پس از آنکه پست سابق را درباره مذهب مردم فلسطین(zionism.blogfa.com/post-337.aspx) نوشتم و با کمک حامدعزیزو سایر دوستان آنرا غنی تر کرده و به ویرایش هشتم رساندم،از دوستان حزب اللهی کمک خواسته بودم، برخی دوستان یاری های خوبی رساندند و برخی انتقادات و نظرات خوب و راهگشایی داشتند که از همه متشکرم... از جمله دو نفر که عین مطالب آنها را در اینجا کار می کنم: یکی دوست فاضلم آقا مهدی و دیگری شیدای پرتلاش و همچنین محمد آقا که تازه با او آشنا شده ام. برای احترام بیشتر به این بزرگواران و تکمیل مباحث قبلی عین مطالب آنها را می آورم:
مهدی بزرگوار نوشته است: «سننتصر على اسرائيل كما انتصر يزيد على الحسين» واقعا ساده لوحی و حماقت است اگر کسی این جمله را بشنود و باور کند زیرا:
اولا: حتی وهابی های متعصب هم کار یزید را قبول ندارند تا بخواهند از او دفاع کنند به طوری که روایات بر ضد یزید چه نزد شیعه و چه نزد اهل سنت موجود است. و حتی کسانیکه از اهل سنت می خواهند به نحوی منکر لعن یزید شوند می گویند: شاید در آخر عمر توبه کرده باشد!!! و بلکه اکثر علمای اهل سنت نیز لعن یزید را جایز و حتی واجب می دانسته اند. حتی ابن جوزی از علمای بزرگ و متعصب اهل سنت در این زمینه کتاب «الرد علی المتعصب العنید المنکر للعن یزید؛ رد بر شخص متعصب وکینه توزی که لعن یزید را قبول ندارد!!!» را نوشته است. وی در کتاب خویش در این زمینه می گوید: ان انكاره على من استجاز ذم المذموم ولعن الملعون من جهل صراح، فقد استجازه كبار العلماء، منهم الامام احمد بن حنبل (رضى اللّه) وقد ذكر احمد فى حق یزید ما یزید على اللعنه. ( توجه: وهابی ها حنبلی هستند!)
ثانیا: اصلا مشبه و مشبه به در این جمله به هم نمی خورد زیرا یزید فردی پرقدرت و دارای لشکری کامل همچون اسرائیل امروز داشت و همراهان امام حسین علیه السلام نیز افرادی با تعداد و تجهیزات اندک مانند حماس امروز بودند پس شاید اصل این جمله این بوده:«سننتصر على اسرائيل كما انتصر الحسین على یزید» اما عده ای مغرض و شاید نفهم آن را قلب نموده اند!
دوست دیگرم محمد نوشته:اسماعیل هنیه جنگ امروز غزه را جنگ «فرقان» نامیده بود. و وزیر خارجه ی رژیم صهیونیستی گفته بود که این جنگ، جنگ «ارزش ها» ست. ما همان طور که با جریانات خارجی مرزبندی داریم، به طور جدی با جریان های داخلی مان هم دارای مرزبندی هستیم.
