تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

اهمیت اسطوره مادر در ادبیات صهیونیستی-یهودی

مادر حضرت یوسف(ع) در جنگ22 روزه به اسرائیل کمک می‏کرد

به گزارش ابنا به نقل از "اباء"، «عوفاديا يوسف»، خاخام سرشناس صهیونیست در اظهاراتی که روز گذشته در روزنامه "يديعوت أحرنوت" به چاپ رسید، کمک نیروهای غیبی به نظامیان صهیونیست را عامل پیروزی این رژیم دانست! وی بدون ارائه دلیل و توضیح در این‏باره تصریح کرد: راحیل مادر حضرت یوسف(ع) در جنگ 22 روزه به نظامیان اسرائیل کمک کرده و آنها را به محل اختفای مبارزان حماس راهنمایی می‏کرد. «عوفادیا یوسف» که رهبر حزب "شاس" در اسرائیل می‏باشد در ادامه گفت: نیروهای غیبی چندین مرتبه ظاهر شده و سربازان اسرائیلی را از بمبهای حماس رهانیده‏اند.
گفتنی است راحیل همسر دوم حضرت یعقوب(ع) و مادر حضرت یوسف(ع) است که در کتاب مقدس یهودیان نام وی آورده شده و یهودیان اعتقاد دارند که قبر وی در منطقه بیت‏لحم در جنوب قدس قرار دارد.
منبع:موعود

قتل عام مردم غزه به دستور تورات!

به گزارش ايكنا، خبرگزاری رسمی فرانسه(AFP) گزارش داد: خاخام ارتش اسرائيل در جريان حملات اين رژيم به نوار غزه جزوه‌ای را ميان سربازان توزيع كرد كه اين افراد را به كشتن تمامی دشمنان اسرائيل بدون هيچ ترحمی تشويق می‌كرد.در اين گزارش آمده است: در اين جزوه كه پر از عبارات ناسيوناليستی مذهبی است از سربازان خواسته شده كه در مقابل دشمن هيچ‌گونه ترحمی به خرج ندهند چراكه اين ترحم به منزله خيانت به سربازان رژيم اسرائيل است و اين جنگ برای پيروزی بر قاتلان(!) آغاز شده است.همچنين در اين جزوه با اشاره به آيات تورات آمده است: تورات به ما دستور داده كه حتی يك ميلی‌متر از خاك اسرائيل(!) را به دست غيريهوديان نسپاريم و برای حفظ اين خاك از جان خود بگذريم.نشريه اسرائيلی «هاآرتص» نيز گزارش داد كه گروه‌های افراطی يهودی تراكت‌هايی بين سربازان اين رژيم توزيع كرده و از آنان خواسته است تا از نوار غزه عقب‌نشينی نكنند و به جنگ با مردم غزه ادامه دهند. منبع: موعود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 2:30  توسط سینا  | 

برخی می پرسند چرا در اسرائیل، یهود به راحتی آب خوردن فلسطینی می کشد و امریکا و المان و فرانسه مسیحی(یهودزده؟ از  یهود حمایت می کنند؟ جواب این سوال را از کتاب به اصطلاح مقدس یهودیان ومسیحیان بشنوید!

 

نسل کشی های کتاب مقدس  در راستای  گسترش سرزمين و اثبات برترى نژاد و سلطه‏جوئى!

یکی از قوانین جنگ که اسلام بر آن تاکید بسیار دارد حفظ حقوق دشمن است. در جنگ با سرباز دشمن تا آن زمان می جنگند که دست به شمشیر دارد و فقط جنگجویان دشمن کشته یا اسیر میشوند و خون غیرجنگجویان محترم دانسته شده است واز مهمترین دستورات دینی اسلام برای جنگ تاکید بر مراعات کودکان و زنان است که در جنگ به هیچ وجه گناهکار نیستند و هیچ کسی حق ندارد حرمتشان را بدرد و خونشان را حلال بداند زیرا در هیچ دین و آیینی کودکان گناهکار نیستند و وجدان انسانی چنین قضاوت میکند که باید پاس حرمت کودکان نگاه داشته شود و مسولیت حفاظت از ایشان به عهده کامیابان جنگ نهاده شده است.

