تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

مرور تاريخي رگباران یک اعتراض مدنی توسط گارد ملی دولتايالات متحده:
کشتار دانشجویان معترض به خطوط قرمز امریکا در "کنت استیت"

استفاده از ارتش امریکا در مقابله با دانشجویان دانشگاه "كنت استيت" که در اعتراض به جنگ ویتنام در ماه مه 1970 صورت گرفت و طی آن گارد ملی اوهایو دست به کشتار این دانشجویان زد، از جمله جنایاتی است که بعدها در تاریخ این کشور با نام حادثه "به رگبار بستن در کنت استیت" مشهور و در ذهن مردم امریکا به عنوان حادثه ای تلخ ثبت شد. این در حالی است که بررسی های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که این سطح از خشونت در مقابله با یک اعتراض اجتماعی که شاید هر روز در همه کشورهای دنیا شاهد آن باشیم، از آن روی در امریکا به عنوان بزرگترین مدعی پیگیری حقوق بشر بکار گرفته شده است، که موضوع این اعتراض اجتماعی خطوط قرمز سیاست های کلان امریکا در آن برهه زمانی بوده است. سیاست‌های کلانی که مورد تایید نخبگان دو جریان عمده سیاسی امریکا بوده و همانا پیگری تمام قوای جنگ ویتنام را شامل می‌شده است.

به گزارش رجانیوز، ماجرای این برخورد خشن در کنت استیت از آنجا آغاز شد که در جریان حمله نیروهای امریکایی در بهار سال 1970به ویتنام جنوبی و مخفیگاه‌های نیروهای ویتنام شمالی در کامبوج، اعتراضات گسترده‌ای در آمریکا شکل گرفت. این اعتراض ها پس از آن جدی‌تر شد که ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت امریکا در روز پنج شنبه 30 آوریل در نطقی تلویزیونی اعلام كرد كه نيروهاي آمريكايي به داخل كامبوديا پيشروي كرده و وارد جنگ سختي شده اند.

همین سخنان کافی بود تا 500 نفر از دانشجویان دانشگاه کنت استیت را در روز جمعه 1 مه در این دانشگاه گرد هم بیاورد. این دانشجویان در تجمع اعتراضی خود شعارهایی علیه ریچارد نیکسون که در سال 1368 با وعده پایان جنگ ویتنام به قدرت رسیده بود سر دادند.

اما این ابتدای اعتراض بود چراکه در روز شنبه ،2 مه در ساعت 10 گارد ملي اوهايو به هزاران دانشجوي معترض حمله ور شده و به آنها آتش گشود. سربازان در این هجوم با استفاده از سر نيزه دو نفر را زخمي كردند و شمار زيادي از دانشجويان را دستگير و روانه زندان كردند و با استفاده از گاز اشك آور آنها را پراكنده كردند.

این اعتراضات در روز بعد هم ادامه داشت چنانکه در روز يكشنبه،3 مه، حوالي ساعت 11 شمار زيادي از دانشجويان دوباره در محوطه دانشگاه اقدام به تظاهرات كردند اما پس از ساعاتی، گارد ملي اوهايو براي پراكنده كردن آنها اقدام به پرتاب گاز اشك آور كرد. دانشجويان نیز در واکنش به این اقدام در ميدان شهر خيابان لينكولن و خيابان اصلي با اميد گفتگو با شهردار به عنوان اعتصاب نشسته و خواهان جواب گويي مسوولان كاخ سفيد شدند، اما در همين حال به ناگاه شهردار ساتروم در شهر اعلام حكومت نظامي كرد. این موضوع سبب شد تعداد زيادي از دانشجويان با سرنيزه سربازان زخمي و مجروح شوند.

اوج این اعتراضات اما در روز دوشنبه 4 مه صورت گرفت. در آن روز دانشجويان در محوطه دانشگاه جمع شده و همانند روزهاي قبل مشغول اعتراض به سياست نيكسون بودند که گارد ملي اوهايو ابتدا با استفاده از سرنيزه تلاش کرد تا از این تجمع جلوگيري كند ولی پس از لحظاتی، گارد نظامي اقدام به شليك و قتل عام دانشجويان كرد و آنها را به رگبار بست. درپي اين اقدام خشونت آميز نيروهاي نظامي، 4 دانشجو كشته، بيش از 9 نفر به شدت مجروح و يك نفر نيز فلج شد.

این اعتراض با شلیک گلوله سربازان گارد ملی اوهایو به بيش از ۲۰۰۰ دانشجوی معترض به طرزی فجیع خاتمه یافت. این واقعه، موجب اغتشاشات و اعتصابات گسترده در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا و بين مردم آمريكا شد.

اما به نظر می‌رسد علت بکار بردن این سطح از خشونت در این اعتراض اجتماعی ساده از آن روی اتفاق افتاد که جنگ ویتنام به عنوان خط قرمز دولت وقت امریکا شناخته می‌شد. در سال‌های بعد نیز شاهد چنین اعتراضاتی به اصول ومبانی حکومت امریکا و خطوط قرمز آن در رسانه‌های امریکا نبوده‌ایم چنانکه در جریان جنگ عراق نیز هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه با تمام توان از این جنگ حمایت کردند، هر چند این حمایت در دور دوم ریاست جمهوری بوش به دلایلی از سوی حزب دموکرات تبدیل به انتقاداتی شد که سرانجام به روی کار آمدن باراک اوباما منجر شد.
به نظر می‌رسد حکومت امریکا با وجود تبلیغات گسترده‌ای که برای مطرح شدن به عنوان یگانه حامی حقوق بشر بکار گرفته است، به هیچ روی تاب حتی یک اعتراض دانشجویی را نسبت به سیاست‌های کلان خود که مورد تایید نخبگان دموکرات و جمهوریخواه قرار گرفته است نداشته باشد، حقیقتی که نمونه آنرا در ماجرای کشتار کنت استیت به خوبی می‌توان شاهد بود.

این در حالی است که پس از اعتراضات مردمی به کشتار کنت استیت، عوامل این کشتار در دادگاهی صوری از اتهامات خود تبرئه شدند و در رسانه‌های امریکا نیز اسنادی مبنی بر تلاش نیکسون برای تبرئه آنها منتشر شد. اما این تنها تلاش برای مسکوت ماندن ماجرای کنت استیت نبود چنانکه امروز و با گذشت نزدیک به چهل سال از آن ماجرا، به دست آوردن کوچکترین مدرک و نشانه‌ای از این کشتار، حتی در دریای ژرف وب نیز امری بسیار دشوار است.

روز شمار قتل عام 4 مه دانشگاه كنت استيت يونيورسيتي:

پنج شنيه،30 آوريل:
نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا خطاب به مردم اعلام كرد كه نيروهاي آمريكايي به داخل كامبوديا پيشروي كرده و وارد جنگ سختي شده‌اند.

جمعه،1 مه:
در دانشگاه كنت استيت يونيورسيتي بيش از 500 دانشجو اقدام به تظاهرات عليه سياست‌هاي نيكسون كردند. همينكه دانشجويان معترض در حال پراكنده شدن بودند اعلام شد كه در روز 4 مه نيز به خاطر اعتراض مجدد بر حمله و لشكر كشي به ويتنام توسط نيكسون اعتراضی شکل خواهد گرفت.

شنبه ،2 مه:
در ساعت 10 گارد ملي اوهايو به هزاران دانشجوي معترض حمله ور شده و به آنها آتش گشوده سربازان با استفاده از سر نيزه دو نفر را زخمي كردند و شمار زيادي از دانشجويان را دستگير و روانه زندان كردند و با استفاده از گاز اشك آور آنها را پراكنده كردند.

يكشنبه،3 مه:
حوالي ساعت 11 شمار زيادي از دانشجويان دوباره در محوطه دانشگاه اقدام به تظاهرات كردند. با گذشت ساعاتی از این اعتراض، گارد ملي اوهايو براي پراكنده كردن آنها اقدام به پرتاب گاز اشك آور كرد. دانشجويان معترض نیز با حضور در ميدان شهر، خيابان لينكولن و خيابان اصلي با اميد گفتگو با شهردار به اعتصاب نشستند و خواهان جواب گويي مسوولان كاخ سفيد شدند، در همين حال بود كه شهردار ساتروم در شهر اعلام حكومت نظامي كرد. این امر باعث شد تعداد زيادي از دانشجويان با سرنيزه سربازان زخمي و مجروح شوند.

دوشنبه،4 مه:
قرار بود دانشجويان نزديكي ظهر دوباره اقدام به تظاهرات كنند. دانشجويان در محوطه دانشگاه جمع شده و به مانند روزهاي قبل به سياست نيكسون اعتراض كردند و گارد ملي اوهايو با استفاده از سرنيزه يكبار ديگر خواست كه از تجمع آنها جلوگيري كند. در همين حال گارد نظامي اقدام به شليك و قتل عام دانشجويان كرد و آنها رابه رگبار بست درپي اين اقدام خشونت آميز نيروهاي نظامي 9 دانشجو كشته و دهها دانشجوي ديگر به شدت زخمي شدند.
جفري گلين ميلر 20 ساله در دم به خاطر شليك به دهان كشته شد.
آليسون بي كروس 19 ساله بر اثر شليك بر سينه كشته شد.
ويليام ناكس 19 ساله بر اثر شليك به سينه كشته شد.
ساندرا لي 20 ساله بخاطر شليك به گردن كشته شد.
و دهها زخمي و مجروح ديگر.

اگر عکس ها باز نشد به این آدرس مراجعه کنید:www.rajanews.com/detail.asp?id=39539

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 1:7  توسط سینا  | 

انزوای منتظری وصانعی در بین طلاب و علمای قم

شبکه ایران: این روزها که مراجع تقلید حاضر نمی شوند دعوت افراطیون برای جبهه گیری علیه نظام را بپذیرند و حتی از لزوم محاکمه کسانی که کشور را با ادعای واهی به آشوب کشاندند، سخن می گویند، حسینعلی منتظری و یوسف صانعی می کوشند تا به هر ترتیب که شده مراجع تقلید و علمای دینی را به نفع جریان سیاسی متبوع خود وارد صحنه کنند.در همین راستا حسینعلی منتظری در نامه‌ای که روز گذشته خطاب به مراجع تقلید و علمای حوزه علمیه منتشر کرد از مراجع تقلید و روحانیون شیعه خواست تا برای "دفاع از حقوق مردم در تحولات جاری" مداخله کنند.وی در بخشی از این نامه نوشته که هنوز از "اصلاح امور" مأیوس نشده‌ و مراجع تقلید مى‎توانند ترتیبى دهند تا با راهنمایى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفکرى کروبی و موسوی،‏ ‏راه‌هاى برون رفت از آنچه که وی "بحران بزرگ" نامیده را بررسی کنند!نامه شیخ طرد شده از جانب امام راحل، در حالی برای به صحنه کشاندن مراجع و علما نگاشته شده که در روزهای اخیر شیخ یوسف صانعی هم فعالیت‌هایی را با همین هدف آغاز کرده بود که البته ناکام ماند.

