تبليغاتX
صهیون پژوه

صهیون پژوه

بررسی عملکردها ومبانی اندیشه اومانیسم مادیگرای صهیونیستی-یهودی/آرشیوموضوعی رافراموش نکنید/

در اعترافات متهمان ژنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به کودتای مخملی مطرح شد:
مهدی هاشمی رفسنجانی، نظام را نشانه گرفته بود/از اراذل و اوباش حمایت می کردیم!

پنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان به کودتای مخملی صبح امروز در حالی در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد که همچون جلسات قبل، اتهامات گسترده ای علیه مهدی هاشمی و نقش وی در جریان آشوبهای بعد از انتخابات مطرح شد به گونه ای که یکی از متهمان در بخشی از اعترافات خود تصریح کرد که هدف مهدی هاشمی تنها تخریب دولت احمدی نژاد نبود بلکه وی نظام را نشانه گرفته بود.

به گزارش رجانیوز، پنجمین جلسه دادگاه متهمان به کودتای مخملی صبح امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد که پس از قرائت متن کیفرخواست توسط احمد علی اکبری نماینده دادستان تهران، متهان به دفاع از خود پرداختند که متن این دفاعیات به شرح زیر است:

**مهدی هاشمی رفسنجانی بخاطر اختلافش با احمدی نژاد جمهوریت را راه اندازی کرد!

( م.ر.ن ) فرزندحسن عضو شوراي مركزي سايت جمهوريت كه درشعبه15دادگاه انقلاب به اتهام اقدام عليه امنيت كشور وازطريق حضور در اغتشاشات بعد از انتخابات رياست‌جمهوري دهم و فعاليت تبليغي عليه نظام و تشويش اذهان عمومي از طريق نشر اكاذيب و توهين به مسئولان جمهوري اسلامي محاكمه شد، در دفاع از خود گفت كه سايت جمهوريت متعلق به مهدي هاشمي و توسط حمزه كرمي اداره مي‌شد و از سايت‌هاي حامي ميرحسين موسوي بود.وي افزود:... بقیه را در ادامه همین مطلب  و در اینجابخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 15:41  توسط سینا  | 

اینجا : احمد علی اکبری نماینده دادستان تهران در پنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات برخی محکومان به کودتای مخملی در ایران که عمدتا از طریق فضای سایبر و اینترنت با نشر اکاذیب به تحریک افکار عمومی می پرداختند، کیفرخواست متهمان را قرائت کرد.متن کیفرخواست متهمان به کودتای مخملی به شرح زیر است:

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران با سلام و تحیات .

یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهدا بالقسط و لا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون( ایه 8 سوره مائده )شکر و ثنای خداوند که در آفرینش بی مانند است و آفتاب پر فروغ نعمتش بر همه افلاکیان گسترده و هیچ کرداری از سیطره نگاهش پنهان نیست.درود بر حضرت محمد (ص) که رسول رحمت و چراغ فروزان امت اسلامی است.سلام و درود خدا بر اهل بیت نبوت و صاحب عصر به عنوان آخرین ذخیره الهی حضرت بقیه الله الاعظم.

ریاست محترم دادگاه:

کیفرخواست حاضر بر مبنای دلایل و مستندات متقن ، اعترافات صریح و بدون شائبه متهمان ، قرائن و امارات علم آور و مدارک مکشوفه با هدف تبیین و اثبات جرائم انتسابی تنظیم و تقدیم می گردد.لذا با توجه به اهمیت موضوع اجازه می خواهم قبل از قرائت و بیان عناوین اتهامی و دلایل آن پیرامون برخی افراد نا آگاه که با سوء استفاده از مقتضیات سنی و روحی آنان بمثابه ابزاری جهت رسیدن به اهداف غیر انسانی و غیر اسلامی بعضی از اشخاص ، گروه ها و احزاب مورد بهره برداری قرار گرفته اند مطالبی پیرامون شیوه های نوین جریان سازی تبلیغاتی ، ایجاد جنگ روانی و تخریب چهره نظام اسلامی با سوء استفاده از اینترنت بعنوان بخش مهمی از برنامه گروه های معاند نظام و استکبار جهانی در پوشش جنگ نرم ارائه نمایم .

انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدا هماره با انواع توطئه های تبلیغاتی و رسانه ای دشمنان قسم خورده خود روبرو بوده است و در این راستا ایجاد جنگ روانی ، شایعه پراکنی و عملیات مخرب تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ، مسئولین خدوم آن و ملت خداجوی ایران در دستور کار دشمنان داخلی و خارجی قرار گرفت....ادامه متن کیفرخواست مهم را در ادامه و اینجا   ببینید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 15:34  توسط سینا  | 

عضو هيئت سه‌نفره قوه قضائيه تشريح كرد
جزئيات بي‌پايه بودن ادعاهاي كروبي درباره ترانه موسوي، الف- ش و...

دادستان کل کشور و عضو هيات سه نفره دستگاه قضائي در باره ادعاهاي مربوط به حوادث و اغتشاشات بعداز انتخابات رياست جمهوري، جزئيات بي‌پايه و اساس بودن ادعاهاي مهدي کروبي مبني بر تجاوز جنسي به برخي بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را تشريح و تأكيد كرد قوه قضائيه ديگر اجازه نمي‌دهد اينگنونه با آبروي نظام بازي شود.

حجت الاسلام غلامحسين محسني اژه اي که يکشنبه شب در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبکه دو صدا و سيماي جمهوري اسلامي شرکت کرده بود، گزارشي از روند شکل گيري اين هيات سه نفره به دستور آيت الله صادق آملي لاريجاني رييس قوه قضاييه در ششم شهريور ماه ارائه کرد و گفت، اين هيات به دستور آيت الله لاريجاني بطور جدي و همه جانبه پيگيري و بررسي ها ي دقيق را آغاز کرد تا حقي از هيچ طرف اعم از مردم، جامعه و حکومت ضايع نشود و حتي در قبال حقوق مردم احتياط بيشتر و خاصي شود.دادستان کل کشور اظهار داشت: هيات سه نفره قوه قضاييه از روز ابلاغ ماموريت هر روز و برخي روزها 4 الي 5 ساعت جلسه داشته و...بقیه متن را در ادامه مطلب   و همچنین در  اینجا بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 15:27  توسط سینا  | 

گروه تاریخ رجانیوز- محمد مهدي اسلامي: پس از درج گزارشي پيرامون سير فرار متهمین انفجار نخست‌وزیری از مجازات در رجانیوز؛ تماس ها و پیام‌های مکرر خوانندگان حاکي از علاقه مندي افکار عمومي در خصوص پرداختن دقيق‌تر و کامل‌تر به اين پرونده بود. يکي از سوالاتي که براي بسياري از خوانندگان مطرح شده بود، هويت متهم رديف اول پرونده و وضع فعلي او است.

در آن پرونده، بيش از 20 متهم وجود داشت که شناخته شده ترين آنها در فضاي سياسي امروز، بهزاد نبوي، سعيد حجاريان، خسرو تهراني، محمدکاظم پيرو رضوي و... هستند. اما بمب گذار مسعود کشميري است که از همين رو متهم رديف اول است. فردي که با نفاق خود تا اصلي ترين مراکز امنيتي کشور نفوذ کرده و با روش‌هاي گوناگون خود را به شدت حزب اللهي نشان داده بود. کارهايي که قطعاً با آموزش و توصيه هاي دريافتي از بالادستانش به آن هدايت مي شده است. مثلاً معروف است که وي براي نشان دادن تقيد به بيت المال مسلمين، هميشه 2 خودکار در جيبش مي گذاشته است، يکي شخصي براي نوشته هاي خود و ديگري اموال بيت المال براي کارهاي اداري. همكاران او تأكيد مي‌كنند كه وي در ظاهر خود را بسيار مذهبي و معتقد نشان مي‌داد. سرهنگ محمدمهدي كتيبه يکي از بازماندگان انفجار که از نزديک با کشميري کار کرده بود، در خاطرات خود مي گويد «قيافه حق به جانبي داشت‌، با ريش محرابي قشنگ و صورت سرخ و سفيد موجّه كه هر كس ايشان را مي‌ديد، فكر مي‌كرد حتي نماز شبش ترك نمي‌شود. تسبيحش هم هميشه همراهش بود و براي خيلي كارها استخاره مي كرد. همه او را به تشرع مي شناختند و در جلسات دعاي كميل او يكي از دعاخوان‌ها بود و گاه پيشنماز هم مي ايستاد. كسي حدس نمي زد كه او از اعضاي گروه رجوي و نفوذي در عالي‌ترين مركز تصميم گيري يعني شوراي امنيت باشد. به خصوص كه او مواضع تندي عليه آنها داشت و گويا پيشنهادهايي مثل بمباران ايستگاه راديويي مجاهد داده بود كه اعتماد اطرافيان به او دو چندان شده بود. او چنان اعتماد همه را جلب كرده بود كه موقع تردد در نخست وزيري بازرسي بدني نمي شد و هر چه مي خواست مي برد و مي آورد. آن روز هم كسي متوجه نشد كه كشميري چگونه آن بمب ساعتي قوي را وارد ساختمان كرده است.» او همان کسی است که به یکی از همکاران توصیه کرده بود روزهای جمعه تلفن را قطع کن تا گمان کنند به نمازجمعه رفته ای و... شناسایی او از یک منظر بسیار ضروری است؛ شیوه نفوذ کشمیری برای دورانی طراحی شده بود که شعارهای انقلاب هر روز رساتر فریاد می شد و زمانی به نقطه عملیاتی رسید که بقیه را در ادامه همین مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 15:20  توسط سینا  | 

انزوای منتظری وصانعی در بین طلاب و علمای قم

شبکه ایران: این روزها که مراجع تقلید حاضر نمی شوند دعوت افراطیون برای جبهه گیری علیه نظام را بپذیرند و حتی از لزوم محاکمه کسانی که کشور را با ادعای واهی به آشوب کشاندند، سخن می گویند، حسینعلی منتظری و یوسف صانعی می کوشند تا به هر ترتیب که شده مراجع تقلید و علمای دینی را به نفع جریان سیاسی متبوع خود وارد صحنه کنند.در همین راستا حسینعلی منتظری در نامه‌ای که روز گذشته خطاب به مراجع تقلید و علمای حوزه علمیه منتشر کرد از مراجع تقلید و روحانیون شیعه خواست تا برای "دفاع از حقوق مردم در تحولات جاری" مداخله کنند.وی در بخشی از این نامه نوشته که هنوز از "اصلاح امور" مأیوس نشده‌ و مراجع تقلید مى‎توانند ترتیبى دهند تا با راهنمایى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفکرى کروبی و موسوی،‏ ‏راه‌هاى برون رفت از آنچه که وی "بحران بزرگ" نامیده را بررسی کنند!نامه شیخ طرد شده از جانب امام راحل، در حالی برای به صحنه کشاندن مراجع و علما نگاشته شده که در روزهای اخیر شیخ یوسف صانعی هم فعالیت‌هایی را با همین هدف آغاز کرده بود که البته ناکام ماند.

صانعی البته در این راه با مشکل مهمی روبرو بود و آن اهانت و قذف اخیر وی به دومین مقام رسمی کشور است که البته با شکایت دفتر رئیس جمهور دامنه ابعاد سیاسی آن به پیگیری های قضایی هم کشیده شد.با این حال او تلاش کرده است تا با تحرک خود در سطح شهر قم ، هم افکار عمومی را از پیگیری رفتار عجیب خود منصرف کند و هم اگر شد، بتواند مراجع را برای تقویت موضع افراطیون هم داستان کند.وی در این راستا پس از آنکه دیداری را با منتظری انجام داد کوشید تا با رسانه ای کردن آن، این رفتار را مهم نشان داده و دیدارهای مشابهی را با مراجع تقلید ترتیب دهد.صانعی اگرچه پس از دیدار با منتظری توانست بالاخره دیداری را با آیت الله اردبیلی و آیت الله صافی ترتیب دهد اما در ادامه با جواب منفی دیگر مراجع همراه شد.

در همین رابطه آیت‌الله نوری همدانی در روزهای اخیر در دیدار با 2 تن از اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از درخواست صانعی برای دیدار خبر داد و گفت: نزدیکان آقای صانعی که برای گرفتن وقت ملاقات مراجعه کرده بودند، ادعا داشتند وی با آیت‌الله مکارم شیرازی نیز دیدار داشته است اما وقتی این مسئله را پیگیری کردیم، مشخص شد این ادعا صحت ندارد و آیت‌الله مکارم نیز وقت ملاقات نداده است.بنا بر این گزارش، مشخص شد که دیدار صانعی با آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز به‌صورت سرزده بوده و صانعی با مراجعه به بیت آیت‌الله صافی بدون انجام هماهنگی قبلی، ایشان را در محذوریت اخلاقی برای پذیرفتن دیدار قرار داده است.

اما تلاش گسترده حسینعلی منتظری و یوسف صانعی برای وارد کردن مراجع تقلید به نفع جریان سیاسی نزدیک به خود در حالی در این روزها شدت پذیرفته است که این دو شخصیت اصلاح طلب پیش از این تلاش داشتند تا به تنهایی و با صدور بیانیه های تک یا دو نفره بر آتش آشوب ها بیافزایند.این دو نفر همچنین در هفته‌های ابتدایی پس از انتخابات و در پی نامه‌نگاری موسوی،خاتمی و کروبی به مراجع، با سکوت علما خود را تنها مخاطب این نامه‌ها دیده و به آن ها پاسخ دادند.پیش از این نیز سایت آینده، که از پایگاه های نزدیک به موسوی محسوب می شود، با انتشار یادداشتی، از سکوت مراجع در قبال دعوت های پی در پی سران افراطیون انتقاد و علما را به طور تلویحی تهدید کرده بود.انزوای صانعی و منتظری علیرغم تلاش گسترده‌شان برای هم‌داستان‌ کردن مراجع و علما با خود در حالی برای چندمین بار در 3 ماه اخیر تکرار شده که جریان سیاسی حامی این دو شیخ می‌کوشد تا دولت را به تقابل با مراجع و علما متهم کند. در اینجا هم ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 14:53  توسط سینا  | 

گروه تاريخ رجانیوز- محمد مهدي اسلامي: یکی از اصلی ترین و جنجالی ترین تلاش ها برای رهایی منافقین از چنگال قانون در پرونده 8 شهریور رخ داد. اولین گام ها برای رهایی بخشیدن متهمین درست از لحظات انفجار آغاز شد که شایعه شهید شدن کشمیری به جریان افتاد.

این شایعات ساعت 6 صبح فردای حادثه صورت رسمی به خود یافت. پس از جلسه محرمانه ای که میان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها برقرار می شود ، اطلاعیه ای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی به صدا و سیما جهت اعلام ارسال می گردد ، در این اطلاعیه که ساعت 8 صبح از رادیو پخش می شود، "شهادت کشمیری" رسما اعلام می گردد. در جلسه مذکور صرفا در خصوص کشمیری مذاکره می گردد و درباره دیگر اشخاص حادثه سخنی به میان نمی آید؛ این در حالی است که در لحظه تنظیم این اطلاعیه علم کامل بر نبودن جنازه در محل حادثه، پزشکی قانونی و بیمارستانهای تهران حاصل گردیده بوده است و همچنین سرتیپ شرفخواه و سرهنگ وصالی بر خروج کشمیری لحظاتی قبل از حادثه شهادت داده بودند. افراد دیگری نیز بر این موضوع صحه گذاشته بودند. به عنوان نمونه جلال طالبی از خروج کشمیری لحظاتی قبل از انفجار از در نخست وزیری خبر داده بود که به دنبال آن از نگهبانان و مستخدمین نیز تحقیق گشته و اطمینان حاصل می گردد. از سوی دیگر خودروی کشمیری که صبح روز حادثه دیده شده بود، در محل خود نبوده و خانواده وی نیز از منزل وی خارج شده بودند.

با این وجود برخی از اعضای نخست وزیری اقدام به شایعه شهادت کشمیری نموده بودند. یکی از اتهامات اصلی خسرو تهرانی که به دنبال آن دستگیر و زندانی شد نیز از همین نقطه آغاز شد. او که دبیر شورای امنیت بوده است ( و با کمال تعجب تا اندکی قبل توسط رسانه ها کشمیری دبیر جلسه معرفی می گشته است) جدا از تمام نقشی که در نفوذ دادن کشمیری به صورت پلکانی و رسید به قائم مقامی خودش در عمل داشته و او را به عنوان منشی به جلسه مذکور دعوت نموده است؛ روز 9 شهریور ماه به عنوان یکی از معدود شاهدان حادثه که زنده مانده و بیهوش نیز نگشته است، شهادت می دهد که کشمیری در جلسه حضور داشته است و اطلاعات متناقض او با برخی دیگر از حضار، به دلیل جایگاه وی در اطلاعات نخست وزیری بیشتر مورد اعتنا قرار می گیرد.

دومین اقدام برای شهید جلوه دادن کشمیری جسد سازی برای وی بوده است تا اصلی ترین ابهام در این خصوص مرتفع گردد. در این راستا افرادی همچون علی اکبر تهرانی، محسن سازگارا و نادر قوچکانلو به دلیل تلاش برای جسد سازی متهم بودند که با تهیه مقدماتی از قبیل تابوت و جمع آوری خاکستر از محل حادثه، در ابتدا تلاش می کنند آنرا به عنوان پیکر شهید رجایی جا زده و پیکر آن شهید عزیز را به عنوان جسد کشمیری اعلام نمایند که با اعتراض برخی دوستان شهید و خانواده وی که در بیمارستان انقلاب اقدام به شناسایی پیکر شهید رجایی کرده بودند، خاکستر را به عنوان پیکر کشمیری اعلام می نمایند و به مقابل مجلس برده و تشییع می کنند. این توطئه با اعتراض افرادی همچون دکتر زرگر نماینده وقت مجلس آشکار می گردد که اعلام می دارد حتی با سوختن بدن به مدت 24 ساعت در آتش برخی استخوانها همچون جمجمه بر جای خواهند ماند و نمی تواند از جسدی تنها خاکستر مانده باشد آن هم در شرایطی که پیکر شهیدان باهنر و رجایی تقریبا سالم است. البته آقای هاشمی رفسنجانی از کیسه ای سخن می گوید که مقداری گوشت در آن ریخته بودند و به عنوان جنازه به او معرفی نموده بودند.

همزمان با تشییع جنازه افرادی همچون علی اکبر تهرانی و سازگارا به بهشت زهرا رفته و برای هماهنگی دفن جسد کشمیری تلاش می کنند. در حالی که تمام مراحل قانونی همچون شناسایی اجساد، معاینه ، اعلام نظر پزشکی قانونی و صدور مجوز دفن درباره شهیدان رجایی، باهنر و دفتریان به صورت کامل انجام گرفته است، هیچیک از این مراحل درباره کشمیری طی نمی گردد. جالب آنکه در حالیکه نسبت به جنازه ساختگی کشمیری تا این حد احساسات عمومی برانگیخته می شود، هیچ اقدامی از سوی دفتر نخست وزیری برای تشییع و تدفین شهید دفتریان که مدیرکل امور مالی نخست وزیری بوده است انجام نمی پذیرد.

در ادامه این مسیر، به رغم فرار همسر کشمیری با وی، فردی به عنوان همسر او در مدرسه عالی شهید مطهری حاضر گردیده و به ظاهر سازی می پردازد و حتی با استفاده از اموال بیت المال در راستای تکریم شهید! در منزل کشمیری مراسمی برگزار می نمایند.

حتی پس از پر رنگ شدن احتمال فرار کشمیری از ارائه عکس وی به فرودگاه ها و نقاط مرزی کشور خودداری می شود، در حالی که عکس وی در تیراژ 1500 عدد از بودجه دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به عنوان شهید چاپ و به صورت محدود پخش می گردد.

پس از اعتراض نماینده سپاه پاسدارن در پزشکی قانونی به عدم طی شدن مراحل قانونی درباره جنازه منسوب به کشمیری و محرز گردیدن دروغین بودن آن جنازه، همان تیم چهار نفره که اطلاعیه شهادت وی را صادر کرده بود (یعنی بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها) اقدام به تشکیل کمیته تحقیق کرده و بدون داشتن حکم قضایی اقداماتی توسط آنها انجام می پذیرد؛ همچون قرار دادن شنود برای منزل کشمیری (در حالی که خبر این اقدام به خواهر مسعود کشمیری رسیده بود) و بررسی منزل او با هماهنگی برادر همسرش محمد دلنواز که خود از اعضای منافقین بوده است. اسناد بدست آمده از این منزل که از مراکز مهم بخش اطلاعات سازمان بوده و برای سازمان از اهمیت بالایی برخوردار بوده است، کلا به کمیته اداره دوم ارتش منتقل می گردد، جایی که قبلا کشمیری و جواد قدیری نیز در آن فعال بوده اند و احتمال عقلایی برای وجود افراد دیگر مرتبط با آنها در این کمیته غیرقابل انکار است. اما بعدها ادعا می شود از منزل او چیزی بدست نیامده است و هیچ اطلاعاتی از این بازرسی در اختیار پرونده قرار نمی گیرد. این در حالی است که منزل آریاشهر وی محل استقرار مرکزیت بخش اطلاعات سازمان با حضور افرادی همچون "جعفر تهرانی"، "محمد معصومی"، "ابوالفضل دلنواز"، "رضا راتبی"، "مریم نظام الملکی" و "سیمین منتظری" بوده است و در آن زمان منزل وی به دستگاه رمز کننده مجهز بوده که مانع از شنود مكالمات می‌شده است.

با توجه به ضد انقلابی بودن جرم از ابتدا باید این پرونده توسط دادسرای انقلاب مورد بررسی قرار می گرفته است که با توجه به تیزبینی افرادی همچون شهید لاجوردی که در دادسرای انقلاب مرکز بودند، بی شک مراحل تبرئه دیگر متهمان این پرونده که هنوز همچون کشمیری فرار نکرده بودند، متوقف می گردید. اما بهزاد نبوی با برقراری جلسه ای با شهید ربانی املشی، دادستان کل وقت کشور برقرار نمود و توانست وی را متقاعد کند که این پرونده در دادسرای عمومی به اتفاق گروه بهزاد نبوی رسیدگی گردد. با تعیین بازپرس ویژه ای از طرف دادستان کل پرونده دنبال می گردد اما در اولین مراحل تحقیق گروه نبوی مورد سوء ظن بازپرس ویژه قرار می گیرد و به دستور وی این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت می گردند.

بازپرس ویژه دلایل این تصمیم را مواردی از این قبیل اعلام نموده است: کتمان سوابق نفاق کشمیری توسط گروه مذکور، تردد خسرو تهرانی به زندان به صورت رابطه ای و غیرمجاز و دیدار با متهمین و ارائه خطوط برخورد و توصیه به مقاومت و نبریدن آنها، تهیه طومارهای مختلف و ملاقاتهای دسته جمعی با دادستان کل کشور برای بیگناه جلوه دادن متهمین و عدم ارائه اطلاعاتی که بعدها به دست آنها رسیده است به بازپرس و اقدام خودسرانه آنها ، همچون دست یافتن به اطلاعاتی در خصوص ارتباط یکی از متهمین پرونده با منافقین شیراز که بدون اطلاع بازپرس پرونده راسا افرادی از دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به شیراز رفته و پس از اقدامات به ظاهر تحقیقاتی، موضوع را بی اساس اعلام می کنند و هیچ انعکاسی از این اقدام به اطلاع بازپرس نمی رسد.

پس از انحلال کمیته خودساخته اول، برخی افراد آن گروه به مسئولیت هایی فرستاده می شوند تا از مصونیت سیاسی برخوردار شوند، برای نمونه تقی محمدی ابتدا به عنوان مامور دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به کویت اعزام می شود و سپس به عنوان کاردار ایران در افغانستان منسوب می شود و مصطفی قنادها نیز به عنوان کاردار ایران در هندوستان اعزام می گردد.

سرانجام پس از کشف چنین رد پاهایی و بسیاری از دیگر ابعاد پرونده بازپرس به دلیل ضد انقلابانه بودن جرم، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را در شهریورماه 1361 به دادسرای انقلاب ارجاع می دهد.

این یکی از بزرگ ترین شکست های تلاش کنندگان در جهت تبرئه متهمین این پرونده بود، زیرا با جدیتی که شهید لاجوردی به کار برد و حمایتی که امام و مرحوم سید احمد خمینی از ایشان می کرد؛ شرایط سختی به تلاش کنندگان برای تبرئه متهمین تحمیل شده بود.

اگرچه بسیاری از متهمین این پرونده بازداشت نشده بودند و اجازه بازداشت آنها داده نمی شد، اما دادستانی انقلاب مرکز با سرعت به پرونده های موجود رسیدگی کرد و با رای دادگاه فردی که مسئولیت حفظ سلاح و مهمات را در منزل کشمیری بر عهده داشت اعدام گردید و سعادت رمضانی و محمد دلنواز متهمین ردیف دوم و سوم که از نزدیکان کشمیری بودند به 10 و 12 سال حبس محکوم گردیدند.

اما در صدر دومین سری رسیدگی به اتهام ها علی اکبر تهرانی قرار داشت که ارتباطات گسترده ای با برخی از اعضای تیم اول داشت. از این رو همزمان با آماده شدن دادگاه برای محاکمه وی ، دوستان و مرتبطان وی جوسازی شدیدی را آغاز نمودند اما در سه جلسه محاکمه وی ، ضرورت احضار و تحقیق از برخی دیگر از متهمین که هنوز در سایه بودند محرز گردید. لذا دادگاه با کسب اجازه از شورای عالی قضایی، ادامه محاکمه علی اکبر تهرانی را تا انجام تحقیقات از سایر متهمین و ارسال پرونده نامبردگان به دادگاه و محاکمه دستجمعی آنها متوقف نمود. پس از چندی با محقق نشدن امکان بازجویی از برخی افراد در مظان اتهام که در قدرت بودند همچون سعید حجاریان و بهزاد نبوی، تعدادی از متهمین زیر نظر ریاست دادگاه های انقلاب اسلامی احضار و بازجویی از آنها در شهریور ماه 1363 آغاز گردید. علی رغم مسئولیت و نظارت کامل دادگاه بر بازجویی ها، افراد همسو با متهمین به شدت بر موضوع خطی برخورد شدن با پرونده متمرکز شده و با تبلیغات وسیع کار به جایی رسید که تواسنتند در مدت زمان کوتاهی و در زمانی که هنوز بازجویی در حال انجام بود و به مرحله محاکمه نرسیده بود، متهمین از زندان آزاد شدند. مستند این اقدام نقل قول شفاهی برخی از حضرت امام بود که مدعی شدند ایشان فرموده اند "متهمینی که اخیرا دستگیر شده اند را آزاد کنید."

زمستان 1364، اندکی پس از نشستن سید محمد موسوی خوئینی ها بر کرسی دادستانی کل در حالی که مدتی از شهادت ربانی املشی می گذشت و لاجوردی نیز یکسال بود که بر اثر فشارهای برخی اعضای شورای عالی قضایی استعفا نموده بود، دادستان کل با ارسال دو نامه به دادستان انقلاب اسلامی تهران و ریاست دادگاه های انقلاب اسلامی تهران ، خواستار تعیین تکلیف وضعیت علی اکبر تهرانی شد. او در همان ابتدا اعلام کرد که از نظر وی به دلیل اینکه به پرونده انفجار حزب جمهوری رسیدگی نشده است، رسیدگی به این پرونده صرفا اهداف سیاسی دارد . او پس از استماع نظرات مخالفین دیدگاهش دستور رسیدگی به پرونده را صادر نمود و علی رازینی را به عنوان ناظر پرونده منسوب نمود. خوئینی ها در برخی محافل گفته بود که رسیدگی کنندگان به این پرونده خطی هستند و همین امر سبب گردیده بود که دوماه رسیدگی به پرونده تعطیل گردد و دستاندرکاران این پرونده اعلام کردند آمادگی تحویل پرونده را به فرد صاحب صلاحیت از دیدگاه وی دارند، سرانجام خوئینی ها دستور داد مشکلی نیست و سریع تر آغاز کنند. در همین راستا و با اطلاع قبلی به موسوی خوئینی ها، خسرو تهرانی و حسن کامران دستگیر و بازجویی از آنها آغاز گردید. اما در ادامه تنش آفرینی ها جلسه ای مشترک با حضور موسوی خوئینی ها، محسن میردامادی معاون سیاسی وی، رازینی، یونسی، رییسی و مسئولین پرونده تشکیل می گردد که در نهایت بر ادامه کار توسط همان تیم به همراه توصیه هایی در خصوص رفاه متهمین تصمیم گیری می شود.

پس از این جلسه چند بازداشت جدید نیز انجام می گیرد و بازجویی ها ادامه می یابد.

