نقدی جدی بر پخش تلویزیونی فوتبال باشگاهی در مدارس کشور  در آبان 97

📛اعلان خطر به خانواده ها: تربیت مبتنی بر تماشای فوتبال یا ورزشکارشدن دانش آموزان! (اعتراض جدی والدین به تصمیم آموزش و پرورش مبتنی بر پخش یک مسابقه باشگاهی در مدارس کشور به جای گفتگوی علمی درباره فلسفه و تاریخ و فیزیولوژی و روان شناسی ورزش مدرن وسنتی با دانش آموزان و تلاش بر حفظ روحیه ورزشکاری در دانش آموزان کشور)

🏇 من هم یک معلمم. سال هاست که مفتخر به این عبادت خداپسند در مراکز مختلف کشور بوده ام و از خدای خود می خواهم که تا پایان عمر توان و توفیق معلمی را از بنده نگیرد. بارها برای شاگردانم در سنین مختلف، از اهمیت ورزش های مفید و رزمی و عمومی و از تاریخ و فلسفه و روان شناسی و جامعه شناسی ورزش مدرن و سنتی و تجارت هایی که به اسم ورزش می شود، گفته ام و از آنها مطالب زیادی اموخته ام.

🏊 دو فرزندم در مدارس خوبی وابسته به آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران مشغول تحصیلند. خیالم جمع است که معلمان بچه هایم، مسلمان و پاک و لسوزند و به بچه هایم اموری را آموزش می دهند که مورد پسند حضرت حق و اهل بیت مکرمش و وجدان ناب تاریخ است.

🚴 خوشحالم که بچه هایم در مدارس جمهوری اسلامی هستند و در کشورهای کثیف و بی عفت و شهوت آلود و مشرک یا کشورهای افراطی و متحجر و وهابی نیستند. خوشحالم که بچه هایم در مدرسه، درس ایثار و شهادت می آموزند نه غفلت و سرخوشی و تنبلی و سستی و لغویات را...

👆با این احوال معترضم که چرا و به چه حقی برای اولین بار، تا آنجا که بنده به یا دارم، به خاطر پخش یک مسابقه فوتبال بی ارزش بین دوتیم باشگاهی ایران و ژاپن، مسئولان آموزش و پرورش، سه زنگ از وقت بچه های ما را در مدارس گرفتند؟ به شهادت بچه های مدرسه فرزندم. و چرا اعتراض به حق برخی از مدیران و معلمین دلسوز و والدین عاقل شنیده نشد؟ چرا پخش فوتبال در برنامه مدارس قرار گرفته شد؟!

👌از نظر هر عقل سلیم و منصفی، دولت و وزارتخانه اشتباه کرده اند که این کار را کرده اند؛ گرچه سپاس گزار تلاش های ارزشمند معلمان عزیز و وزارتخانه برای بچه های ایران هستیم... ورزش فوتبال را که الگوهای ناسالم بسیار زیاد و پررو و قانون شکنی را به جامعه غرب و متاسفانه جامعه غربزده شهرنشین ما، تحویل داده است، چرا برای بچه های معصوم دبستان و راهنمایی تبدیل به الگو و ارزش می کنند؟!
به شهادت تاریخ ورزش نویسان، فوتبال، ورزش نمایی است که بیش از ورزش بودن، به یک تجارت کثیف و مروج سبک زندگی یله و لیبرال و بی هویت غربی تبدیل شده است، چرا تبدیل به ارزش می کنید؟!

👆آقایان اموزش و پرورش و دولت! شما حق ندارید که وقت تحصیل بچه ها را به این تماشاهای بازی های غفلت آمیز و لغو اختصاص دهید. بنده به سهم خودم از برخی روسای آموزش و پرورش ناراحتم. بنده قطعا از وزیر و معاون مربوطه ناراحت و شاکی هستم.

👌جالب است که مدیر دبستان فرزندم با اعلان نارصایتی از این کار، جلوی دویست دانش آموز گفته بود که آموزش و پرورش ما را به این کار واداشته است. واقعا متاسفم که در این دولت سست و غربزده، وقت تحصیل بچه های ما را هم گرفته اند به خاطر تماشای فوتبال و معلمان شریف را هم حساب نکرده اند...

🌐به شهادت متون متقن تاریخ فوتبال و تاریخ استعمار، فوتبال، ورزش نمایی انگلیسی است که برای خواباندن اعتراضات ضدانگلیسی در امریکای جنوبی در انجا توسط شرکت های جنایتکار انگلیسی رواج داده شد و و اعتراضات خوابید و ان کشورها مستعمره شدند!

🌵 به شهادت فیزیولوژیست های ورزش و پزشکان حاذق و نه پول پرستان طبیب نما، فوتبال برای برخی عضلات بدن مضر است و ورزشی است که در جوانی باید از آن بازنشست شد؛ اصلا بیشتر جوگیری و رسانه ها هستند که ان را ورزشی دنیای غافلانه جدید کرده اند و نه عقلای ورزش شناس.

🌽 فیلسوفان ورزش و فیزیولوژیست ها درباره مضرات جسمی و روحی فوتبال، کتب و مقالات خوبی دارند. (مثلا ر.ک: مجله اطلاعات حکمت و معرفت، ش مرداد 88 یا این ادرس که مقالات متنوعی در این باره دارد) حال چه رسد به تماشای این ورزش غیرسالم که مدعیان باکلاسش نیز تبدیل به افرادی سیاس و تمامیت خواه چون ع.ف.پور می شوند که به قوانین رسانه ملی مردم ایران نیز رحم نمی کند و قلدربازی درمی آورند و برنامه پرمخاطبی را با مصاحبه با سیاسیون غربزده و بی هویت و مفتون غرب و پول، به گند می کشد؛ گرچه به جا به همان برنامه و ستاره سازی ها و حاشیه سازی های مزخرفش از بی هویت های شکم پر و شهوت پرست به اسم ورزشکار معترض بوده و هستیم.

❄ آقایان نمایندگان! لطفا وزیر آموزش و پرورش و اقدام بی دلیل و غلط او را در مجلس به پرسش بکشید. آقایان! ما بچه هایمان را برای تحصیل علم به مدرسه فرستاده ایم نه تماشای یک بازی بی ارزش از یک ورزش نمای بی ارزش تر!

🔥آقایان حرف حق مردم را بشنوید و از آرمان های انقلاب دور نشوید. آقایان ما بچه هایمان را درسخوان و فکور و ورزشکار می خواهیم، نه بی اخلاق و غربزده و غافل و تماشاچی منفعل برای فوتبال پرحاشیه و کم دستاورد! ما مخالف غفلت و بی ادبی و تجارت به اسم ورزشیم و موافق و دوستدار ورزش و دین و وهویت ایرانی - اسلامی مردم مان.

منبع: کانال مردمی و تحلیلی تیه در نرم افزار سروش

جلسات تخصصی طب اسلامی و طب الائمه استاد حجه الاسلام سیدحسن ضیائی+دانلود

5187622ca1925 سخنرانی های استاد سید حسن ضیائی / طب اسلامی

بسیار قابل استفاده است... 

منبع: http://www.zahra-media.ir/?p=19362

 درمان اگزما ی پوستی . درمان گرفتگی عروق . تنظیم عادات ماهانه . تعیین جنسیت فرزند . درمان جوش خونی در طب سنتی . درمان سنگینی خواب در طب سنتی . درمان لرزش دست در طب سنتی . کاهش وزن در طب سنتی . رفع لکه های سالک . تنظیم کراتین خون . درمان ریزش مو . درمان زخم بستر . درمان زخم معده . درمان نقرس . درمان مننژیت درطب سنتی . درمان صرع کودکان در طب سنتی . درمان زالی در طب سنتی . درمان ریزش مو بر اثرشیمی درمانی در طب سنتی . درمان خشکی پوست در طب سنتی . درمان کیست در طب سنتی . درمان آنفولانزا درطب سنتی . در مان آلزایمر و فراموشی در طب سنتی . درمان آسم در طب سنتی . درمان کبد چرب در طب سنتی . درمان سرفه کودکان در طب سنتی . درمان دردهای استخوانی در طب سنتی . درمان اسهال مزمن در طب سنتی . درمان اثر جوش در طب اسلامی . درمان آکنه در طب سنتی . بیماری های قلبی در طب سنتی . درمان افسردگی . درمان بار روی زبان . درمان سرماخوردگی . درمان سنگ کلیه . درمان ام اس . میانه روی در خوردن . درمان میگرن . درمان دیابت . درمان بار زبان . درمان کیست تخمدان . درمان بیماریهای معده . درمان ام اس . بهداشت پوست و مو . درمان پروستات . رشد کودکان . عامل اصلی ایجاد سنگ صفرا

مستندی درباره امپراطوران غذا سازی /ادامه مطالب نقدتغذیه مدرن/ ارتباط طب و تغذیه مدرن وسرمایه داری مه

مستندی درباره امپراطوران غذا سازی
در پرونده ای که در فیلم " کارخانه غذا" به آن اشاره می شود داستان شکایتی است که شرکت های فست فود تنها به خاطر این که "اپرا" مجری مشهور شو های تلویزیونی آمریکا در برنامه ای گفته است که " همبرگر اعصاب من را خرد می کند" از او شکایت کرده اند.
مجله سینمایی مشرق- اولین و مهم ترین نیاز یک انسان چیست؟ ... بقیه در ادامه مطلب و مشرق:

ادامه نوشته

تعريف طب سوزنی، نحوه پيدايش و فلسفه آن

تعريف طب سوزنی، نحوه پيدايش و فلسفه آن

لغت Acupuncture  يا طب سوزنی، که از دو کلمه لاتینی Acus به معنای سوزن وPungere به معنای خراشیدن و سوراخ کردن با سوزن تشکیل شده است، شاخه ای از طب سنتی چین ميباشد که به شناخت بيماريها بر اساس فلسفه چينيان قديم (وجود دو نوع نيروی مخالف در بدن، بنامهای يين و يانگ که بر انرژی حياتی جاری در بدن آدمی بنام چی۶تاثير گذاشته سلامت يا بيماری را سبب ميشوند) پرداخته و سپس با تحريک نقاط خاصی، بيماری يا علائم آن را درمان ميکند.  بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