صانعی البته در این راه با مشکل مهمی روبرو بود و آن اهانت و قذف اخیر وی به دومین مقام رسمی کشور است که البته با شکایت دفتر رئیس جمهور دامنه ابعاد سیاسی آن به پیگیری های قضایی هم کشیده شد.با این حال او تلاش کرده است تا با تحرک خود در سطح شهر قم ، هم افکار عمومی را از پیگیری رفتار عجیب خود منصرف کند و هم اگر شد، بتواند مراجع را برای تقویت موضع افراطیون هم داستان کند.وی در این راستا پس از آنکه دیداری را با منتظری انجام داد کوشید تا با رسانه ای کردن آن، این رفتار را مهم نشان داده و دیدارهای مشابهی را با مراجع تقلید ترتیب دهد.صانعی اگرچه پس از دیدار با منتظری توانست بالاخره دیداری را با آیت الله اردبیلی و آیت الله صافی ترتیب دهد اما در ادامه با جواب منفی دیگر مراجع همراه شد.

در همین رابطه آیت‌الله نوری همدانی در روزهای اخیر در دیدار با 2 تن از اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از درخواست صانعی برای دیدار خبر داد و گفت: نزدیکان آقای صانعی که برای گرفتن وقت ملاقات مراجعه کرده بودند، ادعا داشتند وی با آیت‌الله مکارم شیرازی نیز دیدار داشته است اما وقتی این مسئله را پیگیری کردیم، مشخص شد این ادعا صحت ندارد و آیت‌الله مکارم نیز وقت ملاقات نداده است.بنا بر این گزارش، مشخص شد که دیدار صانعی با آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز به‌صورت سرزده بوده و صانعی با مراجعه به بیت آیت‌الله صافی بدون انجام هماهنگی قبلی، ایشان را در محذوریت اخلاقی برای پذیرفتن دیدار قرار داده است.

اما تلاش گسترده حسینعلی منتظری و یوسف صانعی برای وارد کردن مراجع تقلید به نفع جریان سیاسی نزدیک به خود در حالی در این روزها شدت پذیرفته است که این دو شخصیت اصلاح طلب پیش از این تلاش داشتند تا به تنهایی و با صدور بیانیه های تک یا دو نفره بر آتش آشوب ها بیافزایند.این دو نفر همچنین در هفته‌های ابتدایی پس از انتخابات و در پی نامه‌نگاری موسوی،خاتمی و کروبی به مراجع، با سکوت علما خود را تنها مخاطب این نامه‌ها دیده و به آن ها پاسخ دادند.پیش از این نیز سایت آینده، که از پایگاه های نزدیک به موسوی محسوب می شود، با انتشار یادداشتی، از سکوت مراجع در قبال دعوت های پی در پی سران افراطیون انتقاد و علما را به طور تلویحی تهدید کرده بود.انزوای صانعی و منتظری علیرغم تلاش گسترده‌شان برای هم‌داستان‌ کردن مراجع و علما با خود در حالی برای چندمین بار در 3 ماه اخیر تکرار شده که جریان سیاسی حامی این دو شیخ می‌کوشد تا دولت را به تقابل با مراجع و علما متهم کند. در اینجا هم ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 14:53  توسط سینا  | 

هفتمین روز رحلت مرجع بزرگ وعارف، حضرت آیت الله العظمی بهجت گذشت. خبرهای مربوط به این مرجع ، سرتیتر ویا یکی از سرتیتر های مهم اخبار رسانه های مختلف شد وحتی آمار  سایت مربوط به ایشان به شدت بالا رفت به گونه ای که با سیل مراجعه کاربران داخل وخارج، مدتی امکان ورود به سایت میسر نبود واین نشان می داد که جامعه داخل وخارج تشنه اطلاعات درباره ایشان بوده واین عطش هنوز هست. یکی از مبرزترین و شاخصترین شاگردان آن مرجع تقلید، آیت الله مصباح یزدی است که با توجه به قدمت ارتباط نزدیک با استاد خود، طبیعی است که سینه ها سخن و ساعت ها حرف برای گفتن داشته باشد.

 مهم این است که آیت الله مصباح می توانست از این واقعه تاسف آور بیشترین بهره برداری را بنماید وچپ وراست به مصاحبه و کنفرانس وگفتگو وحاضر شدن در مقابل دوربین صداو سیما و رسانه های گوناگون بپردازد ومرتبا وکرارا با بیان های مختلف، خاطرات وفضائل اخلاقی و خصوصیات استادش را تبیین نماید که نتیجه این کار همان تبلیغ غیر مستقیم از خود بود  و پاسخی به کسانی بود که چند سالی است به بهانه های واهی به تخریب چهره اش پرداخته اند ومی توانست این وجهه را نزد آنان که فریب خورده اند بهبود بخشد. در یک کلام ایشان می توانست با این کار بیشتر وبیشتر خود را معرفی نماید وسنگری محکمتر برای خود در مقابل تخریب کنندگانش نزد افکار عمومی درست نماید، کاری که برخی  آرزویش را دارند فرصتی بسیار کوچکتر از آن برایشان پیش آید واز آن نهایت استفاده را بنمایند...

حال وقتی کلمه مصباح را همراه با بهجت جستجو(سرچ) کنیم، به مطلب جدیدی نمی رسیم. به مصاحبه صداوسیما با ایشان می رسیم که سایتها وخبرگزاری ها آن را منشر نموده اند در حالی که افعال به کاربرده شده در این مصاحبه مربوط به زمان حیات آن مرجع بزرگ است وپایگاه های اطلاع رسانی مطلبی جدید از آیت الله مصباح در این مورد نقل نکرده اند.بالاخره هر چه باشد آیت الله مصباح یزدی شاگرد آیت الله بهجت بوده است وسالهاست خودش چهارشنبه شب ها درس اخلاق می دهد. باید دید وظیفه چیست وبر طبق همان عمل کرد.

***جمله ای اضافه نمایم :بزرگوارانی مانند برخی دیگر از شاگردان آیت الله بهجت به تبیین ابعاد شخصیت ایشان پرداختند وبه وظیفه شان عمل نمودند اجرشان با خداوندباد! به قول معروف اثبات شیئ نفی ماعدا نمی کند. منبع: محب المتقین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 5:17  توسط سینا  | 

سبز پوشان میرحسینی!! به هاشمي اقتدا کردند.

به نقل از شاهدان عینی، در اقدامی تعجب برانگیز، حاميان مير حسين موسوي(که ادعای مبارزه با عوام فریبی و پوپولیسم دارد!)با تي شرت هاي سبز يکدست، شال، بازويند و مچ بند سبز امروز در نماز جمعه تهران شرکت کردند، سبز پوشان مير حسين بعد از نماز جمعه در تمام محل هاي خروج نمازگزاران به پخش گل هاي گلايل سبز رنگ، و يک جزوه تبليغي با جلد سبز پرداختند.به گزارش برنا، امروز حاميان مير حسين موسوي با تيشتر تهاي سبز يکدست ، شال، بازويند و مچ بند سبز در نماز جمعه تهران شرکت کردند.اين در حالي است که الهه کولايي چندي پيش در پاسخ به اين سوال که چرا مير حسين موسوي براي تبليغات از رنگ سبز استفاده مي کند گفته بود: ايشان از سادات هستند و مردم احترام زيادي براي سادات قائل مي باشند. کولايي تصريح کرده بود: فراموش نکنيد که دوم خرداد بسياري از مردم به خاطر عمامه سياه به خاتمي راي دادند.(واقعا چه ربطی بین سیادت و سوئ استفاده از احساسات مردم و گل سبز وجزوه سبز وبازوبند سبز و.. است؟!)

صهیون پژوه:واقعا اگر دکتراحمدی نژاد ویارانش چنین می کردند،متهم به چه چیزها که نمی شدند... مردم عاقل، راستگو وعوام فریب راخوب می شناسند واین اعمال بچه گانه بازی با رنگها در تاریخ ثبت می شود. واقعا چه کسانی میرحسین را چنین مشاوره می دهند، آیا واقعا میرحسین متوجه اطرافیانش هست؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 3:4  توسط سینا  | 

به صورت علمی و  آماري و نموداري منتشر شد:
پاسخ‌ علمی به شبهات عليه دولت درخصوص نقدينگي، تورم، کسري بودجه و...

1- شبهه انضباط پولي:افزايش دو برابري نقدينگي موجب تورم شديد در دولت نهم شد

پاسخ: الف- تورم در دولت نهم کمتر از تورم در دولتهاي پيشين بوده است.

دولتهاي قبلي رکوردداران نرخ تورم در کشور مي‌باشند. دولت هاشمي رکورددار نرخ تورم اقتصاد ايران است (تورم 50% سال 74 و تورم 34% سال 73). بعد از هاشمي دولت موسوي با تورم 28.5% در سالهاي 66 و 67 در جايگاه دوم قرار دارد. انتقاد به تورم دولت نهم درحالي است که نرخ تورم در اين دولت در دو سال اول کاهش يافت (از 15% در سال 83 به 12% در سال 84 و 13% در سال 85). سپس در سال 86 افزايش يافت و در سال 87 به 25% رسيد.

ب- افزايش حجم نقدينگي يکي از چندين علل تورم بوده است

گرچه بخشي از تورم در دولت نهم مربوط به افزايش حجم نقدينگي بوده است، اما در کنار آن، عوامل ديگري نظير تورم وارداتي نيز موثر بوده‌اند. بسياري از صنايع و توليدات کشاورزي ما وابسته به مواد خام وارداتي مي‌باشند. لذا گران شدن واردات مستقيم و غير مستقيم بر افزايش قيمتهاي داخلي موثر است. علاوه بر اين، افزايش مشکوک قيمتها توسط شبکه انحصاري توزيع کالا در کشور، رکود بورس، حس رواني در حرکت به سمت بازار مسکن نيز در ايجاد تورم نقش داشتند.