در این روزها متأسفانه جریانات سطحی نگر دینی (که این مودبانه ترین لغتی است که برای شان پیدا کردم!) تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم زیادی می کنند برای تضعیف حمایت از حماس. اندکی از آنها که رسماً با حماس مخالفت می کنند و در این راه مقدس شان(!) دروغ و تهمت را هم که جایز می دانند الحمدلله. اما طیف اکثریت شان -به خصوص بعد از موضع گیری های قاطع رهبر انقلاب- دل سوزاندن برای مظلومیت اهالی غزه را بلااشکال می دانند! اما به هیچ وجه دغدغه ی این موضوع را ندارند. اگر هیئت اند، یک دعایی در کنار دیگر دعاها برای نابودی صهیونیسم می کنند. اگر سایت خبری اند، در کنار دیگر خبرهای بسیار مهمی که راجع به مسائل اصلی(!) جهان می زنند، اشاراتی هم به غزه می کنند؛ و البته باز هم در این گیر و دار، تیتر می زنند و تأکید می کنند که جای دیگری در دنیا مظلوم تر از غزه است! (به درست یا غلط بودن این موضوع کاری ندارم اینجا. موضع آقایان مد نظرم است)
اگر کمی دقت کنیم خواهیم دید که مسئله، بغرنج تر از این حرف هاست. خط امام تنهاتر از این حرف هاست. همه ی حرف ها که زدنی نیست! خدا رحمت کند امام را که حتی بعد از قتل عام حجاج در سال 66 هوشمندانه وارد بازی شیعه-سنی نشد؛ فریب تبلیغاتی که می خواستند امام را به موضع دفاع از حقانیت شیعه بکشانند، نخورد؛ و ماجرا را در نظام فکری جامع خودش تفسیر کرد و گفت ماجرای دعوای اسلام ناب است با اسلام آمریکایی.
1- مظلوم
خیلی از احکام اسلام هست که اصلاً ربطی به دین و ایمان طرف مقابل ندارد. مثلاً جمله ی مشهور امیرالمومنین علیه السلام که کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً، فاقد قید عقیدتی است؛ یا آن زمانی که امیرالمومنین علیه السلام پیرمرد یهودی را در حال گدایی دید، و ناراحت شد و دستور داد که (به اصطلاح امروز ما) او را بیمه ی تأمین اجتماعی کنند، پیش خود نگفت ما که از اول با این یهودی ها مشکل داشتیم! اینجا صرف مستضعف بودن پیرمرد یهودی، وظیفه ایجاد می کند.
زمان دفاع مقدس هم در کردستان، کلی فداکاری شده است و خیلی جاها رزمنده های اسلام، حاضر شدند تلفات بیشتر بدهند تا افراد بومی غیرشیعه ی آنجا که خیلی هاشان ضدانقلاب بودند یا حتی ضدخدا بودند، کشته نشوند.
2- ناصبی
در برخوردهای دینی، باید مسائل واقعی (محیطی که طرف مقابل در آن زندگی کرده و...) را در نظر گرفت. شاید احادیثی که راجع به ناصبی ها داریم، درباره ی افراد بیسواد و جاهل که از سر نادانی حرفی را می زنند، صدق نکند. استادی داشتم؛ تعریف می کرد که از مرحوم علامه جعفری پرسیدیم این جوانهایی که در خانواده ی مسلمان به دنیا می آیند و بعد منکر احکام اسلام می شوند، مرتد محسوب می شوند؟ مرحوم آقای جعفری لبخند زد و گفت : این ها کی مسلمان شدند که حالا بخواهند از آن برگردند؟! (نقل به مضمون)
متن زیر قسمتی از یادداشت هایم است از یکی از سخنرانی های آ.رحیم پور که برخورد امام حسین علیه السلام با یک ناصبی نادان را نشان می دهد؛ محدث قمی نقل میکند: کسی از شام آمد مدینه. میگوید من گفتم یکی از کارهایی که در مدینه بکنم، اینکه این حسن و حسین را ببینم، تا میتوانم فحششان بدهم. حسین را دیدم. پرسیدم تو پسر ابوترابی؟ تا توانستم به او و پدرش و برادرش فحش دادم. حسین به آرامی گفت : پناه بر خدا! فحش دیگری دادم. او این آیهی قرآن را خواند که خذ العفو وأمُر بالعرف و اعرض عن الجاهلین. یعنی ببخش و آدمهای جاهل را محلشان نگذار. دوباره فحش دادم. این آیهی قرآن را خواند که اخوانهم یمُدُونهم فی الغَیّ. یعنی کسان دیگری اینها را در گمراهی انداختند. یعنی طرف من تو نیستی! تو بازی خوردی! من با تو مشکلی ندارم. تو یک آدم تحریکشدهای. دوباره فحش دادم. حسین به من گفت : برادر! سخت نگیر! من که برای خودم استغفار میکنم؛ برای تو هم خواهم کرد. اگر کمک بخواهی کمکت میکنیم. اگر غریب هستی، میهمان ما باش. اگر راه رشد و حقیقت را میخواهی، نشانت میدهیم. میگوید من پشیمان شدم. میخواستم یک سوراخی پیدا کنم؛ آب بشوم بروم در زمین از خجالت. حتی نگذاشت من عذرخواهی کنم. این آیه را خواند: لا تَثریبَ علیکم الیوم یَغفِرُ الله لکم. امروز بر شما مشکلی نیست؛ خداوند شما را میبخشد. [البته] همین امام حسینی که در مسائل شخصی اینقدر اهل مدارا و تسامح و گذشت است، سر مسئلهی حقیقت و عدالت از هیچ چیزی نمیگذرد؛ ولو بچهی ششماههاش روی دستاش پرپر بزند...