لینک دانلود چند کتاب درباره فلسفه و اخلاق پزشکی

لینک دانلود چند کتاب درباره فلسفه و اخلاق پزشکی

http://phscir.blogfa.com/cat-9.aspx

آشنایی با فلسفه زیست شناسی به مثابه ورود جدی تر به فلسفه پزشکی

فلسفه بیولوژی یا حکمت زیست شناسی philosophy of biology

تأملات فلسفى در پدیده هاى زیست شناسى و معرفت آن تاریخى طولانى دارد. برخى از موضوعاتى که مورد علاقه فیلسوفان امروزى زیست شناسى است تاریخى دارد که دست کم به زمان ارسطو برمى گردد مانند غایت شناسى، ماهیت قوانین، رده بندى و ماهیت و منطق تبیین و علیت. اما دوران جدید فلسفه زیست شناسى با «مورتون بکنر» آغاز مى شود. «بکنر» با انتشار کتاب «روش تفکر زیست شناسى» و با استفاده از ابزارهاى تحلیلى و روش هاى معرفت شناسى، متافیزیکى و منطقى، بسیارى از مباحث ذکر شده را مورد بررسى قرار داد. دو رویداد عمده در تاریخ زیست شناسى جدید یعنى در این ۱۵۰ سال اخیر، مباحث و دیدگاه هاى تازه اى را به وجود آورده است.   متن کامل در ادامه

ادامه نوشته

بحثی در فلسفه طب: هوميوپاتي و فلسفه / ارتباط روش های درمانی و علم مدرن

آیا هومیوپاتی علم تلقی می‌شود؟

هومیوپاتی نوعی روش درمانی برای تمامی بیماری‌ها شناخته می‌شود که در قرن 19 توسط شخصی به‌نام هانه‌مان ابداع شده است. علم پزشکی پیش از این روش درمانی ترکیبی از روش‌هایی بود که در درمان همه بیماری‌ها به یک شکل عمل می‌کرد. در واقع پزشکی یک سنت است چرا که تئوری‌ها و تعاریف پزشکی هم بر حدس و گمان استوار هستند.(مثل توضیح گردش خون در بدن انسان) "هانه‌مان" مبدع این علم بر خلاف روش‌های موجود در زمان خودش اعلام کرد که نمی‌توان شخص مبتلا به برخی از بیماری‌های روانی را به وسیله زنجیر و شلاق مورد درمان قرار داد. بلکه باید برای هر بیماری‌ایی بهترین روش درمانی را انتخاب کرد در واقع وی نیز از بنیان علوم تجربی بهره برده است. اما به‌تدریج علوم تجربی نگرش کلی‌نگر را از دست داده و ارتباط بین اجزا به دست فراموشی سپرده شده است. در همین جا"هومیوپاتی" از علوم تجربی این زمان جدا می‌شود. چون نگرش هومیوپاتی به بیماری، نگرشی کلی‌نگر است.  متن کامل در ادامه

ادامه نوشته

معرفی سایت ارزشمند علوم انسانی وسلامت/ بخش فلسفه طب

بخش فلسفه طب از سایت علوم انسانی وسلامت: http://falsafeteb.blogfa.com/cat-1.aspx

لینک دانلود کتابی درباره فلسفه دانش پزشکی

http://www.netnashr.com/index.php?do=view_file&id=1107

مالیخولیای پزشکی یا فلسفه طب / کند و کاوی در ذات علم طب

فلسفه طب سنتی و مدرن از دید علامه مصباح یزدی

آيه الله مصباح يزدي:درتحقيقات طب النبي وطب اسلامي ازپيشرفته ترين روش‌هااستفاده ‌شود‌.

هدف از طب النبي(ص) توجه به ميراث اسلامي است، چرا که در مراجعه به منابع و کتب اسلامي سؤالاتي مطرح مي‌گردد که کمتر در جامعه امروزي به صورت يک مسألة قابل طرح و تحقيق، مطرح و پيگيري مي‌شود. آيت الله مصباح يزدي افزود: در حقيقت اين مسايل بايد روشن شود که طب سنتي با طب جديد که دائماً در حال رشد و تکامل است چه تفاوت هاي ريشه اي دارد و همچنين با پيدايش طب جديد، آيا طب سنتي يا اسلامي از ارزش افتاده و منقرض شده است يا مطالب قابل استفاده و عرضه‌اي دارد؟   متن کامل در ادامه

ادامه نوشته

بحثی در حوزه فلسفه طب / نوع ارتباط بین پزشک و بیمار چگونه باشد؟

 ارتباط بین پزشک و بیمار را از دیدگاه «کل‌گرایی معنایی» و نظریه «غیرکل‌گرایانة تملک مفهوم»

مقاله حاضر ارتباط بین پزشک و بیمار را از دیدگاه «کل‌گرایی معنایی» و نظریه «غیرکل‌گرایانة تملک مفهوم» مورد بحث قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که فهمی حداقلّی برای ایجاد رابطه بین پزشک و بیمار مطلوب‌تر از دیدگاه کل‌گرایانه است.    بقیه در ادامه مطلب و در سایت مرکز تخصصی مشاوره طب سنتی ایران

ادامه نوشته

معرفی کتاب فلسفه و آسيب شناسي رواني مرتبط با مباحث فلسفه طب از کتابخانه دانشگاه شریف

شماره راهنما:‭RC 437 .5 .P43719
پدیدآور:اسپيترز، مانفردSpitzer, Manfred
عنوان و شرح مسئولیت:فلسفه و آسيب شناسي رواني/ [ويراستاران مانفرد اسپتيزر، برندن آرنولد]؛ ترجمه ماشاءالله جشني
مکان انتشار:اصفهان
ناشر:جهاد دانشگاهي، واحد اصفهان
تاریخ انتشار:1382
توصیف ظاهری:344ص
یادداشت:عنوان اصلي: Philosophy and psychopathology
موضوع:بيماريهاي رواني 
اسكيزوفرني 
پزشكي- فلسفه 
روانشناسي آسيب شناختي

پيدايش كلينيك: ديرينه شناسي ادراك پزشكي  فوكو، ميشل درباره فلسفه طب از کتابخانه دانشگاه شریف

شماره راهنما:‭R 133 .F6919
پدیدآور:فوكو، ميشل1926 - 1984مFoucault, Michel
عنوان و شرح مسئولیت:پيدايش كلينيك: ديرينه شناسي ادراك پزشكي /
ميشل فوكو؛ ترجمه يحيي امامي
مکان انتشار:تهران
ناشر:نقش و نگار
تاریخ انتشار:1385
توصیف ظاهری:333 ص
فروست:فلسفه و جامعه‌شناسي
یادداشت:عنوان اصلي:
 1994 The birth of the clinic: an archaeology of medical perception
كتابنامه
موضوع:پزشكي -- تاريخ 
پزشكي-- فلسفه

معرفی کتاب درآمدي بر فلسفه طب  ولف، هنريك از کتابخانه دانشگاه شریف

(معرفی کتاب را در کتابخانه ملی ببینید)
شماره راهنما:‭R 723 .W8219
پدیدآور:ولف، هنريكWulff, Henrik R.
عنوان و شرح مسئولیت:درآمدي بر فلسفه طب /
 هنريك ر.ولف. استيگ آندر پدرسون، ريبن روزنبرگ؛ ترجمه همايون مصلحي
مکان انتشار:تهران
ناشر:طرح نو
تاریخ انتشار:1380
توصیف ظاهری:288 ص
فروست:فلسفه و فرهنگ
یادداشت:عنوان اصلي: An Introduction to Philosophy of Medicine
موضوع:پزشكي - فلسفه

برداشت های تقلیل یافته از فلسفه طب، مانعی در راه پیشرفت طب ایرانی-اسلامی

تقلیل فلسفه طب به بخش کوچکی از این علم توسط دکتر سیامک مره صدیق
دکتر سیامک مرصدق-Dr.Siyamak Mersedegh



















دکتر سیامک مره‌صدق، رییس بیمارستان خیریه‌ی دکتر سپیر، در سخنرانی خود در برنامه‌ی عمومی سازمان درباره حقوق در فلسفه‌ی طب، بر اهمیت این موضوع هم برای پزشکان و هم برای بیماران تاکید کرد و گفت: « در این زمینه، سه محور اساسی مطرح می‌گردد: حقوق در پژوهش، حقوق در روابط درونی طب و حقوق در روابط بیرونی طب.»
وی در ادامه ابراز داشت: ....

ادامه نوشته

نگاهی مختصر به فلسفه طب از مقالات مفصل احمد رضا همتی مقدم

فلسفه‌های مرتبه دوم (فلسفه‌های مضاف)> فلسفه طب و اخلاق پزشکی

تاریخ تأملات فلسفی درعلم پزشکی به یونان باستان می رسد، اما تفکرات نظم یافته فلسفی از قرن نوزدهم آغاز شد. «فلسفه طب» به عنوان یک انتظام معین در فلسفه، در دهه ۱۹۷۰ با تأسیس چند مجله مانند «فلسفه و پزشکی» تثبیت شد که به مباحث بنیادی علم طب می پرداخت. هوادارن این مفهوم معتقد بودند که علت نیاز به مباحث فلسفه طب، فاصله زیادی است که بین تکنولوژی و ارزش های انسانی به وجود آمده است. «ادموند پلگرنیو» یکی از بنانگذاران فلسفه طب، بر این امید است که این انتظام فلسفی جدید بتواند مسئولیت پزشکان را در قبال جامعه و بیمارانشان روشن تر سازد.  بقیه در ادامه مطلب و سایت موسسه فرهنگی جام طهور

ادامه نوشته

نظر رهبر حکیم درباره طب سنتی و گیاه درمانی

حضرت آیه الله خامنه ای(حفظه الله) در جمع پزشکان:

«ما ابن سینا داشتیم که هنوز که هنوز است کتابش مرجع درسی و مهم پزشکی دانشگاههای دنیاست، یا رازی را داشتیم یا دیگرانی از این قبیل را، چرا بایستی امروز به خودکفائی علمی کشور امید نبندیم؟ من در چند سال قبل در اوایل انقلاب ،‌سال ۱۳۵۹ بود یک سفری با یک هیئتی به هند رفته بودم . آنجا مأمورین وزارت خارجه به ما اطلاع دادند که یک بیمارستان گیاه درمانی وجود دارد. من خیلی علاقمند شدم که آنجا را ببینم و رفتم دیدم از نزدیک ، بیمارستان بسیار وسیع و مفصلی بود، اسم فارسی هم برایش انتخاب کرده بودند به نام همدرد. با اینکه هند بود. در دهلی نو مرکزش بود و در استانهای مختلفی از هند شعبه داشت که این فقط یک بیمارستان نبود، هم بیمارستان بود هم مرکز تحقیقات، بلکه یک دانشکده بود که تدریس در آنجا می شد، ما در آنجا کارهای گیاهی درمانی را دیدیم. بنده آنجا به ذهنم آمد که می بایستی ( گیاه درمانی) را در ایران پیگیری کنیم، وقتی از هند به ایران آمدم با مسئولین آن وقت صحبت کردم و از آنها قول گرفتم که به طور قطعی دنبال این قضیه باشند، ولی اقدامی نکردند. (!)»