و هیچ عقل و آیینی و هیچ فطرت پاکی اجازه نمی دهد که کودکان قربانی جنگ شوند و نیروهای متجاوز دست به کشتار کودکان و زنان بزنند و هر گروهی که مرتکب چنین جنایتی شوند در نزد همه اندیشه ها محکوم هستند و هیچ متجاوزی حق ندارد به محض پیروزی نسل کشی راه بیندازد و تمام افراد حریف اعم از زن و کودک را قتل عام نماید. اما این موضوع نسبت به کتاب مقدس تفاوت دارد. در کتاب مقدس نسل کشی های عجيبي وجود دارد.

 ایشان باید به محض پیروزی، تمام افراد دشمن اعم از زن و حتي کودکان شیر خواره را قتل عام کنند و اگر در يك موردي زنان و كودكان را به عنوان برده نگاه مي داشتند مستوجب ملامت مي شدند.

جالب آن که این نسل کشی ها همه به دستور خداوند کتاب مقدس و با اجرای بزرگترین پیامبرانش یعنی حضرت موسی(ع) و حضرت یوشع(ع) شکل گرفته است. در این نسل کشی ها همه باید کشته شوند حتی کودکان شیر خواره و زنان و دختران بیگناه. فقط در یک مورد دختران باکره استثنا می شوند؛ حتی در برخی موارد گاو و گوسفندان و اسبان را هم سر می برند. همه این نسل کشی ها بدین خاطر است که خداوند زمینی را که بنی اسرائیل در آن زندگی می کنند، به بنی اسراییل بخشیده و اهالی این زمین ها باید از بین بروند تا جای آن برای قوم برگزیده مهیا گردد! ولی دست تحریف در کتاب مقدس به راحتی چنین جنایاتی را به پاکترین افراد بشریت و بزرگترین پیامبران الهی نسبت می دهد. آیا ممکن است یکی از برترین برگزیده های الهی کودکان شیر خواره را به گناه پدرانشان در جلوی چشم ماردانشان سر ببرد؟!  مطمئنا خیر... آیا ممکن است خداوند به پیامبرش دستور بدهد به محض پیروزی بر دشمن تمام شهر را قتل عام کن و همه را در آتش بسوزان؟!  مطمئنا پاسخ منفی است... و نكته قابل توجه اين است كه تمامي متون زير که قسمتی را در پست قبلی مشاهده کردید از كتاب مقدس قسمت عهد عتيق كه مورد قبول تمامي مسيحيان ویهودیان است انتحاب شده است و همه ايشان آيات زير را وحي الهي مي دانند و به آن به عنوان كلام مقدس اعتقاد دارند!! با توجه به این مقدمه به آیات زیر که از کتاب مقدس برگزیده شده است دقت کنید:

 

در جنگ هیچ جنبنده ای را زنده مگذار!

چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی. و چون یَهُوَه، خدایت، آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش. لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر، و غنایم دشمنان خود را که یَهُوَه خدایت به تو دهد، بخور. به همه شهرهایی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امت ها نباشند، چنین رفتار نما. اما از شهرهای این امت هایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار. بلکه ایشان را، یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را، چنانکه یَهُوَه، خدایت، تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.(یوشع:۲۰)

 

كشتار مردم باشان!

يكي ديگر از نسل كشي هايي كه در كتاب مقدس به انبيا بزرگ الهي نسبت داده شده است كشتار مردم باشان است. مردم  مملكت باشان مردمي بودند كه در كشور خود (مشتمل بر شصت شهر و دهها روستا)  زندگي ارامي داشتند تا اينكه بني اسرائيل به مملكت  باشان حمله كردند و تمامي مردم اين شصت شهر و دهها روستا را از زن و مرد و كودك و نوجوان را قتل عام كردند و بهائم شهر را به غارت بردند. 3پس یَهُوَه خدای ما عوج ملك باشان را نیز و تمامی قومش را به دست ما تسلیم نموده او را به حدی شكست دادیم كه احدی از برای وی باقی نماند. 4 و در آنوقت همة شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند كه از ایشان نگرفتیم یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرجوب كه مملكت عوج در باشان بود. 5 جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازه‌ها و پشت‌بندها بود سوای قُرای بی‌حصارِ بسیار كثیر. 6 و آنها را بالكل‌ّ هلاك كردیم چنانكه با سیحون ملك حشبون كرده بودیم هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاك ساختیم. 7 و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم. (تثنیه: 3 / 3 ـ 7)

