حضور همهجانبه ورزش، چنان در تمام عرصههاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي گسترده شده است كه انديشمندان و محققان در اكثر شاخههاي دانش، سعي ميكنند آن را موضوع مطالعه خود قرار دهند. كندال بلانچارد، نويسنده كتاب «مردمشناسي ورزش» ميكوشد از ديدگاه علم مردمشناسي به بررسي ورزش و بازي بپردازد. اهميت اين پژوهش سبب شد تا كتاب و فصول آن را با تأمل بيشتري بررسي كنيم.
***
ورزش و بازي به عنوان يكي از پديدههاي جهان مدرن و ماقبل از آن، با تبلور در اشكال فردي و گروهي، نه تنها به عنوان عامل تفريح و سرگرمي بلكه به عنوان عاملي براي شادابي روح و نشاط جسم، جايگاه مهمي را در فرهنگها به خود اختصاص داده است. به گفته مرتضي رضوانفر، رئيس پژوهشكده مردمشناسي، اهميت بعد اجتماعي ورزش در جهان معاصر سبب شده است با «مفاهيمي چون تداخل فرهنگي، دهكده جهاني، فستيوالهاي فرهنگي، عامليت كارناوال، صنعت و تبليغ» گره بخورد.
مردمشناسي چيست؟
كندال بلانچارد ميگويد: «مردمشناسي از واژه يوناني anthro pologo برگرفته شده و به معناي «مطالعه انسان» است. اين رشته، كه جامعترين رشته علوم اجتماعي است، به هر جنبه قابل تصور رفتار انساني در گذشته، حال و آينده ميپردازد.ص59»از شاخههاي مردمشناسي ميتوان به مردمشناسي زيستي، باستانشناسي، زبانشناسي و مردمشناسي فرهنگي اشاره كرد اما كندال بلانچارد بر اين نظر است كه «مردمشناساني كه ورزش را مطالعه ميكنند از هر يك از چهار زيررشته مردمشناسي استفاده ميكنند.ص59»
جايگاه ورزش و بازي در تاريخچه مردمشناسي
در مردمشناسي ورزش «يك فعاليت بازيگونه تعريف شده است كه داراي قوانين و عناصر رقابتي است و با مجموعهاي از فعاليتهاي فيزيكي همراه ميگردد و در تاريخچه مردمشناسي به نام «بازيها» (games) عنوانبندي ميشود.ص69»
سر ادوارد بورنت تايلر (Sir Edward B.Tylor) كه به پدر مردمشناسي ملقب است، از اولين مردمشناساني بود كه به اهميت مفهوم بازي پي برد، او فهميد كه «برخي از فعاليتها مانند وقايع ورزشي، ممكن است براي مردمشناسان راههايي به سوي كشف ماهيت ارتباط فرهنگي در دوره ماقبل تاريخ به وجود بياورند.ص70»
مردمشناسي ورزش
كتاب «مردمشناسي ورزش با سخناني از مرتضي رضوانفر، رئيس پژوهشكده مردمشناسي آغاز ميشود و دربردارنده مقدمهاي در بيست و نه صفحه از عليرضا حسنزاده يكي از مترجمان كتاب است. او پس از مروري بر مطالعات گوناگون مردمشناسي ورزش از دو دوره عمده كه شامل 1ـ مطالعه ورزشهاي اوليه و چيرگي نظريه اشاعه 2- افزوده شدن مطالعه بازيها و ورزشهاي مدرن و طرح مفهوم همپوشاني و تداخل فرهنگي.ص17» است، به اختصار سخن ميگويد. غير از سر ادوارد بورنت تايلر، پدر مردمشناسي در جهان، ميتوان به جيمز موني، كولين، فون كارل وُله، ملكوم ارث، كليفورد گيرتز، نوربرگ، آليس چسكا، ويتني، وكندال بلانچارد نويسنده كتاب مردمشناسي ورزش، اشاره كرد كه به عنوان افرادي در اين شاخه پژوهشهايي را در طي ساليان مختلف انجام دادهاند.