منبع : http://basir-news.com/archives/251

شرکت های زرسالار تغذیه مانند مک دونالد، عامل بیماری و مرگ و میر هستند نه سلامت وبهداشت

ارتباط ميان «مك دونالد» و گرسنگی در جهان

 به راستی، چه ارتباطی است میان «مك دونالد» و گرسنگی در جهان، نابودی جنگل‌های استوایی و سلامت انسان‌ها؟ در پس لبخند به ظاهر بی‌غل و غش  رونالد مك دونالد، دلقك نمادین این رستوران زنجیره‌ای، حقیقتی وحشتناك پنهان است: بهره‌برداری جهانی از انسان‌ها، حیوانات و طبیعت!  متن کامل در ادامه...  ودر سایت موعود عصر

ادامه نوشته

مک‌دونالد، یکی دیگر از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی و مرتبط با ماسون ها/مستند

حقایقی شگفت انگیز درباره مک‌دونالد

آیا می‌دانید ۱۶ اکتبر روز جهانی ضد مک دونالد نامیده می‌شود؟ آیا می‌دانید در آمریکا سالانه بیش از ۳۰۰ هزار نفر در اثر مصرف غذاهای فست فود از دنیا می‌روند؟

 مشرق:  شرکت مک دونالد دارای بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای فست فود در سراسر دنیا است. این شرکت با فعالیت در 119 کشور روزانه دارای 68 میلیون مشتری است. تاریخ آغاز به کار این شرکت به 1940 باز می‌گردد، وقتی که برادران ریچارد و موریس مک دونالد در کالیفرنیا اولین رستوران خود را راه‌اندازی کردند.  متن کامل در ادامه همین مطلب

ادامه نوشته

ضرورت احیای طب سنتی در بیان رئیس جمهور/ کاش در عمل هم وزارت بهداشت قوی عمل کند

ایسنا، محمود احمدي‌نژاد در نخستين جشنواره و نمايشگاه ملي گياهان دارويي و فرآوردهاي طبيعي و طب سنتي ايران گفت: بهترين زندگي در سايه‌ي سلامت است و بدن ما كه از طبيعت ساخته شده است، همواره در معرض آسيب است، اما در همين طبيعت چاره‌ي همه‌ي مريضي‌ها وجود دارد. وي افزود: امروز ما با دو روش براي برخورد با بيماري‌ها روبرو هستيم. يك روش همين روشي است كه متداول است و پيشرفت‌هاي خوبي هم كرده است و دانشمندان ما هم در اين حوزه بسيار درخشيدند، اما به موازات آن بيماري‌ها هم نسبت به سابق پيچيده‌تر شده‌اند.  متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

هشدار! دانلودفیلم ضداسلامی درباره جمعیت مسلمین+دانلودکتابی درنقدکنترل جمعیت

 
درباره فیلم ضد اسلامی که اخیرا در شهریور ۱۳۹۱ باعث اعتراضات زیادی در میان مسلمین شد، این پست را ببینید: http://zionism.blogfa.com/post-767.aspx
 
نقدهای جدی وعالمانه به سیاست کنترل جمعیت در ایران
ترجمه متن فیلمی ضداسلامی که غربیها را به زاد و ولد بیشتر تشویق می کند و آنها را از جمعیت مسلمین می هراساند+ لینک دانلود فیلم+ لینک دانلود متن کامل کتاب کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین
 
خواهشمندم که بدون قضاوت قبلی و با کنار گذاشتن موقتی حرف های مرسوم وبا دقت و تامل، این مطلب را ببینید. بطور واضحی همه ما قبول داریم که کشوری که مدیریت اجمالی بر نیروها وسرمایه های اجتماعی خود دارد، با داشتن تعداد نفوس بیشتر، واجد دانشمندان و تولید کنندگان و مصرف کنندگان بیشتری می شود و یکی از مهم ترین مولفه های قدرت در علوم استراتژیک، یعنی جمعیت و نیروی انسانی مفید را خواهد داشت. اما از حوالی دهه چهل شمسی نظام شاهنشاهی با همکاری موسسات مهندسی اجتماعی غرب، شروع به پیاده کردن برنامه کنترل و تنظیم جمعیت در ایران کرد. امروزه واضح شده است که با نداشتن جمعیت کافی، رشد علم و اقتصاد در یک کشور با مانع جدی روبرو خواهد شد و باعث رشد مهاجرت بدان کشور شده و باعث التقاط فرهنگی و در نتیجه غلبه فرهنگ های رقیب بر آن کشور می شود. لذا بوش با کنترل جمعیت آمریکا مبارزه کرد و جمعیت آمریکا در صد سال گذشته با تکثیر موالید و باز گذاشتن مهاجرت همفکران به امریکا، حدود یکصد میلیون نفر افزایش یافته است و این مطلب به عنوان یکی از مولفه های راهبردی قدرت در آنجا مطرح است. اسرائیل و قدرت های اروپایی نیز سیاست های جدی تشویق به زاد و ولد را در پیش گرفته اند و اسرائیل در این زمینه از همه پیشی گرفته است.
درباره ترس غربی ها از رشد جمعیت مسلمین و برنامه های مفصل و پیچیده علمی وب هداشتی و سیاسی و نظامی و اقتصادی آنها برای جلوگیری از رشد زاد و ولد مسلمانان، مطالب مختلفی گفته و نوشته شده است. اخیرا در وبلاگ پرتو اندیشه ترجمه فیلمی اسلام هراسانه را دیدم که غربی ها درباره رشد جمعیت مسلمین ساخته بودند و مردم خود را تشویق به ازدیاد جمعیت کرده بودند. مناسب دیدم با صدای بلند به تبلیغ این فیلم بپردازم، چرا که احساس می کنم کم شدن نرخ رشد جمعیت شیعیان در ایران و شیعیان هند و پاکستان(و در عین حال ازدیاد جمعیت وهابیان و سلفی ها که همان اسلام آمریکایی است) خطری استراتژیک برای اسلام و تشیع می باشد.
دانشمندان و جمعیت شناسان و استراتژیست ها و علمای اسلام، متفقندند که جمعیت زیاد در کنار تولید و ثروت و اندیشه از مولفه های جدی رشد اقتصاد و قدرت یک کشور محسوب می شود ولی وزارت بهداشت در زمان هاشمی و خاتمی با پیروی کورکورانه از نظریات سازمان های غربی چون بهداشت جهانی و بانک جهانی به دلیل گرفتن وام از آنها، در مسیری که خوشایند غرب بود، حرکت کرد و شعار غلط"دو بچه کافی است" را در ایران جا انداخت. شعاری که به فتوای مولوی های اهل سنت، هیچ گاه از جانب انها در ایران اجرایی نشد و حرام دانسته شد!
البته برخی علمای فقهی و پزشکی شیعه نیز کتاب هایی در رد نظریه غربی کنترل جمعیت مسلمین نوشتند که متاسفانه بایکوت شد، گرچه اخیرا این کتاب ارزشمند دیده شده است(کتاب رساله نکاحیه،کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین، نوشته علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی، (نشر علامه طباطبایی و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام، مشهد جاده طرقبه، نرسیده به پمپ بنزین، امام رضا ۴۷، شماره ۱۶، تلفن ۰۵۱۱۵۵۹۲۱۲۵ وصندوق پستی ۳۵۵۹-۹۱۳۷۵.) 
 
 
سایر مطالب هشدار دهنده درباره اهداف استعماری سیاست کنترل جمعیت در خبرگزاری ها:
 
ادامه نوشته

ادامه مباحث فلسفه و تاریخ طب سنتی/مصاحبه با دکتر حسین روازاده

در گفتگوی خواندنی با دکتر روازاده مطرح شد؛

همه چیز درباره طب اسلامی و نسبت آن با طب نوین

به گزارش مشرق، دکتر حسین روازاده از شناخته شده‎ترین چهره‎‎های فعال در جریان طب اسلامی‎ست. متخصص قلب و فارغ‎التحصیل از دانشگاه تهران؛ ایشان سهم عمده‎ای در آگاهی‎بخشی به جامعه از دسیسه‎ها و توطئه‎‎های جریان استعمار در بحث طب و تغذیه داشته‎اند و نظر بسیاری از آحاد جامعه را به‎سوی خود جلب کرده‎اند. مطالب پیش رو حاصل گفت‎وگوی چند ساعته پنجره با ایشان است که به‎طور خلاصه به علاقه‎مندان این حوزه تقدیم می‎شود.
اگر شما بخواهید طب اسلامی را به‎طور خلاصه معرفی کنید، چه تعریفی ارائه می‎دهید؟
طب در مجموع به هرچیزی که بتواند در راستای سلامتی انسان مؤثر باشد، چه در درمان جسم و چه در درمان روح، گفته می‎شود که همگی توسط پروردگار تبارک و تعالی در طول قرون گذشته هدایت شده، گرچه به نام دانشمندان متفاوت ثبت باشد. در یک جمله ساده طب را در مجموع متعلق به پروردگار تبارک و تعالی می‎دانم و در زمان صدر اسلام هم چون تجمیعی از تمام علوم و ادیان شد، طب هم در این راستا مانند علم نجوم و علم‎‎های دیگر اسم اسلامی بر آن نهاده شد. البته در رابطه با علوم دیگر می‎شود شکل‎‎های دیگری هم مطرح کرد، اما در مورد طب ادله‎‎اي وجود دارد که انسان نمی‎تواند به هیچ‎وجه ادعا کند که می‎تواند علم طب را خودش ابداع و اجرا کند و بدون غلط، نتیجه خوبی بگیرد. در مجموع علم را آن‎چیزی می‎دانم که در جهت اهداف عالی بشر حرکت کند، اما در مورد علم طب نظرم بر این است که این علم فقط اگر الهی باشد در جهت اهداف عالی بشر حرکت می‎کند، در غیر این‎صورت حرکت نخواهد کرد. ...متن کامل را در ادامه ببینید...
ادامه نوشته

نیمه پنهان فست فود!

