صهیون پژوه: درباره کنترل جمعیت، گفتنی بسیار است. این تحلیل خواندنی را درسایت خبری تحلیلی رجا دیدم که عینا می آورم. ضمنا در ذیل آن یادداشتی نوشتم که برای شما نیز نقل می کنم:

سلام بر برادرانم در رجا. عالی بود. عین مطلبتان در وبم آمد. متشکرم. واقعا متشکرم. فکر کنم بد نباشد با برخی از علمای بزرگوار حوزه مصاحبه کنید که در حوزه های سراسر کشور و از جمله در قم اکثرا مخالف کنترل جمعیت هستند. همچنین در مناطق سیستان وبلوچستان سنی های متمایل به وهابیت بعضا  سه زن میگیرند و از هر کدام حدود 15 بچه می اورند برای مبارزه با شیعه و با حمایت مستقیم وهابیان عربستان ودلارهای آمریکایی. این گزارش مستقیم برخی دوستان باسواد طلبه ازاین مناطق است.  تهیه گزارش های مستند بهترین راه حمایت از دکتر احمدی نژاد است.
ضمنا کتاب ارزشمند آیه الله حسینی طهرانی با عنوان" کنترل جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکره مسلمین" در این رابطه خواندنی است. می توانید گزارشی از آن کتاب بیاورید. موفق باشید. در همین رابطه در این وبلاگ بدینجا مراجعه کنید: کنترل جمعیت، سیاستی استعماری صهیونی 

بر اساس نظرات استراتژیست ها و محققان توسعه، دو بچه کافی نیست دکتر عبدالرضا داوري

رییس جمهور در گفت و گو با شبکه اول سیما با اشاره به این‌كه " بنده شعار دو بچه كافی است را قبول ندارم"، اظهار داشت: این مساله سیاست غلطی بود كه غربی‌ها انتخاب كرده و امروز پشیمان هستند و سرمایه سنگینی برای حفظ هویت و فرهنگ خود می‌پردازند، چرا باید در مسیری قرار بگیریم كه نتیجه آن مشخص است. در اثبات دیدگاه دقیق، کارشناسی و علمی دکتر محمود احمدی نژاد در خصوص ضرورت افزایش جمعیت ایران اسلامی ، ذکر 2 نکته ذیل کافی است:

1- مراحل انتقال جمعيتي در ‌ايران بعد از دهه 20 با كاهش اساسي و مستمر مرگ و مير آغاز شد اما در دوره زمانی 1360-1330 ، ايران با رشد پرشتاب جمعيت مواجه گردید. به طوري كه معدل رشد سالانه جمعيت در اين چهار دهه به رقمي حدود 3 درصد ارتقاء یافت و این رشد سالانه سبب شد که جمعيت ایران هر 20 سال يكبار دو برابر و در طول يك قرن بيش از شانزده برابر شود. به طوریکه جمعيت ايران از رقمي كمتر از 19ميليون نفر در سال 1335 به رقمي در حدود 50 ميليون نفر در سال 1365 افزایش یافت. افزایش نرخ رشد اقتصادی کشور، ارتقاء کیفیت و امید به زندگی ایرانیان و نیز گسترش بهداشت عمومی و به تبع آن كاهش ميزان‌ مرگ ومير به ويژه مرگ ومير نوزادان و اطفال ، نقش اصلي و تعيين كننده ای در پرشتاب شدن رشد جمعيت ایران ایفا نموده اند. تحولات پیش گفته سبب شدند که ميزان رشد طبيعي سالانه جمعيت ایران در فاصله سالهاي 1355 تا 1365 تا رقم 2/3 درصد افزایش یابد، ضمن آنكه همزمان با ورود معاودين عراقي و هجوم آوارگان افغاني در اين دوره زمانی، حدود هشت دهم واحد، نرخ رشد سالانه جمعيت به دلیل مهاجرت افزايش یافت و رقم رشد مطلق سالانه جمعيت به 4 درصد رسید.

این موضوع باعث شد که دولت میرحسین موسوی، بر اساس توصیه های شبه کارشناسی سازمان برنامه و بودجه وقت ، به جای آنکه افزایش ظرفیتهای درونی اقتصادی کشور را برای جذب جمعیت رو به رشد در دستور کار خود قرار دهد، سياست هائي را در جهت تعديل ميزان رشد جمعيت از طريق تشويق و ترغيب برنامه‌هاي تنظيم خانواده و كاهش سطح زاد و ولد و باروري اتخاذ نمود به طوري كه از سال 1367 اين سياست ها در متن اولين برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي قرار گرفت و دولتهای هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هم به صورت پیاپی، كاهش سطح زاد و ولد و باروري ایرانیان را به طور جدی دنبال کردند.