مردمشناسي ورزش در ايران
عليرضا حسنزاده در اين قسمت ميكوشد علاوه بر بررسي مردمشناسي ورزش در ايران، به اهميت ورزش به دليل درهمتنيدگي با مفهوم هويت بپردازد. «از يكسو گره خوردن مفهوم ورزش و هويت را ميتوان از چشماندازي كه كليفورد گيرتز ميگشايد، موردتوجه قرار داد و از سوي ديگر جوامع قومي و فولك در ايران با ورزشها و بازيهاي محلي خويش به تعريف هويت خود دست مييازند: سواركاري تركمنها، لانند بازي و كشتي گيلهمردي گيلكها، لوچومازندرانيها، چوخه خراسانيها و ...ص23» پيشينه مطالعه مفهوم بازي و ورزش در غرب به سده هيجدهم باز ميگردد در حاليكه پيشينه مطالعه اين مفهوم در ايران صرفاً به چند دهه اخير محدود ميشود. با اين حال مفهوم ورزش در ايران عميقاً با مفهوم هويت گره خورده است. «از يكسو ورزشهاي باستانياي چون ورزش پهلواني، چوگان و ... ما را به سوي گذشتههاي دور بازي برد و از سوي ديگر كاركرد هويتساز ورزشهايي چون كشتي و فوتبال، اهميت ورزش را افزونتر ميسازد. اگر كشتي ايراني در تداوم ورزش باستاني با كاركردهاي آييني همراه بوده است و تعريفي سنتي از هويت ايراني را در بردارد، فوتبال ما را گاه با مفهوم بلوغ در نوجوانان ايراني، درك فضاي بيروني، آشنايي با هويتسازيهاي گروهي، برابري آييني براي زنان و از سوي ديگر، نشانههايي از پيدايي نخستين صورتهاي آيينهاي سكولار در رفتارهاي كارناوالي مواجه ميكند.ص23» مطالعات ورزش و بازي در ايران شامل سه بخش است الف) مطالعات ورزش با تاكيد بر اهميت پيشينه اساطيري، مدني و اخلاقي ب) مطالعات بازي و ورزش با توجه به گردآوري بازيهاي محلي در سطح جوامع فولك و محلي ج) مطالعات روشمند و علمي بازي و ورزش. حسنزاده در اين بخش علاوه بر توضيح اين ويژگي هر كدام از انواع مطالعات ورزش و بازي در ايران به ارائه نمونههايي از پژوهشهاي صورتپذيرفته، ميپردازد.
جايگاه مردمشناسي در مطالعه ورزش
برايان ساتون ـ اسميت، روانشناس، مدرس، پژوهشگر، مشاور و محقق بنياد فولبرايت در پيشگفتارش بر كتاب ميگويد: «وقتي نوبت به توضيح بازي و ورزش ميرسد، مردمشناسي امتياز خود را بر اغلب رشتههاي ديگر آشكار ميكند، زيرا مردمشناسي با مطالب ناآشنا و نامأنوسي سروكار دارد كه با پندارهاي امروزي ما در قرن بيستم بيتناسباند.ص47» شايد، يكي از اولين خصيصههايي كه در مورد فوتبال به ذهن ما ميرسد، اختياري و تفنني بودن آن است اما برايان ساتون ـ اسميت درباره همين موضوع ميگويد: «در حالي كه به نظر انسان معاصر، بازي نوعاً اختياري، غيرجدي و تفنني است، در اين كتاب نمونههاي متعددي از فرهنگهاي ديگر ارائه ميشود كه در آنها بازي اجباري، بسيار جدي، و محاط در زندگي كاري است.ص47»
اهميت شناخت ورزش از ديدگاه مؤلف
كندال بلانچارد ميگويد: « شناخت ورزش در مقام سنتي اجتماعي و يكي از عناصر سازنده فرهنگ براي مشاركت آگاهانه در جامعه دموكراتيك امروزي اهميت زيادي دارد. ورزش در آمريكا و همچنين ديگر كشورهاي جهان، مشغلهاي بسيار مهم و از نظر فرهنگي و سياسي بسيار تأثيرگذار است. ناديده گرفتن و يا حتي كمارزش شمردن تأثير مسابقات ورزشي بر جامعه آمريكا منجر به فهمي ناقص از دموكراسي آمريكا ميشود.ص51» وي در نهايت بر اين نظر است كه «هيچ موضوع ديگري در علوم اجتماعي به طور كلي و مردمشناسي به طور خاص وجود ندارد كه بيش از ورزش شايان توجه باشد.ص54»
