معرفی دو دوست

دوست عزیزم بصیری وبلاگ غرب شناسی را با مرثیه ای برای بازماندگان آمریکایی بیچاره  توفان کاترینا شروع کرد :               http://www.gharbshenasi.blogfa.com

ودوست دیگرم حامد هم در اعتراض به پرشین بلاگ تغییر آدرس داد. متن خودش را می آورم:

به چند دليل ترجيح می دهم آدرس وبلاگم را تغيير دهم و پرشين بلاگ را ترک کنم:
۱- حذف نابه حق وبلاگ ناصر پورپيرار، نويسنده ضدصهيونيست توسط مديران پرشين بلاگ
۲- مزين بودن لوگوی اين سايت به تصوير مزدوران خونخوار هخامنشی که در فاجعه پوريم، به دستور يهود، ملل منطقه و از جمله ايران را برای قرنها از هستی ساقط کردند.
۳- سرعت بالاتر سرورهای ديگر نسبت به پرشين بلاگ
4- دور افتادن نسبی وبلاگ آرمانشهر از هدف اوليه خود
و اما آدرس وبلاگ جديد من:  يهود شناخت:
http://jew.blogfa.com

اعتراض به حضور شرکت صهیونیستی ریو تینو

 
سکوت و سکون تا کی؟
 

اگر من و امثال من که ادعای بسیجی بودن، حزب اللهی بودن و خط امامی بودن داریم، آن موقع که پای شرکت استعماری و صهیونیستی شل را به داخل کشور باز کردند جلوی این کمپانی ایستاده بودیم و مسئولان خائنی که به خود جرأت دادند پای این اختاپوس را به کشور بازکنند به صلابه کشیده بودیم، امروز پای دیگر شرکتها و بانکهای صهیونیستی به داخل کشور باز نشده بود. بدون هیچ سر وصدایی دارند آرام آرام کشور را تقدیم کمپانیهای بدنام و غارتگر بین المللی می کنند و هیچ صدایی هم از بچه بسیجیها در نمی آید. مگر امثال شهید آیت الله سعیدی جز به خاطر اعتراض به حضور چنين شرکتهايی در زندانهای ساواک به قتل رسیدند؟ کجایند این شهیدان تا ببینند که ایران اسلامی جولانگاه اینگونه شرکتها شده و حتی خاطر مدعیان مسلمانی هم پریشان نشده است و نمی شود؟
یادداشت زیر را از وبلاگ استاد عبدالله شهبازی(
shahbazi.org ) بخوانید:   ريوتينتو هم آمد!

خبر ساده است: کمپاني ريوتينتو با تأسيس «شرکت زرکوه» در ايران عمليات استخراج طلا در منطقه ساري گوني کردستان را آغاز مي‌کند. هفتاد در صد سهام شرکت زرکوه به کمپاني ريوتينتو تعلق دارد و 30 در صد به شرکت خدمات اکتشافي کشور (CESCO). طبق امتيازي که وزارت صنايع و معادن به کمپاني ريوتينتو واگذار کرده، مدت زمان بهره‌برداري اين شرکت از معادن طلاي کردستان 25 سال است. به‌گفته يکي از اعضاي هيئت مديره شرکت زرکوه، قرارداد اوّليه براي استخراج طلاي کردستان ميان ريوتينتو و دولت ايران در سال 1379 منعقد شد. به عبارت ديگر، قرارداد ريوتينتو نيز از پيامدهاي سفر همان هيئت بزرگ انگليسي است که در تير 1378 وارد ايران شد. در اين ميان، گزارش تحليلي ايسنا با عنوان «مبادا به سرنوشت گذشته نفت دچار شويم» تنها واکنش جدّي است که تاکنون در قبال شروع فعاليت ريوتينتو در ايران انجام گرفته است.

از زمان سفر هيئت انگليسي در تير 1378، بر ميهن من چه رفته است که هولناک‌ترين غول‌هاي مافيايي دنياي امروز، که تا ديروز نام شان را در کتاب‌ها مي‌خواندم، حضور مقتدرانه خود را در آن آشکار مي‌کنند. ديروز شل و HSBC، امروز ريوتينتو و فردا...؟

ريوتينتو و دو کمپاني همبسته با آن، «لونيکل» (Le Nickel) و «ميفرنا» (Miferna)، در عرصه معادن فلزي داراي همان جايگاهي‌اند که رويال داچ شل در حوزه نفت و گاز، HSBC و بانک‌هاي اقماري آن در حوزه بانکداري، سن آليانس در حوزه بيمه، P&O در حوزه حمل‌ونقل،* دبيرز (De Beers) در حوزه استخراج و تجارت الماس، ويکرز (Vickers) در حوزه صنايع تسليحاتي، مارکوني در حوزه صنايع الکترونيک- نظامي. اين شبکه منسجم و همبسته، که ده‌ها کمپاني نامدار ديگر نيز عضو آن است، به کانون مافيايي مقتدري تعلق دارد که در واژگان سياسي امروز به عنوان «صهيونيسم» شناخته مي‌شود. اين شبکه مافيايي جهان‌وطن محل تجمع سرمايه خاندان‌هاي زرسالاري است که در هدايت تکاپوهاي استعماري- امپرياليستي سده‌هاي اخير نقش اصلي را داشتند. کمپاني‌هاي عضو اين شبکه، همچون «بت عيار»، «هر لحظه» مي‌توانند «به رنگي» درآيند و از پوشش و تابعيت هر کشوري براي انعقاد قرارداد و فعاليت‌هاي خود بهره جويند. شبکه کمپاني‌هاي فوق تنها يک مجموعه مالي- اقتصادي نيست بلکه به عنوان کانون سياسي مقتدري شناخته مي‌شود که نام يکايک کمپاني‌هاي عضو آن با دسيسه‌هاي خونين سياسي، جنگ‌هاي داخلي و کودتاها پيوند خورده است.

ريوتينتو، مانند ساير کمپاني‌هاي عضو اين شبکه، حاصل انباشت سرمايه قاچاق‌چيان ترياک سده نوزدهم ميلادي است؛ همانان که در سده نوزدهم جنگ‌هاي ترياک با چين را برافروختند، ميليون‌ها انسان را به نابودي کشاندند و امروزه همچنان هدايت تجارت جهاني اسلحه و مواد مخدر را به دست دارند. هيو ماتيسون، از اعضاي خاندان ماتيسون و رئيس وقت کمپاني جردن ماتيسون Jardine Matheson & Co. Ltd (بزرگ‌ترين کمپاني تجارت ترياک سده نوزدهم)، و خاندان روچيلد، براي استخراج معادن غني مس شمال اسپانيا، در سال 1873 کمپاني ريوتينتو را با سرمايه سه ميليون و 750 هزار پوند در لندن تأسيس کردند. به‌نوشته چارلز هاروي، از آن پس سر اوکلند گدس، رئيس کمپاني ريوتينتو، به «سلطان واقعي» اسپانيا و آمريکاي لاتين بدل شد.** دکتر هاروي در کتاب فوق نقش روچيلدها در تأسيس کمپاني ريوتينتو و جايگاه اين کمپاني را در جنگ داخلي اسپانيا و حمايت از حکومت فاشيستي فرانکو مورد بررسي قرار داده است. رودلف راکر نيز در رساله تراژدي اسپانيا (نيويورک، 1937) به نقش کمپاني ريوتينتو در اسپانيا پرداخته و از خاندان روچيلد به عنوان يکي از مالکان اين کمپاني ياد کرده است. سو بولاند در مقاله «ريوتينتو: بناشده بر خون» ريوتينتو را متهم مي‌کند که علاوه بر همدستي با رژيم فاشيستي فرانکو، از رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي نيز حمايت مي‌کرد و با رژيم هاي کودتايي، از جمله حکومت ژنرال سوهارتو در اندونزِي، همکاري داشت. بولاند ريوتينتو را بزرگ‌ترين کمپاني معدني جهان مي‌خواند و مي‌نويسد:

«در هر قاره‌اي که ريوتينتو عمل کرده، داستاني يکسان جريان داشته است: زمين بدون پرداخت وجه از مردم بومي گرفته شده، از تشکيل اتحاديه‌هاي آزاد کارگري ممانعت شده، محيط زيست تخريب شده، و روابطي گرم با سياستمداران، دولتمردان و ديکتاتورها برقرار شده است.»