چرا کارشناسان از رواج روزافزون فست فود نگران اند؟

نیمه پنهان فست فود

فست فود (Fast Food) یا غذای حاضری، غذایی است که از رستوران های فست فود تهیه می شود. انواع ساندویچ، همبرگر، چیزبرگر، پیتزابرگر و دیگر انواع برگر، ماهی و میگوی سوخاری، هات داگ، فیله استیک گوشت یا مرغ، سیب زمینی سرخ کرده، مرغ سوخاری، ناگت مرغ، تاکو(نوعی غذای مکزیکی)، انواع پیتزا و انواع سالاد در فهرست غذای رستوران های فست فود به چشم می خورد. در این رستوران ها، غذای از پیش آماده را در مدت کوتاهی بعد از سفارش، به مشتری تحویل می دهند.
غذاهای حاضری اغلب به صورت یکجا، در حجم زیاد و از پیش آماده می شود. غذا را در طول روز گرم نگه می دارند یا اینکه هنگام دریافت سفارش، دوباره آن را گرم می کنند. رمز موفقیت رستوران هایی که این غذاها را تهیه می کنند، در سرعت پذیرایی، قیمت نسبتاً پایین و از همه مهم تر طعم خوب و متفاوت غذای آنهاست.
روال معمول در بیشتر رستوران های فست فود این طور است که اول پول را می گیرند، بعد غذا را می دهند. خیلی از این رستوران ها، رستوران های واقعی نیستند چون جایی برای نشستن و غذا خوردن ندارند. از این نظر بیشتر شبیه یک فروشگاه عرضه مواد غذایی هستند. خیلی از رستوران های فست فود بخشی از یک سازمان زنجیره ای هستند.
از آنجایی که راه اندازی فروشگاه های فست فود نیاز به امکانات چندانی ندارد و فضای بزرگی هم نمی خواهد، نمونه های شخصی و مستقل آن، مخصوصاً در کشورهای در حال توسعه مثل کشور خودمان، رو به افزایش است. در مقابله با موج حملاتی که علیه صنعت فست فود صورت می گیرد، صاحبان این صنعت پرسود خیلی سعی کرده اند تا عبارت فست فود (Fast Food) را از ذهن مردم پاک کنند و به جای آن، عبارت «رستوران های خدمات فوری» را جا بیندازند، اما مردم در سرتاسر دنیا به این نوع غذا می گویند فست فود. اگرچه ترجمه این عبارت به فارسی همان غذای حاضری است اما ما در متن از همان عبارت آشنای فست فود استفاده کرده ایم.

فست فود وارد می شود!

عبارت فست فود به نماد زندگی مدرن و ماشینی تبدیل شده است. جف آردر می گوید: ما در زمانه ای زندگی می کنیم که پیتزا زودتر از نیروهای پلیس به خانه مان می رسد. نسل حاضر آمریکا را نسل فست فود می نامند اما بر خلاف آنچه فکر می کنیم، عرضه سریع غذاهای حاضر و آماده پیشینه تاریخی دارد و مختص قرن حاضر نیست. در روم باستان دکه های فروش نان و زیتون وجود داشته است. در شرق آسیا مغازه هایی بوده اند که رشته فرنگی آماده عرضه می کردند. در خاورمیانه، از سالهای دور تا امروز دکه های فروش فلافل را داشته ایم. در هند قدیم انواع اغذیه آماده وجود داشته است. در کشورهای غرب آفریقا نیز از قدیم الایام، بروشت می فروختند که نوعی کباب چوبی بوده است. اما فست فود به شکل امروزی دقیقاً در هفتم جولای 1912 و در آمریکا متولد شد. در این روز رستورانی به نام «اتومات» در نیویورک افتتاح شد که در واقع نوعی کافه تریا بود. آنها غذاهای از پیش آماده را در محفظه های گرم کننده شیشه ای قرار می دادند و مشتریان از طریق دستگاه های سکه ای اقدام به خرید آن می کردند. اتومات به زودی شعبات متعددی در گوشه و کنار آمریکا افتتاح کرد و 20 سال تمام بی رقیب باقی ماند. بالای در ورودی رستوران های اتومات نوشته بود: «ما کار مادران را کم کرده ایم.» بعد از اتومات نوبت به شرکت آمریکایی «وایت کسل (قلعه سفید)» رسید که همبرگرهایش فقط پنج سنت قیمت داشت که برای مشتریان واقعاً به صرفه بود. آنها علاوه براینکه قیمت را حسابی پایین آورده بودند، نوآوری دیگری هم داشتند: خط تولید غذا را به طوری تعبیه کرده بودند که تمام مشتریان می توانستند خیلی راحت شیوه آماده کردن غذا را ببینند.
در سال 1940 سر و کله «مک دونالد» پیدا شد که امروزه نامش مترادف با صنعت فست فود است. برادران مک دونالد، دیک و مک، با یک باربکیو شروع کردند. منتها دیگر لازم نبود مشتریان برای تهیه غذا از خودروی خود پیاده شوند. باربکیوی آنها به اصطلاح حالت Driving داشت. برادران مک دونالد بعد از هشت سال که دیدند بیشتر سودشان از فروش همبرگر است، رستورانشان را سه ماه بستند و وقتی در سال 1948 مجدداً آن را افتتاح کردند، منویشان کوتاه و ساده شده بود: همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده، چند نوع شیک (Shake)، قهوه و کوکاکولا که البته همه از قبل آماده و بسته بندی شده بودند. دیگر لازم نبود که فروشندگان منتظر سفارش مشتریان بمانند. قیمت هر همبرگر 15 سنت بود که می شد نصف قیمت جاهای دیگر. در سال 1961 یکی از کسانی که در کار تهیه انواع شیک بود، امتیاز مک دونالد را خرید و ایده های خود را در آن بسط داد و آن را متحول کرد. نام این شخص «ری کراک» بود و این جمله هم متعلق به اوست: برای درک زیبایی موجود در گوجه فرنگی داخل یک همبرگر به نوع خاصی از شعور نیاز است. بعد از مک دونالد، فست فودهای زنجیره ای زیادی ظهور کردند که البته خاستگاه اکثر آنان ایالات متحده بود. رستوران های زنجیره ای فست فود، به خصوص مک دونالد و کنتاکی، در بیشتر کشورهای جهان، نماد جهانی سازی و سلطه آمریکا به حساب می آیند و در بیشتر اعتراضات مردمی مورد حمله قرار می گیرند. در سال 2005 اهالی کراچی در اعتراض به سیاست های تفرقه افکنانه آمریکا در پاکستان، به شعبه اصلی رستوران مرغ سوخاری کنتاکی حمله کردند و آن را از بین بردند. منبع: www.salamat.com نويسنده: دکتر رضا کیاسالاری، به نقل ازhttp://noorportal.net/1/13/14/16/40050.aspx

***در همین باره این مقاله خوانی است: مصرف غذاهای آماده(فست فودها)علاوه برسلامت جسمی،سلامت روانی رانیزتهدیدمی کند  و همچنین: محصولات غذایی تمدن وحشی غرب،مضر برای روح و جسم+عکس های تکان دهنده از آزار جانداران و همچنین:  زیان‌های غذا در دنیای وارونه (غذاهای آماده و سریع؛ تهدیدکننده سلامت) مجله طوبی، پائیز87، شماره 30.  

لطفاً کسی این آژیر خطر را به صدا درآورد (آدامس و مضرات آن)

آدامس غربی مضر است و فرسنگ ها با سقز که ایرانی و مفید است، فاصله دارد!

آدامس یک جویدنی مصنوعی است که نامش را مدیون توماس آدامز آمریکایی است که برای نخستین بار در دهه 1860 توسط ایشان ابداع شد و بعدها هر جویدنی وارداتی به ایران با این نام خوانده شد. یکی از معتبرترین مراجع اطلاعات در مورد آدامس در دنیا، جمعیت بین المللی آدامس جویدنی یا ICGA است که مخفف lnternational  chewing cum a sociation است که به سؤالات مردم در مورد آدامس پاسخ داده و جوابیه های این مرکز بین المللی بر روی سایت آن انتشار می یابد.
یکی از سؤالات پرسیده شده از این مرکز بین المللی این است که آیا آدامس حاوی الکل است یا نه؟
در جوابیه مرکز آمده است در ترکیبات آدامس از شکرهای الکلی استفاده می شود ... حتما متن کامل این مقاله بدیع و جالب را در ادامه همین مطلب بخوانید...    منبع اصلی مقاله: سایت سینای سلامت

ادامه نوشته

جدایی حوزه و دانشگاه و غفلت از میراث عظیم طب اسلامی-ایرانی

حوزه و دانشگاه، طب سنتی و اسلامی را احیا کنند.

معاونت اجرایی مدرسۀ عالی فقه و معارف اسلامی حوزه علمیه، سلسله نشست های تخصصی را با موضوع "راز سلامتی و طول عمر و نقش دشمنان در تغذیه" در مدرسۀ عالی فقه و معارف اسلامی برگزار کرد. در این نشست، دکتر روازاده موضوع نشست را از ابعاد گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. ایشان بر انقلاب در همه ابعاد زندگی تأکید و اظهار نظر کرد:  در ادامه مطلب متن کامل را ببینید..

ادامه نوشته

ادامه مباحث فلسفه و تاریخ پزشکی و داروسازی و نقد آن

رویترز خبر داد:84درصدپزشکان آمریکایی ازشرکت‌های داروسازی رشوه می‌گیرند!

نتایج بررسی‌های یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه هاروارد و بیمارستان عمومی ماساچوست، نشان می‌دهد که 84 درصد از پزشکان آمریکایی از شرکت‌های داروسازی رشوه دریافت می‌کنند.  به گزارش مشرق به نقل از خبرگزاری رویترز، یک تیم تحقیقاتی متشکل از کارشناسان دانشگاه هاروارد آمریکا و بیمارستان عمومی "ماساچوست" با اجرای یک طرح مطالعاتی در سال 2009 به بررسی فعالیت‌های1900 پزشک آمریکایی و ارتباطات آن‌ها با شرکت‌های داروسازی پرداختند.  بقیه متن در ادامه مطلب...

doctor_bribes_0318.jpg

ادامه نوشته

تاریخ و فلسفه طب،قسمت5:ارتباط پزشکی جدیدو مکانیسم دکارتی و فیزیکالیسم

 نقش علوم انساني در تحول پارادايمي ‌طب

 چكيده: طب مدرن که امروزه در درمان بسياري از بيماري‌ها کارآمد به‌نظر مي‌رسد به شدت متأثر از تفکر مکانيکي دکارت است که بدن انسان را نوعي ماشين مي‌دآن‌ است که به جاي پيچ و مهره و چرخ دنده از استخوان و عصب و عضله ساخته شده است. آنچه در بيولوژي و طب مدرن به شدت از آن غفلت شده است، موضوع بيولوژي و طب مدرن يعني حيات است. سلول‌هاي بدن انسان زنده و هوشمند هستند. هوشمندي و پيچيدگي رفتار سلول‌هاي بدن انسان‌ها در کمتر موضوعي از مقولات طب لحاظ مي‌شود.مشكل وقتي پيچيده‌‌تر مي‌شود كه طب در حيطه‌هايي با مسائلي چون روان و ذهن انسان مواجه مي‌شود. غلبه تفكر فلسفي فيزيكاليسم کاست گرا  مشكلاتي در مسير تكامل زيست شناسي و طب ايجاد كرده است. رويكرد انتقادي به دستاوردهاي زيست‌شناسي مدرن به معناي نفي كامل آن نيست، بلكه دعوت به بازنگري رويكردها و تغيير شيوه‌ي نگرش است.از جمله تلاش‌هاي اخيرتوجه به مفهوم نوپديدي است كه بن مايه‌ي تفكر كل نگر  است. نظريه‌پردازي براي برون رفت از اين بحران و لحاظ کردن مفهوم حيات در طب جديد موضوعي است که نيازمند همکاري بين رشته‌اي است و نقش علوم انساني بسيار برجسته به نظر مي‌رسد.