بدين ترتيب عملکرد "سترون سازی ایرانیان" در دولتهای زنجیره ای موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی طی سالهای 65 تا 84 ، سطح "باروري" را در ايران با سرعتي استثنائي كه در سطح بين‌المللي كم سابقه و شايد هم بي‌سابقه بود كاهش داد. بطوريكه شاخص هاي باروري و به تبع آن ميزان رشد سالانه جمعيت در مقايسه با سال 1365 به كمتر از نصف تقليل يافت. ميزان باروري كل از 5/6 نوزاد زنده براي هر زن در سال 1365 به كمتر از 3 نوزاد زنده و به تبع آن ميزان رشد طبيعي سالانه جمعيت از 2/3 درصد در سال 1365 به كمتر از 5/1 درصد در حال حاضر تنزل يافته است.

هرچند که كاهش سطح زاد و ولد و باروري بر ميزان رشد جمعيت و از آن طريق تعديل شتاب افزايش تعداد جمعيت تاثیر گذاشت ، اما نکته ای که دست اندرکاران پروژه "سترون سازی ایرانیان" در دولتهای چهارم تا هشتم از آن غفلت کردند این نکته بود که سیاستهای کنترل جمعیت، بر تركيب و ساختار جمعيت نيز تأثير گذار است! به این معنا که سیاست كاهش مستمر زاد و ولد و انتقال از باروري طبيعي به باروري كنترل شده ، به تدريج ساختار سني جمعيت ایران را از وضعيت جواني خارج و به طرف سالخوردگي سوق خواهد داد. به همين لحاظ هرم سني جمعيت ايران كه در طول تاريخ همواره قاعده‌اي گسترده داشته و به لحاظ تمركز بيش از 40 درصد از كل جمعيت در سنين كمتر از 15 سال، از ساختاري جوان برخوردار بود، در دو دهة اخير به سبب كاهش باروري ، تغيير شكل داده و نوعي فرورفتگي درقاعده هرم سني ايجاد شده است . به همين سبب تغيير شكل هرم سني نسبت جمعيت كمتر از 15 سال از رقمي بيش از 45 درصد در سال 1365 به رقمي حدود 25 درصد در سال 1388 كاهش و در واقع در فاصله ای 23 ساله و با روندي بي سابقه ، حدود 50 درصد تقليل يافته است که در صورت تداوم این سیاست جمعیتی ، روند كاهش جمعيت كمتر از 15 ساله به حدود 15 درصد نيز خواهد رسيد!

2- انتقال هرم سني جمعيت ايران از جواني به سالخوردگي در شرایطی صورت می گیرد که منابع انساني موتور حركت توسعه هستند. کارشناسان توسعه معتقدند که اگر دولتی مردمگرا بر سرکار باشد که منابع ملی را اتلاف نکرده و سرمايه و زيرساختها را ترکیب و به كار بندد ، اتفاقا افزایش جمعيت مي تواند عاملی برای شتاب یافتن روند توسعه باشد. مثال مهم برای این تحلیل ، کشور چين است که با حدود يك و نيم ميليارد جمعيت، بالاترين نرخ رشد اقتصادی در جهان را حائز شده است.واقعیت آن است که ترویج سیاست کاهش جمعیت در کشورهایی نظیر ایران بیش از آنکه از عقبه علمی و کارشناسی برخوردار باشد ، مستظهر به اراده های سیاسی در محافل غربی است. نرخ رشد منفي جمعيت در كشورهاي اروپايي و در پي آن نرخ رشد شتابان جمعیت در كشورهاي غیرغربی نگراني جدي را در میان استراتژيستهای غرب ايجاد كردكه برتري جمعيت را در جنوب و كاهش جمعيت را در شمال ، به طور طبيعي باعث انقراض تمدن غرب ارزیابی کردند. استراتژیستهای غربی جمعيت و نيروي انساني را به عنوان يكي از عوامل اساسي رشد و توسعه می دانند و آن را محور و محركه رشد سرمايه هاي انساني ونيروي انساني تلقی می کنند . آنان چهار عامل سرمايه مادي، انساني، عامل طبيعي و سرمايه زيرساختي و زيربنايي را عوامل رشد و توسعه اقتصادي کشورهای غربی می دانند و معتقدند که محدوديت هر كدام از اين عوامل، رشد و توسعه اقتصادي غرب را محدود مي كند . مثلا اگر در غرب عامل سرمايه يا منابع مالي قوي باشد اما رشد جمعیت و به تبع آن منابع انسانی محدود گردد، فرایند رشد و توسعه غرب عقیم خواهد ماند. استراتژيستهای غرب به خوبی میدانند که وجود نيروي انساني و منابع فراوان مولد و كارا باعث ظهور اقتصادی قدرتمند در آلمان، فرانسه، کانادا، امریکا، چین، ژاپن و ايتاليا شده است و چنانچه جمعيت یک کشور جوان ، مولد، فعال و كارا باشد، مي تواند عامل رشد و توسعه بوده و به طور معکوس اگر جمعیت کشوری سالخورده، غيرمولد و مصرفي و ناكارا باشد، مي تواند مانعی برای رشد و توسعه ایجاد نماید. اکنون پرجمعيت ترين كشور جهان يعني چين به خاطر مولد وكارا بودن جمعيت خود توانسته است بيشترين نرخ رشد اقتصادي را در بين كشورهاي قدرتمند اقتصادي با نرخ ۸درصد به ثبت رسانده و مازاد درآمد ارزي خود را تا 200 ميليارددلار ارتقا دهد، اين موضوع موید آن است كه جمعيت زیاد ، در يك مديريت کارآمد اقتصادي نه تنها تهدیدی نیست بلکه به عنوان يك فرصت بی نظیر تلقی می شود.