در روز عید مبعث موسوی خوئینی ها به اوین مراجعه می کند و در جریان ریز مسائل قرار می گیرد و با تنی چند از متهمین بدون حضور مسئولان پرونده ملاقات می نماید که این برنامه از صبح تا غروب ادامه می یابد. فردای مبعث تقی محمدی که اطلاعات خوبی را در اختیار بازجوی خود گذاشته بود، در فاصله تنفس بین بازجویی و قبل از آنکه اقاریر خود را مکتوب کند، در اتاق محل بازداشت خود، خودکشی می نماید. در نتیجه کمیته ای متشکل از مصلحی نماینده داستان کل کشور، نماینده پزشکی قانونی، دکتر شیبانی نماینده مجلس شورای اسلامی، منصوری نماینده وزارت خارجه (به دلیل ماموریت تقی محمدی به عنوان کاردار ایران در افغانستان) به اوین رفته و از نزدیک به بررسی نحوه و کیفیت خودکشی وی می پردازند. از نظر برخی این خودکشی حاصل القائات رابطین بیرونی سازمان منافقین بوده است تا از ادامه سوخته شدن مهره های سازمان جلوگیری شود. تقی محمدی گویا در این بازجویی به ارتباط با جواد قدیری و یکی از عاملین انفجار حزب جمهوری اسلامی اعتراف نموده بود.

خوئینی ها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار می گذارد که "وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست"

در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینی ها اعلام می گردد که او پاسخ می دهد مواردی که لازم است را اعلام نمایید تا من خود اقدام به تحقیق نمایم. او در خصوص بازرسی محل کار تقی محمدی نیز اعلام نمود خود کار تحقیقات را برعهده می گیرم، اما نتیجه آنرا برای درج در پرونده و صدور کیفرخواست در اختیار نمی گذارد.

در جلسه بعد موسوی خوئینی ها اصرار می کند که "شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید" که این موضوع از سوی مسئولین پرونده رد می شود اما خوئینی ها می گوید " من که بچه نیستم ؛ شما راس سازمان را مطرح می کنید که بهزاد نبوی باشد و بقیه متهمین هم اعضای سازمان هستند" یکی از مخاطبین وی پاسخ می دهد که ما کاری به گرایش سیاسی آنها نداریم اما اگر یکی از متهمین راس سازمان و بقیه عضو آن هستند گناه ما چیست؟ او در اینجا دستور توقف تحقیقات و صدور کیفرخواست را صادر می نماید که به رغم توضیح در خصوص ناقص بودن پرونده ، می گوید تحقیقات شما به درد تاریخ نویسی می خورد و دستور توقف تحقیقات را صادر می نماید و یک هفته فرصت جهت صدور کیفرخواست می دهد. با اصرار مسئولین پرونده به اینکه فرصت کم است و تحقیقات ناقص، پاسخ می دهد " اجازه نخواهم داد آقای بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما می خواهید همه مسئولین را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق می کنم" جالب آنکه علی رغم اصرار خوئینی ها به تعجیل در کار چهار کیفرخواستی که به او تحویل می شود به دادگاه ارجاع نمی گردد.

در این میان از سوی یکی از مطلعین اطلاعات جالبی ارائه می گردد که با در میان گذاشتن آن با متهمین، موارد بسیار مهمی کشف می گردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینی ها شده و می گوید " دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علت تحقیق کرده اید؟" سپس گفتگو میان عوامل پرونده و او به جایی می رسد که او ادعا می کند این اطلاعات را همه مسئولین از اول می دانستند و شما بیهوده طولش می دهید، او در پاسخ اینکه شما هم از اول می دانستید جواب مثبت می دهد و پس از آنکه توضیح داده می شود این مطالب در جلسات مکرر با مسئولین قضایی همچون شهید ربانی املشی، صانعی و .... و رییس جمهور و رییس مجلس و ... بررسی شده و هیچیک چنین چیز هایی را نمی دانسته اند و اگر شما می دانسته اید چرا زودتر نگفتید که زودتر به نتیجه برسیم، خوئینی ها حرف قبلی خود را پس می گیرد و می گوید من گفتم فرض کنیم مسئولین می دانسته اند، به هر حال این تحقیقات شما فقط به درد تاریخ نویسی می خورد! اینها (اشاره به موضوع جسد سازی و فراری دادن کشمیری و ... که مطرح شده بود) چیزی نیست و ما بیهوده تعدادی را بازداشت نموده ایم! من از اول می دانستم که هیچ چیز نیست منتها گفتم که شماها برسید و معلوم شود که چیزی نیست و آن وقت گریبان شماها را بگیرم و بگویم که همین ها بودند که به مسئولین تهمت می زدند.

او سپس دستور می دهد متهمین کنار هم باشند که علی رغم توضیح در این خصوص که موارد اتهامی اینها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند؛ او تاکید می کند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده می شود و خوئینی ها نیز با ابراز اینکه تا کنون با شما مماشات کرده ام، می گوید همین فردا تکلیف شما را روشن می کنم. همزمان رازینی به نقل از منتظری اعلام می کند که قائم مقام رهبری گفته اند اگر چیزی نیست آزاد کنید!

این اقدامات اما مورد انتقاد برخی مسئولین وقت شورای عالی قضایی همچون آیت الله مقتدایی قرار گرفت و خواستار ادامه تحقیقات و تعیین تکلیف پرونده ها در دادگاه شده بودند.

در این فاصله در بولتن "در دیدارهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" در مقاله ای نظر دادستان کل کشور مبنی بر اینکه در پرونده خسرو تهرانی مسئله ای دیده نمی شود؛ منعکس می گردد.

در نتیجه این اقدامات با کناره گیری مسئولین وقت پرونده و به علت سلب استقلال قضایی از آنها ، پرونده ای که به دلیل کارشکنی های مکرر نزدیک به پنج سال طول کشیده بود، سرانجام متوقف گردید. در عین حال از سوی شعبه مربوطه اعلام می گردد در صورت آمادگی برای حفظ استقلال قضایی آماده دادن پرونده می باشد.

دادستان کل در تلاش برای احاله پرونده به شعبه ای دیگر وارد مذاکره با دیگر قضات می گردد و بحث به درازا کشیده می شود. در این میان موسوی خوئینی ها خواستار آزادی متهمین با قرار وثیقه و تامین می گردد که با توجه به محرز بودن جرم ، جز درباره 2 تن از متهمین محقق نمی گردد. به همین جهت بحث بالا گرفته و به درخواست خوئینی ها، منتظری در آن دخالت می نماید.

در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین طوماری به دفاع از متهمین امضا می نمایند و به محضر حضرت امام ارسال می نمایند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می شوند. این طومار و تذکر مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آیت الله اردبیلی رییس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی ها دادستان کل وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور می طلبند. آن گونه که گفته شده است حضرت امام در آن جلسه بسیار عصبانی بوده اند و پس از استماع گزارش ها و تاکید موسوی خوئینی ها به اینکه "به پرونده رسیدگی نمودیم و مساله خاصی در پرونده ها وجود ندارد"، دستوری می دهند که دوگونه نقل شده است. برخی نظر امام را اینگونه می دانند که ایشان به دلیل شرایط جنگی کشور و بحران هایی که به سبب اختلافات حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرموده اند "فعلا مسکوت بماند". برخی دیگر نیز مدعی اند که امام فرمودند که "متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید".

به محض صدور این دستور متهمین در تاریخ 7/3/1365 آزاد می گردند و دادستان کل کشور از دادستان انقلاب تهران می خواهد که در این خصوص اطلاعیه ای صادر و به مطبوعات بدهد و در آن اعلام نماید رسیدگی و تحقیقات کامل از کلیه متهمین انفجار نخست وزیری انجام و به دلیل اینکه هیچگونه دلیلی بدست نیامد کلیه متهمین از زندان آزاد و پرونده انفجار نخست وزیری مختومه اعلام می گردد. دادستان انقلاب تهران زیر بار این حرف خلاف نمی رود و به مستندات پرونده استناد می نماید که چطور می توان گفت دلیلی نبود. دادستان انقلاب تهران همچنین تاکید می کند دستور امام را بلافاصله انجام داده و متهمین را آزاد کرده است. فردای این مشاجره روزنامه های تهران اطلاعیه ای را به نقل از روابط عمومی دادستانی کل کشور را با همان مضمون مورد علاقه خوئینی ها درج نمودند.

آزادی متهمین اما دو استثنا داشت. استثنای اول در خصوص سه نفر نخست که دادگاه شان برگزار شده بود و دوم هم سه نفری که تحت محاکمه و منتظر نظر دادگاه بودند. خوئینی ها شخصا متجاوز از ده ساعت پرونده علی اکبر تهرانی را مطالعه نموده و با وی دیدار می کند و در نهایت به دادستان انقلاب مرکز می گوید که وی مسائلش روشن است و در جریان تمام اقدامات کشمیری بوده و باید اعدام شود. اما با نظر شورای عالی قضایی مستند بر نظر امام وی با وجه الکفایه پنج میلیون ریال آزاد می گردد. این در حالی است که دو هم پرونده ای او که ظاهرا عمق فعالیتشان از وی کمتر بوده به اعدام محکوم می شوند.

با این وصف اکثر متهمان پرونده انفجار نخست وزیری در مکانیسمی تحمیلی به امام و سیستم قضایی کشور از مجازات رهایی یافته و مسعود کشمیری متهم ردیف اول نیز با چتر حمایتی جسدسازان و شهید سازان به راحتی به خارج از کشور سفر نمود و لقب قهرمان می گیرد. دیگر متهمین پرونده نیز بدون آنکه قانون درباره آنها قضاوت کند، توانستند در بالاترین جایگاه های امنیتی و سیاسی کشور باقی بمانند؛ همانها که امروز تصویرشان را در دادگاه های اخیر بارها دیده ایم. چه کسی است که نقش بهزاد نبوی، خسرو تهرانی، سعید حجاریان، پیرو رضوی و ... را در سازمان های امنیتی علی الخصوص در دولتهای هفتم و هشتم منکر گردد؟  http://www.rajanews.com/detail.asp?id=35229

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 14:47  توسط سینا  | 

افسراطلاعات ارتش اسرائيل تأکيدداشت افکاردکترسروش درايران ترويج شود!

معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران در خصوص ارتباط احزاب داخلي با طراحان كودتا مخملي در خارج از كشور گفت:در داخل ايران نيز افرادي كه به حزب كارگزاران سازندگي نزديك هستند با اين موسسه بوفر همكاري دارند. به طور نمونه عطريانفر در هر مجله يا روزنامه اي كه كار مي كند از عباس ميلاني تحت پوشش يك تاريخ نگار مصاحبه مي كند. اهميت عباس ميلاني براي "سيا " از رضا پهلوي هم بيشتر است زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اكبر گنجي در خارج از كشور را نيز او تأمين مي كند."....

حتما متن كامل اظهارات معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران را حتما در ادامه همين مطلب با دقت و تامل مطالعه بفرمائيد... در اينجا فقط نمونه هايي از همكاري صهيونيست ها و كودتاچيان مخملي و بازوهاي به ظاهر علمي و فرهنگي انها را مورد اشاره قرار مي دهيم:

...در بين متهمين حاضر در جلسه دادگاه كه نزديك به 100 نفر بودند، چهره‌هاي شناخته شده و مشهوري مثل بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، ميردامادي دبير كل حزب مشاركت، امين‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، عطريانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران، محمدعلي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، رمضان‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت به چشم مي‌خورند.

*يك جاسوس گفت قصدداشتيم تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران ترويج دهيم!

در تبيين بيشتر اين موضوع لازم است به اظهارات يك جاسوس كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برد و با هدف ايفاي نقش درانتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به ايران بازگشته بود، اشاره شود.

وي مي گويد: "در سفري كه به اسرائيل داشتم با موسسه اي به نام مِمري آشنا شدم كه متعلق به كشور آمريكاست ولي در اسرائيل مستقر مي باشد و كارش در زمينه مطالعات رسانه اي خاورميانه است. تلاش اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است كه در ديگر كشورها صورت مي گيرد. اين موسسه پروژه اي را دنبال مي كند كه هدف آن حمايت از اصلاح طلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسئول اين پروژه يكي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است كه من با او ديداري داشتم. او در اين ديدار به من گفت هدف ما اين است كه تفكراتي مانند تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم. "

*رهبري جريان فكري كودتا با تفكرات سروش در روزنامه كيهان به مدير مسئولي خاتمي كليد خورد!

اين جاسوس سيا در اين باره مي گويد: "اين بازو ازاهميت بالايي برخوردار است و شايد بتوان گفت قبل از هر مسأله اي كار فكري شروع مي شود و سالها طول مي كشد كه ديگر بازوها (اجرايي و رسانه اي) به كار بيفتد. بازوي فكري در ايران از سال هاي خيلي دور يعني از اواسط جنگ آغاز شد در همين راستا يك تفكر روشنفكري جديد از ميان نيروهاي مسلمان بيرون مي آيد كه رهبري آن به عهده عبدالكريم سروش و مجله كيهان فرهنگي است (در آن زمان مديريت مجموعه كيهان با سيد محمد خاتمي بود.)

مقالاتي كه سروش در اين مجله به نگارش در مي آورد موضوعات خاصي را در پي داشت به طور نمونه سروش در اولين مقالات خود اين موضوع را انتخاب مي كند كه چيزي به عنوان غرب وجود ندارد كه بخواهيم در مورد غرب زدگي صحبت كنيم و اينگونه مبارزه با غرب زدگي را كه يكي از گفتمان هاي مهم انقلاب بود زير سئوال مي برد. آنها زير پايه هاي فرهنگي انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از ميان مي بردند. از همان زمان يك تيپ نوچه پروري و استبداد فكري در بحث تفكرشان مطرح بود كه آن را پنهان نگه مي داشتند. اگر ما فرض كنيم كه غرب و استبداد وجود ندارد ديگر شعارهاي انقلاب از قبيل استقلال و آزادي معنا پيدا نمي كند.


*
جريان فكري كودتا، پايه هاي تفكر امام خميني(ره) را مي زدند!

اين روند ادامه يافته و يك به يك پايه هاي تفكر امام را مي زند پايه هائي مثل وحدت ديانت و سياست، ولايت فقيه، و بدينسان زمينه براي غربي شدن و آمريكايي شدن را فراهم نمودند." وي در ادامه مي گويد: "افراد ديگري مانند سريع القلم، ناصر هاديان و هادي سمتي با تفكرات خاصي شروع به تئوري سازي در زمينه تأمين منافع آمريكا در ايران كردند. آنها موضوعاتي مانند انرژي اتمي و موشكي، حمايت از لبنان و فلسطين را آرام آرام مورد هجوم قرار مي دادند. اين تئوري ها در مراكز تحقيقاتي مختلفي در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش مي شد....

منبع اصلي:http://www.resane.ir/main/default.aspx?TabID=0205&Id=1149 حتما متن كامل اظهارات معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران را حتما در ادامه همين مطلب با دقت و تامل مطالعه بفرمائيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/19ساعت 15:20  توسط سینا  | 

روايت يک متهم اغتشاشات از هزينه 400 هزار دلاري کروبي براي تاسيس شبکه ماهواره‌اي
يکي از متهمان اغتشاشات اخير که به گفته خودش طراح سايت "راي من کجاست" بوده است گفت: مهدي کروبي 400 هزار دلار براي راه اندازي کانال ماهواره اي هزينه کرد که به دليل مخالفت شوراي امنيت ملي ايران هيچ گاه راه اندازي نشد.
گفت وگوي خبرنگاران سياسي ايرنا با دبير كل حزب
به گزارش ايرنا،"رضا رفيعي فروشان" اين متهم اغتشاشات اخير افزود: در دور دوم رياست جمهوري خاتمي بنا به علاقه شخصي به ستادهاي وي کمک و وب سايتي را در اين زمينه راه اندازي کردم.
رفيعي سپس با بيان اين که راه اندازي ارتباط تلويزيوني با ماهواره هاي عربي را در امارات انجام مي داده است، گفت: در آن زمان اقاي افخمي با من مرتبط شد و خواست که يک کانال خصوصي براي حزب اعتماد ملي راه اندازي شود. عضو ستاد 88 با بيان اين که اين کانال به مهدي کروبي متعلق بوده است، گفت که 400 هزار دلار براي راه اندازي اين کانال هزينه کردند اما به دلايلي از جمله مخالفت شوراي امنيت ملي ايران هيچگاه راه اندازي نشد. رفيعي که به گفته نماينده دادستان تهران با راه اندازي ستاد مجازي 88 و با هدف حمايت از موسوي در اينترنت به القاي مطالب کذب از جمله تقلب در انتخابات و ارسال اطلاعات اقدام مي کرده است، ادامه داد: پس از اين، من تحت نظر سرويس هاي امنيتي قرار گرفتم از جمله اين که کنسولگري آمريکا پي گيري کرد که چه کسي اقدام به تاسيس چنين کانالي کرده است. http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=624934
در همين زمينه در خبرگزاری مهر بخوانيد ...
  واکنش انگلیس و اتحادیه اروپا به محاکمه متهمان حوادث اخیر ایران
  اتهاماتم را می پذیرم / اطلاعات داخلی را به آمریکایی ها می دادم
  حضور مقامات سفارت انگلیس در تجمعات/ گزارش ها هر روز به لندن ارسال می شد
  به خاطر مشکل مالی جذب منافقین شدم / آموزش در قرارگاه اشرف
  از روی ناآگاهی در تجمعات غیرقانونی حضور یافتم/ مردم ایران من را ببخشند
  گرفتار نیروهای اطلاعاتی امارات بودم
  حسین رسام ؛ ارتباط هدفمند کارمند سفارت انگلیس با مدیران کشور
  گزارش تصویری/ دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان آشوبهای اخیر ـ 3
  گزارش تصویری/ دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان آشوبهای اخیر ـ 2
  گزارش تصویری/ دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان آشوب‌های اخیر ـ‌1
  رضا رفیعی فروشانی ؛ رابط سرویس های جاسوسی بیگانه و ضد نظام
  تقاضای بخشش دارم / با گروهک انجمن پادشاهی همکاری داشتم
  ناصر عبدالحسینی ؛ متهم به شرکت دراغتشاشات به دعوت منافقین
  قاضی صلواتی: وکلای متهمین پرونده را مطالعه کرده اند / دادگاه مستقل عمل می کند
  رحمانی پور ؛ عامل بمبگذاریها در مناطق مختلف تهران
  محمدرضا علی زمانی ؛ سرپل انجمن پادشاهی در ایران
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 5
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 4
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 3
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 2
  متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان حوادث اخیر - 1
  قرائت گزارش کمیته ویژه درصحن علنی/ پیگیری ضرب و شتم ها پیش از بازداشت
  اسامی ماموران متخلف به مردم اعلام شود/ دادگاه خاطیان علنی باشد
  دومین جلسه دادگاه متهمان حوادث اخیر آغاز شد
  فردا بیش از 10 متهم حوادث اخیر در تهران محاکمه می شوند
  دادگاه متهمان حوادث اخیر به شنبه موکول شد
  گزارش کمیته حقیقت یاب نهایی می شود/ احتمال ارائه درجلسه غیر علنی
  برگزاری دومین جلسه محاکمه متهمان آشوبهای اخیر در روز پنجشنبه
  با پخش دادگاه سیاسیون از رسانه ملی مخالفم/ نباید جامعه را نگران کرد
  عدم حضور هاشمی و خاتمی در مراسم تنفیذ مهم نیست
  بازداشتگاه کهریزک شرایط زندان نداشت/ جزئیات نگهداری متهمین در اوین
  آسیب‌شناسی حوادث مهم‌تر از معرفی متهم است / قوه قضائیه حقایق را روشن کند
  ضرورت برخورد با مامورین متخلف / احتمال تعمد برای مخدوش کردن چهره نظام
  چهره‌های سیاسی متهم در دادگاه حوادث اخیر تبرئه می‌شوند
  واکنش خاتمی به اظهارات متهمان حوادث اخیر در دادگاه
  تکمیل گزارش کمیته حقیقت یاب از حوادث کوی طی10 روز آینده
  دادگاه ماموران متخلف همزمان با دادگاه متهمان آشوب ها تشکیل شود
  بازدید کمیته ویژه از بند209 اوین/ ملاقات با چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای
  حوادث اخیر برنامه ریزی شده بود / اصلاح طلبان من را فریب دادند
  اطلاعیه دفتر هاشمی رفسنجانی و تکذیب اظهارات ابطحی در دادگاه
  نظام و رهبری خواهان حذف ما نیستند / اصلاحات به گذشته خود رجوع کند
  انقلاب مخملی در ایران ممکن نیست / نظارت بر رسانه های خارجی افزایش باید
  اتهاماتم را می پذیرم / شجاعت بیان حقیقت از شجاعت اپوزیسیونی بهتر است
  به فاصله گرفتن از ساختار شکنان افتخار می کنم / خود را جزو نظام می دانم
  موسوی جریان اصلاح‌طلب را نمی‌پذیرفت / ارتباط مشارکتی ها با آمریکایی ها
  عکس خبری/ نشست خبری دو متهم آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات
  رسیدگی به اتهام فعالان سیاسی پرونده آشوب ها / درخواست عفو برخی متهمان
  گزارش تصویری/ نشست خبری ابطحی و عطریانفر بعد از دادگاه امروز
  گزارش تصویری/ دادگاه متهمان آشوبهای خیابانی پس از انتخابات ـ 3
  گزارش تصویری/ دادگاه متهمان آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات ـ 2
  گزارش تصویری/ دادگاه متهمان آشوبهای خیابانی پس از انتخابات ـ 1
  تجمع غیر قانونی و اردو کشی خیابانی ؛ کپی برداری از الگوی کودتای مخملی
  
  دادگاه اولین گروه از عوامل میدانی آشوبها فردا برگزار می شود
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/18ساعت 8:30  توسط سینا  | 

***امام عزیز یادش به خیر که با تیزبینی فرمود: "اگر دشمن از شما تعریف کرد در اعمال خود نظر بیفکنید" اگر سیاسیون مدعی ما چنین می کردند، اشتباهاتی که باعث شده دشمن مکار ودروغگو استعمارگری چون انگلیس از برخی از آنها تعریف کند را با اندک تاملی می یافتند. متاسفم که میرحسین موسوی که حامی اش غربگرایان بی سیاستی چون مجاهدین ومشارکت و کارگزاران هستند، ادعای خط امامی دارد! البته محسن رضایی هم به همین روال...! امیدهایی که غربی ها به فعالیت های ضد دولت محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص دارند، نیز قابل توجه است. حق همچون خورشید روشن است گرچه برخی خورشید را در نور شمع می جویند!
***نکته جالب دیگری که خواستم شما عزیز هم به آن توجه کنید، این است که هماهنگی روزی نامه ها وسیاه نامه هایی که علیه دولت مکتبی تبلیغ می کنند، با مطبوعات شاخص دشمن انگلیسی، بسیار قابل تامل است. البته دروغ هایی هم در گزارش گاردین که در ادامه می آورم، هست: از جمله اینکه اگر آرای دکتر احمدی نژاد کم بود و احتمال رای آوردن اصلاح طلبان بود، خاتمی کنار نمی کشید. اینکه رابطه بهتر میرحسین با غرب از چه نوعی خواهد بود و کدام منافع غربی ها وصهیونیست ها -که نفوذ شدیدی در جهان غرب دارند- چه خواهد بود،نمی دانم...! البته با توجه به عملکرد حامیان میر حسین چون خاتمی، مشارکت، بهزاد نبوی،مجاهدین، هاشمی،کارگزاران، جاسبی،حسن روحانی، حامیان داخلی کمپانی های صهیونیستی،تعلیق هسته ای، تاریخ معاصر ودریوزگی اصلاح طلبان برای غربیها، حدس هایی می زنیم... و من متاسفم برای برخی مدعیان تند عدالت و استکبارستیزی که بر خلاف منویات رهبر معظم انقلاب و واقعیت های موجود، دکتر احمدی نژاد را متهم به مسالمه با آمریکا می کنند و می گویند که احمدی نژاد استکبارستیز نیست!! اما واقعیت های جهان معاصر خود را ازچشم مردمان عاقل نمی پوشاند. باهم متن خبر گاردین انگلیسی رابخوانیم و تامل کنیم:
 
روزنامه انگلیسی گاردین:پیروزی فردی مثل موسوی به نفع غرب خواهد بود!!!

یک روزنامه انگلیسی از روی کار آمدن مجدد دکتر احمدی‌نژاد ابراز نگرانی کرد و در ادامه نوشت: تاريخ به غرب ثابت کرده است که احمدي نژاد به هيچ وجه با غرب کنار نمي آيد ولي اصلاح طلبان موضع نرم و خنثي تري در مقابل غرب خواهند داشت به همين دليل اگر يک اصلاح طلب در ايران، مثل "مير حسين موسوي" رأي بياورد به نفع غرب خواهد بود زيرا رابطه بهتري با غرب خواهد داشت.

به گزارش رجانیوز، گادرین در این گزارش که به مناسبت نام‌نویسی نامزدهای انتخاباتی در ایران منتشر کرده است، افزود: احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران به صورت رسمي براي انتخابات رياست جمهوري آينده ايران كه در 22 خرداد قراراست برگزار شود، ثبت نام كرد. این روزنامه در ادامه نوشت: ميرحسين موسوي در مقايسه با احمدي‌نژادي كه خواهان ادامه و پافشاري بر ادامه برنامه هسته اي و موضع‌گيري‌هاي تند در قبال غرب است، بسيار ملايم و ميانه‌روتر عمل مي كند. وي اعلام كرده است كه اگر به عنوان رئيس‌جمهور ايران انتخاب شود، مي خواهد اقتصاد ايران را "حفظ" كند. مير حسين، احمدي‌نژاد را متهم مي كند كه وي ايران را به "لبه پرتگاه " كشانده است.

گاردین می‌افزاید: احمدي‌نژاد در سخنان خود گفته است: :وظيفه من اين است كه به مردم اعلام كنم كه من با تما م توان خادم آن‌ها خواهم ماند." این روزنامه انگلیسی خاطرنشان کرد: انتخابات جديد آزمايش خوبي براي محك زدن رئیس‌جمهور است زيرا 4 سال پيش يعني زماني كه احمدي‌نژاد در سال 2005 از طرف مردم به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شد، وی قول داده بود كه پول نفت را به‌طور عادلانه بين مردم تقسيم كرده و آنها را در این پول شريك كند. همچنین از ارزش هاي انقلابي را زنده كند. گاردین ادعا کرد: با این حال، محبوبيت احمدي‌نژاد از سوي بعضي از اصولگرايان مورد ترديد و حمله قرار گرفته و آن‌ها وي را متهم به اسراف و ولخرجي منابع نفت و منزوي كردن ايران در برابر جهانيان در طول اين چهار سال شده است.

در ادامه اين گزارش با اشاره به اينکه ميرحسين موسوي يک اصلاح طلب برجسته و رقيب احمدي نژاد است، آمده است: تاريخ به غرب ثابت کرده است که احمدي نژاد به هيچ وجه با غرب کنار نمي آيد ولي اصلاح طلبان موضع نرم و خنثي تري در مقابل غرب خواهند داشت به همين دليل اگر يک اصلاح طلب در ايران، مثل "مير حسين موسوي" رأي بياورد به نفع غرب خواهد بود زيرا رابطه بهتري با غرب خواهد داشت. گاردين تأکيد کرد: اگر يک اصلاح طلب در ايران بر سر کار آيد علاوه بر کم شدن چالش هاي سياسي با غرب، بسياري از محدوديت هاي اجتماعي اعمال شده در زمان احمدي نژاد در جامعه ايران برداشته مي شود.

این روزنامه سپس می‌افزاید: محسن رضايي، فرمانده اسبق سپاه پاسداران نيز يكي از كساني است كه براي انتخابات 22 خرداد ثبت نام كرده و تلاش خود را بر روي برنامه هاي اقتصادي ايران متمركز كرده است كه این مسئله مي‌تواند باعث كم كردن رأي احمدي‌نژاد شود. گاردین ادامه داد: رضايي درروز ثبت نام در كنفرانس خبري اعلام كرد: "ما براي حفظ اقتصاد كشور مي آييم. اين اقتصاد نيازمند تغييرات زيربنايي است كه ما با ايجاد دولت ائتلافي آن را علاج خواهيم كرد."این روزنامه خبر داد محسن رضايي که به اتهام دست داشتن در بمب گذاري سال 1994 در ساختمان مركزي يهوديان در آرژانتين از طرف پليس اينترپل تحت تعقيب است، به سياست خارجي احمدي‌نژاد نقد دارد و مي گويد كه انكار هولوكاست از سوي احمدي‌نژاد هيچ نفعي براي ايران ندارد.اینجالینک اصلی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 16:53  توسط سینا  | 

فراماسونري و نقش آن در تاريخ معاصر ايران

  بسمه تعالي. درباره فراماسونري در ايران علي‌رغم شعارهاي زيادي كه پيرامون اين قضيه منتشر شده   كار جدي انجام نشده است! شايد كتاب‌هايي كه درباره فراماسونري نوشته شده و در بين مردم توزيع شده، بيش از 10 جلد نباشد و حتي بعضي از اين كتاب ها هم با اهداف و اغراض خاصي نوشته شده‌اند. براي مثال كتابي كه «اسماعيل رائين» در سال 1347 منتشر كرده با وجود اسنادي كه مي توان به آن استناد كرد اما با اهداف خاصي نوشته شده و اسناد آن انتخاب شده است و حتي در بعضي اسناد نيز دستكاري و اعمال نظر صورت گرفته است.