ورزش و مردمشناسي
كتاب پس از مقدمهاي به قلم عليرضا حسنزاده، پيشگفتاري به قلم برايان ساتون ـ اسميت و سرآغازي به قلم مؤلف كتاب آغاز مي شود فصل اول «ورزش و مردمشناسي» نام دارد، مؤلف در اين فصل علاوه بر توضيح راجع به مردمشناسي به معرفي زيرشاخههاي آن مثل مردمشناسي زيستي، باستانشناسي، زبانشناسي و مردمشناسي فرهنگي ميپردازد. مؤلف در اين بخش سال 1959 را يكي از حساسترين سالها در تاريخ مردمشناسي ورزش و بازي معرفي ميكند. زيرا مقالات، جان رابرتز، مالكوم ارث و رابرت پوش توانستند مقالات خود را تحت عنوان «بازي در فرهنگ» به چاپ برسانند. در همين فصل به اهداف مردمشناسي ورزش پرداخته شده كه به اختصار عبارتند از 1ـ تعريف و توصيف رفتار و اوقات فراغت از ديدگاه ميانفرهنگي 2ـ مطالعه ورزش در جوامع اوليه، قبيلهاي، غيرغربي، جهان سومي و توسعه نيافته، همچنين جامعه تاريخي و معاصر غرب 3ـ تحليل ورزش به عنوان عاملي در فرهنگپذيري، فرهنگ بخشي و حفظ فرهنگ و سازگاري با تغييرات 4ـ نگرش به ورزش به عنوان يكي از جنبههاي متعدد رفتار فرهنگي 5 ـ تحليل رفتار ورزشي در ماقبل تاريخ 6ـ تحليل زبان ورزش 7ـ پرداختن به نقش ورزش در محيط آموزشي چندفرهنگي 8 ـ طرح و اجراي برنامههاي ورزشي ـ تفريحي براي جمعيتهاي خاص 9ـ كاربرد روشهاي مردمشناسانه براي رفع مشكلات عملي در محيطهاي ورزشي مانند تربيتبدني، تفريحات و برنامههاي مربوط به فضاهاي سرپوشيده 10ـ كاربرد روشهاي مردمشناسانه در طرح و اجراي برنامههاي تربيتبدني، تفريحي و فعاليتهاي سالني 11ـ گسترش فعاليتهاي سازنده اوقات فراغت با استفاده از الگوهاي ورزشي 12ـ ايجاد نگرشهاي منتهي به تفاهم ميان فرهنگي.ص91» فصل اول كتاب با ارائه خلاصه و سپس بخشهايي تحت عنوان تمرين و پروژههاي ويژه پايان ميپذيرد.
معناي ورزش: رويكرد فرهنگي
مؤلف در فصل دوم پس از توضيح معناي فرهنگ و بررسي ويژگيهاي كليدي فرهنگ، مشكل اساسي در رويكرد فرهنگي به منظور مطالعه رفتارهاي ورزشي را «تعريف نقش آن در چارچوب كلي فرهنگي، ص109» ميداند. سپس مباحث مربوط به رويكرد فرهنگي را در قالب عناويني چون بازي، ورزش به عنوان «كار» يا «بازي»، ورزش و بازيها، ورزش و آيين، ورزش به عنوان كشمكش، مبارزه و برخورد، ورزش، تفريح و تربيتبدني، بررسي ميكند.
مردمشناسي ورزش، تئوري و روش
مؤلف در اين فصل با تأكيد بر اهميت وجود يك نظم تئوريك و روششناسي خاص و سيستماتيك در گردآوري و تحليل اطلاعات ورزش به «تئوري» و «روش» به عنوان بخشهاي ضروري فرآيند تحقيق در مردمشناسي ورزش ميپردازد. او در اين فصل ميكوشد مدلهاي نظري در مردمشناسي را كه شامل دو گروه عمده مدلهاي توضيحي و مدلهاي تفسيري هستند بررسي كند كه مدلهاي توضيحي عبارتند از: تكاملگرايي، كاركردگرايي،كاركردگرايي ساختاري، ماترياليسم فرهنگي، هستند.