بر این مبنا با توجه به اینکه دکتر محمود احمدی نژاد تحول جدي در ساختارهاي اقتصادي ایران و به ویژه استفاده بهینه از منابع کشور را سیاست اصولی دولت خود اعلام داشته است سیاست افزایش جمعيت مي تواند به عنوان يك "فرصت" و مکمل سیاستهای اصلاح گرایانه اقتصادی دولت دهم تلقي شود. وسعت سرزمينی، تنوع آب وهوايي، وجود منابع متنوع معدني ، موقعيتهاي ترانزيتي و ساير مزیتهای اقتصادي ایران در کنار عزم دکتر احمدی نژاد برای اجرای پروژه عظیم اصلاح ساختاری اقتصاد کشور ، امروز زمينه را براي يك رشد شتابان و جهشي در اقتصاد ايران ايجاد كرده كه رشد جمعيت در این فرایند را به عنوان يك فرصت طلایی مطرح می سازد .

از سوی دیگر توجه همزمان دکتر احمدی نژاد به توزيع ناموزون مكاني جمعيت درسطح كشور که با تاکید عالمانه ایشان بر کاهش جمعیت استان تهران آشکار شد* ، حکایت از آن دارد که رییس جمهور بر اساس مطالعه ای دقیق ، عالمانه و آینده پژوهانه ، بر ضرورت افزایش جمعیت کشور تاکید کرده است.دکتر محمود احمدی نژاد با نگاهی دوراندیشانه به نیکی دریافته است که طی 20 سال اخیر ، حجم عمده سرمایه گذاری های کشور در تأمين نياز‌هاي آموزشی و اشتغال صورت گرفته که در صورت تداوم نرخ رشد کنونی جمعیت ، بسیاری از ظرفیتهای ایجاد شده در حوزه آموزش از مدارس تا دانشگاهها به دلیل کاهش شدید جمعیت جوان تعطیل شده و بخش عمده ای از نیروی کار مورد نیاز در صنایع و معادن نیز به دلیل سالخوردگی جمعیت قابل تامین نیست و این در حالی است که در صورت تداوم نرخ رشد کنونی جمعیت بخش عمده ای از منابع کشور باید صرف هزینه های درمانی و پزشکی جمعیت سالخورده کشور شود . بر این اساس است که احمدی نژاد شجاعانه در مقابل باور رایج اما غلط "دوتا بچه کافیه" ایستاد تا روند توسعه ایران در دو دهه آتی از نفس نیفتد.

__________________________________________

* استان تهران پرتراكم ترين استان ايران است ، به طوری که درسال 1385 حدود 430 هزار نفر در هر كيلومتر مربع جمعيت داشته است. منبع: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=48328

در همین رابطه در این وبلاگ بدینجا مراجعه کنید: کنترل جمعیت، سیاستی استعماری صهیونی