واژگان کلیدی: علوم انساني، علوم پزشكي، تحول پارادايمي، فيزيکاليسم کاست گرا،  نوپديدي.

 مقدمه

فلسفه علم طي دودهه گذشته در صدد بازنمايي ساختارهاي توليد علم و حل مسئله در رشته‌هاي مختلف علم بوده است. پارادايم‌هاي کوهن ايده‌ال‌هاي نظم طبيعي  و رشته‌هاي  تولمين و سنت‌هاي تحقيقاتي  لائودن مواردي بيانگر همين تلاش‌اند. چنين تلاش‌هايي نهايتاً به حوزه‌هاي طب و زيست شناسي تسري يافت (شافنر، 1373: 41ـ58).

شروع تحقيقات منتهي به طب مدرن آنچنان که امروز مي‌شناسيم از قرن نوزدهم ميلادي بود، يعني از هنگامي‌كه دانشمندان علوم پزشكي ساختار و كاركرد ارگانيسم انسان را در حالت‌هاي تندرستي و بيماري، به طور نظام‌مند بررسي كردند. در اين هنگام طب از سنت‌هاي گذشته گسست و در پارادايم آن آشفتگي قابل ملاحظه‌اي رخ داد، به حدي که در مجله‌هاي پزشکي نيز بحث‌هاي فلسفي در گرفت. انتهاي قرن نوزدهم، بيشتر اعضاي جامعه پزشكي پذيرفتند كه طب شاخه‌اي از علوم طبيعي است و بايد فرآيندهاي بيماري را با اصطلاحات آناتومي‌و فيزيولوژي تبيين كرد. الگوي مكانيكي بيماري بخش مهمي‌از پارادايم پزشكي شد. مطابق اين نظريه بيماري نوعي اختلال در ماشين بيولوژيك بدن و پزشک مکانيکي ماهر براي تعميراين ماشين خراب است (ولف، 1380).

اوج پيشرفت‌هاي بيولوژي در همين دوره است که تحت سيطره تفکر فلسفي فيزيکاليسم کاست‌گرا قرار دارد. پيش فرض تفکر فلسفي فيزيکاليسم کاست‌گرا  اين است كه مي‌توان همه پديده‌ها از جمله وجود انسان را به اجزاي قابل بررسي و شناخت، به‌دست قوانين حاکم بر دنياي فيزيکي و مادي تقسيم کرد. بر مبناي تفكر فيزيكاليسم، همه چيزهاي موجود در عالم، مادي و فيزيكي هستند و رفتار آنها با قوانين فيزيك قابل توضيح است. ساختار نظريه در علوم فيزيكي نشان دهنده چيزي است كه مي‌توان آن را ايده آل اقليدسي ناميد، يك نظام قياسي شامل دسته بزرگي از تصميم هاست كه همگي در زير چند اصل موضوعه محدود گرد آمده‌اند. علوم فيزيكي مانند مكانيك نيوتوني، ترموديناميك كلاسيك سعي داشته‌اند خود را با چنين ساختاري تطبيق دهند. فلاسفه زيست‌شناسي از جمله روس بر اين باور بودند كه قوانين و نظريه‌هاي زيست شناسي داراي ساختاري منطقي دقيقاً مشابه ساختار منطقي علوم فيزيكي است. (شافنر، 1373: 58ـ41). بر مبناي تفكر فروكاست‌گرايي اشيا پديده‌ها و مفاهيم پيچيده قابل تفكيك به مجموعه‌اي از اجزاي ساده‌تر هستند.طيف نفوذ كاست‌گرايي در تحليل پديده‌ها مي‌تواند از هستي شناسي تا روش‌شناسي باشد. كاست گرايي هستي‌شناختي  بر آن‌ است كه اشيا از تعدادي اجزاي پايه تشكيل شده‌اند كه به صورت منظمي‌در ارتباط با هم رفتار مي‌كنند. كاست گرايي روش شناختي  بر آن‌ است كه فهم عملكرد اجزاي يك سيستم پيچيده بهترين راه فهم كل يك سيستم است.

غلبه تفكر فلسفي فيزيكاليسم دونقصان عمده در مسير تكامل زيست شناسي و طب ايجاد كرده است. اول آنكه استفاده از مماثلت‌هاي  فيزيكي با آنكه در توسعه دانش زيست شناسي نقش غير قابل انكاري داشته است ولي باعث ناديده انگاشتن عامل بسيار مهمي‌شده است كه مي‌توان آن را هوش حيات  ناميد. مثلاً بر مبناي اين رويكرد قلب يك پمپ مكانيكي است و عروق لوله‌هايي هستند كه خون را به همه سلول‌ها مي‌رسانند. بنابراين، اگر به علت بيماري تصلب شرائين مسير عبور خون در اين لوله تنگ يا مسدود شد بايد با ادوات لوله باز كني به سراغش رفت و كاملاً به صورت مكانيكي راه را باز كرد؛در حالي كه عروق پوشيده از سلول‌هاي زنده‌اي هستند كه هوشمندانه بر جريان خون و نيازهاي بافت زيرين نظارت مي‌كنند ونقش فعالانه اي در تثبيت اوضاع عروق به عهده دارند واگر وضعيت نامناسب بدن مثل افزايش چربي و قند خون باعث شود كه اين سلول‌ها قادر به انجام عملكرد طبيعي خود نباشند، باز كردن رگ با يك لوله براي بازگرداندن سلامتي به عروق كافي نيست وبراي ترتيب دادن هر گونه مداخله منتهي به سلامت بايد هوشمندي سلول‌هاي زنده موجود را نيز درنظر گرفت.

دوم آنكه بر خلاف قوانين فيزيكي كه جهانشمول هستند، نظريه‌هاي  زيست شناسي فاقد شمول وسيع هستند. بيشتر تخقيقات زيست شناسي بر روي چند موجود زنده مناسب كه به آنها الگوي حيواني مي‌گويند، كانون شده است. مثل مگس سركه، باكتري اشرشياكلي و بعضي گونه‌هاي موش. اين موجودات زنده به عنوان پيش نمونه در نظر گرفته مي‌شوند و داراي شباهت‌هايي با ديگر موجودات زنده و در نهايت با انسان هستند. اين شباهت تضمين كننده آن‌ است كه محدوه سازوكار را به دسته بزرگ‌تري از موجودات زنده تعميم دهيم. اين تعميم از دو جهت چالش برانگيز است. اول آنكه منطق تعميم بايد با جهت تكاملي  سازگار باشد. يعني رفتار يك جاندار تك سلولي را خيلي با احتياط بايد در مورد انسان به كاربرد؛ زيرا با تعميم آن كل روند تكاملي كه بين اين دو موجود قرار دارد، ناديده گرفته شده است (Griffithsand Gry). چالش دوم رويكرد انسان زدايِ  اين ديدگاه است. تعميم يافته‌هاي الگوي حيواني به انسان از يك سو تفاوت‌هاي فردي بين انسان‌ها را ناديده مي‌گيرد و از سوي ديگر شكاف بين ذهن و جسم را در فلسفه پزشكي عميق‌تر مي‌كند.

مشكل پارادايم كاست گرايي است كه فرض مي‌كند با شناختن اجزاء يك چيز مي‌توان كل آن را فهميد. با اين رويكرد همه پديده‌هاي زيست شناختي تظاهرات پيچيده تر علل ملكولي هستند و نهايتاً قابل فروكاستن به همان علل هستند كاست گرايي در طب در دو محور اتفاق مي‌افتد: فروكاستن پديده‌هاي بيولوژيك به پديده‌هاي فيزيكي شيميايي و فروكاستن حيات انسان به ملكول و اتم.

مفهوم نوپديدي  كه يك رويكرد ضد كاست گرا  راه برون رفت از اين بحران به نظر مي‌رسد. نوپديدي به اين معني است كه فهم هر سيستمي‌بر اساس تجزيه آن به اجزا و فهم آنها ميسر نيست. پارادايم نوپديدي اين است كه اجزا در تعامل با هم رفتاري دارند كه به صورت جداگانه چنين رفتاري نمي‌كنند. به يك عبارت بسيار ساده بر اساس مفهوم نوپديدي 2+2 مساوي با 4 نيست. مفهوم نوپديدي بن مايه كل نگري  است. كل گرايي شامل يك طيف است. يك سر طيف، كل گرايي حداكثري  است. وقتي يك سيستم در حالت حداكثر كل گرايي است كه پيش بينيِ رفتار آن، از طريق آناليز قواعد و روابط علي و معلولي ِ زير ساخت‌هايش ميسر نباشد. از سوي ديگر، يك سيستم، كل گراي حداقلي  است اگر كل‌گراي حداكثري نباشد و آناليز زير ساخت‌هايش بتواند به طور نسبي رفتار سيستم را پيش‌بيني كند (Kavffman, 2006). براي ايجاد يك تغيير پارادايمي‌در حال حاضر مفهومي‌از كل نگري مطلوب است كه با كاست گرايي به صورت ناقص و نسبي سازگار باشد. اين همان مفهوم كل گرايي حداقلي است. جنبش‌هاي الگوسازي  به دنبال پي‌ريزي مفهوم نوپديدي در زيست‌شناسي هستند. اين رويكرد با به چالش كشيدن كاست گرايي به فهم اين مطلب كمك مي‌كند كه براي شناختن كل از راه اجزا بايد راه متفاوتي در پيش گرفت. الگوسازي مي‌تواند زمينه ساز مطالعاتي باشد كه به جاي اينكه با رويكرد فروكاستي موجودات را مطالعه كنند، با ديدگاهِ نوپديدانه، مطالعاتي را در حوزه زيست‌شناسي تعريف نمايند. شايد بهترين مثال از اين گونه كوشش ها مطالعات تكاملي  است كه فراتر از محدوده فيزيكاليسم را در پژوهش‌هاي زيست شناختي مد نظر دارد. البته بايد توجه داشت كه مطالعات تكاملي اكنون به صورت مطالعاتي الحاقي به بدنه پژوهش‌هاي فيزيكي شيميايي است ولي اين توان نهفته را دارد كه زمينه ساز اين تحول باشد.  كل گرايي حداقلي البته بعيد است كه بتواند مشكل فروكاستن حيات به اتم و ملكول را حل كند. به نظر مي‌رسد حركت از سمت كل گرايي حداقلي به حداكثري راهگشاست.