مشكل ديگر درباره شناخت فراماسونري، پنهاني بودن فعاليتهاي اين تشكيلات است. در اصل، تعريف تشكيلات فراماسونري اين است كه بگوييم: فراماسونري تشكيلات يا جمعيتي است، پنهان روش و نخبه گرا. در تشكيلات فراماسونري اين دو ويژگي اصل است. پنهان روشي را براي اين انتخاب كرد كه افرادي خارج از تشكيلات با اهداف و روش هاي آن آشنا نشوند و نخبه گرائي را از اين جهت برگزيدند كه قصدشان تسخير كشورها و كل جهان است. از اين جهت به هر كشوري كه وارد مي شود سراغ نخبگان مي رود و سعي دارد تا امور اساسي و شريان هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي آن كشور را به دست بياورد و در آن منطقه نفوذ كند و بعد در مناطق ديگر نفوذ خود را گسترش دهد. در جهان عرب با توجه به ظهور پديدهء اسرائيل و تشكيل حكومت نا مشروع آن در فلسطين و درگيري ملت ها و نخبگان آن جوامع با اين مساله- هر چند كه دولت هاي آنان نسبت به اين مساله بي اعتنا بودند-  بيشتر از ما مواجه هستند و درباره‌اش  تحقيق كرده اند. اما درباره ميزان مطالعات و ژرفاي تحقيقات آنها متأسفانه ترديد وجود دارد. ...دربارهء تاريخچه فراماسونري هم دو نوع پيشينه در مقابل ما مي گذارند. ... بقیه این سخنرانی پرمغز را درادامه همین مطلب بخوانید... منبع:سخنراني محقق گرانقدر، آقاي موسي حقاني در اولين نشست آموزشي جمعيت دفاع از ملت فلسطين،  با تشکر از جمعيت دفاع از ملت فلسطين 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/12ساعت 13:40  توسط سینا  | 

در وبلاگ نگرانی درباره پروژه ضددولتی پرتقال ها مطلب جالبی دیدم و آن اینکه اساسا آرم شرکت اسرائیلی اصلی غیر از آن چیزی است که دروغگوسان روی پرتقال های چینی چسیانده بودند...!!! با هم بخوانبم: "اصلاح‌طلبان به اين نتيجه رسيده‌اند كه با ادامه روند كنوني ميرحسين هرگز نخواهد توانست بر احمدي‌نژاد پيروز شود فلذا به دنبال راه حل‌هاي ديگر رفتند از جمله پروژه ارديبهشت داغ، پرتقال‌هاي اسرائيلي و... (پرتقال‌هاي وارداتي كه آرم شركت جافا اسرائيل را داشتند زمينه قرمز رنگي داشتند در حالي كه آرم اصلي اين شركت زمينه‌اي سبز رنگ دارد)پرتقال با آرم جعلي شرك جافا بي‌شك با توجه به ناكامي آرم اصلي شركت جافااصلاح‌طلبان در اين موارد بايد منتظر ديگر ترفندهاي كثيف آنان براي رسيدن به قدرت باشيم و البته با نگاهي متفاوت از قبل وقايع تا انتخابات را ببينيم و قضاوت كنيم." اگر عکس ها باز نشد، در وبلاگ نگرانی ببینید... ///  تصویر بزرگتر آرم شرکت اسرائیلی را نیز در این آدرس می توانید ببینید... /// این خبر هم واقعا خواندنی است: پرتقالهاي اسرائيلي تنها آرم جعلي داشته اند... كيومرث جليليان، مديرعامل سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان و توليد‌كنندگان: 80 كارتن پرتقال وارداتي از چين با آرم تقلبي شركت صهيونيستي يافا ماركدار شده بود...

 دروغ پردازی ها درباره پرتقال وارداتی: دسیسه های انتخاباتی به چه قیمتی؟

چند روزی است که شایعاتی پیرامون واردات پرتقال های اسرائیلی رواج پیدا کرده است که در ابتدا موجب حیرت مردم گردید، چرا که دیده شد در بازار میوه، پرتقال هایی با مارک شرکت صهیونیستی به فروش گذارده شده است. این مسأله عکس العمل سریع و به حق بسیاری از مردم، رسانه ها ومسؤولین را به همراه داشت که با پی گیری های انجام شده معلوم گردید که ماجرا چیز دیگری است.
دیروز كيومرث جليليان مديرعامل سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «با توجه به ممنوعيت قانوني مبني بر واردات هر نوع كالا از رژيم صهيونيستي و نيز حرمت معامله با صهيونيست‌ها و در پي شايعه توزيع پرتقال‌هاي منسوب به رژيم صهيونيستي در صدد دادن اطلاعات شفاف به مردم شديم.
از بين 5 هزار تن پرتقال وارد شده از كشورهاي مختلف مانند چين، مصر و آفريقاي جنوبي حدود 80 كارتن، داراي ميوه‌هاي مارك‌دار تقلبي، با آرم يك شركت صهيونيستي يافا بوده است كه خوشبختانه جعل‌كنندگان اين مارك‌ها آنقدر ناشي بودند كه حتي رنگ اصلي آرم شركت ياد شده را رعايت نكرده و با بي‌سليقگي كامل رنگ مشكي در آرم مشاهده مي‌شود، در حالي كه رنگ اصلي آن آرم آبي مي‌باشد! پرتقال‌هاي مشكوك در برخي از ميدان ميوه و تره‌بار تهران كه در اجاره‌ بخش خصوصي است توزيع شده و احتمالاًَ در مسير بين انبار و سردخانه تا ميدان، ليبل‌هاي جعلي نصب شده است».
همچنین همايون دارابي رئيس سازمان حفظ نباتات گفت:‌ «محموله‌ايي كه تعدادي ليبل بر روي ميوه و نه كارتن آن با آرم جعلي يك شركت صهيونيستي توزيع شده در حدود 48 تن بوده است». 
وی در توضیح چگونگی واردات میوه بیان داشت:« تنها محصولاتي وارد مي‌شود، كه داراي گواهي بهداشت نباتي بوده باشند. تمام علائم نشان مي‌دهد كه پرتقال‌ها چيني بوده اما با اين وجود در يك مركز تحقيقات كشور نمونه‌هايي از آن براي آزمايش ارسال شده و بزودي نتيجه آن اعلام مي‌شود».
این حرکت عجیب و جعل آرم شرکت صهیونیستی مدتی تمام کارشناسان سیاسی را در بهت فرو برده بود تا اندک اندک زوایای پنهان آن آشکار گردید. اما این رویداد و حواشی آن چندین نکته را در پی داشت:
ابتدا حساسیت و عکس العمل به موقع و سریع مردم، مسؤولین و رسانه ها این پیام را به سران صهیونیستی رساند که تنفر جامعه اسلامی ما از اشغالگری و کشتار مسلمانان توسط اسرائیل یک حس اجتماعی و فراگیر است که با هیچ ترفند و روشی نمی توان حساسیت های جامعه نسبت به آن را کاست و در این راستا باید قدردان فهم و درک عمومی مردم بود و باید این نگاه عمیق را به عنوان یک افتخار اجتماعی در تاریخ کشورمان ثبت نماییم.
اما از طرف دیگر اهداف گردانندگان این پروژه تبلیغاتی را نباید نادیده گرفت. معلوم نیست که چه افرادی دست به این اقدامات می زنند و دقیقا اهداف و مرکزیت آن ها به کجا برمی گردد. اما آنچه که همواره جوامع را با خطرهای داخلی و خارجی مواجه نموده است، رفتارهای یک سری از این گونه افراد است که بدون این که درک عمیقی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشند اقدام به طراحی پروژه هایی جهت کسب امتیازات خاص سیاسی در راستای منافع خویش می نمایند، غافل از این که این اقدامات بعضا می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.
به طور اجمال می توان حدس زد که این حربه تبلیغاتی در جهت تخریب دولت طراحی گردیده است تا با جریحه دار کردن احساسات و عواطف عمومی مردم در ایام نزدیک به انتخابات، بتوانند امتیازات خاصی را کسب نمایند. البته معلوم نیست که تفکرات و برنامه ریزی های این گروه ها توسط چه افرادی انجام می گیرد، اما می توان حدس زد که این افراد هر که هستند از بینش و عمق سطحی در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی برخوردارند، چرا که دکتر احمدی نژاد نه تنها در نزد افکار عمومی مردم ایران بلکه در نزد عموم مردم جهان به هنوان چهره شاخص مبارزه با ظلم و جور سران صهیونیستی شناخته شده است و چنین اقداماتی جز رسوایی طرح ریزان این پروژه ناصواب تبلیغاتی، ثمره ای به همراه نخواهد داشت.
البته شاید بتوان گفت که این بد اخلاقی انتخاباتی با مواضع و سخنان شجاعانه رییس جمهور در اجلاس دوربان 2، که با استقبال عموم مردم، مسؤولین، روحانیون و مراجع تقلید مواجه شد، بی ارتباط نمی باشد. چرا که به تصور چنین افرادی، با طرح ریزی پروژه دروغین پرتقال های وارداتی اسرائیلی، می توان فضای عموم جامعه و محبوبیت بیش از پیش رئیس جمهور را کنترل و در جهت خنثی نمودن آن اقدام نمود. اما باید دانست که چنین روش های نخ نمایی دیگر اثر نداشته، و اگر این افراد به فهم و درک عموم مردم ایمان نیاورند و دست از اقدامات ناشایست خود برندارند بزودی باید خود را در مقابل موج خشمگین افکار عمومی و عکس العمل های بدون پیش بینی آنان بیابند. منیع:سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال

كميته ايكس، طراح پروژه‌ پرتقال‌هاي اسراييلي بود

محمد نبي حبيبي با اشاره به اينكه راي به احمدي‌نژاد را تداوم اصولگرايي و عزت جهاني جمهوري اسلامي مي دانيم در مورد طراحي پروژه واردات پرتقال اسرائيلي در كشور گفت:اين پروژه‌اي بود كه طراحان آن را بايد در كميته ايكس جستجو كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي، محمد نبي حبيبي دبير كل حزب موتلفه اسلامي كه در پايان نشست دبيران اين حزب سخن مي‌گفت با اشاره به تصميم جبهه پيروان خط امام و رهبري مبني بر معرفي محمود احمدي نژاد به عنوان نامزد اين جبهه در انتخابات آينده اظهار داشت: جبهه پيروان خط امام و رهبري پس از ماه‌ها بررسي محمود احمدي نژاد را به عنوان نامزد اصلح معرفي كرد.

وي افزود: حزب موتلفه اسلامي قبل از اين تصميم‌گيري در شوراي مركزي خود به اين تصميم رسيده بود اما چون حزب ما يكي از احزاب چهارده گانه جبهه پيروان خط امام و رهبري است صبر كرد تا موضع جبهه هم معلوم شود و سپس موضع گيري نمايد. حبيبي ادامه داد: ما به اين نتيجه رسيده‌ايم كه اگر بخواهيم گفتمان عدالت ،پيشرفت و خدمت كه اصلي‌ترين گفتمان دهه چهارم انقلاب است تداوم بايد، به احمدي نژاد راي دهيم، ما راي به احمدي‌نژاد را تداوم اصولگرايي در زمينه عزت جهاني جمهوري اسلامي مي دانيم. وي افزود:در جمع بندي‌هاي خود به اين نتيجه رسيديم كه بر آيند كار دولت نهم در مجموع يك كارنامه قابل قبول و مثبت است و آن را مي توان شاخصي براي كار آمدي اصولگرايان تلقي كرد، ما مجموعه مسئولان دولت نهم و شخص رئيس جمهور را مومن به اراده ملت، ارزش‌هاي امام (ره) و رهبري و انقلاب مي دانيم و از شادابي و نشاط آنها در خدمت به مردم تقدير مي‌كنيم.

حبيبي در ادامه در اين باره كه برخي رقبا و اشخاص بحث صيانت از آرا را مطرح مي كنند، تصريح كرد: اين پروژه روي سه پايه سوء‌ظن، شايعه پراكني و تهمت به مسئولان برگزار كننده استوار است، ما معتقديم اصل صيانت از آراء در قانون انتخابات به خوبي پيش بيني شده است و هيچ ضرورتي به اين قبيل بازي‌هاي سياسي نيست. وي در مورد برنامه حزب موتلفه در برخورد با اين ترفند‌ها گفت: ما هم در برابر اين پروژه‌، بحث احترام به آراء مردم را مطرح مي كنيم، برخي از كساني كه راي واقعي مردم را بر نمي‌تابند دنبال پروژه صيانت از آراء هستند. حبيبي در ادامه افزود: ما مي گوييم به راي مردم بايد احترام گذاشت، چه به ما راي بدهند چه ندهند، اين حق مردم است كه برگزيده آنها فارغ از اينكه از چه گروه يا حزب يا جناحي باشد محترم شناخته شود و آراء آنها همانطور كه هست صيانت شود نه آنطور كه برخي مايلند مردم به چه كسي راي دهند ما فكر مي كنيم ادب مردمسالاري را بايد در احترام به آراء مردم مشاهده كرد.

وي در مورد واردات پرتقال اسرائيلي نيز اظهار داشت: اين يك پروژه‌اي بود كه طراحان آن را بايد در كميته ايكس جستجو كرد، مسئولان گمرك و وزارت بازرگاني خوب توضيح دادند و اين مطلب را تكذيب كردند، اصلاً چنين چيزي صحت ندارد و گمركات كشور واردات چنين ميوه‌اي را تاييد نمي‌كنند، برچسب‌هاي جعلي روي پرتقالها، معلول يك ذهن بيمار و مشوش است كه قصد تشويش اذهان را دارد.

وي در پاسخ به سئوالي در مورد كشف يك گروه تروريستي توسط وزارت اطلاعات نيزگفت: صهيونيستها براي انتخابات آينده برنامه دارند، ممكن است دست به يك سري عمليات تروريستي براي آشفته نشان دادن امنيت كشور بزنند، سربازان گمنام امام زمان(عج) بايد هوشيار باشند و توطئه‌هاي آنها را نقش برآب كنند و ما از وزارت اطلاعات و تلاشهاي آنها تشكر مي‌كنيم.

دبير كل حزب موتلفه اسلامي در بخش ديگري از اين گفت و گو با اشاره به اظهارات تهديد‌آميز حسني مبارك عليه جمهوري اسلامي ايران و نيز انفجارات تاسف‌بار اخير در عراق كه منجر به شهادت دهها زائر ايراني شد، تصريح كرد: آقاي مبارك گفته است جمهوري اسلامي بايد از شمشير و سپرها بترسد، من نمي‌دانم اين حرف آقاي مبارك ناظر به كدام تهديد از سوي جمهوري اسلامي ايران عليه كيان حكومت وي در مصر است، اما مي‌گوييم اگر شمشير و سپري داريد چرا عيله رژيم صهيونيستي دشمن مشترك اعراب و مسلمانان جهان استفاده نمي‌كنيد. وي افزود: مصر در جنگ 22 روزه شاهد قتل عام كودكان، زنان و مردم بي‌دفاع غزه بود، نه تنها كمكي به مردم غزه نكرد بلكه دست در دست جنايتكاران جنگي اشغالگران قدس آن جنايات را تاييد كرد، اعتراض ما به دولت مصر اين است كه چرا به امت عرب و اسلام پشت كرده‌ايد؟ حبيبي ادامه داد: من به آقاي مبارك مي‌گويم آيا مفهوم شمشير وسپر شما ديدن همين انفجاراتي است كه در عراق رخ داده است، حمله به يك مشت زائر حسيني كه بي‌دفاع هم هستند در يك كشور خارجي يك نبرد ناجوانمردانه است.وي اضافه كرد: ما اين منطق را فقط در حكومت يزيد سراغ داريم، چرا امروز در هزاره سوم ميلادي و قرن پانزدهم هجري بايد در حكومت مصر شاهد اين منطق غيرانساني باشيم.رجانیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 4:39  توسط سینا  | 

در آستانه سالروز رحلت رسول خدا(ص)ايراد شد؛
هتاكي‌هاي بي‌شرمانه سخنران جلسات اصلاح طلبان به ساحت پيامبر اعظم(ص)

خبرگزاری فارس:: محمدمجتهد شبستري با جسارت به ساحت پيامبر اعظم (ص) ،قرآن كريم واسلام، عصمت پيامبر (ص) را به تمسخر گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان ، محمد مجتهد شبستري در سخناني در دانشگاه صنعتي اصفهان در تناقضي آشكار با آيات صريح قرآن در تشكيك عصمت رسول خدا (ص)، مدعي راه يافتن اوهام و ترديد وحتي ارتكاب گناه و عصيان از سوي ايشان شد و گفت: پيامبر وظيفه‌شان فقط دعوت مردم به سمت خدا بوده و در همين وظيفه خود عصمت داشته‌اند و هيچ‌گاه از اين وظيفه غافل نشده‌اند. اما از نظر انجام گناهان نمي‌توان عصمت برايشان در نظر گرفت.
اين مدعي روشنفكري در ادامه سخنان خود كه با واكنش برخي از دانشجويان نيز همراه بود پا را از اين نيز فراتر نهاده، مدعي وجود نقص در قرآن، اسلام وپيامبر(ص) شده و ادعيه امامان (ع)در عرض نياز به درگاه الهي كه به اعتقاد عرفا آموزش شيوه دعا و مناجات به بندگان مي‌باشد، را مويد سخنان خود قرار داد و گفت: اين نشان مي‌دهد در خلوات خود دچار گناهان بسياري شده‌اند.
سخنران جلسات اصلاح طلبان در ادامه سلسله جسارت‌هاي خود به ساحت رسول خدا و امامان معصوم (ع) با ايراد اتهام دروغ پردازي به ايشان در استغاثه به درگاه الهي اظهار داشت: حالت ديگري را مي توان فرض كرد كه اين عبادات، دروغين و براي متمايل كردن افكار عمومي به خود بوده است. يا از خدا مي‌خواهند كه "خدايا مرا بهتر از آنچه مردم تصور مي كنند قرار ده " يعني اينكه بعضي كه آنها را نور مي دانند تصوري مبالغه‌آميز است.  اين روشنفكر مدعي اصلاحات،همچنين بدون اشاره به موج روز افزون رجوع بشريت به دين، ادعاي خود ساخته كاهش انتظار بشر از دين را موجب تحول در دين دانست.
تئوري پرداز مدعي اصلاح طلبي ضمن ارايه تعريفي كاملا اومانيستي، با حذف عنصر الهي بودن دين تاكيد كرد: دين كه مي‌گويند از نزد خدا آمده چيزي نيست به جز شيوه سلوك انسان‌ها در راه معنويت و از خود انسان شروع مي‌شود و نقش خدا در دين فقط در حد ارشاد براي بهتر سير كردن اين مسير است.
شبستري همچنين با نفي علم پيامبر و امامان (ع) با انكار احاديث متقن در اثبات اين حقايق،خاطر نشان كرد:ما فقط مي گوييم اگر ايشان علم به شيمي و فيزيك داشته پس چرا اثر و كتابي در اين راستا از خود به جا نگذاشته است؟
اين مدعي روشنفكري با ناديده انگاشتن تمام علوم منبعث از تعاليم قرآني و وحياني گفت: من كه تا به حال برداشت علمي از قرآن نديده‌ام، اگر شما ديده‌ايد به ما هم نشان دهيد. وي در ادامه با تمسخر اعتقادات ديني دانشجويان معترض نيز تاكيد كرد: به اين خانم و حاضراني كه هم فكر ايشان هستند توصيه مي‌كنم دست از تقليد كوركورانه از صحبت‌ها و اعتقادات ديگران بردارند. گفتني است چندي پيش نيز آغاجري عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تكرار ادعاهاي واهي سال هاي گذشته خويش، اسلام را مويد برده‌داري دانسته بود. وي كه در سال 81 تقليد را به عمل ميمون تشبيه كرده و به ساحت ائمه اطهار(ع) نيز جسارت‌هايي روا داشته بود در سخنان تازه خود در منزل عبدالله نوري به امام راحل(ره) نظام اسلامي و ولايت فقيه هتاكي كرده بود.
سعيد ليلاز عضو حزب كارگزاران نيز در سخناني ديگر در منزل نوري با دفاع از سخنان آغاجري پيش‌بيني كرده بود كه در آستانه انتخابات سخنان خوشمزه اصلاح طلبان آغاز خواهد شد. وي از اين رو توصيه كرده بود كه همگان بيشتر اين سخنان را بشنوند.
 
شريعتمداري در گفتگو با فارس: حرف هاي مجتهد شبستري خلاف عقل و اسلام است
خبرگزاري فارس: مدير مسئول روزنامه كيهان در واكنش به سخنان اخير مجتهد شبستري در دانشگاه اصفهان گفت: اين حرف كه زده شد، خلاف اسلام و عقل و همه متون است.

حسين شريعتمداري امروز در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار فارس در سمنان افزود: ما پيش از اين گفته‌ايم كه در پرونده بعضي از كساني كه امروز داعيه اصلاحات دارند، سوابق خوبي مشاهده نمي‌شود كه پيشتر اينها را معرفي كرده‌ايم.
وي در جواب اين سئوال كه نظر نهايي شما راجع به فعاليت گروه‌ها و احزاب سياسي در آستانه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چيست، افزود: اين گروه‌ها تازه تشكيل شده‌اند و بايد مدتي از عملكردشان بگذرد و مواضعشان روشن شود تا بتوان نظر قطعي داد.
وي تصريح كرد: تا وقتي گروهي مواضعش را مشخص نكرده است، به راحتي نمي‌توان درباره آن اظهار نظر كرد. مدير مسئول روزنامه كيهان در پاسخ به اين سئوال كه شروع حمايت خود را از نامزدهاي انتخاباتي از چه زماني به طور رسمي اعلام مي‌كنيد، گفت: ما از اصولگرايي حمايت مي‌كنيم و هر كسي كه اصولگراست، صرف نظر از اينكه در كدام حزب و دسته باشد، مورد حمايت ماست.
شريعتمداري افزود: اصولگرايي ترجمان ديگري از گفتمان امام(ره) و انقلاب است و ما از اين مفهوم حمايت مي‌كنيم. شريعتمداري ادامه داد: هر اصولگرايي جداي از اينكه در كدام دسته و گروه سياسي فعال باشد، مورد حمايت است.
وي در واكنش به سخنان اخير مجتهد شبستري در دانشگاه اصفهان گفت: اين حرف كه زده شد، خلاف اسلام و عقل و همه متون است. مديرمسئول روزنامه كيهان در جواب اينكه اصلاح‌طلبان با حرف‌ها و گفته‌هاي خود كه در چندين مورد مشاهده شده چه هدفي را دنبال مي‌كنند، گفت: بهتر است به خود موضوع نگاه كنيم و به طبع اين اظهارنظرها كه متاسفانه اين روزها مطرح و بلافاصله هم تكذيب مي‌شود، زياد است كه اميدواريم اين تكذيب‌ها درست باشد.
شريعتمداري خطاب به برخي سخنراناني كه به دين مقدس اسلام توهين مي‌كنند، افزود: آقايي كه حتي به ائمه معصوم هم انتقاد كردن را روا و مشكل اصلي در ايران را نبود دموكراسي مي‌داني، كسي كه اين حرف‌هاي بيهوده را از خودش در نمي‌آورد و سند روزنامه‌نگار هميشه با اوست. وي تصريح كرد: آقايي كه مي‌گويي نظرات امام خميني (ره) بايد به موزه تاريخ سپرده شود، ديگر نبايد از امام حرف بزني و اهدافش را بررسي كني. مديرمسئول روزنامه كيهان افزود: امروز وضع روشن است و ديگر نبايد خود را فريب خورده بدانيد، دوران فريب صدر اسلام ديگر پيش نمي‌آيد. لینک خبر درفارس
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 2:33  توسط سینا  | 

ناگفته‌هایی از سازمان مجاهدین انقلاب در گفت‌وگو با فدایی:
بهزاد نبوی حرف امام را رد کرد و گفت ما هم مجتهد سیاسی هستیم..!؟

گفت‌وگو با حسین فدایی را از شهرری و فعالیت‌های سیاسی‌اش در دوران نوجوانی شروع کردیم و به 2 بار بازداشتش در قبرستان سه دختران شهرری و شیراز رسیدیم. خاطراتی از زندان و ارتباط با شهید شاه آبادی گفت و از آنجا وارد ناگفته‌های مسائل داخلی سازمان مجاهدین انقلاب شد. وي در گفتگو با روزنامه ايران تأکید می‌کند بسیاری از این مطالب برای اولین بار است که در رسانه‌ها مطرح می‌شود. متن کامل این مطلب را در ادامه همین مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت 2:18  توسط سینا  | 

باقیمانده باند "سیدمهدی هاشمی" فعالند

وقتی نهضت‌ها را در وزارت خارجه از مهدی هاشمی تحویل گرفتم فقط یک فایل و یک زونکن دست من بود. چون تمام مدارک را مهدی‌هاشمی روی پشت بام منزل یکی از عراقی‌های مرتبط با خودش آتش زد و ما تنها خاکسترهایش را پیدا کردیم...
ایبنا_ روبه روی پارک لاله و در طبقات فوقانی ساختمان مجمع جهانی اهل بیت به دیدار حجت الاسلام والمسلمین "احمد سالک" معاون فرهنگی این نهاد رفتیم. نزدیک ۱۵ سال مبارزه پیش از انقلاب، فرماندهی سپاه اصفهان، فرماندهی کل بسیج مستضعفان، مسئول ارتباط با نهضت‌های آزادیبخش در وزارت خارجه، نمایندگی ۱۰ساله ولی فقیه در سپاه قدس، ریاست گزینش کل کشور تنها بخشی از سوابق این روحانی اصفهانی است. خاطرات ناگفته و ناشنیده او از ماجراهای مبارزه از گرگان تا بندرعباس و جدال انقلابی با عوامل باند مهدی هاشمی گفت وگوی دو ساعته ما با این عضو جامعه روحانیت مبارز را خواندنی کرد، هرچند وی تأکید داشت بسیاری از این مطالب نباید اکنون منتشر شود....متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 2:30  توسط سینا  | 

فعاليت هدفمند 3 باند شيطان پرستي

فارس: رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومي ناجا گفت: در 3 پرونده مربوط به فروش محصولات شيطان پرستي، آثار كار تشكيلاتي و اقدام هدفمند براي انحراف جوانان و نوجوانان مشهود است.رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومي ناجا افزود: برخوردبا فروشندگان محصولات و آلات شيطان پرستي يكي از اقدامات اصناف فاقد مجوز است. اين آلات باعث آسيب پذيري نوجوانان و جوانان مي‌شود.
وي گفت: 17 مغازه در سراسر كشور كه در ارتباط با فروش محصولات شيطان‌پرستي اقدام مي‌كردند شناسايي و با آنان برخورد قانوني شد. اين 17 مغازه خرازي هيچ كدام مجوز قانوني براي فعاليت نداشتند. اين مغازه‌ها در كرج، شيراز، اصفهان، بندر عباس و ... فعاليت مي‌كردند.سردار نجفي، با اشاره به تشكيل پرونده در دادستاني تهران در اين زمينه گفت: در اين زمينه 8 پرونده در تهران تشكيل شده است كه 3 پرونده فروش محصولات شيطان پرستي حكايت از سازماندهي افراد خاطي در اين زمينه دارد. اين افراد به صورت هدفمند اقدام به توليد و توزيع محصولات شيطان پرستي مي‌كرده‌اند. با همكاري مطلوب دادستان تهران، اين پرونده‌ها در حال بررسي بيشتر هستند. موعود ازفارس