ج- نقدينگي در همين فاصله زماني در دولتهاي قبلي نيز دو برابر شد:

با بررسي آمار نقدينگي از اول انقلاب تاکنون در مي‌يابيم که نقدينگي هر 2، 3 سال يكبار 2 برابر شده است. حالا چطور شده كه اين افزايش در دوره‌هاي قبل عادي بوده و در دوره آقاي احمدي‌نژاد تبديل به فاجعه شده است! در دوره آقاي هاشمي حجم نقدينگي ظرف دو سال (73 تا 75) از 6 هزار ميليارد تومان به 11 هزار ميليارد افزايش يافت (حدود دو برابر) شد. نقدينگي ظرف سه سال (1377 تا 1380) دو برابر شد. نقدينگي در دولت هشتم نيز طي دوره 1380 تا 1383 تقريبا 2/2 برابر شد. در دولت نهم نيز بعد از سه سال حجم نقدينگي درپايان سال1386 به رقم164 هزار ميليارد تومان رسيديعني كمتر از 4/2 برابر.

د- دولت نهم نسبت به پيشينيان عملکرد بهتري در خصوص نقدينگي داشته است.

حمله به دولت نهم در حالي صورت مي‌گيرد که اين دولت موفق شد تا نرخ رشد نقدينگي را به 16.7% در سال 87 کاهش دهد. دولت نهم نسبت به دولتهاي پيشين عملکرد بهتري در اجراي اهداف برنامه چهارم در زمينه نقدينگي داشته است. هدف برنامه اول توسعه كنترل نقدينگي در سطح 8% بوده است اما در عمل ميزان آن به 28% رسيد. در برنامه دوم توسعه هدف كنترل نقدينگي در سطح 12% بوده است كه عملاًَ ميزان آن به 26% رسيد. تهيه‌كنندگان برنامه متوجه سختي كنترل نقدينگي شدند و ميزان نقدينگي را در اهداف برنامه افزايش دادند و در برنامه سوم آن را 16% تعيين كردند كه در عمل به 29% رسيد. متوسط نقدينگي سالانه در برنامه چهارم 20 درصد تعيين شده بود كه در عمل 26% را نشان مي‌دهد كه البته اين رقم ميانگين است، چرا كه در سال 85 رشد نقدينگي بسيار زياد بود اما در سال 86 و 87 بسيار كاهش يافت.

1-2- شبهه :دولت نهم با تبديل ارزهاي نفتي به ريال، حجم نقدينگي را افزايش داد. دولت نهم با افزايش مخارج و همچنين برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره موجب افزايش حجم نقدينگي شد.

پاسخ: افزايش نقدينگي و پايه پولي به سبب بدهي بانکها به بانک مرکزي بود. علت اصلي افزايش حجم نقدينگي در دولت نهم نه تبديل ارزهاي نفتي به ريال، بلکه بدهيهاي بانکها به بانک مرکزي مي‌باشد که از طريق پايه پولي موجب افزايش حجم نقدينگي شد.

دولت نهم نرخ رشد خالص داراييهاي خارجي در پايه پولي را کاهش داد. اين نرخ نسبت به نرخهاي 600% و 55% دولت خاتمي کاهش يافت و به 18% در سال 86 رسيد. با اين اقدام دولت سهم خالص دارايي‌هاي خارجي در رشد پايه پولي از 51% در سال 85 به 24% در سال 86 رسيد.  در واقع كاهش استفاده از منابع ارزي توسط دولت و تحمل بيشتر دولت در تبديل دلارهاي ارزي، بايد رشد پايه پولي و نقدينگي را به شدت کاهش مي‌داد. اما متاسفانه ضعف نظام بانکي باعث شد تا بدهي بانك‌ها به بانك مركزي 150% رشد يافت و سهم اين متغير در رشد پايه پولي در سال 86 حدود 4 برابر شد. گرچه آن بخش از پايه پولي كه معمولا توسط دولت افزايش پيدا مي‌كرد، در سال 86 مهار شده اما در عمل رشد پايه پولي 4 درصد هم بيشتر شد چرا که بدهي بانك‌ها به بانك مركزي افزايش يافت.

2- شبهه ‌انضباط مالي : 2-1- کسري بودجه و وابستگي به نفت در دولت نهم افزايش يافت

دولت نهم کسري بودجه زيادي دارد. گرچه واردات زياد موجب شد تا خالص داراييهاي بانک مرکزي افزايش نيابد و حجم نقدينگي نيز در آن حد وحشتناک افزايش نيابد، اما حداقل بي‌انضباطي دولت باعث ‌شد تا اولا موجودي صندوق ذخيره کاهش يابد، ثانيا کسري تراز تجاري ايجاد شود، ثالثا حجم دولت افزايش يابد که بار آن به دوش دولتهاي بعدي مي‌افتد. دولت نهم علارغم شعارها وابستگي بيشتري به پول نفت پيدا کرد.

پاسخ: الف- در دولت نهم وابستگي بودجه به نفت کاهش يافت.

نسبت درآمدهاي نفتي به کل درآمدهاي دولت در دولت نهم بطور مرتب کاهش يافت. اين درحالي است که در دولتهاي خاتمي و هاشمي همواره اين نسبت بسيار بيشتر از دولت نهم بوده است.

ب- حجم دولت نهم بطور متوالي کاهش يافت.

دولتها در ايران همواره با افزايش مخارج جاري روبرو بوده‌اند. اما دولت نهم توانست نرخ رشد پرداختهاي جاري را از 40% در سال 84 به نزديک صفر برساند که در اقتصاد ايران بي‌نظير است. اين اقدام دولت در کنار واگذاريهاي بي‌سابقه شرکتهاي دولتي به بخش خصوصي، پايبندي عملي وي به کاهش يافتن حجم دولت را نشان مي‌دهد. اين در حالي است که دولتهاي قبل در اين زمينه بسيار ضعيف عمل کردند بطوريکه بالاترين نرخ رشد مخارج دولت در کارنامه ايشان ثبت گرديده است (سال 72 هاشمي و سال 81 خاتمي).

ج- کسري بودجه دولتهاي پيشين بسيار بيشتر بوده است.

کسري بودجه محصول ساختار بيمار اقتصاد ايران است که بطور خاص در دولت موسوي و هاشمي پايه‌گذاري شد. ايجاد گسترده شرکتهاي دولتي، استخدام وسيع دولتي و عدم بسترسازي براي اداره مخارج بر اساس ماليات در طي ادوار گذشته باعث شده تا اقتصاد ايران يک اقتصاد دولتي همراه با وابستگي شديد به درآمدهاي نفتي باشد.  در دولت موسوي بيش از 50% بودجه دولت با كسري مواجه شد و نرخ رشد کسري بودجه در سال 65 به 120% رسيد. اين نرخ در دولت هاشمي افزايش يافت و در سال 70 به 170% افزايش يافت. دولت هاشمي براي پوشاندن کسري بودجه خود استقراض خارجي کرد و موجب شد تا در سال 74 نرخ رشد پايه پولي به 44% و نرخ رشد حجم نقدينگي به 38% برسد.   رکورد نرخ رشد کسري بودجه مربوط به سال 81 در دولت خاتمي است. در اين سال مقدار کسري بودجه به بيش از 20 برابر سال قبلش رسيد. همچنين نرخ کسري بودجه‌ در سال 77 به 400% رسيد. دولت خاتمي با استفاده از تعيين نرخ ارز تلاش کرد تا به نوعي کسري بودجه را پنهان کند. اما اين كار خالص ذخاير ارزي بانك مركزي را افزايش ‌داد و تنها در سال 81 به نرخ رشد بي‌سابقه 600% رساند.

د- اصلاح نظام مالياتي اقدام مهم دولت نهم براي درمان اساسي کسري بودجه

دولت نهم با بررسي مشکلات اساسي اقتصاد ايران، تصميم گرفت تا با اصلاح نظام مالياتي (ماليات بر ارزش افزوده) براي اولين بار مشکل عدم تامين درآمدهاي مالياتي و وابستگي بودجه به نفت را برطرف کند تا جايي که حداقل مخارج جاري از محل ماليات تامين شود. گرچه دولت نهم نرخ مخارج جاري خود را کاهش داد اما با اين حال تحمل فشار مالي آسيبهاي گسترده خشکسالي‌ به بخش کشاورزي توسط دولت و مصوبات مجلس شوراي اسلامي در الزام دولت به افزايش هزينه‌ها، و تحمل تحريمهاي اقتصادي گسترده خارجي، موجب کسري بودجه شد.

2-2- شبهه بعدی:دولت برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي داشته است.دولت نهم با برداشت بي‌رويه از صندوق ذخيره ارزي، آن را خالي کرده است. اين در حالي است که صندوق ذخيره براي کمک به بخش خصوصي ايجاد شده است و دولتها حق برداشت از صندوق را جز در موارد اضطراري ندارند.

پاسخ: عملکرد دولت نهم در استفاده از صندوق ذخيره بهتر از دولت پيشين بود.

مجموع درآمد نفتي كشور طي 8 سال گذشته يعني از زمان تاسيس حساب ذخيره ارزي در سال 79 تا پايان سال 86 85/327 ميليارد دلار بوده كه 5/31% بيش از 103 ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي كشور واريز شده است. در اين زمان 81% از حساب ذخيره ارزي برداشت شده است.

مقايسه عملكرد دو دولت خاتمي واحمدي نژاد در3شاخص:

شاخص اول: درصد واريزي به حساب ذخيره ارزي از كل درآمد نفت: دولت خاتمي از ابتداي تاسيس صندوق ذخيره 2/130 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است و 2/23% آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي واريز كرده است. دولت احمدي نژاد طي سه سال مورد بررسي 5/197 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته و 9/36% آن را به حساب ذخيره ارزي واريز نموده است.  بنابراين در شاخص اول عملكرد دولت احمدي نژاد بهتر از دولت خاتمي ارزيابي مي‌شود.

شاخص دوم: درصد كل برداشت از مجموع منابع حساب ذخيره: در دولت خاتمي از مجموع 3/30 ميليارد دلار كه به حساب ذخيره واريز شد، بيش از 68% آن برداشت شده است. اما از مجموع 83/82 ميليارد دلار منابع واريزي به حساب ذخيره ارزي در دولت احمدي نژاد، بيش از 5/76% آن برداشت شده است. بنابراين طي اين سالها عملكرد دولت خاتمي در شاخص دوم بهتر از دولت احمدي نژاد بوده است.

