صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

گزارش خائنانه بی بی سی فارسی از حادثه سراوان

شبکه تلویزیونی «بی بی سی فارسی» در حمایت از گروه های مسلح تروریست، رپرتاژی ویژه برای آنها تهیه و تولید کرد. مجری این شبکه که پیش از این نیز با ارسال گزارش از ناو آمریکایی«یو اس اس ابراهام لینکن» خیانت خود به ملت ایران را به اثبات رسانده بود اکنون برای گروه های تروریست گزارش تهیه می کند.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از ماهستیم، به طور معمول واکنش رسمی رسانه های دولتی از آنجا که تریبون دولت مطبوع خود محسوب می شوند اعلام محکومیت علیه اقدامات تروریستی گروه های مسلح است، اما بی بی سی فارسی بدون آنکه اقدام گروهک تروریستی «جیش العدل» محکوم نماید در گزارشی یکجانبه به حمایت از این گروه تروریستی پرداخت.

 

 

کسری ناجی که تا پیش از این با ارسال گزارش از عرشه ناو امریکایی «یو اس اس ابراهام لینکن» خیانت خود به ملت ایران را به اثبات رسانده بود... ادامه مطلب را ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/08/08ساعت   توسط سینا  | 

علامه‌ای که شیعه را از اخباری‌گری نجات داد

استاد گروه اخباریان در کربلا مردی پرهیزگار بود؛ او به نوشته برخی از تاریخ نگاران به مسلک خبرگرایی انتقادهایی داشت و از ابراز باور خود در برابر اخباریان تندرو می‌ترسید؛ در مناظره با علامه بهبهانی منطق سرور فقیهان شیعه در مخالفت با اخباری‌گری را پذیرفت و با رویی گشاده از اندیشه مجتهد تازه وارد کربلا استقبال کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/07/04ساعت   توسط سینا  | 

بسته های پیشنهادی شرکت توزیع کتاب ترنج/3

با خواندن این 13 کتاب، یهودیت و صهیونیزم را بیشتر بشناسیم.

چکیده: منا نشر/ شرکت توزیع کتاب ترنج با ارائه این بسته پیشنهادی که حاوی 13 کتاب درباره یهودیت و صهیونیزم است قصد دارد اطلاعات جامعی را در این زمینه به مخاطبین ارائه نماید. به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منا نشر»، شرکت توزیع کتاب «ترنج» در یادداشت خود بر این بسته پیشنهادی آورده است: «رسم ترنج است که در روزگار/ پیش دهد میوه، پس آرد بهار» هر سال حدود 30 هزار عنوان کتاب جدید در کشور ما منتشر می‌شود. این یعنی در همین سه چهار سال گذشته حدود صدهزار عنوان کتاب چاپ نخست، تولید شده است. به این عدد، تعداد عناوین کتاب‌های تجدید چاپ شده را  اگر اضافه کنید، هرسال حدود شصت هزار عنوان کتاب وارد بازار کتاب می‌شود. شاید متنوع‌ترین بازار کشور، بازار نشر است که انواع تولیدات در آن عرضه می‌شود. واقعا در کدام بخش از تولید در کشور، کالایی در شصت هزار نوع، در سال تولید می‌شود؟

این یادداشت می افزاید: فقط برای اطلاع یافتن از این عناوین باید زمان و هزینه زیادی را صرف کرد. اما مشکل بزرگ این است که از بین این همه کتاب، چه کتابی را باید انتخاب و تهیه کرد. شما چقدر زمان دارید که به کتاب دلخواه یا مورد نیازتان دست پیدا کنید؟ یک سوال دیگر؛ شما آیا اصولا برای خواندن کتاب فرصتی دارید؟ «ترنج» از کارشناسان کتاب خواسته است، بهترین پیشنهاد‌های خود را برای انتخاب خواندنی‌ترین کتاب‌ها ارایه کنند. آنها 51 موضوع را برگزیده‌اند و در هر موضوع چندین کتاب را معرفی کرده‌اند. توضیح چند سطری آنها درباره هر کتاب، به شما کمک می‌کند، با کتاب‌ها آشنا شوید، و تصمیم بگیرید که همه پیشنهادها یا برخی از آنها را بپذیرید.    متن کامل در ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/07/08ساعت   توسط سینا  | 

 وحدت مسلمین را به بهای واهی مخدوش نکنیم!

زمان شاهان قاجار بود، حكومت عثمانى، بزرگ‌ترین حكومت اسلامى در جهان به شمار می‌آمد، كه پايتخت اين حكومت، استانبول تركيه بود. در كنار سفارت حكومت عثمانى در تهران، مسجد كوچكى وجود داشت.(گويا هم اكنون نيز آن مسجد در كنار سفارت تركيه هست) امام جماعت آن مسجد (يا يكى از نماز خوان‌های آن مسجد) می‌گفت: روضه خوانى را ديدم، هر روز صبح به مسجد می‌آید و روضه به مسجد می‌آید روضه را بخوانى به خصوص به خليفه دوم، ناسزا می‌گوید. روزى به او گفتم: تو چه داعى دارى كه هر روز همين روضه را بخوانى و همان ناسزاگوئى را تكرار كنى (با توجه به اينكه افراد سفارت، و تبعه آن سفارت، به آن مسجد براى نماز می‌آمدند) مگر روضه ديگرى نمی‌دانی!؟

او در پاسخ گفت: روضه ديگر می‌دانم، ولى من يك نفر بانى دارم روزى پنچ ريال (به پول آن زمان) به من می‌دهد و می‌گوید همين روضه را با اين كيفيت بخوان، و خصوصيات بانى و خصوصيات بانى و محل او را گفت. من پى گيرى كردم، ديدم بانى يك نفر كاسب است و مغازه دارد، جريان را به او گفتم، او گفت: شخصى روزى ده تومان به من می‌دهد، تا در آن مسجد، چنين روضه اى خوانده شود، پنج تومان آن را به آن روضه خوان می‌دهم، و پانزده ريال آن‌را خودم بر می‌دارم. باز من جريان را پى گيرى نمودم، سرانجام معلوم شد كه از طرف سفارت انگلستان روزى 25 تومان براى اين كار روضه خوانى مخصوص (براى ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى و سپس ايران و حكومت عثمانی) داده می‌شود، كه پس از طى مراحل، و دست به دست گشتن، پنج ریال براى آن روضه خوان بيچاره می‌ماند. بايد توجه داشت كه دشمنان، اين چنين سوء استفاده نكنند، و ما ناخودآگاه، جزء مزدوران آنها قرار نگيرم و آب به آسياب دشمن نريزيم. منبع: داستان دوستان، ج 1، ص 144 از وب نقدقمه زنی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/01/14ساعت   توسط سینا  | 

ابومازن، محمود عباس یک بهایی است!!

روزنامه صهیونیستی هاآرتص در ضمن یکی از گزارش‌های خود به نقل از رییس اسبق موساد فاش کرد: محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین یک بهایی است! به گزارش شبکه ایران، روزنامه صهیونیستی هاآرتص در ضمن یکی از گزارش‌های خود به نقل از رییس اسبق موساد فاش کرد: محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین یک بهایی است! این نشریه صهیونیستی به نقل از "شابتای شاویت" در سال 2001 نوشت: "محمود عباس از اقلیت بهائیان فلسطین است و اینکه او جانشین عرفات شود، مثل این می‌ماند که یک سامی در اسراییل به نخست‌وزیری برسد!" به نوشته هاآرتص، آریل شارون، رییس اسبق کابینه رژیم صهیونیستی نیز گفته بود که ابومازن شبیه به یک "مرغ پرکنده" است. این روزنامه صهیونیستی همچنین پیش‌بینی کرده است که سال 2011 آخرین سال حضور عباس در ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین باشد. منبع: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=76599

+ نوشته شده در  جمعه 1389/11/01ساعت   توسط سینا  | 

 ليست کتب و منابع مفید مطالعاتی ساده و متوسط برای جوانان بر اساس موضوع

**با نظر و همکاری شما دوستان، این لیست تکمیل خواهد شد**(تکمیل شده در فروردین۹۱)

رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، مهم ترین وظیفه اندیشمندان و حوزویان ودانشگاهیان را تلاش برای ساخت تمدن باشکوه و نوین اسلامی دانستهاند و راه رسیدن به ان را در جنبش نرم افزاری و تولید علم و نهضت ازاد اندیشی دانسته اند و لذا بر ماست که در این مسیر با تمام توان بکوشیم. برای ساختن تمدن با شکوه اسلامی، لازم است که شناخت دقیق هویت اسلامی و تاریخ تمدن مسلمین و نگاه دقیق آینده شناسانه و شناخت رقبا و دشمنان بالفعل و بالقوه را در راس مطالعات خود قرار دهیم تا بتوانیم در رشته هایی که در حوزه ودانشگاه در حال تحصیل هستیم، در این مسیر قدم برداریم. بی شک تلاش برای مهندسی علم و فرهنگ و مدیریت شبکه تحقیقات با تکیه برمبانی اسلامی، از مهم ترین ارکان تولید و مدیریت دانش بومی- اسلامی است.

برای ایستادن در برابر فتنه و جنگ نرمی که دشمنان  به راه انداخته اند، چاره ای جز مطالعه نظام مند نیست. شناخت منابع خوب، یکی از مهم ترین عوامل بهره دهی مطالعات در زمان کمتر و مدیریت زمان می باشد. بحث دشمن شناسی متاسفانه در کشور ما جدی گرفته نشده است و لازم است که در تمام رشته های دانشگاهی و حوزوی در این مسیر بکوشیم تا سیطره تمدن یهودزده غرب را از زندگی خود برکنیم و موانع ذهنی و تبلیغاتی تولید علم اسلامی را از سر راه برداریم. با توجه به قرآن کریم، این نکته اهمیت صدچندان می یابد؛ چرا که بیش از هزار آیه از قرآن مجید درباره یهودیان دنیا طلب می باشد. اگر اضافه کنیم که آیات متعددی نیز به بحث شگردهای شیطان در وسوسه بشر پرداخته اند و آیاتی نیز به بحث شیوه های جنگ روانی و سایبرنتیک دشمنان حق اختصاص یافته شده است، اهمیت بحث دشمن شناسی، اهمیت این بحث بیش از پیش شناخته می شود. از آنجا که قرآن برای همه ابنای بشر و همه متخصصین وعوام آمده است، پس مطالعات جدی دشمن شناسی و اسلام شناسی و غرب شناسی و جنبش نرم افزاری و تولید علم، اختصاص به افراد خاص و رشته خاصی ندارد و همه باید در این مسیر کوشا باشند.

در این لیست تلاش می کنیم در موضوعات مشخص شده، منابع و کتاب هایی را نه به عنوان لیست کامل، که به عنوان شروع جدی و هدفمند و برنامه ریزی شده به شما دوستان پیشنهاد دهیم تا ان شاء الله شما خود در مطالعات بعدی این لیست را تکمیل کنید. قطعا علایق شخصی و ضرورت های منطقه ای و زمان و مکان نیز در اصلاح این لیست موثر خواهد بود. تلاش شده است که تلفن انتشارات هر کتاب نیز در انتهای معرفی هر کتاب آوردهشود تا در تهیه آن کتاب دچار مشکل نشوید.  امید که بتوانیم از نظرات اصلاحی شما نیز بهره مند گردیم.منتظر نظرات شماهستیم: mersad313@gmail.com و http://daneshpajooh.blogfa.com/post-105.aspx

در این لیست نسبتا جامع در این موضوعات کتاب های مفیدی معرفی شده اند:

در این لیست نسبتا جامع در این موضوعات کتاب های مفیدی معرفی شده اند:

الف. جنبش نرم افزاري و توليد علم و نهضت آزاد انديشي

ب.اسلام شناسي،جهان بینی وعقایدوکلام وعرفان وسیره و تربیت اسلامی

ج. آخرالزمان، آینده شناسی، موعود پژوهی، مهدويت

د. غرب شناسي

ه. مسيحيت شناسي انتقادي، مسيحيت صهيونيستي

و. يهودشناسي انتقادي و صهيون پژوهي و ماسون شناسی و دشمن شناسی

ز. شناخت و تحليل رسانه و سينما و هنر

ح. تاريخ (مقام معظم رهبری خواندن تاریخ معاصر را بر جوانان واجب کرده اند.)

ط. بهائیت پژوهی

ی. مقالات مفيد

ک. معرفی مجلات و سي.دي های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

ل.عرفان اسلامي، عرفان هاي نوظهور

م. معرفي برخي انتشارات و پخش کتاب هاي جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي

برای دیدن لیست کامل کتب ادامه همین مطلب را نیز می توانید ببینید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/17ساعت   توسط سینا  | 

هشدار به زندگان! دست درازي بني‏صهيون به بيت‏المقدس!

سينا محقق: حوالي سال 1295 ميلادي بود. بيش از نه جنگ صليبي توسط مسيحيان و يهوديان دنياگرا عليه مسلمانان سامان داده شده بود. صليبيون نتوانسته بودند به اهداف اصلي خود برسند. آنها تصميم داشتند که با حمله از طريق زمين و دريا مسلمين را تضعيف کنند و جلوي گسترش روزافزون اسلام را بگيرند. شام و مديترانه راه هاي اصلي حملات صليبيون عليه جهان اسلام بود. هدف اصلي، فتح فلسطين و تضعيف هر چه بيشتر مسلمين بود تا بدين وسيله راه تخريب کعبه و قلب جهان اسلام و تصرف آن باز شود. آنها به خيال حکومت جهاني و پول و سرزمين بيشتر بودند و دین مسیح و یهود، ملعبه دنياخواهی آنان بود.(1)

اما بهانه آنها حکومت آخرالزماني مسيح(ماشي‏يح) بود. بهانه ثروت‏مندان مسيحي صليبي، مقدمه سازي براي ظهور مسيح بن مريم(ع) بود. يهوديان سرمايه دار نيز، با ادعاي مقدمه سازي براي ظهور مسيح بن داوود، پادشاه آخرين دورانِ يهود، براي حکومت جهاني داوودي بودند. آنها، از مذهب سوء استفاده مي کردند. مسيحيت تحريف شده بود. يهوديت نيز تحريف شده بود. اساطير پاگانيستي(بت پرستي رومي) و دو خداگرايي و سه خدا گرايي گنوسيان و اهالي خاورميانه و جادوگرايي و شيطان گرايي مصر باستان و بت پرستي و چندگانه پرستي در اين دو دين الهي، نفوذ کرده بود و آنها را به انحراف کشانده بود.