3- فلسطینی ها
ناصبی یعنی دشمن اهل بیت. اکثریت اهل سنت، ناصبی نیستند. قضیه ی اختلاف انداختن بین شیعه و سنی چیزی است که به صورت جدی از طرف جبهه ی کفر پیگیری می شود. با هرکسی هم از در خاصی (بر حسب حساسیت های او) وارد می شوند.
درهرحال گسترده بودن جریان ناصبی بین مبارزین فسطینی (در صورت وجود) شایعه است. این ها بعضی هاشان بعد از انقلاب اسلامی شیعه شده اند. حتی بعضی معروف هایشان مثل لیلا خالد، رسماً در رسانه ها شیعه شدن شان را اعلام کرده اند (آن طور که در اینترنت خوانده ام). جریان اسلامی فلسطین، بچه ی انقلاب اسلامی ای است که آخوندهای شیعه راه انداختند. این را همه می دانند. حماس که در انتخابات پیروز شد، بنیامین نتانیاهو گفت : ایران در مرز اسرائیل، دولت تشکیل داد! خالد مشعل –نفر اول حماس- می گوید پدر معنوی ما امام خمینی است! این ها چه جور ناصبی هایی هستند که نفر اول شان می گوید "بعد از انقلاب اسلامی، ملت فلسطین فهمید که باید راه امام حسین را انتخاب کند" ؟!
4- صدام
حمایت از صدام، ربطی به ناصبی بودن ندارد. حتی آن ملعون خودش هم سابقه ی ناصبی گری نداشت (تا آنجا که من می دانم).
اینکه عده ای در فلسطین برای صدام مراسم عزا گرفتند که واقعیت دارد. الجزیره هم در آن زمان فکر و ذکرش را گذاشته بود پوشش خبری این مسئله! یادم است بعضی خائنین داخلی هم خوشحال شده بودند و می خواستند این را بهانه ای کنند برای مواضع سازشکارانه و ذلیلانه شان. من نمی دانم که این قضیه چقدر در فلسطین گسترده بوده. ولی به هرحال آمریکایی ها از جسد صدام هم، در جهت اهداف شان استفاده کردند! اما چند نکته:
الف) حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین، از موضعی بالاتر از مسائل سیاسی ای است که بین کشورها مطرح است. این موضوع برای نظام، خیلی استراتژیک تر از آن است که با حمایت فلسطینی ها از صدام، بی خیالش شود.