شاخص سوم: سهم دولت و بخش خصوصي از برداشتهاي حساب ذخيره: از مجموع مقادير برداشت شده از صندوق ذخيره در دولت خاتمي 54/3 ميليارد دلار يعني 3/17% سهم بخش خصوصي و 7/82% سهم مصارف دولتي بوده است.در دولت نهم سهم بخش خصوصي 3/20% و 36/50 ميليارد دلار يعني6/79% سهم مصارف دولتي بوده است.بنابر اين درشاخص سوم،دولت نهم با اختصاص سهم بيشتري ازوجوه برداشت شده به بخش خصوصي ودرمقابل سهم کمتر برداشت دولتي،عملکرد بهتري نسبت به دولت خاتمي داشته است.منبع اینترنتی که درصورت باز نشدن عکس نمودارها می توانیدبه ان رجوع کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:52  توسط سینا  | 

با وجود افشاي سوابق جنایت‌آمیز گروهک تروریستی مجاهدین خلق در قتل‌عام افراد غیرنظامی در ایران و کشتار شیعیان و کردهای مخالف صدام در عراق، برخی جریانات فلسطینی(متمایل به صهیونیسم و خط سازش) همچنان به حمایت از این گروه مي‌پردازند. به گزارش خبرنگار «آینده»، پس از ارسال کمک‌های غذایی سازمان آزادی‌بخش فلسطین به اردوگاه مجاهدین خلق در سال گذشته، چندي پيش قاضی‌القضات فلسطین و امام جماعت حرم ابراهیمی نیز با انتشار بیانیه به دفاع از این گروه تروریستی پرداخت. شيخ دكتر تيسير التميمى قاضى‌القضات فلسطين و خطيب حرم ابراهيمى در شهرالخليل با صدوربيانيهاى در حمایت از اعضای گروهک تروریستی مجاهدین خلق خواستار تداوم مصونیت و حضور این گروه در عراق شد. به نظر مي‌رسد اقدام اين شيخ فلسطيني كه در محدوده تحت اداره محمود عباس سكونت دارد، بي‌ارتباط با مواضع سازش‌كارانه اين طيف و نزديكي آنان به آمريكا و اسراييل نباشد.
در این حال یک منبع نزدیک به حماس در گفتگو با خبرنگار «آینده» از موضع متفاوت دولت قانونی فلسطین در قبال این گروه خبر داد و افزود: حماس خواستار محاکمه و مجازات اعضای این گروه در دادگاه قانونی است.در سالهای دهه اول انقلاب نیز زمانی که ایران به حمایت از برخی گروه های فلسطینی پرداخته بود، یاسر عرفات، رهبر ساف در اقدامی تلافی جویانه با سرکرده تروریستها عکس یادگاری گرفت! با این حال به نظر می رسد موضع‌گیری علنی حماس علیه این گروه تروریستی، بار دیگر مواضع انقلابی و مستقل حماس را بیان کند. منبع خبر:سایت آینده 20/2/1388
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 16:26  توسط سینا  | 

در وبلاگ نگرانی درباره پروژه ضددولتی پرتقال ها مطلب جالبی دیدم و آن اینکه اساسا آرم شرکت اسرائیلی اصلی غیر از آن چیزی است که دروغگوسان روی پرتقال های چینی چسیانده بودند...!!! با هم بخوانبم: "اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند كه با ادامه روند كنوني ميرحسين هرگز نخواهد توانست بر احمدي‌نژاد پيروز شود فلذا به دنبال راه حل‌هاي ديگر رفتند از جمله پروژه ارديبهشت داغ، پرتقال‌هاي اسرائيلي و... (پرتقال‌هاي وارداتي كه آرم شركت جافا اسرائيل را داشتند زمينه قرمز رنگي داشتند در حالي كه آرم اصلي اين شركت زمينه‌اي سبز رنگ دارد)پرتقال با آرم جعلي شرك جافا بي‌شك با توجه به ناكامي آرم اصلي شركت جافااصلاح‌طلبان در اين موارد بايد منتظر ديگر ترفندهاي كثيف آنان براي رسيدن به قدرت باشيم و البته با نگاهي متفاوت از قبل وقايع تا انتخابات را ببينيم و قضاوت كنيم." اگر عکس ها باز نشد، در وبلاگ نگرانی ببینید... ///  تصویر بزرگتر آرم شرکت اسرائیلی را نیز در این آدرس می توانید ببینید... /// این خبر هم واقعا خواندنی است: پرتقالهاي اسرائيلي تنها آرم جعلي داشته اند... كيومرث جليليان، مديرعامل سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان و توليد‌كنندگان: 80 كارتن پرتقال وارداتي از چين با آرم تقلبي شركت صهيونيستي يافا ماركدار شده بود...

 دروغ پردازی ها درباره پرتقال وارداتی: دسیسه های انتخاباتی به چه قیمتی؟

چند روزی است که شایعاتی پیرامون واردات پرتقال های اسرائیلی رواج پیدا کرده است که در ابتدا موجب حیرت مردم گردید، چرا که دیده شد در بازار میوه، پرتقال هایی با مارک شرکت صهیونیستی به فروش گذارده شده است. این مسأله عکس العمل سریع و به حق بسیاری از مردم، رسانه ها ومسؤولین را به همراه داشت که با پی گیری های انجام شده معلوم گردید که ماجرا چیز دیگری است.
دیروز كيومرث جليليان مديرعامل سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «با توجه به ممنوعيت قانوني مبني بر واردات هر نوع كالا از رژيم صهيونيستي و نيز حرمت معامله با صهيونيست‌ها و در پي شايعه توزيع پرتقال‌هاي منسوب به رژيم صهيونيستي در صدد دادن اطلاعات شفاف به مردم شديم.
از بين 5 هزار تن پرتقال وارد شده از كشورهاي مختلف مانند چين، مصر و آفريقاي جنوبي حدود 80 كارتن، داراي ميوه‌هاي مارك‌دار تقلبي، با آرم يك شركت صهيونيستي يافا بوده است كه خوشبختانه جعل‌كنندگان اين مارك‌ها آنقدر ناشي بودند كه حتي رنگ اصلي آرم شركت ياد شده را رعايت نكرده و با بي‌سليقگي كامل رنگ مشكي در آرم مشاهده مي‌شود، در حالي كه رنگ اصلي آن آرم آبي مي‌باشد! پرتقال‌هاي مشكوك در برخي از ميدان ميوه و تره‌بار تهران كه در اجاره‌ بخش خصوصي است توزيع شده و احتمالاًَ در مسير بين انبار و سردخانه تا ميدان، ليبل‌هاي جعلي نصب شده است».
همچنین همايون دارابي رئيس سازمان حفظ نباتات گفت:‌ «محموله‌ايي كه تعدادي ليبل بر روي ميوه و نه كارتن آن با آرم جعلي يك شركت صهيونيستي توزيع شده در حدود 48 تن بوده است». 
وی در توضیح چگونگی واردات میوه بیان داشت:« تنها محصولاتي وارد مي‌شود، كه داراي گواهي بهداشت نباتي بوده باشند. تمام علائم نشان مي‌دهد كه پرتقال‌ها چيني بوده اما با اين وجود در يك مركز تحقيقات كشور نمونه‌هايي از آن براي آزمايش ارسال شده و بزودي نتيجه آن اعلام مي‌شود».
این حرکت عجیب و جعل آرم شرکت صهیونیستی مدتی تمام کارشناسان سیاسی را در بهت فرو برده بود تا اندک اندک زوایای پنهان آن آشکار گردید. اما این رویداد و حواشی آن چندین نکته را در پی داشت:
ابتدا حساسیت و عکس العمل به موقع و سریع مردم، مسؤولین و رسانه ها این پیام را به سران صهیونیستی رساند که تنفر جامعه اسلامی ما از اشغالگری و کشتار مسلمانان توسط اسرائیل یک حس اجتماعی و فراگیر است که با هیچ ترفند و روشی نمی توان حساسیت های جامعه نسبت به آن را کاست و در این راستا باید قدردان فهم و درک عمومی مردم بود و باید این نگاه عمیق را به عنوان یک افتخار اجتماعی در تاریخ کشورمان ثبت نماییم.
اما از طرف دیگر اهداف گردانندگان این پروژه تبلیغاتی را نباید نادیده گرفت. معلوم نیست که چه افرادی دست به این اقدامات می زنند و دقیقا اهداف و مرکزیت آن ها به کجا برمی گردد. اما آنچه که همواره جوامع را با خطرهای داخلی و خارجی مواجه نموده است، رفتارهای یک سری از این گونه افراد است که بدون این که درک عمیقی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشند اقدام به طراحی پروژه هایی جهت کسب امتیازات خاص سیاسی در راستای منافع خویش می نمایند، غافل از این که این اقدامات بعضا می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.
به طور اجمال می توان حدس زد که این حربه تبلیغاتی در جهت تخریب دولت طراحی گردیده است تا با جریحه دار کردن احساسات و عواطف عمومی مردم در ایام نزدیک به انتخابات، بتوانند امتیازات خاصی را کسب نمایند. البته معلوم نیست که تفکرات و برنامه ریزی های این گروه ها توسط چه افرادی انجام می گیرد، اما می توان حدس زد که این افراد هر که هستند از بینش و عمق سطحی در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی برخوردارند، چرا که دکتر احمدی نژاد نه تنها در نزد افکار عمومی مردم ایران بلکه در نزد عموم مردم جهان به هنوان چهره شاخص مبارزه با ظلم و جور سران صهیونیستی شناخته شده است و چنین اقداماتی جز رسوایی طرح ریزان این پروژه ناصواب تبلیغاتی، ثمره ای به همراه نخواهد داشت.
البته شاید بتوان گفت که این بد اخلاقی انتخاباتی با مواضع و سخنان شجاعانه رییس جمهور در اجلاس دوربان 2، که با استقبال عموم مردم، مسؤولین، روحانیون و مراجع تقلید مواجه شد، بی ارتباط نمی باشد. چرا که به تصور چنین افرادی، با طرح ریزی پروژه دروغین پرتقال های وارداتی اسرائیلی، می توان فضای عموم جامعه و محبوبیت بیش از پیش رئیس جمهور را کنترل و در جهت خنثی نمودن آن اقدام نمود. اما باید دانست که چنین روش های نخ نمایی دیگر اثر نداشته، و اگر این افراد به فهم و درک عموم مردم ایمان نیاورند و دست از اقدامات ناشایست خود برندارند بزودی باید خود را در مقابل موج خشمگین افکار عمومی و عکس العمل های بدون پیش بینی آنان بیابند. منیع:سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال

كميته ايكس، طراح پروژه‌ پرتقال‌هاي اسراييلي بود

محمد نبي حبيبي با اشاره به اينكه راي به احمدي‌نژاد را تداوم اصولگرايي و عزت جهاني جمهوري اسلامي مي دانيم در مورد طراحي پروژه واردات پرتقال اسرائيلي در كشور گفت:اين پروژه‌اي بود كه طراحان آن را بايد در كميته ايكس جستجو كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي، محمد نبي حبيبي دبير كل حزب موتلفه اسلامي كه در پايان نشست دبيران اين حزب سخن مي‌گفت با اشاره به تصميم جبهه پيروان خط امام و رهبري مبني بر معرفي محمود احمدي نژاد به عنوان نامزد اين جبهه در انتخابات آينده اظهار داشت: جبهه پيروان خط امام و رهبري پس از ماه‌ها بررسي محمود احمدي نژاد را به عنوان نامزد اصلح معرفي كرد.