پيوندهاي عميق ريوتينتو با توني بلر و شرکاي نومحافظه‌کار او در ايالات متحده آمريکا را از طريق لرد سيمون مي‌توان شناخت. لرد سيمون، که به عنوان يکي از گردانندگان اصلي، ولي پشت پرده، ريوتينتو شناخته مي‌شود، به محفل دوستان صميمي توني بلر تعلق دارد. مطلعين از «حلقه‌اي يهودي» نام مي‌برند که لرد ياکوب روچيلد، سر اولين روچيلد، لرد مايکل لوي، لرد سيمون، روپرت مورداک (مردوخ)، ويليام فريش و چند تن ديگر اعضاي اصلي آن‌اند و سياست‌هاي دولت توني بلر را تعيين مي‌کنند. لرد سيمون، که پيش‌تر رئيس بريتيش پتروليوم بود، در سال 1997 وزير تجارت اروپايي دولت بلر شد. او در اين زمان عضو هيئت مديره کمپاني‌هاي بزرگي چون گراند متروپوليتن، دويچه بانک، ريوتينتو و آليانس بود. او در ژوئيه 1999 از دولت بلر استعفا داد. در سال 1996 انتشار اسناد دولت کلمبيا آشکار کرد که بريتيش پتروليوم به رياست لرد سيمون در کشتار رهبران اتحاديه‌هاي کارگري و دهقاني اين کشور با گروه‌هاي شبه‌نظامي همکاري داشته و ده‌ها ميليون دلار به ارتش کلمبيا کمک مالي کرده است. لرد سيمون همچنين متهم است که در سال 1993 به صعود حيدر علي ‎اوف به رياست‌جمهوري آذربايجان ياري رسانيد و به اين دليل علي ‎اوف قرارداد پنج ميليارد پوندي استخراج نفت درياي خزر را با کمپاني فوق امضا کرد.

آن‌چه گفته شد، احتمالاً، براي درک ابعاد بس مخاطره‌آميز پيوند با کمپاني‌هاي عضو شبکه مافيايي فوق کفايت مي‌کند. صرفنظر از مباحث اقتصادي و تجاري، اين پرسش به جدّ مطرح است که کدام عقل سليم حضور کمپاني چون ريوتينتو را، که در کارنامه آن مشارکت در ده‌ها و صدها دسيسه خونين سياسي ثبت شده، در منطقه‌اي استراتژيک چون کردستان مي‌پذيرد؟ آيا چنان فقير و درمانده شده‌ايم که بايد براي تکدي «سرمايه خارجي» با تماميت ارضي کشور خود نيز بازي ‌کنيم؟

در پايان ذکر يک توضيح بسيار ضرور است: نگارنده به‌طور اصولي مخالف جذب سرمايه خارجي نيست و وارد اين بحث تخصصي نيز نمي‌شود که آيا به جذب سرمايه خارجي نياز داريم يا خير. سخن اين است که چرا بايد در ميان دو قطب افراطي در نوسان باشيم: زماني «خارجي ستيزي» را به اوج ‌رسانيم و «خوب» و «بد» را به يک چوب ‌رانيم؛ و زماني، سرخورده از افراط پيشين، ارتباط با جهان خارج را در خطرناک‌ترين پيوندها با بدنام‌ترين کانون‌هاي مافيايي جهان معاصر خلاصه کنيم؛ با همانان که در واژگان نهضت امام خميني (ره) و قاموس انقلاب اسلامي دشمن‌ترين دشمنان‌شان شناخته بوديم. ------------------------------------

* «کمپاني کشتيراني شبه جزيره و شرق» (Peninsular and Oriental Steam Navigation Co.) يکي از قديمي‌ترين مجتمع‌هاي استعماري است که بر بنياد تجارت ترياک با چين، به رياست لرد اينچکيپ، شکل گرفت و امروزه مؤسسه‌اي است غول‌پيکر که در حوزه‌هاي متنوع از حمل‌ونقل هوايي و دريايي تا توليد کشتي و تجهيزات نظامي فعاليت دارد. سهامداران اصلي اين مجتمع متنفذترين دودمان‌هاي زرسالار دو سده اخيرند؛ روچيلدها، بارينگ‌ها، هامبروها و جردن ماتيسون‌ها مالکان اصلي اين کمپاني‌اند. تا دهه‌هاي اخير مديريت اين مجتمع به طور سنتي در دست خانواده اينچکيپ بود که از سهامداران مهم آن محسوب مي‌شود. اين مجتمع داراي پيوند با مجتمع بانکي هنگ کنگ و شانگهاي (HSBC) و از پايگاه‌هاي مهم اينتليجنس سرويس بريتانيا است.

** Charles E. Harvey, The Rio Tinto Company: An Economic History of a Leading International Mining Concern, 1873–1954, London: Alison Hodge, 1981.

از وبلاگ آرمانشهر:http://qods.persianblog.com/

برای کودکان مظلوم عراق که زیر چکمه های  تمدن پیشرفته غربند!

جنگ!
جنگ هايبل با قابيل
جنگ افريطه ها با ملكوت
جنگ شيطان با مه و نور
جنگ هر روزه تاريخ!
اوج آن امروز

مرگ!
مرگ هر لحظه عشاق
مرگ خوبان به مكر اشرار
مرگ مهتاب  به دست طاغوت
مرگ فرزندان خدا

اشك!
اشك مادر به مرگ فرزند
اشك تاريخ به هنگام غروب
اشك شاهد دم موت

اوج!
اوج فساد! اوج ظلم! اوج شهوت! اوج بي قيدي و مستي!
اوج قهقهه هاي شيطان
اوج ظلم تاريخ

اينها همه درد است! همه درد!
شيعه سالهاست فرياد اين همه درد است!
و حسين! مرهم اين دردها! و شمشير مبارزه!
دنيا پر شده است از جنگ و خون و درد و مرگ و پوچي انسان مدرن!
ظالمان همه پيدا! همه رسوا! همه منتظر مرگ نهايي!

 

عراق امروز شاهد اين مدعاست! شاهدي بر مدرنيت دنياي مدرن! و دنياي غرب اين مكاراني كه فرزندان شيطانند اين ظلم و بي عدالتي را مديريت مي كنند. بايد خودمان را برای جنگ نهايی آماده کنيم...