همان‌طور كه فيلسوفان علم نشان داده‌اند انقلاب در مفاهيم فيزيكي در وهله نحست ناشي از واقعيت‌هاي تازه نبود، بلكه ناشي از شيوه‌هاي جديد نگرش به واقعيت‌هاي گذشته بود (وستفال، 1379). رويكرد انتقادي به دستاوردهاي زيست شناسي مدرن به معناي نفي كامل آن نيست، بلكه دعوت به بازنگري رويكردها و تغيير شيوه نگرش است.

 منابع

شافنر، ک. پاييز 1373. «استدلال مبتني بر نمونه درباره الگوهاي زيستي و بيماريها: ارتباطي ميان فلسفه پزشکي و فلسفه علم». ترجمه صمدي ه. سروش‌ انديشه. سال سوم صفحه 41ـ58.

ولف ه ر،‌اندرپدرسون ا، روزنبرگ ر. 1380. درآمدي بر فلسفه طب. ترجمه: همايون مصلحي. تهران: انتشارات طرح نو.

وستفال ر. 1379. تکوين علم جديد. ترجمه آذرنگ ع، رضايي ر.  تهران: انتشارات طرح نو.

http://en.wikipedia.org/wiki/reductionism

Griffiths PE.Gray RD.Developmental systems and evolutionary explanation. The philosophy of biology.DL Hull and M Ruse.Oxford: Oxford university Press: 117ـ34

Kauffman S,Clayton P.On emergence,agency and organization. Biology and philosophy 2006. 21: 501ـ521

 شقايق حق‌جوي جوانمرد*مركز تحقيقات فيزيولوژي كاربردي / عليرضا منجمي*دفتر پرورش استعدادهاي علمي دانشجويان / آرش حدادگر*دانشگاه علوم پزشكي اصفهان /   منبع: فایل html ،  دانلود فایل وردی مقاله

باید با مطالعه و ترجمه و دقت در فلسفه های مضاف و تمدن اسلامی و فلسفه طب، درباره تاریخ طب در اسلام و تمدن اسلامی و فلسفه طب و نقد طب پوزیتیویستی مدرن، بیش از گذشته تلاش کنیم. امید که ما، علیه انحصارگرایی مفرط طب پوزیتیویستی غربی، که در دانشگاه های ما تدریس می شود، قدمی هر چند کوچک برداشته باشم. چرا که سیطره تفکر غربی بر دانشگاه های سکولار ما، از دیر باز مورد نقد دلسوزان و اندیشمندان ایرانی بوده است. خصوصا در رشته های پزشکی، این غربزدگی دو صد چندان بوده است.

 *درهمین زمینه این مقالات نیز خواندنی هستند: مصاحبه با دکتر ریخته گران درباره فلسفه طب   /   همچنین:مقدمه ای بر طب مکمل وهمچنین: محصولات غذایی تمدن وحشی غرب،مضر برای روح و جسم+عکس های تکان دهنده از آزار جانداران   / * همچنین: زیان‌های غذا در دنیای وارونه (غذاهای آماده و سریع؛ تهدیدکننده سلامت) مجله طوبی، پائیز87، شماره 30.    /  * همچنین: از فلسفه به پزشكي ◄نگاهي به معنا و مسائل فلسفه پزشكي فهرست مطالب این مقاله ارزشمند: ۱- سير تاريخي فلسفة پزشكي ۲- سه رويكرد عمده به فلسفة پزشكي ۳- نگاه متافيزيكي به پزشكي ۴- معرفت‌شناسي پزشكي  / * همچنین:  *  نقش علوم انساني در تحول پارادايمي ‌طب  /   نگاهی به گذشته حال و آینده دندانپزشکی / عقاید ابن سینا درباره سرطان  / طب و داروسازی در اندلس    / طب در یونان باستان  / تاریخچه ی حجامت در ایران /  طب پیشگیری از دیدگاه ابن‌سینا /  آیا حجامت در سلامتی بدن موثر است؟ / پزشکی در ایران باستان /  طب و داروسازی در اندلس‏ /  تاریخچه بیمارستان سینا / جایگاه داروسازی و زکریای رازی در تمدن اسلا‌می / مجادله طبی و خواندنی امام صادق با طبیب هندی!

فلسفه و تاریخ طب، قسمت4: معرفی طب سوزنی

صهیون پژوه: در ادامه مباحث فلسفه طب و انواع مکاتب طبی به نظرم رسید که به همراه معرفی سایت انجمن طب سوزنی ایران، مقاله ای از سایت ایشان بیاورم. این مقاله را می آورم تا علیه انحصارگرایی مفرط طب پوزیتیویستی غربی، که در دانشگاه های ما تدریس می شود، قدمی هر چند کوچک برداشته باشم. چرا که سیطره تفکر غربی بر دانشگاه های سکولار ما، از دیر باز مورد نقد دلسوزان و اندیشمندان ایرانی بوده است. خصوصا در رشته های پزشکی، این غربزدگی دو صد چندان بوده است. لذا باید با مطالعه و ترجمه و دقت در فلسفه های مضاف و تمدن اسلامی و فلسفه طب، درباره تاریخ طب در اسلام و تمدن اسلامی و فلسفه طب و نقد طب پوزیتیویستی مدرن، بیش از گذشته تلاش کنیم. (در همین باره این سایت هم دیدنی است: درمانگر، نشریه تخصصی طب سنتی و مکمل )

نحوه اثر طب سوزني بر اساس علم فلسفه طب چيني و علم طب غرب

در فلسفه طب چيني عقيده بر اين است كه هر پديده‌اي در دنيا دو جنبه متضاد در خود دارد و اينها را يه نام‌هاي يين (Yin) و يانگ (Yang) مي‌شناسند (به عبارتي يين نيروي منفي و يانگ نيروي مثبت است).اين دو هميشه با هم تركيب مي‌شوند تا يك كل را شكل دهند، به گونه‌اي كه هيچيك از اين دو به تنهايي نمي‌تواند وجود داشته باشند. اين سيستم تعامل و تقابل دو‌جانبه ميان يين و يانگ در توضيح پديده‌هاي حياتي و اختلالات بدن، آسيب‌شناسي بيماريها و درمان آنها اهميت دارد.
بالانس بودن اين دو باعث تعادل و سلامتي در بدن مي‌شود. از طرف ديگر قطبيت ديناميك ميان يين و يانگ باعث به جريان درآمدن انرژي حياتي مي‌شود(در زبان چيني به آن Qi مي‌گويند).
اين انرژي در مسيرهاي مشخصي به نام مردينها (Meredians) يا كانالها يمخصوصي كه قابل مشاهده نيستند، در جريان است. انرژي حياتي در بدن همواره در چرخه‌هاي ثابتي جريان دارد، و هرگونه اختلال در جريان آن باعث ظهور بيماري مي‌گردد. به طور كلي دوازده ععد كانال اصلي طب سوزني در بدن وجود دارد كه نقاط كدبندي شده كلاسيك بر روي اين كانالهاي اصلي هستند.سوزن زدن يا تحريك مناسب اين نقاط باعث تسهيل در جريان انرژي حياتي و بالانس يين و يانگ در ارگانهاي داخلي بدن مي‌گردد، كه اين عمل به بهبودي خودبخودي بدن كمك مي‌كند
امروزه در طب غرب تحقيقات وسيعي جهت تعيين ماهيت درماني طب سوزني به عمل آمده است، كه نشان مي‌دهد طي اين درمان تغييرات و محصولات بيولوژيكي زيادي در بدن بوجود مي‌آيد.در اينجا به چند مورد اشاره مي‌شود:
1-پتانسيل الكتريكي نقاط طب سوزني نسبت به ساير مناطق بدن متفاوت است و آنها نقاط هدايت كننده الكتريكي واكنش‌داري هستند.(Ractive electro permeable points) كه با نواحي نزديك پوست ارتباط دارند.تحريك اين نقاط بر جريانات الكتريكي بدن اثر گذاشته كه در آن ترميم عصب و تنظيم فعاليت عضلات و يا ساير ارگانهاي مربوطه آن در بدن مؤثر است.
2-در طي درمان با طب سوزني پيامهايي توسط اعصاب محيطي به سيستم عصبي مركزي منتقل مي‌شوندو باعث آزاد شدن موادي مي‌گردند كه داراي خاصيت تسكيني يا ضد درد و ضد التهابي هستند، (موادي از قبيل: اندروفين، انكافلين، سروتونين، ...)
3-با تحريك يك سري اعصاب بخصوص مي‌تواند بر سيستم خودمختار بدن اثر نموده و بر ترشحات هورموني، انقباضات عضلات غيرارادي، سيستم ايمنيو ... اثر بگذارد.
4-در طي درمان طب سوزني فيبرهاي مهار كننده درد بيشتر فعال مي‌شوند.
5-از نظر جنين‌شناسي تكامل دستگاه عصبي و پوست هر دو از اكتودرم مي‌باشد، لذا با ايجاد هرگونه اختلال عضوي در بدن نقاط خاصي در سطح بدن حساس شده و يا پتانسيل الكتريكي آن نقاط تغيير مي‌يابد. از طرفي اين تكامل در جنين‌شناسي، ارتباط اغلب نقاط طب سوزني با سيستم نورواندوكرين را توجيه مي‌نمايد، كه با سوزن زدن به اين نقاط مي‌توان از طريق پايانه‌هاي بخصوص عصبي، تحريكات درماني مؤثر در عضو بيمار شده ايجاد نمود.
6-همچنين تحريكات طب سوزني باعث تسهيل جريان سيستم گردش خون (بخصوص ميكروواسكولر) در موضع مورد نظر مي‌شود كه در نتيجه مواد التهابي از ناحيه مذبور دور شده و باعث تغذيه كافي و مناسب بافت آسيب‌ديده مي‌شود.
7-به كمك علم تشريح ثابت شده كه نقاط طب سوزني به ساختمانهاي بخصوص آناتوميك بدن نزديك هستند، مانند: نقاط اتصال اعصاب حركتي به عضلات، اعصاب محيطي بزرگ، نقاط خروجي اعصاب پوستي از فاسياي عمقي، نقاط دو شاخه شدن اعصاب محيطي و ... به طور خلاصه طب سوزني با عملكردهاي خاصي مي‌توانند بر اغلب قسمتهاي بدن اثر نمايند.