وي افزود: حزب موتلفه اسلامي قبل از اين تصميم‌گيري در شوراي مركزي خود به اين تصميم رسيده بود اما چون حزب ما يكي از احزاب چهارده گانه جبهه پيروان خط امام و رهبري است صبر كرد تا موضع جبهه هم معلوم شود و سپس موضع گيري نمايد. حبيبي ادامه داد: ما به اين نتيجه رسيده‌ايم كه اگر بخواهيم گفتمان عدالت ،پيشرفت و خدمت كه اصلي‌ترين گفتمان دهه چهارم انقلاب است تداوم بايد، به احمدي نژاد راي دهيم، ما راي به احمدي‌نژاد را تداوم اصولگرايي در زمينه عزت جهاني جمهوري اسلامي مي دانيم. وي افزود:در جمع بندي‌هاي خود به اين نتيجه رسيديم كه بر آيند كار دولت نهم در مجموع يك كارنامه قابل قبول و مثبت است و آن را مي توان شاخصي براي كار آمدي اصولگرايان تلقي كرد، ما مجموعه مسئولان دولت نهم و شخص رئيس جمهور را مومن به اراده ملت، ارزش‌هاي امام (ره) و رهبري و انقلاب مي دانيم و از شادابي و نشاط آنها در خدمت به مردم تقدير مي‌كنيم.

حبيبي در ادامه در اين باره كه برخي رقبا و اشخاص بحث صيانت از آرا را مطرح مي كنند، تصريح كرد: اين پروژه روي سه پايه سوء‌ظن، شايعه پراكني و تهمت به مسئولان برگزار كننده استوار است، ما معتقديم اصل صيانت از آراء در قانون انتخابات به خوبي پيش بيني شده است و هيچ ضرورتي به اين قبيل بازي‌هاي سياسي نيست. وي در مورد برنامه حزب موتلفه در برخورد با اين ترفند‌ها گفت: ما هم در برابر اين پروژه‌، بحث احترام به آراء مردم را مطرح مي كنيم، برخي از كساني كه راي واقعي مردم را بر نمي‌تابند دنبال پروژه صيانت از آراء هستند. حبيبي در ادامه افزود: ما مي گوييم به راي مردم بايد احترام گذاشت، چه به ما راي بدهند چه ندهند، اين حق مردم است كه برگزيده آنها فارغ از اينكه از چه گروه يا حزب يا جناحي باشد محترم شناخته شود و آراء آنها همانطور كه هست صيانت شود نه آنطور كه برخي مايلند مردم به چه كسي راي دهند ما فكر مي كنيم ادب مردمسالاري را بايد در احترام به آراء مردم مشاهده كرد.

وي در مورد واردات پرتقال اسرائيلي نيز اظهار داشت: اين يك پروژه‌اي بود كه طراحان آن را بايد در كميته ايكس جستجو كرد، مسئولان گمرك و وزارت بازرگاني خوب توضيح دادند و اين مطلب را تكذيب كردند، اصلاً چنين چيزي صحت ندارد و گمركات كشور واردات چنين ميوه‌اي را تاييد نمي‌كنند، برچسب‌هاي جعلي روي پرتقالها، معلول يك ذهن بيمار و مشوش است كه قصد تشويش اذهان را دارد.

وي در پاسخ به سئوالي در مورد كشف يك گروه تروريستي توسط وزارت اطلاعات نيزگفت: صهيونيستها براي انتخابات آينده برنامه دارند، ممكن است دست به يك سري عمليات تروريستي براي آشفته نشان دادن امنيت كشور بزنند، سربازان گمنام امام زمان(عج) بايد هوشيار باشند و توطئه‌هاي آنها را نقش برآب كنند و ما از وزارت اطلاعات و تلاشهاي آنها تشكر مي‌كنيم.

دبير كل حزب موتلفه اسلامي در بخش ديگري از اين گفت و گو با اشاره به اظهارات تهديد‌آميز حسني مبارك عليه جمهوري اسلامي ايران و نيز انفجارات تاسف‌بار اخير در عراق كه منجر به شهادت دهها زائر ايراني شد، تصريح كرد: آقاي مبارك گفته است جمهوري اسلامي بايد از شمشير و سپرها بترسد، من نمي‌دانم اين حرف آقاي مبارك ناظر به كدام تهديد از سوي جمهوري اسلامي ايران عليه كيان حكومت وي در مصر است، اما مي‌گوييم اگر شمشير و سپري داريد چرا عيله رژيم صهيونيستي دشمن مشترك اعراب و مسلمانان جهان استفاده نمي‌كنيد. وي افزود: مصر در جنگ 22 روزه شاهد قتل عام كودكان، زنان و مردم بي‌دفاع غزه بود، نه تنها كمكي به مردم غزه نكرد بلكه دست در دست جنايتكاران جنگي اشغالگران قدس آن جنايات را تاييد كرد، اعتراض ما به دولت مصر اين است كه چرا به امت عرب و اسلام پشت كرده‌ايد؟ حبيبي ادامه داد: من به آقاي مبارك مي‌گويم آيا مفهوم شمشير وسپر شما ديدن همين انفجاراتي است كه در عراق رخ داده است، حمله به يك مشت زائر حسيني كه بي‌دفاع هم هستند در يك كشور خارجي يك نبرد ناجوانمردانه است.وي اضافه كرد: ما اين منطق را فقط در حكومت يزيد سراغ داريم، چرا امروز در هزاره سوم ميلادي و قرن پانزدهم هجري بايد در حكومت مصر شاهد اين منطق غيرانساني باشيم.رجانیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 4:39  توسط سینا  | 

وزارت ارشاد: ايسنا بسترساز آلوده سازي فضاي رسانه‌اي کشور شد!

روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اطلاعيه‌اي تصريح کرد: خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با انتشار خبري خلاف واقع - و يا حداقل تحريف شده - به نقل از صفار هرندي، بار ديگر بسترساز آلوده سازي فضاي رسانه‌اي کشور شد.به گزارش روز يکشنبه ايرنا به نقل از روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي « خبرگزاري ايسنا در خبر سرويس قم خود (2/2/1388) ادعا کرده « وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: 70 درصد کتاب‌هايي که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت قبل مجوز چاپ گرفته ، داراي انحرافات اساسي بود‌ه‌اند.»

دراطلاعيه اين وزارتخانه که يک نسخه از آن با عنوان " صداقت رسانه اي کجا است؟" براي ايرنا ارسال شده، آمده است:"" ايسنا نه تنها با تحريف‌گويي و خلاف واقع نويسي بستر انتشار خبري کذب در برخي روزنامه‌ها را فراهم ساخت، بلکه بهانه‌ را به دست برخي اشخاص داد که گويا برغم ادعاهاي بسيار، عادت کرده‌اند پيش از جستجو در صحت و سقم ماجرا به موضع‌گيري بپردازند. چنين شد که خبري دروغ و تحريف شده دستمايه خبرها و تيتر‌هاي جنجال‌ساز و غير واقعي گرديد.اين جنجالي است که سال گذشته هم نقل خبري غير واقعي از سوي همين رسانه درباره «ايده‌آل بودن بستن در سينماها!» شبيه آن را به راه انداخت و البته به موقع خود پاسخ داده شد.خبرگزاري دانشجويان ايران بعد از پيگيري‌هاي فراوان اين وزارتخانه با انتشار اصلاحيه‌اي کوتاه (6/2/1388) متن صحيح سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را بر روي خروجي قرار داد؛ اما پس از آنکه جنجال‌سازي هدايت شده رسانه‌اي در قالب پروژه به اجرا در آمد، برخي اشخاص نيز همانند گذشته به استقبال آن شتافتند.اميدواريم برخي خبرگزاري‌ها، امانت‌داري و صداقت در اطلاع‌رساني را فداي سرعت يا اهداف ديگر نکنند؛ اميدواريم برخي روزنامه‌ها از صحت نقل قول‌هاي منابع خبري خود اطمينان حاصل کنند؛ اميدواريم اشخاصي که پيش از اين بر مناصب مديريت فرهنگي تکيه زده بودند پيش از اظهارنظر درباره سخني و کلامي درباره واقعيت ماجرا اندکي تامل و خويشتنداري پيشه سازند."" لینک خبر

تذکر وزارت ارشاد به روزنامه اعتماد

روزنامه اعتماد به دليل مصاحبه با يک عنصر ضد انقلاب از معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تذکر شديد دريافت کرد.به گزارش ايرنا معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد به استناد تبصره 8 ماده 9 قانون مطبوعات اين تذکر را به روزنامه اعتماد داده است.اين روزنامه اصلاح طلب در ضميمه روزانه امروز(يکشنبه) خود مصاحبه اي از الف.ن، عنصر ضدانقلاب فراري درج کرده است.الف.ن يکي از هرزه نويسان است که سابقه اهانت هاي مکرر به مقدسات و مردم را در کارنامه خود دارد. به نقل از رجانیوز

پاسخ کارگروه طرح تحول اقتصادي به سايت الف(وابسته به احمد توکلی!)