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/01ساعت 1:45  توسط سینا  | 

افول روشنفکرى ماسونى و عصر بيدارى دانشجويان/ چرا بيلدربرگ سروش را برگزيد؟

سال 2004 «جایزه اراسموس» که بنیانگذار کلوب سری «بیلدربرگ»  برنده آن را برمی گزید، به «عبدالکریم سروش» تعلق گرفت تا کوشش های او برای ترویج «تئوری ماسونی علم» در جامعه دانشگاهی ایران ستوده شود. 4 سال پیش در آبان 1383، هنگامی که «عبدالکریم سروش» برلین را به مقصد آمستردام ترک کرد تا با حضور در قصر پادشاهی هلند، جایزه «اراسموس» را از دست خاندان سلطنتی پرنس «برنهارد»  بگیرد، به ذهن کمتر تحلیلگری خطور می کرد که این سفر کم حاشیه، از پیوند تئوریسین اصلاح طلبان ایران (رفرمیست های سکولار) با رهبران ماسون جهان رازگشایی کند. امروز که اسناد «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» در عرصه تولید علم و فلسفه از بایگانی های امنیتی آزاد شده، این پیوندها چهره مستندتری به خود گرفته است. چرا چنین قضاوت می کنیم؟
این جنس پیوندهای پنهان در جهان معاصر، زاده عصر جنگ  سرد است؛ عصری با صبغه ای پنهان و تاریخی نانوشته که اوج عملیات مخفی در عرصه علم و فلسفه به شمار می رود و در ادبیات امنیتی به «حیله های کثیف روشنفکری» شهرت یافت. مراد از این عملیات آن بود که فیلسوفان، علمای اجتماعی و روشنفکران اروپایی و آمریکایی از رهگذر کمک های مالی و تبلیغاتی سازمان های جاسوسی و کلوب های سری به رهبری «سیا» و «بیلدربرگ»  سعی داشتند  با ترکیبی از پنج مؤلفه فرهنگ و هنر، فلسفه، رسانه، دانشگاه و کارگاه های آموزشی، یک چتر معرفتی برای تبلیغ ایدئولوژی سرمایه داری (لیبرال دموکراسی) بسازند و اقتدار کمونیستی را فروریزند. این رشته از عملیات مخفی که فرانسیس ساندرز آن را به  «ناتوی فرهنگی» و پیتر کولمن به «توطئه لیبرال» تعبیر کرده اند، در دو سطح تعقیب شد: اول؛ کمک مالی و اهداء جوایز به کارگزاران تئوری ماسونی علم. دوم؛ خلق قهرمانان سیاسی برای تحقق انقلاب های مخملی با هدف سقوط حکومت های سرکش علیه نظام سرمایه داری غرب.
عصر «حیله های کثیف روشنفکری» با تأسیس «کنگره آزادی فرهنگی» در تابستان سال 1950 در برلین آغاز می شود و راه خود را با تشکیل کلوب سری «بیلدربرگ» (1954) و سپس «بنیاد اراسموس» (1958) در هلند ادامه می دهد. بیلدربرگی ها مجمعی 130نفره از فراماسونرها و روتارین های برجسته، اعضاء خاندان سلطنتی و سران سیاسی کشورهای اروپایی و آمریکایی هستند که پس از وقوع جنگ سرد میان دو قطب اتمی غرب و شرق، کوشیدند تا «آینده جهان» را کنترل کنند. بیلدربرگ که به «حکومت پنهان جهان» و یکی از «اربابان دنیا» شهره است، متولد شد تا از یک سو زرادخانه معرفتی فراماسونری برای تولید علم مدرن انسجام بیشتری یابد و از سوی دیگر، نبض سیاستگذاری برای توسعه لیبرال جوامع را دردست گیرد. پرنس برنهارد، همسر ملکه جولیانای هلند در مقام یک روتارین برجسته، بنیانگذار کلوب سری بیلدربرگ و بیش از دو دهه (1976- 1954) رهبر آن بود و از سال 1958 نیز جایزه گران قیمت «اراسموس» را پایه گذاشت. استراتژی او این بود که نقشی نافذ در پروژه «ناتوی فرهنگی» ایفاء کند و با اهداء جایزه «اراسموس» کارگزاران یهودی تبار تئوری ماسونی علم و فلسفه مروجان همجنس بازی و هنرمندان آوانگارد را در جهان بستاید.
مشهورترین فیلسوفان و علمای علوم اجتماعی غرب مانند توماس کوهن، آیزایا برلین، ریمون آرون، کارل پوپر، هانا آرنت، جیمز برنهام و دانیل بل که اغلب از یهودیان صهیونیست بودند، آگاهانه در خدمت شبکه جهانشمول «ناتوی فرهنگی» درآمدند تا بنیان های علم و فلسفه سرمایه داری غرب را که از قرن هفدهم میلادی در لژهای فراماسونری ساخته شده بود، تحکیم کنند. آنان به پاس نظریه پردازی های خود که بیشتر ارزش یک «رپرتاژ آگهی» را داشت، یا از سوی دربار سلطنتی انگلستان ملقب به لقب «شوالیه» می شدند، یا به لیست برندگان جایزه «نوبل» راه می یافتند و یا از بیلدربرگی ها «جایزه اراسموس»  می گرفتند تا به اعتباری تاریخی دست یابند.
«آیزایا برلین» که در سال 1983برنده «جایزه اراسموس» شد، یک فیلسوف یهودی از نسل فلاسفه سنتی دانشگاه آکسفورد است و بیشتر با کتاب های «چهار رساله درباره آزادی» و «در جستجوی آزادی» در ایران شناخته می شود. او در عصر جنگ سرد، هم عضو رسمی سرویس اطلاعات خارجی انگلستان (ام.آی.6) بود و هم از بودجه اختصاصی سازمان سیا برای پروژه «ناتوی فرهنگی» ارتزاق می کرد. برلین ملقب به لقب «سر» و بالاترین نشان «لیاقت» از سوی ملکه انگلستان است. «ریمون آرون» هم همراه «آیزایا برلین» برنده «جایزه اراسموس» شد. او از علمای یهودی جامعه شناسی غرب است و مهم ترین آثارش مانند «مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی» و «افیون روشنفکران»  که ذائقه ای ضدمارکسیستی دارند، در هنگامه جنگ سرد با سرمایه گذاری سازمان سیا منتشر شد.
«عبدالکریم سروش» می گوید زمانی که در «چلسی کالج» لندن فلسفه علم و تاریخ تحصیل می کرد، آن کالج تحت سیطره تام آراء «توماس کوهن» و «کارل پوپر» بوده است. «توماس کوهن» به مثابه پرنفوذترین فیلسوف علم در سده بیستم، کتاب مشهور «ساختار انقلاب های علمی» خود را به سفارش «جیمز بریان کانانت»، رئیس دانشگاه هاروارد و نظریه پرداز علمی سیا نوشت و اثرش را نیز به او اهدا کرد. «کارل پوپر» هم مانند «آیزیا برلین» از شهیرترین شوالیه های یهودی و دارای لقب «سر» از ملکه انگلستان است، به روایت «عبدالکریم سروش» با حمله به نقاط قوت مارکسیسم در کتاب «جامعه باز و دشمنانش» کمر غول چپگرای جهان را شکست. نام او نیز در لیست کارگزاران علمی فراماسونرها طبقه بندی شده است.
آیا سروش، فیلسوفی در قد و قواره «سرآیزایا برلین» یا عالمی اجتماعی چون «ریمون آرون» بود که برنده «جایزه اراسموس» شود؟! یعنی در شمار کسانی که کتابهایشان برای بلوک سرمایه داری در حکم اصول عقاید ایدئولوژیک است؟! بدیهی است که چنین نبود. در بهترین حالت، آراء سروش در عرصه علم و فلسفه، اقتباسی ناقص از تئوری های فیلسوفان بلوک سرمایه داری تلقی می شد. «یورگن هابرماس» (فیلسوف آلمانی) پس از سفری که سال 1381 به ایران داشت، در مجله «اشپیگل» همین رای را ابراز کرده است.
تئوری «قبض وبسط تئوریک شریعت» سروش که در ایران به عنوان زیربنای نظری «اصلاح طلبان» شناخته می شود، از نظام فکری «کواین»  و «گادامر» کپی شده است. او مفاهیم دوگانه آزادی مثبت و آزادی منفی را که مغز لیبرالیسم فلسفی است، از «آیزایا برلین» و مفهوم «پارادایم» را نیز از «توماس کوهن» وام گرفته است. هسته مرکزی نظریه های ایدئولوژی گریز و آرمان ستیز سروش را به فلسفه سیاسی «کارل پوپر» می برد و در عرصه معرفت علمی نیز فقط تئوری «ابطال پذیری» پوپر را تکرار کرد تا جایی که به یک «مقلد محض» تنزل یافت.
بنابراین، حتی با ملاک قراردادن استانداردهای علمی غرب، سروش نه تنها یک متفکر اصیل نیست، بلکه با اقتباس از فلسفه فیلسوفان سیا و بیلدربرگ، تنها «تئوری ماسونی علم» را در ایران ترویج کرده است. یکی از معیارهای دریافت «جایزه اراسموس» جد و جهد برای«تقویت دانش و علوم اجتماعی غرب و گسترش سنت های فرهنگی اروپا» است و البته از این حیث، سروش که در 25سال گذشته به مثابه یک «مقلد محض» تئوریسین های یهودی سرمایه داری ظاهر شده، واجد این معیار است.
اما، «جایزه اراسموس» تنها به فیلسوفان و علمای غرب اهداء نشده است. عرصه جنگ سرد، اردوگاهی وسیع بود که حضور بازیگران متنوعی را می طلبید. از این رو، بلوک غرب به خلق قهرمانان سیاسی برای رهبری پروژه براندازی کشورهای ضدسرمایه داری محتاج گشت. در کشورهای اروپای شرقی، چون مجارستان، چکسلواکی و لهستان، از این اسطوره های جعلی تصاویری منجی وار می ساختند و آنان را به رهبری انقلاب های مخملی و سپس به مقام ریاست جمهوری می رساندند. صبغه پنهان «حیله های کثیف روشنفکری» نیز جعل همین قهرمانان است که اغلب در پژوهش های سیاسی نادیده گرفته می شود.
بیلدربرگی ها در سال 1983 «جایزه اراسموس» را به «لشک کولاکوفسکی» اهداء کردند؛ روشنفکری لهستانی که در فروپاشی ایدئولوژی مارکسیسم در جهان نقشی کارساز داشت. در همان سال «جایزه نوبل صلح» نیز به «لخ والسا» (رهبر جنبش همبستگی لهستان) تعلق گرفت. سه سال بعد، در سال 1986 بنیانگذار کلوب سری بیلدربرگ، «واسلاو هاول» (رهبر انقلاب مخملی چکسلواکی) را برای دریافت «جایزه اراسموس» برگزید. در سال 1989 حکومت های کمونیستی لهستان و چکسلواکی فرو ریختند و «لخ  والسا» و «واسلاو هاول» به ریاست جمهوری رسیدند. آنان از این جوایز به مثابه کمک تاریخی غرب برای فروپاشی اروپای شرقی یاد کردند. سه ماه پس از وقوع انقلاب مخملی پنجم اکتبر 2000 در صربستان، «جایزه اراسموس» به «آدام میچنیک» از رهبران «جنبش همبستگی لهستان» اعطاء شد تا دوباره اندیشه و روش معماران فروپاشی اروپای شرقی زنده شود.
«عبدالکریم سروش» آخرین کسی بود که در هنگام حیات پایه گذار کلوب سری بیلدربرگ و با تصویب شخص وی «جایزه اراسموس» را دریافت کرد، اما چرا بیلدربرگی ها سروش را برگزیدند و آشکارا نامش را به فهرست فراماسونرها و روتارین ها کشاندند؟!
مرداد 1371، گروهک تروریستی فدائیان خلق (اقلیت) از «عبدالکریم سروش» به عنوان یکی از امیدهای انقلاب مخملی در ایران یاد کرد. از سال 1373 رسانه های آمریکایی، مانند روزنامه «لس آنجلس تایمز» و نشریات اپوزیسیون مانند «کیهان لندن» و «نیمروز» سروش را «مارتین لوتر اسلام» خواندند و نوشتند که او رهبر پروژه رفرم (اصلاحات دینی و سیاسی) در ایران است.
عده ای هم به سروش لقب «واسلاو هاول» را داده بودند. مجله «اکسپرس» در سال 1377 معتقد بود که هنگام وقوع یک انقلاب مخملی در ایران، سروش مانند «ریمون آرون» نقش یک «ناظر متعهد» را بازی خواهد کرد.
سه گزارش استراتژیک ایالات متحده که اولی در سال 1375 توسط «شورای روابط خارجی آمریکا»، دومی در سال 1378 از سوی «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» و سومی در سال 1382 در «پنتاگون» تهیه شد، پیش بینی می کرد که تا سال 1389 ساختار اسلام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی ایران  فرو خواهد ریخت! در هر سه گزارش از «عبدالکریم سروش»، اعضاء «حلقه کیان»- که عنوان «روشنفکران دینی» را برای خود جعل کردند- و «دانشجویان ایرانی لیبرال» به مثابه شرکاء آمریکا در طرح براندازی جمهوری اسلامی نام برده شد. «عبدالکریم سروش» همواره براین ارزیابی ها صحه می گذاشت و سال 1377 به ماهنامه «گئو» گفت که «آینده ایران مذهبی نخواهد بود» و به زودی نظام ایران سکولار می شود.
سروش پیش از دریافت «جایزه اراسموس» با وزیر امور خارجه آمریکا در دولت رونالد ریگان (رئیس جمهور دوره اوج جنگ سرد) دیدار کرد و به «جرج شولتز» اطمینان داد که اصلاحات سکولار در ایران «برگشت ناپذیر» است و دانشجویان ایرانی امیدهای پیشبرد این پروژه هستند! همان روز، یک تحلیلگر بلندپایه «پنتاگون» گفت که سروش گزینه ما برای تحقق پروژه رفرم در ایران است و «او در انتظار زمان مناسب به سر می برند»
از سال 1366، اقلیتی از دانشجویان سکولار «عبدالکریم سروش» را به عنوان مرجع فکری خود برگزیدند و در دفاع از آراء ماسونی او، آشوب ها به راه انداختند. از جنحال آذر 1371در دانشگاه اصفهان بر سر سخنرانی سروش تا درگیری مهر1374 در دانشکده فنی دانشگاه تهران، حلقه ای از دانشجویان سکولار پدید آمدند که کارشان دانشگاه سوزی و اسلام ستیزی بود؛ در حالی که در برخی دانشگاه ها مانند «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» عنوان «انجمن اسلامی دانشجویان» را به ناحق مصادره کردند. اینان در عصر موسوم به اصلاحات، «دفتر تحکیم وحدت» را به ارگان سیاسی و تبلیغاتی «عبدالکریم سروش» بدل کردند و البته، اکنون آشکار گشته که گردانندگان چنین محافلی چون «علی افشاری» و «اکبر عطری» سر در آخور ایالات متحده دارند و رسماً برای سازمان جاسوسی سیا پادویی می کنند؛ کسانی که سروش آنان را «فرزند» خود خوانده است!
با این همه، عصر بیداری جنبش دانشجویی فرا رسید. سوم تیر 1384، کاخ آرزوهای بیلدربرگی ها، پنتاگون، سیا و... را در ایران فرو ریخت و امروز، چهارمین سالگرد «16آذر» از هنگامه بازگشت ایدئولوژی اصول گرا به دانشگاههاست. جنبش اصولگرایی که دانشجویان را باید دینامیزم با شعور آن نامید، هژمونی روشنفکری ماسونی را- خصوصاً در گستره دانشگاهها- شکست.
دانشجویان مسلمان با درکی عمیق از اسلام ناب، عمری است که در پرتو راه امام و رهبری، راه «جنگ عقیده» را برگزیده اند و امروز هم پروژه ارتجاع سکولار را از دانشگاهها پس زده اند؛ پروژه ای که فروپاشی اسلام سیاسی را در ایران دنبال می کرد. این «عصر بیداری» را قدر بگذاریم و «جنگ عقیده» را در وجودمان درونی کنیم.
¤ ارجاعات و مستندات این نوشتار در آرشیو «دفتر پژوهش های موسسه کیهان» در دسترس است.منبع:http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=1352
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 6:9  توسط سینا  | 

اعلام حمايت مجدد بوش از اصلاح طلبان در آخرین روزها+ کليپ تصويري

گروه سیاسی- «ما در منطقه امید زیادی به اصلاح طلبان و فعالا ن حقوق بشر داریم. ما از اصلاح طلبان، فعالان حقوق بشر، ناراضیان سیاسی، در سراسر منطقه حمایت می کنیم و با آنها همراهیم.» رئيس جمهور آمريکا که آخرين روزهاي دوران رياست جمهوري خود را سپري مي کند، در سخنراني خود در مرکز بروکينيگز که گمان مي رود آخرين سخنراني وي درباره مسائل خاورميانه باشد، بار دیگر ضمن تشریح سیاست های 8 ساله خود در قبال منطقه از اصلاح طلبان حمایت کرد.

وی همچنین با تأکید بر اینکه "ایران هسته ای را تحمل نخواهیم کرد"، اظهار داشت: ما قبل از آنکه احمدی نژاد بر سر کار بیاید، داشتیم به نتایج دلگرم کننده ای درخصوص موضوع هسته ای ایران می رسیدیم، چون آنها با توقف غنی سازی موافقت کرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب رئیس جمهور احمدی نژاد، ایران مسیر برعکسی را برگزید و اعلام کرد بار دیگر به غنی سازی دست می زند.

دانلود کليپ تصويري

اعلام حمایت رئیس جمهوری که آخرین روزهای دوره ریاست خود را در ایالات متحده سپری می کند و در اثر سیاست های نادرست داخلی و خارجی اش، کرسی ریاست را به زودی به رقیب دموکرات واگذار می نماید، از اصلاح طلبان اما بی سابقه نیست.وی حدود 11 ماه قبل شنبه 5 ژانویه 2008 قبل از تدارک برای سفر خاورمیانه ای با محور اعلام شده "مهار نفوذ ایران" در نطق رادیویی با حمایت از اصلاح طلبان از بیروت تا تهران گفت: "صبح بخیر، سه شنبه من سوار بر هواپیمای ریاست جمهوری عازم سفری به خاورمیانه هستم... در این سفر با شرکای خود درباره نبرد علیه تروریست ها و تندروها مشورت خواهم کرد. آنها سپرشان را زمین نمی گذارند پس ما هم نباید بگذاریم. این تنها یک نبرد نظامی نیست، مذهبی هم هست! سپس امریکا باز هم در این منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموکرات ها واصلاح طلبان از بیروت و بغداد تا دمشق و تهران حمایت خواهیم کرد و در کنار آنها خواهیم ایستاد."

پس از این نطق رادیویی، رهبر انقلاب طی سخنانی در جمع مردم قم به مناسبت 19 دی در واکنش به این سخنان بوش اعلام کردند: "هم مردم و هم آن دسته ای که رئیس جمهور امریکا از آن اعلام حمایت کرده است باید فکر کنند که چرا امریکا می خواهد از آن دسته حمایت کند و از آن دسته چه نقصی داشته که امریکا را به فکر حمایت از آن انداخته است. حمایت امریکا از هرکسی در ایران یک ننگ است. گروه ها و افراد سیاسی علاوه بر متمایز کردن مرز خود با دشمن، باید مرز خود را با مزدوران، نوکران و افرادی که در خدمت دشمن هستند نیز مشخص کنند."

این سخنان افشاگرانه، اصلاح طلبان را با موج جدیدی از سوی رسانه ها و افکار عمومی مواجه کرد اما به جز معدودی از اصلاح طلبان که برائت خود را از این سخنان بوش اعلام کردند بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی با نوعی فرافکنی و بی اهمیت جلوه دادن این سخنان بوش از کنار آن گذشتند. تا جایی که ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در گفتگو با رجانیوز پاسخ به دفاعیات بوش از اصلاح طلبان را در اولویت کاری اصلاح طلبان ندانست و اعلام کرد نقد دولت اولویت اصلی اصلاح طلبان می باشد. هرچند افرادی چون زید آبادی این حمایت بوش از اصلاح طلبان را ناشی از خوش نامی آنان دانست و در موضعی کاملاً ننگ آور عنوان کرد که ای کاش بوش اسامی اصلاح طلبان را نیز به زبان می آورد.از سوی دیگر برخی از اصلاح طلبان اعلام کردند که جرج بوش هیچ گاه از اصلاح طلبان "دفاع واقعی" نکرده و جرج بوش مخالف اصلاحات اصلاح طلبان در ایران بوده است.اما آیا جرج بوش واقعاً مخالف اصلاح طلبان بود؟

اوایل سال 81 پس از انتشار اظهارات هتاکانه هاشم آغاجری در همدان که اسلام را دینی سیاه و عتیقه و تقلید را کار میمون ها خوانده بود، موج مخالفت با این سخنان تا آنجا پیش رفت که صدای کروبی و خاتمی هم درآمد و نوعی مخالفت سراسری و ملی با این هتاکی ها فضای عمومی کشور را دربرگرفت.از سوی دیگر این هتاکی های آغاجری همزمان شد با نامه استعفای طاهری اصفهانی از امامت جمعه اصفهان که البته این نامه نیز همراه بود با برخی سیاه نمایی ها و اهانت ها و ... که در همان زمان مشخص شد صدور این نامه با تحریک و تهییج طیف افراطی اصلاح طلبان و حتی با قلم یکی از این افراطوین نگارش یافته است.

این دو واقعه کاملاً حساب شده در آستانه 18 تیر سال 81 به منظور توسعه آشوب در سراسر کشور تدارک دیده شده بود. پاسخ نامه طاهری اصفهانی با نامه مستدل و منطقی رهبر انقلاب و دفاع مردم از این پاسخ همراه بود. در چنین شرایطی، مخالفت با طیف افراطی اصالح طلبان در کشور شدت گرفت و آنان را در موضعی انفعالی قرار داد.جمع بندی چنین حوادثی بوش را وادار کرد تا هم برای تقویت طیف تندرو و اصلاح طلبان سکولار و هم سوء استفاده از شرایط کشور و سمت و سو دادن به آن و نوعی سوار شدن بر موج حوادث، بیانیه ای در حمایت از اصلاح طلبان و آشوب گران صادر نماید.بوش در این بیانیه رسمی، با حمایت از اصلاحات در ایران مقامات به اصطلاح غیرانتخابی ایران را مورد حمله قرار داد و از دانشجویان و روزنامه نگاران و نمایندگان مجلس که مورد تهدید واقع می شوند، دفاع نمود.بیانیه بوش در حمایت از اصلاح طلبان با خشم ملی و مخالفت رسانه ها و جمعی از اصلاح طلبان مواجه شد.

رادیو امریکا که مواضع رسمی دولت این کشور را بازگو می کند، ادعا کرد بیانیه اخیر بوش برای حمایت از آیت الله طاهری بوده است.این رادیو از طاهری به عنوان روحانی ناراضی که استعفا داده یاد کرد و گفت بوش پشتیبانی خود را از کسانی که از آیت الله طاهری هواداری می کنند، ابراز داشت.در همین حال هوشنگ امیراحمدی دلال رابطه ایران و امریکا در گفتگو با رادیو لندن گفت: وقتی بوش دید طاهری استعفا کرده، معنایش این است که یک فشارهایی دارد به وجود می آید، درون سیستم مذهب در جهت مخالف نیروهای بنیادگرا و بوش می خواهد خود را همصدا کند.امیراحمدی ادعا کرد بوش می گوید من با نیرویی می توانم در ایران کار کنم که به مملکت دموکراسی و توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی بدهد.رادیو امریکا همچنین از قول یک عنصر ضد انقلاب مقیم آن کشور گفت: بوش نشان می دهد که می خواهد حمایت معنوی از ملت ایران بکند.

سهراب سبحانی همچنین با انتقاد از اینکه ملت ایران به خواست امریکا برای راهپیمایی و ایجاد آشوب در کشور توجهی نکردند، گفت در آینده شاهد ائتلاف های جدیدی خواهیم بود و اصلاح طلب ها دوباره سعی خواهند کرد، مسئله رابطه با امریکا را مطرح کنند. وی ادعا کرد بوش نمی خواهد در سرنوشت ملت ایران دخالت کند بلکه دکترین او، دموکراسی است.در همین حال، رادیو دولتی انگلیس ضمن اشاره به نامه آقای طاهری، استقبال حزب مشارکت از آن را مورد توجه قرار داد.رادیو رژیم صهیونیستی با آب و تاب فراوان نامه طاهری و اظهارات عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب علیه دین و مرجعیت را بازتاب داد.این رادیو در خبر مفصل خود ضمن قرائت طولانی بخش هایی از مواضع آقای طاهری و آغاجری، گفت: نامه آیت الله سید جلال الدین طاهری اتهام علیه نظام بود.در این میان علیرضا علوی تبار سردبیر روزنامه توقیف شده بنیان و عضو شورای سردبیری روزنامه صبح امروز (با مدیرمسئولی حجاریان) نیز از بیانیه بوش استقبال کرد.علوی تبار به ایسنا گفت: بیانیه بوش یک نوع عقب نشینی از سیاست های هیجانی اعلام شده بود و می تواند ناشی از این باشد که معقول تر عمل می کنند. همچنین می تواند ناشی از عملکرد مجلس (ششم)، دولت (خاتمی) و نهادهای مدنی و رسانه های اصلاح طلب باشد که توانسته اند ایران را از آماج اتهام محور شر خارج کنند.علوی تبار در راستای استراتژی سازان سیا برای القاء حاکمیت دوگانه در ایران گفت: بخشی از صاحبنظران این تحلیل بوش را که در ایران حاکمیت دوگانه وجود دارد قبول دارند.

فیض ا... عرب سرخی عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب نیز از مطلبی که بر روی یک سایت اینترنتی منتسب به گردانندگان صبح امروز منتشر شد، سخنان بوش را تغییر اساسی در جهت گیری های امریکا مقابل ایران دانست و از آن استقبال کرد.اين در حاليست که پس از حمايت سال گذشته بوش از اصلاح طلبان، محسن ميردامادي دبير حزب مشارکت در مصاحبه ای با روزنامه اعتمادملی ادعا کرد بوش بیشترین مخالفت ها را با اصلاحات و اصلاح طلبان داشته است.با این حال، جرج بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود برای بار سوم به صورت رسمی از اصلاح طلبان حمایت کرد تا ثابت کرده باشد اگرچه پس از 8 سال، در حالی از این سمت کنار می رود که تصویری دیوانه از وی در افکار عمومی دنیا نقش بسته است اما هرگز رفیق نیمه راه نیست.منبع:

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 2:23  توسط سینا  | 

روایت مشاور اوباما از پیشنهادهای پنهان اصلاح­طلبان به سران کاخ سفید
پيشنهادهاي محرمانه دولت خاتمي به كاخ سفيد
در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروه­های فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزب­الله تلاش کرده و تمام فعالیت­های هسته­ای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیه­ای تصریح کند که ایران جزو محور شرارت نیست. 25 سپتامبر سال 2006 (5 مهر 85) شبکه چهار رادیو بی.بی.سی خبر از ارسال نامه­ای توسط دولت سید محمد خاتمی خطاب به مقامات کاخ سفید داد. آنگونه که این شبکه رادیویی اعلام کرد، دولت وقت ایران در نامه برای حل همه اختلافات فی­مابین اعلام آمادگی کرد. روزنامه وطن امروز با ارائه گزارشي در اين خصوص نوشته است :تلاش برای خلع سلاح حزب­الله لبنان، شفاف­سازی تمامی فعالیت­های هسته­ای، دست برداشتن از حمایت گروه­های فلسطینی و ... از جمله مواردی بود که در نامه فوق دولت ایران به جورج دبلیوبوش پیشنهاد داده بود.اما گزارش رادیو بی.بی.سی از این ماجرا بدین شرح است:«آوریل 2003 میلادی، درشرایطی که تانک­های آمریکایی در خیابان­های بغداد حرکت می­کردند، این نگرانی در تهران شدت می­گرفت که شاید پس از عراق نوبت ایران باشد.» یک ماه بعد، ایران در اقدامی بی­سابقه و با واسطه سوییسی­ها، نامه­ برای دولت آمریکا فرستاد که در آن آمادگی خود برای حل همه اختلاف­ها اعلام کرده بود.
  پیشنهادهای محرمانه
 در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروه­های فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزب­الله تلاش کرده و تمام فعالیت­های هسته­ای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیه­ای تصریح کند که ایران جزو محور شرارت نیست. محمدحسین عادلی که در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود می­گوید: «آن نامه برای آمریکایی­ها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفت­وگو و حل معضلات هستیم. این اقدام در راستای سیاست­های محمدخاتمی بود که می­خواست همه راه­های مسالمت­آمیز را بیازماید».
  پاسخ آمریکا
 لری ویلکینسون، رئیس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، می­گوید: «تنها چیزی که من دیدم گزارشی بود از اینکه چنین نامه­ای دریافت شده و پاسخی که از طریق مقام­های سوییسی برای ایران فرستاده شد. پاسخی شبیه به اینکه چطور به خود اجازه می­دهید چنین پیشنهاد «گستاخانه­ای» بدهید. افشای خبر نامه دولت سابق به مقامات کاخ سفید و آشکارشدن رفتار دولت­مردان آمریکا با این نامه در رسانه­های خبری انعکاس فراوانی داشت. صاحب­نظران سیاسی معتقدند این موضوع یعنی ارسال­نامه به دولت آمریکا بلافاصله پس از تصرف عراق و نیز پیشنهاد معامله برسر برخی اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در آن برهه به شدت کشور را در موضع انفعال قرار داد. برخی تحلیلگران هم تأکید کردند که هزینه این موضوع برای کشور هم­سنگ هزینه ماجراهای «ایران گیت» و «واتر گیت» برای ایالات متحده بود. افشای این ماجرا اما با تکذیب سخنگوی دولت سابق مواجه شد، به طوری که عبدالله رمضان­زاده در گفت­وگویی به کلی چنین نامه­ای را تکذیب کرد.
 نامه را خرازی تنظیم کرد
 با این حال مقاله اخیر «دنیس راس»، مشاور ارشد جورج بوش پدر و پسر، فرستاده ویژه کلینتون در مسائل خاورمیانه و مشاور خارجه باراک اوباما که در شماره اخیر مجله نیوزویک به چاپ رسید، نه تنها نگارش و ارسال نامه دولت اصلاحات به جورج بوش را تأیید کرد که از نویسنده این نامه نیز اسم برد.  دنیس­راس در ابتدای این مقاله به نفوذ قدرت منطقه­ای ایران در دولت احمدی­نژاد اشاره و در ادامه با بیان اینکه هنوز هم برای متوقف کردن ایران در برنامه هسته­ای دیر نشده است، برای ادعای خود اینگونه آدرس داد: تاریخ نشان داده ایران در مقاطعی در قبال فشار سیاسی بین­المللی جواب دلخواه را داده است. برای مثال در سال 2003 پس از نابودی ارتش عراق توسط نیروهای آمریکایی، دولت وقت از طریق سفیر سوییس در ایران پیامی به واشنگتن ارسال کرد تا با این کار نگرانی­های آمریکا را درباره برنامه­های تسلیحاتی تهران و حمایت ایران از حزب­الله و حماس تا حدی تخفیف دهد». او یاد آور می­شود: صادق خرازی، معاون وزیر امورخارجه دولت وقت که این پیام را تنظیم کرده بود، گفت بیم­ها وهراس­ها آنها را مجبور کرد دست به این کار بزنند. مشاور دولت بوش پدر و پسر وبیل­کلینتون در امور خاورمیانه می­افزاید: «اما برعکس، سال پیش که سازمان اطلاعاتی آمریکا گزارشی راجع به ایران منتشر کردند، محمود احمدی­نژاد رئیس جمهور دولت جدید ایران در اظهاراتی جنجالی گفت رویارویی با آمریکا اثر بخش است و آمریکا از موضع خود عقب نشسته است.» اما در سند دیگری که به نقل از دنیس­راس پیش ازاین توسط منابع غربی منتشر شده بود آمده است: «اول آوریل 2003 مباحثه طولانی­ای با صادق خرازی که برای دیدنم آمده بود، داشتم و دوم مي نیز دوباره او را به مدت سه ساعت دیدم». آنچه در نامه دولت خاتمی به جورج بوش به صراحت آمده است، تلاش این دولت برای اعطای برخی امتیازات در جهت «نزدیکی دو دولت» است. گویا قرار بوده در این راستا دیدارهای دیگر مانند کمال خرازی وزلمای خلیل­زاد انجام شود که با پاسخ سرد مقامات کاخ سفید ره به جایی نبرده است». منبع: جهان نیوز 11 آذر 1387 خبر 36902
 