منبع: ارومیه - آقای دکتر امیر اِِیپکچی زاده - متخصص طب سوزنی از سایت انجمن طب سوزنی ایران

*درهمین زمینه این مقالات را نیز ببینید: مصاحبه با دکتر ریخته گران درباره فلسفه طب   /   همچنین:مقدمه ای بر طب مکمل وهمچنین: محصولات غذایی تمدن وحشی غرب،مضر برای روح و جسم+عکس های تکان دهنده از آزار جانداران   / * همچنین: زیان‌های غذا در دنیای وارونه (غذاهای آماده و سریع؛ تهدیدکننده سلامت) مجله طوبی، پائیز87، شماره 30.    /  * همچنین: از فلسفه به پزشكي ◄نگاهي به معنا و مسائل فلسفه پزشكي فهرست مطالب این مقاله ارزشمند: ۱- سير تاريخي فلسفة پزشكي ۲- سه رويكرد عمده به فلسفة پزشكي ۳- نگاه متافيزيكي به پزشكي ۴- معرفت‌شناسي پزشكي  / * همچنین:  نقش علوم انساني در تحول پارادايمي ‌طب  /   نگاهی به گذشته حال و آینده دندانپزشکی / عقاید ابن سینا درباره سرطان  / طب و داروسازی در اندلس    / طب در یونان باستان  / تاریخچه ی حجامت در ایران /  طب پیشگیری از دیدگاه ابن‌سینا /  آیا حجامت در سلامتی بدن موثر است؟ / پزشکی در ایران باستان /  طب و داروسازی در اندلس‏ /  تاریخچه بیمارستان سینا / جایگاه داروسازی و زکریای رازی در تمدن اسلا‌می / مجادله طبی و خواندنی امام صادق با طبیب هندی!

مباحث فلسفه وتاریخ طب- قسمت سوم

از فلسفه به پزشكي نگاهي به معنا و مسائل فلسفه پزشكي  احمد رضا همتي مقدم 

فهرست مطالب این مقاله ارزشمند:

سير تاريخي فلسفة پزشكي

سه رويكرد عمده به فلسفة پزشكي

نگاه متافيزيكي به پزشكي

معرفت‌شناسي پزشكي

فلسفة پزشكي اكنون جايگاه خود را يافته و تأملات فلسفي درپزشكي را نظمي بسامان داده است.مقالات متعدد وكتاب‌هايي كه درچند سال اخير منتشر شده،روزهاي درخشاني رابراي اين حوزه دربرخواهد داشت. 

 تاريخ تأملات فلسفي در موضوعات پزشكي پيشينه‌اي به اندازة پزشكي و فلسفه دارد. در هر عصري متفكرين منتقد هم در پزشكي و هم در فلسفه درصدد فهم سطوحي از پزشكي و عمل آن بودند كه از طريق روش‌شناسي خود پزشكي بدست نمي‌آمد. در اين سال‌ها (مخصوصاً در اين سي سال اخير) مباحثي مطرح شده بر اين مبنا كه آيا حوزه‌اي مناسب از پژوهش و تحقيق به نام فلسفة پزشكي (philosophy of medicine) وجود دارد و يا مي‌تواند وجود داشته باشد؟ و اگر وجود دارد چه مباحثي را شامل مي‌شود؟ و يا خود حوزه‌اي مجزا است يا شاخه‌اي از فلسفة علم است؟ ارتباط اين حوزه با قلمرو تكوين‌يافتة اخلاق پزشكي چيست؟ اين سؤالات و سؤالاتي نظير آن تا سال‌ها محور عمدة مباحث پيرامون "فلسفة پزشكي" بود و اگر چه تا به امروز اجماعي در اين زمينه حاصل نشده اما متفكرين مختلف هر يك با تعريفي از اين رشته ساختاري را براي آن مشخص كرده‌اند. فلسفه پزشكي را مي‌توان كاربردي ترين نوع فلسفه‌هاي مضاف دانست، چون مفاهيمي كه در آن مورد بررسي قرار مي‌گيرد به‌طور كامل تمام حوزه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه را در بر مي‌گيرد. اين مقاله به بررسي تاريخ و موضوعات مهم اين رشته مي پردازد. ... بقیه متن را در ادامه همین مطلب ببینید:

*درهمین زمینه این مقالات را نیز ببینید: مصاحبه با دکتر ریخته گران درباره فلسفه طب و همچنین:مقدمه ای بر طب مکمل وهمچنین: محصولات غذایی تمدن وحشی غرب،مضر برای روح و جسم+عکس های تکان دهنده از آزار جانداران و همچنین: زیان‌های غذا در دنیای وارونه (غذاهای آماده و سریع؛ تهدیدکننده سلامت) مجله طوبی، پائیز87، شماره 30.  

ادامه نوشته

مباحث فلسفه و تاریخ طب - قسمت دوم

آيا التيامى براى پزشكى هست!

پيش از آن كه قرن ۲۰ به نيمه برسد، شوق و شور وصف ناپذيرى سراپاى دانشمندان عالم مدرن را فرا گرفته بود، آنها به آنچه مى گفتند مطمئن بودند و همه انواع ديگر معرفت را سركوب مى كردند، اكنون كه زمان آن رؤياهاى خوشبينانه گذشته دوباره نظريه هاى رقيب آفتابى مى شوند و نقاط ضعف علم جديد آسان تر ديده مى شود. آنچه پيش رو داريد، آفتابى شدن طب غير مدرن از خلال سخنان يكى از اساتيد فلسفه، دكتر ريخته گران است.

 * آقاى دكتر، ما شما را بيشتر به عنوان استاد عرفان و فلسفه در دانشگاه مى شناسيم. چطور به تحقيقات پزشكى روى آورديد؟

سخن را با ياد و نام دوست كه آرامش دل هاست آغاز مى كنم. بايد عرض كنم زندگى من به گونه اى پيش رفته است كه گهگاه خواسته و ناخواسته در باب پزشكى و نظام هاى آن انديشه كنم. شايد اشتغال به فلسفه هم بى تأثير نبوده باشد و شايد نياز و علاقه شخصى و يا سابقه دو، سه سال تحصيل در دانشكده طب در جوانى باعث شده باشد كه خاصه در پانزده سال اخير به صورتى جدى به موضوع فلسفه طب بپردازم. در اين مدت با طب سينايى آشنا شدم و كتاب هاى زيادى از جمله قانون را خواندم. به هر حال مختصر «ملاحظاتى در مبانى نظرى طب» حاصل آمده كه تقديم مى كنم.

اين ملاحظات البته مداخله در كار پزشكان نيست. معتقدم هر كس كه بيمار مى شود مى بايست به پزشك مراجعه كند. خود من هم چنين مى كنم. همچنين مقصود آن نيست كه مثلاً طب آيوروديك را كه در هند رواج دارد، يا طب هوميوپاتى كه از آلمان ريشه گرفته است، يا طب يونانى ايرانى و يا يك نظام ديگر پزشكى را تأييد و در مقابل، نوع ديگرى را رد كنم بلكه مى خواهم بگويم هر يك از اين سيستم ها با حقيقتى فرهنگى و تمدنى خاص متناسب است. پزشكى جديد متناسب با مدرنيته و نگاه بشر جديد است. همان گونه كه طب سينايى با تمدن ما وتمدن شرقى مناسبت داشته است. اگر گروهى ريشه هاى طب سينايى را در يونان باستان مى دانند به اين جهت است كه تفكر يونان باستان (يعنى پيش از ظهور فلاسفه) همانند تفكر كشورهاى شرقى بوده است. اساس طب سينايى برتفكر شرقى استوار بوده است.

 * اساس طب سينايى (سینوی) چيست و چگونه با مبانى شرقى در مناسبت است؟

در طب سينايى همه چيز بر مدار اخلاط اربعه يعنى بلغم، صفرا، سودا و خون مى چرخد كه هر يك داراى طبيعت خاص خود هستند. صفرا در طبيعت خود گرم و خشك است؛ خون گرم و تر؛ سودا سرد و خشك و بلغم سرد و تر. پس هر چيز بر مدار گرمى، سردى، خشكى و ترى دوران مى كند. وضعيت سلامت نيز اعتدال در گرمى، سردى، خشكى و ترى است. در كتاب تاريخ طب آمده كه از طبيبى پرسيدند كه چه مى كنى پاسخ داد: خشك را تر مى كنم و تر را خشك؛ گرم را سرد و سرد را گرم. گفتند پزشكى كار ديگرى جز اين نيست.

قصد ندارم در مورد مقولات پيچيده طب ساده انگارى كنم؛ بلكه مى خواهم نشان دهم كه اساس و مبانى اين ديدگاه چه بوده است. آنچه قدما از آن به عناصر اربعه تعبير مى كردند، يعنى آب، باد، خاك و آتش هر يك طبعى دارند. زمين سرد و خشك است و با سودا هماهنگ مى شود؛ آتش گرم و خشك است و با صفرا مناسب مى آيد؛ هوا گرم و تر است و باخون تطبيق مى كند و آب سرد و تر است و با بلغم هماهنگ مى گردد. وقتى آب، باد، خاك و آتش در وجود آدمى به تعادل برسند، سلامتى محقق مى شود. اين مطلب ما را به حقيقت مهمى مى برد و آن مسئله «مزاج» است. مزاج، تركيب عناصر اربعه است. پس در يك تقسيم بندى كلى افراد يا سودايى يا بلغمى يا صفرايى و يا دموى (خون) هستند. از نظر ابن سينا صاحبان همه مزاج ها مى توانند سلامت باشند؛ منتهى در هر يك يكى از عناصر اندكى غلبه دارد، اما اين غلبه به گونه اى نيست كه ايجاد بيمارى كند. در مجموع افراد براساس غلبه يك يا دو عنصر طبقه بندى مى شوند. اين طبقه بندى بسيار اهميت دارد، زيرا نشان مى دهد تجويز واحد براى يك بيمارى وجود ندارد. برخلاف پزشكى امروز كه براى هر بيمارى تنها يك نسخه عرضه مى كند، در طب سنتى نه تنها بايد به بيمارى توجه داشت، بلكه همچنين بايد به شخص بيمار توجه كرد و براساس مزاج او نوع دارو و روش درمان را تعيين كرد. ابن سينا مى گويد بحث شناخت مزاج و تبيين حقيقت آن كار حكيم و فيلسوف است و بنابراين دركتاب قانون متكفل بحث و تبيين آن نمى شود. نكته اى كه بايد در اينجا اضافه كرد اين است كه عناصر اربعه اجزاى اصلى طبيعت هستند و طبيعت در يونانى «فوسيس» ناميده مى شود كه مبنا و منشأ كلمه فيزيك امروزى است. پس مى توان گفت كه طبيب از آغاز تاپايان با «فوسيس» سرو كاردارد. به همين جهت است كه درانگليسى از پزشك بااصطلاح «فيزيش physician»  نيز تعبير مى كنند. از سوى ديگر تركيب عناصر اربعه، ساختارى را تشكيل مى دهند. ساختار وجود هر يك از ما، بر آيند تركيب همين چهار عنصر است. اين ساخت و ساختار با توجه به صورت عربى آنها كه با واژه هاى «بنا» و «بنيه» تعبير مى شود ما را به مفهوم بنيه رهنمون مى شود كه همان نهاد، آفرينش و نيز قوه و توانايى هر كس است. پس مى توان گفت كه بنيه هركس نتيجه اين تركيب است. سلامت و بيمارى نتيجه اين ساختار و نوع تركيب عناصر اربعه است.