کارگروه طرح تحول اقتصادي در پي انتشار برخي مطالب و ادعاها در رسانه هاي کشور با مضمون تشکيک در صحت اظهارات هفته گذشته رييس جمهور در جمع پرشور مردم برخي شهرستانهاي استان تهران درباره هدفمند کردن يارانه ها با انتشار پاسخي نکاتي را براي تنوير افکار عمومي اعلام کرد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت،کارگروه طرح تحول اقتصادي در پي انتشار برخي مطالب و ادعاها در رسانه هاي کشور با مضمون تشکيک در صحت اظهارات هفته گذشته رييس جمهور در جمع پرشور مردم برخي شهرستانهاي استان تهران درباره مبلغ در نظر گرفته شده توسط دولت براي پرداخت نقدي يارانه ها به مردم در صورت اجراي طرح تحول اقتصادي با انتشار پاسخي با ابراز تاسف از بي اطلاعي رسانه هاي منتشر کننده از لايحه هدفمند کردن يارانه ها، نکاتي را براي تنوير افکار عمومي اعلام کرد.براساس اين گزارش سايت الف منتسب به مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي روز شنبه با انتشار گزارشي بي اساس، رييس جمهور را به ارائه آمار غلط در خصوص لايحه هدفمند کردن يارانه ها متهم کرد. کارگروه طرح تحول اقتصادي در گزارشي تمام اتهمات را ناشي از نيت مقرضانه نويسنده و عدم اطلاع کافي عنوان کرده است. پاسخ کارگروه طرح تحول اقتصادي بدين شرح است:

باسمه تعالي

پيرو مطلب ارائه شده در سايت الف (تاريخ 5/2/88 در بخش تحليلي) درخصوص سخنان آقاي دکتر احمدي‌نژاد رياست محترم جمهوري در اسلامشهر درباره لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها که همراه با نقدي غيرمنصفانه و ناشي از عدم اطلاع‌ نويسنده محترم از لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها مي‌باشد، نکات ذيل براي تنوير افکار عمومي بيان مي‌دارد.
1ـ جناب آقاي دکتر احمدي‌نژاد به پيش‌بيني دولت درخصوص پرداخت بطور متوسط 300 هزار تومان در ماه يارانه براي يک خانوار پنج نفره اشاره فرمودند که نويسنده محترم آن را زير سئوال برده است. در حالي که اين عدد کاملاً منطبق با پيشنهادات ارائه شده توسط دولت به مجلس مي‌باشد:
در جلسه مورخ 25/6/1386 کميسيون ويژه تحولات اقتصادي مجلس، نمايندگان دولت 3 سناريوي اصلاح قيمت را ارائه نمودند که در سناريوي اول (حداکثري) به هر فرد 68600 تومان، سناريوي دوم (مياني) 58700 تومان و سناريوي سوم (حداقلي) به هر فرد 46700 تومان اختصاص مي‌يافت. اين 3 سناريو بر اساس پرداختي به 7 دهک طراحي شده بود (اين پيشنهاد از مشروح مذاکرات کميسيون ويژه تحولات اقتصادي مجلس در تاريخ ذکر شده قابل استخراج است).

2ـ رياست محترم جمهوري درخصوص هزينه بنزين، برق و گاز مصرفي مردم با قيمتهاي آزاد بيان فرمودند که «سرجمع آزاد آن هم اکنون 100 الي 130 هزار تومان مي‌شود» که باز نويسنده محترم آن را خلاف واقع بيان کرده‌اند. (البته اگر متوسط پرداختي يک خانوار ايراني براي کالاهاي بنزين، برق، گاز، گازوييل، نفت سفيد و آب در نظر گرفته شود بسيار کمتر از اين خواهد بود مي‌توان به طرح آماري هزينه و درآمد خانوارهاي سال 1386 ـ آخرين آمار انتشار يافته مراجعه کرد ـ ) و در محاسبه‌ايي ساده در حال حاضر ميزان سهميه بنزين يک خودرو 100 ليتر در ماه مي‌باشد (و بسياري از خانوارها نيز فاقد خودرو هستند. ) از طرف ديگر متوسط مصرف برق هر خانوار در ماه 250 کيلو وات ‌است (اين عدد همان معيار الگوي بهينه مصرف توسط مردم است که وزارت نيرو اعلام کرده) و متوسط مصرف ماهيانه گاز خانگي توسط خانوارها 40 ميليارد متر مکعب براي 5/13 ميليون خانوار مي باشد که به اين ترتيب هر خانوار 3000 متر مکعب در سال و بطور متوسط 250 متر مکعب در ماه مصرف مي نمايد. در صورت احتساب قيمت اين حاملها بنزين (500-400) گاز طبيعي 100 تومان و برق 80 تومان متوسط پرداختي هر خانوار 950-850 هزار ريال خواهد شد که نه تنها از عدد بيان شده توسط ايشان بالاتر نمي باشد بلکه کمتر نيز هست.

3. در مطلب مذکور اشاره شده است که لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها در دهم دي ماه 1387 تقديم مجلس شد و نمايندگان نياز به اطلاعات بيشتري داشتند و لايحه در زمان ارائه فاقد اسناد پشتيبان بود و وزراي احضار شده به مجلس در خصوص ابعاد آن اظهار نظر بي اطلاعي مي کردند . توضيحات زير را براي افکار عمومي ضروري است ضروري مي داند:

مجلس محترم شوراي اسلامي با طرح موضوع تحولات اقتصادي توسط دولت در مرداد ماه سال گذشته کميسيوني تحت عنوان کميسيون ويژه تحولات اقتصادي را تشکيل داد و اين کميسيون که از 15 نفر از نمايندگان مجلس شامل روساي کميسيون تشکيل شده است از آن تاريخ بطور مرتب هر روز دوشنبه جلساتي را براي بررسي طرح تحول اقتصادي برگزار نموده است و در تمام اين جلسات نمايندگان دولت که عموماض‌متشکل از وزير امور اقتصادي و دارايي ،‌معاون اقتصادي وزارت اقتصاد و دارايي ، سخنگوي طرح تحول اقتصادي ،‌دبير لايحه هفدمند کردن يارانه‌ها ،‌معاون برنامه ريزي سازمان مديريت و برنامه ريزي راهبردي ،‌معاون اقتصادي بانک مرکزي ،‌معاون برنامه ريزي وزارت نفت و ديگر همکاران دولت در کار گروه فراخور موضوع شرکت مي نمودند. موضوع هدفمند کردن يارانه‌ها از سويمن جلسه به بعد با طرح سوالاتي توسط نمايندگان محترم در دستور کار کميسيون قرار گرفت و در اين جلسات نمايندگان دولته به ارائه گزارشاتي در خصوص مدل‌هاي پيش بيني و بررسي آثار هدفمند کردن يارانه ها بر متغير هاي کلان اقتصادي با استفاده از مدل‌هاي CGE ، FP و IO پرداختند.

اعضاي محترم کميسيون ويژه نظر به تخصصي بودن موضوع از مرکز پژوهش هاي مجلس خواستند تا در جلسه‌اي با حضور اقتصاددانان اين مدل‌ها بررسي شود از طرف ديگر مدل باز توزيع که توسط مرکز آمار طراحي شده بود نيز در اين جلسات به اعضا محترم کميسيون ويژه ارائه شد و سرانجام لايحه هفدمند کردن يارانه‌ها نيز که از مهر ماه در سايت طرح تحول اقتصادي براي اظهار نظر خبرگان موجود بود در آبان ماه در اختيار اعضا محترم کميسيون قرار گرفت در تمام اين مدت مذاکرات دولت و مجلس در خصوص لايحه ادامه داشت و چندين سناريوي قيمتي با ارائه گزارشات پشتيبان و کارشناسي به نمايندگان ارائه شد پس از توافقات لازم با اعضا کميسيون ويژه رياست مجلس و اعضا هيات رئيسه مجلس لايحه به صورت يک فوريتي در تاريخ 10/10/87 به مجلس ارائه شد که فوريت آن به تصويب رسيد. سپس مجلس لايحه را به کليه کميسيون‌هاي تخصصي براي بررسي دقيق کارشناسي از تمام ابعاد فرستاد که نهايتاً کميسيون‌هاي برنامه و بودجه ،‌عمران ،‌اقتصاد ،‌آموزش و تحقيقات ، فرهنگ ،‌بهداشت ،‌اجتماعي به ان راي مثبت دادند و سپس لايحه در کميسيون ويژه مجلس با اکثريت قاطع به آن راي مثبت داد .
در جريان بررسي کميسيون وزراي اطلاعات ،‌امور اقتصادي و دارايي ،‌بازرگاني ،‌صنايع ، کشاورزي و راه و ترابري قبلاًبه کميسيون ويژه ارائه شده بود و وزرا محترم در اين جلسات از مطالب ذکر شده دفاع نمودند.
تصويب کليات لايحه در کميسيون‌هاي مذکور مويد اين مطلب مي باشد و هم اکنون نيز مذاکرات دولت و مجلس در خصوص جزئيات لايحه ادامه دارد.

در طي مذاکرات دولت و مجلس بالغ بر30 جلسه کميسيون ويژه و حضور نمايندگان دولت در تمامي کميسيون‌هاي تخصصي مجلس ،‌جلسه با هيات رئيسه ،‌جلسه با فراکسيون‌هاي مختلف دهها گزارش کارشناسي ارائه شد که تعدادي ازآنها از اواسط سال گذشته بر روي سايت طرح تحول نيز موجودبود.منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 3:54  توسط سینا  | 

شيعيان پاراچنار پس از انقلاب اسلامي به بهانه‌هاي مختلف در دولت‌هاي ضياء الحق، و دو دوره بی نظیر بوتو و همچنین دو دوره نوازشریف، دوره پرويز مشرف و زرداري مورد بارها مورد حمله قرار گرفته حمله قرار گرفته و بعد از انقلاب اسلامی ایران، نذر روزه و جشن سراسری براي آزادي خرمشهر، بهانه اولين حمله به آنها بوده است. این مقاله در دو بخش که متن کامل آن را در ادامه همین مطلب آورده ام، به نحو نسبتا جامعی تاریخچه ای از این شیعیان ارائه می دهد. این متن را از این جهت در اینجا آورده ام که آگاهی بخشی دراین باره،جلوی شبهات دشمنان اسلام رامی گیرد وجلوی دروغها وتفرقه انگیزی ها رامی گیرد. در این باره قبلا هم مطالبی در لینک http://zionism.blogfa.com/cat-33.aspx آورده بودم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 1:11  توسط سینا  | 

خبرگزاري فارس: مدير راديو پشتو برون مرزي با تاكيد بر اينكه وقايع پاراچنار به شيعه و سني مرتبط نيست، خاطرنشان كرد: درگيري‌هاي امروز پاراچنار نتيجه برنامه‌ريزي‌هاي 25 ساله سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس است.