ديگر کارايي الهي اين دو آئين، از بين رفته بود و اسلام براي هدايت همه افراد بشر آمده بود. بسياري از يهوديان و مسيحيان زاهد و عاقل، لباس مطهر اسلام را بر قامت انديشه خود پوشانده بودند و با افتخار در صف آهنين مسلمين بودند. اما سرمايه سالاران يهودي ومسيحي و دنياطلبان بودايي مغول دست در دست هم، جهان اسلام را محاصره کرده بودند. طبق اسناد تاريخي، مغولان که به آئين بوديسم تبتي درآمده بودند، در طول جنگ هاي صليبي، به اتحاد راهبردي با صليبيون اروپائي، رسيده بودند و با فرستادن نمايندگان ويژه به دربارهاي اروپائي، بنا داشتند در نقشه انهدام بناهاي اصلي اسلامي در فلسطين و شبه جزيره عربستان جامه عمل بپوشند.(2)

مغولان از سمت شرقِ جهان اسلام، حمله کردند و صليبيون حملات خود از سمت شام و مديترانه را شدت بخشيدند. اما مسلمانان جهادي و شهادت طلب، با ياد پيامبر عزتمندشان در برابر حملات تخريبي صليبيون و مغول ها مقاومت جانانه اي کردند و کعبه و بيت المقدس را از شر دشمنان توحيد و شرافت در امان داشتند، گرچه ضربات جبران ناپذيري به شهرهاي شمال و شرق و غرب جهان اسلام وارد شد.

صليبيون شکست خوردند و مغولان در تفکر اسلامي-شيعي هضم شدند و حکومت هاي مغول ايران و هند، به ترويج تشيع واسلام روي آوردند؛ اما صليبيون به فکر انتقام بودند. صليبيون در اين انديشه بودند که مکتب جديد سياسي-مذهبي با استفاده از مشترکات مسيحيت و يهوديت به وجود آورند تا بتوانند انسجامي ديگرباره و متشکل به اروپائيان بدهند و آنها را با انگيزه هاي دين هاي تحريف شده شان، به نبردي دوباره عليه مسلمين وادارند. انديشه تاسيس تصوف يهودي(کابالا/ قباله) از اينجا، در ذهن ثروت سالاران صليبي به وجود آمد. اواخر جنگ هاي صليبي، حوالي سال 1285م . کتاب زوهر(Ha- Zohar) نوشته شد و نقش مهمي در انسجام دنياگروان و صليبيون پيدا کرد.

در اين انديشه جديدالتاسيس، بارقه هايي از حقانيت آئين موسوي و عيسوي نيز اشراب شده بود تا توده هاي مسيحي و يهودي را به خود جذب کند و توان اقناعي بيشتري پيدا کند. اين مکتب جديد، التقاطي از مهرپرستي(ميترائيسم) و پاگانيسم و هلنيسم(یونان زدگی) و گنوسيسم(ثنویت) و جادوگري و علوم غريبه و خرافات و نفسانيات دنياگروانه اروپائيان صليبي بود. کم کم کاباليسم مسيحي نيز تاسيس شد و توده هاي مسيحي را نيز به خدمت اغراض مادي صليبيون درآورد. مخالفت هاي جدي متدينين با اين التقاط آشکار جديد، باعث شد که فرقه‏هاي شواليه‏اي مخفي ايجاد شوند و انديشه کابالايي را در اروپا بسط دهند.(3) خداشناسی مشرکانه و وفور استفاده از نمادهای شيطانی و جادويي و وثنی، گواه اين ادعاست.

کاباليسم تاثير شگرفي در ايجاد رنسانس نيز داشت که متاسفانه تا کنون در علوم انساني مورد کاوش جدي قرار نگرفته است، شايد بدين دليل که پيوند علم و دانشگاه و قدرت در غرب معاصر با زرسالاري ديکتاتور مآبانه مجالي به اين بررسي هاي دقيق نداده است و پروپاگاند و تبيلغات ظاهراَ علمي، به جعل علوم دامن زده است و علم را در اختيار قدرت مندان، جهت داده است. بي شک، چنين است.

شايد بتوان مهم ترين انديشه هاي کاباليست ها را تسخير سرزمين موعود موهوم يهود و تشکيل حکومت آخرالزماني داوودي در آن و مقدمه سازي دولت جهاني يهود دانست. از همان سال ها، برنامه تخريب بيت المقدس و ساخت هيکل(معبد) سليمان در اين شهر مد نظر بوده است. چه غافلند، ناداناني که مي پندارند مشکل صليبيون معاصر با دولت جمهوري اسلامي بر سر قدس، دعواي جديد است! اين نبرد نور و ظلمت ريشه در تاريخ هزار ساله قدرت طلبي صهيون صفتان تاريخي و ماده گرايان مخفي کاباليست و آباي دنياپرستشان دارد. بي دليل نيست که رهبر حکيم انقلاب، هميشه بر تاريخ خواني و تحليل تاريخي داشتن تاکيد مي کنند تا فرزندان خويش را از خطر شبهات صهيوني مصون دارند. اي کاش نسل جديد ما بيشتر به تاريخ اسلام وغرب اهميت مي داد.

قرن 16 و17 و تاسيس بريتانيا و سپس غصب آمريکا و کشتار بزرگ سرخ پوستان و سياه پوستان توسط همان صليبيون دنياطلب، اوجي بود بر انديشه تاسيس دولتي آخرالزماني در سرزمين شير وعسل موهوم کتاب محرف يهوديان ومسيحيان. تاسيس مکاتب وهابيت و بهائيت و قاديانيه(احمديه) حوالي 150 سال پيش در خاورميانه بزرگ در راستاي تفرقه افکني بين مسلمين و زمينه سازي براي تاسيس اسرائيل بزرگ ارزيابي مي شود.(4)

با تاکيد قرآن کريم بر دشمن شناسي و يهودپژوهي، علماي بلاد مسلمين در طي قرون، متفطن بودند و از نفوذ بني يهودا در خاورميانه اسلامي جلوگيري مي کردند تا اينکه با تاسيس فراماسونري و روشنفکري بيمار در ميان مسلمين از حدود دويست و اندي سال پيش، برخي مسلمين به پستوي غفلت خزيدند و مشغول مدرنيته و ورزش غافلانه مدرن(5) و علوم پوزيتويستي(ماده گرايي افراطي) و رسانه هاي صهيوني شدند. تا اينکه پس از فروپاشي هندوستان اسلامي و توطئه عظيم جنگ جهاني اول و انهدام امپراطوري اسلامي عثمانی(6) و تسلط ديکتاتوري روشنفکري و بهائيت پهلوي بر ايران، زمينه هاي جدي تاسيس دولت صهيونيستي ايجاد شد.(7)

پس از جنگ مخرب دوم که برآورد مدرنيته بود و با هدف انهدام تمام قدرت هاي مخالف سران يهود و مسيحيت دنياطلب بود، دولت صهيونيستي تاسيس شد و انديشه تخريب جدي بيت المقدس روح تازه اي گرفت. اسطوره‏های بنیانگذار دولت اسرائیل همچون مظلومیت تاریخی یهود، سرزمین بدن مردم برای مردم بدون سرزمین، قوم برگزیده یهود، اسرائیل بزرگ به پایتختی بیت المقدس(اورشلیم)، سرزمین موعود، هولوکاست، نجات بخشی تمدن اومانیستی و دموکراسی لیبرال، بارها وبارها در رسانه های صهیونیستی شنیده شد و صدها و هزاران رمان وفیلم در این باره ساختند و مقدمات تخریب بیت المقدس و بنای اورشلیم جدید را در اذهان غافلان بنیان نهادند.(8)

بارها گروه‏هاي افراطي يهودي و مسيحي صهيونيست، اقدام به آتش سوزي قدس شريف و اطراف آن کردند تا اينکه اکنون نيز با گسترش غفلت مسلمين، باز هم گرگ هاي وحشي صهيون، انديشه شيطاني خويش را در بوق و کرنا کرده اند که تا چند روز ديگر، روز موعود فرا خواهد رسيد و بناي معبد موهوم سليمان آغاز خواهد شد. در سال هاي اخير چندين کانال بزرگ و کوچک در ذيل ديوارها و حياط بيت المقدس شريف حفر کرده اند و کتابخانه و ستون هاي معبد موهوم خويش را در سايه غفلت مسلمين برافراشته اند و اکنون تصميمشان بر خرابي مسجد الاقصي جدي تر شده است.

آنان با تاکيد بر پيش گويي هاي خاخام هاي دنياپرست و پيشگويان اساطيري و روش‏هاي غيرعلمي و خرافی و متوهمانه خويش، مي خواهند در تبليغاتشان چنين جا بيندازند که اکنون روز موعود فرارسيده و بايد اين مسجد تخريب شود. تعطيلي رسانه اي مضر ابتداي سال نو شمسي در ايران و غفلت نسبي ايرانيان در اين ايام، فرصت مغتنمي براي صهيونيان مکّار است تا لااقل بخشي از نقشه خود را عملي کنند و متاسفانه چنين شد. تاسيس کنيسه جديدي در چند ده متري مسجدالاقصاي مسلمين با نام حوریا (الخراب) و گسترش حفاري هاي زيرزميني در ذيل ديوارهاي بيت المقدس، راه را براي آنان هموار کرده است و متاسفانه رسانه ها و مردم ما که در ايام استراحت زائد به سر مي برند، به هوش نيستند.

اما تنها نکته اي که مي تواند اين انسان نمايان بدتر از کفتار را از تصميمشان بر هدم خانه خدا باز دارد، هوشياري مسلمين و وحدت کلمه آنان است. بايد کوشيد که با برگزاري راهپيمايي هاي متعدد در اقصاي عالم اسلام خصوصا در بلاد شيعه، جلوي تصميم صهيونيان ايستاد و آنان را درسي آموخت که تا سال‏ها فراموش نکنند. به نظر مي‏رسد راهکارهاي ذيل، مي تواند تا مدتي آنان را از اين تصميم منصرف کند:

1-اتحاد رسانه اي فرزندان انقلاب و آزادگي در سرتاسر عالم و بيدار کردن مسلمین از اين خواب غفلت.

2-پيام هاي بزرگان و منتفذين و گروه هاي اسلامي و ملي و دانشجويي بر حمايت از بيت المقدس شريف و مردم مظلوم غزه و کرانه باختري (بسي مايه تاسف است که جوانان مجاهد مصر و اردن و ترکيه و فلسطين وسوريه، در همين چند روز اخير، چندين تظاهرات در حمايت از قدس شريف در اين روزها به پا داشته اند و جوانان ايراني، در تعطيلات و غفلتِ تعويض سال هستيم! بدون تعارف براي ايراني با شرف، زشت است.)

3-سعي در کمک رساني موثر به گروه‏هاي مقاومت و تشويق روحيه آنها براي اتداوم مبارزه و حفظ بيت المقدس.

4-تحرک جدي تر دولت و مقامات مجلس براي ايجاد زنجيره دولتي-مردمي در حمايت از قدس.

5-تلاش جدي رسانه ملي در اين روزها که حال و هواي عيد در حال کم رنگ‏تر شدن است.

6-برگزاري راهپيمايي‏هاي خودجوش مردمي در سراسر ايران و جهان اسلام با کمک هسته‏هاي مقاومت.

7-اعلام جمعه همين هفته توسط شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي به عنوان روز خروش بر ضدصهيونيان و برگزاري راهپيمايي همگاني در سراسر کشور و بازتاب خوب آن در رسانه هاي بين المللي.

8-تهديدهاي جدي و برنامه ريزي جدي مانورهاي نظامي و اعلام آن براي انداختن رعب ترس در دل دشمن خبيثي که زباني جز زور نمي فهمد.

9-يادآوري واقعيت تاريخي اضمحلال شرک و کفر در برابر ايمان اسلامي و جهاد.

10- فشار بر حاميان منطقه اي صهيونيسم و وهابيت و بهائيت و فراماسونري و روشنفکري بيمار، که همواره بازوي صهيونيسم بوده است.

11- برجسته سازي انديشمندان ضد صهيونيسم و تجديدنظر طلبان تاريخي که در غرب مدعي آزادي زير فشارهاي تبعيد و زندان و جريمه هستند.

12- تقويت ارتباط با انديشمندان الهيات آزادي بخش و مسيحيان و يهوديان ضد صهيونيست با حفظ مباحث امنيتي و احتياط. تقويت بنيه هاي مالي وسياسي و اقتصادي و رواني هسته هاي مقاومت در سراسر جهان.

13-يافتن ريشه هاي جنايات تاريخي واقتصادي وسياسي واجتماعي صهيونيسم و افشاي آنها. همچنين کشف وافشاي شيوه هاي غفلت پراکني صهيونيسم و يافتن راهکارهاي جدي در مواجهه با آنها. مثلا برجسته سازي جنايات تمدن اومانيستي غرب در جنگ هاي آمريکا با ملل مختلف، فجايع غصب آمريکا و کشتار وسيع سرخ پوستان وسياه پوستان و کودتاهاي آمريکايي بر ضد ملل مختلف و ايرانيان در اقصاي عالم.

