خانه تيمي براي تروريست ها ي يهودي که از جانب غربي هاي دژخيم و جنايتکاران آمريکايي و انگليسي حمايت مالي مي شدند، قرار مي دادند و از آنجا بقيه نقاط محله هاي عرب نشين را تصرف مي کردند و کار جاسوسي انجام مي دادند و از همان ابتدا هم اکثر فلسطينيان عليه يهوديان و مسيحيان صهيونيست مبارزه مي کردند. شهيد قسام و ساير شهداي دهه هاي پيش فلسطين شاهدي بر اين مدعا هستندو هرگز فلسطين سرزمين بدون سکنه اي نبوده که يهوديان وارد شده و آنجا را آباد کنند و فلسطين از ديرباز مامن و محل آبادي بوده که رونق خوبي هم داشته است به دليل موقعيت ژئو استراتژيک آن که در محل لولاي سه قاره قرار گرفته است. حتي اگر فلسطينيان مسيحي هم بودند که عده زيادي از آنها از 2000 سال پيش تا کنون مسيحي هستند، دفاع از آنها بر ما واجب بود. اسلام مخالف ظلم حتي به يهوديان غير محارب است. در اين زمينه کتاب لولاي سه قاره اثر استاد شمس الدين رحماني خواندني است. (استاد  شمس الدين رحماني در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 8/2/80 با تلخيص و اندکي تغيير)  در اين زمينه به اين منابع مراجعه بفرماييد:  مجله ترجمان سياسي، دي ماه 79 ، سرگذشت فلسطين، نوشته اکرم زعيتر، ترجمه اکبر هاشمي رفسنجاني، نشر بوستان کتاب قم و همچنين: فلسطين، سرزمين تاريخ و مقاومت، انتشارات جنبش جهاد اسلامي فلسطين، دفتر تهران./ با تشکر از حامد:www.jew.blogfa.com

 

نژادپرستي يهودي-صهيونيستي فلسطيني و غير فلسطيني و مسلمان و بودايي و مسيحي نمي شناسد، حتي بين خود يهوديان هم طبقات متعددي وجود دارد.(خصوصيات يهود ماده گرا: حرص وانحصارطلبي و ماده گرايي و رباخواري و پول پرستي و عدم دوستي گوييم و نژادپرستي و...)

 

فراز هایی باور نکردنی از تلمود کتاب مهم یهودیت ماده گرای امروز

دو کتاب تلمود و تورات روح يهوديت ماده گرا و صهيونيسم دنياپرست هستند. حاخامهاي يهودي طي سال‌هاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خودسرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را حاخام «يوخاس» درسال1500م. جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500م. نوشته شده بود به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود را جمع آوري كرد.

 اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف «تورات» قرار دارد (بلكه از تورات هم بالا تر است چنانچه «گرافت» مي گويد: بدانيد كه گفتار حاخام از گفتار پيامبر بالاتر است). براي اينكه بيشتر به خود پرستي وآرمانهاي ضدّ انساني يهود پي ببريم خوب است چند جمله اي ازاين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم: ( اين قسمت ] برگرفته ازكتاب «خطر اليهوديه العالميه  علي الاسلام و المسيحيه»، تاليف عبدالله اتل مي باشد. اين نويسنده نيز از کتاب «الکنز المرصود في قواعد التلمود»، تاليف دکتر رو هلبخ، ترجمه يوسف نصر الله، چاپ بغداد سال 1899 م. نقل نموده است.)

 _ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است؛ زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد، روح هاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است.

 _ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است .

 _ پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار يعني «غير يهود» منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده وغلام خواهد داشت.

 _ کشتن مسيحي از واجبات مذهبي ماست وپيمان بستن با او، يهودي را ملزم به ادا نمي كند. روساي مذهب نصراني وهر كه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه لعن شود.

- اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت.

 _ اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد.

 _ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد.

 _ نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است.

 _ اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است.

 _ سگ افضل از غير يهودي است،‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است.

 _ هيچ قرابتي و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟

 _ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است.

 _ اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است.

 _ اجانب براي خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‌اند.

 _ يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست.

_ بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند تا آنها صاحب ملك نباشند وهميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد. و چنانچه غير يهودي بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم.

 _ پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود.

_ يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.

_ ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر مي‌فرمايد.

_ غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.

 _ حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت!

 _ اگر يكي از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرده‌ايم.

   _ تا مي‌توانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‌ايد.

 _ هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نمي‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.

 _ كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند.

 _ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست.

 _ يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد.

 _ براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

 _ قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود.

_ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.

 _ بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است.

 _ ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم!

 اين مطالب  نياز به توضيح و تعليقي ندارد و خود بهترين معرف براي يهوديت حاخامي_تلمودي است.  براي ديدن متن انگليسي تلمود مراجعه کنيدبه: سايت علمي پژوهشي يهود؛ معرفي كتاب تلمود : www.yahood.net/talmud.htm

 

فراز هایی از تورات کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان متمایل به یهود

در کتاب مقدس يهوديان، تورات تحريف شده موجود هم احکامي شبيه اين وجود دارد که برخي را نقل مي کنيم:

_ من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي, ليكن مثل آدميان خواهيد مرد.(تورات، سفر تثنيه، باب10، فقره31)

 _ اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت, و هيچ كدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد.( تورات، سفر تثنيه، باب23، فقرات1 تا3)

 _ هيچ شراب نخوريد, به غريبه‌اي كه درون دروازه تو باشد بده يا به اجنبي بفروش, زيرا كه تو براي يهوه خدايت, مقدس هستي.( تورات، سفر تثنيه، باب14، فقره21)

 _ دختران خود را به آنها ندهيد و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خويشتن نگيريد.( تورات، سفر نحميا، باب13، فقره25)

 _ به سرزمين كنعانيان تا نهر فرات داخل شويد, اينك اين زمين را پيش روي شما گذاشتم, پس داخل شده, زميني را كه خداوند براي پدران شما, ابراهيم و اسحاق و يعقوب, قسم خورده كه به ايشان وبعداز آنها به ذريت ايشان بدهد, به تصرف در آوريد.( تورات،  سفر تثنيه،باب 1، فقرات7و8)

 _ و امتها را به ميراث تو خواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد, ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت, مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود.( تورات،  سفر مزامير، باب 2، فقرات 8و9)

 _ گوشت بخوريد و خون بنوشيد, گوشت صاران را خواهيد خورد و خون روساي جهان را خواهيد نوشيد.( تورات،  سفر حرقيال، باب39، فقره18)

 _ ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش و ايشان را به جهت روز قتل تعيين نما.( تورات،  سفر تثنيه، باب 20، فقره3)

 _ خداوند بر يعقوب ترحم فرموده, اسرائيل را بار ديگر بر خواهد گزيد. و ايشان را در زمينهايشان آرامي خواهد داد و غربا به ايشان ملحق شده, با خاندان يعقوب ملحق خواهند گرديد, و قومها(غير يهوديان), ايشان را به مكان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائيل ايشان(غير يهوديان) را در زمين خداوند بنده و كنيز خود خواهند ساخت, و بني اسرائيل, اسير كنندگان خود را اسير, و بر ستمكاران خويش حكمراني خواهد نمود.( تورات، سفر اشعيا، باب 14، فقرات1 تا 3)

 در اين سطور تحريف شده، نژاد پرستي و خود برتر بيني و حاكميت جهاني يهود به وضوح هويداست که بعدها در قالب سازمان صهيونيسم متجلي شدو اکنون هم همين افکار در بين معتقدين به يهوديت و صهيونيسم وجود دارد. اگر از آرمان آزادی فلطین حمایت نکنیم این افکار وحشتناک بر ما هم مسلط خواهد شد، گرچه به تسلط چنین افکاری بر هیچ کس رضا نداریم. با تمام توان از فلسطیم حمایت خواهیم کرد وتا لحظه اخر با صهیونیسم نبرد خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 20:14  توسط سینا  | 

           ◄ مقاومت فلسطين از ديدگاه دين- سخنراني امام موسي صدر

  آنچه مي خوانيد بخشهايي از سخنان امام موسي صدر در جمع شخصيتهاي برجسته و معروف اسلامي درباره مقاومت فلسطين از نگاه دين است كه در سال ۱۹۶۸ در روزنامه الحيات چاپ شده است.

