حجت الاسلام نمازي: حقيقتا قدر و منزلت موسسه امام خميني(ره) و حضرت علامه استاد مصباح هنوز براي بسياري مجهول است

عضو گروه فلسفه موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) به تبيين فوائد فلسفه ، رابطه فلسفه با دين و رابطه فلسفه با ساير علوم پرداخت.

 

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در گفتگو با خبرنگار تبيين در خصوص جايگاه و منزلت رفيع فلسفه در ميان انديشه هاي بشري ابراز داشت: اگرانديشه بشري را مانند يك ساختمان عظيم فرض كنيم، آنچه جنبه پايه، مبنا و اساس ساختمان را دارد، فلسفه است كه مباني و رريشه هاي انديشه بشري را تشكيل مي دهد.

 

وي هر نوع شناخت مخصوصا در بعد شناخت شناسي را مرهون مسائل اصلي و بنيان فلسفي دانست و افزود: اگر بخواهيم كاخ عظيم اخلاق، فقه، عقائد، هنر و ديگر ابعاد اسلامي ، همچنان استوار بماند، لاجرم بايد به مباحث فلسفه پرداخته شود.

 

حجت الاسلام دكتر نمازي با اشاره به فوائد هفتگانه فلسفه ، تبيين و اثبات عقلايي معارف ديني براي خود و ديگران را اولين فائده فلسفه برشمرد و اظهار داشت: بدون دستگاه عقلاني قوي نمي توانيم حرف خود را به ديگران برسانيم. چون وجه مشترك ما با عالم در عقل است و لذا براي تبيين و اثبات معارف به جهانيان نمي توان به آيات و روايات استناد كرد و به فلسفه نيازمنديم.

 

وي تعميق فهم حقائق را ديگر فايده فلسفه دانست و افزود: فهم حقائق متفاوت است و گاه سطحي هستند، اما براي فهم عميق حقائق ديني، آشنايي با فلسفه لازم به نظر مي رسد. اگر چه گاه برخي به واسطه پاكي قلب مي توانند از طريق عرفان و علم حضوري به عمق حقائق برسند، اما اين فراگير نيست و اين عده قليل هستند و حتي همين عده نيز براي انتقال فهم خود به ديگران ناچار به استفاده از فلسفه هستند.

 

اين استاد فلسفه، دفاع از مواضع دين را سومين فائده فلسفه بيان و خاطر نشان كرد: در عصر حاضر، همواره دشمنان و مخالفان شبهات و سئوالاتي را عليه دين مطرح مي كنند كه تنها راه پاسخ صحيح دادن به شبهات عليه دين در مقابل مكاتب و مذاهبي كه خود را مطرح و ترويج مي كنند، فلسفه است و جز پاسخ هاي محكم و مستدل فلسفي نمي تواند پاسخگوي اين شبهات باشد.

 

وي چهارمين فائده فلسفه را يافتن نگاهي كلي نگر و نظام مند به هستي و واقعيت هاي مختلف دانست و خاطر نشان كرد: داشتن يك نگاه كلي و نظام مند به جامعه و واقعيت هاي آن تنها از طريق فلسفه ميسر مي شود، چون اين فلسفه است كه با تبيين اصول و مباني كلي ، كل هستي و مراتب وجود و ارتباط اين وجودات با يكديگر را مشخص مي كند.

 

دكتر نمازي با اشاره به اينكه پنجمين فائده فلسفه، تأمين پايه هاي فكري توليد علم و جنبش نرم افزاري است، اظهار داشت: اگربخواهيم به فرمايش مقام معظم رهبري درخصوص جنبش نرم افزاري ، لبيك بگوييم و بخش نرم افزاري كه با مكاتب، انديشه ها و مشارب مختلف در هستي و جهان بسيار پيچيده امروز مواجه است را تقويت كنيم، لاجرم بايد فلسفه بدانيم.