از وبلاگ http://cholokabab.persianblog.com/

معرفی یک وبلاگ فعال در زمینه تروریسم صهیونیستی و فریب های رسانه ای غرب

تروریست حقیقی کیست!؟

استفاده ازحربه تروریست بودن رقیب امروزه مد غربی هاست و قطعا از نظر آنها اول تروریست دنیا مسلمانان خصوصا شیعه ها هستند! و در بسیاری از رسانه های گفتاری و شنیداری هزاران بار این را تکرار می کنند تا همه باور کنند به روش گوبلز وزیر تبلیغات آلمان هیتلری. بااین حال رشد اسلام در غرب بسیار بالاست وهنوز استراتژیست هایشان می ترسند! در بسیاری فیلم هایشان هم به صورت غیر مستقیم آدرس به شیعیان می دهند اما با کمال تعجب در خود غرب هم آزادفکرانی اسیر زندان  بزرگ رسانه ها نمی شوند و سران فاسد آنجا را مقصر اصلی می دانند. امروز می خواهم یک دوست خوب را  به شما معرفی کنم. وبلاگ تروریست حقیقی مدتی است که در این زمینه فعالیت خوبی داشته است. برای تقدیر از این عزیز دو مطلب آخرش را می آورم: 

 

مأمور اطلاعات انگليس، مظنون حادثه لندن

 


mi6 

يك كارشناس امور تروريستى و بازرس سابق وزارت دادگسترى آمريكا ادعا كرد كه مظنون اصلى طراحى بمب‌گذارى‌هاى اخير لندن، مامور «ام.آى.سيكس» سازمان جاسوسى انگليس بوده است.

به گزارش ايرنا، «هارون رشيد اسود» پس از دو هفته بازداشت در زامبيا
۱۷ مرداد به انگليس باز گردانده شد و اكنون در زندان به سر مى‌برد.

اسود كه از اهالى منطقه «
يوركشاير غربى» است از جمله مظنونان تروريستى است كه آمريكا خواستار تحويل گرفتن وى است.

بنا بر اين گزارش، اسود در دهه
۱۹۹۰ ميلادى در چهارچوب تلاش‌هاى انگليس براى فعاليت در كوزوو به خدمت سازمان امنيت برون مرزى اين كشور در آمده بود. برخى نشريات چاپ لندن به نقل از مقام‌هاى امنيتى انگليس نوشته‌اند كه اسود طراح اصلى هشت بمب‌گذارى لندن در روزهاى ۱۶ و ۳۰ تير بود كه ۵۶ كشته و ۷۰۰ زخمى بر جاى گذاشت.

ناگفته هایی درباره حادثه 11 سپتامبر و انفجارهای لندن

شش تن از اهالي انگليس كه با عنوان «گروه حقيقت ياب» حادثه 11 سپتامبر - شاخه لندن، فعاليت مي كنند، با انتشار نامه اي خطاب به شوراي مسلمانان انگليس اعلام كرده اند از نظر آنها مسلمانان مسئول حوادث 11 سپتامبر 2001 در آمريكا نبودند، بلكه دولت آمريكا در آن دست داشته است.
در اين نامه آمده است، اكنون نيز در مقصر دانستن مسلمانان در بمب گذاري لندن بايد تأمل كرد زيرا ممكن است دولت انگليس نيز در آن دست داشته باشد.
اعضاي اين گروه در نامه خود آورده اند: اكنون نيز در فضايي مملو از ترس، ساده ترين اقدام درباره بمبگذاري هاي اخير در لندن نتيجه گيري هاي شتابزده و شماتت مسلمانان است، در حالي كه بايد بررسي كرد و منتظر نتايج پژوهش ها ماند تا به تدريج حقايق درباره بمبگذاري ها آشكار شود. اين گروه اعلام آمادگي كرده است در نشستي با حضور كارشناسان نتايج مطالعات و بررسي ها ارائه شوند. در نامه اعضاي «گروه حقيقت ياب حادثه 11سپتامبر» آمده است: بايد در بررسي ها اين گزينه را در ذهن داشت كه ممكن است ثابت شود ماموران دولت انگليس عامل بمبگذاري هاي لندن بوده يا در آنها دست داشته اند تا مسلمانان را مسئول اقدامات تروريستي معرفي سازند، بنابراين، لازم است اين بررسي توسط دولت انگليس صورت نگيرد و مرجع مستقلي آن را انجام دهد.

          
در ادامه نامه آمده است: بلافاصله پس از انفجار برج هاي تجارت جهاني در «نيويورك» رسانه هاي غربي 19 مرد عرب را مسئول آن كار معرفي كردند، اما شواهد علمي نشان مي دهد آن برج ها با انفجارهاي كنترل شده به ويرانه تبديل شد. درباره انفجار در يكي از قطارهاي لندن نيز، شاهد عيني صحنه را به گونه اي ترسيم كرده است كه گويي بمب قبلاً در زير واگن نصب شده بود. در اين نامه ادعا شده است انفجار سه بمب در سه واگن قطار شهري در لندن در فاصله كمتر از 50 ثانيه نشان مي دهد بمب ها به صورت خودكار منفجر شده اند و خبري از بمبگذاران انتحاري نبوده است. علاوه بر آن درست مانند كار نكردن كليه دوربين هاي هواپيماهاي ربوده شده در 11 سپتامبر، تمام دوربين هاي اتوبوسي كه در «لندن» منفجر شد خراب بودند و هنوز كسي نتوانسته است چهره بمب گذاران را ببيند. در اين نامه پرسيده شده: اگر هدف بمبگذاران در «لندن» انفجار اتوبوس و قطار با بمب بود چرا بايد خود را به كشتن مي دادند. كافي بود بمب ها را در كيسه يا كيف در گوشه اي از قطار يا اتوبوس رها كنند تا در زمان تعيين شده منفجر شوند. علاوه بر آن، چرا بايد مسلمانان بمب ها را در مناطق مسلمان نشين لندن منفجر سازند، به چه دليل افرادي كه تازه ازدواج كرده يا بچه دار شده بودند خود را با بمب ها منفجر كردند، و يا اينكه، چرا تمام اوراق شناسايي را با خود همراه داشتند؟

                    
به نظر اعضاي اين گروه، ماجراي بمب گذاري هاي «لندن» كاملاً مشكوك است، زيرا در حالي كه مقامات امنيتي چهار جوان را مسئول بمبگذاري انتحاري در اين شهر معرفي مي كنند، اين چهار جوان در شهر «لوتون» بليت رفت و برگشت قطار خريده و هزينه پاركينگ خودرويشان را براي 10 ساعت توقف در پاركينگ ايستگاه قطار پرداخته بودند، پس نمي خواستند انتحاري عمل كنند. در ادامه اين نامه، اين پرسش مطرح شده است كه آيا القاعده اصلاً وجود دارد يا خير؟ زيرا به نظر اعضاي «گروه حقيقت ياب حادثه 11سپتامبر»، وجود سازماني تروريستي كه در سطح اروپا مشغول فعاليت باشد محل ترديد است و بايد در اين باره تحقيق شود.

                      
اعضاي گروه نوشته اند همچون انفجارهاي مادريد كه به القاعده منتسب شد درباره بمب گذاري هاي لندن نيز چنين ادعايي مطرح شد در حالي كه هنوز معلوم نيست آيا واقعاً سازماني تروريستي به نام القاعده وجود دارد يا ساخته ذهن سياستمداران غربي است.