اخبار مرتبط:
کوثري: واکنش امريکا به نامه 2003 تحقيرآميز بود
نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به نامه معاون وزیر خارجه وقت به آمریکا در سال 2003 گفت: نوشتن نامه‌ای با چنین متنی به آمریکا اقدامی نادرست، ناپخته و ناشایست بوده که با روحیات ملت ایران سازگاری نداشت.اسماعیل کوثری نایب رییس اول کمیسیون امنیت ملی در گفتگو با شبکه ایران با اعلام تاسف از نامه صادق خرازی معاون وزیر خارجه دولت وقت به آمریکا در سال 2003 گفت: نامه‌ای که در دولت قبل به آمریکا نوشته وعنوان شده در جهت پیشگیری از تجاوز آمریکا به ایران بوده است، متاسفانه نشان می‌دهد آن‌ها از در ضعف با دشمن وارد گفتگو شده بودند. وی تاکید کرد که این اقدامی نادرست، ناپخته و ناشایست بوده که با روحیات ملت ایران سازگاری ندارد.کوثری با اشاره به ایستادگی و مقاومت 8 ساله ایران در مقابل عراق یادآوری کرد: بعد از پیروزی انقلاب، دیپلماسی ما همیشه بر مقاومت مبتنی بوده است و تاریخ ما نشان می‌دهد که همیشه با عزت در برابر بیگانه ایستاده‌ایم.این نماینده مجلس با اشاره به بخشی از نامه که در آن عنوان شده ایران متعهد می‌شود از حماس و حزب‌الله حمایت نکند، افزود: این با اصول دینی و حکومتی ما سازگاری ندارد.وی نامه صادق خرازی را اقدامی به دور از چشم ملت و رهبری دانست و عنوان کرد: در این نامه نکته‌هایی نوشته شده که نمی‌تواند به ملت ایران یا نظام نسبت داده شود.نایب رییس اول کمیسیون امنیت ملی با اشاره به زمان نامه که در سال 2003 و در زمان دولت اصلاحات بوده است گفت: این نامه مقطعی بوده و از سوی مسئولینی نوشته شده که در راس امور بوده‌ و مردم به آنها اطمینان کرده بودند ولی آنها در جهت سیاست‌های کلی نظام، ملت و رهبری حرکت نکردند بلکه از در ضعف با موضوع برخورد کردند اما گذشت زمان نشان داد که این سیاست، استراتژی خوبی در قبال زیاده‌خواهی‌های آمریکا نیست.
وی با اشاره به واکنش «دنیس راس» مشاور اوباما و برداشت‌های دیگر مسئولان آمریکایی از این نامه که تصور کرده‌اند فشارها بر ایران کارساز است، خاطرنشان کرد: تهدیدهای آمریکا در منطقه اثری بر ملت و مسئولین ما برای حفظ نظام و ارزش‌های انقلابیشان ندارد و ملت ایران همیشه مصمم می‌ایستد و هزینه‌های آن را هم پرداخت می‌کند چرا که معتقذ است تسلیم در برابر آمریکا هزینه‌های بیشتری دارد.کوثری تاکید کرد: هیچ‌کس نمی‌تواند از طرف ملت ایران از سر ضعف با دشمن وارد معامله شود و اگر در مقطعی دولت اصلاحات این کار را کرد، مربوط به دوره خودشان بوده و درحال حاضر رهبری و ملت ایران تاکید بر ایستادگی همراه با عزت و سربلندی دارند.این نماینده مجلس با اشاره به واکنش تحقیرآمیز آمریکا در قبال این نامه و جواب رد این کشور به درخواست دولت وقت از سوی آمریکا که از آنها خواسته بودند ایران را "محور شرارت" ننامد، گفت: این نامه نه تنها اثر مثبت نداشته بلکه توقع آمریکا را نسبت به ایران افزایش داده است.منبع: رجا
دانشجویان بسیجی دانشکده خبر:درخواست تحقيق و تفحص مجلس از سياست خارجي دولت سابق
دانشجويان بسيجي دانشکده خبر از نمايندگان مجلس خواستند که تحقيق و تفحص از سياست خارجي دولت اصلاحات را در دستور کار خود قرار دهند.به گزارش رجانیوز، در این بیانیه خطاب به نمايندگان مجلس آمده است:
اين روزها انتشار سخنان دنيس راس مشاور رؤساي جمهوري پيشين امریکا موجي از نگراني و خشم را در ميان نيروهاي معتقد به ارزش‌هاي انقلاب اسلامي برافروخته است. او که در سخنان خود پرده از اتفاقي مهم و تأمل برانگيز در سياست خارجي ساليان گذشته جمهوري اسلامي برداشته، مدعي شده است: «تاريخ نشان داده حکومت ايران در مقاطعي در قبال فشار سياسي بين‌المللي، جواب سياسي دلخواه را داده است. براي مثال، در سال 2003، پس از نابودي ارتش عراق توسط نيروهاي امریکايي، دولت وقت از طريق سفير سوييس در ايران پيامي به واشنگتن ارسال کرد تا با اين کار نگراني‌هاي امریکا را درباره برنامه‌هاي تسليحاتي تهران و حمايت ايران از حزب‌الله و حماس تا حدي تخفيف دهد.» اين نامه که خبر ارسال آن از سوي معاون وقت وزارت خارجه دولت اصلاحات به صورت جسته و گريخته انتشار يافته بود، امروز در حالي توسط مقامات امریکايي تأييد مي‌شود که در ادبيات حاکم بر آن، جز نشانه‌هاي تحقير ملت بزرگ و استکبارستيز ايران و تغيير ديپلماسي عزت‌مدارانه و انقلابي به ديپلماسي باج‌دهي آن هم توسط دولتمردان دولتي به نام اصلاحات را نمي‌توان يافت.
در روزهايي که سياستمداران عرصه خارجي ما فرش قرمز براي شيطان بزرگ پهن مي‌کردند و براي مذاکره لحظه‌شماري مي‌کردند و حداکثر توان خود را براي "تنش‌زدايي" با دشمن شماره يک ملت ايران به کار مي‌بستند، امریکايي ها براي اولين بار کشور و ملت ما را محور شرارت خواندند و جواب هواداران رخنه کرده در دولت اصلاحات را با انگشت‌نگاري ايرانيان و توهين به آنان و افزايش فشار بر کشور براي چشم‌پوشي از حق مسلم فناوري هسته‌اي دادند.اما اين نامه، تنها برگ از سياهي‌هاي کارنامه دوم خردادي‌ها در مقام کشورداري نيست، چنانکه ديپلماسي شرم‌آور اين دولت در زمينه پرونده هسته‌اي که ارمغان آن، 2 قرارداد ننگين سعدآباد و پاريس بود، هرگز از ذهن دلسوزان ميهن، انقلاب و نظام پاک نخواهد شد.ديپلماسي هسته‌اي دولت اصلاحات تا آنجا پس رفت که همه تأسيسات هسته‌اي کشور را به تعطيلي کشاند و حتي براي "اعتمادسازي" با دشمنان اين ملت، به تعطيلي فعاليت‌هاي تحقيقي و غيرمرتبط همچون UCF اصفهان نيز تن داد و اين همه نه تنها اعتمادي نساخت که پس از 2 سال باز هم اين قدرت‌هاي زورگو بودند که حريص‌تر شدند و اين غرور ملت بود که پايمال شد. چنانکه رهبر انقلاب در بياناتي در همين زمينه فرمودند:«من همان وقت هم در جلسه مسئولان -که از تلويزيون پخش شد-، گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه پي در پي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي‌شوم؛ همين کار را هم کردم. بنده گفتم که بايستي اين روند عقب‌نشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد که اين عقب‌نشيني در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همين کار هم شد.» (13/10/86 در جمع دانشجويان يزد)"
اما همه چيز به اينجا ختم نشد چنانکه چندي بعد و در دوران حاکميت دولت اصولگراي نهم، پرده از "ارايه اطلاعات به بيگانگان" آن هم در موضوعات هسته‌اي و توسط يکي از اعضاي ارشد تيم هسته‌اي دولت اصلاحات برداشته شد. جرمي که در نهايت با پيگيري دولت نهم و حمايت جريانات عدالت‌خواه منجر به صدور حکم مجرميت براي اين ديپلمات دولت اصلاحات شد.به راحتي با کمي کنکاش در اخبار دوران اصلاحات مي‌توان نمونه‌هاي ديگري از اين اتفاقات ناگوار را در عرصه سياست خارجي فهرست کرد. وقايعي همچون بي‌تدبيري در ماجراي اشغال افغانستان و از دست دادن عرصه فعاليت‌ در اين کشور برادر و همسايه و...   طبق اصل 76 قانون اساسي که تصريح مي‌کند "نمايندگان حق دارند در تمام امور کشور به تحقيق و تفحص بپردازند"، ما دانشجويان بسيجي دانشکده خبر ضمن محکوم کردن ديپلماسي ذلت‌بار دولت اصلاحات، از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي‌خواهيم با استفاده از توان نظارتي که قانون اساسي در اختيار ايشان قرار داده است، با تحقيق و تفحص از سياست خارجي دولت اصلاحات، زواياي ديگر سياست‌هاي ناشيانه و غيرمدبرانه مديران وقت دستگاه ديپلماسي کشور را بر همه ملت ايران روشن نمايند تا ناقضان حقوق مسلم ملت ايران، در آينده‌اي نزديک در دادگاهي صالحه به سزاي اعمال خود برسندمنبع خبر
 خاتمي مرعوب بود
عضو حزب موتلفه اسلامي با مقايسه ديپلماسي دولت اصلاحات با دولت نهم، گفت: خاتمي مرعوب بود اما احمدي نژاد پوشالي بودن آمريکا را ثابت کرد.به گزارش ايرنا، مجتبي اماني افزود: در حالي که دولت خاتمي سعي مي کرد نسبت به چهار نکته کليدي مورد فشار آمريکا بر ايران يعني پذيرش طرح سازش خاورميانه، حقوق بشر مطابق با مطامع غرب، عدم حمايت از حرکت هاي استقلال طلبانه يا به عبارت غربي ها «تروريسم» و تعليق فعاليت هاي صلح آميز هسته اي به اصطلاح به تنش زدايي بپردازد و درباره آنها به آمريکايي ها تعهدنامه بدهد، ولي دولت نهم با استقامت و پايبندي بر اصول و آرمان هاي انقلاب توانست پوشالي بودن تهديدات آمريکا و غرب را به اثبات برساند و اين تجربه اي ارزشمند است که بايد مورد توجه قرار گيرد.به گفته وي هدف دولت خاتمي از پذيرش نکات مدنظر آمريکا حذف نام ايران به عنوان محور شرارت بود که در اثر نوعي مرعوبيت از شرايط روز جهاني بود که در پي اشغال افغانستان وعراق به آن دچار شده بودند، اما دولت احمدي نژاد موفق شد ثابت کند که آمريکايي ها قدرت حمله به جمهوري اسلامي به عنوان کشوري قدرتمند در منطقه را ندارد.اماني گفت: نتيجه مقاومت ايران اسلامي در برابر آمريکا آن شده است که امروز تهديد ايران به حمله نظامي با تمسخر مردم آمريکا مواجه مي شود، چرا که اکنون مردم آمريکا دريافته اند که حاصل لشکرکشي آمريکا به عراق و افغانستان علت مهم بحران اقتصادي و پيش بيني رشد اقتصادي معادل صفر براي سال آينده ميلادي در آمريکا مي باشد.رجانیوز
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 1:11  توسط سینا  | 

جایزه ده هزار یورویی آلمانی‌ها به شیرین عبادی

آلماني‌ها به خاطر حمايت شيرين عبادي از عناصر ضدانقلاب از جمله وابستگان فرقه بهائيت به وي جايزه ده هزار يورويي دادند.به گزارش انصارنیوز به نقل ازدويچه وله، فريدمان گراينر مديرموسسه پروتستان توتسينگ علت نامزدي شيرين عبادي براي اين جايزه را دفاع وي از منتقدان دولت ايران؛ و تاسيس كانون مدافعان حقوق بشر كه با مخالفت دولت ايران مواجه شد، عنوان كرد و حمايت وي از بهائيان را نيز مورد ستايش قرار داد.طبق اين گزارش عبادي همان جايزه اي را گرفته كه پيش از اين به آقاخان محلاتي، رئيس فرقه اسماعيليه اهدا شده است. منبع:انصارنیوز

انکار وجود امام زمان(ع) توسط اکبرگنجي

اکبر گنجي که پيش از اين مدعي بود همجنس گرايي و زنا را مي توان در چارچوب موازين ديني پذيرفت روز گذشته در گافي جديد وجود امام زمان(ع) را نيز انکار کرد.به گزارش رجانیوز به نقل از ايرنا ، اکبر گنجي با انتشار مقاله اي کفرآميز در یک سايت ضدانقلاب، از انتقادات اخير عطاء الله مهاجراني نسبت به مدعياتش در خصوص قرآن کريم برآشفت و با ادعاهايي بي پايه و اساس ،از مهاجراني پرسيد: دليل وجود امام دوازدهم شيعيان چيست؟گنجي سپس با شبهه افکني اعتقاد به وجود امام زمان(ع) را -العياذ بالله- مربوط به نزاع هاي خانوادگي دانست و مدعي شد:چگونه مي توان حيات فردي به طول چند قرن را موجه نمود، در حاليکه مطابق مستندات تاريخي ارائه شده از سوي محقق ارجمند، جناب مدرسي طباطبايي، اين باور برساخته ي نزاع هاي خانوادگي بر سر ارث و ميراث و جانشيني است.منبع:رجا14/7/87

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 0:58  توسط سینا  | 

تعليق و توقف؛ افتخار دولت اصلا‌حات!

مقام معظم رهبري در ديدار اخير دولتمردان با ايشان، يكي از نكات برجسته دولت نهم را «اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‌طلبي سياست‌هاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غرب‌زدگي» دانستند و فرمودند: «انسان در اين دولت اين را احساس مي‌كند، عزت ملي و استقلا‌ل حقيقي و معنوي از اين‌جا حاصل مي‌شود. استقلا‌ل به اين نيست كه انسان شعار استقلا‌ل بدهد يا حتي مثلا‌ً در زمينه‌هاي اقتصاد هم به يك رشد بالا‌يي دست پيدا كند؛ نه، استقلا‌ل اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براي او اهميت قائل باشد. براي حفظ او تلا‌ش و كار كند و در مقابل معترضين و مستهزئين، شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.»

ايشان ضمن گلا‌يه و اظهار تأسف از عملكرد منفي برخي دولت‌هاي گذشته در اين موضوع افزودند: «ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، مي‌ديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولا‌ن بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلا‌ب در مقابل ديگران شرمنده‌اند و خجالت مي‌كشند كه حقايق انقلا‌ب را بر زبان جاري كنند يا آن‌ها را پي‌گيري كنند يا به آن‌ها اهميت بدهند!» معظم‌له اين نوع تفكر را بلا‌يي بزرگ براي جامعه خواندند و خطاب به دولت نهم فرمودند: «اين را شما نداريد.» سپس يكي از مظاهر دفاع از عزت ملي را دفاع دولت نهم از مسأله هسته‌اي معرفي كردند و فرمودند: «مسأله انرژي هسته‌اي، براي ما فقط اين نبود كه ما مي‌خواستيم يك فناوري داشته باشيم، ديگران مي‌خواستند ما نداشته باشيم...، قدرت‌هاي گوناگون، پررو، متجاوز، زورگو و دنباله‌ها و اقمار بي‌ارزش‌آن‌ها، مي‌خواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. ملت ايران، دولت شما و شخص رئيس‌جمهور، در مقابل اين زورگويي و اين تحميل و اين افزون‌طلبي ايستاديد خداي متعال هم كمك كرد. پيش رفتيد.» رهبر معظم انقلا‌ب با تأكيد بر ضرورت داشتن استراتژي تهاجم به دشمن به جاي دفاع فرمودند: «بهترين دفاع در چنين مواقعي -تهاجم زورگويانه- هجوم است.»

خوشبختانه امروز پس از يك مقاومت همه جانبه و تهاجم به دشمن، هم در عرصه‌هاي فناوري هسته‌اي در جايگاه بلندي ايستاده‌ايم -قريب به 5 هزار سانتريفيوژ فعال در حال غني‌سازي اورانيوم و هم‌چنان رو به افزايش است- و هم در سياست خارجي و عزت و اقتدار ملي در نقطه اوجيم و اجازه نداده‌ايم عزت ملت ايران لگدمال شود. شايد برخي افراد به دليل حجم سنگين اخبار و سرعت تحول در مسائل سياسي، بعضي مسائل را از ياد برده باشند و ندانند كدام مسؤول و كدام حزب در دولت‌هاي گذشته در برابر زياده‌خواهي‌هاي دشمن منفعلا‌نه برخورد و عزت و اقتدار ملي را لگدكوب كرده است، اما نيم نگاهي به مواضع رئيس‌جمهور سابق، حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين و... كه آن روزها مجلس و دولت را در اختيار داشتند، تا حدودي مسأله را روشن مي‌كند.. عقب‌نشيني‌هاي پي در پي در موضوع هسته‌اي و پذيرش داوطلبانه پروتكل الحاقي و تعليق كامل، از دستاوردهاي! دولت اصلا‌حات بود كه آن روزها به آن‌ افتخار مي‌شد! «آقاي محمد خاتمي درباره زمان امضاي مقدماتي پروتكل با بيان اين‌كه ما به آژانس اعلا‌م كرده‌ايم هر زمان كه آمادگي دارد، ما آماده امضا هستيم، گفت: اگر ده روز ديگر و يا فردا باشد آن را امضا خواهيم كرد. وي در قبال اظهارات خبرنگاران مبني بر اين‌كه زمان امضا از سوي برخي اعضاي هيأت دولت امروز (پنج‌شنبه) اعلا‌م شده است، افزود: ممكن است امروز باشد. ما داوطلبانه قبول كرديم كه قبل از نهايي شدن پروتكل در مجلس، مواد آن را اجرا كنيم.»(!1)

متأسفانه هنوز هم بدان افتخار مي‌كنند؛ سازمان نامشروع مجاهدين انقلا‌ب در بخشي از بيانيه سراسر منفعلا‌نه خود كه در پايان سال 85 صادر شد، آشكارا به اين نكته اعترا، مي‌كند و مي‌نويسد: «از آن‌جا كه ديدگاه‌هاي اغلب اصلا‌ح‌طلبان و دولت و مجلس اصلا‌حات، كم و بيش با مواضع فوق همسويي داشت، علي‌رغم تمامي فشارها، كارشكني‌ها و فضاسازي‌هاي مخالفان قدرتمند اصلا‌حات، مسأله هسته‌اي در دوره خاتمي به نحو مطلوبي كنترل و از بروز بحران جلوگيري شد. گرچه در چند روز آخر عمر آن دولت تحت فشار مراكز قدرت كه ابتدا هدف‌شان بحران‌سازي براي دولت اصلا‌حات و جلوگيري از توفيق سياست‌هاي آن دولت در عرصه‌هاي داخلي و خارجي بود، شروع مجدد غني‌سازي اعلا‌م شد، ولي به آغاز عملي غني‌سازي مجدد تن داده نشد و اين اقدام تنها پس از استقرار گروه جديد در كاخ رياست‌جمهوري عملي شد.»)!!(

جالب اين‌كه سازمان مذكور كه تقريباً سياست‌هاي كلي و استراتژيك ديگر احزاب مدعي اصلا‌حات را ترسيم مي‌كند و خود را پدرخوانده آن‌ها مي‌داند، با تكرار شعارهاي راديوهاي اسرائيل و سازمان سيا (راديو فردا)، در همان بيانيه پي‌گيري فناوري‌ هسته‌اي را غيرضروري دانسته، دولت و ملت ايران را به‌سبب تلا‌ش براي استيفاي حقوق ملي مورد تهاجم قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «ملت بزرگوار ايران بايد بداند با داشتن راكتورهاي موجود هسته‌اي در تهران و اصفهان، كشور ما قادر به تأمين كليه نيازهاي هسته‌اي پزشكي، كشاورزي و... هست و تمامي بحث‌هاي مربوط به غني‌سازي و غيره مربوط به تأمين سوخت هسته‌اي براي نيروگاه است. از اين‌رو ما هميشه بر اين باور بوده‌ايم كه حاكمان اجازه ندارند براي دفاع از حقي كه حداكثر ما را به تأمين سوخت يك نيروگاه نيمه تمام هسته‌اي با زمان اتمام نامشخص قادر خواهد ساخت، بدون آگاه‌كردن ملت از ميزان تأثير اين «حق مسلم» در زندگي و سرنوشت‌شان، منافع و امنيت ملي آنان را به خطر اندازند.»!

مغزهاي متفكر مدعيان اصلا‌حات در بيانيه خود، ضمن تمجيد از سياست انفعال دولت اصلا‌حات! دولت نهم را نيز به پيگيري اين‌گونه سياست‌ها توصيه كرده، مي‌نويسند: «ما در اين سال‌ها بارها تأكيد كرده‌ايم گرچه آمريكا به قصد برخورد با نظام جمهوري اسامي، از مسأله هسته‌اي عليه ايران بهره‌برداري مي‌كند، ولي نبايد با سوءتدبير، بهانه‌هاي لا‌زم را براي چنين بهره‌برداري‌هايي به آن دولت بدهيم و توجه كنيم كه سياست خارجي معتدلا‌نه و صحيح مي‌تواند همين آمريكا را به پذيرش شرايطي ناخواسته ناگزير كند؛ همچنان كه اتخاذ سياست‌هاي صحيح دوره خاتمي، وزير خارجه وقت آمريكا را وادار به ابراز تأسف صريح و عذرخواهي تلويحي از ملت ايران بابت كودتاي 28 مرداد و عدم درك صحيح انقلا‌ب اسلا‌مي و رئيس‌جمهور آن كشور را نيز ملزم به نشستن و گوش‌سپردن به سخنراني آقاي خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و تشويق وي پس از خاتمه سخنراني كرد»!

طبيعي است زماني كه رئيس‌جمهور دولت اصلا‌حات براي خروج نام ايران از محور شرارت حاضر به خلع سلا‌ح حزب ا... باشد و آمادگي خود را براي تعليق كامل هسته‌اي اعلا‌م كند! سازمان نامشروع مجاهدين -از بزرگ‌ترين متفكران اين جبهه- بايد خوشحال باشد كه خانم آلبرايت به‌طور تلويحي از ايران بهسبب كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت وقت عذرخواهي كرده و رئيس جمهور آمريكا در جلسه سخنراني آقاي خاتمي نشسته و برايش كف زده است! ببينيد تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟! به‌راستي آقاي خاتمي و مدعيان اصلا‌حات با همين سياست خارجي مي‌خواهند به قدرت بازگردند؟و اگر برگردند قرار است باز انرژي هسته‌اي به همان سرنوشت دولت اصلا‌حات مبتلا‌ شود؟!

در اين ميان، اظهارات روزنامه جمهوري اسلا‌مي در پاسخ به مقاله دكتر الهام بسيار خواندني است: «در پاسخ حضرت‌عالي بايد گفت: اين‌گونه سخن گفتن در مورد فناوري هسته‌اي و به نحو زيركانه، به نفع دولت نهم مصادره كردن آن، كه از ره‌آوردهاي بيست و چندساله و از افتخارات نظام است، زيبنده دولت عدالت‌محور نيست.»(2) اين در حالي است كه سازمان نامشروع مجاهدين در بيانيه فوق‌الا‌شاره، توقف و تعليق را افتخار دولت اصلا‌حات دانسته و دولت نهم را نيز به دليل آغازكردن مجدد آن محكوم مي‌كند! و روزنامه جمهوري اسلا‌مي در سرمقاله خود، دولت نهم را به‌دليل حالت تهاجمي داشتن در برابر دشمن به ناآگاهي از زبان ديپلماسي متهم مي‌نمايد! بي‌ترديد اگر امروز دولت خدمتگزار در موضوع هسته‌اي شكست‌خورده يا دشمنان به ايران تهاجم نظامي كرده بودند، زبان اين‌گونه افراد عليه دولت نهم چند متر بلند شده بود! شخص رئيس‌جمهور را به‌سبب چنين موضعي، مقصر اصلي معرفي مي‌كردند! پي‌نوشت‌ها  1. روزنامه توسعه،27/9/82، ص نخست/ 2. ‌جمهوري اسلا‌مي، 6/6/87، ص3 منبع:از استادقاسم روانبخش/دبیرسیاسی نشریه پرتوسخن

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 21:47  توسط سینا  | 

نگاهي به قهرمان سازي اصلاح طلبان از «ليبرال - سكولاريست»ها پس از پلوراليسم

قهرمان سازي از چهره هايي كه به گواه اسناد غيرقابل انكار، از طرف دشمنان شناخته شده اسلام ماموريت تحريف اسلام ناب و تغيير هويت آن - ترويج اسلام آمريكايي- را بر عهده دارند،اخيرا به طور ويژه در دستور كار برخي رسانه هاي داخلي قرار گرفته است. في المثل هفته نامه اصلاح طلب «شهروند امروز» در دوره كوتاه انتشار خود، دو بار به طور مفصل اقدام به معرفي يك شخصيت ترك تبار به نام «فتح الله گولن» كرده و ضمن اسطوره سازي از وي در ذهن مخاطب، به تبليغ ديدگاه ها ونظرات او پرداخته است (بار اول در تاريخ 86.5.7 و بار دوم در تاريخ 87.6.3). شخصيت هايي چون فتح الله گولن چه كساني هستند؟ عقبه فكري آنها كدام است؟ متعلق به كدام جريانند و اسطوره سازي از آنها با چه هدفي صورت مي گيرد؟ اشتراكات و روابط آنها با نشريات مدعي اصلاحات چيست كه ترويج عقايد آنها در دستور كار اين نشريات قرار گرفته است؟نوشتار حاضر مي كوشد با ارائه اسناد غيرقابل انكار، ضمن ساختارشناسي جرياني به نام «اسلام ميانه»! پاسخ سوالات فوق را بيابد.
فروپاشي امپراطوري شوروي در مقابل ابرقدرت غرب، و به تبع آن اضمحلال ايدئولوژي كمونيسم، غرب را در اين توهم فرو برد كه ليبرال دموكراسي، ايده آل ملت هاشده و قابليت اين را دارد كه پشتوانه ايدئولوژيك شكل گيري جهان تك قطبي به سركردگي آمريكا باشد. اما در اين بحبوحه بود كه دنيا با مكتب سياسي اسلام و برخاسته از انقلاب اسلامي در ايران روبرو شد. مكتبي الهي كه از يكسو با فطرت انسان ها و از سوي ديگر با آموزه هاي عقلي ومنطقي انطباق داشت ودر همان حال هر دو مكتب سياسي ليبرال دموكراسي غرب و اردوگاه ماركسيسم را به چالش جدي كشانده بود و نظام برخاسته از آن خيلي زودتر از آنچه انتظار مي رفت به نقطه ايده آل ملت هاي محروم و آزادانديشان جهان تبديل شده بود.تشنگان حكومت بر جهان كه ياراي انكار گرايش روزافزون آزادگان جهان به اين دين مبين را نداشتند، آن را بزرگترين مانع در برابر تحقق اميال خود يافتند؛ چنانكه نشريه «فارين افيرز» (Foreign Affairs) ارگان رسمي شوراي روابط خارجي آمريكا در شماره تابستان گذشته خود صريحا از اسلام به عنوان «مانع بزرگ شكل گيري امپرياليسم آمريكا» ياد كرد.