 

وي اثبات نادرستي مباني جهان بيني ها را در گرو فهم فلسفه و ششمين فائده آن دانست و خاطر نشان كرد: امروزه جهان بيني هاي متعددي در جهان وجود دارد كه حداقل آن جهان بيني سوسياليسم و كاپيتاليسم است. همچنين امروزه مكاتب متعددي در زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي به وجود آمده اند و انحراف آنها براي ما روشن است، اما براي اينكه بتوانيم نادرستي مباني فكري آن ها را به اثبات برسانيم، بايد از فلسفه بهره بگيريم.

 

حجت الاسلام نمازي افزود: همچنين مقابله با عرفان هاي كاذب و انديشه هاي التقاطي كه امروزه به وفور توسط رسانه ها ترويج ، تكثير، تبليغ و تشريح مي شود، راهي به جز فلسفه ندارد.

 

حجت الاسلام دكترنمازي در خصوص هفتمين فائده فلسفه نيز ابراز داشت: فهم، تحليل عقلي و ابطال نظريات نادرستي كه در شاخه هاي مختلف علوم انساني و حتي در علوم تجربي راه يافته است، توسط فلسفه ميسر مي شود. برخي امروز دانش (science) را ارزش مطلق دانسته و غير از آن را بي ارزش تلقي كرده و آن را مرادف با علم تجربي مي دانند. در حالي كه علم داراي 9 معناست و يكي از آنها به معناي علم تجربي است.

 

وي در توضيح مطلب فوق افزود: اگر علم را معادل علم تجربي دانستن، صرفا يك جعل اصطلاح باشد، مشكلي نيست،اما محدود كردن علم در علم تجربي و بي ارزش تلقي كردن هر دانش و علمي غير از علم تجربي يك خطاي محض است، لذا علامه طباطبائي در مقدمه تفسير الميزان و مرحوم آيت الله صدر در فلسفتنا پيش از علامه مصباح يزدي، به خوبي وابستگي نتائج و ثمرات علوم تجربي را به علوم عقلي اثبات كرده اند. چرا كه اگر علوم عقلي نباشد، نمي توان به علوم تجربي نيز اعتماد كرد. يعني علوم تجربي هم براي اثبات قضايا و گذاره هاي خودشان به فلسفه نيازمندند.

 

وي در ادامه با اشاره به نقش فلسفه در دين ابراز داشت: شكي نيست كه دين، اتكايي به فلسفه ندارد، چرا كه دين منشأ وحياني دارد كه از سوي پروردگار توسط جبرائيل بر قلب رسول الله(ص) نازل مي شود. لذا خود دين بر فلسفه متكي نيست. از سوي ديگر دينداري افراد نيز لزوما متكي بر تفكر فلسفي نيست، چرا كه بسياري از مردم بدون خواندن فلسفه ديندارند و دينشان نيز قوي و خوب است و اكثر مردم نيز براي دين دار شدن به فلسفه مراجعه نمي كنند، بلكه اعتقادي از روي فطرت خويش دارند كه از راه هاي متعددي به دست آورده اند.

 

حجت الاسلام نمازي افزود: اما معرفت عميق به دين و كشف حقائق دين بدون فلسفه ميسر نيست و حتي اگر افرادي به واسطه عرفان توانسته اند معارف عميق دين را به دست بياورند براي انتقال يافته هاي خود به ديگران، راهي جز عقل و تفكر فلسفي ندارند. لذا براي آشنا كردن جهانيان با دين راهي جز فلسفه وجود ندارد.

 

وي فلسفه را تفكر عقلي نظام مند دانست كه از راه مباني معرفت شناختي و هستي شناختي و انسان شناختي و روش شناختي، نظام فكري را به جامعه تحويل مي دهد و افزود:  مردم از طريق فلسفه مي توانند به حقائق دين از طريق علم حصولي دست يابند.