14-تداوم جدی بحث مهندسی فرهنگی و مدیریت شبکه تحقیقات و تولید علم، برای رهایی از شر سکولاریسم ودئیسم و علم فراماسون زده و یهودزده و دنیاگرا و پوزیتویستی، در تمام رشته های انسانی وطبیعی وفنی با تاکید بر مباحث تاریخ و فلسفه علم با تکیه بر میراث غنی قرآن و فلسفه و عرفان و تاریخ تمدن اسلامی. ایجاد هسته های مطالعاتی جدی در مباحث علم شناسی و دشمن پژوهی.

15- برگزاري کنفرانس ها و همايش هايي در رسوايي تمدن جنايتکار غربي و صهيوني معاصر، براي رسيدن به برنامه ريزي دقيق استراتژيک، براي طرح هاي جدي و عملي آتي وشيوه عملياتي کردن موثر آنها.

پی نوشت ها و منابع بیشتر برای مطالعه و تحقیق:

1-ر.ک: نگاهي نوبه جنگ هاي صليبي، عبدالحسين بينش، قم، پژوهشکده تحقيات اسلامي، نشر زمزم هدايت، چاپ اول،1386. همچنين روزهای سنوشت ساز در جنگهای صليبی، بسام العسلی، ترجمه عبدالحسين بينش، پژوهشکده تحقيات اسلامي، نشر زمزم هدايت، چاپ اول، 1386 .
2-شهبازي، عبدالله، زرسالاران يهودي وپارسي، استعمار بريتانيا وايران، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي، چاپ اول، 1377، ج1، صص 258-296. همچنين: نگاهي نوبه جنگ هاي صليبي، عبدالحسين بينش، قم، پژوهشکده تحقيات اسلامي، نشر زمزم هدايت، چاپ اول،1386، ص92.
3-فراماسونري جهاني، هارون يحيي(عدنان اکتار)، ترجمه دکتر سيد داوود مير ترابي، نشر المعي، چاپ اول، بهار 1385. همچنين شواليه های معبد، نصير صاحب خلق، نشر هلال و موسسه موعود.
4-ر.ک: عبدالظاهر، حسن عيسي، القاديانيه نشاتها و تطوراتها، کويت، دارالقلم للنشر والتوزيع، محرم 1400ه.ق و همچنين: قزويني، سيد محمد حسن، فرقه وهابي و پاسخ به شبهات آنها، ترجمه وتدوين علي دواني، تهران، نشر رهنمون، چاپ اول، 1382.
5-ر.ک: ورزش در غرب، اسماعيل شفيعي سروستاني، نشر هلال و موعود.
6-براندازي صهيونيستي در امپراطوري عثماني)، محسن فرسايي، نشر هلال،موسسه فرهنگي موعود عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف). چاپ اول، 1388، تهران.
7-ر.ک: ماجراهاي فلسطين واسرائيل، مجيد صفاتاج، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران. همچنين: يهود وصهيونيسم، تحليل عناصر قومي تاريخي وديني يک فاجعه، احمد کريميان، نشر بوستان کتاب، قم. همچنين: زعيتر، اکرم، سرگذشت فلسطين، ترجمه علي اکبر هاشمي رفسنجاني، قم، مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ چهارم، 1376ه.ش. همچنين: پژوهه صهيونيت، کتاب دوم، به کوشش محمد احمدي، نشر مرکز مطالعات فلسطين، چاپ اول، 1381.
8-اسطوره هاي بنيانگذار سياست اسرائيل، پروفسور روژه گارودي، ترجمه حميد رضا آژير و حميد رضا شيخي، موسسه فرهنگي انتشاراتي گوهرشاد، چاپ دوم، 1385ه.ش. همچنين اسطوره هاي صهيونيستي در سينما، محمد حسين فرج نژاد، نشر هلال(موسسه موعود) و مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيما، چاپ اول، 1388، تهران. همچنين: سينما و افسانه سازان هولوکاست، سيد ابوالحسن علوي طباطبايي، نشر کيهان. همچنين: صهيونيسم و نقد تاريخ نگاري معاصر غرب، محمد امير شيخ نوري، نشر پژوهش گاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ اول، 1388.

این تحلیل در رجانیوز: http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=46916

اخبار و تحلیل های مرتبط درباره تخریب مسجدالاقصی: هشدار: مسجد الاقصی درحال تخریب،امسال عید نداریم، وای از غفلت ما / شرح وقایع روزهای اخیر را از وب برادرم فریاد فلسطین پی بگیرید / همچنین وبلاگ در جستجوی حقیقت را ببینید. / همچنین وب یهودشناخت را نیز ببینید. / منابع عربی: اینجا و اینجا را نیز ببینید. همچنین: 200هزار دلار برای هر عملیات موفق برای دفاع از مسجد الاقصی   /    به زودی در قدس نماز خواهیم خواند    /  راه اندازی دوباره اقصانا   / تصاویر تكان دهنده از تحركات رژیم صهیونیستی برای تخریب مسجد الاقصی    /  زخمی شدن چندقلسطینی دردرگیری بااسراییل درمسجد الاقصی واعلان جهادازجانب اخوان المسلمین اردن    / به وسیله دانشجویان عدالتخواه طراحی شد: پوستر اعدام فرعون مصر /   جايزه‌ اعدام انقلابي حسني مبارك به يك و نيم ميليون دلار افزايش يافت   /  بازتاب جهانی مراسم قصاص جالوت   / تعيين جايزه يک ميليون دلاري براي قصاص سران جنايتکار رژيم صهيونيستي   / مراسم تعیین جایزه برای اعدام انقلابی سران رژیم صهیونیستی: قصاص جالوت /  وب حسین قدیانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/04ساعت   توسط سینا  | 

***صهیون پژوه: یا صاحب الزمان کی شود که تو را با دیده سر ببینیم که ظهور کرده ای و...
 
آینده‌ی عربستان، پشت پرده شیعه کشی در یمن

سوالی که در طی سه ماه جنگ در صعده بوجود آمده شدت عمل دولت مخصوصا در جنگ ششم، در قبال شیعیان الحوثی است این شدت عمل تا بدانجا پیش رفته که دیروز عربستان رسما وارد معرکه ی جنگ در یمن شد. واقعیت موضوع اینست که دولت بعد از جنگ پنجم ـ در بهار سال گذشته ـ به این یقین دست یافت که در ارزیابی از قدرت حوثی‏ها دچار یک اشتباه استراتژیک شده است. در سال گذشته رزمندگان الحوثی حتی جنگ را تا نزدیکی پایتخت یمن صنعا (منطقه بنی حشیش) نیز به پیش بردند. نهایتاً دولت به وساطت کشور قطر رضایت داد و موضوع موقتاً خاتمه یافت.

اما زنگ خطری که جنگ سال گذشته به صدا درآورد بیش از آنکه صنعا را هوشیار کند، ریاض و واشنگتن را بیدار نمود. به طوریکه غرب به شکلی ملموس خطر ایجاد حکومتی با ماهیت ضد آمریکایی را در مرزهای جنوبی عربستان احساس کرد. جالب اینجاست که طی این پنج جنگ عدم توانایی دولت در سرکوب شیعیان، شافعی های جنوب را نیز برای احقاق حقوقشان به تکاپو انداخته است. در این میان زیدی ها نیز با بسیج نیروها برای حمایت از حوثی ها نقش به سزایی در پیروزی های این جنبش در روزهای اخیر داشته اند به طوریکه امروز تمام استان صعده (بجز شهر صعده و حومه) در تصرف حوثی ها قرار دارد.

جالب اینجاست که فاش شدن نقش سعودی‏ها بر ضد جنبش الحوثی، باعث بالا رفتن محبوبیت حوثی ها در میان اهل سنت یمن شده است؛ زیرا اهل سنت شافعی‏ مذهب یمن که از فرقه‏های نزدیک اهل سنت به شیعیان هستند نیز در ضدیت با غرب و دولت سعودی چیزی کم از شیعیان ندارد .به هر حال ضعف ارتش یمن و شکست های سنگین در مواجهه با رزمندگان شیعه ، عربستان را به این نتیجه رسانده که برای سرکوبی جنبش الحوثی به قمار بزرگی دست زده و رسما وارد جنگ با آنان شود. در مورد خسارت شدیدی که حکومت سعودی از این اقدام خواهد خورد در ادامه صحبت خواهیم کرد اما مهم‏ترین نگرانی غرب در موضوع یمن یقینا به تحولات آتی در عربستان باز می‏گردد.

توجه خوانندگان عزیز را به "گزارش مؤسسه‏ی پژوهشی واشنگتن" که به وسیله‏ی «سیمون هاندرسون» تنها یک روز پس از ورود «باراک اوباما» به کاخ سفید به وی ارائه شده است جلب می‏کنم. در این گزارش نسبت به چگونگی تعامل با حکومت عربستان هشدار داده شده و در قسمتی از آن آمده است:"پیش‏بینی می‌شود که نظام عربستان سعودی طی 5 سال آینده شاهد تغییر و تحولات بسیار گسترده‌ای باشد به طوریکه 5 پادشاه به ترتیب در طول این مدت بر این کشور حکومت خواهند کرد."

گفتنی است کارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی از مدت‌ها قبل پیش بینی کرده‌اند که به محض مرگ پادشاه فعلی عربستان، نبرد قدرت بر سر جانشینی وی میان شاهزادگان خاندان سلتنطی آغاز خواهد شد. اهمیت موضوع زمانی آشکار می شود که بدانیم اولین کشور متاثر از تحولات درونی در عربستان، یمن است.

واقعیت این است که غرب به خوبی دریافته که در آینده ای نزدیک عربستان دست خوش جنگ قدرت در داخل خواهد شد و این جنگ قدرت در هر اندازه ای که باشد عربستان را برای زمانی نامشخص درون گرا خواهد کرد و این درون‏گرایی باعث تنهایی دولت علی عبدالله صالح در سرکوب شیعیان در شمال و شافعی‏ها در جنوب خواهد شد. البته آمریکا نیز به نوبه‏ی خود از حامیان پشت پرده ی دولت یمن به حساب می آیند اما علنی شدن این حمایت‏ها نه تنها کمکی به دولت یمن نخواهد کرد بلکه با توجه به روحیه‏ی ضد آمریکایی مردم یمن سقوط حکومت را تسریع خواهد کرد. این همان نکته‏ای است که غرب را به این نتیجه رسانده تا عربستان را به حمایت همه‏جانبه از دولت علی عبد الله صالح وادار نماید تا با انجام عملیات باصطلاح "مشت آهنین" کار شیعیان را یکسره کند.

اما عربستان با ورود به معرکه ی صعده علاوه بر این که به هدف اصلی خود یعنی نجات ارتش یمن از شکست در مقابل رزمندگان شیعه نخواهد رسید بلکه بازخوردهای این حرکت را از شیعیان عربستان که اتفاقا از شمال یمن تا داخل این کشور امتداد یافته اند دریافت خواهد نمود. از طرفی مردم منطقه خصوصا شیعیان با مشاهده ی این اتفاقات نسبت به آن بی تفاوت نخواهند ماند به طوریکه با آگاهی به پوچ بودن ادعای دولت های یمن وعربستان مبنی بر شروع جنگ از سوی شیعیان علاوه برآگاهی به حقانیت جریان الحوثی در یمن، یقینا عربستان را مخصوصا در ایام حج با چالشی جدی مواجه خواهند نمود.

به هر حال آنچه می توان در پشت پرده جنگ همه جانبه دولت عبدالله صالح و سعودی ها علیه حوثی های یمن مشاهده کرد، همانا حفظ منافع قدرت های کنونی حاکم بر این کشورهاست.رجانیوز

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت   توسط سینا  | 

خبرگزاري فارس در این لینک به شماره خبر8802210534 در تاریخ 21/2/1388 نوشت: رئيس جمهور پاكستان فاش كرد كه سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) وسرويس اطلاعات داخلي پاكستان (آي اس آي) با همكاري يكديگر طالبان را به وجود آوردند.

به گزارش فارس "آصف علي زرداري" طي مصاحبه‌اي با شبكه خبري "ان‌بي‌سي" در يك افشاگري جديد گفت كه سيا و سرويس اطلاعات داخلي پاكستان با همكاري يكديگر طالبان را به وجود آوردند. زرداري گفت: من فكر مي‌كنم طالبان بخشي از گذشته آمريكا و گذشته ماست و سيا و سازمان اطلاعات داخلي پاكستان آنها را با كمك يكديگر به وجود آوردند. تحليلگران مسائل سياسي منطقه در ارتباط با نفوذ و شكل‌گيري طالبان عقيده دارند دولت پاكستان در حال نبرد با گسترش قلمرو نفوذ طالبان در اين كشور است تا حاكميت شبه نظاميان را به دره سوات محدود كند اين درحالي است كه بنا بر اعتراف "هيلاري كلينتون " وزير خارجه آمريكا، طالبان با حمايت پاكستان و آمريكا براي پايان دادن به اشغال افغانستان توسط شوروي سابق شكل گرفتند.
اين موضوع بهانه ورود و دخالت اين كشورها بويژه آمريكا در منطقه براي مبارزه با تروريسم بوده است درحاليكه نه تنها به گسترش افراط گرايي كمك كرده‌اند بلكه حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي اين كشورها نيز باعث رشد طالبان در اين منطقه شده است. زرداري همچنين در مصاحبه‌اي كه در 7 مي ( 17 ارديبهشت) با شبكه ان‌بي‌سي انجام داد، آمريكا را به حمايت از حكومت نظامي "پرويز مشرف " رئيس جمهور پيشين پاكستان كه گفته مي‌شود طرفدار طالبان بوده، متهم كرد. وي با اين باور رايج در آمريكا كه ارتش و سرويس‌هاي اطلاعاتي پاكستان همچنان از طالبان طرفداري مي كنند، مخالفت كرد.
ارتش پاكستان از اواخر ماه گذشته پس از پيشرفت نيروهاي طالبان بر خلاف توافقنامه صلح در ماه فوريه تا صد كيلومتري اسلام آباد پايتخت پاكستان به صورت پي‌در‌پي به شبه نظامياني كه در دره سوات مخفي شده‌اند حمله كرده است.