شواهد و اسناد موجود نشان مي دهد تلاش براي تكه تكه كردن امت واحد مسلمانان، بزرگترين حربه امپرياليسم براي از ميان برداشتن «خطر اسلام» بوده و ايجاد فرقه هاي ضاله من جمله بهائيت و وهابيت در همين راستا صورت گرفته است. اما تشكيل حكومت جمهوري اسلامي در ايران و هراس غرب از گسترش مكتب خمينيسم (طرفداران امام خميني رحمت الله) والگوگيري ديگر كشورهاي مسلمان از آن وحركت به سوي تشكيل «دولت اسلامي»، فرقه سازي را به پله دوم كشانده و تبليغ « تكثرگرايي اسلامي» را به سلاح خط مقدم غرب عليه اسلام بدل كرده است.

ماجراي بيرون كشيدن جنازه پوسيده «پلوراليسم ديني» از گور و سعي در جا انداختن مفهوم جديد «پلوراليسم اسلامي»، زماني معنادارتر مي شود كه هدف نهايي مروجان تكثرگرايي ديني وحاميان آنها ازاين اقدام، موشكافانه مورد مداقه قرار گيرد. تكثرگرايي اسلامي به دنبال اين است كه بگويد هر كسي هر قرائتي از اسلام داشته باشد آزاد است و تفسير او نيز محترم بوده و هيچ احدي حق اعتراض به او را ندارد. چنانچه اعتراضي صورت گيرد، حقوق بشر و آزادي دردشان خواهد آمد واين، براي معترض تبعات ناگواري به همراه خواهد داشت.

حصول پلوراليسم اما به خودي خود نمي تواند يك هدف غايي باشد و بايد ديد چه استفاده اي از شكل گيري يك جامعه پلوراليستي مي شود. به اين توصيف از امت مسلمانان كه مرحله بعد از رويش قرائت هاي متعدد از اسلام است، توجه كنيد:«مسلمانان جهان نه تنها در ديدگاه هاي مذهبي، بلكه همچنين در جهت گيري هاي سياسي و اجتماعي، از جمله برداشتشان از دولت؛ برتري شريعت (قانون اسلامي) در مقابل ديگر منابع قانون؛ حقوق بشر، بخصوص حقوق زنان و اقليت هاي مذهبي؛ و حمايت، توجيه يا تحمل خشونت در پيشبرد برنامه هاي سياسي و مذهبي داراي اختلاف هستند.»

از آن رو مي گويم «مرحله بعد از پلوراليسم اسلامي»، كه مروجان اين ايده به محض اطمينان از وجود قرائت هاي متعدد از اسلام و وجود اختلافات عميق ميان مسلمانان، نه تنها ديگر بدان مؤمن نيستند، كه دگرباره آن را در گور فرو برده و سخن از اسلام واحدي به زبان مي آورند كه خوشايند گفتمان غالب زمان و نظم نوين جهان است، چرا كه به عقيده آنها برخي قرائت ها از اسلام «افراطي» بوده و «مطبوع» نيستند. مسلمانان نيز لاجرم محكوم به حركت در مسير اين اسلام واحدند و اگر شخص يا گروهي دم از ديگر قرائت هاي ممكن از اسلام بزند، از اسلام خارج است! از اين جهت است كه طرفداران آزادي مذاهب در واشنگتن، شعبه اي را به نام آزادي مذهبي (Religious Freedom) در داخل بنياد «خانه آزادي» تأسيس كرده و به حمايت از اين مسلمانان! برمي خيزند و حتي براي آنها شرايط و لوازم تبليغ دينشان را نيز فراهم مي آورند.

مؤسسه آمريكايي رند (RAND) در سال 2007 با اين پيش فرض كه هم اكنون پلوراليسم اسلامي تحقق يافته و چندين نوع اسلام در جهان وجود دارد، نقشه راهي براي دولتمردان آمريكا ارائه كرد كه در آن از قرائتي از اسلام با عنوان «اسلام ميانه» (Moderate Islam) سخن رفت؛ اسلامي كه روش و منش آن كاملاً بر اهداف امپرياليستي آمريكا منطبق بوده و اين مؤسسه ضرورت حمايت مادي و معنوي از مسلمانان ميانه رو و تلاش براي گسترش اين نوع از اسلام را اولويت نخست سياست خارجي آمريكا خواند.

اين مؤسسه آمريكايي بزرگترين ويژگي مسلمانان ميانه رو را كه شايسته حمايت آمريكا هستند، حمايت از دموكراسي مي داند و اضافه مي كند كه «حمايت از دموكراسي به معناي مخالفت با مفهوم دولت اسلامي است». ديگر ويژگي مهم مسلمان ميانه رو آنست كه به قوانين اسلام پايبند نباشد: «بايد ديد چه كساني خواهان اجراي قانون شريعت هستند. تفاسير محافظه كارانه از شريعت با دموكراسي و حقوق بشر پذيرفته شده از سوي جامعه بين المللي سازگاري ندارد.»

در گزارش مؤسسه رند آمده است: «در نبرد ضد اسلام راديكال، مسلمانان ميانه رو، ليبرال و سكولار با ارزش هاي منطبق با ارزش هاي جهاني كه اساس تمامي جوامع ليبرال و مدرن مي باشند، شركاي بالقوه غرب خواهند بود.» بايد به اين نكته ظريف توجه ويژه داشت كه تنها كساني مورد حمايت قرار مي گيرند كه خيال ورود به عرصه سياست و حكومت را در سر نداشته باشند. بنيادهاي USAID (آژانس آمريكا براي توسعه بين المللي) و NED (بنياد اعانه ملي براي دموكراسي) نيز براي حمايت مالي و تبليغاتي از اين گروه ها در نظر گرفته شده اند. همچنين تأكيد شده است كه براي تبليغ و ترويج اين قرائت از اسلام، «بايد از راديو و تلويزيون هاي محلي ميانه رو و نيز وب سايت ها و ديگر رسانه هاي غير سنتي» بهره برد. از اين رو برخي روزنامه نگاران، نويسندگان و خبرنگاران نقش كليدي در ترويج اسلام مورد نظر ايالات متحده ايفا مي كنند.

دولت آمريكا هم اكنون اين سياست را در بسياري از كشورهاي مسلمان در پيش گرفته و از جريان هاي ليبرال و سكولار كه مهم ترين شاخصه آنها مخالفت با مفهوم «دولت اسلامي» است حمايت مي كند. از جمله اين جريان ها مي توان به جريان سعدالدين ابراهيم در مصر، ابشار عبدالله در اندونزي، فتح الله گولن در تركيه و ديگران اشاره كرد. مؤسسه رند مشكل اساسي ميانه روها را نبود «منابع مالي و سازماني» دانسته و خطاب به دولت آمريكا تأكيد كرده است كه «حركت اوليه براي ايجاد شبكه هايي از مسلمانان ميانه رو نيازمند كمك خارجي است.»

در ايران اسلامي نيز، جريان «ميانه رو» به طور خاص از سوي محافل غربي حمايت مي شود. چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامي پيش از برگزاري انتخابات مجلس هشتم تأكيد كردند: «دشمن با استفاده از شگرد رايج خود براي تقسيم بندي عرصه سياسي كشور به تندرو و ميانه رو، تلاش مي كند با گفتمان حاكم بر پايبندي به اصول انقلاب اسلامي مقابله كند و به صراحت نيز اعلام كرده است كه بايد فشار به ايران را افزايش داد تا در دو انتخابات مهم آينده، ميانه روها يا همان افرادي كه به اصول و نظام جمهوري اسلامي معتقد نيستند بر سر كار بيايند.»

طبعاً ايجاد سياست يك شبكه منسجم از مسلمانان ميانه رو، به يك كشور محدود نمي شود و نيازمند اتصال زنجيروار جريان هاي ميانه رو كشورهاي مختلف و حمايت آنها از يكديگر است. اين اتصال مي تواند به انحاء مختلف از جمله حمايت رسانه اي و تبليغاتي صورت گيرد. به ماهيت يك جريان ميانه رو خارجي و نمونه اي از همكاري هاي تبليغاتي رسانه هاي داخلي با آن توجه كنيد؛
فتح الله گولن دگرانديش سكولار ترك از سوي موسسه آمريكايي رند، «مخالف اجراي قانون اسلامي»، «منتقد» حكومت ايران و «شريك» دولت آمريكا معرفي شده است. هفته نامه اكونوميست نيز در شماره 8 مارس 2008 خود با اعلام اينكه جنبش گولن از نگاه غرب يك جنبش مطبوع بوده و مورد حمايت است، به گولن هشدار داد كه اين تمجيد و تائيدها «به معني آن نيست كه تمامي دولت هاي غربي اتوماتيك وار ادعاهاي او مبني بر «ميانه روي اسلامي» را مي پذيرند. يكي از نزديكان گولن به اكونوميست گفت، ما مي دانيم كه فعاليت هاي ما تحت نظارت سرويس هاي امنيتي غرب است.»

همانگونه كه در طليعه اين نوشتار اشاره رفت، هفته نامه «شهروند امروز» دو بار در طول تاريخ انتشار خود به تمجيد از جنبش فتح الله گولن در تركيه پرداخته كه آخرين مورد آن در شماره روز يكشنبه سوم شهريور ماه سال جاري بود. روزنامه كارگزاران نيز در اقدامي هماهنگ و در تاريخ 87.4.19 به ترويج عقايد گولن همت گماشت.«شهروند امروز» در شماره اخير خود به بهانه مصاحبه نشريه «فارين پالسي» با گولن، ضمن تاكيد بر اينكه «وي مبلغ چهره اي بازانديش از تفكر اسلامي است و همچون همتاي ايراني تبار خود عبدالكريم سروش دغدغه علوم جديد را دارد»، از قول گولن نوشت: «اسلام ديني است كه اصولا بر جنبه هاي تغييرناپذير زندگي و حيات تمركز كرده است و يك سيستم سياسي اصولا فقط مراقب جنبه هاي اجتماعي زندگي مادي است... اسلام يك نوع مشخص و غيرقابل تغيير حكومت را پيشنهاد نمي كند... پس اسلام يا رفتارهاي مسلمانان را سياست تشكيل نمي دهد.»

اگر اين حركت رسانه اي در تقديس ليبرال سكولاريسم را در كنار ديگر مواضع جريان اصلاح طلب مانند اقرار به «ليبرال - دموكرات اما مسلمان (!) بودن» قرار دهيم (سخنگوي حزب كارگزاران - 85.3.21) اينجاست كه ناگهان، اين سوال جدي پيش مي آيد كه آيا اصلاح طلبان از جريان «اسلام ميانه رو» يا به بيان شفاف تر «پروژه اسلام آمريكايي» قابل تفكيك اند؟ و اينكه آيا ترويج عقايد «ماموران ويژه» دشمن در نشريات اصلاح طلب «به رايگان» صورت مي گيرد؟ يقينا پاسخ نمي تواند منفي باشد.

در توصيف روند پرشتاب گسترش اسلام در دنيا به طور اعم و در كشورهاي غربي به طور اخص، همين بس كه اخيرا مجله ايتاليايي «ژورنال» صريحا اعتراف كرد كه اسلام «در دو قرن آينده دين منتخب همه مردم اروپا خواهد بود.» هم اكنون بحث در مورد جاري شدن قوانين اسلامي در كشورهاي غربي نيز شدت گرفته است. «روان ويليامز» اسقف اعظم كانتربري چندي پيش اداره كشور انگليس بر اساس قوانين اسلامي را «گريز ناپذير» خواند.

در اين ميان اما بايد توجه داشت كه ناتواني غرب در مقابله با گسترش اسلام، باعث شده است كه اين جماعت دست به تبليغ نوعي از اسلام بزنند كه نه تنها تهديدي براي حكومت ليبرال سرمايه داري محسوب نمي شود، كه مي تواند به عنوان يك پليس مخفي، با تكيه بر اصول اخلاقي خود، شخص را از ارتكاب انواع جرايم بازداشته و به حاكمان كمك برساند! آنچه در اين برهه اهميت دارد و تنها راه حل مقابله با اين دست توطئه ها به شمار مي رود، معرفي اسلام ناب محمدي(ص) به جوامع بشري است و جمهوري اسلامي ايران به عنوان پرچمدار اين مكتب، در خط مقدم اين جريان بوده و بايد باشد.

منبع: سيد ياسر جبرائيلي در سایت رجا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 13:56  توسط سینا  | 

فرجام سیاه اندیشه اصلاح طلبی: دفاع ازایدئولوژی فحشا و همجنس گرایی و...

نوشته ای تکان دهنده از یک فعال سابق دوم خردادی بااسناد متقن:روشنفكرانی كه از پائیز 1370 در حلقه سیاسی ماهنامه كیان گردهم آمده بودند تا پروژه رفرم در اسلام و اصلاحات سیاسی را بر اساس آراء عبدالكریم سروش در كسوت پدر معنوی خود پیش ببرند، روزهای سیاهی را سپری می كنند؛ نقاب از چهره ایدئولوژی شان بر افتاده است، تناقضاتشان بیش از پیش آشكار گشته و امروز بر سر یك دو راهی سرنوشت ساز مانده اند: یا باید از مبانی نظری خود دست كشند و به تناقضات و سیاهی های آن اقرار كنند یا باید بر اساس همان مبانی نظری، همجنس بازی و فاحشه گری را نیز بپذیرند و به عنوان حقوق بشر! از آن دفاع كنند. حتما ادامه این مقاله جالب پیام فضلی نژاد را درادامه همین مطلب بخوانید...حتما ادامه این مقاله جالب پیام فضلی نژاد را درادامه همین مطلب بخوانید... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 4:31  توسط سینا  | 

سه ماه زندگی در اسرائیل در دوران دانشجویی

مئیر عزری، متولد 1922 اصفهان، از سال 1958 تا 1973، نماینده (سفیر) رژیم صهیونیستی در تهران بوده است. او که در حال حاضر در فلسطین اشغالی زندگی می کند در سال 2000 میلادی خاطرات زندگی اش در ایران را در کتابی با عنوان «یادنامه» منتشر کرده است. «یادنامه» که در اورشلیم (بیت المقدس) منتشر شده است، کتابی دو جلدی است و مجموعا حدود 710 صفحه دارد. برخی از موسسات پژوهشی در ایران، نسخه هایی از این کتاب خواندنی را دارند که اگر جوینده باشید می توانید به آن دسترسی پیدا کنید. البته مدتی پیش هم روزنامه کیهان در صفحه پاورقی اش، فرازهایی از یادنامه را به همراه نقد و شرحی منتشر کرد. امیدوارم که به زودی کسی همتی کند و این کتاب روشنگر را در ایران، البته به همراه نقدی درست و جاندار بر آن منتشر کند.
یکی از فرازهای جالب توجه خاطرات عزری، آنجایی است که او به بنی صدر، اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران اشاره می کند. وقتی این فراز از خاطرات عزری را خواندم سخت حیرت کردم که چرا تاکنون چنین مطلبی را در مورد بنی صدر نشنیده یا نخوانده بودم. حالا که در سالگرد فتح خرمشهر، بحث خیانت یا نفهمی و بی لیاقتی بنی صدر در گرفته است، مناسب دیدم این فراز کمتر یا اصلا شنیده نشده از زندگی بنی صدر را به نقل از مئیر عزری در اینجا بیاورم، بلکه کمکی در قضاوت در مورد بنی صدر باشد.
 عنوان فصل بیست و هشتم از خاطرات عزری، «بازدیدهای دو سویه جوانان و دانشجویان» است. در این فصل است که او به بنی صدر اشاره می کند. البته واضح است که عزری ضمن افشای قسمتی از واقعیتها در مورد بنی صدر، سعی در تبرئه و پنهان کردن ارتباط او با صهیونیستها در دوران رئیس جمهوری اش نیز دارد. عزری پس از اشاره به سفر برخی گروههای دانشجویی وابسته به جبهه ملی در دوران پهلوی به فلسطین اشغالی می نویسد:

 

«ابوالحسن بنی صدر که به آیت الله خمینی پیوست و نخستین رئیس جمهور وی شد، یکی از نخستین دانشجویان ایرانی از همین گروهها بود که از اسرائیل دیدار کرد.
آرمان بنی صدر، بر هم آمده ای از باورهای حزب توده، گرایشهای مذهبی و مرام مائوئیستهای چین بود. شاه و دستگاههای دولتی می خواستند دانشجویانی مانند او را با گرایشهای ایرانی، آرمان و فرهنگ میهن دوستی بیشتر آشنا کنند. بنی صدر سه ماه در اسرائیل بود و با گروههای گوناگون دانشجویی و سازمان جوانان (اسرائیل) دیدار کرد. برخوردهای وی در این دوره بسیار پسندیده بود و در بازگشت به ایران با دانشجویان و دوستانش از نکته های سازنده مردم اسرائیل و پشتکار و هنر و بردباری این مردم سخن می گفت. ولی با نزدیک شدن به موج دگرگونیهای بیست سال پیش (منظور عزری، انقلاب 1357 است) ناگهان راه تازه ای در پیش گرفت و دگرگونه شد.

پیرو گرفتاریهایی که میان بنی صدر و دوستان پیشینش (گروه آیت الله خمینی)، در تهران پیش آمد، شنیده شد که چادر به سر از پایتخت گریخته و به فرانسه گریخته است. برخی از دوستانش آن روزهای پر تب و تاب سر زبانها انداخته بودند که: «ابوالحسن ماهها در اسرائیل دوره دیده.» آنها با شاخ و برگ دادن به گفته های خشماگینشان می افزودند: «اسرائیل بنی صدر را از ایران گریزانده تا اسرار پشت پرده جمهوری اسلامی را به مزدوران فرانسوی شان بفروشد.» گفتنی اینکه بنی صدر کم و بیش یک سال پس از دیدارش از اسرائیل، هرگز هیچگونه پیوندی (ارتباطی) با اسرائیل نداشته است.» (عزری، مئیر، «یادنامه»، دفتر دوم، ترجمه ابراهام حاخامی، اورشلیم، 2000م، صفحه 16) منبع:یهودشناخت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 15:23  توسط سینا  | 

***خدای را شاکرم که ولی فقیه زمانه ام از حضور اگاهانه مردمش خوشحال شد و پیامی داد که همه را به وجد آورد. حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در پيام مهمي ضمن تشكر و سپاسگزاري صميمانه از ملت بزرگ ايران به ويژه جوانان كه با حضور پرقدرت و حماسه آميز خود در انتخابات 24 اسفند، صحنه باشكوهي از اتحاد ملي را به نمايش گذاشت، تصريح كردند: همه‌ي ترفندهاي شيطاني، از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياه‌نمائي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، از تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم، و بخصوص پيشگوئيهاي تبليغاتي و شيطاني درباره‌ي مشاركت نكردن جوانان،‌ همه و همه به سنگ خورد و درهم شكست.  متن پيام به اين شرح است:

 بسم‌ الله الرحمن الرحيم

ملت آزاده و سربلند! هم‌ميهنان عزيز!  اين بار نيز حضور پر قدرت و حماسه‌آميز شما بر مكر دشمنان غلبه كرد، و حجم سنگينِ جنگ‌ رواني دشمن براي بي‌رونق ساختن انتخابات را به حبابي پوچ و هرزه‌گرد، بدل ساخت. اينك جمهوري اسلامي با برگزاري حدود 30 انتخابات مردمي و آزاد در كمتر از 30 سال و در شرائط سخت و آسان، نشان داده است كه صادق‌ترين نظام مردمسالار در جهان جديد است، و بدينگونه است كه الگوهاي مادي، از دموكراسيهاي دين‌گريز تا استبدادهاي فردي و حزبي و صنفي، بتدريج در چشم هوشمندان جامعه‌ي جهاني، مورد سئوال و ترديد اساسي قرار خواهد گرفت. در غوغاي آن همه ناسازگاريهاي جعلي و دروغين ميان جمهوريت و اسلاميت، اينك نظام مردمي و اسلاميِ شما، همه‌ي مدلهاي ضدّ ديني يا ضد مردمي را به چالش كشيده است.  با همت و هشياري شما يكبار ديگر همه‌ي ترفندهاي شيطاني، از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياه‌نمائي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، از تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم، و بخصوص پيشگوئيهاي تبليغاتي و شيطاني درباره‌ي مشاركت نكردن جوانان،‌ همه و همه به سنگ خورد و درهم شكست.ملّت شريف و مسئوليت‌شناس ايران، از زن و مرد، پير و جوان، شهري و روستائي، بار ديگر به نام خدا به ميدان آمدند تا مجلس شوراي اسلامي را به نمايندگان خود بسپرند و مجلسي آگاه، متدين، نخبه، ضد استكبار و مقتدر و دردشناس و مردم‌گرا براي چهار سال آينده فراهم آوردند.

 اينجانب خاشعانه و با همه‌ي وجود خداوند حكيم و عزيز را سپاس ميگويم و از شما مردم بزرگوار عميقاً تشكر ميكنم كه به توفيق الهي و با عزم راسخ خود چنين صحنه‌ي باشكوهي را رقم زديد و اتحاد ملي را در پايان سالي كه به اين نام، ناميده شده به نمايش درآورديد. بويژه بايد از جوانان عزيز تشكر كنم كه برابر آمار، سهم بزرگي از اين مشاركت همگاني را بر دوش گرفتند و با اينكه حداقلِ سن انتخاب، سه سال ارتقاء يافت و چند ميليون نوجوان كمتر از هجده سال از شركت در انتخابات محروم شدند، ميليونها جوان زير 30 سال به سوي صندوقهاي رأي شتافتند و با حضور شور انگيز خود نشان دادند كه پسران و دختران نسل بعد، آماده‌ي تحويل گرفتن اين جمهوري مقدس ميباشند كه خونبهاي دهها هزار شهيد و محصول مبارزه سالهاي متمادي ملت ايران است. شما نشان داديد كه انقلاب اسلامي زنده است و با گذر زمان بالنده‌تر مي شود.

 لازم ميدانم از همه‌ي جريانهاي سياسي كه با احساس مسئوليت در اين آزمون بزرگ شركت كرده‌اند، و نيز از مجريان و ناظران انتخابات كه با تلاش طاقت‌فرسا، بار اين مسئوليت قانوني را بر دوش كشيدند و با صداقت و امانت،‌ آراء مردم را صيانت نمودند، و از رسانه‌ي ملي كه با هنرمندي و ابتكار، فضاي حماسه وحضور را رونق بخشيد، و از متصديان نظم و امنيت كه آسايش ذهني مردم را تأمين كردند، و از ديگر رسانه‌ها كه به هر چه بهتر برگزار شدن انتخابات كمك كردند، و از نامزدهاي رأي آورده و يا رأي نياورده و سرانجام از نمايندگان مجلس هفتم كه دوره‌ي نمايندگي را در خدمت مردم گذرانيدند، صميمانه سپاسگزاري كنم.اميد است با كمك و توفيق الهي و با توجهات حضرت بقية‌الله‌ ارواحنافداه مجلس هشتم با احساس بار مسئوليت ديني و انقلابي خود، به پيشرفت روزافزون كشور و عزت ملي و شادابتر كردن جمهوري اسلامي نائل گردد انشاءالله.سيّدعلي خامنه‌اي 25/اسفند/1386

***دکتر احمدی نژاد هم در پیامی به رهبر معظم انقلاب و مردم درباره انتخابات دست روی شاخصه مهمی گذاشت: منتخبان ملت فرصت خدمت به مردم فهيم و انقلابي را مغتنم شمارند (در اینجا متن کامل پیام را بخوانید)

***امیدوارم اصولگرایان پیروز میدان قدر دکتر احمدی نژاد را بدانند که مسلما مردم به دلیل اصولگرایی او و تلاش شبانه روزی دولتش به اصولگرایان رای دادند. شاهد ما هم اینکه برخی از نمایندگان اصلاح طلب و طرفدار هاشمی هم عکس های خود در سفرهای استانی دولت را در ایام انتخابات منتشر کرده بودند و از این طریق کسب مشروعیت می کردند. امیدوارم که با اسم عدالت و اصولگرایی نمایندگان اسیر چرب و نرم دنیا نشوند و حداقل نصف احمدی نژاد اهل عمل باشند و برده احزاب سیاسی راست و چپ نشوند و مانند دولت نهم خدمتگزار واقعی مردم باشند. در همین باره این لینک ها خواندنی هستند:

همراه نشدي عزيز!    /  اين خبر با اضافه شدن اطلاعات جديد ويرايش مي‌شود-آمار لحظه به لحظه از نتايج انتخابات مجلس با ذکر گرايش   /    اجماع رسانه‌هاي خارجي درباره نتيجه انتخابات ديروز: اصولگرايان پيروز قاطع ماراتن 24 اسفند مجلس هشتم هستند  /    خط مشترك تخريب از سوي اصلاح طلبان و بيگانگان    /   پور محمدي: 71 درصد منتخبين اصولگرا هستند   /   آیا احمدی نژاد همچنان محبوب است؟   /   پيام‌ها و دستاوردهاي انتخابات24 اسفند    /    الجزيره: اصولگرايان با اختلاف بسياري بر اصلاح‌طلبان به پيروزي رسيدند   /    مجتبی شاكری: جریان دوم خرداد هنوز در اوهام خود مسیر می‌كند   /   باز تاب جها نی انتخا بات هشتم   /   مجلس نمايندگان آمريكا لايحه‌ي شنود مكالمات تلفني را تصويب كرد

کینه شتری بعضی ها  از دولت تلاشمند و مردمی دکتر احمدی نژاد!

*الحمدلله که ما خدا را داریم وافرادی که برای او کار می کنند از هیچ حرف بی ربطی ترس ندارند. بی هویتی و کینه های شتری نسبت به دولت تلاشمند دکتر احمدی نژاد در برخی افراد، آنها را به هرزه گویی و تمسخر همه چیز به کوچکترین بهانه کشانده است. همه می دانیم که ایران در پزشکی، از کشورهای همسایه سرآمد است و رتبه بالایی در جهان دارد. دولت نهم هم برای تزریق روحیه امید و بالندگی به مردم، این مهم را قدر دانسته و با اطلاع رسانی به موقع باعث سرافراز ی مردم شده است. اما کینه توزان در رسانه های شارلاتان خود انچنان به لجن پراکنی مشغولند که چشمشان هیچ چیز خوبی را نمی بیند. به این نمونه، از سایتی که ادعای اطلاع رسانی شفاف و آزاد دارد نگاه کنید واوج کینه را ببینید:

آخ جون پوست مصنوعی!
وزیر بهداشت که گویا اگر هر دو هفته یکبار خبر خوشی درباره شکستن شاخ غول توسط پزشکان و متخصصان و محققان ایرانی –حتما برای اولین بار- ندهد، یا گرفتار بیماری های حنجره می شود و یا احمدی نژاد او ر از پنجره دولت به بیرون پرتاب می کند اعلام کردم «محققان ایرانی براي نخستين بار در ايران و خاورميانه با استفاده از تكنولوژي بايو موفق به توليد پوست طبيعي از سلولهاي فيبروبلاس شدند.» (توضیح: عین خبر از فارس است والا بنده هم مثل شما می دانم که ایران در خاورمیانه واقع شده.) لنکرانی مثل همیشه سری هم به قله ها زده و گفته است: «زيست فناوري يكي از علوم اولويت دار و مورد توجه در ايران است و ما از نظر زيست فناوري در پزشكي نه تنها از دنيا عقب نيستيم بلكه درست در قله‌هاي اين دانش در حركت هستيم.»
این ادعای دومی قاعدتا در راستای سرکشی دائمیِ دکتر لنکرانی عزیز به تمام قله ها و به خصوص تپه های علمی است و باید از آن درگذشت ولی اگر این موفقیت مثل موفقیت هایی نظیر ساخت داروی ایدز و دستیابی دانشمند 16 ساله ایرانی به انرژی هسته ای و از این قبیل شوخی های بامزه نباشد و واقعا به فن آوری ساخت پوست طبیعی رسیده باشیم خیلی جای خوشحالی دارد. البته قاعدتا نه برای من و شمایی که گرانی و بیکاری و معضل مسکن و طرح های رنگارنگ امنیتی دارد پوست از سرمان می کند بلکه منظورم برای بعضی ازآقایان مسول و مدیران بلندپایه است. چون با این حجم چاپلوسی و این لشکر پرشمار دستما بدستان، عنقریب است که پوست بعضی از اعضا و جوارحشان فرسوده و تباه شود و محتاج تعویض!  منبع: http://www.fararu.com/vdcb.gb9urhb8giupr.html

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 0:36  توسط سینا  | 

متن اعتراض شديد مجيد مجيدي به عبدالكريم سروش

خالق فیلم سینمایی «آواز گنجشک‌ها» پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، با قرائت متنی به جسارت عبدالكريم سروش (حسين حاج فرج الله دباغ) به مقام حضرت محمد(ص) به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد. متن یادداشت مجید مجیدی به این شرح است:

خدای را شاکرم که در هیاهوی نغمه‌های ناساز، «آواز گنجشک‌ها» بر گوش‌های بسیار شنیدنی آمد و بر چشم‌های فراوان دیدنی. از انعکاس مثبت فیلم در این مدت کوتاه در میان گروهها و مخاطبان گوناگون سخن نمی‌گویم، اما در مقابل آنان که از تکرار و پیام تکراری فیلم سخن گفته‌اند می‌گویم هیچ ابایی ندارم اعلام کنم فیلم، مانند آثار قبلی من «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» باز هم بر فطرت و نهاد پاک انسانی تاکید می‌کند. باز هم سخن از نیاز دنیای امروز یعنی معنویت است. بدون تکیه به معنویت، آنچنانکه در جای جای جهان می‌بینیم، انسان‌ها گرگ‌های درنده‌ای خواهند شد که درندگان وحشی نیز شرمنده ددمنشی‌های آنانند. در شرایطی که جای خالی «خدا» بیش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاریخ گواه آنکه، بدون خدا هر عملی مباح و آزاد است، باید آزادگان نگران باشند و از آن میان هنرمندان آزاده.