(در جنگ 33 روزه بين حزب الله لبنان و اسرائيل هنگامي كه اسرائيليان به خانه ای كه كودكان بي سر پرست در آن نگه داشته مي شدند حمله كردند و تعداد بي شماري كودك بي پناه را كشتند و تمام جوامع بشري اين جنايت را محكوم كردند با كمال تعجب ديديم كه خاخام هاي يهودي فتوا دادند كه كشتن كودكان دشمن در جنگ اشكالي ندارد و بدون ترديد يكي از منابع اين فتوا همين آيات كتاب مقدس بود)

 

کشتار عجیب مردم هفت شهر!

40 پس یوشع تمامی آن زمین یعنی كوهستان و جنوب و هامون و وادیها و جمیع ملوك آنها را زده كسی را باقی نگذاشت و هر ذی‌نفس را هلاك كرده چنانكه یَهُوَه خدای اسرائیل امر فرموده بود. 41 و یوشع ایشان را از قادش برًنیع تا غز‌ّه و تمامی زمین جوشَن را تا جبعون زد. 42 و یوشع جمیع این ملوك و زمین ایشان را در یك وقت گرفت زیرا كه یَهُوَه خدای اسرائیل برای اسرائیل جنگ میكرد..(یوشع 9:10-43)

 

کشتار مردم عای توسط یوشع!

 ... 8 و یَهُوَه به یوشع گفت: “مزراقی كه در دست توست بسوی عای دراز كن زیرا آن را به دست تو دادم و یوشع مزراقی را كه به دست خود داشت بسوی شهر دراز كرد. 19 و آنانی كه در كمین بودند بزودی از جای خود برخاستند و چون او دست خود را دراز كرد دویدند و داخل شهر شده آنرا گرفتند و تعجیل نموده شهر را به آتش سوزانیدند. 20 و مردان عای بر عقب نگریسته دیدند كه اینك دود شهر بسوی آسمان بالا میرود. پس برای ایشان طاقت نماند كه به این طرف و آنطرف بگریزند. و قومی كه به سوی صحرا می‌گریختند بر تعاقب كنندگان خود برگشتند. 21 و چون یوشع و تمامی اسرائیل دیدند كه آنانی كه در كمین بودند شهر را گرفته‌اند و دود شهر بالا میرود ایشان برگشته مردان عای را شكست دادند. 22 و دیگران به مقابلة ایشان از شهر بیرون آمدند و ایشان در میان اسرائیل بودند. آنان از یكطرف و اینان از طرف دیگر و ایشانرا می‌كُشتند به حدی كه كسی از آنها باقی نماند و نجات نیافت. 23 و ملِك عای را زنده گرفته او را نزد یوشع آوردند.

24 و واقع شد كه چون اسرائیل از كُشتن همة ساكنان عای در صحرا و در بیابانی كه ایشان را در آن تعاقب می‌نمودند فارغ شدند و همة آنها از دم شمشیر افتاده هلاك گشتند تمامی سرائیل به عای برگشته آن را به دم شمشیر كشتند. 25 و همة آنانی كه در آنروز از مرد و زن افتادند دوازده هزار نفر بودند یعنی تمامی مردمان عای. 26 زیرا یوشع دست خود را كه با مزراق دراز كرده بود پس نكشید تا تمامی ساكنان عای را هلاك كرد. 27 لیكن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود به تاراج بردند موافق كلام یَهُوَه كه به یوشع امر فرموده بود. 28 پس یوشع عای را سوزانید و آنرا تودة ابدی و خرابه ساخت كه تا امروز باقی است. 29 و ملِك عای را تا وقت شام به دار كشید و در وقت غروب آفتاب یوشع فرمود تا لاش او را از دار پایین آورده او را نزد دهنة دروازة شهر انداختند و تودة بزرگ از سنگها بر آن برپا كردند كه تا امروز باقی است. (یوشع 8/10-29)

 