CIA and ISI together created Taliban:  Zardari

Washington , May 11: In a new revelation, Pakistan
President Asif Ali Zardari has said that the CIA of the United States
and his country's ISI together created the Taliban.
"I think it was part of your past and our past, and the ISI and CIA created them together, " Zardari told the NBC news channel in an interview.
In the interview, which was given to the NBC on May 7, Zardari also accused the US of supporting the military rule of Pervez Musharraf who was alleged to be taking sides of the aliban.
He disagreed with the popular belief in the US that the Pakistan military and intelligent services still have sympathies for the Taliban.
"I think General Musharraf may have had a mindset to run head and hand with the hound but certainly not on our watch. We don't have a tough process at all, " Zardari said.
Asked about the influential role of the Pakistan Army, Zardari said he is in control of everything in the country, including the military.
"The Parliament has final say. It's the Parliament form of government, and I am a product of the Parliament, " he said.
Earlier, Zardari in an another interview had said that India was not a "threat " to his country and that Pakistan had moved some of its forces from its Indian border to western frontier to eliminate Taliban in its tribal belt.
Bureau Report
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت   توسط سینا  | 

فراماسونري و نقش آن در تاريخ معاصر ايران

  بسمه تعالي. درباره فراماسونري در ايران علي‌رغم شعارهاي زيادي كه پيرامون اين قضيه منتشر شده   كار جدي انجام نشده است! شايد كتاب‌هايي كه درباره فراماسونري نوشته شده و در بين مردم توزيع شده، بيش از 10 جلد نباشد و حتي بعضي از اين كتاب ها هم با اهداف و اغراض خاصي نوشته شده‌اند. براي مثال كتابي كه «اسماعيل رائين» در سال 1347 منتشر كرده با وجود اسنادي كه مي توان به آن استناد كرد اما با اهداف خاصي نوشته شده و اسناد آن انتخاب شده است و حتي در بعضي اسناد نيز دستكاري و اعمال نظر صورت گرفته است.

مشكل ديگر درباره شناخت فراماسونري، پنهاني بودن فعاليتهاي اين تشكيلات است. در اصل، تعريف تشكيلات فراماسونري اين است كه بگوييم: فراماسونري تشكيلات يا جمعيتي است، پنهان روش و نخبه گرا. در تشكيلات فراماسونري اين دو ويژگي اصل است. پنهان روشي را براي اين انتخاب كرد كه افرادي خارج از تشكيلات با اهداف و روش هاي آن آشنا نشوند و نخبه گرائي را از اين جهت برگزيدند كه قصدشان تسخير كشورها و كل جهان است. از اين جهت به هر كشوري كه وارد مي شود سراغ نخبگان مي رود و سعي دارد تا امور اساسي و شريان هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي آن كشور را به دست بياورد و در آن منطقه نفوذ كند و بعد در مناطق ديگر نفوذ خود را گسترش دهد. در جهان عرب با توجه به ظهور پديدهء اسرائيل و تشكيل حكومت نا مشروع آن در فلسطين و درگيري ملت ها و نخبگان آن جوامع با اين مساله- هر چند كه دولت هاي آنان نسبت به اين مساله بي اعتنا بودند-  بيشتر از ما مواجه هستند و درباره‌اش  تحقيق كرده اند. اما درباره ميزان مطالعات و ژرفاي تحقيقات آنها متأسفانه ترديد وجود دارد. ...دربارهء تاريخچه فراماسونري هم دو نوع پيشينه در مقابل ما مي گذارند. ... بقیه این سخنرانی پرمغز را درادامه همین مطلب بخوانید... منبع:سخنراني محقق گرانقدر، آقاي موسي حقاني در اولين نشست آموزشي جمعيت دفاع از ملت فلسطين،  با تشکر از جمعيت دفاع از ملت فلسطين 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/12ساعت   توسط سینا  | 

ايام 29؛ فرآيند تدوين و بازتاب‌ها  صداي سخن عشق...

 از مدتها پيش، خوانندگان‌ روزنامه‌ و جمعي‌ از نخبگان‌ در تماسهاي‌ گوناگون، نسبت‌ به‌ تبليغ‌ بهائيت‌ در مناطق‌ مختلف‌ و تبعات اجتماعي و فرهنگي آن،‌ هشدار  مي دادند و خواستار اقدامي‌ جدي‌ و منطقي‌ جهت آگاه‌سازي‌ عموم‌ مردم‌ بويژه‌ نسل‌ جوان از ماهيت، پيشينه‌ و اهداف‌ اين گروه بودند، لذا از حدود يك‌ سال‌ قبل ،‌ موضوع‌ در روزنامه‌ مورد بررسي‌ قرار گرفت‌ و سرانجام‌ با تصويب‌ اجراي‌ پروژه، اين‌ ماموريت‌ به‌ ويژه‌نامه‌ ايام‌ و گروه‌ تاريخ‌ روزنامه‌ محول‌ شد.مقاله حاضر گزارشي است از فرآيند تدوين  و بازتاب‌هاي ايام 29.

1. فرآيند تدوين‌

در نخستين‌ گام، گروه علمي‌ ايام‌ با تشكيل‌ جلساتي، سياست‌ها و خطوط مشي خويش‌ را به‌ شرح‌ زير مصوب‌ ساخت:

1) با توجه‌ به‌ موضوع‌ ويژه‌نامه‌ ايام، روح‌ حاكم‌ بر مطالب، تاريخي‌ ـ سياسي‌ خواهد بود./ 2)  مـطـالـب، بايد عالمانه، مستند و به‌ دور از شعارزدگي‌ تهيه‌ شود. به‌ عبارت‌ ديگر رويكرد بحث‌ بايد علمي‌ و استدلالي‌ باشد. /3) از نيروهاي‌ فعال‌ در عرصه‌ مطالعات‌ تاريخ‌ معاصر براي‌ مشاركت‌ در اين‌ اقدام‌ دعوت‌ شود. /4) از اسناد و تصاوير موجود در آرشيوهاي مراكز و دستگاه‌هاي مختلف (اعم از دولتي و خصوصي) استمداد و بهره‌گيري‌ شود. /5) حتي‌الامكان‌ از مـنـابـع‌ بـهـائـي، بويژه‌ در مباحث اساسي و نتيجه‌گيري‌هاي آن،  استفاده‌ گردد. /6) بر طرح‌ مباحث‌ بكر و ناگفته‌ ـ يا كمتر گفته‌ شده‌

- بيشتر تكيه‌ شود. /7) مباحثي‌ كه‌ قبلا‌ از سوي‌ محققان‌ بدان‌ پرداخته‌ شده، اين‌ بار با پرداختي‌ نو و با منابع‌ و مآخذي‌ غني‌تر مورد بررسي‌ قرار گيرد. /8) اين‌ ويژه‌نامه‌ به‌  مسائل  سياسي‌ روز كه‌ در مجامع‌ داخلي‌ و بين‌المللي‌ انجام‌ مي‌گيرد مربوط‌ نمي‌شود و صرفا‌ يك‌ حركت‌ تحقيقي‌ و پژوهشي‌ است.

در گـام‌ بـعدي، گروه‌ علمي‌ ايام، اهم‌ موضوعات‌ قابل‌ طرح‌ در ويژه‌نامه‌ را معين‌ ساخت. با توجه‌ به‌ مراتب‌ فوق، محققان، مطالعه‌ منابع‌ بهائي‌ و غير آن را آغاز نموده‌ و از موضوعات‌ مختلف،‌ فيش‌برداري‌ كردند. در پايان‌ اين‌ مـرحـلـه، هـزاران‌ فـيـش‌ گـردآوري‌ شـده‌ ، موضوع‌‌بندي شد و در اختيار اساتيد و محققان‌ قرار گرفت‌ تا بر آن‌ اساس‌ به‌ تاليف‌ مقالات‌ بپردازند. همچنين‌ در خلال‌ مطالعات، اسناد و عكسهاي‌ مناسب‌ نيز از منابع‌ بهايي‌ اخذ گرديد تا در صورت‌ لزوم، مورد استفاده‌ قرار گيرد.

پس‌ از نگارش‌ مقالات، گروه علمي‌ به‌ بررسي‌ دقيق‌ و موشكافانه‌ آنها پرداخت‌ و موارد نـقـص، ايـراد و عـدم‌الكمال‌ هر يك‌ را به‌ نويسندگان‌ ذي‌ربط‌ گوشزد كرد و مو‌لفان‌ نيز به‌ رفع‌ موارد ياد شده‌ و تكميل‌ مطالب‌ پرداختند. آن گاه‌ بررسي كليه‌ مقالات‌ در هيات‌ علمي‌ صورت گرفت و مطالب از حيث‌ لحن، نحوه‌ ورود و خروج‌ به بحث، ويرايش‌ علمي‌ و ادبي‌ و ساير امور، بازخواني، اصلاح و‌ هماهنگ شد و براي‌ صفحه‌آرايي‌ آماده‌ گرديد.

نكته‌ حائزاهميت‌ آن‌ است‌ كه‌ ما به‌ دليل‌ سـاختار مطبوعاتي ويژه‌نامه (ضرورت تنوع مطالب و كوتاهي مقالات) با محدوديت‌هاي‌ چندي‌ روبه‌رو بوديم‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ ، ضرورت‌ داشت‌ مقالات كلي و مفصل، اولا فشرده و ثانيا به بخشهاي مختلف تقطيع شود و همين‌ امر شايد قدري از انسجام و وضوح‌ مطالب‌ كاست، لذا براي‌ جبران  «نسبي»  اين امر، در فهرست‌ مندرجات ايام  (صفحه‌ 1) مطالب‌ به‌ نحوي‌ چيده‌ شد كه‌ خواننده‌ فهيم، به‌ اين‌ مطلب‌ عنايت داشته باشد كه بايد همه‌ مقالات‌ يك‌ بخش‌ را در كنار هم‌ مطالعه‌ كند و آنها را به‌ صورت‌ جامع‌ و يكجا مبناي‌ نتيجه‌گيري‌ و قضاوت‌ خويش‌ قرار دهد. في‌المثل‌ در بحث‌  «بهائيت‌ و اسرائيل»  بايد همه‌ مقالات‌ بررسي گردد تا روابط‌ سران‌ بهائيت‌ با صهيونيسم‌ بين‌الملل‌ و اشغالگران‌ قدس‌ به‌ خوبي‌ و به طور همه  جانبه  واكاوي‌ شود وگرنه‌ مطالعه‌ يك‌ مقاله‌ و استناد بدان (بلكه استناد به يك پاراگراف آن)‌ بدون‌ توجه‌ به‌ ساير مقالات‌ ـ كه‌ بويژه‌ از منتقدان‌ بهائي‌ سر مي‌زد ـ عمدتا‌ نمي‌تواند قضاوت‌ جامع‌ و  دقيقي را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد.

به‌ جرات‌ مي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ در ايام‌ 29 بخش قابل توجهي از مطالب‌، براي‌ نخستين‌ بار مطرح‌ ‌شده (و بقيه نيز با پرداختي نو ارائه) گرديده است و بيش‌ از 70 درصد استنادات‌ و منابع‌ بحث‌، از آثار بهائي‌ اخذ شده‌ ، اين در حالي است ‌ كه‌ تعداد قابل‌ توجهي‌ از نقدهايي‌ كه‌ از سوي‌ هواداران‌ بهائيت‌ به‌ دست‌ ما رسيده، بر اين‌ ادعا استوار است‌ كه‌ اين‌ مطالب‌ عمدتا قديمي‌ و تكراري‌ بوده‌ و از كتابهاي‌ رديه گرفته شده‌ است! شاهد اين‌ امر نيز آن‌ است‌ كه‌ در تمامي‌ نقدهايي‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ دست‌ ما رسيده‌، نقد بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از مطالب‌ ايام‌ 29 مغفول‌ مانده‌ و به‌ آنها پرداخته‌ نشده‌ است‌ زيرا استناد مباحث‌ به‌ طور عمده‌ از منابع‌‌ بهائي‌ بوده‌ و حرف‌ حساب‌ هم‌ جواب‌ ندارد!

از سوي‌ ديگر حجم‌ بسيار زيادي‌ از مطالب‌ تهيه‌ شد، كه‌ اين‌ 64 صفحه، خلاصه‌ صدها صفحه‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌ محسوب‌ مي‌گرديد. بدين‌ترتيب‌ بخش‌ مهمي‌ از مطالب‌ در ايام‌ گنجانده‌ شد، اما همچنان‌ مطالبي‌ بسيار مستند و علمي‌ و پراهميت،‌ امكان‌ نشر در ايام را پيدا نكرد.