ب) عوام فلسطینی تا حدودی حق دارند که فریب فضاسازی رسانه های غربی (و دنباله روهایشان) درباره ی صدام را بخورند. آمریکا خیلی سعی کرد که چهره ی ضدآمریکایی و مسلمانی از صدام تصویر کند. یادم است اعصابم خرد می شد، که این مردک بی دین در دادگاه، قرآن را از خودش جدا نمی کند. آخرش هم که در عید قربان و قرآن بر دست و شهادتین بر لب اعدام اش کردند! صدام قبلاً هم کارهایی کرده بود که خودش را مخالف اسرائیل و رهبر جهان اسلام نشان دهد. مثلاً زمان جنگ کویت به اسرائیل موشک زده بود. حتی یادم است چند سال پیش موقعی که آقای خامنه ای در نمازجمعه پیشنهاد داد که کشورهای اسلامی در اعتراض به جنایات اسرائیل، شیر نفت شان را ببندند، فقط صدام این کار را کرد! (حتی ایران هم این کار را نکرد!!)
ج) آقای عطاءالله مهاجرانی بعد از اعدام صدام یک مقاله ی خوبی در سایت اش نوشته بود و با ذکر نمونه هایی گفته بود که آمریکا (و اعراب پیروش) خیلی تلاش می کنند که صدام را به عنوان شخصیت ضد آمریکا و اسرائیل بزرگ کنند تا سید حسن نصرالله در جهان عرب، کمرنگ شود. به هرحال انحراف مبارزات، همیشه در دستور کار برادرهای مستکبرمان بوده است و چیز جدیدی نیست.
د) مورد دیگر این که همان طور که بین ما اختلاف نظرهای جدی هست، فلسطینی ها هم طبیعتاً همین طورند. این که یک عده غلطی بکنند، که دلیل نمی شود نظر همه، همان است.
5- ولایت
البته شکی نیست که مشکلات مسلمانان –به خصوص در فلسطین-، به خاطر محروم بودن از نعمت ولایت است. و دلیل پیروزی حزب الله هم بهره گیری از همین نعمت بود. اما اصولاً این موضوعی نیست که به شیعه و سنی ظاهری مربوط باشد که آن را به اصطلاح بزنیم تو سرشان! (منظورم از شیعه ی ظاهری، شیعه ی فقهی و قانونی است؛ یعنی کسی که از نظر تاریخی معتقد است که جانشین پیامبر صلی الله علیه و اله، امیرالمومنین علیه السلام بودند). مردم ایران و لبنان اخیراً که شیعه نشده اند! قرن هاست که شیعه بودند و از پس دشمنان برنمی آمدند. مردم عراق الآن هم شیعه اند و این اوضاع شان است. پس صرف شیعه ی فقهی بودن را نمی شود دلیل از پس اسرائیل برآمدن دانست (یک پتانسیل است). اما اگر منظور از شیعه، کسی است که ولایت را درک کرده و آماده ی شهادت است، بله، این آدم اسارت ندارد؛ اصلاً تمام مشکل بشریت، کم بودن این تیپ آدم است!
مسئله ی دیگری که وجود دارد این است که اختلاف داخلی و کشتن همدیگر، لزوماً نقطه ی ضعف نیست. ما هم اگر جریان های منافق مان (که کم هم نیستند)، نفاق را کنار بگذارند و رسماً به اردوگاه دشمن بروند، همین کار را باید بکنیم. بگذریم که "اختلاف داخلی" خواندن اتفاقاتی که بین فتح و حماس در فلسطین افتاد، ذاتاً شگرد رسانه ای است برای معلوم نکردن ظالم و مظلوم!
6- وحدت
چند قرن پیش صفوی ها و عثمانی ها با فتوای تکفیر و ناصبی بودن طرف مقابل به جان هم می افتادند؛ و خیلی مورخین یکی از علل افول قدرت مسلمین را همین می دانند. امام خمینی از اول با شعار وحدت آمد. تشخیص داد که دشمن، کس دیگری است. یک تقسیم بندی جدید را مطرح کرد. در پیام هایش روی "اسلام ناب" تأکید می کرد. روی وحدت خیلی تأکید داشت (این موضوع، شاید برای ما عجیب نباشد؛ اما برای کسانی که تاریخ شیعه می دانند چرا). خیلی ها فشار آوردند که تو برای مقاصد سیاسی، از شیعه عقب نشینی می کنی و... و ما امروز به وضوح می بینیم که نتیجه ی وحدت کاملاً به نفع شیعه (و به تعبیر صحیح تر به نفع انسان) تمام شده.