                   
اعضاي اين گروه كه در «لندن» فعالند، در نامه خود نوشته اند: لحظاتي پيش از ورود «بنيامين نتانياهو»، وزير اسرائيلي به نشستي در نتانیاهو«لندن» كه يكي از بمب ها قرار بود در نزديكي محل نشست منفجر شود، به صورت غريبي به «نتانياهو» اطلاع داده شد در همايش شركت نكند. اما، چه كسي اين خبر را به سازمان امنيت انگليس داده بود؟ آيا همانند حوادث 11سپتامبر كه بين «موساد» و «سيا» همكاري وجود داشت، بين «موساد» و سازمان امنيت انگليس هم در اين زمينه هماهنگي وجود داشته است؟ آيا اگر بمب هاي لندن دو روز زودتر منفجر مي شد انگليسي ها مي توانستند ميزباني مسابقات المپيك سال 2012 را كسب كنند؟ آيا اگر آن بمب ها در حين برگزاري اجلاس سران گروه 8 منفجر نمي شد، «بوش» و متحدانش مي توانستند از شر تظاهركنندگاني كه ماه ها پيش از برگزاري اجلاس سران 8 كشور صنعتي به منظور مبارزه با جنگ و آلودگي هواي زمين دست به هماهنگي و سازماندهي زده بودند، به سادگي خلاص شوند؟ آيا همچون نوبت قبل كه «بوش» براي بازديد از انگليس به «لندن» آمد و قرار بود تظاهرات عظيمي عليه وي صورت گيرد، اما بمب هايي در «اسلامبول» منفجر شد تا اذهان را به سويي ديگر منحرف سازد، انفجارها در «لندن» نيز حساب شده بود؟ اگر اين قبيل بمب گذاري ها نفعي براي مسلمانان ندارد «بوش» و «بلر» براي كنترل بر جهان به چه چيز ديگري نياز دارند؟ به گفته اعضاي «گروه حقيقت ياب» تا چند سال پيش تصور اينكه دولتي با بمب گذاري در سرزمين خودش شرايط را براي پيشبرد اهدافش آماده سازد بسيار بعيد بود، اما اسنادي كه اخيراً و پس از گذشت حداقل 30 سال منتشر شده نشان مي دهند كه كشورهاي غربي در دهه هاي 1960 و 1970 به گروه هاي دست راستي افراطي اجازه و امكانات دادند تا با بمب گذاري در شهرهاي اروپا افراد و سازمان هاي چپ را مسئول آن معرفي كنند و به اين طريق بتوانند اهداف خود را به پيش ببرند و آنها را تروريست معرفي كنند! آيا اكنون استفاده دولت هاي غربي از اين روش ها منسوخ شده است؟ ناگفته نماند كه اداره قطارهاي شهري «لندن» به دست مديران آمريكايي انجام مي گيرد

 

آخر وعاقبت خوش خدمتی به صهیونیست های جلاد

مسلح خوابيدن شارون از ترس يهوديان افراطي

 

يک روزنامه صهيونيستي فاش کرد: «آريل شارون»، نخست‌وزير اين رژيم، به دليل تهديدهاي مخالفان با طرح تخليه نوار غزه، هنگام خواب، اسلحه کمري آماده‌شليک زير بالش خود قرار مي‌دهد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، روزنامه اسرائيلي «معاريو» در شماره امروز خود همچنين اعلام کرد: با وجود اين‌که محافظان شخصي، اقدامات بي‌سابقه‌اي را براي حمايت از جان شارون در نظر گرفته‌اند، ولي وي ترجيح مي‌دهد، کلت کمري آماده شليک را براي خود حفظ کند.
سازمان امنيت داخلي رژيم صهيونيستي (شين بت) به تازگي از تهديد به قتل معارضان طرح تخليه نوار غزه در مورد شارون سخن رانده است.
گروهي از خاخام‌هاي افراطي مخالف با طرح تخليه نوار غزه، اخيرا نخست‌وزير 77 ساله رژيم اسرائيل را تهديد به مرگ کرده‌اند.
نخست‌وزير رژيم صهيونيستي در سفر اخير خود به پاريس، خطاب به يهوديان فرانسه چنين گفته است: من نگران افراطيوني که خواستار مرگ و خواندن نماز ميت براي من شده‌اند، نيستم.
وي همچنين در ادامه افزود: اين اقدام شهرک‌نشينان، بسيار خطرناک است اما من نسبت به کساني که در مسير اجراي اين طرح تلاش مي‌کنند، اطمينان دارم؛ من نه در گذشته و نه در حال حاضر، هرگز در مورد اين موضوع هيچ نگراني و ترسي ندارم و حتي اين نوع تهديدات، تغييري در برنامه‌هاي من ايجاد نمي‌کند.
خبرگزاري فرانسه اعلام داشت: يک منبع نزديک به نخست‌وزير رژيم صهيونيستي، اطلاعات روزنامه «معاريو» را تأييد نکرده است اما گفته، مسئله حمل اسلحه نخست‌وزير اسرائيل در گذشته مطرح بوده و طرح کنوني آن يک مزاح است.
در اسرائيل، ترور نخست‌وزير سابقه دارد چرا که در چهارم نوامبر 1995 ميلادي، هنگامي که «اسحاق رابين»، نخست‌وزير وقت اسرائيل، اقدام به امضاي قرارداد «اسلو» با فلسطينيان نمود، يک افراطي يهودي براي به شکست کشاندن اين قرار داد اقدام به ترور وي کرد.
از آن زمان به بعد، تل‌آويو تصميم گرفت اقدامات گسترده‌اي را براي حمايت از جان نخست‌وزير انجام دهد تا جلوي هرگونه تحرک هم در داخل اسرائيل و هم در خارج عليه نخست‌وزير گرفته شود

.منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=952

 

خاكسپاري نمادين شارون توسط خاخام‌هاي تندرو

 

10 نفر از خاخام‌هاي يهودي مخالف طرح عقب‌نشيني رژيم صهيونيستي از نوار غزه، سه‌شنبه شب آيين خاكسپاري نمادين «آريل شارون» نخست‌وزير اين رژيم، در يك گورستان يهودي نزديك شهر تل آويو برگزار كردند.
به گزارش ديروز منابع خبري فلسطين، خاخام‌هاي يهودي سپس بر قبر نمادين شارون آيين ويژه خود را برگزار كردند.
در اين آيين چند تن از اعضاي گروه تندرو «كاخ» نيز شركت داشتند و شركت كنندگان براي شارون كه به گفته آنها «مي‌خواهد يهوديان را از خانه شان بيرون براند» آرزوي مرگ كردند.
در پي اين حادثه نظاميان رژيم صهيونيستي چند تن از شركت كنندگان را بازداشت كردند. در همين حال، ده‌ها شهرك‌نشين يهودي كه مخالف عقب‌نشيني اسرائيل از نوار غزه هستند دست به تظاهرات اعتراض‌آميز زدند. اين افراد ضمن مسدود كردن جاده بين اسرائيل و شهرك يهودي‌نشين «قوش كاتيو» در نوار غزه، عبور و مرور در اين جاده را مختل كردند.
منابع خبري ذكر شده بدون اشاره به زمان اين تظاهرات افزود: هنگامي كه پليس اسرائيل كوشش كرد تظاهركنندگان را از جاده مذكور دور كند، درگيري هاي محدودي بين شهرك‌نشينان و پليس روي داد.
از سوي ديگر يك شهرك‌نشين صهيونيست ديروز با خودروسواري، «موسي جمال العلامه» نوجوان 14 ساله فلسطيني را نزديك شهر الخليل در جنوب كرانه باختري رود اردن به شهادت رساند. اين صهيونيست تندرو با خودرو سواري درجاده الخليل ـ قدس نوجوان فلسطيني را تعقيب كرد. او را زير گرفت و به شهادت رساند.
همچنين مخالفان خروج رژيم صهيونيستي از غزه ديروز با آغاز تبليغات خود خواستار تظاهرات گسترده‌اي براي روز 11 مردادماه در «سديروت»، شهري در جنوب فلسطين اشغالي كه برخي اوقات هدف شليك موشك مبارزان فلسطيني قرار مي‌گيرد، شدند.
منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=938

تمدن شیطانی و یهودیزه غرب

مناسب دیدم چند مطلب زیر را با هم بیاورم تا انحطاط غرب یهودیزه به ویژه آمریکای صهیونیستی  کاملا برایتان ملموس شود. به راستی که اندیشمند آمریکایی رنه گنون به درستی تمدن غرب را تمدن شیطانی نامید:

 اول:مذهب سازی ، یهود و جوانان

سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند ، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند ، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي كنند .آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند. همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند، مي خواهند.
جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند.
بر اين اساس مي گوييم:

  -۱شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است.

يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان ، خوانندگان، نوازندگان، انتشار سي دي هاي آموزشي، مجلات، روزنامه ها و كاباره ها... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است

تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك ، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد ، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد ، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد.

 -۲ شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.

 -3شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است ، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. پيامبرعزيزاسلام(ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند: در آخر الزمان، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند.

مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند . آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند ، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند . پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد ، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند ، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم.

 -4 به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا

 - 5 به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است ، همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند

 -6 شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند . او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد . آنان همه چيز را منفي مي خواهند ، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن ، فقط ببين . مغزت را ببند، فكر نكن. نقش تو، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست.
آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند، از او مي سازند.پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز ، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند. آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند، خبر دار نمي شوند.حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند ، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند.

 -7راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست ، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.

  -8احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس ، پارلمان اتحاديه اروپايي ، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده ... ننگ آور است.

امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي ، مواد مخدر ، قرص هاي روان گردان و انرژي زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعي ، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع ... معجوني از بيماري هاي روحي ، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است.

 -9 توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني ، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد ، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و ... رخنه كرده ، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.

 -10دوست جوان من بداند:بنيانگذار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي ، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها ، به طور مخفي انجام مي شد ، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود.

صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است.

شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ، مشهور به بيلي رز، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است، تاسيس شد.

غول صنايع مشروب سازي ، يهودي مهاجر ، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها ، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است.

سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي ، به نام روچيلد ، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر ، سرمايه گزاري عظيمي نمود.

اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند، آبستن و باكره را بكاربرد.

سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت.
پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد.

انسانيت زدايي، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است.
و اينك شيطان پرستي با اسطوره سازي و با ارائه مطالب گمراه كننده و پورنوگرافيك سعي در تحقير جوانان و برده داري نوين دارد.

-- در نگارش این سطور از سایت های فراوانی استفاده شده است . به ویژه از سایت آقای عبدالله شهبازی . علی خلیل اسماعیل (برادران)منبع: http://www.atm.parsiblog.com

  دوم:مشاهده شدن بوش پدر و پسر در تشريفات شيطان پرستان

قصر كيمبال چروكي در شهر سداليا در كلورادو، محل اجراي آيين شيطان پرستي كه جس لوي، فرزند موسس كليساي شيطان پرستان، آنتون لوي، آن را چنين توصيف مي كند:" زماني كه ده سالم بود پدر و مادرم مرا به آنجا بردند

قصر كيمبال و تشريفاتي كه در آن اجرا مي شد را به ياد مي آورم. انگار همين ديروز بود. يادم مي آيد شب را در يكي از اتاق خواب هاي آن كه بسيار برايم ترسناك بود مي گذرانديم. اتاق هميشه تاريك بود و بوي خاصي مي داد.

پدرم، آنتون لوي، بيشتر وقتش را در آنجا مي گذراند.هيچ وقت دوست نداشتم به آنجا بروم. من را مجبور مي كردند تشريفات مذهبي را كه بسيار از آنها نفرت داشتم تماشا كنم. يكي از آنها را هرگز فراموش نمي كنم؛ مجمع 13 كه در انجا آدم هاي بدخو و شروري بودند.
وقتي دوازده سالم شد پدرم به من گفت بخاطر سركشي و مخالفتم با كارهايي كه بايد انجام بدهم، مجبورم پيش از آنها به قصر بروم. آن زمان بود كه اين آقايان را ملاقات كردم. آنها نسبت به آنچه ممكن است در صورت انجام ندادن فرامينشان به سرم آيد، هشدار دادند. جرج دبليو بوش پدر يكي از آنها بود. من مقابل آنها ايستادم و گفتم كه دنباله روشان نخواهم بود و جاي پدرم را نخواهم گرفت و اينكه نمي توانند كاري بكنند.

پدرم آن چنان احساس شرمندگي كرد كه از ترس دولا شد. به آنها گفتم به نيروي بزرگتري ايمان دارم و ان نيروي بزرگتر به من گفته است كه هيچ كس نمي تواند نزديكم شود. و بعد برگشتم و آنجا را ترك كردم. آنها هيچ چيز نگفتند. فكر مي كنم همه شان احساس ترس و خشم پيدا كرده بودند. يادم مي آيد پدرم گفت اين حرف هاي يك بچه است.
اسكات ميلمن را هم به خاطر مي آورم. همه ما هم سن و سال بوديم. در آنجا ديگران هم بودند، اما آنها را به ياد ندارم.

در زير ساختمان تونلي وجود داشت كه يك شب من و اسكات را به آنجا بردند و اصلا خوب نبود. تا همين امروز هر وقت مي خواهم از آن صحبت كنم احساس ترس بر من چيره مي شود. بعضي مي گويند آخر تونل نور است، اما آخر تونل،جايي كه شيطان پرستان جمع مي شوند و كارهاي ناگفتني انجام مي دهند فقط تاريكي است. اعمال آنها مثل كابوس مي ماند.كارهايي كه با بچه ها مي كنند غير قابل بيان است.

 فكر اينكه بوش و كل خانواده اش جزئي از چنين اعمالي هستند، براي بعضي غير قابل باور است. اما خداوند همه ما را از گرگي كه به لباس بره درآمده برحذر مي دارد.همه خانواده بوش شيطان پرست هستند و تا آخرين نفس آن را دنبال مي كنند. بوش پسر را زماني كه يكبار به همراه پدرش براي اجراي يكي از تشريفات به قصر آمد به خاطر مي آورم. افكار امروزم درست همانند همان زمان است. او مرد يخ زده شيطان است و مثل اسلحه، مرگبار. "
 نوشته:جس لوي     مترجم: ف.ش

 منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=958

 سوم:ترويج شيطان پرستي در ايتاليا

 واحد مركزي خبر : مقامات دولت ايتاليا و كليساي كاتوليك ازترويج شيطان پرستي و جادوگري دراين كشور ابراز نگراني كردند. به گزارش شبكه تلويزيوني بي .بي .سي , در پي ترويج شيطان پرستي و روآوردن جوانان به سحر و جادو , مقامات پليس ايتاليا در مورد اين گروهها تحقيقاتشان را گسترش داده اند در حاليكه مقامات دولتي ايتاليا اعلام كردند شيطان پرستي دراين كشور ممنوع نيست اما آنها نگران اين مسئله هستند كه مراسم شيطان پرستي به قتل برخي افراد منجر شود. به عنوان مثال دو نفر از يك گروه موسيقي راك به نام جانوران شيطان محكوم به قتل خواننده اين گروه و نامزد وي شدند.  آنها بر اين عقيده بودند كه نامزد خواننده گروه جانوران شيطان همان مريم باكره بوده است  اين دو نفر در آئين شيطان پرستي همراه با مصرف مقادير زيادي مواد مخدر به قتل رسيده اند. اين اخبار و امثال آن مردم ايتاليا را به وحشت انداخته است .

منبع:  http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=950

 چهارم: سقوط ارزشهاي اخلاقي در جامعه آمريكا

واحد مركزي خبر : مردم آمريكا معتقدند كه ارزشهاي اخلاقي در جامعه اين كشور به شدت رو به كاهش گذاشته است .