عاشق حسين مدير راديو پشتو زبان واحد برون مرزي صدا و سيما در گفتگو با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در خصوص رخداد فاجعه انساني در پاراچنار پاكستان گفت: آنچه كه در پاراچنار پاكستان اتفاق افتاد، حقيقت دارد منتهي در ايران با تاخير 3 تا 4 ماهه به اين موضوع پرداخته شد.
وي خاطرنشان كرد: پاراچنار مركز منطقه «كرم ايجنسي» يعني يكي از هشت منطقه قبايلي پاكستان است كه در كنار مرز افغانستان قرار دارد و استراتژيك‌ترين منطقه قبايلي محسوب مي‌شود و اگر طالبان بخواهند از اين منطقه به منظور دخالت در افغانستان استفاده كنند بهترين نقطه مي‌باشد.
عاشق حسين با يادآوري اينكه «طالبان از دو سال پيش در اين منطقه نفوذ كردند»، گفت: كرم ايجنسي از دو بخش شمال و جنوب تشكيل شده كه در شمال اكثريت از آن شيعيان و در جنوب اكثريت از آن اهل سنت است. طالبان دو سال پيش در منطقه اهل سنت مستقر شدند كه اوايل اهل سنت هيچگونه مشكلي با طالبان نداشتند ولي با گذشت زمان كه طالبان عملكرد خود را نشان داد مردم اين منطقه نيز از دست آنها به ستوه آمدند.
وي افزود: پس از آنكه طالبان از جنوب به شمال يعني پاراچنار سرايت كردند شيعيان تحت فشار قرار گرفتند و طي درگيري‌هايي صدها تن از شخصيت‌هاي برتر را به شهادت رساندند و از آنجا كه شيعيان زيربار سلطه آنها نرفتند، طالبان دسيسه‌هايي را توسط هواداران خود كه در اهل سنت پاراچنار بودند، به راه انداختند.
مدير راديو پشتو برون مرزي اهانت طالبان، سپاه صحابه و سپاه جنگوي به ارزش‌هاي شيعيان را مورد اشاره قرار داد و گفت: اين دسيسه‌ها باعث شد كه در سال 2007 درگيري‌هايي رخ دهد كه از آن جمله مي‌توان به درگيري‌ها در ماه نوامبر اشاره كرد كه طي آن شيعيان در محاصره قرار گرفتند و طالبان 40 كاميون را تاراج كردند و افراد دستگير شده را به طرز فجيعي از بين بردند.
وي يادآور شد: حدود 9 يا 10 ماه قبل حملاتي عليه طالبان در پاراچنار انجام شد كه طي آن همه مراكز طالبان منهدم گرديد، ايستگاه‌هاي راديويي طالبان از بين رفت و حتي روستاهايي كه به طالبان پناه داده بودند با خاك يكسان شدند، تقريباً آنجا يك جنگ يك ماهه يعني در ماه مبارك رمضان سپري شد كه جنگ شديدي بود و در اين جنگ حدود 650 نفر از شيعيان و هزار تن در بين طالبان كشته شدند و در بين آنها افرادي با مليت‌هاي چچني، ازبكي، عرب، القاعده، طالبان و ... ديده مي‌شدند.
«عاشق حسين» با بيان اينكه وقايع پاراچنار به شيعه و سني مرتبط نيست، گفت: اين جنگ‌ها از طرف گروهك‌هاي تروريستي كه توسط سازمان‌هاي اطلاعاتي پاكستان، عربستان، آمريكا و انگليس به وجود آمدند، هدايت شدند براي اينكه از وحدت مسلمانان در مقابل هژموني آمريكا كه به عراق و افغانستان لشكركشي كرد، جلوگيري كنند.
وي تصريح كرد: سازمان‌هاي اطلاعاتي كشورهاي مذكور گروهك‌هاي تروريستي و فرقه‌گرا را 20 تا 25 سال پيش به اين منظور تشكيل دادند كه به مسائل شيعه و سني دامن بزنند.
مدير راديو پشتو برون مرزي با تاكيد بر اينكه اهل سنت از اين گروه‌ها بيزارند، اظهار داشت:‌ خبرگزاري‌هاي بيگانه مي‌گويند كه وقايع پاراچنار به مسائل شيعه و سني مرتبط است اما من اين را رد مي‌كنم چرا كه در اين صورت بايد در كوچه كوچه‌هاي پاكستان جنگ اتفاق مي‌افتاد در حالي كه اينچنين نيست.
وي در اين زمينه به حادثه تروريستي در «دير اسماعيل خان» اشاره كرد و گفت: در پي اين حادثه سني‌ها در كنار شيعيان جنازه‌ها را حمل مي‌كردند يا چندي پيش زماني كه عزاداران در غازي خان مورد حمله قرار گرفتند نيز سني‌ها جنازه‌ها را بلند مي‌كردند.
عاشق حسين گفت: گروهك‌هاي مذكور به دنبال اين هستند كه نگذارند ايران جاي پايي در پاكستان داشته باشد و در بين مسلمانان پاكستان محبوبيتي داشته باشد و حتي ايران و پاكستان روابطي حسنه داشته باشند.
وي با بيان اينكه طالبان هيچگاه با هدف اجراي شريعت نيامد‌ند، اظهار داشت: كارهايي كه طالبان در افغانستان و پاكستان انجام مي‌دهند هيچ سنخيتي با اسلام ندارد بنابراين شيعيان و اهل سنت بايد به تحريكات القاعده، طالبان و گروهك‌هاي تروريستي پاكستان به عنوان مزدور دشمن نگاه كنند.
به گفته وي طالبان به فرمان اربابان خارجي خود شيعيان را ‌قتل عام مي‌كنند تا آنها را وادار به عكس العمل كنند ولي شيعيان اين دسيسه‌ها را درك كردند. 
عاشق حسين در ادامه به برگزاري تجمعاتي كه در ايران انجام شد، اشاره كرد و با بيان اينكه ايراني‌ها هم در مقابل مظالم رژيم صهيونيستي هم جنايات پاكستان همواره پيشقدم هستند، گفت: برگزاري اينگونه تجمعات نوعي ابراز همبستگي با مسلمانان پاكستان است چرا كه اكنون هم شيعيان و هم اهل سنت از سوي طالبان در عذاب به سر مي‌برند بنابراين برگزاري تجمعات صلح‌آميز صداي همبستگي مسلمانان را به گوش دشمنان مي‌رساند و تاثيرات بسزايي دارد. منبع:فارس
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 2:53  توسط سینا  | 

نگاهي از وراي شايعات به اوضاع «پاراچنار»

به گزارش خبرگزاري فارس، در پي انتشار اخباري مبني بر به محاصره درآمدن شيعيان در پاراچنار پاكستان و تحت نظر قرار گرفتن آنان منابع مطلع شيعه در آن منطقه ضمن غير واقعي خواندن اين اخبار، انتشار اينگونه مطالب را در خدمت وحدت مسلمين ندانسته و آن را زمينه ساز سوء استفاده قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي در جهت ايجاد شكاف ميان مسلمانان دانستند. منابع مطلع كه وقايع پاراچنار را از نزديك تعقيب مي‌نمايند و وقوف كاملي بر ابعاد مختلف درگيري‌ها در آن منطقه دارند با ارائه سابقه كوتاهي از وقايع يكسال و نيم گذشته و آرامشي كه در حال حاضر بر منطقه حاكم شده وضعيت را به گونه‌اي متفاوت از آنچه در اخبار شايع شده است، ارزيابي مي‌كنند. پاراچنار در منطقه «كرم ايجنسي» در شمال غرب پاكستان قرار دارد. اين منطقه كه از مناطق هفتگانه آزاد قبايلي مي‌باشد هم مرز با افغانستان بوده و اگر چه جزو قلمرو پاكستان مي‌باشد ليكن تحت اشراف كامل اين دولت قرار ندارد. اين مناطق اكثراً سني‌نشين بوده و بخش اندكي از جمعيت سني آن تحت تاثير افكار تند مذهبي، به افراط گرايي و تعصب مذهبي كشيده شده‌اند. در ميان اين مناطق، پاراچنار در منطقه كرم ايجنسي داراي جمعيت اكثراً شيعه مي‌باشد.
منابع ياد شده افزوده‌اند كه از حدود يك سال و نيم قبل، توطئه و دسيسه‌هاي دشمنان اسلام براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، مؤثر واقع شده و درگيري‌هاي خونيني ميان شيعيان و اهل سنت اين منطقه رخ داد كه از شش ماه قبل به تدريج رو به افول گذاشت و حدود 2 ماه قبل كاملا متوقف گرديد و زندگي در اين مناطق به حالت عادي درآمده است. طي اين درگيري‌ها، تعداد قابل توجهي از هر دو طرف كشته و مجروح شدند و اموال زيادي نيز از طرفين تلف گرديد. با ادامه درگيري و بحراني شدن اوضاع، رهبران و شخصيت‌هاي متنفذ طرفين به نقش نيروهاي خارج از منطقه و گروه‌ها و افراد وابسته به دشمنان در اين حوادث پي برده و طي مذاكراتي، تصميم گرفتند درگيري‌ها را متوقف نموده، زمينه را براي امضاي موافقتنامه صلح فراهم نمايند. در همين اثنا نيروهاي دولتي نيز به منطقه وارد شده و به كنترل اوضاع كمك كردند. نهايتاً با درايت رهبران دو طرف، موافقتنامه صلح به امضا رسيد و آرامش نسبي در منطقه حاكم گرديد. از زمان امضاي موافقتنامه مزبور، شرايط عادي در منطقه حاكم شده و اسراي طرفين تبادل گرديدند. در عين حال برخي درگيري‌هاي موردي در اين بخش واقع مي‌شود كه نمي‌توان آن را ويژه اين مناطق قلمداد نمود بلكه بايد اينگونه حوادث را با توجه به شرايط عمومي و ناامني‌هاي هميشگي در پاكستان تعريف كرد. تحليلگران مسائل فرقه‌اي معتقدند در اين ميان تلاش عناصر خارجي، معاندين، مخالفين وحدت و بدخواهان امت اسلامي حائز اهميت است كه با دسيسه‌هاي مختلف به ايجاد درگيري‌هاي تصنعي در منطقه مبادرت مي‌نمايند تا با تحريك دو طرف و گسترده كردن دامنه درگيري‌ها، وضعيت را به شرايط قبل از موافقتنامه صلح باز گردانند. اين عناصر با بهره گيري از روش‌ها و ابزارهاي نرم افزاري نظير شايعه سازي و خبرسازي‌هاي كذب، سعي مي‌كنند به تهييج افكار شيعه و سني عليه يكديگر بپردازند تا با آغاز مجدد درگيري و خونريزي در منطقه به اهداف شوم خود دست يابند. آنان با مشاهده اين وضعيت كه توطئه‌هاي آنها خنثي گرديده به اين حد نيز بسنده نكرده و حتي تلاش مي‌كنند با استفاده از ابزارهاي نرم، كشورهاي اسلامي ثالث نظير جمهوري اسلامي ايران و عربستان را به طرفداري از هر يك از دو طرف بر انگيخته و با تبليغ اين معنا كه اهل سنت بوسيله عربستان و شيعيان بوسيله ايران حمايت مي‌شوند، آتشي كه بر مي‌افروزانند را شعله‌ورتر ساخته و درگيري را نهادينه سازند.
در اين شرايط تمامي گروه‌هاي شيعه و سني در آن منطقه بايد با هوشياري كامل و خويشتن‌داري توطئه‌هاي دشمنان خود را شناسائي كرده و آنان را در دستيابي به اهداف شوم خود ناكام سازند. فارس نیوز، خبر شماره:8711110728