وجالب تر اینکه پس از این همه کشت و کشتارو تصرف زمینهای بسیار آن هم با این منطق که بنی اسرائیل درآنجا ساکن گردند با این همه هنوز زمینهای بسیاری باقی مانده است که تو باید آنها را تصرف می نمودی و یهوه شروع می کند این زمین ها را می شمارد و تک تک نام می برد که باید در گستره زمین خواری بنی اسرائیل وارد شوند؛ ولی افسوس که عمر تو به پایان رسیده و دیگر نمی توانی این رسالت را به پایان رسانی: (و یوشع پیر و سالخورده شدو خداوند به وی گفت: تو پیر و سالخورده شده ای و هنوز زمین بسیار برای تصرف باقی می ماند.و ... یوشع/ 13)

منبع: وبلاگ شناخت دوباره مسیح:تاملی دیگردرمسیحیت/10 آبان 1386

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 3:55  توسط سینا  | 

يكي از مهم ترين منابع تفكرات صهيو نيسم كتابي با نام تلمود است. اين كتاب هولناك در اصل چند جلد بيشتر نبوده, اما از هشت قرن پيش به دوازده جلد افزايش يافته و امروز شامل سی و شش جلد در قطع وزيري مي شود.(البته برخي اساتيد تعداد مجلدات آن را بسيار بيش از اين مي دانند.) تلمود انبار شرارتهاي صهيونيسم است. كار تاليف آن حدود دو قرن پيش از جمع آوري اسفار تورات آغاز شد. از دو قرن پيش, پس از جمع آوري اسفار و رواج آن و باز گشت از بابل‌، باب تورات بسته شد و تلمود با افسانه ها و اساطير عجيب و غريب خود، بر تورات فائق آمد و آن را تحت الشعاع خويش قرار داد. همه بذرهاي ناپاكي درتلمود است. (به نقل ازكتاب پروتكلهاي دانشوران صهيون؛ اثرعجاج نويهض؛ آستان قدس رضوي؛ 1373؛ صفحه 42)

 تلمود

حاخامهاي يهودي طي سال‌هاي متمادي شرحها و تفسيرهاي خودسرانه و گوناگوني برتورات نوشته اند كه همه آنها را حاخام «يوخاس» درسال1500م. جمع آوري نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاي 230 و 500م. نوشته شده بود به نام « تلمود » يعني تعليم ديانت وآداب يهود را جمع آوري كرد.

 اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف «تورات» قرار دارد (بلكه از تورات هم بالا تر است چنانچه «گرافت» مي گويد: بدانيد كه گفتار حاخام از گفتار پيامبر بالاتر است). براي اينكه بيشتر به خود پرستي وآرمانهاي ضدّ انساني يهود پي ببريم خوب است چند جمله اي ازاين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:[1]

 _ روز دوازده ساعت است: درسه ساعت اول آن خداوند شريعت را مطالعه مي كند.در سه ساعت دوم احكام صادر مي‌كند.در سه ساعت سوم هم جهان را روزي مي‌دهد. در سه ساعت آخر هم با حوت دريا كه پادشاه ماهي ها است به بازي مي‌پردازد.

 _ هنگامي كه خداوند امر كرد «هيكل»(معبد سليمان) را خراب كنند، خطا كرده بود. به خطاي خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واي بر من كه امر كردم خانه ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.

 _ خداوند، از اين كه يهود را به چنين حالي گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مي زند و زار زار گريه مي كند، گاهي از چشمانش دو قطره اشك به دريا مي چكد و آن چنان صدا مي كند كه تمام اهل جهان صداي گريه او را مي شنوند و آبهاي دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مي آيد. هرگز خداوند از كارهاي ابلهانه وغضب و دروغ بركنار نيست.

 _ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است؛ زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي باشد، روح هاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودي، مثل نطفه بقيه حيوانات است.

 _ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شوند، ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه و زاري چيزي عايد آنها نمي گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است .

 _ پيامبري به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرار يعني «غير يهود» منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمي مي روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهي يهود باز گشته و تمام ملتها مسيح را خدمت خواهندكرد! آن زمان هر يهودي دو هزار و هشتصد برده وغلام خواهد داشت.

 _ كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ما است و پيمان بستن با او يهودي را ملزم به ادا نمي كند. روساي مذهب نصراني و  هر كه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.

 _«يسوع ناصري» حضرت مسيح عليه ‌السلام كه ادعاي پيامبري كرده و نصاري(مسيحيان) گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردي به نام «باندار» به زنا آورده بود، در آتش جهنم مي سوزند.كليساهاي نصاري كه در آن سگ هاي آدم نما به صدا در مي آيند به منزله زباله خانه است.