 

عضو گروه فلسفه موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به ارتباط فلسفه با ساير علوم نيز ابراز داشت: اصول موضوعه هر علمي معمولا در علم ديگري به اثبات مي رسد. به عنوان نمونه اصول موضوعه دين در فلسفه است يا اصول موضوعه فيزيك در رياضيات است. همين نكته كافي است تا بدانيم علوم با يكديگر ارتباط دارند. اين ارتباط ، هم ميان علوم طبيعي با يكديگر است و هم علوم فلسفي با يكديگر و هم علوم طبيعي و فلسفي با يكديگر.

 

وي افزود: فلسفه به دو طريق به سايرعلوم كمك مي كند و به عبارت ديگر علوم از دو طريق به فلسفه نيازمندند، اول اينكه هر علمي براي اثبات موضوع خودش و اثبات حقيقت موضوع خودش به فلسفه نياز دارد و ثانيا علوم براي اثبات اصول كلي خودشان به فلسفه نياز دارند. يعني اصول كلي هر علمي در فلسفه تبيين شده است.

 

دكتر نمازي افزود: اصولي كه مادر علوم هستند و همه علوم به آن ها نياز دارند، در فلسفه اثبات مي شوند. اصولي مانند اصل عليت، محال بودن ارتفاع نقيضين، اصل محال بودن اجتماع نقيضين، اصل هو هوية، اصل الكل اعظم من الجزءو ...

 

اين استاد فلسفه با اشاره به اينكه فلسفه هم بي نياز از علوم نيست وعلوم از دو طريق به فلسفه كمك مي كنند، اظهار داشت: اثبات مقدمه براي برخي از براهين فلسفي  اولين كمك علوم ديگر به فلسفه است. به عنوان نمونه وقتي قرار است از طريق برهان نظم به اثبات خدا بپردازيم، ابتدا بايد نظم در جهان اثبات شده باشد كه علوم طبيعي متكفل اثبات نظم در جهان است و همين نظم در برهان فلسفي قرار گرفته و براي اثبات خدا استفاده مي شود. پس مقدمه برخي براهين فلسفي در علوم اثبات مي شود.

 

وي ارائه مسائل جديد براي تحليل عقلي را دومين كمك ساير علوم به فلسفه دانست و گفت: همواره اين علوم هستند كه مسأله براي فلسفه مي سازند. يعني فلسفه براي پرداختن به مسائل بايد به علوم مراجعه كرده و با تحليل عقلائي از مسائل علوم به اثبات بپردازد.

 

حجت الاسلام نمازي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه فلسفه ، اصول كلي علوم را بيان مي كند كه اين اصول كلي خودشان مي توانند در علوم مختلف داراي اصول هاي جزئي تري باشند، ادامه داد: به عبارت ديگر در فلسفه ، يك معرفت شناسي عام داريم كه به اصول كلي معرفت مي پردازد اما علوم مختلف مانند شيمي و رياضي و دين، كه اين اصول معرفت شناسي عام در آن ها وجود دارد، داراي يك اصول معرفت شناسي خاصي هستند. همين طور در فلسفه يك هستي شناسي عام و در علوم آن هستي شناسي خاص وجود دارد.

 

وي افزود: از همين جا نقش مهم فلسفه در پاسخگويي به شبهاتي كه به دين مي شود به خوبي روشن مي شود. چرا كه براي پاسخگويي به شبهاتي كه نسبت به دين و حقائق دين مي شود، بايد پايه هاي دين و مباني انسان شناختي، هستي شناختي، معرفت شناختي و روش شناختي دين را مورد توجه قرار داد كه در فلسفه بيان مي شود.

 

وي اساس حكمت و فلسفه اسلامي را معرفت دانست و افزود:  هرچند فلسفه داراي بخش هاي مختلفي است، اما بخش اصلي آن معرفت شناسي است و بزرگان فلسفه اسلامي چون فارابي، ابن سينا، سهرودي و ملاصدرا به اين مسأله عنايت داشته اند و همه آنها به معرفت شناسي پرداخته اند، هر چند در آثار آنها مسأله معرفت شناسي به صورت مستقل و با سرفصل مشخص مورد بحث قرار نگرفته است.