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 0:51  توسط سینا  | 

بسم الله؛

داستان علی رغم تلاش مخالفات مقاومت برای پیچیده کردن آن و تکرار روایات نادرست، بسیار ساده و واضح است؛ حماس به عنوان یک سازمان سیاسی که شاخه ای نظامی به نام گردان های «شهید عزالدین قسام» دارد، در یک انتخابات تایید شده و آزاد که نمایندگان اتحادیه ارودپا و حتی جیمی کارتر بر آن نظارت داشته اند شرکت کرده، و در این انتحابات مجلس که می بایست منجر به تشکیل دولت می شد پیروز شد.
محمود عباس، جانشین عرفات، رئیس مقتول تشکیلات خودگردان، با رفتاری همچون دیکتاتورها، و نماد جریان شکست خورده ی انتخابات، در راه ادامه ی فعالیت کابینه ی حماس و موتلفین اش مشکل تراشی می کند، کار حتی به دستگیری نمایندگان حماس در مجلس توسط نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان می رسد؛ درگیری شدید می شود؛ تلاش های دولت های عربی برای آشتی این دو گروه به نتیجه نمی رسد، بالاخره حماس در بخشی از زمین های اشغال نشده، غزه، به پیروزی می رسد؛ و حتی به مدارکی دست پیدا کرده و منتشر می کند که نشان دهنده ی ارتباط مستقیم نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان و اسرائیل است.
کشورهای اروپایی، آمریکا، اسرائیل و اکثر اعراب، که برای فشار به حماس برای پذیرفتن خواست گروه شکست خورده ی انتخابات، پیش از این ارسال کمک های بین المللی به فلسطین را محدود کرده بودند، دایره ی محاصره را تنگ تر می کنند؛ و پس از درگیری های گردان های قسام و اسرائیل آتش بسی ۶ ماهه برقرار می شود؛ اما همچنان دایره محاصره در دوران آتش بس تگ تر می شود، تا اینکه به پایان آتش بس نزدیک می شویم و می رسیم به این روزهای اخیر …
در ادامه همین مطلب پاسخ به این سه شبهه را ببینید:
آیا حماس اتش بس را نقض کرد/ آیا حماس از سپر انسانی وروش های تروریستی استفاده کرد/ مذهب حماس چیست؟ 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 3:19  توسط سینا  | 

پلاک نیوز- در 28 مرداد سال 1332 اين شبکه نقش خيانت آميزي را ايفا نمود. اين شبکه با عوامل کودتا در ارتباط بود و به عوامل کودتا پيغام داد. آن ها از طريق بي بي سي اين پيغام را در ساعت 12 شب بدين ترتيب دريافت کردند که گوينده پس از اعلام ساعت دوازده گفت که "الان واقعا ساعت 12 است."
بنا بر اظهارات وزارت خارجه انگليس و مديران بي بي سي شبکه فارسي اين خبرگزاري روز چهارشنبه 25 دي ماه راه اندازي خواهد شد. دلايل اين اقدام انگليس و صرف هزين هاي سرسام آور براي آن مساله ايست که باعث شگفتتي تحليل گران شده است و حتي در مجلس عوام انگليس نيز مخالفت هاي زيادي را برانگيخته است. براي بررسي موضوع با عباس سليمي نمين کارشناس برجسته مسائل سياسي گفتگويي انجام داده ايم که متن کامل آن را در زير مي خوانيد:
چنان که حضرتعالي مستحضر هستيد شبکه فارسي تلويزيوني بي بي سي سومين شبکه تلويزيوني اين کشور پس از انگليسي و عربي است، با توجه به اينکه جمعيت فارسي زبان که مجموعا سه کشور را شامل مي شود و عدد بزرگي نيز نيست دليل راه اندازي اين شبکه با اين هزينه هاي هنگفت قابل توجيه نيست، فکر مي کنيد چه چيزي اين کشور را به چنين اقدامي واداشته است؟
براي پاسخ به سوال شما اجازه مي خواهم مختصري به سوابق انگليس در تاريخ معاصر کشور اشاره کنم. کساني که با تاريخ ايران آشنا باشند به خوبي مي دانند که انگليس چه نقشي در تاريخ ايران بازي کرده است. توجه به نقش تاريخي انگليس بسيار سودمند است و به مردم ما کمک مي کند تا بهتر بتوانند اوضاع را تحليل کنند.
در 28 مرداد سال 1332 اين شبکه نقش خيانت آميزي را ايفا کرد و به عنوان بازوي اينتليجنت سرويس عمل نمود. اين شبکه با عوامل کودتا در ارتباط بود و به آن ها پيغام داد که بايد عمليات کودتا انجام شود. آن ها از طريق بي بي سي اين پيغام را در ساعت دوازده شب بدين ترتيب دريافت کردند که گوينده پس از اعلام ساعت دوازده گفت که "الان واقعا ساعت دوازده است" . بنابراين بي بي سي فقط در خدمت وزارت خارجه انگليس نبوده است و به سرويس اطلاعاتي اين کشور؛ اينتليجنت سرويس؛ هم خدمات ارائه مي کند که داخل و خارج را نيز شامل مي شود.
در ماجراي سلمان رشدي که انگليسي ها به وي 500 هزار پوند دادند تا کتابي نوهين آميز نسبت به مقدسات اسلامي بنويسد نيز بي بي سي ايفاي نقش کرد. پس از آنکه حضرت امام(ره) فتواي قتل سلمان رشدي را صادر کردند آن ها تبليغات زيادي به راه انداختند که مردم از فتواي امام پشتيباني نکرده اند. بدنبال آن مسلمانان تصميم گرفتند که در يک روز جمعه جمع شده و با حضرت امام بيعت کنند. بي بي سي در اين ماجرا نيز وابستگي خود را به سرويس هاي امنيتي نشان داد. آن ها تصاويري را که از مساجد تهيه کرده بودند و در آن تصاوير کساني که نقش هماهنگي مردم را بعهده داشتند وجود داشت در اختيار اينتليجنت سرويس قرار دادند و اين سازمان نيز تلاش کرد تا با روش هاي مختلف مشکلات زيادي را براي آن ها بوجود آورد.
چرا در اين مقطع و با اين سرعت طرح راه اندازي شبکه را به پيش بردند؟
براي پاسخ به اين سوال بايد به وضعيت رژيم صهيونيستي توجه کنيم. اين رژيم با مشکلات بسيار زيادي دست به گريبان است و وضعيت آن هر لحظه بيش از پيش رو به وخامت مي رود و آن ها ايران را مقصر قلمداد مي کنند. ايران ظرفيت هاي فرهنگي بسيار زيادي دارد. در فيلم 300 در قالب يک موضوع تاريخي به اين موضوع يعني فرهنگ ايران به عنوان عامل مهمي که مي تواند سلطه غرب را با چالش مواجه کند پرداختند. تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم صهيونيستي روندي رو به گسترش داشت اما پس از پيروزي انقلاب دچار ضعف شد و در موضع عقب نشيني قرار گرفته است. تحليل گران غربي متفقا ايران را مسبب اين امر مي دانند.
يعني بي بي سي در خدمت اسرائيل قرار مي گيرد؟
دقيقا، گذشته اسرائيل و شکل گيري آن همه چيز را مشخص مي کند. انگليس را مي توان مادر اسرائيل دانست و آمريکا را پدر آن. اين کشور مي داند که اگر پايه نفوذش در منطقه که همان اسرائيل است از بين برودقدرت وي نيز ازبين خواهد رفت،پس طبيعي است که مقاومت کندوبراحتي ميدان راخالي نکند.

با توجه به تجارب تلخي که از نقش اين شبکه ذکر کرديد به نظر شما در مقطع فعلي چه بايد کرد و چه راهکاري براي مقابله انديشيد؟
خوشبختانه مردم ما نقش بي بي سي را به خوبي مي شناسند، مردم به خوبي مي دانند که آن ها در کودتاي 28 مرداد حاکميت ملي ما را نقض کردند. آن ها نفت ما را به غارت برده و در حقيقت مي دزديدند؛ با استفاده از خط لوله اي که مخفيانه به خاک عراق کشيده بودند. ما در سال هاي 1299 و 1332 لطمات زيادي را از جانب آن ها متحمل شده ايم. ما بايد تحرکات دشمن را با دقت زير نظر داشته باشيم هر چند ضعيف باشد و هرگز غفلت نکنيم. آن ها مي خواهند با اين پروژه زمينه اختلافات قومي را فراهم آورند و دعواي شيعه و سني راه بياندازند. هيچ کشوري مانند انگليس در طول تاريخ به دعواي شيعه و سني دامن نزده است.
مقامات سياسي و روحاني ما بايد سفرهاي خود را به اين کشور حذف کنند و به خاطر معالجه، سفرهاي پزشکي به اين کشور نداشته باشند. خوشبختانه در داخل کشور امکانات پزشکي مطلوبي وجود دارد که سفر معالجاتي به انگليس را منتفي مي کند. با اين اقدامات و تحريم کالاهاي انگليسي مي توانيم زشتي اقداماتشان را به آن ها يادآوري کنيم. مردم آفريقاي جنوبي در دوره آپارتايد با تحريم گسترده کالاها و خدمات انگليس آن ها را متوجه اقداماتشان کردند و باعث شدند که اين کشور ديگر نتواند از آپارتايد حمايت کند. منبع: پلاک نیوز 24/10/87

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت 15:52  توسط سینا  |