توصيف قومشناسي كلي
بلانچارد، در فصل چهارم كتابش به يكي از مهمترين موضوعات يعني مساله منشأ ورزش و تكامل آن ميپردازد. او ميكوشد براي سؤالاتي از قبيل «چطور و كجا ورزش براي اولين بار فعاليتي نهادينه در جامعه بشري شد؟ نيروهايي كه پس تكامل رفتار ورزشي قرار دارند كدامند؟ اولين اشكال ورزش چگونه بودند؟ص203» پاسخي بيابد. به همين مناسبت به بررسي موضوعاتي مانند ورزش در اجتماع عصر حجر، ورزش و دولت شهري، آمريكاي مركزي و بازيهاي گوناگون با توپ، بازي با توپ در آمريكاي شمالي، آينده ورزش و باستانشناسي، بازنگري درباره منشا و تكامل ورزش، ميپردازد.
ورزش در فرهنگ، ديدگاه تكاملي
پژوهش مولف در اين فصل متمركز بر جامعه دستهاي است. او به شناخت ورزش در مقام عنصري در ديگر فرهنگها «به منبعي بالقوه، براي دادههاي مربوط به قومنگاري، قومشناسي، باستانشناسي و تاريخ قومي» مينگرد و مسئله طبقهبندي ورزشها را با توجه به عموميت آشكار ورزش و بازي و فرهنگهاي پيچيده جوامع مختلف، امري بسيار دشوار ارزيابي ميكند. بلانچارد در اين فصل ورزش را نزد بوميان استراليا، اينوييتها (اسكيموها)، ياگانها: آمريكاي جنوبي، سرخپوستان ناواجو، چوكچيها: شمال اروپا و سيبري، دانيها: گينه نو بررسي ميكند. فصل ششم با همان عنوان ورزش در فرهنگ: ديدگاه تكاملي، متمركز بر جامعه فرادستهاي است و ورزش را نزد چاكُتوها: جنوبشرقي آسيا، مانوريها: پولينزي از لاندنو، ساموآييها(پولينزي) زولوها: جنوب آفريقا، آشانتي: غرب آفريقا بررسي ميكند.
ورزش مدرن و سنتي
هفتمين و آخرين فصل كتاب «كاربرد» نام دارد. به گفته مولف: «مردمشناسي ورزش نه تنها به درك و شناخت ورزش در ماقبل تاريخ، تاريخ و جهان معاصر ميپردازد، بلكه شناخت پويش اجتماعي و فرهنگي ورزش و نحوه كاربرد اين شناخت در حل مسايل واقعي را نيز دربردارد. از اين نظر، يكي از اجزاء مهم مردمشناسي ورزش، جزء كاربردي آن است. فرض بر اين است كه مردمشناسي ورزش ميتواند به مردمشناسي كمك كند و در حل مسائل واقعي انسانها موثر افتد.ص383» در اين فصل مواردي از قبيل، فرهنگپذيري، ورزش و تحول اجتماعي، زنان و ورزش، ورزش و خشونت، خشونت ورزشي و جنگ بررسي ميشود. سپس موضوع ورزش سنتي و آنچه بدان مربوط است مثل نظم نوين جهاني و ورزش سنتي بررسي ميشود. «يكي از عجايب نظم جهاني آينده اين است كه ممكن است ورزش پسامدرن از ورزش مدرن، ماقبل مدرنتر باشد. مسلماً در ورزش سنتي چيزي هست كه به دموكراسي قومي و جهاني شدن كمك ميكند كه اكنون براي منافع درازمدت انسان خطرناك به نظر ميرسد.ص465» هر فصل كتاب مشتمل بر خلاصه، تمرين و پروژههاي ويژهاي براي خواننده و پژوهشگر است. همچنين كتاب دربردارنده عكسهايي از انواع ورزش و بازيهاي نامبرده در كتاب است.
منبع: منیره پنج تنی، مجله اطلاعات حکمت و معرفت، شماره مرداد1388 ویژه نامه فلسفه فوتبال