  بِسم اللّهِ الرّحمن الرَّحيم

 اِذا جآءَ نَصرُ اللّهِ وَ الفَتحُ، وَ رَاَيتَ النّاسَ يَدخُلونَ في دينِ اللّهِ اَفواجاً، فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ استَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوّاباً (۱۱۰: ۱-۳)

برادران ارجمند، اجازه دهيد از شما، به علّت تحمل دشواريهاي بسيار براي حضور در مراسم امشب، آن هم در اين ايّام توفان خيز، نه سپاسگزاري كنم و نه پوزش بطلبم؛ زيرا مكنونات قلبي و احساسات شما، كه از بدو ورود به اين مجلس در چهره هايتان موج مي زند، خود بهترين نشانه از آمادگي همه جانبه شما براي ياري رساندن به اين جهاد مقدّس است، كاري كه خود مخلصانه و بدون هيچ گونه چشمداشتي به پاداش و سپاسگزاري از جانب كسي بدان كمر بسته ايد. تصور نمي كنم نياز باشد در اينجا بر «غيرقانوني» بودن اسرائيل در شكل گيري و اقدامات آن تأكيد كنم. درباره اسرائيل صدها كنگره بين المللي تشكيل و بيانيه هاي فراواني صادر شده است، همچون آراء ديوان لاهه، پروتكل ژنو، قطعنامه هاي شوراي امنيّت، تأكيدات مجمع عمومي سازمان ملل، قطعنامه هاي كميته حقوق بشر، كنگره حقوق بشر و بسياري موارد ديگر كه ذكر آنها نيازمند كتابي حجيم است. همچنين گمان نمي كنم در اينجا لازم باشد بر «مشروعيت» مقاومت فلسطين، در داخل اراضي اشغالي و بيرون از آن، تأكيد كنم.

قوانين بين المللي بايد در حمايت از فلسطينيان به كار گرفته شود

پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت، جهان عملاً به مشروعيّت و قانوني بودن مبارزه مردم فلسطين اعتراف كرد و صحه گذاشت. بنابراين، قوانين بين المللي نيز بايد در حمايت از فلسطينيان به كار گرفته شود. مثلاً بايد با اسيران آنها همچون اسيران جنگي رفتار شود. البتّه امشب اين بحثها همه از دايره گفتار ما بيرون است. سخن امشب من درباره دين و موضع گيري آن است. دين، هر انساني را، صرف نظر از مذهب يا انديشه يا اعتقادش، محترم مي شمارد. اما اگر انساني در نتيجه اعتقاداتِ زيان آور تبديل به جرثومه اي شود كه در زمين فساد و تباهي كند و جوامع را به انواع بيماريها مبتلا سازد، در اين صورت، دين ارج و حرمتي براي اين موجود قائل نيست، همان طور كه فرد انساني نيز خود عضوي از بدنش را كه به بيماري مسري و بدخيمي دچار شده، از بدن خود جدا مي كند.

توهم برتري يهود از پيش از ميلاد

ما از انسان بيزار نيستيم، ولي مي گوييم از همان هنگامي كه نخستين دولت اسرائيل شكل گرفت، يعني پيش از ميلاد حضرت مسيح (ع )، برخي ازيهوديان نژادپرستي و افكار نژادپرستانه اي مطرح مي كردند، افكاري كه به آنها توهّم برتري بر بشر را مي بخشد. آنان براي خود امتيازاتي قائل بودند، خدايي را به خود اختصاص داده بودند كه با خداي ديگر مردمان و نيز با خداي يكتا تفاوت داشت. يهوديان تا جايي پيش رفتند كه بر تمايز و شكاف ميان خود و مردم بسيار عمق بخشيدند. بشريت را تجزيه كردند و خود را بالاتر از آنان جاي دادند، حتي در باب خدا و معبودشان.