راجع به پیروان سنی خمینی هم راحت اظهارنظر نکنیم؛ خبر موثق دارم که امام رحمة الله علیه به بعضی از رهبران مبارز سنی که شیعه شده بودند (مثل دکتر کلیم صدیقی)، دستور داد که شیعه شدن تان را ابراز نکنید؛ تقیه کنید تا نقطه ی اتصال ما با عامه ی اهل سنت باشید.
و حرف آخر این که می گویند امام زمان علیه السلام که ظهور کنند –انشاءالله- ، خیلی شیعه ها در مقابل شان خواهند ایستاد، و خیلی غیرمسلمان ها (چه برسد به سنی ها) شیعه خواهند شد و سرباز حضرت. جریان ظهور، جریان حرکت به سمت وحدت است (آقای دکتر همایون –معاون وزیر ارشاد- پژوهش های مفصل و نویی در این زمینه دارند)...احساس نیاز مشترک بشریت از هر دین و مذهبی که باشند. خلاصه ظهور، نیازمند یک سری زمینه سازی هاست. منبع: وبلاگ حدیث نفس
اخیرا شیدا نیز چنین نوشت: یکی از دلایل دشمنی سران عرب با مقاومت اسلامی وجود جریانهای شیعی در مقاومت فلسطین است. از آن طرف برای دلسردی شیعیان و عدم حمایت آنان از این جنبشهای فلسطینی، بحث ناصبی بودن و یا عزاداری برای صدام ملعون را مطرح می کنند، درست مانند طرح عرب ستیزی که از طریق ماهواره ها و سایتها و... در کشورمان ترویج می شود، هر گاه صحبت از حمایت از فلسطین پیش می اید انواع اتهامات نسبت به نژاد عرب پیش کشیده می شود. اما در این جنگ روانی کسی برای تبلیغ این عرب ستیزی هر گز از کشتار حجاج ایرانی در مراسم ضد صهیونیسمی برائت از مشرکین به دست آل سعود خائن و عمو زاده های یهود، سخن به میان نمی اورد!؟ در تبلیغات ضد عربی مزدوران صهیونیسم برای مردم کشورمان، هرگز از ارتباط با صهیونیسم و خیانت سران عربی در حق مردم فلسطین سخنی گفته نمی شود و اصولا این مطالب هرگز در مقوله دلایل عرب ستیزی قرار نمی گیرد. همان ها که پان عربیسم و پان ترکیسم را به وجود اوردند شبهه ناصبی بودن را هم درست کرده اند. در مورد جنبش حماس و مردم فلسطین نیز موضوع به همین صورت است. در کشورهای عربی که عمدتا سنی مذهب هستند،حماس یک گروه شیعی تند رو تحت حمایت ایران معرفی می شود و در کشورهای شیعی چون ایران حماس و مردم فلسطین ضد شیعی، یزید پرست!!