 * چگونه ساختار و به اصطلاح بنيه هركس، تعيين كننده حالت سلامت و بيمارى اوست؟

اگر سلامت و بيمارى را به فيزيك بدن يعنى به ساختار و بنيه يعنى نوع تركيب عناصر اربعه مربوط كنيم بيمارى چيزى نيست جز «سوء مزاج» و سلامت هم حسن مزاج است اما نكته مهم اين است كه ما معمولاً حالات جسمانى و روانى آدمى را صرفاً به دو قسم منقسم مى دانيم، يكى سلامت و ديگرى بيمارى. اما ابن سينا قسم سومى را در نظر مى گيرد كه در آن حالت، فرد، نه بيمار است و نه سالم. توجه داشته باشيم كه اتفاقاً مصاديق كسانى كه نه بيمار و نه سالم هستند، بسيار زياداست. همه افرادى كه گرفتار بيمارى هاى مزمن و زخم ها و التهاب ها (به اصطلاح itis -ها) هستند در اين طبقه جاى مى گيرند. همانطور كه گفتيم نتيجه طبقه بندى مزاج ها و همچنين حالت هاى سلامت، بيمارى و حالت بينابين اين است كه هنگام مداوا علاوه بر بيمارى، خود بيمار نيز مورد توجه قرار گيرد. به ياد مى آورم زمانى از دوستى كه متخصص هوميوپات بود، پرسيدم كه شما براى فلان بيمارى چه تجويز مى كنيد گفت: ما براى بيمارى ها چيزى تجويز نمى كنيم، بلكه براى اشخاص تجويز مى كنيم.

 * ممكن است ديگر نتايج طبقه بندى مزاج ها و تأثير آن در روش درمان را توضيح بدهيد؟

اجازه بدهيد مثالى عرض كنم. بنده فكر مى كنم اين كه بعضى براى نوع آدمى رژيم غذايى تجويز مى كنند، مايه بسى تعجب است. رژيم غذايى بايد براساس اشخاص پيشنهاد شود. چگونه مى توان فهرستى ازميزان كالرى يا كربوهيدرات يا پروتئين مورد نياز نوع بشر را به صورت دقيق وعمومى تدوين كرد. در حالى كه افراد مزاج واحد ندارند به طور كلى توجه به تمايزات هر شخص و نوع مزاج او كل نظام درمان را دگرگون مى كند. از منظر ديگرى به مطلب مى پردازيم. ميشل فوكو در كتاب «پيدايش درمانگاه» معتقد است دانش پزشكى جديد از تن آدمى، دانشى درباره تن يك مرده است. زيرا تن، پس از مرگ است كه تبديل به سوژه تحقيقات پزشكى مى شود و تن مردگان همگى شبيه به هم است. بدون هيچگونه تمايز و تشخصى. ما التفاتى به اين نكته نداريم كه كالبد كاملاً جسمانى وجود ندارد. به گفته مرلوپونتى و گابريل مارسل انسان روح متجسد و يا جسد متروح است. يعنى نه جسم، صرفاً جسم است و نه روح صرفاً روح. روح آدمى متجسد و جسم انسان متروح است. بيان مطلب در معارف ما چنين است كه روح پيش از تعلق به بدن مجرد و مفارق است اما بعد از تعلق نحوى اتحاد با جسم پيدا مى كند. اگر روح را يك دريا و جسم را دريايى ديگر در نظر آوريم، هيچ كدام انسان نيستند بلكه انسان دو درياى درهم و يا بخشى از دو دريا است كه در هم گشته اند. به قول بزرگان عرفان در ملتقاى روح و جسم، قلب و نفس پديد مى آيد. ( قلب در اينجا صرفاً قلب فيزيكى كه ضربان دارد، نيست. ) اطبا در گذشته به اين در هم آميختگى تن و جان و مواليد آنها كه قلب و نفس باشد، نظر داشتند. اما در رويكردهاى جديد توجه به جسم با فقدان التفات به روح همراه است؛ يعنى تنى كه متعلق به تحقيق پزشكى است، تن مرده است و روان نيز صرفاً چيزى تلقى مى شود برآمده از جسم. بدين ترتيب پزشكى جديد پزشكى جماد است و اين خود قول هانرى برگسون را به ياد مى آورد كه متافيزيك غربى را متافيزيك ماده و منطق آن را منطق جماد دانسته است. بار ديگر مى بينيم كه چگونه ميان پزشكى جديد و متافيزيك جديد هماهنگى است.

به اين ترتيب مى توان پزشكى عصر ما را با دو انتقاد روبه رو ديد. يكى اينكه تن آدمى را به مثابه تن تنها مى بينند و به ملتقاى Interface تن وجان نمى روند و از سوى ديگر اين پزشكى صرفاً به بيمارى التفات دارد و نه به بيمار. مثلاً هيچ پزشكى هنگام درمان بيمار به وضع مزاجى او (يعنى به تركيب و مزج عناصر در ساختار وجود او) توجه نمى كند.

 * به نظر مى رسد كه توضيح وتبيين مشخصه ها و ويژگى هاى طب جديد و تفاوت آن با ديگر نظام هاى طبى كاملاً ضرورى باشد. ممكن است باز هم مطلب را تفضيل دهيد؟

ابتدا بايد عرض كنم كه ما هرگز نبايد چشم خود را به روى آنچه پزشكى جديد بدان رسيده ببنديم. بخصوص حوزه هاى جراحى و بيمارى هاى عفونى، بيش از حوزه هاى ديگر، عرصه موفقيت هاى بزرگ طب امروز است. پزشكى جديد اقتضاى دوران جديد است. دوران جديد دوران خشونت آهن و سيمان است. رفتار آدمى در كل جهان به سمت خشونت ميل كرده است. پس برخورد او با بيمارى نيز به گونه اى خشن صورت مى پذيرد، برخورد قهرآلود با بيمارى به گونه اى برخورد شديد با عضو يا بافت منجر مى شود. ديگر داروهاى مُسكّن قديمى كه از گل و گياه ساخته مى شد چندان براى بشر استرس زده معاصر كارآمد نيست؛ گويى طبع بشر هم از لطافت بيرون آمده و بسيارى از بيمارى ها مى بايست با شيوه بمباران شيميايى و جراحى حل و فصل شود. اما اين شيوه ها نيز اغلب در برابر بسيارى از امراض مزمن كارگر نيفتاده اند؛ به عنوان مثال تا به حال گروه بزرگى از مبتلايان به ميگرن به طور كامل و اساسى درمان نشده اند. در بسيارى از موارد ما فقط بيمارى ها را كنترل مى كنيم و همانگونه كه بسيار تجربه كرده ايم، معمولاً كنترل بيمارى با عوارضى گاه خطرناك براى اعضا و بافت هاى ديگر همراه بوده است. در اينجا باز هم بايد هوشيار باشيم و نسبت به عظمت دستاورد هاى طب جديد غافل نباشيم و احكام يك طرفه صادر نكنيم. به هرحال مى توان ديد كه پزشكى جديد در طول تاريخ گاه با توفيق و گاه با عدم توفيق روبه رو بوده است.

 * آيا در پايان مى توان چيزى به عنوان ملاحظه نهايى يا جمع بندى اضافه كرد؟

فكر مى كنم بشر معاصر مى بايست به مرحله اى از رشد عقلانى برسد كه هر شخص بتواند خود نظام درمانگر مناسب خويش را انتخاب كند. كسى كه دچار آپانديسيت مى شود نبايست به پزشك هوميوپات مراجعه كند، بلكه بايد خود را به تيغ جراحى بسپارد و آن كس كه گرفتار يك بيمارى مزمن chronicاست، علاوه بر بهره مندى از روش هاى طب جديد، بايدامكانات ديگر نظام هاى طبى را نيز از نظر دور ندارد. در اينجا همانگونه كه نمى خواهيم طب سينايى را نسبت به پزشكى جديد برترى دهيم، نبايد و نمى توان پزشكى جديد را به طور كامل و همه جانبه بر گونه هاى ديگر پزشكى رجحان داد. بايد به امكانات هر نظام پزشكى توجه كرد و از يافته هاى نظام هاى ديگر پزشكى در كنار طب جديد بهره مند شد. امروزه با توجه به اينكه بسيارى از بيمارى هاى جديد مانند ايدز مولود چرخه هاى جديد زندگى يعنى اخلاق معاصر، تكنيك معاصر و حتى رژيم غذايى معاصر است، لزوم تحول كلى در شيوه زيست و پيوند دادن طب با معنويت و عرفان كاملاً ضرورى به نظر مى رسد. آنچه به نظر نگران كننده مى رسد، وجود يك مسابقه بى پايان ميان ظهور بيمارى هاى نو و ظهور تكنولوژى هاى جديد براى برخورد با آنها است. مسلم آن كه هيچكس نمى تواند با اطمينان بگويد كه سرانجام اين تكنولوژى پزشكى است كه مسابقه را به سود خود پايان خواهد داد.

*به نظر مى رسد توجه به اين قبيل مطالب رويكرد كلى پزشكان را به مسئله درمان متحول مى كند. آيا چنين نيست؟

همينطور است. تصور مى كنم اين مطالب اصلاً تلقى ما را نسبت به سلامت و بيمارى دگرگون مى كند و بخصوص مى تواند پرتو تازه اى بر بيمارى هاى روانى، عفونى، قلب و عروق و نيز آنچه كه در طب جديد با اصطلاحات آلرژى و ميگرن از آنها تعبير مى كنند، بيفكند. اميدوارم وقتى مجالى پيدا شود تا چگونگى اين تحول را، به تفكيك در مورد هر يك از بيمارى هاى فوق، بازگوييم و به جامعه پزشكى تقديم كنيم.

منبع: نام گفت و گو شونده: دکتر محمد رضا - ريخته ‏گران/ منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 09/04/1387  http://www.bashgah.net/pages-21727.htm