انحراف توحيد يهودي، راز محاربه با پيمبران الهي

گفتني است كه يهوديان نخستين كساني نبودند كه به خداي يگانه ابراهيم (ع) گرويدند، بلكه پيش از آنان فينيقي ها و كنعاني ها به خداي يگانه ايمان آورده، او را «ايل» نام نهاده بودند، اما يهوديان خداي ديگري را به خود اختصاص داده بودند و او را «يهوه» خواندند. بعد از آن، تا زمان ما، آراء، اخلاقيات و رفتار خود را از ديگر مردم جدا كردند. راز محاربه برخي از يهود با پيامبراني كه پس از اين بدعت گذاري در رسالت الهي و تحريف كلمه، براي هدايت مردم از سوي خداوند مبعوث مي شدند، در همين مطلب نهفته بود. پيامبران هم درباره خطر برخي از يهوديان به مردم هشدار مي دادند. حضرت مسيح (ع )مي فرمود قدس را وامگذاريد» منظور آن حضرت از كلمه «قدس» تنها شهر «بيت المقدس» نبود، بلكه همه معاني قدس بود. همان حضرت، هنگامي كه بازرگانان و صنعتگران و فروشندگان را از هيكل بيرون مي راند، به آنان مي فرمود: «اين خانه پدر من، جايگاه عبادت است كه شما آن را تبديل به لانه توطئه كرده ايد.»

 

اكنون من مي پرسم: اگر مسيح (ع) امروز هم در ميان ما زندگي مي كرد، آيا ممكن نبود همين سخن را تكرار كند؟

او مي فرمود: اين خانه پدر من، جايگاه عبادت است كه شما آن را به لانه اي براي توطئه و دسيسه و پايگاهي براي استعمار و مكاني براي فساد و نافرماني خدا و امثال آن تبديل كرده ايد. بنابراين، انگيزه اي كه مسيح را به جنگ با برخي از يهود وامي داشت، اين نبود كه او همچون يكي از ابناي انسان با انساني ديگر دشمني داشته باشد، بلكه آن حضرت از بشري بيزاري مي جست كه بر اثر عقايد مغشوش و خطرناك خود به جرثومه فساد تبديل شده بود.

چهره واقعي  يهود در قرآن تصوير شده است

 قرآن نيز در اين رابطه مي فرمايد: مَثَلِ كساني كه تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمي كنند مَثَلِ آن خر است كه كتابهايي را حمل مي كند. بد مَثَلي است مثل مردمي كه آيات خدا را دروغ مي شمرده اند. و خدا ستمكاران را هدايت نمي كند. بگو اي قوم يهود، هرگاه مي پنداريد كه شما دوستان خدا هستيد، نه مردم ديگر، پس تمناي مرگ كنيد اگر راست مي گوييد. و آنان، به سبب اعمالي كه پيش از اين مرتكب شده اند، هرگز تمناي مرگ نخواهند كرد. و خدا به ستمكاران داناست.بدين ترتيب، علّتي كه سبب مي شد تا پيامبران با برخي ازيهود بجنگند براي ما روشن مي شود. پيكار ما نيز با آنان همچون جنگ با يك انسان يا جنگ با گروهي مؤمن نيست. بلكه با آنها مي جنگيم زيرا كه ايشان به مصداق آيه قرآن، دستورات كتاب مقدّس خود را عمل نمي كنند. بنابراين، جنگ ما با آنها جنگ با يك مجموعه از انسانها نيست، بلكه اين جنگ در واقع نبرد با فساد، انحراف، ستم و انديشه تبعيض نژادي است.

عدم توجه به هشدار پيامبران دامن ما را گرفت

پيامبران به ما هشدار داده بودند كه برخي از يهوديان را از جزيره العرب بيرون برانيد، ولي ما، زماني كه آنان هنوز پايگاهي براي خود نساخته بودند، اين هشدارشان را نشنيديم. اما اكنون كه اين خطرِ مجسم روياروي ما قرار گرفته، چه بايد بكنيم؟