به نوشته روزنامه روسي ايزوستيا , نتايج نظرسنجي مركز تحقيقاتي گلاپا نشان مي دهد كه هفتاد و هفت درصد پرسش شوندگان چنين عقيده اي دارند و اين درحالي است كه سه سال پيش نظر آمريكاييها خوش بينانه تر بود و شصت و هفت درصد آنها معتقد بودند سطح اخلاقيات در جامعه پايين آمده است .

براساس نتايج اين نظرسنجي , نود و سه درصد آمريكاييها خيانت همسران را غيراخلاقي مي دانند , شصت و شش درصد آنها طلاق را تقبيح نمي كنند , پنجاه و هشت درصد آنها هيچ مخالفتي با روابط جنسي خارج از ازدواج ندارند و از نظر پنجاه و چهار درصد از آمريكاييها تولد كودكان نامشروع هيچ اشكالي ندارد.

محققان مركز گلاپا معتقدند كه نظر اهالي مناطق مختلف آمريكا متفاوت است و به عنوان نمونه پنجاه و يك درصد آنها سقط جنين را از نظر اخلاقي غير قابل قبول مي دانند , از نظر چهل درصد آنها اين كار مجاز است و به عقيده هشت درصد آمريكاييها تصميم گيري در اين خصوص به شرايط بستگي دارد. همچنين بيش از نيمي از آمريكاييها با هم جنس بازي مخالف هستند , هشتاد و هفت درصد شبيه سازي را رد مي كنند و دو سوم آنها اعلام كرده اند كه با آزمايش داروها و مواد آرايشي روي موجودات زنده موافق هستند.

منبع: ttp://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=985

  پنجم: ايستگاه تلويزيوني تركيه به يك يهودي آمريكايي فروخته شد.

واحد مركزي خبر : يك يهودي آمريكايي يكي از ايستگاههاي تلويزيوني تركيه را خريداري كرد.
به نوشته ديروز روزنامه الخليج امارات دراينترنت رونالد لودرايستگاه تلويزيوني خصوصي تي .جي .آر.تي تركيه را از صاحب آن انور اوران كه يك سرمايه دار ترك است , خريد!
گفتني است لودر صاحب چندين ايستگاه تلويزيوني در كشورهاي اسلواكي , اسلوني , روماني , اوكراين و مجارستان است وي رئيس انجمن هاي يهودي آمريكا و صاحب شركت مواد آرايشي « استا لودر » است. منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=956

  ششم:نفوذ پنتاگون در هاليوود

امروزه فيلم هاي نظامي توجه عامه مردم را به خود جذب نموده اند؛ اما نه فيلم هاي انتقاد برانگيز هاليوود.هم اكنون مركز نظامي پنتاگون اجازه دارد روي بخش عظيمي از فيلم نامه ها تصميم گيري كند. اين موضوع را مجله رسانه اي "Brills Content" افشا نموده است.
نيروي نظامي امريكا افسراني دارد كه وظيفه شان بحث درباره پروژه هاي سينمايي هاليوود است. نظاميان اجازه دارند نسخه كامل فيلم نامه ها را مطالعه كنند، مخصوصا زماني كه تصوير نامناسبي از ارتش به صحنه كشيده مي شود.

يك مثال: در نسخه فيلم "شهاب آسماني" يك شاتل فضايي امريكايي با تجهيزات و جنگ افزار هسته اي به آسمان فرستاده مي شود تا شهاب سنگي را كه زمين را تهديد مي كند تكه تكه كند. اما پنتاگون اين موضوع را نپسنديد. چون ايالات متحده معاهده اي را بر مبناي عدم استفاده از تسليحات هسته اي در فضا، امضا كرده است.

در عوض براي اينكه نسخه تغيير كند و شهاب سنگ هدف موشك مجهز به هواپيماي جنگنده قرار گيرد، نيروي هوايي يك هواپيماي اف شانزده، يك پايگاه هوايي، چند خلبان و ساعت پرواز در اختيار فيلم سازان قرار داد. فيلم دراماتيك شد و نيروي هوايي اين فرصت را يافت تا به نمايش آخرين تجهيزات و خلبانان قهرمان خود بپردازد.

ارتش گمان مي كند چنان در فيلم هاي هاليوود پيشرفت كرده كه بايد تجهيزات و پرسنل مجاني در اختيار آنان بگذارد. تنها خرجي كه كمپاني هاي فيلم سازي بايد بپردازند هزينه هاي اظافي مثل سوخت است.

هر سال حدود صد نسخه فيلم به دست نيروي هوايي مي رسد و آنها هر سال در 30 پروژه شركت مي جويند. در اين ميان تهيه كنندگان و كارگردان ها براي مشاهده آخرين سيستم هاي نظامي دعوت مي شوند.

قبل از فيلم بزرگ "آرمگدون" بحث هاي شديدي ميان نيروي هوايي ارتش، كه مي خواست بروس ويليامز در نقش يك تكنسين نيروي هوايي بازي كند، و كارگردان فيلم، جري براكهيمر، كه مي خواست او نقش يك دريانورد كاركشته را ايفا نمايد، بالا گرفته بود. در نهايت شخصيت جديدي به ميان آمد كه از نيروي هوايي بود.

گاهي ارتش با وجود علاقه نداشتن به فيلم نامه مشاركت خود را ادامه مي دهد. در فيلم "تير شكسته" يك سلاح هسته اي دزديده ميشود. ارتش اين موضوع را غير قابل تحمل يافت و پنتاگون در پاسخ به "مساعدت كامل" گروه فيلم سازي جواب منفي داد. با اين وجود نيروي هوايي كمك محدودي در زمينه اطلاعات درباره نوع يونيفرم و غيره ارائه كرد.
علت اينكه تهيه كنندگان با تاثير گذاري گسترده ارتش بر فيلم ها موافقت مي كنند اين است كه اجاره تجهيزات نظامي واقعي براي فيلم سازان بسيار پر هزينه است. هيچ چيز بهتر از هواپيماي جنگنده واقعي يا آشيانه واقعي نيست. اگر پنتاگون لوازم مهم را در اختيارتهيه كنندگان بگذارد بسيار در هزينه ها صرفه جويي مي شود. در غير اين صورت آن ها بايد بالگردهاي پر خرج اجاره كنند و با كامپيوتر صحنه سازي نمايند. نيروي هوايي امريكا براي ساخت فيلم "نيروي هوايي يك" شش هواپيماي اف-156 را بطور تقريبا رايگان در اختيار فيلم سازان نهاد. چاره ديگر اين است كه توليد را به اسرائيل ببرند، جايي كه ارتش چنين هواپيما هايي را به مبلغ دلار25000 در ساعت اجاره مي دهد.

مترجم: ف.ش از  مجله سويسي  Hallandsposten 

 منبع:http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=996

  ...و هفتم: نماینده كنگره امریكا:   مكه را بمباران می‌كنیم!؟؟؟

یك نماینده جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریكا در اهانتی آشكار به مقدسات مسلمانان، حمله اتمی آمریكا را به مكه مكرمه، برای نابودی بیت الله الحرام منتفی ندانست.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه اماراتی «الخلیج»، «تام تانكریدو»، نماینده جمهوریخواه ایالت «كلرادو» در مجلس نمایندگان آمریكا، گفت: «اگر شهرهای آمریكا هدف حملات هسته ای قرار گیرد و روشن شود كه كار مسلمانان اصولگرای تندرو بوده است، می توان گفت نیروهای آمریكایی ممكن است اماكن مقدس آنها را نابود كنند.» «پت كمبل» مجری برنامه تلویزیونی از «تانكریدو» پرسید: «شما از بمباران مكه سخن می‌گویید؟» و این نماینده آمریكایی در كمال وقاهت گفت:بله گروه‌هایی مانند القاعده و طالبان كه آمریكا معمولاً حملات تروریستی را به آنها نسبت می دهد، همگی ساخته و پرداخته خود آمریكا برای تأمین منافع نامشروع آن هستند.