 _ اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت.

 _ اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد.

 _ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد.

 _ نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است.

 _ اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است.

 _ سگ افضل از غير يهودي است،‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است.

 _ هيچ قرابتي و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟

 _ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است.

 _ اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است.

 _ اجانب براي خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده‌اند.

 _ يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست.

 _ سلام كردن بر كفار (غيريهوديان)  اشكال ندارد به شرط آنكه در دل خود آن غير يهودي را مسخره كرده باشد.

 _ بر يهود لازم است كه املاك ديگران را خريداري كند[2] تا آنها صاحب ملك نباشند وهميشه سلطه اقتصادي براي يهود باشد. و چنانچه غير يهودي بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واي بر ما، اين چه ننگي است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم.

 _ پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود.

 _ چون يهود با عزت الهيه مساوي هستند، بنابراين تمام دنيا و هر چه در اوست ملك آنها مي‌باشد و حق دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدي از يهودي حرام است و از غيريهودي جايز مي‌باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاي دريا است و هر كس زودتر بر آن دست گذاشت او مالك است.

 _ يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.

 _ هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند, بايد حق را به جانب يهودي داد اگرچه بر باطل باشد.

 _ براي شما جايز است كه مأمورين گمرك را غش بنمائيد و براي او قسم دروغ بخوريد ... از حاخام «سموئيل» ياد بگيريد، سموئيل از مرد اجنبي كاسه‌اي از طلا به قيمت چهار درهم خريداري كرد، در حالي كه فروشنده نمي‌دانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را هم دزديد!

 _ ربودن اموال ديگران بوسيلة ربا مانعي ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غيريهودي امر مي‌فرمايد.

 _ به كساني كه يهودي نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودي جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم. حيات و زندگاني ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غيريهودي احتياج به پول داشته باشد, آن قدر بايد از او ربا و نزول گرفت كه تمام دارائي خود را از دست بدهد.

 _ غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.

 _ حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت!

 _ اگر يكي از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرده‌ايم.

 _ اگر يك نفر يهودي كمكي به غيريهودي بكند, گناهي نابخشودني مرتكب شده است.

 _ و اگر غيريهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهي، زيرا آن هفت ملتي كه در زمين «كنعان» بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند, همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصي كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد.

 _ تا مي‌توانيد از غيريهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده‌ايد.

 _ هلاك كردن مسيحي ثواب دارد و اگر كسي نمي‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد.

 _ كساني كه مرتد شوند(يهودياني كه از آئين يهود سر باز زنند), اجنبي و اعدامشان لازم است, مگر آن كه براي خدعة به ديگران مرتد شده باشند.[3]

 _ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست.

 _ يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد.

 _ براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

 _ قسم خوردن جايز است، خصوصاً در معاملات با غير يهود.

 _ اصول قسم خوردن براي قطع نزاع تشريع شده است, اما نه براي كفار، زيرا آنها انسان نيستند. جايز است انسان شهادت زور بدهد(با اينكه مي داند حق با يهودي نيست،ولي شهادت دروغ بدهد), چنانچه لازم است اگر مي‌توانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولي برادر يهودي خويش را در معرض خطر قرار ندهيد.

 _ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد.

 _ بر ما لازم است كه با نصاري، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاي نصاري، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضروري و واجب است.

 _ ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم![4]

 اين مطالب  نياز به توضيح و تعليقي ندارد و خود بهترين معرف براي يهوديت حاخامي_تلمودي است.  برای دیدن متن انگلیسی تلمود مراجعه کنیدبه:سايت علمي پژوهشي يهود؛ معرفي كتاب تلمود 



[1] برگرفته ازكتاب «خطر اليهوديه العالميه  علي الاسلام و المسيحيه»، تاليف عبدالله اتل. اين نويسنده نيز از کتاب «الکنز المرصود في قواعد التلمود»، تاليف دکتر رو هلبخ، ترجمه يوسف نصر الله، چاپ بغداد سال 1899 م. نقل نموده است.