در مورد برگزاری عزاداری برای صدام ملعون در فلسطین نماینده جنبش حماس در ایران در همان روزها در مصاحبه با روزنامه همشهری اعلام کرد این یک شایعه و تهمت برای دلسردی ایرانیان است. کسانی برای صدام مراسم برگزار کردند که از حزب بعث فلسطین و جنبش فتح بودند. به این ادرس مراجعه کنید: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=27005
این سوال و جواب روزنامه همشهری هم خواندنی است: در گفتگو با نماینده حماس: سوال همشهری: وقتي صدام اعدام شد جنبش حماس 3 روز عزاي عمومي اعلام كرد و او را شهيد ناميد. با توجه به نظر و احساس مردم ايران نسبت به صدام اين اقدام حماس چه معنايي داشت؟
جواب نماینده حماس: "من نميدانم اين خبر از كجا آمد و چه كسي در پس انتشار اين خبر بياساس و دروغين بود. درج اين خبر با آن ابعاد گسترده براي ما هم جاي سئوال دارد. ما نه مراسمي براي عزاداري برگزار كرديم و نه حتي يك ساعت عزاي عمومي اعلام كرديم. نه شعار داديم و نه عكس او را بالاي دست گرفتيم. اين خبرها بياساس و دروغ است. ما معتقديم دستهايي در پس تدوين و نشر اين خبر در رسانهها و مطبوعات ايران وجود داشته كه هدفشان ضربه زدن و خدشهدار كردن مناسبات مستحكم جنبش حماس با دولت و مردم عزيز ايران بوده است. اگر منظور شما سازمانهايي مثل جنبش فتح و حزب بعث فلسطين هستند اين سئوال را بايد از آنها داشته باشيد."منبع:http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=27345
بر لزوم حمایت از فلسطین و مقاومت مردمی –اسلامی حماس همین بس که حضرت رسول که سلام خدا بر او و آل پاکش باد فارق از هر گونه مرز بندی برای امت خویش فرمودند: «لا تزال طائفه من امتی ظاهرين علی الحق، لعدوهم قاهرين،لا يضرهم من خالفهم حتی يأتيهم أمر الله عز و جل و هم کذلک، قالوا يا رسول الله، و أين هم ؟ قال ببيت المقدس و أکناف بيت المقدس» یعنی: «طايفه ای از امت من دائماً به ياری حق شتابانند، دشمن خود را مقهور می سازند، مخالفانشان نمی توانند به آنان آسيب برسانند و منتظر امر الهی هستند، سؤال شد يا رسول الله اين طايفه کجايند؟ ايشان پاسخ فرمودند، در بيت المقدس و اطراف آن.» لینک وبلاگ شیدا این آدرس است:http://tabasiran.parsiblog.com
در همین باره دیدن این مطالب جالب توجه است وشواهدی است بر نزدیکی حماس و حرکت های مقاومتی که از فرهنگ امام حسین(ع) الگو گرفته اند:
این هم خبری خوش ازآقا:رهبرحکیم انقلاب:خرید وفروش وواردات کالاهای صهیونیستی جایز نیست.
***همچنین در این رابطه این خبر را ببینید: شیعیان اسرائیل! به گزارش شیعه آنلاین، "محمد غوانمه" که به "ابو العبد" شهرت دارد در این باره می گوید: این شورا هواداران زیادی در سراسر مناطق فلسطینی دارد و اندیشه اولیه تأسیس آن هنگامی به فکرم رسید که در زندان های صهیونیستی به سر می بردم. حدود بیست سال طی سال های 1997- 2000 در زندان های رژیم اشغالگر قدس، اسیر بودم، البته به صورت ناپیوسته. "غوانمه" می افزاید: پیش از اینکه شیعه شوم، از اعضا بلکه از بنیانگذاران جنبش جهاداسلامی فلسطین بودم. وی در مورد هدف تأسیس چنین شورایی می گوید: به دلیل وقوع جنگ میان عراق و ایران، و حمایت فلسطینیان سنی از کشور عراق، فاصله ای میان ملت فلسطین با ایران اسلامی به وجود آمد، و ما مایلیم با تأسیس چنین شورایی بتوانیم هر چه بیشتر چنین فاصله ای را کاهش دهیم و موجب نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر شویم.وی در ادامه گفت: البته برادرانمان در مصر از ما پیشی گرفتند و پیش از ما موفق شدند که جمعیتی برای شیعیان مصر تأسیس کنند. "غوانمه" در مورد زمان تأسیس این شورا گفت: این زمان را وقت مناسبی یافتیم زیرا اولا رابطه جمهوری اسلامی ایران با جنبش حماس بسیار خوب است و این کشور کمک زیادی به ملت مظلوم فلسطین می کند و حزب الله لبنان نیز همچنان در معرض خطر تهدیدات رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل وقت را مناسب دیدیم.