در این صورت چه باک از برچسب «تکرار» که اگر تکرار «مذموم» بود و ناپسند، باید اولین اعتراض و بزرگترین اعتراض را به پیامبران نمود که در طول اعصار و قرون، همه سخن تکراری بر زبان رانده‌اند و پیام تکراری «بازگشت به معنویت» را سر داده‌اند. وقتی «آواز گنجشک‌ها» در برلین به نمایش درمی‌آید و استقبال تماشاگران گوناگون و منتقدان ریز و درشت اینچنین بهت‌انگیز و حیرت‌آور می‌شود، من بر این باور استوارتر می‌گردم که اخلاق و معنویت گمشده عصر ماست و این مهم جغرافیا و مکان نمی‌شناسد.

اعتراف می‌کنم که نگاه اینچنینی و موفقیت و اقبال آنچنانی را وامدار مکتبی هستم که در آستانه رحلت بزرگ پیامدارش رسول گرامی اسلام(ص) هستیم. وامدار پیامبری که از پس قرن‌ها ندایش را می‌شنوم که فرمود «من مبعوث شدم تا برتری‌ها و مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم.» وامدار رسول رحمتی که بر نهاد و فطرت پاک انسانی تکیه می‌کرد و می‌فرمود «هر انسانی بر فطرت پاک زاده می‌شود، حتی اگر پدران و مادرانی کافر و مشرک داشته باشد.» وامدار پیامبری که نه تنها در عصر خود، که امروز نیز مظلوم و جفادیده است.

اگر روزگاری کودکان و دیوانگان سنگش می‌زدند و دندان و پیشانی مبارکش را می‌شکستند و در برابر، اندیشمندان دور از خدا شاعر و نادانش می‌خواندند، در جاهلیت نوین نیز مانند جاهلیت اولی، داستان تکرار می‌شود. نابخردان و کودک‌صفتان با هجو و کاریکاتور با او به ستیز برمی‌خیزند و اندیشه‌ورزان دنیاطلب، شاعر و نادانش می‌خوانند و چون جاهلیت پیشین قرآن را «اساطیر الاولین» می‌دانند.

آن روز که جشنواره فیلم دانمارک را به خطر بی‌حرمتی به پیامبر مهربانی کنار نهادم، بسیاری آن اقدام را سیاسی و حکومتی خواندند. در دنیای آلوده امروز کار به جایی رسیده که ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضدارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نیاید در توهم خویش به جایی منسوبش می‌کنیم. اگر کسی از اعتقاد و باورش دفاع کند وابسته خوانده می‌شود و اگر آسوده بنشیند تا به مقدساتش بدترین توهین‌ها و ناروایی‌ها صورت گیرد، آزاده است.

اینجا می‌گویم که من نه از موضع دفاع از حاکمیت و دولت ـ که می‌دانید مرا با سیاست و سیاست‌پیشگی کاری نیست ـ که از موضع یک مسلمان، یک هنرمند پیرو مکتب اهل بیت، انزجار خود را از آنچه یک به اصطلاح روشنفکر گفته است اعلام می‌کنم و از همه آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت پیشه کرده‌اند، گله‌مندم. حالا باید پرسید اگر سیاست‌پیشه نیستیم، چرا وقتی چند کودک‌صفت و دیوانه‌رفتار بیگانه، با کاریکاتور به پیامبر ما توهین می‌کنند آن موج به راه می‌افتد، اما امروز که از زبان خودی ناپسندترین نسبت‌ها به آن بزرگ و کتاب هدایتش قرآن داده می‌شود، سکوت همه جا را دربر می‌گیرد و جز یکی دو صدایی کم‌جان هیچکس فریاد نمی‌زند که چرا دوباره از پس قرن‌ها به پیامبر نسبت شاعری می‌دهند و قرآنش را احساسات شاعرانه و خطاپذیر می‌خوانند.

اگر آن روز که روشنفکران مذهبی، عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا(س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف، زیارت جامعه کبیره را «مرامنامه شیعه غالی» برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند. کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است:

 گرچه قرآن از لب پیغمبر است     هر که گوید حق نگفت آن کافر است

 این همه آوازها از شه بود           گرچه از حلقوم عبدالله بود 

لينكهاي مرتبط با موضوع:
نقد عالمانه آيت الله جعفر سبحاني بر سخنان سروش

نقد استاد بهاءالدين خرمشاهي بر سخنان سروش
نقد دكتر عبدالله نصري بر سخنان سروش
نقد محمدحسن حائري بر سخنان سروش 

"قرآن، انسانی و خطاپذیر است"متن اصلی مصاحبه  /متن انگلیسی ترجمه شده توسط نشریه ZemZem  /متن در سایت رسمی دکتر سروش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 0:19  توسط سینا  | 

  نسخه جدید نامه ذلت بار 127نفره منتشر شد:
غنی‌سازی را تعلیق کنید!

 گروهی از فعالان سیاسی، مطبوعاتی در همسویی و هماهنگی کامل با کشورهای غربی (رژیم صهیونیستی، امریکا) با صدور بیانیه ای خواستار تعلیق غنی سازی سوخت هسته ای از سوی مقامات جمهوری اسلامی شدند.به گزارش رجانیوز، در قسمتی از این بیانیه مرعوبانه آمده است: «حکومت و ملت ایران نیز باید از فرصت فراهم شده، استفاده کرده و با ارسال  پیام های روشن و گام های عملی، پس از آن دائر بر پذیرش سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" زمینه را برای تحکیم صلح در ایران و منطقه و جهان فراهم آوردند»! امضاکنندگان این بیانیه که همنوایی سوال برانگیزی با خواسته های غیرقانونی و افزون طلبانه شورای امنیت و نظام سلطه بروز داده اند، در حالی از مقامات جمهوری اسلامی می خواهند که "غنی سازی" را متوقف کند که دبیرکل آژانس بین المللی در آخرین گزارش خود، فناوری هسته ای ایران را صلح آمیز و در راستای استفاده غیرنظامی ارزیابی کرده بود. در قسمت دیگری از این بیانیه، با عصبانیت تمام از مسئولان ایران خواسته شده است که نباید مسأله غنی سازی به یک موضوع حیثیتی و ملی! تبدیل شود و تا دیر نشده باید به خود آیند و سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" و یا هر راهکار مفید! دیگری را بپذیرند، چون فردا خیلی دیر است! 

طی چند ماه اخیر برخی چهره های جریان تجدیدنظر طلب مانند "شیرین عبادی"، "ابراهیم یزدی" و "احمد شیرزاد" عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و ... با مطرح کردن خطر حمله نظامی و "اعلام شرایط ویژه" در صدد بودند مسئولان جمهوری اسلامی را برای تعلیق تحت فشار قرار دهند. در این میان، احمد شیرزاد از جایگاه یک استاد فیزیک، در مقاله ای با کمترین مایه علمی و دانشگاهی، ادعا کرده بود می تواند با ساخت سدهای آبی بیشتر و استفاده از انرژی خورشیدی نیازهای خود را برآورده کند و از هیچ احتیاجی به "انرژی سوخت هسته ای" ندارد. با این حال، به دنبال عدم تأثیرگذاری چشمگیر این تاکتیک بر افکار عمومی داخل، هدایت کنندگان مراكز استراتژيك و مطالعاتي (تينك تانك ها) امريكا، يكي از رويكردهاي خود براي توقف دانش هسته اي ايران را با عنوان «تهديد از خارج، فشار از داخل» عنوان نموده اند.يكي از برجسته ترين تئوريسين هاي اين رويكرد، "ريچارد آرميتاژ" معاون اسبق وزير امور خارجه و از شخصيتجهاي برجسته جريان موسوم به "جريان وزارت خارجه اي" در امريكاست.

 آرميتاژ و ديگر همفكران وي در مؤسسه تحقيقات وابسته به وزارت امور خارجه آمريكا نظير مؤسسه تحقيقاتي "هاسون" و "انستيتوي سياست خارجي" بر اين باورند كه دولت جمهوري اسلامي تكنولوژي هسته اي را به عنوان مؤلفه اي محوري در حفظ امنيت ملي قلمداد كرده و آن را به عنوان يك باور پذيرفته شده، هرروز به متن جامعه تزريق مي كند. آرميتاژ با تأكيد بر تأثيرگذاري باور توده هاي مردم در سياست گذاري دولت ها، اين ايده را مطرح مي كند كه دولت امريكا بايد حداكثر توان خود را براي بي اثر كردن تبليغات دولت جمهوري اسلامي در مورد انرژي هسته اي به كار بندد تا پرونده هسته اي، حمايت داخلي خود را از ايران را از دست بدهد. بدين ترتيب، دولت جمهوري اسلامي خود مجبور خواهد شد تا به خواسته هاي اروپا و امريكا تن در دهد. استراتژي آرميتاژ براي تحقق اين طرح كلي، به راه انداختن بحث هاي داخلي در مورد مخاطرات (القاء شده شرايط ويژه) دستيابي به فناوري هسته اي و اقدامات ايران در راستاي غني سازي است. آرميتاژ بر اين باور است كه با به راه افتادن اين مباحث، دولت جمهوري اسلامي سعي خواهد كرد تا با ابزار احساسات و بي اطلاعي مردم، جريان را احساسي كرده و از احساسات ملي استفاده كند. آرميتاژ در ادامه از آگاهي دادن علمي(!) با استفاده از روشنفكران داخلي غرب و ابزارهاي خارجي مانند رسانه هايي چون صداي امريكا، راديو فردا و غيره به عنوان ابزار خنثي كردن اقدامات دولت جمهوري اسلامي ياد مي كند.

 بيانيه 333 نفره موسوم به "فراخوان جديد صلح خواهي" آنچنان با ادبیات ذلت باری تنظیم شده است كه بسياري از روزنامه ها و سايت هاي نزدیک به امضا كنندگان آن نیز حاضر به انتشار کامل آن نشده اند.اين بيانيه را می توان نسخه دوم، نامه معروف 127 نماينده مجلس ششم دانست كه 2 ماه پس از حمله امريكا به عراق توسط فراكسيون مشاركت مجلس آماده و از مقامات عالي كشورخواسته شد، هرچه زودتر «جام زهر» ديگری را نوشیده و دست از تقابل با امریکا بردارند. بيانيه موسوم به "فراخوان جديد صلح خواهي" به امضاء برخی اعضاء سازمان مجاهدين انقلاب، سازمان مجاهدین خلق (منافقين)، حزب مشاركت، نهضت آزادي، ملي مذهبي ها، برخي روزنامه نگاران دگراندیش، اپوزيسيون خارج نشين، دفتر تحكيم وحدت شاخه علامه، بيت منتظري و بقاياي باند مهدي هاشمي، دفتر ادوار تحكيم وحدت و ... رسیده است. رجانیوز برای ثبت نام خائنین به ملت در تاریخ اسامی، 333 امضاکننده بیانیه مزبور را منتشر می نماید:

 محمد آزادى، حميد آصفي، هاشم آقاجري، ، سامر آقایی، ناصر آملي، عباس ابوذری، هادي احتظاظي، منوچهر احتشامي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدى، محمود احمدیان، محمدرضا احمدی نیا، مصطفي اخلاقي،‌ ، ساجد اردبیلی، يدالله اسلامي، مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبيلي، جلال اقتدارى، اعظم اكبرزاده، زهرا اكبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امير احمدى، عبدالمجيد الهامي، مهدي اميني زاده، حسين انصاري راد، مصطفي ايزدي، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، كمال الدين بازرگانى، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، ايرج باقرزاده، پروین بختیارنژاد، اكبر بديع زادگان، محمد بذرپور، ایمان براتیان، رحمت الله برهانى، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهزادى، حميد بهشتى، محمد به فروزى، راضیه بوستانکار، مرضیه بوستانکار، جلال بهرامی، صفا بيطرف، مسعود پدرام، جعفر پناهی،  رضا پويان، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيك، عباس تاج‌الديني، هادي تفنگچي، مصطفى تنها، رضا تهرانى، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، مجيد جابرى، جلال جلالي زاده، علی جمالی، فرشته جمشيدي، مجتبي جهاني، رضا حاجى، مجيد حاجي بابائي، بهمن حافظى، طه حجازى، حمید حدیثی، علي حديثي، حسین حريرى، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشید حقگو، وحید حقیقی، على حكمت، منیژه حکمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، محمد حيدري، جعفر خائف، نبی اله خانزاده مرخالی، ابراهيم خوش سيرت، مهدي خدادادى، امير خرم،  حسین خطیبی، محمد خطيبي،  مجتبی خندان، اسماعيل خوش محمدى، ناهید خیرابی، هوشنگ خيرانديش، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، محمد داديزاده، محمدمهدى دانشيان، محمد حسن داوودی ،  فریبا داودی مهاجر، محمود درد كشان، محمود دل آسايى، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، ابراهيم دينوي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، امير رزاقي، سمیرا رزاقی، سهراب رزاقی، محمد صادق رسولی، بهمن رضاخاني، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، عبدالعلي رضائي، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، مهدى رهنما، رضا رئيس طوسى، جمال زره ساز، علي زرين، اکبر زمانی، محمد ابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، عليرضا ساريخانى، احمد ساعي، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خيز، محمد سرچمى، محمود سعیدزاده، بیوک سعیدی، علی اشرف سلطانی ، عبدالفتاح سلطاني، مرتضي سلطانيه، محمد جواد سلیمانی، علی سیاسی راد، سيد محمد علي سيف‌زاده، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاكرى، تقى شامخى، على شاملومحمودی ، محمد شانه چى، حسين شاه حسيني، جواد شرف‌الديني، محمد شريف، كاظم شكري، مازیار شکوری گیلچالان ، الله وردى شمبورى، محمود شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازی، احمد شيرزاد، فيروزه صابر، هدي صابر، محمد صاحب محمدي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، سمیرا صدری، باقر صدري نيا، مهدي صراف، لطيف صفري، مظفر صفري، بيژن صفسري، فضل الله صلواتى، حميد رضا صمدي، كيوان صميمى، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اكبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، امير طيراني، کیان ظهرابی، سيد جعفر عباس زادگان، روئين عطوفت، باقر علائي، علي علوي، علي رضا علوى تبار، محمدباقر علوى، رضا علیجاني،  على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى ، سعيد غفارزاده، مسعود غفاري، على غفرانى، مهدى غنى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، پویان فخرآیی،  مقصود فراستخواه، غفار فرزدى، شهین فرزین پژوه، حسن فرح آبادی، لیلی فرهادپور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرهودي نيا، حسن فريد اعلم، مرتضي فلاح، ارسلان فلاح حجت انصاري، بهرام فياضي، احمد قابل، حسين قاضیان، عباس قائم الصباحي، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، مهدي قلي‌زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى،  مصطفى قهرمانى، حجت الله قياسى، رحمان كارگشا، امیر حسین کاظمی، مرتضى كاظميان، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، خسرو كردپور، مسعود كردپور، عليرضا كرماني، على كرمى، فریدون کشکولی، پروين كهزادى، يعقوب كوثرى، بهناز كياني، بيژن گل افرا، فاطمه گوارائي، علی اصغر گواهی، اکبر گنجی، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسين مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، سيد على محمودى، حسين مدني، سعيد مدنى، ماشاءالله مديحى، مرضيه مرتاضي لنگرودي، فريد مرجائي، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضیا مصباح، ليلا مصطفوى، مصطفى مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدي معتمدي مهر، ضياء مصباح، احمد معصومی، ياسر معصومي، خدیجه مقدم، مرتضى مقدم، فهيمه ملتى، کاظم ملکی، احمد منتظرى، سعيد منتظرى، خسرو منصوريان، كيوان مهرگان، سيدرضا موسوى سعادتلو، سید علی موسوی خوئینی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، وحيد ميرزاده، فرشته ناصرگيوه چى، حسن نراقى، محمود نعيم پور، احمد نعمت زاده، جعفر نقمی، محمود نكوروح، امير نكوفر، محمد تقى نكوفر، علی نکونسبتی، سيد حميد نوحى، امیر حسین نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، حسین نوری زاده، غلامرضا نیک صفت ، احمد هادوی، هادى هادى زاده يزدى، ناصر هاشمي، خليل هراتي، مراد همتي، عليرضا هندى، احسان هوشمند، رسول ورپايى، منصور وفا، باقر ولى بيك، جليل ولى بيك، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، مير محمود يگانلي، حنیف یزدانی پور، كاظم يزدى، ابراهيم يزدى، حسن يوسفى اشكوري، حسن یوسفیان آرانی.//منبع:  رجانیوز

جل الخالق! اگر سال پیش بیانیه می دادند که فشارها زیاد بود شاید می شد اسم اینها را لااقل عاقل ترسو گذاشت! ولی حالا که آژانس بین المللی و ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا هم تا حدی به نفع ما رای داده اند چرا!؟؟ واقعا که عقل برخی چارپایان هم بیش ازاین نوکران صهیونیسم وترسوهای غربزده است...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 3:4  توسط سینا  | 

دم خیلی ها گیر هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلوست....

باز هم ننویسیم؟ باید هم عصبانی شوند. دوم خردادی هایی که می خواستند این کشور را دودستی به آمریکا تقدیم کنند. چرا خاتمی اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟! چرا حالا هم که دستشان از قدرت کمی کوتاه تر شده است در غربگرایی و دفاع از عناصر صهیونیستی چون محمود عباس و ریچارد رورتی و کارل پوپر و ... گوی سبقت را از شیطان ربوده اند؟ می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند...هیچگاه یادم نمی رود تحقیقات مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و پروژه های معاونت سیاسی وزارت کشور خاتمی را و فحش های آنها به اهل بیت و ائمه و ولایت فقیه را و.... .

البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام. واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟! در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و علوی تبار و  سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و کرباسچی و فائزه هاشمی و محمدعلی ابطحی(عناصر اجرایی بنیادهای صهیونیستی) و عبدالکریم سروش(فرج دباغ) و محسن کدیور و مصطفی ملکیان (عناصر تئوریک نهادهای صهیونیستی) و ... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....(مطلب پست قبلی را مفصل ببینید.)

كاش آقاي محسن رضايي؟!؟!  پاسخ دهد(خبر ويژه)
سايت بازتاب در واكنش به پخش اعترافات جاسوسان آمريكايي از شبكه اول سيما، نوشت؛ «در حالي كه امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش هاي مسالمت آميز مردمي و پرهيز از خشونت، بنيانگذار انقلاب نرم در قرن بيستم بودند، وحشت از آسيب پذيري كشور از همين نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان مي دهد»!
سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد.
سايت بازتاب در مقاله اخير خود كوشيده است اقدامات دو جاسوس ياد شده و اساساً طرح «براندازي نرم» را تبليغ يك ديدگاه و عقيده قلمداد كند كه مشابه اين اقدام از سوي حضرت امام(ره) نيز در جريان پيروزي انقلاب اسلامي صورت پذيرفته بود! تلاش بازتاب براي تبرئه جاسوسان ياد شده و مشابهت سازي اقدام آنان با حركت انقلاب اسلامي! در حالي است كه در انقلاب اسلامي، خيزش مردم عليه رژيم آمريكايي شاه از خواست خود مردم و باورهاي آنان ريشه مي گرفت كه تحت رهبري حضرت امام(ره) خواستار قطع هرگونه وابستگي به شرق و غرب و كسب استقلال بودند اما در به اصطلاح انقلاب هاي مخملي عوامل آمريكا با صرف هزينه هاي كلان و استخدام مزدور در پي براندازي يك رژيم و روي كار آوردن يك رژيم وابسته به آمريكا هستند آيا اين دو حركت كمترين تشابهي با يكديگر دارند؟ و آيا سايت بازتاب- كه معلوم نيست چرا اينهمه از اعترافات جاسوسان آمريكايي مضطرب شده است- با تشبيه غيرمنطقي و قياس مع الفارق خود به حضرت امام(ره) و مردم ايران اهانت نكرده است؟!
سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!
اين تحليل سايت بازتاب با تفسير راديو اسرائيل كه ادعا مي كرد مردم با دريافت پول در نمازجمعه و تظاهرات 22بهمن و ... شركت مي كنند چه تفاوتي دارد؟!
گفتني است كه كيهان نيز معتقد است برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود ولي اين برنامه مستند را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار مي داند و مخصوصاً نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست. و بالاخره كاش آقاي محسن رضايي درباره هويت برخي از گردانندگان سايت خود بررسي دقيقي انجام دهد تا پاسخ اين سؤال را دريابد كه چرا برخي از گردانندگان سايت ايشان از اعترافات جاسوسان آمريكايي تا اين اندازه نگران و مضطرب هستند؟!... منبع:کیهان (فواد صادقی از عناصر اصلی سایت بازتاب محسن رضایی است.)

 

در همین زمینه بخش های بسیار مهمی از سرمقاله کیهان شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶را می آورم: (حتما متن کامل آنرا بخوانید.)

.... در اواسط دهه 70 نگارنده با شكايت دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي از جمله لطيف صفري و حميدرضا جلايي پور به دادگاه احضار شد و در بخشي از دفاعيات خود درباره رامين جهانبگلو كه با روزنامه هاي ياد شده همكاري نزديك داشت گفت: «گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي به خوبي مي دانند كه رامين جهانبگلو يكي از افراد بدسابقه و كينه توز عليه مردم و نظام اسلامي است. وي با امضاي بيانيه اي در خارج از كشور، جمهوري اسلامي ايران را «نظام قرون وسطايي» ناميده است و...» در آن دفاعيه - كه در كتابي با عنوان يك سينه سخن منتشر شد- به هويت بسياري از گردانندگان و نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي به طور مستند اشاره شده.
در برنامه «به اسم دموكراسي» به وابستگي «علي افشاري» و «محسن سازگارا» اشاره شد كه پيش از اين روزنامه كيهان بارها به عملكرد ضدانقلابي آنان پرداخته و از رابطه آنها با محافل وابسته به «سيا» و «موساد» خبر داده بود و...  اعتراف كنندگان برنامه «به اسم دموكراسي» به «طرح براندازي نرم» و محافل و مجامعي نظير بنيادهاي «سوروس»، «كارنگي»، «بروكينگز» و «سازمان NED» اشاره كردند و اين در حالي است كه روزنامه كيهان طي يادداشت ها و گزارش هاي فراوان از هويت اين بنيادها پرده برداشته و برخي از رابطين آنها در داخل كشور را معرفي كرده بود.
جاسوسان بازداشت شده از «جامعه باز»، كتاب «كارل پوپر» و تبليغ اين ديدگاه كه هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد، سخن گفته و تاكيد كردند كه ترويج اين ديدگاه انحرافي به منظور مقابله با اعتقادات ديني مردم صورت مي پذيرفته و به عنوان يك دستورالعمل از سوي بنياد سوروس و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به ماموران وابسته به اين مراكز ابلاغ مي شده است. اين اعتراف در حالي است كه كيهان طي 15 سال گذشته بارها از رابطه سردمدار ترويج اين ديدگاه انحرافي با برخي از محافل اطلاعاتي بيگانه پرده برداشته و از كمك 6 ميليون دلاري «شوراي روابط خارجي آمريكا» براي چاپ آثار او خبر داده بود ولي آب از آب تكان نخورد!...
اكنون به خبر زير كه در كيهان 6/3/83 چاپ شده بود و اندكي از بسيارهاست توجه كنيد؛
«پس از انتشار خبر مربوط به برگزاري كنفرانس ايراني-آمريكايي موسوم به «دموكراسي در ايران» كه در آن عبدالكريم سروش، شيرين عبادي، حسين بشيريه، اعظم طالقاني و سيمين بهبهاني در كنار عبدالكريم لاهيجي و خانبابا تهراني ( دو تن از دارندگان سابقه ارتباط با منافقين)، علي انصاري، هرمز حكمت قرار گرفته و هر دو دسته مذكور نيز در حضور لاري دايمن و جرج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا به تبادل نظر با يكديگر پرداختند، خبر جديد حاكي است نشست ديگري تحت عنوان «ايران بعد از خاتمي» ساعت 8.30 دقيقه صبح فردا-پنج شنبه- در مركز وودرو ويلسون WOOD ROW WILSON- واقع در ساختمان رونالد ريگان در نزديكي كاخ سفيد- برگزار خواهد شد.
در نشست فردا، احمدي ، حسين بشيريه، در كنار رامين جهانبگلو، عباس ميلاني، گلي ترقي و نيره توحيدي راهكارهاي حاكم كردن شرايط مطلوب كاخ سفيد در «ايران بعد از خاتمي» را مورد بحث و بررسي قرار خواهند داد.
جالب اينكه پس فردا-جمعه- هم دومين نشست پنتاگون درباره بررسي راه هاي مهار «شيعه انقلابي» در هتل ماريوت واشنگتن با حضور مزدوران مسلمان نماي آمريكا برگزار مي شود كه همزمان با آن شيرين عبادي در مركز وودرو ويلسون به سخنراني خواهد پرداخت.
آنچه كه در بررسي هاي كيهان درباره تحركات جديد كاخ سفيد براي ساماندهي جرياني متشكل از عناصر داخل و خارج ايران قابل تهمل جلوه مي كند، ماهيت مراكز گرداننده نشست هاي مذكور و اهداف اعلام شده آنها از پرداختن به موضوع ايران است.
باني نخستين كنفرانس از سري نشست هاي جديد اپوزيسيون، انستيتوي هوور (Hoover) بود كه از مهمترين مراكز تحقيقاتي دست راستي هاي جمهوريخواه و پاتوق چهره هاي معروف نومحافظه كاران است كه در شمال كاليفرنيا و در كنار دانشگاه استنفورد قرار دارد. كاندوليزا رايس مشاور امنيتي بوش و رامسفلد وزير دفاع فعلي آمريكا پيش از روي كارآمدن جناح نو محافظه كار در اين مركز مستقر بودند.»
لاري دايمن از شركت كنندگان در نخستين نشست اخير كه سروش و بشيريه و شيرين عبادي در آن حضور داشتند- مسئول امور خاورميانه انستيتوي هوور و مشاور پل برمر- حاكم آمريكايي عراق اشغالي- است. وي در تاريخ 83.1.20 (8آوريل) و در آستانه تشديد حملات اشغالگران آمريكايي و انگليسي عليه شهرهاي شيعه نشين عراق طي مقاله اي در روزنامه وال استريت جورنال، ايران را عامل تشنج اين شهرها دانست........متن کامل سرمقاله کیهان

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 2:55  توسط سینا  | 

دیدم وبلاگ خاتمی نیوز در وبلاگش حرف حساب زده که چرا خاتمی .... اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟!  حرف حسابی بود که می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند و البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام

واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟!

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

 
در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....حال که هاله ارتباطاتش با سرپل های  بهزاد نبوی یعنی سازگارا  و افشاری را گفت برخی اخبار پشت صحنه را هم بدانید:
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است.  

به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است. این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود. 

اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم. منبع: ۱۴ تیرماه ۸۶ بولتن نیوز

پخش گزينشي اعترافات اسفندياري و تاجبخش!

هاله اسفندياري كه ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است، در رابطه با اين ارتباط و ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه براي ارسال اطلاعات به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده، اعترافات صريحي داشته است كه متاسفانه در تلويزيون پخش نخواهد شد! 

بنابر خبري كه روز گذشته منتشر شد اعترافات هاله اسفندياري مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون» در واشنگتن و كيان تاجبخش عضو مؤسسه جامعه باز Open Society)، چهارشنبه و پنج‌شنبه شب، طي 2 قسمت از سيماي جمهوري اسلامي پخش خواهد شد. اعلام پخش تلويزيوني اعترافات اگرچه بازتاب گسترده‌اي در ميان رسانه‌هاي بيگانه به ويژه بخش فارسي زبان آن‌ها داشته و اين رسانه‌ها كوشيده‌اند با اشاره به پيشينه اعترافات تلويزيوني در ايران، دست به نوعي اعتبارزدايي پيش‌دستانه بزنند اما پخش گزينشي اين اعترافات نيز در تسريع و تعميق اين جريان مؤثر خواهد بود.