[2] به علت قوانين اقتصادي خاصي كه در آئين يهوديان مي باشد, آنها ثروتمندترين مردمان جهان مي باشند, براي نمونه فقط در آمريكا حدود %80 ثروت و منافع اين كشور در قبضه يهوديان مي‌باشد.(انفجار در آمريكا, اثر جو كام, نشرآگاه, صفحه4)

[3]يهوديان به اين شيوه توانسته اند, نفوذ گسترده اي در ميان مسلمانان و مسيحيان داشته باشند, تا جائيكه تا بالاترين سطح روحانيت مسلمانان و مسيحيان, خود را معرفي, و وانمود به آن كرده اند و بعد از آن, با دقت و حوصله زياد, كمر به تحريف آئين اسلام يا مسيحيت بسته اند. قسمت عمده تحريفات وكاستي هايي كه در اسلام و مسيحيت وجود دارد, از طريق يهوديان و با ترفند هاي خاصي كه آئين يهوديت به آنها آموزش داده است, بوجود آمده است و اين, يكي از مخفي مانده ترين و مظلومانه ترين پرونده هاي موجود در تاريخ است كه سخن گفتن از آن, موجبات مرگ و نابودي بسياري از انسانهاي آزاده را, در طول ادوار مختلف فراهم آورده است.

[4] در تاريخ بني اسرائيل«استر» با نفوذ به دربار خشايار شا پادشاه ايران و پنهان کردن يهوديت خويش(به توصيه پسر عمو و قيمش مردخاي) توانست در گسترش يهوديت در ايران نقش به سزايي داشته باشد. براي مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به: کتاب مقدس، سفر استر.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 15:18  توسط سینا  | 

قسمتهايي از متن تورات

 _ من گفتم كه شما خدايانيد و جميع شما فرزندان حضرت اعلي, ليكن مثل آدميان خواهيد مرد.[1]

 _ اقوام غير اسرائيل به جماعت خدا راه نخواهند يافت, و هيچ كدام از آنها به ميان جامعه خداوندي وارد نخواهند شد.[2]

 _ هيچ شراب نخوريد, به غريبه‌اي كه درون دروازه تو باشد بده يا به اجنبي بفروش, زيرا كه تو براي يهوه خدايت, مقدس هستي.[3]

 _ دختران خود را به آنها ندهيد و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خويشتن نگيريد.[4]

 _ به سرزمين كنعانيان تا نهر فرات داخل شويد, اينك اين زمين را پيش روي شما گذاشتم, پس داخل شده, زميني را كه خداوند براي پدران شما, ابراهيم و اسحاق و يعقوب, قسم خورده كه به ايشان وبعداز آنها به ذريت ايشان بدهد, به تصرف در آوريد.[5]

 _ و امتها را به ميراث تو خواهم داد و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد, ايشان را به عصاي آهنين خواهي كشت, مثل كوزه گر آنها را خورد خواهي نمود.[6]

 _ گوشت بخوريد و خون بنوشيد, گوشت صاران را خواهيد خورد و خون روساي جهان را خواهيد نوشيد.[7]

 _ ايشان را مانند گوسفندان براي ذبح بيرون كش و ايشان را به جهت روز قتل تعيين نما.[8]

 _ خداوند بر يعقوب ترحم فرموده, اسرائيل را بار ديگر بر خواهد گزيد. و ايشان را در زمينهايشان آرامي خواهد داد و غربا به ايشان ملحق شده, با خاندان يعقوب ملحق خواهند گرديد, و قومها(غير يهوديان), ايشان را به مكان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائيل ايشان(غير يهوديان) را در زمين خداوند بنده و كنيز خود خواهند ساخت, و بني اسرائيل, اسير كنندگان خود را اسير, و بر ستمكاران خويش حكمراني خواهد نمود.[9] در اين سطور تحريف شده، نژاد پرستي و خود برتر بيني و حاكميت جهاني يهود به وضوح هويداست.



[1] سفر تثنيه، باب 10، فقره 31

[2] سفر تثنيه، باب 23، فقرات 1 تا 3

[3] سفر تثنيه، باب 14، فقره 21

[4] سفر نحميا، باب 13، فقره 25

[5] سفر تثنيه،باب 1، فقرات7و8

[6] سفر مزامير، باب 2، فقرات 8و9

[7]سفر حرقيال، باب 39، فقره18

[8] سفر تثنيه، باب 20، فقره3

[9] سفر اشعيا، باب 14، فقرات1 تا 3

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:53  توسط سینا  | 

براي درك بهتر مواضع صهيونيسم لازم است برخي مباني فكري آنها را به دقت از نظر بگذرانيم با هم بحث پيامبران در نظر يهود را پي مي گيريم.