2. بازتاب‌ها

الـف) واكنش‌هـاي مثبت: روز ششم‌ شهريور 1386 مصادف‌ با شب‌ نيمه‌ شعبان، فرخنده‌ زادروز حضرت‌ حجت‌ بن‌ الحسن‌ العسكري‌عج، بيست‌ و نهمين‌ شماره‌ ايام، ضميمه‌ روزنـامـه‌ جام‌جم‌ در 64 صفحه‌ با عنوان:  «بهائيت؛ آن ‌گونه‌ كه‌ هست»  انتشار يافت‌ و همان‌ روز طي‌ مدت‌ كوتاهي‌ در سراسر كشور ناياب‌ شد. انتشار اين‌ ويژه‌نامه، بازتاب‌هاي‌ گسترده‌اي‌ را در داخل و خارج از كشور برانگيخت و بلافاصله‌ انـبـوه‌ خـوانندگان‌ ضمن‌ تماس‌ يا مراجعه‌ حضوري، خواستار يك‌ يا چند نسخه‌ از آن‌ شدند. روزنامه‌ نيز با پيش‌بيني‌ اين‌ امر و اتخاذ تمهيدات‌ لازم، در حد‌ وسع‌ خود در صدد اجابت‌ تقاضاي‌ مردم‌ بود ولي‌ به‌ دليل‌ حجم‌ زياد درخواست‌ها ناگزير شد تمهيدات ويژه‌اي‌ را براي‌ اين‌ امر اتخاذ‌ كند تا تحت‌ نظم‌ خاصي‌ درآيد. گروه‌ قابل‌ توجهي‌ از مردم‌ با تماس‌هاي‌ تـلـفـنـي‌ و ارسـال‌ پيام‌هاي‌ الكترونيكي‌ و... پرداختن‌ به‌ اين‌ موضوع‌ را در مقطع كنوني، امري‌ لازم‌ و ضروري‌ برشمردند و اظهار داشتند كه‌ ويژه‌نامه‌ مذكور توانسته‌ است تا حدود زيادي به‌ اين ضرورت‌ پاسخ‌ دهد.  در شهرسـتان‌ها نيز شاهد بازتاب‌هاي‌ مختلفي‌ بوديم. در اصفهان، راهپيمايان‌ در روز نيمه‌شعبان‌ اين‌ اقدام‌ را مورد حمايت‌ قرار دادند و علماي‌ بزرگ‌ اين‌ شهر با ارسال‌ نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ رياست‌ سازمان‌ صدا و سيما پرداختن‌ به‌ اين‌ موضوع‌ را اقدامي‌ شايسته‌ دانستند، كه موجب آگاهي عمومي و مسرت خواص شده است. در قـم‌ نـيـز بـرخـي‌ مـراجـع‌ عـظـام‌ تقليد در سخنرانيهاي‌ متعدد خويش، انتشار اين‌ ويژه‌نامه‌ را ستودند و اقدامي در جهت روشن شدن حقايق دانستند. از سوي ديگر بعضي شخصيت‌ها (همچون ائمه محترم جمعه) و مراكز علمي، آموزشي و اجرايي (همچون وزارت آموزش و پرورش‌ و ...) با ارسال نامه‌هاي جداگانه‌اي، خواستار تعدادي از ويژه‌نامه مزبور شدند كه با تدابير پيش‌بيني شده، خوشبختانه توانستيم اين درخواست‌ها را اجابت كنيم. بعضي گروههاي علمي در موسسات آموزش عالي نيز با ارسال نامه‌هايي بروسعت تتبع، بكر بودن مباحث و همچنين اتقان مطالب و رويكرد علمي آن در ويژه‌نامه مزبور انگشت تاكيد نهاده و انتشار آن را مورد تمجيد قرار دادند و حتي برخي ديگر از اين موسسات، ويژه نامه را تهيه و در اختيار اعضاي گروههاي علمي خويش گذاردند. همچنين تعدادي از شخصيت‌هاي كشور و گروههاي علمي و كارشناسي از دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي ضمن تماس تلفني يا ملاقات حضوري با رئيس سازمان صدا و سيما انتشار ايام 29 را اقدامي بجا و در خور تحسين شمردند.

ب) بازتاب‌هاي منفي: همه‌ واكنش‌ها اما به‌ اينجا ختم‌ نمي‌شد و اين‌ اقدام، بازتاب‌هاي‌ ديگري‌ نيز به همراه داشت. عده‌اي كه مقالا‌ت ايام به كامشان شيرين نيامده بود،‌ در تماسهاي‌ تلفني، با فحشها، اهانت‌هاي‌ تند و تيز و انواع‌ تهديدات (حتي تهديد به اسيد پاشي و قتل!)‌ ما را نواختند. برخي‌ هم‌ با ايميل‌ و نامه‌ با اين‌ اقدام‌ مخالفت‌ ورزيدند و البته‌ در برخورد با اين‌ ويژه‌نامه‌ و مقالات‌ مختلف‌ آن‌، غالبا تعابيري تند و خارج از نزاكت را به كار گرفتند و البته‌ مواردي‌ نيز وجود داشت‌ كه‌ به‌ نحو مو‌دبانه‌ نظر خويش‌ را ابراز كرده‌ بودند. همچنين‌ باخبر شديم‌ كه‌ در روز انتشار اين‌ ويژه‌نامه‌ در پاره‌اي‌ شهرها نيز افرادي‌ با برنامه‌ريزي‌ قبلي‌ و بعضي‌ با وانت‌بار به‌ كيوسك‌هاي‌ روزنامه‌فروشي‌ مراجعه‌ كرده‌ بودند تا با جمع‌آوري‌ هر مقدار ممكن‌ از روزنامه‌ و ايام 29 جلو انتشار آن‌ را بگيرند، ولي‌ طبق‌ اخبار واصله، خوشبختانه‌ اين‌ اقدام‌ نيز مانعي‌ جدي‌ در آگاهي‌بخشي‌ خوانندگان‌ فهيم‌ فراهم‌ نياورد.

بنابر آنچه كه در برخي سايت‌ها منعكس شد 10 روز پس‌ از انتشار ويژه‌نامه، كادر مركزي‌ بهائيان‌ ايران‌ نيز مجبور به اعلام موضع و تحريك اعضا به‌ مقابله‌ با ايام‌ 29 شد و جالب‌ آن كه همپاي اين بي‌مهري‌ها،‌ تماسهاي‌ روزافزوني نيز از عناصر منصف درون‌ اين‌ گروه و نيز مسلماناني‌ كه‌ تحت‌ تبليغ‌ بهائيان‌ قرار گرفته‌اند، داشته‌ و داريم‌ كه‌ آگاهي‌ بيشتر نسبت‌ به‌ پيشينه‌ و اهداف‌ اين‌ تشكيلات‌ را خواستارند و زمينه ارتباط آنها با كارشناسان‌ برجسته‌ تدريجا فراهم مي‌شود.  بحمدالله‌ ايام‌ 29 در تامين هدف اساسي تهيه‌كنندگان، يعني  تبيين علمي حقايق تاريخي و ارتقاي سطح‌ آگاهي‌هاي نسل‌ جوان كشور و نيز برانگيختن حس تحقيق و كاوش در جوانان بهائي (به دور از كليشه‌‌هاي رايج و جنجال‌هاي تبليغاتي)، بسيار موفق بوده است و تاثيرات مثبت و بلندمدت آن روز به روز بيشتر خودنمايي مي‌كند. در واقع، ويژه‌نامه ايام 29، حركتي برخاسته از عشق (عشق به حقيقت) بود كه به گفته خواجه شيراز، خوشتر از  پژواك و بازتاب آن، يادگاري در جهان هستي نيست:از صداي1 سخن عشق نديدم خوشتر     يادگاري كه در اين گنبد دوّار بماند  پي‌نوشت:1 .  صدا به معناي پژواك و بازتاب صدا است. به قول ملا‌ي رومي: اين جهان كوه است و فعل ما ندا / سوي ما آيد نداها را صدا.

فهرست مطالب:

» ايام 29؛ فرآيند تدوين و بازتاب‌ها   صداي سخن عشق... 

» مخاطب اصلي مقالات ايام، و پاسخ به چند ايراد

» نقدي «روش شناسانه» بر مقالات انتقادي عليه ايام 29

» ما ايستاده‌ايم؛ پاسخ منطقي بدهيد!

» نيمهِ‌ شعبان، عيد اميد

» انقلاب‌ اسلامي‌ ايران؛ وامدار الطاف‌ الهي ؛ ما منّت‌ از ولي‌عصرعج مي‌كشيم‌

» توصيه‌هاي‌ رهبر كبير انقلاب‌ ‌

» بهائيت و روس‌ تزاري

» بحثي در مناسبات حسينعلي‌ بهاء و روسيه‌، پيوند ديرپا با استعمار تزاري‌ 

» واكاوي مناسبات روس تزاري و بهائيت‌، ماه عسل در عشق‌آباد

» باقر اوف؛ بهائي‌ و «روس‌فيل» ، خوابي كه تعبير نشد!

» چرا كتاب‌ «كشف‌ الغطاء» را جمع‌ كردند؟!‌

» بهائيت‌ و انگليس

» حمايت‌ انگليس‌ در طول‌ قرن‌ 20 از بهائيان‌; پيام محبت‌آميز ملكه!

» جرياني‌ ارتجاعي‌ و وابسته‌

‌‌» مناسبات‌ مانكجي‌ هاتريا با بها‌ئيان؛‌بها‌ئيت‌ و سرويس اطلاعاتي‌ انگلستان‌؛ (ویرایش دوم با اضافات و تکمیلات)

» همكاري‌ بهائيان‌ با تشكيلات‌ (سياسي‌ و اقتصادي) روسيه‌ در ايران، مغازله با همسايه شمالي

» پرده‌اي از مناسبات بهائيت‌ و عثماني‌ ‌، نامه‌اي كه به سرقت رفت!

» پيشگويي‌هاي غريب! ‌

» دوستان‌ «انگلو ـ صهيون» عباس‌افندي‌

» همكاري‌ با مؤ‌سسات انگليس‌ در ايران‌

» بهائيت‌ و امريكا

» پيوند ديرين با امريكا

» بهائيت،پيشگام در ترويج فرهنگ امريكايي در ايران‌

» دستيار جناب ويلسون‌

» اردشيرجي‌، ميراث‌دار مانكجي در ايران‌

» تعامل با ميسيون‌هاي تبشيري

» كارنامه نبيل الدوله كاردار بهائي سفارت ايران در امريكا؛ به نام ايران، به كام فرقه

» حمايت امريكا از بهائيه،  پس از انقلاب اسلا‌مي‌

» بها، و تحت‌ الحمايگي‌ روسيه‌

» پيامدهاي يك قتل‌

» روز شمار تاریخ بابیت وبهائیت

» بهائيت؛ پيوند با استکبار

» برخورد دوگانه‌

» مبارزه دولت شوروي با بهائيان

» روابط با سيا و کاخ سفيد

» بهائيت‌ و اسرائيل‌

» دادگاههاي‌ اسرائيل پشتيبان‌ شوقي‌ افندي‌

» ديدار با مسئولان‌ تراز‌ اول‌ اسرائيل

» رسانه‌هاي‌ اسرائيل حمايت ‌مي‌کنند

» بهائيت‌ و صهيونيسم‌؛ پيوند ديرين‌

» حضور در انجمنهاي‌ ماسوني‌ و شبه‌ ماسوني‌

» شادي از پيروزي تل آويو

‌‌» بهائيت‌ و ماسونيّت؛ ويژگي‌ها و اهداف مشترک‌

» موج‌ بيداري‌ اسلامي، و افول‌ فرقه‌ ضاله‌

» با اسرائيل، در سالهاي‌ اخير

» بهائيت‌ و رژيم‌ پهلوي‌

» هزار پيشه!

» امپرياليسم خبري و بهائيت‌

» مرگ‌ حق‌ است‌؛ اما براي‌ همسايه!‌

» کرنش به‌ ديکتاتوري!

» تبليغ در کشور کودتاها

» چرا شاه‌ از بهائيان‌ حمايت‌ مي‌کرد؟

» هزار پيشه!

» امپرياليسم خبري و بهائيت‌

» راز قتل‌ طيب‌! ‌

» امام‌ خميني‌ و بهائيت‌؛ خروش بر توطئه‌ها!

» هشدار به مسؤولا‌ن رژيم‌

» با خارجي‌ها سر و سرّ دارند

» آيت‌الله‌ بروجردي‌ و بهائيان‌؛ نگران از نفوذ!

» تخريب‌ «هويت» ملي ؛ به‌ نفع‌ غربزدگي‌

» استعمار و ظهور مسلکهاي‌ شبه‌ديني

» نقد بابيت و بهائيت‌

» بهائيت، روياروي‌ جهان‌ اسلام‌

» ميرزا آقا خان‌ نوري‌ و حسينعلي‌ بهاء

» بيا تا عزيزت‌ کنم!

» پايداري‌ ياران‌ امير

» روادار، اما نه‌ با دين‌سازان‌ وحدت‌ شکن‌

» اميرکبير؛ در مقابله باب و بهاء!

» سقوط‌ در دام‌ بهائيت‌

» واکاوي پرونده وزير همايون در عصر قاجار‌ ‌؛ کارنامه‌ يک‌ وزير بهائي‌

» کاش همه بهائي مي‌شدند!

» تبليغ در کشور کودتاها

» کرنش به‌ ديکتاتوري!

» مرگ‌ حق‌ است‌؛ اما براي‌ همسايه!‌

» بهائيان در ويتنام اشغالي‌؛ تبليغ‌ در خدمت‌ نظام سلطه‌

» بهائيت‌ و سياست؛ تناقض‌ شعار و عمل‌

» عظمت يک‌ بانوي‌ فقير مسلمان! ‌

» خاطرات‌ يک‌ نجات‌يافته‌

» خاطرات حسين فلا‌ح؛ يک نجات‌يافته ديگر؛ حجت مسلماني من‌

» مظلوم‌نمايي‌ به‌ قيمت‌ دروغپردازي‌

» خشم سران‌ بهائيت‌ از بي‌ توجهي‌ جهانيان‌ به آنان

» روِياي‌ يک‌ پروفسور بهائي‌

» عجز علي‌محمد شيرازي از پاسخگويي‌ به‌ سؤ‌ال‌ علماي‌ اصفهان‌؛ باب و چالش‌هاي پيش رو

» بحثي در توبه نامه علي‌محمد باب‌؛ هيچ‌ادعايي ندارم و توبه مي‌کنم!