در مورد سنی بودن مردم فلسطین و شیعی بودن این شورا می گوید: هنگامیکه جنبش جهاد اسلامی را تأسیس کردیم، همگان می گفتند یک جنبش شیعی است. اکنون باید اعلام کنم به رغم اینکه این جنبش رابطه خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارد و از سوی این کشور نیز حمایت می شود، اما یک جنبش سنی است و برای وحدت شیعه و سنی تلاش می کند. اما ما به دلیل اینکه هوادارانی در مناطق مختلف فلسطین و نیز سرزمین های اشغالی داریم، تصمیم گرفتیم چنین شورایی تأسیس کنیم تا بتوانیم از آنان حمایت کنیم. "غوانمه" در مورد عزاداری در شهر "رام الله" گفت: ما عزاداری هایی مانند شیعیان برخی کشورهای اسلامی برگزار نمی کنیم، بلکه عاشورا را با دیدگاه سیاسی مورد توجه قرار می دهیم، زیرا اصلی انقلاب امام حسین (ع) علیه ظلم بود.وی در پایان گفت: البته عاشورا نزد اهل سنت نیز یک عید است و آنان این روز را روزه می گیرند. منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=47&cat=1
***حسینیه ای برای شیعیان فلسطین! به گزارش شیعه آنلاین، این حسینیه در روز پنج شنبه 29 شعبان المعظم سال 1425 هجری قمری، مصادف 14 اکتبر 2004 میلادی افتتاح شد. گفتنی است این حسینیه یکی از مؤسسات زیر شاخه "جمعیت جعفریه فلسطین" که مقر اصلی آن در شهر "بیت المقدس" اشغالی است، می باشد. ساخت این حسینیه به دلیل حساس بودن این مسأله و موقعیت این حسینیه در چنین شهر مهمی، به چندین ماه کوشش و تلاش نیاز داشت که به حمدالله توسط تعدادی از برادران شیعه که از مخلصین اهل بیت (ع) هستند، صورت گرفت.منبع: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=46&cat=1
***عزاداري صدام کار همه فلسطيني ها نبود براي اينکه روابط ايران و حماس را زير سوال ببرند، در دي ماه 1385 شايع کردند که حماس مرگ صدام را محکوم کرده است!؟ به گزارش قدس پرس، يوسف رزقه نماينده حماس در همان تاريخ گفت؛ روز عيد بايد روز همبستگي ميان مسلمين باشد ولي اعدام صدام در چنين روزي، احساسات برخي مسلمانان را جريحه دار كرد. وزير اطلاع رساني فلسطين، با اشاره به شايعات مطرح شده درباره اعتراض حماس به اعدام صدام گفت: برخي رسانهها و مطبوعات سعي دارند كه حماس را وارد ماجرا كرده و با ديگر كشورها درگير كنند. در حالي كه ما فقط به زمان اعدام صدام اعتراض كرديم، نه به اصل مجازات وي. زرقه هم چنين ادامه داد: موضع ما در قبال اقدامات و جنايات صدام، خصوصا در مسائلي مانند حمله اين كشور به كويت معلوم و آشكار است. گفتني است كه در روزهاي اخير، برخي رسانهها و گروههاي مختلف، سعي در انعكاس مخالفت حماس با اعدام و به تبع، تخريب روابط آن با ساير كشورهاي مسلمان، علي الخصوص كشورهاي حاشيه خليج فارس داشتند. http://sharifnews.com/?22074
باز دست نیازدراز می کنم هرعزیزی که بتواند درمسیر پاسخگویی به شبهات متعددی که امروزه سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی با کمک منحرفین وساده دلان پخش می کنند، درباره فلسطین قدم بردارد، قدمی در مسیر پیام آقاست. ممنون میشوم که بازازنوشته هاوانتقادات خود، مرا سرشار از نیروی ادامه راه کنید.