اين مطالب نشانگر موضع دين در اين باره بود، كه به طور خلاصه عنوان شد. اما آيه قرآن تأكيد مي كند كه ضُرِبَت عَليهِمُ الذِّلَهُ وَ المَسكَنَه (۲: ۶۱) مقرر شد بر آنها خواري و بيچارگي. اين آيه ساختاري انشائي و امري دارد و از نوع جملات اخباري و حكايتي به حساب نمي آيد. اين آيه امري واجب و مسئوليت آور بر دوش مي گذارد و اگر اين مسئوليت را به انجام نرسانيم، در آينده بر ما مُهر ذلت و بيچارگي خواهد خورد. مشروعيّت مبارزه مردم فلسطين از ديدگاه ديني اصلاً نياز به بحث ندارد. چرا اين مبارزه از نظر ديني مشروعيت نداشته باشد، در حالي كه افراد اين مبارزه همان كساني هستند كه راه انسانيّت را هموار مي سازند و در صدد صيانت از اخلاق و ارزشها برآمده اند؟ اينان همان كساني هستند كه اراده مسيح (ع )و محمد(ص) را به اجرا در مي آورند. اينان تحقّق بخش اراده الهي اند كه در مفهوم آيه ضربت عليهم الذلّه و المسكنه بيان شده است. آري، اينان كساني هستند كه اراده آسماني را لباس تحقّق مي پوشانند. دست خدا و دست مسيح (ع) و دست محمد(ص) و دست ارزشهاي والا از آستين اينان بيرون آمده و در قالب اسلحه و بذل خون و جهاد براي اجراي اين احكام آسماني بسيج شده است.

امروز هنگام حمايت است، نه فردا

 اگر ما امروز به اين نهضت و اين حركت بزرگ و اين جهاد مقدس ياري رسانيم، چندين برابرِ كمكي كه در آينده به آن كنيم ارزش خواهد داشت. همان طور كه خود در گذشته ديديد، در همان هنگامي كه بحران فلسطين تازه آغاز شده بود، چون ما از دفاع و اتّخاذ يك موضع درست شانه خالي كرديم، امروز به مصيبتها و دشواريهاي بي شماري دچار شده ايم. شمار قربانياني كه ما امروزه در راه مبارزه با اسرائيل تقديم مي كنيم، دهها برابر بيشتر از آن چيزي است كه مي توانست در آغاز اشغال سرزمين ما فدا شوند. اگر ما از صد سال پيش، مطابق دستورات ديني عمل مي كرديم، امكانات فراوان و ثروت هنگفتي ذخيره كرده بوديم. اگرچه در گذشته از تمام اينها غافل شديم، ولي امروز نبايد عقب بنشينيم. بايد هر چيزي كه به دست مي آوريم و در هر چيزي كه تلاش مي كنيم و درباره هرچه كه مي انديشيم، همه در راه خدمت به اين مسأله مقدس باشد.

تحسين و کف زدن کافي نيست، بايد مساعدت عملي کنيم

برادران عزيز، در اين راه، تنها كافي نيست كه ما كف بزنيم و زبان به تحسين بگشاييم و تنها بذل عاطفه كنيم، بلكه برماست كه در اين راه تا آنجا كه در توان داريم از هيچ گونه ياري و مساعدت و تأييد، به تمام معني كلمه، دريغ نورزيم. اين گونه است كه مي توانيم تكليف خود را ادا كنيم.

بنده، پيش از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، در عراق و در شهر نجف اشرف بودم. در آنجا مراسمي به مناسبت يادبود سيدالشهدا(ع) برپا شده بود. اين مراسم بسيار باشكوه است و هر ساله زير نظر مرجع بزرگ شيعيان، آيت اللّه سيد محسن حكيم، برگزار مي شود. ديدم عده اي از جوانان فلسطيني هم در اين مراسم شركت كرده بودند و سخنراني هم كردند.