» رفتارشناسي بهائيت در برخورد با منتقدان

منابع: http://www.ayam29.comو همچنین:http://www.ayyam.blogfa.com/ 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت   توسط سینا  | 

تراوای فرهنگی در خانه های ایرانی(نقدی برآثار پائلوکوئیلو)

برخی مجلات مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما برخلاف برخی ازقسمتهای صداو سیما بسیار بامحتوا ومفید هستندواین مهم دلیلی نداردمگراینکه این مرکز درقم تاسیس شده وگوشه کوچکی ازتوان حوزه های علمیه شیعه رابه یاری طلبیده است.امیدکه مسئولان صداوسیمادر راه استفاده وافر ازتوان عظیم حوزه ها،امکانات بیشتری رادرقم مهیا کنندوبرنامه های رسانه ملی رادر راستای فرهنگ اسلامی کار کنند.قبلاچند مقاله ازمجله خانه هنرواندیشه مرکزپژوهشها آورده بودم. امروز هم مقاله ای از آخرین شماره مجله طوبی (شماره ۲۸) بهار ۱۳۸۷ -که ماهنامه زن و خانواده مرکز پژوهشهاست می آورم. جالب بودن این مقاله به این است که بدون جوگیری و تسلیم جو مسموم فرهنگی کشور، با تحقیقی مدقانه به ریشه یابی نظریات یکی از مشهوران غرب گرای غرب پسند(!)یعنی پائلوکوئیلو، پرداخته است و ارتباطات صهیونیستی او را افشا کرده است... پیشنهاد می کنم این مقاله را با دقت بخوانید...

خودبنيادي بشر در عصر تجدد، زمينه ساز اقبال به معنويت در زمانه پس از تجدد

روزگاري انسان،  خود را خالق مي ديد و جهان را تحت کنترل علم و تکنولوژي سلطه طلب خويش مي پنداشت. آن عصر را مدرنيته نام نهاد. اما بشر، بيش از آنچه مي انديشد، ضعيف است و متکي به نيروي لايزالي که آرامشش، در شناخت و فناي در اوست. عصر کنوني را عصر معنويت نام نهاده اند، چرا که پس از حدود چهار قرن دوري از معنويت و دين و سيطره کميات و تکنيک هاي ماشيني، زندگي بشر هر روز از آرامش دورتر شده است. آرامشي که مي  پنداشت در تکنولوژي و ماشين و صنعت آن را مي يابد. اما همين ابزارهاي فني، قدرتي براي برخي شبه انسان ها به ارمغان آورد که در فاصله حدود چهل سال(1914 تا 1945 ميلادي) دو جنگ خانمان سوز و ويرانگر، دنيا را به هلاکت نزديک تر کرد. نبردهايي به نام جنگ جهاني و به کام زرسالاران يهودي و صهيونيست و بعضا مسيحي.

در اين دو دوره جنگ، بيش از صد ميليون انسان غالبا بي گناه در ميدان اتش و تکنولوژي سوختند و از بين رفتند و سرمايه داران، در نتيجه اوضاع تورمي جنگ، ثروتنمد تر شدند. اين دو جنگ به نام دين نبود و حاصل تمدن نماي مدرنيته بود. در يک طرف سوسياليست هاي ملي گرا(نازي هاي آلماني) و فاشيست هاي ايتاليايي و ژاپني هاي امپراطور پرست بودند و در طرف ديگر ليبرال هاي انگليسي و کمونيست هاي شوروي و چين و پراگماتيست هاي آمريکايي و طرفداران فرانسوي حقوق بشر!  اين دو نبرد شوم، رسواگر بازي کودکانه يهود و فراماسونري  و سرمايه داري شرقي و غربي بود که چهارصد سال،  مکاتب مادي را جايگزين دين کرده بود و خلا دين را با ايسم هاي  پر زرق و برق، پر کرده بود. اما انسان فهميده، پس از اين فاجعه حاصل دوران مدرن، فهميد که مدرنيته و ايسم هاي متعددش، نه تنها پاسخگوي نيازهاي زندگي اش نبوده بلکه او را به جهنم بزرگ جنگ با بيش از صد ميليون مقتول، کشانده است. به همين جهت، اواخر دومين نبرد، اوايل دوران پس از تجدد يا پست مدرن شد که نقدهاي زياد انديشوران به مدرنيته با حرارت و شور، بيان شد.

جهت دهي انحرافي به اشتياق معنوي و ديني بشر در دوران معاصر توسط قدرت سالاران

 اما سرمايه داران و دنياطلبان عالم در اين انديشه بودند که پروژه جديدي را اغاز کنند تا باز هم بر ثروتشان افزوده شود و استعمار نويني را جايگزين سنت هاي استثماري خود کنند. بهترين راه همراه، از جهتي نقد پست مدرن ها و از جهتي همراهي تاکتيکي با پست مدرن ها بود. چنين شد که پست مدرن هاي سنت گرا  که همراهي با دين را، تنها راه رهايي مي دانستند نفي شدند و با فشارهايي مواجه شدند مانند روژه گارودي و حامد الگار و رنه گنون و... و جريانات پست مدرني که به سمت معناگرايي سکولار و منهاي دين پيش مي رفتند، تقويت شدند. مانند معنويت هاي متمايل به بوديسم و هندوئيسم و تائوئيسم و کاباليسم و رهبانيت مسيحي.

پس از شکست شوروي در جنگ سرد و پيشتازي اروپاي غربي و آمريکا در نبرد قدرت جهاني به يکباره تب گرايش رسانه هاي وابسته به زرسالاران به بوديسم تبتي(لامائيسم) و کاباليسم(تصوف يهودي) و فرقه هاي جديد و اديان جعلي زياد شد و فيلم هاي متعددي به نام معنويت گرا از سينماي پرقدرت هاليوود به تمام نقاط جهان سرازير شد و مردمان ساده چنين پنداشتند که تراست هاي هنري-تجاري  هاليوود که غالبا  وابسته به صهيونيسم بودند، به سمت انسانيت پيش مي روند. اما تعجب از اينجا بود که معنويت اسلامي هيچ جايگاهي در اين روند نداشت. طبيعي بود که نمي توانستيم بگوييم: «سينما و هنر غربي را به اسلام چه کار ، آنها که يهودي و مسيحي اند!»؛ چرا که آنها همانطور که مسلمان نبودند يا بهتر بگويم در جامعه غربي همانطور که تعداد مسلمانان در اقليت بود، تعداد بودائيان و هندوها و تائوئيست ها  در اقليت مضاعفي بودند. بطور تاريخي غربيان با مسلمانان اندلس و امثال ابن سينا و ابن رشد بيش از متفکرين شرق دور آشنا بوده و آثار آنها را به لاتين و انگليسي و فرانسه و اسپانيولي ترجمه کرده بودند. پس بايد دليل بهتري را در اين بين سراغ گرفت.  کم کم معلوم شد که داستان از اين قرار است که بخشي از معنويت گرايي رسانه هاي وابسته به قدرت غربي، پروژه اي حساب شده است براي تحت الشعاع قرار دادن معنويت گرايي اصيلي که در نتيجه شرايط نامناسب غرب، در انجا در حال رشد بود. از جهت ديگر شاهد بوديم که موسسات شخصيت پرداز غربي که شديدا تحت کنترل سرمايه داران اصلي قرار داشت، افارد خاصي را که چندان عميق نيستند را در  کارتل هاي رسانه اي خويش به اوج رسانده اند و هر کوي و برزني در جهان انها را مي شناسد. ترديد هر منصفي با ديدن اين اوضاع بيشتر مي شود و نياز به تعمق دقيق تر را بيشتر مي کند.

حمايت صريح سران صهيونيسم از پائلو كوئيلو

يکي از افرادي که در اين اوضاع به بالاترين قلل شهرت جهاني رسيدند و از جانب زرسالاران و صهيونيست ها مورد تاييدات چند باره قرار گرفتند، پائولوکوئيلو مي باشد. در ماه سپتامبر ۱۹۹۹ پس از سفرهاى طولانى به اقصى نقاط جهان، كوئيلو از سرزمين هاي اشغالي فلسطين (اسرائيل) ديدن كرد. تمام كتاب هاى او در اين كشور، فروش فوق العاده اى داشت و مسوولان حكومت از مضامين به كار گرفته شده توسط او حمايت كردند.  ناشر كتاب هاى او در اسرائيل اظهار اميدوارى كرده كه روزى فرا رسد كه مردم جهان براى خريد كتاب هاى نويسندگان اسرائيلى چون آثار كوئيلو در اسرائيل صف بكشند. كوئيلو پيش از آنکه در سال 1379ه.ش. در زمان دولت اصلاحات به ايران بيايد، در كنفرانس جهانى سازى داووس سخنرانى کرده بود. لازم به ذكر است كه اين كنفرانس در طول سال يك بار تشكيل مى شود و تنها شخصيت هاى عالى رتبه كشورهاى قدرتمند سياسى و اقتصادى در آن حضور مى يابند و حتى شخصيت هاى رده دوم اجازه ورود به اين همايش را ندارد. کوئيلو در اين نشست پيرامون آثار خود و نوع عرفانى كه القا مى كند مطالبي بيان داشت! در آن نشست، شيمون پرز(از مسئولان عالي رتبه رژيم صهيونيستي) از او قدردانى کرد و گفت: «معنويتى كه شما مبلغ آن هستيد در خاورميانه بسيار براى ما مفيد است و ما بدين شيوه مي توانيم صلح و آرامش [يهويان] را در كشور خود حكم فرما كنيم.» آري، به راستي که کدامين نوع معنويت است که روحيه جهاد و مبارزه را از مسلمانان فلسطيني به نفع غاصبان اسرائيلي مي گيرد؟ همچنين او در يکي از سفرهايش به سوئيس، از دست رئيس جمهور پيشين اسرائيل، شيمون پرز هدايايي دريافت کرد. برماست که به دور از جو تبليغات مسلط  جهاني به بررسي عميق آثار اين نويسنده برزيلي بپردازيم. با اين شرايط جريان رسمي پروپاگانداي جهاني به راحتي مي توان پيش بيني کرد که به زودي فيلم ها و آثار کميک و هنري زياديرا از آثار اين نويسنده، از طرف غربي ها و هاليوود و ساير رسانه هاي مرسوم، شاهد خواهيم بود.

شخصيت شناسي پائلو كوئيلو

آثار کوئيلو، به اعتراف خودش، متاثر از نحوه زندگي  پرفراز و نشيبش بوده اند. در برخي زندگي خود را بيان مي کند و تاثيراتي که از آن زندگي گرفته است را در برخي ديگر بيان مي دارد؛ به همين جهت، آشنايي مختصري با زندگي او سهم بزرگي در فهم و نقد آثارش دارد. او متولد۱۹۴۷ است. در سن هفت سالگى به دبستان مذهبى «سن اگناسيو» در ريودوژانيروي برزيل وارد شد. کوئيلو به تدريج دريافت که از فراگيرى تعاليم مذهبى بيزار است. درپى آن کوئيلو از شرکت در مراسم مذهبى گروهى که بالاجبار برگزار مى شد سر باز زد و تنفر خود را به آئين و فرايض دينى خود نشان داد.به رغم تمايل والدينش براى دنبال کردن درس و فراگيرى رشته مهندسى، کوئيلو به وادى ادبيات علاقه مند شد و بر آن شد تا نويسنده شود. او به مخالفت با والدين خود برخاست. پدرش احساس كرد فرزندش از بيمارى روانى خاصى رنج مى برد و او را در سن هفده سالگى، دو بار در بيمارستان روانى بسترى كرد. در آن جا پزشكان براى معالجه كوئيلو، چندين بار از شوك الكتريكى استفاده كردند. وي رمان ورونيکا تصميم مي گيرد بميرد را متاثر از همين دورانش نوشت. 

پس از خلاصى از بيمارستان، پائلوكوئيلو به يك گروه تئاتر پيوست و كارهاى پراكنده اى در مطبوعات انجام داد. در نظر تماشاگرانى كه به ديدن اين تئاتر رفته بودند، نمايش فوق كاملاً ضداخلاقى و ترويج دهنده فساد قلمداد شد. در پى آن پدر كوئيلو، او را براى سومين بار در بيمارستان روانى بسترى كرد. او براى مدتى براى معالجه خود از دارو استفاده كرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روى آورد. كوئيلو به مدت پنج سال به مواد مخدر و مواد توهم زا بصورت افراطي معتاد بود و بعد تَرك كرد. او ابتدا کوکائين مصرف مي کرد، سپس مواد روان گردان و پيوت و مسکالين و ماري جوانا و برخي ديگر از مواد افيوني را استفاده کرده است. همچنين وي به شدت به مشروبات الكي نيز معتاد بوده و همچنان معتاد است.

او مدتي در دهه شصت در جنبش هيپي گري  يرزيل فعاليت کرد و شيفته افکار کارل مارکس و انگلس و ارنستو چگوارا بود. همچنين او از فرقه اي به نام رام(Ram) تاثيراتي گرفت. پس از مدتى يكى از آهنگسازان به نام رائول سيكساس از او خواست تا برايش شعر بسرايد. نوار آهنگ هايى كه او شعرش را سروده بود، فروش خوبى كرد و براى اولين بار پائلو را به پول قابل توجهى رساند. او بيش از شصت شعر براى آهنگ هاى رائول سرود. آنها در موسيقى راك برزيلى فعاليت مي كردند. همچنين آنها اقدام به چاپ مجموعه داستان هاى كمدى سكسى به نام كرينگ-ها كردند. آن ها خلق اين آثار را شيوه اى براى رسيدن به آزادى انسان ها قلمداد مي كردند! حكومت وقت كتاب هاى فوق را مضر دانست و آن ها را به زندان انداخت. رائول خيلى زود آزاد شد اما كوئيلو براى مدت طولانى در زندان ماند. چرا كه او را به عنوان مغز متفكرى كه داستان هاى كمدى سكسى را خلق كرده بود شناختند. او علاقه وافري به شهرت داشت. در یک کلام، می توان او را معجوني از هيپي گري و سوسياليسم تا جادو و بوديسم و مسيحيت و يهوديت و سکس و عشق هرزه دانست.