 

عضو گروه فلسفه موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: البته بحث معرفت شناسي توسط شاگردان برجسته علامه طباطبائي همچون آيت الله جوادي آملي، استاد شهيد مطهري و علامه مصباح يزدي و به صورت فرع و داراي سرفصل مستقل به صورت كامل مطرح شده است و اين بزرگواران مسائل اساسي ان را كه در فلسفه مطرح مي شود در آن سرفصل ها بيان كرده اند.

 

وي در ادامه خاطر نشان كرد: همانگونه كه رياضي و فيزيك علوم پايه براي علوم تجربي هستند، معرفت شناختي نيز پايه براي همه علوم به ويژه علوم انساني و حتي فلسفه هاي مضاف است و براي ورود به اين علوم نياز به معرفت شناسي داريم. در واقع نسبت معرفت شناسي با ساير علوم نسبت پايه و مبناست. لذا از همين جا رابطه معرفت شناسي با حكمت اسلامي قابل فهم است و نقش اساسي معرفت شناسي را در پايه ريزي حكمت اسلامي و فلسفه دين و در مجموع نقش معرفت شناسي در فلسفه های مضاف در مي يابيم.

 

حجت الاسلام دكتر نمازي با اشاره به اينكه فلسفه در گذشته جايگاهي در حوزه هاي علميه نداشت و به بركت وجود حضرت امام(ره) و علامه طباطبائي امروز درس فلسفه در حوزه علميه گنجانده شده است، اظهار داشت:  اما هنوزفلسفه در حوزه هاي علميه با توجه به نقش آن در تبيين عقلاني دين، داراي منزلت و جايگاه خود نيست.

 

وي با اشاره به فعاليت هاي مختلف گروه فلسفه موسسه امام خميني(ره) ابراز داشت: بعد از اينكه مناظره اي از تلويزيون پخش شد و فلسفه مظلوم واقع شد و بزرگاني مانند علامه مصباح فرمودند " باورم نمي شود در زماني كه انقلاب امام خميني(ره) در حال فتح جهان است، از صدا و سيما مباحثي مطرح شود كه حضرت امام(ره) و بزرگاني چون مرحوم شاه آبادي و .. – نعوذ بالله – كافر به شمار مي روند، اين گروه اقدام به تعريف 6 همايش در خصوص فلسفه كرد كه 3 همايش آن در خصوص چيستي فلسفه، فوائد فلسفه و توانمندي هاي فلسفه در مدرسه مبارکه فیضیه برگزار شده و 3 همايش ديگر آن نيز در سال درسی جاری برگزار خواهد شد.

 

حجت الاسلام نمازي با اشاره به وجود مكاتب و مشارب و گرايش هاي متعدد در ابعاد فلسفي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ... در جهان امروز خاطر نشان كرد: نمونه بارز اين گرايش ها را مي توان در فيلم ها و سريال ها مشاهده كرد، در حاليكه سرعت تأثيرپذيري مردم از آنها نيز زياد است و تنها راه مقابله با آن فلسفه است كه موسسه گام بزرگي را در اين مسير برداشته است.

 

دكتر نمازي در پايان با اشاره به نتايج اسلامي سازي علوم انساني خاطر نشان كرد: حقيقتا قدر و منزلت موسسه امام خميني(ره) و استاد علامه مصباح هنوز براي بسياري مجهول است، چون كار موسسه مربوط به مسائل بنياديني است كه در سالهاي آينده تاثیر ان در فكر و بينش و منش افراد جامعه پیدا خواهد داشت، لذا در آينده اين جايگاه براي افراد بيشتر روشن مي شود.

منبع: http://tabyin.ir/node/26429