حمايت شيعيان و مرجعيت از فلسطين

همچنين، در همان جا، گروهي از عراقيها را نيز مشاهده كردم كه كمكهاي مردمي براي فلسطينيان جمع آوري مي كردند. خيابان هاي نجف اشرف و به ويژه خانه هاي اطراف مرقد حضرت علي( ع) از شعارهايي كه فلسطينيان نوشته بودند پوشيده شده بود. حضرت آيت اللّه حكيم نيز عدّه اي از فلسطينيها را به حضور پذيرفت و براي پيروزي و كاميابي آنان دعا كرد.از اين رو، ما مي توانيم موضعي ديني و درست اتخاذ كنيم كه به حمايت از اين نهضت در گوشه گوشه جهان منجر شود. اين فريضه ديني و انساني ما است. ما در اين مجلس مبارك، كه به مناسبت حمايت از آرمان فلسطين در ماه مبارك رمضان، ماه روزه و برتري، ماه صبر و آمادگي، ماه ليله القدر و رقم خوردن سرنوشت، ماه فتح مكه و جنگ بدر كبري و ماه پيروزيها برپا شده، حضور يافته ايم. ما در پايان اين ماه مبارك در اين مراسم خجسته شركت جسته ايم و اميدواريم به چيزي دست يابيم كه خداوند را خشنود كند و از عميق ترين و محكم ترين دستاوردهاي اين ماه مبارك باشد. چنان كه در آغاز نهضت اسلام هم همين گونه بود. ما مي گوييم در همين ماه پيامبر گرامي اسلام (ص )به مكه قدم نهاد و به پيروزي نهايي دست يافت. آن حضرت در ماه رمضان وارد مكه شد و اين سوره مباركه بر او نازل گشت:

بِسمِ اللّهِ الرّحمَن الرَّحيمِ، اِذا جآءَ نَصرُ اللّهِ وَ الفَتح، وَ رَاَيتَ النّاسَ يَدخُلونَ في دين اللّهِ اَفواجاً، فَسَبح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ استَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوّاباً (۱۱۰: ۱-۳) به نام خداي بخشاينده مهربان، چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد، و مردم را ببيني كه فوج فوج به دين خدا درمي آيند، پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه، كه او توبه پذير است.

ما نيز آرزو داريم كه چنين سوره اي را در چنين ماهي تلاوت كنيم، آن هم در وقتي كه مقاومت فلسطين و كمك كنندگان به او و يارانش به قدس، حرم دوم، پاي مي نهند، همچنان كه پيامبر ما، حضرت محمد(ص)، در حرم نخست وارد شد. ما، در انتظار فرارسيدن ياري خداوند، چشم به دست اين جوانان دوخته ايم، جوانان مؤمني كه اراده الهي را تحقق مي بخشند.

پايه نخست: ايمان به خداوند آفريننده هستي

اما شما، اي جوانان عزيز فلسطيني، اي كساني كه پنجره آرزوها را به روي قلبهاي ما گشوديد، اي دستان خداوند در ميان مردم و اي دريچه هاي اراده و خواست او، بر بركات خداوند سير كنيد. اميدها به شماست. چرا كه جهاد شما نشأت گرفته از سه پايه است.پايه نخست ايمان است. ايمان به خداوندِ آفريننده هستي. خدا همه جا هست. خدايي يكتا، خدايي كه از آن شماست در زندگي و مرگ. و مرگ براي شما زندگي جديد است. علي بن ابي طالب (ع)، نخستين فداييِ اسلام، هنگامي كه پسرش محمد حنفيه را در جنگ نصيحت مي كند، از اين اصل يعني ايمان به خدا چنين تعبير مي كند: «پسرم، اگر كوهها از جا بجنبند، تو پابرجا باش.» سپس در ادامه گفتارش مي فرمايد: «جمجمه ات را به خدا وام ده.» و شما نيز جمجمه ها، آرزوها و احساسات خود را به خداوند وام دهيد و بدانيد پيروزي براي شما از جانب خداوند محقّق است.

پايه دوم: برنامه ريزي و طراحي

پايه دوم اين است كه شما بايد، با آگاهي كامل و دقت و سنجيدگي، اقدامات و خط مشي خود را برنامه ريزي و طراحي كنيد. حركت علمي و درستِ مبتني بر آگاهي، قرين پيروزي است. ما اطلاعاتمان از شما كمتر است، اما مي دانيم كه شما بر چارچوبهاي علمي و درست در روش و جهاد و جنگ و تبليغاتتان تكيه داريد.