نگاهي به برخي آثار و مباني انديشه پائلو كوئيلو

او گرايش مردمان جهان به عرفان در دنياي فعلي را خوب دريافته و تمايلات شديد عرفاني و معنوي در آثارش موج مي زند. انديشه او را نمي توان در عرفان مسيحي خلاصه کرد. او به وضوح متاثر از برخي انديشه هاي رازورانه و ممزوج با سحرِ عرفان سرخ پوستي است.  او حتي مدتي در جستجوي کارلوس کاستاندا، که از مشاهير معناگرايي سرخ پوستي است، به چند سفر دست زد. او همچنين شديدا متاثر از مشرب هاي معنوي شرق آسياست و  يوگا و بوديسم و هندوئيسم و تائوئيسم بر او تاثيرات جدي گذاشته اند.  همچنين جادوي سياه را هم با دوستش رائول تجربه کرده است. او همچنين از افرادي چون خورخه لوئيس، هنري ويلر، ژورژه امادو، خيام، مولوي، يونگ و پولوس (عالم يهودي مسيحي شده که مسيحيت را به شدت متاثر کرد)، مي باشد. و بالاخره او سه ازدواج ناموفق داشته است و اين مسئله، در مطالبي که راجع به عشق نگاشته است، موثر بوده است.

ويژگي آثار او اين است که محتواي اشراقي آثار خود را به مانند نويسندگان اگزيستانسياليست، به صورت رمان و داستان ارائه کرده است. او نويسنده ادبي نيست و نوعي عرفان توده اي را ترويج مي کند که در آن رسيدن به مقصد آسان است و اشتباهات انسان ها بخشيده مي شود همانطور که اشتباهات خدا(!) توسط انسان بخشيده مي شود. او خداوند را عشق مطلق مي داند. كوئيلو خدايي خطاكار را باور دارد كه با وجود او آسوده تر با ناملايمات زندگي و گناهكاري خود كنار مي آيد. در حالي كه شناختن خداي كامل و حكيم بسيار آرامش بخش تر و در رابطه با رنج هاي زندگي گوارا كننده تر است. آرامشي كه با اعتقاد به خداي خطاكار و از راه بخشش او ايجاد مي‌شود مثل سرابي است كه دقايقي به نظر مي آيد و مي گذرد و ماندگار نيست. او در کتاب بريدا، عشق را جوهره آفرينش مي داند.  

حدود هفده كتاب از او به زبان فارسي ترجمه شده است. اکثر کتب او را آرش حجازي ترجمه کرده و نشر کاروان منتشر کرده است. از مهمترين كتب وي كيمياگر نام دارد كه در سال 1376، پرفروش ترين كتاب سال در ايران شد. او در اين کتاب، از داستاني در مثنوى مولوى، دفتر ششم الهام گرفته است. داستان مولوى حسب حال مردى است كه در خواب مى بيند در كشور مصر گنجى نهفته است و بلافاصله براى تصاحب گنج، به راه مى افتد و پس از طى مسافت زياد از طريق نگهبانى در شهر درمى يابد كه گنج در همان مكان و محل زندگى خود او نهفته شده و اين مسير را بى خود طى كرده است. در داستان كيمياگر هم روال بر همين منوال است با اين تفاوت كه شخصيت اصلى داستان از كشور اسپانيا راهى مصر مى شود، درداستان مثنوى شخصيت داستان از بغداد راهى مصر مى شود. در اثر كيمياگر، كوئيلو به عمد كشور اسپانيا را برگزيده تا به طور غيرمستقيم دنياى مسيحيت را رو در روى دنياى مسلمانان قرار دهد و در پايان اين گونه وانمود كند، گنج اصلى در همان كشور اسپانيا بوده و مسافر بى دليل دل به گنجى مبهم در كشورهاى اسلامى بسته است. اين اثر با اهداف استعمارى هم سويى دارد به همين دليل به شدت مورد حمايت ادبيات استعمارى است.  جالب اين است كه در هيچ يك از نقدهاى سفارشى صحبتى از الهام پذيرى كوئيلو از مولوى نشده است و تمامى موارد فوق را به خود او نسبت مى دهند. خود نيز چيزي در اين باره نگفته است.

نقد اجمالي انديشه هاي پائلو كوئيلو

كوئيلو مي كوشد، با طرح مسئله سحر و جادو، به مصاف با نيازهاي معنوي بشر برود. به گمان او، اگر بعدي جادويي و سحرآميز به زندگي بيفزاييم، مشكل معناي زندگي حل مي شود و شور و نشاط به زندگي پوچ غم زدگان تمدن غرب باز مي گردد. او متاثر از معنويت سرخ پوستي است و مدتي در جستجوي کارلوس کاستاندا بود. عرفان سرخ پوستي از نوع عرفان هاي طبيعت گرا است؛ به اين معنا كه متعلق شهود در آن، وحدت روح طبيعت و فناي نهايي سالك در نيروي طبيعت است.

طبيعت گرايي از آن جا آغاز شد كه انسان دعوت انبيا را فراموش و به انديشه منهاي وحي و اين جهاني خود تكيه كرد و كوشيد تا نياز خود را به قدسيت و پرستش ارضا كند؛ ازاين رو چون روزي، نعمت و نيز بلا ومحنت زندگي خويش را در طبيعت ديد، ايمان آورد و پنداشت كه طبيعت داراي نيرويي برتر، ناشناخته، رمزآلود و مستقل است كه مي توان با آن، معنويت گرايي و خداخواهي فطري را پاسخ گفت. عرفان تائوئي نيز نوعي از عرفان هاي طبيعت گراست که يکي شدن با روح کيهاني را شعار خود قرار داده است ولي راه هاي رسيدن به چنين موجود مبهمي، داراي ابهامات و مشکلات فراواني است و انسان را از اديان توحيدي دور مي کند.

تاثير استفاده از مواد مخدر و توهم زا و شراب و مواد الکلي در آثار او نمايان است. افکار مارکسيستي که امروزه در جهان شکست خورده هستند، به شدت او را تحت تاثير قرار داده اند که در نوشته هايش هويداست. نگاه او به مقوله خدا و معاد و وحي بسيار قابل نقد و تامل است. او خدايي تصوير مي کند که چون خداي تورات گناه مي کند و از کرده خود پشيمان مي شود. درباره وحي و پيامبري او متاثر از کتاب عهد قديم، در رمان کوه پنجم خود، ايلياي نبي کافر مي شود و با کافر شدن خودخشم و نفرت خود را آشکار مي کند و سپس از آن خلاص مي شود و قوم خود را از دست ملکه بت پرست نجات مي دهد.

اما تفکرات او گرچه الهام گرفته از برخي تفکرات عارفان مسلمان آندلسي است اما تمايزات متعددي هم با عرفان ناب اسلامي دارد. متاسفانه اين مطالب در نوشته هاي منتقدان ما کمتر به چشم مي خورد و به جز تعداد معدودي بقيه روزنامه نگاران و نويسندگان ما با بي هويتي تمام، تسليم اثار و تفکرات کوئيلو شده اند. عرفان در فرهنگ اسلامي و ايراني به معناي شناسايي است و در اصطلاح، نام علم الهي است كه هدف و مقصود آن، شناخت حق و اسما و صفات آن از طريق كشف و شهود است. شاخص‏هاى اصلي عرفان اسلامى  توحيد و نبوت، قرآن محورى و وحى‏گرايى، سنت و سيره محورى، پايبندى عملى و التزام رفتارى،  رعايت قوانين شريعت، طهارت ظاهرى و باطنى از طريق خودشناسى و خودسازى‏، مراقبت دائمى از نفس و انسان‏هاى وارسته و اهل مراقبه را الگوى خويش قرار دادن، مسؤليت گرايى و تعهد پيشه‏گى در برابر فرد و جامعه و گريز از رهبانيت و انزوا و فردگرايى محض،ولايت گرايى (كه از ارتباط روحى و توسل به اهل بيت آغاز مى‏شود تا به مقام فناى در ولايت الهيه  بيانجامد)، ادب مع الله داشتن و رنگ و بوى خدايى پيدا كردن در همه حالات و رفتارها.  

راز موفقيت آثار او را مي توان علاوه بر حمايت رسانه هاي پر مخاطب بين المللي و مراکز قدرت، در چند چيز خلاصه کرد: او در جاي جاي آثارش، آميزه اي از نمادهاي اديان ابراهيمي و سنت هاي معنوي بودايي و تائوئي و شرقي و سرخ پوستي و جادوگرايي را يافت. او بدين طريق نوعي همانند سازي براي مردم مناطق مختلف جهان ايجاد کرده و توانسته با رفتن به سمت معنويتي مبهم و جعلي و فراديني، نفوذ گسترده اي در بين توده هاي کم اطلاع جهان داشته باشد. به علاوه، او از نقاط مختلف جهان روبدادهاي داستان هايش را آغاز کرده است که سهم به سزايي در جلب نظرخوانندگان مناطق متعدد جهان  دارد. او مدتي به عنوان مشاور ويژه يونسکو در برنامه همگرايي هاي روحي و گفت و گوي بين فرهنگ ها بوده است و همين مطلب، مويد ان است که او به توسط سازمان ملل(که توسط متفقين که پيروز جنگ دوم بودند، به پا شد) مشغول ترويج انديشه هاي التقاطي خود مي باشد.

منابع و مآخذ:

کتاب ها:

 -آفتاب و سايه ها، نگرشي بر جريان هاي نوظهور معنويت گرا، دکتر محمد تقي فعالي، نشر نجم الهدي، چاپ اول، تابستان 1386، تهران.

-پائلو کوئيلو، بريدا، ترجمه ارش حجازي و بهرام جعفري، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، کوه پنجم، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، کيمياگر، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-پائلو کوئيلو، ورونيکا تصميم مي گيرد بميرد، ترجمه ارش حجازي، نشر کاروان، 1384، تهران.

-خوان آرياس، زندگي من، ترجمه خجسته کيهان، نشرمرواريد، 1382، تهران.

- عبدالله جوادي املي، حماسه و عرفان، مرکز نشر اسراء، چاپ ششم، اسفند 1384، قم.

- محمد تقي مصباح يزدي، در جستجوي عرفان اسلامي، مرکز انتشارات موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول، تابستان 1386، قم.

مقالات:

-افسانه معنويت در ادبيات كوئيلو، حميد رضا  مظاهري سيف ، به نقل از سايت باشگاه انديشه.

-بسوي تعاليم پيامبر اعظم(نقد و بررسي آثار پائلو کوئيلو در پرتو  تعاليم پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله و سلم)، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-تهاجم خاموش، پائلو کوئيلو در ادرس:

http://www.hajhamid.com/archives/001024.php

-جستجوي عرفان در ادبيات آمريكاي لاتين، سيد رضا  محمدي، همان-

-خود شناسي و معناي زندگي، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-زنگ تفريحي براي بردگان سرمايه‌داري، حميد رضا  مظاهري سيف، همان.

-كاركردگرائى عرفان و معنويت در هزاره سوم/ محمد رضا – رودگر، به نقل از ماهنامه پگاه حوزه، شماره 103.

-مجموعه مقالات ويژه نامه فصلنامه کتاب نقد، شماره 35، تابستان 1384، ويژه عرفان هاي منهاي شريعت.

-مطالعه انتقادي پيرامون مكاتب عرفاني طبيعت گرا، عرفان سرخ پوستي، حميد رضا  مظاهري سيف، هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 218.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت   توسط سینا  | 

ویژه نامه شناخت بهاییت

    

 
مقاله اول «بهاييت، رژيم پهلوي و مواضع علما» نام دارد كه به قلم حجت‌الاسلام روح‌الله حسينيان نگاشته شده.
روحانيت شيعه با بهاييت، به عنوان آيين بدعت‌آميز، همواره رودر‌رو بوده است. اين رويارويي در دوره‌ي پهلوي به دليل گسترش اين فرقه بيش از دوره‌ي پيشين، يعني حكومت قاجارها، به چشم مي‌خورد. روح‌الله حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي مي‌نويسد كه روحانيت و مرجعيت شيعه در طول تاريخ به مسائل، حوادث، اشخاص، فرقه‌ها، احزاب، ملل و نِحَل مختلف با نگاهي ديني نگريسته است. نويسنده در مقاله خود تقابلات روحانيت و بهاييت را در دو دهه بيست و سي شمسي بررسي كرده و با اشاره به اقدامات بهاييان در واپسين سالهاي قرن اول بهايي كه منجر به كشتن تعدادي از مسلمانان در شهر ابرقو به سال 1328 شمسي شد، اقدامات گسترده‌ي آيت‌الله بروجردي را عليه اين فرقه يادآور مي‌شود. پس از وفات آيت‌الله بروجردي مناسبات حكومت محمد‌رضا پهلوي و بهاييان وارد مرحله تازه‌اي شد، تا جايي كه وضع قوانين جديد به نفع بهاييت و برآمدن رجال بهايي تا حد نخست‌وزيري (اميرعباس هويدا) نشان داد كه موانع پيشين براي برآمدن بهاييت از بين رفته است. اما مقابله امام خميني با اين تلاشها، برگ ديگري از تقابل روحانيت شيعه را با اين فرقه و بزرگ‌تر از آن با حكومت پهلوي نشان داد.