 تصوير پيامبران در كتاب مقدس(!) دست كم از تصوير خدايان آن ندارد. مثلاً در كتاب مقدس آورده اند كه برخي پيامبران:

 ـ با زنان نامحرم زنا مي كنند ، چنانچه بّه حضرت داوودعليه السلام نسبت داده اند .[1]

 ـ با دختران خود زنا مي كنند و به حضرت لوطعليه السلام نسبت مي دهند .[2]

 ـ مردم را فريب مي دهند وآنها را مي كشند و زن هايشان را به همسري درمي آورند. اين عمل را هم به حضرت داودعليه السلام نسبت مي‌دهند .[3]

 ـ با خداوند كشتي مي گيرند ، چنانچه به حضرت يعقوبعليه السلام چنين نسبت مي دهند[4] .

 ـ كارهائي را كه خداوند نهي كرده انجام مي دهند ، چنانچه به حضرت سليمانعليه السلام نسبت مي دهند[5].

 ـ قلب هايشان به جانب بت متمايل مي شود ، چنانچه به حضرت سليمانعليه السلام  نسبت مي دهند[6].

 ـ براي پرستش بتها, خانه مي سازند و اين مطلب را نيز به حضرت سليمانعليه السلام نسبت داده اند.[7]

 ـ خداوند مي خواهد آنها را بكشد ، چنانچه به حضرت موسي عليه السلام  نسبت مي دهند.[8]

 ـ ستمكار هستند و به كشتار كودكان و افتادگان و گاوان و گوسفندان فرمان مي دهند.[9]

 ـ با خداوند درشتي و خشونت مي كنند ، چنانچه اين موارد را هم به حضرت موسيعليه السلام نسبت دادند.[10]

 ـ به گردنهاي خويش بند و يوغ مي گذارند و اين را هم به ارمياي پيامبر عليه السلام نسبت مي دهند.[11]

 ـ خداوند امرشان مي كند تا زن زنازاده را به همسري در آورند و گفته اند كه يوشععليه السلام چنين كرده است.[12]

 ـ مردم را به پرستش بت ترغيب كرده و خود بت مي سازند، و مي گويند كه اين عمل را هم هارونعليه السلام انجام داده است.[13]

 ـ از راه زنا متولد شده اند ، چنانچه به يفتاح پيامبرعليه السلام نسبت داده اند.[14]

 ـ شراب مي نوشند و مستي مي كنند و به حضرت نوحعليه السلام نسبت داده اند .[15]

 ـ دروغگو هستند، چنانچه به پيامبر سالخورده حضرت نوحعليه السلام نسبت مي‌دهند.[16]

 ـ از صفات حضرت يعقوبعليه السلام را گفته‌اند كه نبوت را به زور از خداوند گرفته است.[17]

 نكته بسيار مهم اينكه انديشمندان عقل مدار در كلام و فلسفه، براهين مختلفي در اثبات عصمت پيامبران الهي وقدسيت ذات باري تعالي  آورده اند ولي زرسالاران دنيا پرست بدون توجه به اين استدلالات، كتاب الهي را تحريف كردند تا بتوانند ماده گرايي و شهوت پرستي خود را توجيه كنند.



[1]سفر دوم سموئيل، باب 11.

[2] سفر پيدايش،باب 29

[3] سفر دوم سموئيل،باب 11

[4] سفر پيدايش، باب 32

[5] سفر اول پادشاهان، باب 11

[6] همان

[7] همان

[8] سفر خروج، باب 4

[9] سفر اعداد، باب 31

[10] سفر خروج، باب32،فقره31

[11] سفر ارميا، باب 27، فقره1

[12] سفر يوشع، باب اول

[13] سفر خروج باب 32

[14] سفر داوران، باب11، فقره 1

[15] سفر پيدايش، باب9

[16] سفر اول پادشاهان، باب 13، فقره11

[17] سفر پيدايش، باب 32

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/14ساعت 14:49  توسط سینا  |