 منبع: http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=932

خبرگزاری صهیونیستی معاریو

 خبرگزاری معاريو متعلق به يعقوب نيمرودي، يهودي عراقي، است که ساليان طولاني، در دوران حکومت محمدرضا پهلوي، مسئول شبکه‌هاي جاسوسي اسرائيل در ايران و عراق بود و به کار قاچاق آثار باستاني و اشياء عتيقه نيز اشتغال داشت. يعقوب نيمرودي بعدها مدتي رئيس کل موساد شد. هم‌اکنون رياست خبرگزاري و روزنامه معاريو را اوفر نيمرودي، پسر يعقوب، به عهده دارد.

يعقوب نيمرودي

اوفر نيمرودي

از سایت استاد عبدالله شهبازی

به جرم سخنرانی عليه آمريكا و اسراييل روحانی شيعه در يمن

۲۴ مردادماه دولت يمن يكی از رهبران شيعه را به اتهام حمله به نيروهای امنيتی اين كشور و موضع‌گيری در برابر اسرائيل و آمريكا تحت محاكمه قرار داد.
به نقل از BBC، دادستان كل كشور يمن ۳۰ نفر را با اتهاماتی مانند حمله به نيروهای دولتی، تحريك احساسات ضدآمريكايی و عضويت در گروه‌های نظامی غيرقانونی تحت پيگرد قانونی قرار دارد.
«سعيد العاقل» يكی از رهبران شيعه، متهم به حمايت از «حسين الهوثی» است. حسين الهوثی در نزاع با نيروهای يمنی در سال ۲۰۰۴ كشته شد.
از اتهامات ديگر وی طرح‌ريزی حمله به نيروهای امنيتی يمن در صنعاست كه در آن يك افسر نظامی كشته و ۲۷ نفر مجروح شدند.
اين ۳۰ نفر همچنين متهم به طرح‌ريزی حمله به ساختمان نيروهای امنيتی، يك پادگان نظامی و مقر تلويزيون دولتی هستند.


«نقيب قدری» قاضی دادگاه بعد از اينكه متهم شروع به سردادن شعارهای ضدآمريكايی و ضداسرائيلی و نيز خواندن قرآن كرد، مجبور شد ختم دادگاه را اعلام كند.
گفتنی است دولت يمن تعداد زيادی از علما و روحانيون يمنی را به جرم موعظه عليه دولت آمريكا و اسراييل تحت بازجويی و پيگرد قرار داده است.

به نقل از سایت موعود

نظامیان اطلاعاتی آمریكا و اسرائیل در مرز ايران و عراق

منابع امنیتی عراق از دور تازه حضور مامورین و نظامیان اطلاعاتی آمریكا و اسراییل روبروی نوار مرزی شمال غرب ایران، در خاك عراق بویژه در منطقه حاج عمران خبر می‌دهند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از این منابع، بیش از 45 افسر اطلاعاتی اسراییل و آمریكا و یك كشور اروپایی عضو ناتو در پایگاه شنود آمریكاییها در شمال شرق عراق استقرار داشته و عمده فعالیت آنها سازماندهی اطلاعاتی و عملیاتی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
منابع امنیتی عراق می‌گویند از مدتها پیش با همكاری مزدوران كرد از تركیه و عراق و عده‌ای از خود فروختگان گروه‌های ضد انقلاب ایرانی، ستاد بحران سازی در مناطق كردنشین ایران آغاز به كار كرده است كه اسرایییل و آمریكا در هدایت و پشتیبانی آن نقش ویژه‌ای دارند و اخیرا مزدوران آنها به سلاح‌های پیشرفته خود كار و كوچك و دستگاه‌های بسیار مدرن شنود مجهز شده‌اند.


این گزارش می‌افزاید در این پایگاه جعل اسناد دولتی ایران بویژه كارت‌ها و برگ ماموریت‌های نیروهای نظامی و انتظامی ایران صورت می‌گیرد و همچنین پول‌های ایرانی در آن جعل می‌شود.
این منابع تاكید می‌كنند پایگاه اطلاعاتی آمریكا و اسراییل به شدت بر شنود مكالمات تلفنی در مناطق كردنشین ایران اصرار دارد.

منبع:
http://www.mouood.org/modules.php?name=News&file=article&sid=968

چرا مسلمانان نسبت به ويرانی اماكن مقدس سكوت كرده‌اند؟

فقدان عكس‌العمل جهان اسلام در برابر مقامات عربستان سعودی مبنی بر ويرانی خانه حضرت محمد(ص) جای تعجب دارد.
به نقل از «Daily Times»، تارك فتاح، در مقاله خود در تورنتو استار با بيان اين مطلب چنين نوشت: جای تعجب است كه ويرانی مسجد بابری در هند باعث برانگيخته‌شدن احساسات و عواطف مسلمانان شد اما طرح عربستان سعودی مبنی بر ويرانی خانه حضرت محمد(ص) هيچ عكس‌العملی از سوی مسلمانان در برنداشت.
فتاح در مقاله‌اش اظهار داشت: ويرانی خانه حضرت محمد(ص) و برج‌سازی برج‌سازان عربستانی، اعتراض هيچ مفتی، آيت‌الله، پادشاه و دولتمدار مسلمان را به همراه نداشت.
وی تصريح كرد: فقط يك معمار عربستانی به نام دكتر «سامی انقاوی» به مقابله با تخريب بناهای تاريخی عربستان برخاسته است.
فتاح نسبت به ويرانی اين خانه كه حضرت محمد (ص) در آن كلمات وحی را دريافت می‌كرد، هشدار داد.


به نوشته وی از بين‌بردن ميراث اسلامی در جهان پديده جديدی نيست.
وی خاطرنشان كرد كه در دو دهه گذشته، ۹۵ درصد از ساختمان‌های تاريخی مكه ويران شده است.
اولين‌بار در اوايل دهه ۱۹۲۰، دولت عربستان قبرستان بقيع در مدينه را كه مدفن اهل‌بيت پيامبر(ص) است ويران كرد.

از سایت موعود

ردپاي اسراييل در غرب ایران

 
 

حوادث مهاباد و گسترش آن به سردشت و اخبار ضد و نقيض خبرگزاريها،از جمله واحدهاي خبري تجزيه‌طلبان كرد در مناطق كردنشين تركيه و عراق، سناريوي جديدي را به منصه ظهور رسانده‌است كه از آن به بابل، سرزمين آباء و اجدادي صهيونيست ها در نزديكي بغداد، تعبیر می شود. روند رو به گسترش نفوذ اسرائيل در منطقه خاورميانه علي‌الخصوص تركيه (كردستان) و عراق (شمال عراق) و ايجاد رويكرد كردستان آزاد و مستقل دوكاركرد عمده را براي اسراييل به همراه خواهد داشت. اول: استحكام پايه‌هاي نفوذ اسرائيل در منطقه با گسترش جغرافيايي آن در خاكهاي اردن و رسيدن در مناطق شمالي كردستان عراق و تركيه و دوم مهار كمربند امنيتي جمهوري اسلامي ايران با ايجاد كانون‌هاي نفوذ قدرت و افزايش آنان در نوار مرزي اسراييل و در نتيجه كور كردن قدرت بازدارندگي حزب‌الله لبنان. در اين سناريوي جديد طرح ايجاد اختلاف از جانب كردها با دولت مركزي در چهار كشور (تركيه ـ عراق ـ ‌سوريه و ايران) در دستور كار قرار گرفته است.