پايه سوم: پرهيز از تفرقه و ستيزجنبي

پايه سوم، شما بايد در حركت خود از ستيزه گريهاي جنبي بپرهيزيد. اين كار به شما امكان مي دهد تا از توانهاي مطلوب اعراب و مسلمانان و مسيحيان و نيز هر انسان آزاده، در هر كجاي جهان كه باشد، استفاده كنيد. براين اساس، موضع شما ما را به ياد موضع جنبش آزادي بخش الجزاير مي اندازد كه توانسته بود از تمام نيروهاي انساني در جهان، حتي نويسندگان و مؤلّفان فرانسوي و بسياري از كشورهاي ديگر، به خوبي بهره برداري كند. ما پيروزي شما را آرزومنديم و از خداوند موفقيّت شما را مسألت داريم.

مسلمان و مسيحي طرفدار آرمان مقدس فلسطينند

برادران عزيز، آنچه گفته شد تعابير مختصري بود از آنچه در قلب من و شركت كنندگان نهفته بود. شما اي جوانان فلسطين، مطمئن باشيد كه در قلب هر مؤمن و هر مسلمان و هر مسيحي و هر كسي كه به خداوند و به انسانيّت ايمان دارد، از كوچك و بزرگ و زن و مرد، جايگاهي والا به شما اختصاص داده شده است. پس شما هم، با اتكا به بركات الهي، حركت كنيد. خداوند شما را تأييد كند و موفق بدارد. و السلام عليكم.

 ● منبع: روزنامه – همشهري با نقل سايت باشگاه انديشه: http://bashgah.net/pages-13920.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 19:52  توسط سینا  | 

فلسطین آرمان امام بود...خط امام وانسانیت با راحت طلبی وچرندیات وبی شرفی نمی سازد...

عصر کنونی به گفته شهید اوینی عصر روح الله است نه عصر مدرنیسم و پست مدرنیسم....

غزل زیبایی ازپیر فرزانه آسمانی ماکه جسمش رفت اماروحش درکالبد میلیونهاجوان وپیرجاری است تاابد...

 

آنكه دل خواهد، درون كعبه و بتخانه نيست

آنچه جان جويد، به دست صـــوفى بيگانه نيست

گفته هاى فيلسوف و صوفى و درويش و شيخ

در خور وصف جمال دلبـــر فرزانه نيست

با كه گويم راز دل را، از كه جويم وصف يار  

هر چه گويند، از زبان عاشـــق و ديوانه نيست

هوشمنـدان را بگو، دفتر ببندند از سخن   

كانچه گويند، از زبان بيهش و مستانه نيست

ساغر از دست تو گر نوشم، بَرَم راهى به دوست

بـی نصيب آن كس، كه او را ره بر اين پيمانه نيست

عاشقـان دانند درد عاشق و سوز فراق 

آنكـه بر شمع جمالت سوخت، جز پروانه نيست

حلقه گيسو و ناز و عشوه و خال لبت   

غير مستـان، كس نداند غير دام و دانه نيست

قصه مستى و رمز بيخودى و بيهشى  

عاشقان دانند كاين اسطوره و افسانه نيست

 

یکی از مهم ترین آرمان های خمینی کبیر فلسطین و محو اسرائیل بود که برخی نامسلمانان منفعت طلب (به فرموده رسول خدا صلوات الله علیه: من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم) امروز این آرمان را زیر سوال می برند. اخرین مورد آن مرعشی از حزب دنیاطلب و ثروتمند کارگزاران بود که در گفتگو با روزنامه حزب کروبی-" اعتماد ملی" که در دست افراطیون دوم خردادی است- مطالب عجیب و غیر انسانی را به ایرانیان نسبت داد:

 

"ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلا‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند. حسين مرعشي در اين گفتگو كه همزمان با تشديد جنايات رژيم صهيونيستي در غزه منتشر شده است، با اظهار اينكه " الا‌ن اين آقاي احمدي‌نژاد با آقاي احمدي‌نژاد انتخابات فرق كرده است"، ادامه داد: ايشان در كجاي تبليغات رياست جمهوري از فلسطين و هولوكاست و درگيري با اسرائيل حرف زده است. ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلا‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند. مرعشي كه پيش از اين نيز بارها به بهانه حمله به رئيس جمهور، مباني انقلاب را زيرسؤال برده و يا تحريف كرده است، درخصوص اينكه ايرانيان با چه كساني كمتر از اعراب مشكل دارند، توضيحي نداده است. با اين حال، برخي اعضاء طيف موسوم به اصلاح طلب معتقدند ايرانيان در طول تاريخ با قوم يهود همزيستي مسالمت آميزي داشته اند. اين جريان با ايجاد اين تلقي درصدد تطهير صهيونيسم و كاستن از سطح تنشهاست. انتشار اظهارات مرعشي در نفي اعتراض به پرسشگري درباره هولوكاست و دفاع از فلسطينيان، علاوه بر همزماني با حملات رژيم صهيونيستي و محاصره غزه، با سالروز يادبود هولوكاست نيز مقارن است. اگرچه مرعشي در اين زمينه اشاره صريحي نداشته است."(منبع:رجانیوز)

 

قطعا هر ایرانی که چنین تفکری داشته باشد هیچ بویی از انسانیت نبرده است و حیوانی است که به دنیا می اندیشد. جناب اقای محتشمی جواب خوبی به این افراد بی مسئولیت داده است که عینا می اورم:

"كساني كه مي گويند مردم از كمك و حمايت دولت از فلسطينيان ناراضي هستند يا مغرض اند، يا انقلاب را نشناخته اند. حجت الاسلام علي اكبر محتشمي پور در گفتگو با رجانيوز، به سابقه تاريخي برخورد ايران با اعراب و اسرائيل اشاره كرد و اظهار داشت: رژيم طاغوت كه هم پيمان با امريكا و اسرائيل بود، با هواپيماهاي F-14 خود در كمك به اسرائيل  در جنگ 1967، كشورهاي عربي از جمله سوريه را  درهم كوبيد و بمباران كرد ولي با پيروزي انقلاب اسلامي، ملت ايران با تغيير سفارت اسرائيل به سفارت فلسطين در تهران، موضع خود را به صورت كاملاً شفاف آشكار كردند و جاي هيچگونه برخورد دوگانه را باقي نگذاشتند. وي در ادامه با بيان اينكه ملت ضدطاغوت ايران همواره از مسلمانان و اعراب حمايت كرده و هميشه نداي حمايت از مظلوم سرداده است، تصريح كرد: جنايات امريكا و اسرائيل در فلسطين كاملاً با اعتقادات و مباني ديني ما مغايرت دارد زيرا اسلام دين ظلم ستيز و عدالت محور است.

دبيركل جمعيت حمايت از انتفاضه فلسطين افزود: گرچه ما معتقديم تاكنون نتوانسته ايم آنگونه كه شايسته ملت فلسطين و موجب رضاي خداند است، به مسلمانان مظلوم اين كشور و ساير كشورها كمك كنيم ولي به اينكه هميشه خود را حامي مظلوم دانسته ايم، افتخار مي كنيم.محتشمي پور خاطرنشان ساخت: زماني كه مردم ايران توانستند انقلاب امام خميني را عليه طاغوت به پيروزي برسانند، به يك شعار مي انديشيدند و آن، "امروز ايران، فردا فلسطين" بود كه هنوز هم اين شعار هدف ماست و تا زمانيكه به آن دست نيابيم، پيروزي كامل اسلام بر كفر و ظلم محرز نشده است.

وي با اشاره به برخي اظهارات درخصوص عدم رضايت مردم از حمايت از ملت فلسطين گفت: كساني كه مي گويند مردم از كمك و حمايت دولت از فلسطينيان و مسلمانان مظلوم ناراضي هستند يا مغرض اند و يا انقلاب را نشناخته اند زيرا به قول امام راحل، انقلاب اسلامي با ظلم ستيزي پايه گرفته و استوار مانده است.عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينكه اهداف انقلاب ما با رفتار سران برخي كشورهاي عربي ناسازگار است، افزود: ما با ملت هاي عرب مشكلي نداريم بلكه با سران كشورهاي عربي كه در اردوگاه اسرائيل خيمه زده اند، مخالف هستيم و براساس دوري و نزديكي سياست اين كشورها با رژيم صهيونيستي، با آنها برخورد مي كنيم." منبع: رجانیوز 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/13ساعت 4:6  توسط سینا  |