گزارش‌هاي نيمه‌رسمي، اتهام اصلي اسفندياري را شناسايي و ارتباط‌گيري با استادان ايراني و سپس اتصال مستقيم يا غيرمستقيم آن‌ها به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده خوانده‌اند. اين درحالي است كه وي با ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه اين ارتباطات را سامان داده و در ميان لايه‌هاي اوليه اين شبكه اسامي برخي از اعضاء دولت سابق نيز وجود دارد.بنابر اين گزارش‌ها، به دليل ارتباط كاري و معمول مراكز دانشگاهي با دولت‌ها، نتايج تعدادي از پژوهش‌ها و تحقيقات برخي اساتيد دانشگاهي، توسط لايه دولتي شبكه هاله اسفندياري به مراكز پژوهشي- امنيتي امريكا منتقل شده است.با اين حال، چنانچه اعترافات اسفندياري و تاجبخش به مرحله تأييد نهايي رسيده و در صحت و سقم آن‌ها، شكي وجود ندارد، حذف بخش‌هاي مرتبط با اعترافات اين دو تن راجع به لايه‌هاي دولتي شبكه مزبور، از اعتبار و قابليت استناد اين اعترافات خواهد كاست. گفتني است، تاجبخش و اسفندياري پيش از بازداشت، ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است(مصطفی ت) منبع:انصار

پخش اعترافات جاسوسان و هاله ابهام برانگیز فعالیتهای اصلاح طلبان چاپ

Imageاسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 ، از  برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد نیز سخن گفت.علی رغم اظهار ترس و نارضایتی بنگاههای خبری غرب در باره پخش اعترافات جاسوسهای دستگیر شده وابسته به این کشورها ، این برنامه از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.   به گزارش خبرنگار بولتن نیوز در این برنامه که هاله اسفندیاری ، کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو در آن حضور داشتند فهرستی از اقدامات پنهان و آشکار این افراد در زمینه ایجاد انقلابهای رنگی در ایران از زبان خود آنها گفته و به آن اذعان شد. در مستند فوق ، هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش صهیونیست معروف ضمن اشاره به زندگی نامه خود در پیش و پس از انقلاب و همکاری اش با بنیاد سران پهلوی در پس از انقلاب ، از ارتباط خود با موسسه ویلسون که بودجه اجرائی آن از سوی کنگره امریکا تامین میشود در راستای اهداف و برنامه های کاخ سفید در جهت تغییر در نظام جمهوری اسلامی و شناخت و رهبری انقلاب های مخملی و نارنجی درون ایران داشته پرده برداشت وابعاد آن را تشریح کرد.        اسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 و برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد گفت : موسسه ویلسون رابط اشخاصی بود که از ایران شناسائی کرده و پس از آن با موسسات و مراکز تحقیقاتی از امریکا مرتبطشان میکرد و در نهایت با اعطاء بورس تحصیلی برنامه های خود را از طریق آنها پیش می برد بعنوان مثال درباره رامین جهانبگلو و بورس تحصیلی وی چنین پروسه ایی طی شده است.همچنین اخیراً در همین راستا علی افشاری نیز یک بورس مطالعاتی از NAD  وابسته به سازمان CIA دریافت کرده است. بنابراین گزارش در این مستند که به اسم دموکراسی از شبکه یک سیما پخش شد کیان تاج بخش نیز که اخیراً به دلیل جاسوسی و تلاش برای بردن اطلاعات کشور به خارج دستگیر شده است با اعتراف به رابطه خود با بنیاد سروس امریکا گفت : این بنیاد برنامه های متعددی برای جذب اساتید و نخبگان ایرانی به امریکا و دادن بورس تحصیلی به آنها و درنهایت استفاده برنامه ریزی شده از آنها داشت که از جمله می توان به کمک دانشگاهها و کتابخانه های داخل ایران برای ایجاد شبکه دیجیتال در آنها اشاره کرد. 

      همچنین رامین جهانبگلو نیز که در دستگیری سال گذشته خود در ارتباط با   CIA  و مراکزی چون خانه هنرمندان ایران اعتراف کرده بود گفت  تمامی این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار میگیرند چه فعالیتهایی که سفارتخانه ها در تهران داشتند و چه فعالیتهایی که خانم اسفندیاری و موسسه اش در دعوت ایرانی ها و بورس دادن به آنها انجام می دادند ؛ همه نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی پشت پرده برای اجرای برنامه مخفی و ضد نظام اسلامی ایران می باشد .  
      گفتنی است که این برنامه با واکنش شدید رسانه های غربی و خصوصآ روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب که به نوعی با این افراد مرتبط بودند ، مواجه شده است   " واهمه دست اندرکاران نظام از اقدامات آمریکا " ، واهمه از وقوع انقلاب نرم " و حتی " فاصله گرفتن از آرمانهای امام ( ره ) " ! دانستند . در همین رابطه یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز اظهار کرد : " آنچه که عمداً یا سهواً مورد بی توجهی این دسته  رسانه ها قرار گرفته این است که فیلم به اسم دمکراسی بصورتی کاملاً ساده و روشنگرانه ، نشان از تغییر افرادی داشت که روزگاری مواجهه با آمریکا و طیف برانداز را وظیفه خود دانسته ولی امروز بنا به مقتضیات ! زمان ، ساز دیگر زده و به اسم اصلاح طلبی درصدد القاء و ترویج تفکراتی هستند که در نهایت و در صورت موفقیت ، منجر به خروج انقلاب و نظام از ریل و مسیرش می شود "  این تحلیلگر سیاسی افزود:" فیلم به اسم دمکراسی تعریف صریحی داشت از چگونگی ارتباط و تحول افرادی که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته ولی اکنون در درون سفارت ! و حاکمیت آمریکا پذیرفته شده اند ." ایشان در ادامه گفتگوی خود اظهار نمود : " اپوزیسیون خارج از کشور و دوستان داخلی شان باید متوجه باشند که انقلاب تثبیت شده و نظام به راه خود می رود البته اگر روشنفکران ! و اصلاح طلبان ! دست از ترویج انقلاب نرمشان برداشته و مردم را راحت بگذارند و فیلم به اسم دمکراسی صادقانه اینرا بیان داشت " گفتنی است چنانچه عاملین اصلی فتنه 18 تیر 78 ، که شبانه وارد کوی دانشگاه شده و افراد را تحریک می کردند و در روزنامه هایشان آدرس محل تجمع گروه فشار ! را به آشوبگران می دادند و به اسم تقویت فضای باز سیاسی ، دسته جاتی چون تحکیم وحدت را تقویت مالی و روانه خیابانها می نمودند ؛ با قدرت و قاطعیت در دادگاهی علنی محاکمه می شند امروز نه نیازی به پخش فیلم به اسم دمکراسی بود و نه دوستان ! داخلی جرات و توان همصدایی با اپوزیسیون خارجی را داشتند.

دم خروس عقاید انحرافی حجاریان و دوستان دوم خردادی پیداشد! چاپ
Imageبشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند. با بررسی های به عمل آمده ابعاد تازه ای از نویسندگان و چهره های پشت پرده برنامه چهارم توسعه به دست آمده است. به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ در این برنامه که برخی از قسمت های آن از جمله بخشی که بر لزوم رابطه با اسرائیل اشاره داشته است، به دلیل افتضاح کاری تهیه کنندگان آن پس از انتشار بلافاصله از بازار جمع آوری شد، افرادی چون حسین بشیریه، نظریه پرداز مطرح جبهه دوم خرداد، نقش کلیدی را برعهده داشته اند.  بنا بر این گزارش؛ بشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند و پس از آن جذب یکی از دانشگاه های اروپایی  شده و مدت هاست که در خارج از کشور اقامات گزیده است .  این در حالی است که هاله اسفندیاری؛ در اعترافات خود به ارتباط با بشیریه و مشورت با وی برای پیشبرد اهدافش اذعان کرده است. گفتنی است که بشیریه؛ اساسا با بینش دینی و تاثیر آن بر حکومت به شدت مخالف بوده و حتی عباراتی مانند اینکه از  افتخار می کند که از جوانی دستان خود را به وضو نیالوده است، از وی نقل می شود. شایان ذکر است که حجاریان و افکار غرب گرای وی شدیدا تحت تاثیر استادش قرار داشته و با وجود انحرافات بیان شده، چنین شخصی نقشی موثر در تدوین برنامه چهارم و جمع آوری کتاب مستندات آن داشته است.

 حسین بشیریه متولد سال 1332 ، همدان...

لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و دکترای تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول....و اما بعد...

وی استاد لیدرهای اصلاحات به حساب می اید و افرادی همچون سعید حجاریان را در زمره شاگردان مخلص خود دارد، بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش غائلند ان است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی- دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می دانند.وی در دوران اصلاحات از فعالین مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بود و هم اکنون خارج از کشور به سر می برد بسیاری وی را در اروپا ساکن می دانند اما او در امریکا ساکن است.

 وی که بیشتر تخصص تاریخیش گویا تاریخ معاصر و به خصوص دوران پهلوی است به رسم هم قطاران معاصر خود همچون کسروی هرساله مراسم کتاب سوزان دارد، جالب انکه وی کتاب تاریخ کوبا را که خود شخصا از فیدل کاسترو دریافت کرده بود را هم در مراسم کتاب سوزان خود به اتش کشیده و مقید است که هر ساله این اقدام را انجام دهد. برادر وی جزء قضات دیوان عالی کشور است. حسین بشیریه از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و تاثیر عمیقی بر قشر دانشجویان روشنفکر دارد او در اوایل دهه 70 به ایران امد ولی تا اواسط این دهه وزارت ارشاد اجازه انتشار اثار به وی نداد...

برادر زاده وی یعنی طهمورث بشیریه فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع دکترا بوده و یکی از محبوبترین شاگردان دکتر ازمایش استاد برجسته حقوق جزا است و هم اکنون در حال تدریس در دانشگاه علامه طباطبائی، شهید بهشتی و دانشگاه های ازاد مرکز و شمال می باشد. طهمورث سال گذشته به مدت شش ماه و مصادف با جام جهانی در المان ساکن بود!رفتارها و نظرات بسیاری از سران اصلاحات را باید در ارای و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد شخصی که گرچه شاگردانش میانه دار جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در حاشیه و بیشتر نقش یک نظاره گر را ایفا می کرد، وی بیش از 25 جلد کتاب و صدها مقاله درحوزه علوم سیاسی تاریخ معاصر و به خصوص جامعه شناسی سیاسی به چاپ رسانده است بسیاری وی را پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران میدانند.

حال جالب انکه گفته می شود هاله اسفندیاری در اعترافات خودش به ارتباط با بشیریه برای پیشبرد اهدافش اشاره کرده است و جالبتر انکه بدانیم وی یکی از عناصر پشت پرده و نویسندگان برنامه چهارم توسعه است در برنامه چهارم توسعه قسمتهایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود که بعد از انتشار بلافاصله از بازار جمع اوری شد و گویا در این ماجرا بشیریه نقش کلیدی داشته است. جمله ای از وی منقول است که: از افتخارات من این است که از جوانی دست خود را با وضو نیالوده ام! ؟!؟ (+)ایمیل حسین بشیریه را می توانید در زیر مشاهده کنید ( وی اکثر اوقات ان لاین می باشد!):hosseinbashiriyeh@yahoo.com

منبع:‌ http://ermineh.blogfa.com/post-65.aspx

اعتراف مخملی/آشنایی بیتری با جورج سوروس و انقلابهای مخملی اش:

  هم اندیشی: وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا -که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوریخواهانی چون دیک چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود - تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

به گزارش هم اندیشی به نقل از مهر در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس و حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارزش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت خود را در پوشش‌های خیر‌خواهانه، حقوق بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه باز» (Open Society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه گذاری‌های اقتصادی و در عین حال مطالعات حقوق بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.
آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان» بوده است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «‌بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند. »
در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای میانه با هدف کاستن از نفوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات متحده صورت گرفته است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، زمینه را برای انقلابی آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده است.
در گرجستان بنیاد سوروس 20 میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4 تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تفلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»
ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس در صدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!
سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده شد. تا آنجا که رئیس جمهور این کشور با نام بردن از 4 روزنامه و برخی رادیو‌های خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قزقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیر دولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که بر اساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده است».
با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استفاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیر رسمی در این زمینه انتخابی مناسب بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، انتخابی دقیق است.
فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.
البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟! منبع: http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=27642

  : بخش اول اعترافات سه تن از عو امل بیگانه   :همچنین ببینید:

 http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1041&Itemid=43

: به اسم دموکراسی و همچنین بخش اول اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو

http://rajanews.com/News/?12860

پسر رفیق حریری: برادرم عامل سیا و موساد است:

http://sharifnews.ir/?23392

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 2:49  توسط سینا  | 

دوم خردادی ها همیار صهیونیست ها!!؟؟ چاپ
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است. به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است.این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود.   اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم.  منبع: بولتن نیوز
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 4:28  توسط سینا  | 

آیا کسی از فعالیتهای این عنصر مشکوک خبر دارد؟

 «آنها (بوش و احمدی نژاد) هر دو بي عقل و متكبر هستند و از حرف هاي كنايه دار و از يك زبان عاميانه استفاده مي كنند كه براي روساي جمهور شايسته نيست. آنها اين عادت را دارند كه ضمن بي توجهي به نظريه جهانيان نسبت به اعمالشان، در جهت منافع پايگاه هاي سياسي محافظه كارانه خود تلاش مي كنند آقای بوش احمدي نژاد شما است.»  گفته های فوق قسمتی از گفتگوی محمد عطریانفر ، از اعضای حزب کارگزاران است که مايكل هرش خبرنگار هفته نامه نيوزويك در سومين بخش از خاطرات سفر خود به ايران، آنها را نقل کرده است. عطریانفر که در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل و بازوهای رسانه ای اصلاح طلبان در ایجاد جنگ روانی بر عیله دولت نهم ایفای نقش می کند، به دلیل نزدیکی و قرابت! خاص خود با برخی نشریات غربی هر از چند گاهی مطالب و نقطه نظرات خود را درباره تمامی مسائل ایران و حتی جهان! به سمع و نظر جهانیان می رساند!

 وجه مشترک تمامی مصاحبه های عطریانفر با دوستان غربی خود، اظهار نظرهای خارق العاده ای است که در اغلب موارد، نه منعکس کننده دیدگاه منتقدان ایرانی، بلکه آیینه تمام نمای نظریات و اهداف دشمنان جمهوری اسلامی است. مانند گفتگوی دو سال قبل وی با روزنامه فايننشال تايمز که اظهار داشته بود " اگر غرب بر حقوق بشر يا مسئله اسرائيل و فلسطيني ها تمركز كند، مردم ايران هم موافق خواهند بود، همچنان كه قوياً از برنامه صلح آميز هسته اي پشتيباني مي كنند.» .«آيا چرخه توليد سوخت هسته اي در راستاي منافع ملي ايران است؟ در حالي كه كشور با مخالفت گسترده جامعه جهاني روبه روست و اين امكان هست كه آژانس بين المللي انرژي اتمي هم پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ببرد و بگويد ايران به تعهداتش به موجب پيمان منع گسترش پاي بند نمانده است». (کیهان، 25 مهر 84) یعنی در بحبوحه پرونده هسته ای ایران، وی که خود را منتقد معروف معرفی کرده می کند، سرنوشت پرونده هسته ایران را از زبان طرف های غربی تحلیل کرده و ایران را به عقب نشینی از مواضعش فراخوانده، روش مقابله با ایران را به دوستان غربی اش آموزش داده است.

 وی، با بهره گیری از سابقه مودت دیرینه خود! با غلامحسین کرباسچی - مجرم دیروز و مطبوعاتی امروز- در تاسیس و راه اندازی روزنامه همشهری، به عنوان یکی از اصلی ترین پایگاه های هجمه اصلاح طلبان علیه مقدسات و انقلاب اسلامی، در حال حاضر نیز، تبدیل به پیش قراول تخریب ها و تهاجمات، علیه دولت مردمی دکتر احمدی نژاد شده است. چرا که از یک سو با جذب و پرورش جوانان و افراد کم سن و سال در حرفه روزنامه نگاری و فعالیت های رسانه ای مطبوعاتی مانند م.ق – ا.ع – م.ک و ... - که در حال حاضر هر کدام از آنها مسئولیت بخشهایی از زنجیره گسترده پایگاه های مطبوعاتی عطریانفر را بر عهده دارند- برنامه ریزی بلند مدت برای تسخیر آینده تبلیغاتی و رسانه ای کشور کرده، به اصطلاح نخبه پروری می کند؛ و از سوی دیگر با هزینه کردن پولهای هنگفت در نشریات خود (عطریانفر 25 میلیارد در یکسال در روزنامه شرق هزینه کرده است) و با بهره گیری از همه نوع امکانات و ترفندهای جذب مخاطب در نشریات زنجیره ای خود، عملاً روزنامه ها و هفته نامه های دیگر را به حاشیه رانده، با جادوهای بصری تبلیغاتی، مخاطبان را فریب داده، به خود فرا می خواند.

 نکته شایان توجه در باب گذشته آلوده و مبهم وی اینکه، او در گذشته از اعضای اصلی سازمان منافقین بوده و در حال حاضر نیز یکی از بستگان نزدیکش از کادر مرکزی مجاهدین خلق به حساب می آید، از همین رو مشخص نیست که با سوابق ناپاک و کثیف، وی چگونه توانسته است تا بدین حد در گذشته و حال، در سمت های مختلف دولتی و رسانه ای، که از قضا همگی مسئولیت های حساسی بوده اند، ایفای نقش کند؟ و سوال جدی این است که چرا در طول این سالیان، هیچ برخورد و واکنش قاطعی برای مقابله با جریان سازی های رسانه ای این عنصر مشکوک صورت نگرفته است؟ این فرد چه در سالهای دفاع مقدس، چه سالهای ابتدایی دهه هفتاد و چه سالهای حاکمیت اصلاحات تاکنون، در مسئولیت های مختلف، همواره منشا ضربات و خیانتهای متعدد به انقلاب و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر نیز، به شدیدترین وجه، مشغول به تخریب و اهانت به ریاست محترم جمهوری است.

 حال این که چرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور اجازه می دهند که چنین فردی با آنچنان سوابق مشکوک و مسئله دار امنیتی، زنجیره بزرگی از نشریات قارچ گونه را در اختیار داشته، با تامین منابع مالی آنها از منابع نامعلوم! فقط و فقط، خط و خطوط اصیل انقلاب را هدف قرار دهد، سوالی است که شاید با کمی تامل در وابستگی وی به کارگزاران و نزدیکی اش با یکی از مقامات سابق نظام، روشن و هویدا شود.

 واضح نیست که آیا دوستان مسئول امر، به این نکته توجه ندارند که جایگاه رئیس شورای سیاستگذاری، سمتی است خود ساخته که هیچ هویت خارجی نداشته و صرفاً برای فرار وی از مسئولیت های حقوقی و کیفری مطبوعات تحت نظرش، جعل شده است؟ در جایی که بسیاری از اعضای عادی منافقین که در همان اوایل انقلاب توبه کرده ولی به خاطر برخی دلایل امنیتی، اجازه فعالیت در مشاغل دولتی را نداشته و از تصدی منصب های مهم اجتماعی محرومند، چگونه باید فردی با سوابق روشن ضد امنیتی و ضد ملی، چنین بی محابا به ارزشها تاخته، و هر روز بیشتر از دیروز، هجوم گسترده ای را به اقدامات و عملکرد دولت نهم و شخص آقای رئیس جمهور بیآغازد؟

 خیانت های او و نشریات وابسته اش، تنها نسبت به رای و حمایت میليون ها ایرانی از آقای احمدی نژاد نیست، بلکه مروری بر جهت گیری و سمت و سوی روزنامه ها و هفته نامه هایی که او سیاست گذاریشان می کند، نشان می دهد که در مقولاتی مانند؛ به رسمیت شناختن اسرائیل و زیر سوال بردن مقاومت حزب الله لبنان و قیام مردم عراق، این نشریات همگام با دشمنان حرکت های فوق حرکت کرده و با حرکتی هدفمند آنها را به سخریه گرفته، زیر سوال برده اند. آیا این وظیفه مدعی العموم نیست، که از رای میلیونها ایرانی دفاع کرده و اجازه هتاکی نسبت به مقام اول اجرایی کشور و اهانت به آرمان ها و اهدافی که صدها هزار خون برای تحقق آنها ریخته شده است، را توسط عناصری چنین معلوم الحال ندهد؟

منبع:  سید سینا حسینی / رجانیوز  عکس عطریان فر و عبدالله نوری و اینجا / عکس توسلی و عطریانفر / عکس عبدالله نوری و محمد عطریانفر و دکتر توسلی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 4:36  توسط سینا  | 

 

انتشار جزييات تاسف‌باري از اقدامات حسين موسويان

عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي گفت: اتهام موسويان نماينده ايران در مذاكرات هسته‌اي جاسوسي است و مداركي دال بر صحت اين موضوع وجود دارد. اين عضو ارشد فراكسيون اكثريت كه پنجشنبه شب در مراسم سالگرد آزادسازي خرمشهر در مسجد الرضاي قم سخن می‌گفت، افزود: وي كه مذاكره كننده اول و دوم كشور در پرونده هسته‌اي ايران بود و زماني نيز در شوراي امنيت ملي و در كميسيون استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده است چرا جاسوسي مي‌كند؟

وي ادامه داد: موسويان اطلاعاتي از مسائل مختلف كشور به ويژه مسايل هسته‌اي كشور را در اختيار سفارت انگليس و ژاپن قرار داده است.عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي همچنين گفت: او دو مذاكره تلفني را با نمايندگان يكي از كشورهاي بيگانه در موضوع انتخابات شوراي اسلامي به ويژه مجلس هشتم داشته است كه صداي وي (موسويان) ضبط شده و در آن مكالمه گفته است با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد.

اين نماينده مجلس گفت: اطلاعات زيادي در زمينه اتهامات آقاي موسويان وجود دارد كه در آينده منتشر خواهد شد.وي در مورد آزادي موسويان گفت: در حقيقت جاسوس اگر جاسوس است نبايد با وثيقه 200 ميليوني آزاد شود.وی در پایان سخنان خود مسوولیت آزادی موسویان را با وزير اطلاعات دانسته و خواستار پاسخگویی محسنی اژه‌ای در زمینه آزادی موسویان شده است!

گفتنی است علی‌رغم پافشاری وزارت اطلاعات بر لزوم تداوم بازداشت موسویان، برخی فشارهای پنهان، سبب آزادی همراه با وثیقه 200 میلیونی این عضو مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص شد. 

روزنامه كيهان نيز در گفت‌وگو با يكي از نمايندگان مجلس از از سوال 26 نماينده اصول‌گرا از وزير اطلاعات خبر داد و نوشت: اين نمايندگان با امضاي سوالي از وزير اطلاعات خواستار روشن شدن اين موضوع شده‌اند آيا آزادي موسويان عضو سابق تيم هسته‌اي تحت فشار جريانات خاص سياسي صورت گرفته است؟ 

يكي از نمايندگان مذكور در گفت‌وگو با خبرنگار كيهان اظهار داشت: ما در اين سوال از وزير محترم اطلاعات پرسيده‌ايم كه اگر اتهاماتي كه متوجه موسويان شده صحيح نيست پس چرا وي دستگير شد و اگر اين اتهامات صحيح است چرا وي با قيد وثيقه آزاد شده است؟! آيا مي‌توان فردي را كه اطلاعات سري كشور را به بيگانگان داده و مراودات فراواني با آن‌ها داشته است را با قيد وثيقه آزاد كرد؟ آيا در آزادي وي جريانات خاصي به وزارت اطلاعات فشار آورده‌اند؟اين نماينده افزود: سوال فوق احتمالا پس از تعطيلات مجلس در كميسيون امنيت ملي با حضور آقاي محسني اژه‌اي مطرح خواهد شد. 

اما مهمترين بخش خبر ويژه كيهان انتشار جزييات اتهامات موسويان به نقل از يك منبع آگاه است:  اتهامات وي جاسوسي است و مراجع ذي‌ربط مدارك فراواني دراين خصوص در اختيار دارند. موسويان طبق اين مدارك مدت‌ها با عوامل اطلاعاتي سرويس‌هاي انگليس و ژاپن در تماس بوده و حتي صداي او در برخي مذاكرات تلفني نيز ضبط شده است. به طور مثال موسويان در يكي از همين مذاكرات تلفني به طرف خارجي مي‌گويد: "با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد!" اين منبع مطلع افزود: موسويان در بازجويي‌هاي انجام شده اغلب اتهامات خود را پذيرفته ولي در عين حال گفته قصدي سويي از انجام اين مذاكرات پنهاني با بيگانگان نداشته است!

وي با بيان اين‌كه پرونده موسويان همچنان مفتوح خواهد بود پيش‌بيني كرد احتمالا افراد ديگري در رابطه با اين پرونده بازداشت خواهند شد همچنين يك منبع آگاه ديگر در گفت‌وگو با كيهان با اشاره به برخي جزئيات پرونده موسويان اظهار داشت: از منزل موسويان 86 سندي به كلي سري و 51 سند سري و محرمانه نظام به دست آمده است.وي با بيان اين‌كه برخي اسناد مربوط به دوره قبلي وزارت اطلاعات هم توسط موسويان به انگليسي‌ها داده شده است گفت: موسويان در قبال اين خدمات، ويزاي 5 ساله انگليس را گرفته است.اين منبع امنيتي اضافه كرد: موسويان در يك مذاكره پنهاني به طرف انگليسي يادآور شده كه دولت هزينه مركز تحقيقات استراتژيك را كاهش داده و لذا لازم است انگليسي‌ها در اين باره كمك‌هايي به مركز نمايند. كه در ازاي اين درخواست طرف انگليسي هزينه برگزاري چند كنفرانس در داخل و خارج كشور را پرداخت كرده است.

 گفتني است، حسين موسويان پس از 10 روز بازداشت، با فشارهاي سياسي برخي محافل با وثيقه آزاد شد. محمود س. از اساتيد علوم سياسي دانشگاه و از نزديكان حسن روحاني، ا. از كارشناسان معاونت بين‌الملل شوراي عالي امنيت ملي و كابك خ. معاون سابق مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري از ديگر متهمان اين پرونده هستند.

 همچنين رسانه‌هاي وابسته به محفل سياسي- اقتصادي كه با داشتن 4 روزنامه و يك خبرگزاري،

(شرق - کارگزاران - اعتماد ملی - هم میهن- آفتاب نیوز) بزرگترين كارناوال رسانه‌اي كشور را داراست، تاكنون هيچ واكنشي در برابر اتهام جاسوسي موسويان اتخاذ نكرده‌اند. تنها سايت شخصي موسويان كه با بودجه مركز تحقيقات مجمع تشخيص اداره مي‌شود در چند نوبت به رجانيوز به دليل افشاي اقدامات خائنانه اين باند فحاشي كرده است. / منبع:اخبار انصار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت 18:3  توسط سینا  | 

تهديد چپ هاي آمريكايي به تحريم دانشگاهي ايران

  در پي بازداشت خانم هاله اسفندياري، برخي محافل روشنفكر متمايل به چپ با همكاري عناصر ايراني مقيم آمريكا تصميم به تحريم علمي دانشگاهي ايران تا زمان آزادي اين عنصر صهيونيست شده اند. نوام چاسكي و انجمن مطالعات خاورميانه‌اي شمال آفريقا، از جمله اين روشنفكران هستند. پيش از اين هم اكبر گنجي به همراه چند عنصر وابسته به آمريكا خواستار تحريم دانشگاه هاي ايران تا تعليق فعاليت هاي هسته اي شده بودند.

 نوام چاسكي و برخي روشنفكران چپ در تابستان 82 و در حمايت از عناصر مشاركتي نامه اي خطاب به رهبر انقلاب نوشتند و خواستار براندازي آرام در جمهوري اسلامي شدند.گفتني است، سوابق هاله اسفندياري نشان دهنده وابستگي شديد او به صهيونيست ها دارد..........ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/31ساعت 8:57  توسط سینا  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

رايس در پاسخ به ايسنا: مي‌توانيم27سال سياست‌مان را در قبال ايران تغيير دهيم؟!

 سرويس: سياسي خارجي كاندوليزا رايس پس از نشست شرم‌الشيخ در يك كنفرانس خبري شركت كرد و به سوال خبرنگاران از جمله خبرنگار اعزامي ايسنا پاسخ گفت. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خبرنگار اعزامي ايسنا سوال كرد: زماني شما بحث محور شرارت را مطرح کرديد، اما امروز افکار عمومي دنيا نشان مي‌دهد که اين سياست شکست خورده، آيا زمان آن نرسيده واقعيت اهميت نقش ايران را بپذيريد و در عمل رفتارتان را نسبت به ايران تغيير دهيد؟ وزير خارجه‌ي آمريكا در پاسخ عنوان داشت: «ما نمي‌خواهيم با هيچ کشوري مشکل داشته باشيم اما تاريخچه‌اي 28 ساله درباره‌ي ايران وجود دارد؛ ما با مردم ايران هيچ مشکل و تنشي نداريم اما درباره‌ي دولت ايران مسايلي هست از قبيل ارسال سلاح به عراق. ايران بايد قوانين بين‌المللي را بپذيرد؛ در زمينه‌ي مسايل هسته‌يي نيز بايد به قطعنامه‌ها عمل کند تا جامعه‌ي بين‌المللي از نيات ايران مطمئن شود. ما مشکلي نداريم و مي‌توانيم 27 سال سياست‌مان را در قبال ايران تغيير دهيم، اما مساله‌ي سازمان ملل باقي است و بايد حل شود. رايس درباره‌ي سوال ايسنا درباره‌ي پنج ديپلمات ربوده شده‌ي ايراني در عراق از پاسخ دادن خودداري كرد. انتهاي پيام/

منبع: isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-917280&Lang=P

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/15ساعت 3:19  توسط سینا  |