 حوادث‌هاي مناطق كردنشين سوريه در 2004 و حوادث‌هاي مناطق كردنشين تركيه و عراق پس از جنگ دوم خليج ‌فارس (حمله آمريكا به عراق پس از تصرف كويت توسط عراق) در اين رويكرد قابل تعريف مي‌باشد كه تنها كشور باقي مانده يعني ايران نيز با بهانه كمك‌هاي جعلي از كمال اسفرم، معروف به شوانه سيدقادري و ايجاد احساس انتقام در رويكرد كردي ـ فارسي مرحله اول سناريوي فوق شكل گرفت. به نظر مي‌رسد مرحله دوم (پس از ايجاد اختلاف كردها با دولت مركزي) ايجاد زمينه‌هاي جنگ داخلي در مناطق كردنشين باشد كه با عملكرد گروههاي «پژاك» و «پ.ك.ك» در اواخر تيرماه 1384 مبتني بر دستور حمله به تمام يكان‌ها و چريك‌هاي نظامي اين گروهها به پايگاههاي نظامي ايران بستر مرحله دوم آغاز گرديده است. تفكيك اجرايي اين پروژه و تركيب آن با حوادث و رويدادهاي منطقه و جهان صحنه نفوذ و تاثيرگذاري تفكرات صهيونيستي را در مناطق كردنشين منطقه كاملاً مشخص مي‌سازد.آنچه در اين مقطع به منظور مهار مراحل بعدي طرح ضروري به نظر مي‌رسد اطلاع‌رساني دقيق و بهره‌گيري از تواناييهاي فرهنگي اجتماعي در مناطق كردنشين كشور مي باشد. روند كند توسعه اقتصادي در مناطق مرزي كه داراي بار اقليت قومي نيز مي‌باشند مي‌تواند با تاثيرپذيري از رويكردهاي همگرايي قومي در بستر تفكرات جهاني پيامدهاي منفي را براي كشورهاي منطقه به بار آورد. از اين‌رو ايجاد اتحاديه‌هاي ميهني در مناطق چهارگانه با ايجاد حوزه‌هاي مشاركت فرهنگي ـ اقتصادي مي‌تواند طرح ايجاد اختلاف اكراد با دولت‌ها را تضعيف و از بسترسازي حركت‌هاي نظامي جلوگيري كند. شناسايي و آشكارسازي اهداف صهيونيسم و اسرائيل در منطقه با پوشش اقتصادي، فرهنگي و تحت لواي مستشاران سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي در اين عرصه مي‌تواند بر فضاي دگرديسي دشمن‌شناسي اكراد تاثير گذاشته و دشمني مبتني بر دولت محوري بر دشمني اسرائيل تبديل گردد. از اين رو اهميت دارد در برخورد با حوادث قومي كه پس از استان خوزستان در كردستان شاهد آن مي‌باشيم از تحمل‌پذيري بالاتر برخوردار بوده و با تعيين سه‌سطح همياري به چنين مناطقي در سه دوره كوتاه مدت،ميان مدت و بلندمدت بتوانيم به تعامل دولت ملي و همكاري منطقه‌اي در خصوص مناطق قومي خود دست يابيم.
محمود کلاهچیان

منبع : پژوهشکده مطالعات راهبردی

كتاب «يهوديان در قرآن» منتشر شد

 

تازه‌هاي كتابكتاب «يهوديان در قرآن» تأليف «علامه سيدسابق» يكی از علمای الازهر مصر است كه توسط انتشارات «حرمين» در زاهدان منتشر شد.
اين كتاب كه توسط «سيدمحمد شيخ‌احمد» ترجمه شده است، شامل يك مقدمه و بخش‌های مختلفی با موضوعات يهوديان چه كسانی هستند، اخلاق يهوديان، تعاليم يهوديان، سركشی بنی‌اسراييل و مجازات خداوند برای آنها است.
نمونه‌هايی از سركشی و نافرمانی بنی‌اسراييل در زمان حضرت موسی(ع)، يهوديان و عيسی(ع)، دشمنی يهوديان با اسلام و مسلمين از ديگر عناوين اين اثر هستند.


نويسنده در اين كتاب، قوم بنی‌اسراييل را از منظر قرآن‌كريم مورد نقد و بررسی قرار داده است و در بخشی از كتاب خود نوشته: «خداوند بسياری از مزايا و نعمت‌ها را به بنی‌اسراييل اختصاص داد و پيامبرانی به سوی آنها فرستاد تا آنها را به سوی حق و خير و كمال متوجه سازد، اما سرنوشت بيشتر يهوديان، سرشت سركشی‌كنندگان از حق است، نه به حق اهتمام می‌جويند و نه به سوی آن می‌روند و وجودشان آموزه‌های پيامبران را نمی‌گيرد.»
«سيدسابق» در اين اثر تأكيد می‌كند كه آموزه‌هايی كه يهوديان و علمای آنان ذكر می‌كنند، آلوده به انواع شرارت‌ها است و برای گواه اين مدعا برخی از گفتارهای تعاليم يهود را ذكر می‌كند كه به برخی از آنها اشاره می‌كنيم:
«بهشت مخصوص يهوديان است و نه غير آنها، ملت برگزيده يهود مستحق زندگی ابدی است و ساير ملت‌ها مانند چهارپايان هستند.
و از ديگر تعاليم يهود اين است كه چرا خداوند غيريهودی را خلق كرده است؟
كسانی كه از دين يهود خارج هستند، خوك‌های نجس هستند و اگر بيگانه‌ای غيريهودی به صورت انسان خلق شده فقط برای آن است كه لياقت خدمت به يهوديانی را دارد كه برای خدمت به آنها خلق شده است.»
در بخش ديگر اين كتاب آمده: «يهوديان از اين كه ظهور اسلام را می‌ديدند همواره اندوهگين بودند و سرانجام به سبب حسادت‌ها و فرومايگی، حيله‌بازی و خيانت و پستی كه در آنها رسوخ كرده بود، فتنه‌هايشان شروع شد.
به همين جهت تورات آنها را ملت خيره‌سر و كله‌شق و انجيل ياوه‌‌گويان گمراه و يحيی پيامبر آنها افعی‌زادگان توصيف می‌كند.»
منبع: سایت موعود

اعتراض به فیلتر وبلاگ ناصر پور پیرار/ویرایش دوم در فروردین1388

امروز ۱۸فروردین ۱۳۸۸ باز به آرشیو وبلاگ خود سر زدم و این مطلبم را دیدم. قبلا در شهریور۱۳۸۴ عین متن حامد را در اینجا کار کرده بودم. امروز زمانی گذشته وبا ناصر پورپیرار بیشتر اشنا شده ام. امروز دیگر در اینکه وی واقعا ضدصهیون باشد شک دارم. حتی به وی و نوشته هایش یاتردید زیاد می نگرم. نمی دانم. برخی میگویند او برای لوث کردن مباحث ضدصهیون کار می کند وبرخی او را ضدصهیونی می دانند که بی پرواست. در هرصورت گفتم این را نوشته باشم تا شما مخاطب گران قدر، عالمانه باز نظری بر نوشته های او بیندازید و خود تصمیم علمی خود را مبنب بر قبول یا عدم قبولنوشته های وی داشته باشید. ممنون. نوشته قدیمی خود را با اندکی اصلاح می گذارم بماند، تا راه تحقیق و علم و اندیشه را نبسته باشم.

خوشبختانه امروز سایت حماس باز شد. این مطلب را هم برای حمایت از یک محقق تاریخ ایران و یهود عینا از وبلاگ آرمانشهر می آورم: فیلتر وبلاگ نویسنده ضد صهیونیست