مقاله دوم «نگاهي به خاطرات صبحي» نام دارد كه حجت‌الاسلام و‌المسلمين سيد‌هادي خسروشاهي آن را نوشته است.
در سال 1312 شمسي كتابي با عنوان پيام پدر در تهران منتشر شد. اين كتاب حاوي خاطرات فضل‌الله مهتدي معروف به صبحي بود. صبحي يكي از بهاييان شناخته شده بود و مبلغان آن بود كه دوازده سال نزد عبدالبها رهبر بهاييان ا قامت داشت و يكي از كارهاي او نگارش مكاتبات عبدالبها بود. صبحي شاهد و ناظر نزديك‌ عملكرد رهبر بهاييان بود. وي با مشاهده تناقضات، فريبها و مفاسد رايج در نزد رهبر بهاييان از اعتقادات خود برگشت و نه تنها دست از تبليغ آئين بهايي شست،‌بلكه يكي از مخالفان اين مذهب ساختگي تبديل شد، تا حدي كه از طرف بهاييان تكفير و تفسيق شد. صبحي حتي از طرف پدر بهايي خود نيز طرد گرديد. او تا مدتي سكوت اختيار كرد و به زندگي گوشه‌گيرانه روي آورد اما بهاييان دست از او برنداشتند تا اين كه تصميم گرفت خاطرات خود را از دوران تبليغ بنگارد و ناگفته‌هاي بسياري را طرح نمايد. كتاب او روايتي جذاب و خالي از يكسونگري است. سيد‌هادي خسروشاهي در اين مقاله كتاب صبحي را بررسي و معرفي كرده است.

«اظهارات و خاطرات آيت‌الله حاج شيخ‌حسين لنكراني درباره بابيگري و بهايي‌گري» نام مقاله بعدي است. حجت‌الاسلام دكتر علي‌ ابوالحسني (منذر) نويسنده اين مقاله ضمن معرفي شيخ حسين لنكراني مي‌نويسد كه نام او را در مبارزه عليه قرارداد وثوق‌ الدوله (1919 م)، كودتاي رضاخان، ميلسپو (مستشار مشهور امريكايي و رئيس‌كل دارايي ايران) مي‌توان ديد. از جمله تقابلات او در اين دوره، مبارزه با بهاييت بود. دكتر ابوالحسني در مقاله مفصل خود با اتكا به اظهارات و خاطرات حسين لنكراني كه پيش از اين منتشر نشده بود، ضمن مروري بر تاريخ بهاييت، اقدامات لنكراني را در دوره‌هاي مختلف عليه اين فرقه برشمرده است. در اين مقاله مي‌خوانيم كه لنكراني اخلال در اعتقاد به «مهدويت» ـ آن چه كه آيين بهايي مدعي است و بر پايه آن پديد آمده ـ را، تلاش در راه نابودي هويت جمعي و تاريخي شيعه و تخريب موجوديت آن مي‌انگاشت و اين نكته را در مورد استقلال و تماميت ارضي ايران جاري مي‌دانست.

مقاله چهارم اين شماره از فصل‌نامه «خشت اول: بازشناسي و بازخواني اسناد و نسخه‌هاي توبه‌نامه سيد‌علي‌محمد باب» نام دارد. احسان‌الله شكراللهي طالقاني مي‌نويسد كه سيد‌علي‌محمد باب كه با ادعاي مهدويت بنيان فرقه‌اي را گذاشت و چندي بعد جانشينان او با اسم بهاييت به تبليغ و ترويج آن پرداختند، پس از دستگيري، توبه كرد و بر ادعاهاي خود خط بطلان كشيد بهاييان از چاپ يا طرح اين موضوع درمنابع خودداري مي‌كنند، اما اين توبه‌نامه وجود دارد. نويسنده در مقاله خود به بررسي نسخه‌هاي به جا مانده از اين توبه‌نامه پرداخته و كتابهايي كه اين توبه‌نامه را چاپ كرده‌اند معرفي كرده است. نويسنده بستر تحقيق خود را خاطرات كينيازدالگوروكي سفير روسيه تزاري در ايران قرار داده است.

در مقاله بعدي سيد‌مصطفي تقوي با عنوان «بهاييت و سياست عدم مداخله در سياست» ديدگاه رسمي بهاييت را درباره‌ي رابطه‌ دين و سياست در رساله‌ي سياسيه نوشته عبدالبها مورد بررسي قرار مي‌دهد. نويسنده مقاله با اشاره به اين موضوع، بحث مفصلي درباره‌ي اين نظريه ارائه مي‌كند؛ اين كه دين و سياست چه نسبتي با هم دارند. وي از منظر جهان‌بيني اسلام ثابت مي‌كند كه انسان موجودي آرمان‌دار و هدفمند است و نمي‌تواند نسبت به جامعه و خود بي‌اعتنا باشد زيرا در آيين اسلام همه شئون حيات انساني همبسته و هماهنگ هستند. نويسنده در بخش ديگري از نوشته خود ثابت مي‌كند كه جدايي دين از سياست فاقد بنيان علمي و منطقي است. اما بهاييان با ادعاي جدايي دين از سياست آن هم در زماني كه علماي اسلام جدي‌ترين مانع براي استعمارگران به حساب مي‌آمدند، ‌قدم در راهي گذاشتند كه منطبق با خواست سلطه‌گران بود. با اين حال آنان با حضور در انجمنها و احزاب سياسي در دوره مشروطه و نيز مشاركت در بحران‌آفريني‌ها، ترورها و كارشكني‌ها نه تنها مدعيات خود را زير پا گذاشتند بلكه به عنوان چرخ پنجم استعمار عليه منافع ملي ايران حركت كردند. متلاشي كردن نهضت جنگل، روي كار‌آمدن رضاخان ـ‌كه بهاييان در هر دو نقش داشتند ـ و توسعه سياسي بهاييت در دوره پهلوي دوم حكايت از وجود تناقض در ايدئولوژي بهاييت از يك سو،‌ و از طرف ديگر حركت عليه منافع ايران است.

«بهاييان و اسراييل» نوشته ابراهيم انصاري است. او ضمن معرفي مئير عزري كه در سال 1923 در اصفهان به دنيا آمد و زير نظر پدر يهودي و صهيونيست خود پرورش يافت و فعاليتهاي سياسي خود را با تشويق مهاجرت يهوديان ايران به سرزمينهاي فلسطيني آغاز كرد، مي‌نويسد كه وي بعدها به اسرائيل رفت و با آگاهي بيشتر به ايران بازگشت و از سال 1327 ش تا 1352 ش مأموريتهاي متعددي را به نفع اسرائيل در ايران به انجام رسانيد. بعدها او خاطرات خود را نگاشت و مطالبي را از دوره حضور خود در ايران ـ‌ البته با ملاحظاتي كه منابع اسرائيل را به خطر بيندازد ـ بيان كرد. او در كتاب خود اشاراتي به بهاييت دارد و از ارتباط آنها با اسرائيل سخنهاي جالبي مطرح كرده است. مقاله بهاييها و اسرائيل بازگويي فرازهايي از آن كتاب است.

«شيفتگي عبدالبها به غرب؛ در انديشه و عمل» عنوان بعدي است كه سعيد شريفي آن را نگاشته است.
عباس افندي معروف به عبدالبها كه پس از ادعاي پيامبري پدرش (ميرزا حسينعلي نوري ملق به بهاءالله) بر سر جانشيني به جاي پدر با برادرش (شوقي افندي) اختلاف پيدا كرد،‌در نهايت توانست رهبري اين فرقه را به دست گيرد.وي از همان ابتدا حمايت كشورهاي غربي را اندوخته‌اي مطمئن براي خود مي‌دانست و هر از گاه و به فراخور حال به مدح و دعاي آنها مي‌پرداخت. مدح او از ژرژ پنجم پادشاه انگلستان در سال 1918 نمونه‌اي از اين مدايح است. نزديكي عبدالبها با سياستهاي انگلستان بدانجا كشيد كه به او لقب «سر» و نشان Knight Hood دادند. عبدالبها در سفري به امريكا خطاب به جمعي از امريكاييان مي‌گويد: «از براي تجارت و منعفت ملت امريكا، مملكتي بهتر از ايران نيست...».
اين مقاله شيفتگي‌هاي عبدالبها به غرب را در انديشه و عمل باز مي‌گويد.

رحيم نيكبخت در مقاله «فعاليت بهاييان در آذربايجان به روايت اسناد» به نكات تازه‌اي از فعاليت اين فرقه مي‌پردازد.
آذربايجان قطعه‌اي مهم و تاريخ‌ساز از كشور ايران است كه در دوره يكصدساله اخير نقش آفرين و پيشتاز نهضتهايي چون مشروطه و انقلاب اسلامي بوده است. پس فعاليتها فرقه بهاييت در اين ايالت اهميت فوق‌العاده‌اي داشته است. اين مقاله براساس اسناد موجود در بايگاني مركز اسناد انقلاب اسلامي ناگفته‌هايي از فعاليت بهاييان را در آذربايجان مرور مي‌كند. از آن جمله است كوشش براي پياده كردن دو نقشه ده‌ساله (از سال 1332 تا 1342 شمسي) و نقش نه ساله بهاييان كه به گفته اسناد با موفقيت همراه بوده است. مقابله نيروهاي مذهبي با اين تلاشها وجه ديگر مقاله است.

مقاله «اولين زن كابينه» نوشته ابراهيم ذوالفقاري به زندگي فرخ‌رو پارسا پرداخته است.
اميرعباس هويدا نخست‌وزير 13 ساله محمد‌رضا پهلوي كه بهايي بود، سه ماه پس از رسيدن به قدرت، سه بهايي مشهور را به جمع دولت خود افزود: منوچهر شاهقلي وزير بهداري، فرهنگ‌مهر معاون نخست‌وزير و فرخ‌رو پارسا معاون پارلماني وزارت آموزش و پرورش كه پس از چندي وزير اين وزارتخانه شد. بيوگرافي فرخ‌رو پارسا در اين مقاله ياد شده و مسير روي كار آمدن او تا سطح وزارت مهمي چون آموزش و پرورش كه تربيت و پرورش نونهالان يك كشور مسلمان را به عهده داشت، مورد بررسي قرار گرفته است. پارسا پس از رسيدن به اين منصب تلاش چشمگيري براي انتصاب هم مسلكان خود در وزارت آموزش و پرورش صورت داد. اين مقاله براساس اسناد ساواك فراهم آمده است.

«بهاييت و اوقاف» نوشته علي‌اكبر علي‌مرداني عنوان بعدي است.
«وقف» كه ب راساس قراردادهاي مذهبي و امور خيريه در آيين اسلام جايگاه ويژه‌اي دارد، در دوره محمد‌رضا پهلوي تحت عنوان سازمان اوقاف هدايت و رهبري شد. در يك دوره، فردي بهايي به نام «محمد‌حسين احمدي» در رأس اين سازمان كه بر مبناي قوانين اسلامي شكل گرفته‌، قرار گرفت و اقداماتي را عليه آيين اسلام سر و شكل داد. احمدي پرونده‌اي از اختلاس و زد و بندهاي مالي هم داشت، اما اين بعث نشد تا مسئوليت اوقاف به او سپرده نشود. در اين مقاله اشاره‌اي كوتاه، به قدرت‌گيري بهاييان در دوره پهلوي شده و براساس اسناد ساواك جاسوسي آنان براي اسراييل بيان گشته است. از جمله اقدامات سازمان اوقاف دردوره سرپرستي احمدي، چاپ قرآن تحريف شده بود.

«مكتوبي از ابوالفضل گلپايگاني در باب معاد و مباحثه وي با حكيم جلوه» نوشته فاطمه نورايي‌نژاد براساس اسناد نويافته تنظيم شده است.
ابوالفضل گلپايگاني از مبلغان مشهور بهايي و صاحب چند تأليف است. حكيم ميرزا ابوالحسن جلوه اصفهاني نيز از فلاسفه بزرگ اسلام است كه پس از استقرار در تهران و آموزش شاگردان، مكتبي از فلسفه ارائه كرد كه به مكتب تهران معروف شد. در اين مقاله ضمن معرفي اجمالي حكيم جلوه و سپس مسلك بهايي، سندي نويافته كه حكايت از مباحثه ابوالفضل گلپايگاني و حكيم جلوه درباره معاد است، معرفي مي‌شود.
نويسنده در پايان معرفي اين سند يادآور مي‌شود: در قرن اخير، استعمار جديد براي زدودن اصالت مذهب و به انزوا كشيدن عموم اديان حقيقي الهي، حامي مسلكهاي جديدي چون بهاييت در ايران وهابيت در عربستان بوده، شعارهايي نظير دفاع از حقوق بشر و توجه به اقليتهاي مذهبي، تنها بهانه‌هايي در اين راستاست.

آخرين مقاله «رويه‌اي بر تفسير و تأول بهاييان از مشروطيت» با مقدمه و تعليقات محمد‌حسن رجبي است. بهاييان در جريان جنبش مشروطه با اعلام بي‌طرفي و عدم ورود به منازعات سياسي به مقابله و مخالفت با مشروطه و تبليغ به سود استبداد قاجار پرداختند. عبدالبها، محمد‌علي شاه را ـ‌كه مشروطه را در دوره اول به شكست كشانيد ـ سلطان عادل مي‌ناميد. با اين حال بعدها پيروان اين مسلك با جعل اسناد كوشيدند خود را همگام با جنبش مشروطه نشان دهند. مقاله حاضر كه در واقع بازنوشت مقاله‌اي از مؤلفي ناشناس در يكصد سال پيش در روزنامه جهاد اكبر كه در اصفهان و زير نظر آيت‌الله نورالله اصفهاني منتشر مي‌شد، پاسخ‌گوي مدعيات بهاييان در آن زمان نسبت به نهضت مشروطه است. نويسنده ناشناس كوشيده با استناد به نوشته‌هاي بهاييان كه در دوره مشروطه اول منتشر مي‌شد تفاوت تفسير و برداشت بهاييان از مشروطه و آن چه كه مورد نظر علما و مردم بوده بيان دارد.

علاقمندان برای آشنایی بیشتر با آثار مکتوب موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی می توانند به پایگاه اطلاع رسانی این موسسه به آدرس www.psri.ir مراجعه کنند. منبع:موعود

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت   توسط سینا  |